<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دیده شو  /ادمین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_77822618</link>
        <description>کارشناسی ارشد روان شناسی.. تحلیلگر و ایده پرداز تیم تبلیغاتی دیده شو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:25:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2385150/avatar/CQ1A3N.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دیده شو  /ادمین</title>
            <link>https://virgool.io/@m_77822618</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی عصبی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77822618/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-yetaubhjoxru</link>
                <description>بازاریابی عصبیمقدمه آیا تا به حال تمایل داشته‌اید که دنیا را از دید دیگران ببینید؟! شاید این سوال در نگاه اول کمی عجیب به نظر برسد. اما دانستن این موضوع برایتان جالب خواهد بود که افراد زیادی در دنیا هستند که تمایل دارند به جای دیگران زندگی کنند. اگر فیلم (جان مالکوویچ بودن) را تماشا کرده باشید، به خوبی می‌توانید این حس را درک کنید.در این فیلم شخصیت‌ها تلاش می‌کنند تا برای مدتی در ذهن جان مالکویچ زندگی کنند! برای اینکه بدانید این صحبت‌ها چه ارتباطی با حوزه بازاریابی دارند، باید بگوییم متخصصان تلاش می‌کنند تا در روش بازاریابی عصبی ، دقیقا از این رویای دیرینه انسان استفاده کنند. در این مطلب از سیر تا پیاز بازاریابی عصبی را توضیح خواهیم داد؛ پس با ما همراه باشید.بازاریابی عصبی چیست و نورومارکتینگ چگونه کار می کند؟دو روش اصلی برای ردگیری عملکرد ذهنی مشتریان بالقوه وجود دارد :از طریق FMRI و EEG که به الکتروگرافی معروف است.از نظر تخصصی در تصویربرداری مغزی از آهن ربای خاصی برای ردگیری جریان خون در مغز در زمان پاسخگویی آزمایش شونده به یک محرک، استفاده می شود. این کار به آنها اجازه می دهد تا وارد مرکز لذت افراد شوند، و از این طریق بازاریابان در میابند چه عملکرد و ویژگی های خاصی منجر به تحریک افراد می شود. این محرک ها ممکن است رنگ، تصویر، صدا، چیدمان، بسته بندی، رایحه، ویژگی های فیزیکی یا هر عامل دیگری که به نوعی با احساسات افراد در ارتباط است، را شامل شود.از طرفی دیگر EEG بسیار ارزان تر از FMRI است و از طریق کلاهی که الکترودهایی روی آن نصب شده موج های الکترونیکی تولید شده توسط مغز را اندازه گیری می کند و این امکان را برای محققان فراهم می آورد تا هیجانات و احساساتی مانند خشم، هیجان و اندوه را ردگیری کنند. البته آنچه محققان و متخصصان این حوزه بر آن تاکید دارند آن است که این روش قادر به ذهن خوانی و پی بردن به امیال و آرزوهای درونی انسان نیست و صرفاً اطلاعات ناخودآگاه اما مشخص افراد در مورد واکنش به محرک های مختلف را نشان می دهد.قوانین بازاریابی عصبینورومارکتینگ هم مانند هر بازاریابی دیگر قوانینی دارد که در ادامه این موارد را بررسی می‌کنیم:	•	از ضمیر “ما” استفاده کنید و همچنین از شرکت خودتان زیاد صحبت نکنید.	•	سریع به اصل مطلب بروید و حاشیه‌پردازی نکنید.	•	تصویرسازی کنید و ویژگی‌های محصول و خدمت‌تان را به شکلی درست به مشتری نشان دهید.	•	محصول و ویژگی‌هایش را به صورت قابل درک و ملموس ارائه دهید.	•	ابتدا و انتهای تبلیغ محصولات‌تان را جذاب تهیه کنید؛ چرا که بیش‌تر مردم به اول و آخر تبلیغ بیش‌تر دقت می‌کنند.	•	از احساسات استفاده کنید چرا که تعجب، خنده، ترس و… باعث ماندگاری در ذهن مخاطب می‌شود.کاربرد نورومارکتینگ در تبلیغات و بازاریابینورومارکتینگ در دنیای تبلیغات امروز کاربردهای بسیار گسترده‌ای دارد که حتی در برخی از موارد این کاربردها یکسان نیستند. برای مثال ممکن است یک شرکت بازاریابی عصبی را به هدف فروش بیش‌تر به کار بگیرد اما شرکت دیگری در کنار رسیدن به فروش بیش‌تر به دنبال موارد دیگری هم باشد. تمامی این موضوعات بستگی به هدف آن برند یا مجموعه دارد. اما به هر حال بسیاری از کاربردهای این نوع بازاریابی بسیار پرکاربرد است که در ادامه آن‌ها را بررسی کرده‌ایم.	•	استفاده از نتایج در تحقیقات بازار	•	استفاده از نتایج در طراحی محصول و بسته‌بندی	•	استفاده از نتایج در شیوه قیمت‌گذاری و تخفیف‌ها	•	استفاده از نتایج در نوع تم و چیدمان فروشگاه یا سایت	•	استفاده از نتایج در ارائه خدمات به مشتری	•	استفاده از نتایج در تبلیغاتمزایای استفاده از بازاریابی عصبی چیست ؟بهره‌گیری از تکنیک‌های بازاریابی عصبی مزایای زیادی دارد که می‌توان از میان آن‌ها به نتایج باجزئیات و دقیق، دریافت بازخوردهای صادقانه، افشاگری‌های ناخودآگاه مخاطبان، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و استراتژی‌های کل‌نگر اشاره کرد.	•	نتایج دقیق و باجزئیات: بازاریابی عصبی رفتار انسان‌ها را به شکلی بسیار جزئی‌تر از تحقیق بازار به شیوه‌های قدیمی می‌سنجد. این موضوع می‌تواند رفتار مصرف‌کنندگان را بسیار دقیق‌تر از تکنیک‌هایی مانند نظرسنجی به شکل قدیمی ارزیابی کند. استراتژی‌های بازاریابی عصبی رفتار مصرف‌کنندگان و علاقه‌مندی‌های آن‌ها را با دقت بسیار زیادی ارزیابی می‌کنند و از این داده‌ها برای تشخیص احساسات مصرف‌کنندگان یا پیش‌بینی واکنش‌های آن‌ها بهره می‌گیرند. همچنین، بازاریابی عصبی می‌تواند رفتار مخاطبان را به شکل لحظه‌ای ارزیابی کند و داده‌های نتیجه را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.	•	دریافت بازخورد صادقانه: از آنجایی‌که مخاطبان در بازاریابی عصبی نمی‌توانند درباره احساسات خود دروغ بگویند، داده‌های دریافت‌شده در نتیجه استفاده از تکنیک‌های بازاریابی عصبی، دقیق و صادقانه است. می‌دانیم که گاهی حتی سؤال پرسیدن از افراد درباره حس‌هایشان می‌تواند در احساسات واقعی آن‌ها تغییر ایجاد کند، اما بازاریابی عصبی این مشکل را رفع می‌کند و نتیجه‌هایی بسیار دقیق‌تر از روش‌های قدیمی نظرسنجی به دست می‌آورد.	•	افشاگری‌های ناخودآگاه: رویکرد بازاریابی عصبی می‌تواند داده‌های بخش ناخودآگاه ذهن را نیز افشا کند و واکنش‌های کوتاهی که افراد معمولاً به خاطر نمی‌آورند را بسنجد.	•	مقرون‌به‌صرفه بودن: بازاریابی عصبی می‌تواند هزینه تحقیق بازار را کم کند و به ارزش‌های تحقیق بیافزاید.	•	استراتژی‌های کل‌نگر: می‌توان به سادگی بازاریابی عصبی را با روش‌های قدیمی بازاریابی ترکیب کرد و رویکردی کل‌نگر برای تحقیق بازار به دست آورد.بازاریابی عصبی چطور کار می‌کند؟ ￼ انسان‌ها یک مغز دارند که در اصطلاح به آن مغز اولیه گفته می‌شود. مغز اولیه چیزی است که به لحاظ عملکرد مانند مغز حیوانات عمل می‌کند. یعنی کارهایی که کاملاً بر اساس غریزه انجام می‌شود. اساساً وظیفه مغز اولیه انسان این است که ضامن بقای او باشد. این مغز مسئول انگیزه است. چیزی که سبب می‌شود انسان مانند غزالی که از دست شیر می‌گریزد، در مواقع خطر از خودش مراقبت کند. این بخش مغز بسیار سریع عمل می‌کند.مغز بعدی، در سطحی بالاتر، مغز عقلانی ماست. مغزی که در پستانداران در طول زمان رشد کرده است. این مغزی است که به شدت در برابر محرک‌ها واکنش نشان می‌دهد. این همان مغزی است که تحلیل عملکرد آن در بازاریابی عصبی مورد مطالعه است. این مغز به شش عامل خاص واکنش زیادی نشان می‌دهد که شامل احساسات شخصی، متضاد، ملموس، به یاد ماندنی، بصری و احساسی است.۱. شخصی :از نظر مغز شخصی سازی برخی از مسائل بسیار مهم است. چون مغز اولیه به من واکنش نشان می‌دهد. من باید زنده بمانم. این محرک حوصله، همدلی یا نگرانی برای سلامتی خود ندارد. قبل از اینکه به لذت بپردازد، تهدیدها را بررسی می‌کند و هوشیاری سرعت و ماهیت پاسخ آن را هدایت می‌کند. بنابراین چیزهای شخصی شده ای که در مورد من هستند به شدت به این مغز اولیه واکنش نشان می‌دهند.۲. متضاد :مغز اولیه به «قبل» و «بعد» حساس است. به عنوان مثال تبلیغات مربوط به کاهش وزن یا کاشت ایمپلنت یا ارتودنسی را به یاد بیاورید. اگر در تبلیغات فقط فردی نشان داده شود که وزن او کاهش پیدا کرده یا دندان‌هایش ردیف و سالم شده بدون این که تصویر قبل او را نشان دهید، واکنش بسیار کمی از مخاطب دریافت خواهید کرد. در حالی که امروزه این تبلیغات تماماً به صورت قبل و بعد نمایش داده می‌شوند تا بخش تضاد ذهن مخاطب برای تصمیم‌گیری تحریک شود.مواردی مانند خطرآفرین در مقابل ایمن، داشتن در برابر نداشتن، آهسته در مقابل سریع و مواردی از این دست تضادها به مغز اجازه می‌دهند تا تصمیمات سریع و بدون ریسک بگیرد. در غیر این صورت، مغز بسیار کند عمل می‌کند. چون باید وارد پروسه تصمیم‌گیری عقلانی شود.۳. ملموس :مغز اولیه همیشه به دنبال چیزهای آشنا و دوستانه است که به سرعت آن‌ها را تشخیص دهد. در غیر این صورت، یعنی زمانی که چیز ملموسی پیدا نکند باید کالری بسوزاند تا موضوعی را درک و تحلیل کند یا مسئله آشنایی را پیدا کند. در این مرحله باید از مغز عقلانی استفاده کند. به همین دلیل است که پیام‌های ساده و گزاره‌های ارزشی بسیار مهم هستند. در غیر این صورت، این مغز اولیه نمی‌تواند پیچیدگی را بدون کاهش سرعت و تلاش زیاد از بالا یا مغز منطقی پردازش کند. ۴. به یاد ماندنی :مغز اولیه خیلی کم به یاد می‌آورد. در بازاریابی، قرار دادن مهم‌ترین بخش محتوا در نخستین بخش‌های محتوا و تکرار مجدد آن در پایان برای تبدیل کردن پیغام به یک پیام به یاد ماندنی که از مغز اولیه به بخش ذخیره حافظه یا مغز منطقی برود امری ضروری است.به این ترتیب چیزی که در وسط پیام یا محتوای خود می‌گویید باید مختصر و مفید باشد. مغز اولیه داستان‌ها را دوست دارد زیرا یک روایت خوب الگویی است که به راحتی می‌توانیم آن را پردازش کنیم و به خاطر سپردن آن آسان‌تر می‌شود.۵. بصری : ￼مبنای عملکرد مغز اولیه، قوه بینایی است. مغز ما وقتی تصاویر قهرمانان را در وب سایت‌ها می‌بینیم، مانند تصویری که از والدینی که فرزندان خود را در آغوش گرفته اند، این نوع تصاویر را به سرعت و بدون هیچ تلاشی پردازش می‌کند. لازم نیست فکر کنیم، “شاید من باید احساس خوبی نسبت به این خانواده با فرزندانشان داشته باشم.” این موضوع به صورت خودکار اتفاق می‌افتد، به همین دلیل است که تصویرسازی بسیار مهم است.۶. عاطفی :مغز اولیه به شدت توسط احساسات تحریک می شود. با بازگشت به تصویر والدین و فرزندانشان، یک واکنش احساسی نیز وجود دارد. این همان چیزی است که به شما احساس “آخی، چه ناز” می‌دهد. این یک واکنش اولیه به آن تصویر است.هدف این شش محرک، درگیر شدن است. استفاده از این شش محرک برای ارزیابی پیام‌ها، تصاویر وب‌سایت‌ها، تبلیغات آنلاین یا میدانی و غیره کمک می‌کند افراد به سمت اقدام بعدی سوق داده شوند. این اقدام می‌تواند خرید یک محصول یا تلاش بیشتر برای به خاطر سپردن پیغامی باشد که می‌خواستید در محتوای خود به اطلاع مخاطب برسانید.جمع بندی: آیا تکنیک های بازاریابی عصبی در آینده بیشتر مورد اقبال قرار می گیرد؟به طور کلی بازاریابی عصبی مفهوم جدیدی نیست، اما شاید به تازگی نام آن در میان مدیران کسب و کارها جا افتاده باشد. با وجود یافته های آکادمیک امیدوار کننده، بازاریابان در استفاده از نورو مارکتینگ خوب عمل نکرده اند. این بی میلی و عدم تمایل، تا حدی به دلیل این است که مدیران بازاریابی باور ندارند که تکنیک های بازاریابی عصبی بتواند بینش مفیدتری نسبت به روش های بازاریابی سنتی ارائه دهد. آنها معتقدند دستاوردهای نورو مارکتینگ همان چیزهایی است که خودشان در گذشته هم می دانستند!با این حال، این تردید در حال کمرنگ شدن است. بازاریابی عصبی در پنج سال گذشته به سرعت پیشرفت کرده است. به حدی که پزشکان حوزه اعصاب پروژه های زیادی را در این مورد انجام داده اند و از طرف دیگر، نورو مارکتینگ وارد مباحث و کتاب های آموزشی دانشجویان مدیریت و بازاریابی شده است. بنابراین دور از انتظار نیست که مدیران آینده کسب و کارها، به بازاریابی عصبی متفاوت از گذشته نگاه کنند.برخی از روش های بازاریابی عصبی می تواند هزینه بر باشد. با این حال تعدادی از این روش ها اثبات شده هستند و مدیران می توانند با هزینه کمتری آنها را در سازمان خود پیاده کنند. در مجموع، چشم انداز بازاریابی عصبی در سازمان ها بسیار روشن است.امیدواریم مطالعه این مقاله توانسته باشد به سوالات شما در موضوع نورو مارکتینگ پاسخ دهد. در صورت تمایل، می توانید نظرات و دیدگاه های خود را در مورد بازاریابی عصبی با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>دیده شو  /ادمین</category>
                <author>دیده شو  /ادمین</author>
                <pubDate>Wed, 03 May 2023 13:16:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه لید ایجاد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77822618/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ggr7918k3tp0</link>
                <description>راه های جذب سرنخ فروشمقدمهلید یا همان مشتری راغب به افرادی گفته می شود که به هر روشی با محصولات و خدمات شرکت شما آشنا شده اند و تمایل به خرید دارند، اما هنوز تصمیم قطعی نگرفته اند. این افراد معمولا برای اولین بار جهت کسب اطلاعات و یا شاید خرید به شما مراجعه خواهند کرد و در مورد محصولات و یا کسب و کار شما سوالاتی را مطرح می کنند. از این رو می توان گفت که داشتن لید برای کسب و کارها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. داشتن لید برای بیزینس ها علاوه بر فروش و سودآوری، موجب افزایش اعتبار کسب و کار نیز خواهد شد.انواع لید در کسب و کارهالیدها با توجه به جایگاهشان در چرخه خرید به انواع مختلفی تقسیم می شوند. به یک نوع لید تکیه نکنید و بهتر است از انواع لیدها در کسب و کار خود استفاده کنید تا بتوانید به نتیجه بهتری برسید. لیدها به 4 دسته تقسیم می شوند؛ لید بازاریابی، لید فروش، لید محصول و لید خدمات از انواع مختلف لیدها هستند. • لید بازاریابی: افرادی که به فعالیت های تیم بازاریابی شما علاقه مند می شوند، در دسته لید بازاریابی قرار می گیرند. این افراد هنوز تصمیم به تماس و خرید نگرفته اند. افرادی که در لندینگ پیج شما ثبت نام می کنند در دسته لید بازاریابی قرار می گیرند. • لید فروش: افرادی که تمایل دارند از شما خرید کنند و علاقه خود را نشان داده اند در دسته لید فروش قرار می گیرند. کسانی که با شماره های روی سایت شما تماس می گیرند و در مورد محصول و خدمات ارائه شده شما سوالی می پرسند، لید فروش هستند. • لید محصول: شرکت هایی که نسخه رایگان محصولاتشان را ارائه می دهند، می توانند لید محصول را جذب کنند. لید محصول به افرادی گفته می شود که قبلا از خدمات و یا محصولات شما استفاده کرده اند و می خواهند بابت دریافت نسخه پولی هزینه پرداخت کنند. بسیاری از اپلیکیشن های آموزشی، ورزشی و … امروزه از لید محصول استفاده می کنند. • لید خدمات: مشتری هایی که با تیم خدماتی در ارتباط هستند و تمایل به دریافت خدمات محصول خریداری شده هستند، در دسته لید خدمات قرار می گیرند. برای مثال کسانی که اپلیکیشنی را خریداری کرده اند و با تیم خدمات مشتریان در ارتباط هستند و می خواهند برای بروزرسانی اپلیکیشن پول پرداخت کنند.مثال‌‌هایی از کمپین‌های پرورش لیدبرای اینکه درباره‌ی کمپین‌های لید نرچرینگ صحبت کنیم بهتر است ابتدا تعریف مختصری از این کمپین‌ها داشته باشیم. کمپین‌های پرورش لید مجموعه‌ای از پیام‌های تبلیغاتی هستند که در یک زمان مشخص برای مشتریان بالقوه فرستاده می‌شوند. این پیام‌ها می‌توانند به صورت اتوماتیک ارسال شوند، نیمه اتوماتیک باشند یا فرآیندشان به صورت دستی طی شود.فرایند کمپین‌های پرورش لید برای مخاطبانی انجام می‌شود که از آن‌ها لید دریافت شده باشد. این فرآیند به صورت ایمیل‌ یا sms بالک فرستادن برای افراد نیست.برای برنامه‌ریزی کمپین‌ لید نرچرینگ می‌توانید از کانال‌های زیر استفاده کنید:۱. کمپین ایمیل مارکتینگ  ۲. ارسال ایمیلی شخصی‌سازی‌ شده ۳. ارسال خبرنامه ۴. تماس تلفنی ۵. بازاریابی شبکه‌های اجتماعی ۶. انتشار پست‌های بلاگ و بازاریابی محتوایی ۷. استفاده از تبلیغات ریتارگتینگ با تبلیغات در شبکه‌های اجتماعیچگونه لید ایجاد کنیم؟ | Lead Generation وقتی که درک درستی از مسیر روند ایجاد لید پیدا کردید، بهتره به فکر راه‌هایی باشید که مریم و امثال مریم رو به لید تبدیل کنید. برای این کار هم راه‌های مختلفی دارید که در ادامۀ این بخش همه ی اون ها رو باهم بررسی خواهیم کرد. از طریق گوگلیکی از راه‌هایی که می‌تونه کاربر رو به لید تبدیل کنه، از طریق گوگل است. یعنی شما یک سایتی دارید و مثلاً وقتی کاربر سرچ می‌کنه: «لید یا سرنخ چیست؟» شما اولین سایتی هستید که گوگل به او نشون میده و روی سایت شما کلیک می‌کنه. حالا برای ایجاد لید از طریق گوگل باید اول از همه سایت خوب و کاربر پسندی داشته باشید. جوری که اگر یک نفر وارد سایتت شد، دلش نخواهد که از اون بیرون بره. از بس که مطالب و ظاهر و باطن سایت شما جذاب است.برای رسیدن به نتایج اول گوگل باید تلاش کنید باید یک سری اصول را رعایت کنید که در دنیای دیجیتال مارکتینگ، به آن سئو می‌گویند. (یعنی بهینه سازی برای موتور جستجو) در ادامه دو مورد از مهمترین موضوعات این حوزه رو براتون توضیح دادیم.تولید محتوادنیای تولید محتوا (متن، عکس، ویدیو، پادکست و …) به شدت به ایجاد لید به شما کمک می‌کنه. به طور کلی، ما محتوا می‌سازیم تا یک سری اطلاعات مفید را به صورت رایگان، به آدم‌ها منتقل کنیم و همزمان از آن‌ها بخواهیم که اگر خواستند به محصولات/خدمات ما هم نگاهی بیاندازند. بگذارید خودمون رو مثال بزنیم. مثلاً ما در صفحات خدمات خود، یک محتوای ویدیویی قرار داده‌ایم که مخاطب، بعد از مشاهده اون، می‌تونه سریع‌تر به لید تبدیل بشه. وبلاگاگه با بخش وبلاگ سایت‌ها آشنا باشید، حتماً می‌دونید که چقدر بخش هیجان‌انگیزی است. مثلاً همین الان شما در بخش وبلاگِ ‌سایت ما هستید.خوبیِ وبلاگ اینه که شما می‌تونید، مقاله‌های خود رو از اول تا آخر با هدف جذب لید بنویسید.یعنی مثلاً اگر وب‌سایت فروشگاهی گوشی موبایل دارید و می‌خواهید کاربر رو به صفحه خرید گوشی موبایل شیائومی نوت 10 بفرستید، بهتر است که یک مقاله درباره انواع گوشی‌های شیائومی بنویسید و لینک صفحه ی اون محصول رو در مقاله قرار بدید. از طریق شبکه‌های اجتماعی شما باید جایی دنبال لید بگردید که مخاطب اونجا حضور داشته باشه. پس چه جایی بهتر از شبکه‌های اجتماعی؟تصور کنید که چقدر راحت می‌تونید از فالوئرهای اینستاگرام خود بخواهید که لینکی که در استوری قرار داده‌اید را بالا بکشند و یا از دنبال‌کننده‌های توئیتر خود بخواهید که روی لینکی که گذاشته‌اید، کلیک کنند.حتی می‌توانید محصول یا خدمات خود رو در پست‌های اینستاگرام خود معرفی کنید و از مخاطب بخواهید که برای بررسی یا خرید اون محصولات/خدمات به لینکی که در بایو قرار داده‌اید مراجعه کنند.راستش رو بخواهید، راه‌های ایجاد لید در شبکه‌های اجتماعی و مخصوصاً اینستاگرام، بسیار زیاده و به شدت هم جواب می‌ده. کسب‌وکارهای بسیار زیادی وجود داشته‌اند که فقط و فقط از همین طریق میلیون‌ها لید گرفته‌اند و در نهایت هم به میلیون‌ها تومان درآمد رسیدند. تبلیغات آنلاین و ریتارگتیکی دیگه از راه‌های ایجاد لید، استفاده از تبلیغات آنلاین و ریتارگتینگ است.تکلیف با تبلیغات که مشخصه، حتماً خودتون هم با انواع تبلیغات آنلاین برخورد داشتید.به طور کلی به هر نوع از تبلیغاتی که در فضای آنلاین می‌بینید، تبلیغات اینترنتی یا همان تبلیغات آنلاین می‌گویند.حالا بریم سراغ ری‌تارگتینگ یا ریمارکتینگ.ریتارگت کردن مشتریRetargeting یا Remarketing به معنی دوباره هدف قرار دادن کاربرانی هست که قبلاً یک بار با وب‌سایت شما تعامل داشتند. مثلاًبه سایت ما بیایید و یکی از دوره‌های ما را چک کنید. سپس بعد از چند روز، موقعی که می‌خواهید از یک سایت کاملاً بی‌ربط یک فیلم دانلود کنید، تبلیغ سایت ما رو در گوشه‌ای از سایت مشاهده کنید. نـــکتـــه!!!یادتون باشه که اصولاً هدف از تبلیغات، همین ایجاد لید است. منتها شرطش اینه  که به وعده‌ای که در تبلیغات به مخاطب می‌دهید، عمل کنید تا کاربر هم مسیرش را تا انتها طی کنه.یعنی اگر در تبلیغات خود، به کاربر قول تخفیف ویژه برای دوره آموزش تولید محتوا را داده‌اید:	•	صفحه لندینگ شما حتماً باید برای همان دوره تولید محتوا طراحی شده باشد.	•	واقعاً تخفیف داشته باشید.	•	بعد از آن هم دقت کنید که قدم بعدی مشتری، جلوی پایش واضح و مشخص باشد تا بدون هیچ مشکلی تا انتهای مسیر را طی کند.بازاریابی دهان به دهان (زبانی)آخرین ریسمانی که می‌تونید به آن‌ چنگ بیاندازید، بازار یابی دهان به دهان است.این نوع از بازاریابی، کمی متفاوت‌تر از روش‌هایی که گفتیم، براتون لید ایجاد می‌کنه. بازاریابی دهان به دهان، نام برند شما رو به گوش افراد بیشتری می‌رسونه که در نهایت باعث می‌شه لیدهای بیشتری به دست بیاورید.پیشنهاد ما این است که برای ایجاد لید، یا همان Lead Generation، حتماً از تمامی این راه‌ها استفاده کنید. تا هر روز تعداد لیدهاتون بیشتر بشه و فروشتون افزایش پیدا کنه.حالا اگر تونستیم لید ایجاد کنیم، اما او همچنان حاضر نشد از ما خرید کند، چه؟ در این شرایط، باید به پرورش لیدها بپردازید. در ادامه مقاله، این موضوع را باهم بررسی می‌کنیم.پروش لید چه مراحلی دارد؟ | Lead Nurturingبا فرض این که لیدِ ایجاد شده، هنوز از شما خریدی نکرده است، شما باید تلاش کنید که کاربر رو به محصولات خود علاقمند کرده و در او انگیزه خرید ایجاد کنید.	•	یعنی به او اطلاعات مفید و سرگرم‌کننده بدهید.	•	با او تعامل داشته باشید.	•	به او پیشنهادهای وسوسه‌کننده بدهید	•	و کاری کنیم که در طولانی مدت به برند ما علاقمند شود.برای مثال، می‌توانید برای کاربران وب‌سایت‌تان، ایمیل ارسال کنید و یا پیامک بزنید از آنجایی که آن‌ها قبلاً عضو سایت شما شده‌اند و علاقه‌شان را به برند شما ثابت کرده‌اند، خیلی راحت‌تر می‌توانید آن‌ها را به محصولات دیگر خود علاقمند کنید.اما توجه کنید که جذب لید از طریق ایمیل، فوت و فن خودش را دارد و اصول ایمیل مارکتینگ باید در آن به خوبی رعایت شود. مثلاً پیشنهاد‌های ویژه، مقالات جدید، رویدادهای آینده و … را حتماً در ایمیل خبرنامه به کاربرها یادآوری کنید.مثال دیگرش هم بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی است. همانطور که قبلاً هم گفتیم، حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی، به شدت در ایجاد لید و حتی در پرورش لید (lead nurturing) به شما کمک می‌کنه. شما می‌توانید تخفیف‌ها و محصولات خود را در شبکه‌های اجتماعی پروموت کرده و لیدها رو به خرید ترغیب کنید.خب، تا اینجای مقاله قدم به قدم تا پرورش لید با هم پیش رفتیم. اما چند فوت کوزه‌گری مانده که پیشنهاد می‌کنیم حتماً آن‌ها را مطالعه کنید تا مطمئن شوید هیچ کجای کار، نمی‌لنگد.جادوی یک صفحه محصول حرفه‌ای!اگر از ما بپرسید، می‌گوییم که این بخش کار باید به درست‌ترین شکل  ممکن انجام بشه، وگرنه تمام زحمت هاتون به باد میره.منظورمون اینه که حتماً صفحه محصول کاملی بسازید که وقتی مشتری یک قدم تا زدن دکمه خرید فاصله داره، پشیمان نشه! در ادامه یک سری نکات را باهم بررسی می‌کنیم:	•	عنوان صفحه باید جذاب و کامل باشد	•	حتماً از عکس یا ویدیو استفاده کنید تا مشتری محصول‌تان را واضح ببیند.	•	مشخصات محصول به صورت دقیق نوشته شده باشد.	•	هر توضیحی که لازم است مشتری بداند را بنویسید.	•	حتماً به مزایای محصول خود، اشاره کنید.	•	دستاوردهای کسب‌وکار خود را هم در این صفحه به مشتری یادآوری کنید.	•	اگر نظر مشتریان قبلی هم در این صفحه قرار بگیرد عالی می‌شود.	•	راه‌های تماس را کاملاً واضح بنویسید تا اگر خواست با شما تماس بگیرد.	•	وجود چت آنلاین در این صفحه به شدت در اعتمادسازی موثر است.	•	اگر پیشنهاد هیجان‌انگیزی (مثل تخفیف) برای او دارید، در همین صفحه اعلام کنید.	•	مطمئن شوید که دکمه خرید یا دانلود کار می‌کند.	•	اگر امکانش را دارید، یک محتوای ارزشمند، سرگرم‌کننده و رایگان را در این صفحه قرار دهید تا در ازای دانلود آن بتوانید شماره تماس و ایمیل کاربران جدید را هم بگیرید.	•	و مهم‌تر از همه، سعی کنید صفحه محصول را به ساده‌ترین شکل ممکن طراحی کنید.با رعایت تمام این نکات، مرحله بررسی و خرید، برای کاربر آسان‌تر و سریع‌تر خواهد شد و در نتیجه، هر دو به خواسته خود رسیده‌اید. در پایان…در این مقاله سعی کردیم که مفهوم لید یا سرنخ را کاملاً براتون جا بیاندازیم و نحوه ایجاد لید و پرورش اون ها هم بررسی کردیم. امیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید و اگر تجربه‌ای در زمینه ایجاد لید دارید، آن  را با ما و بقیه به اشتراک بگذارید</description>
                <category>دیده شو  /ادمین</category>
                <author>دیده شو  /ادمین</author>
                <pubDate>Sun, 30 Apr 2023 12:06:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لید چیست ؟ - ترفندهای تولید سرنخ با کیفیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77822618/%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D8%AE-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-c7yp8cwjj0ua</link>
                <description>مشتریان احتمالی،سرنخ یا لیدلید چیست ؟ - ترفندهای تولید سرنخ با کیفیت اکثر شرکت‌ها، سازمان‌ها و برندها به دنبال یک هدف مشترک هستند و آن هم فروش محصول یا خدماتشان است. در عین حال برای فروش هم به مشتری نیاز دارند و برای پیدا کردن مشتری به یک سری افراد که به آن‌ها لید یا سرنخ گفته می‌شود. خیلی از برندها دقیقا با همین بخش مشکل دارند و نمی‌دانند چگونه باید سرنخ‌های باکیفیت پیدا کنند. یعنی افرادی که واقعا به محصولات و خدمات آن‌ها علاقه‌مند باشند انواع لیدلیدها بخش مهمی از بیزنس‌ها هستند و می‌توان گفت حیات هر بیزنس به چگونگی برخورد با لیدها بستگی دارد. قطعا همه لیدها به خریدار تبدیل نمی‌شوند و تبدیل کردن لید به خریدار مهارت‌ها و استراتژی‌های خاص خود را نیاز دارد که در ادامه این مقاله آن‌ها را به شما معرفی خواهیم کرد. یکی از فاکتورهای مهم در فرآیند تبدیل لید به خریدار، آن است که بدانیم او در چه مرحله‌ای از چرخه بیزنس ما قرار دارد. بر این اساس لیدها در ۳ گروه تقسیم‌بندی می‌شوند:انواع لیدلید آگاه شده (IQL)لید آگاه شده یا Information Qualified Lead فردی است که در ابتدای مسیر خرید قرار دارد. او از طریق یک منبع تبلیغاتی جامع، اطلاعاتی نسبتا کامل درمورد یک سرویس یا محصولی خاص به دست آورده و یک یا چند ویژگی منحصربه‌فرد در آن، توجه او را به خود جلب کرده‌است. حالا او راغب به استفاده از این خدمات شده اما به نظر می‌رسد هنوز نتوانسته تصمیم قطعی برای پرداختن پول را بگیرد. به طور مثال فردی به دنبال خرید یک دوربین عکاسی است و در جستجوهای اینترنتی خود به محصولی برمی‌خورد که در نگاه اول او را جذب می‌کند. با بررسی ویژگی‌های درج شده و دیدن عکس‌ها و ویدئوهای تبلیغاتی، فرد بلاخره یک یا چند ویژگی در این محصول می‌بیند که نظرش را جلب می‌کند. این فرد اکنون به واسطه اطلاعاتی که دریافت کرده از یک فرد عادی و بی‌تفاوت (از نگاه بیزنسی) به یک مشتری راغب آگاه شده یا لید آگاه شده تبدیل شده است. اما کار اینجا به پایان نمی‌رسد، مشتری هنوز تصمیمی به پرداختن پول و خرید آن محصول نگرفته است. در اینجا استراتژی‌های بازاریابی به کار فروشنده می‌آید تا بتواند بر روی مشتری تاثیر بیشتری بگذارد.  لید بازاریابی شده (MQL)لید آگاه شده به آن محصول خاص علاقمند شده است اما هنوز هم به دنبال دلایل قانع‌کننده‌تری برای خرید آن می‌گردد. بنابراین به فروشنده مراجعه می‌کند تا شاید او بتواند کمکی کند. در این مرحله مشتری نیمی از راه را برای خرید محصول پیموده و دیگر فروش یا عدم فروش محصول به مهارت فروشنده بستگی دارد زیرا در هر صورت مشتری به محصول ابزار علاقه کرده است. در حقیقت اینجا مرحله‌ای است که مشتری می‌خواهد مطمئن شود محصول یا سرویسی که می‌خواهد برای آن پول پرداخت کند تا چه میزان مورد اعتماد است، مشتری می‌خواهد اطمینان حاصل کند اگر برای محصول مشکلی پیش بیاید آیا فروشنده می‌تواند به صورت کامل مشکل را برطرف کند یا خیر.در همان مثال خرید دوربین عکاسی، حالا فرد برای یافتن دلایل محکم‌تر و برطرف کردن تردیدهایش به فروشگاه مراجعه می‌کند. فروشنده باهوش در همان ابتدای مکالمه متوجه می‌شود مشتری که به او مراجعه کرده از قبل درمورد محصولش اطلاعاتی کسب کرده بنابراین وقت او را برای ارائه اطلاعات تکراری نمی‌گیرد. درعوض تلاش می‌کند به ابهامات و سوالات مشتری پاسخ دهد تا مشتری اطمینان کامل حاصل کند که در صورت بروز هر مشکلی، فروشگاه به صورت کامل از خریدار حمایت می‌کند و او را تنها نمی‌گذارد. اگر اعتمادسازی در این مرحله به صورت موفقیت‌آمیز انجام شود مشتری با رضایت آماده خرید خواهد شد که در این مرحله به او لید بازاریابی شده یا Marketing Qualified Lead گفته می‌شود. لید آماده خرید (SQL)لید آماده خرید یا Sales Qualified Lead فردی است که ابتدا با جستجوها و بررسی‌هایی که خود انجام داده و سپس براساس اطلاعاتی که از طریق مکالمه و پرسش و پاسخ با فروشنده به دست آورده دیگر تصمیم قطعی به پرداخت پول و خرید محصول گرفته است. در اینجا مشتری موفق شده لید را به خریدار تبدیل کند. این همان نتیجه مثبت از یک بازاریابی موفق استتولید لید یا lead generation چیست؟ ￼ شاید هنوز واژه لید یا سرنخ برایتان گنگ است؛ اما بگذارید قبل از آنکه در مورد خود لید صحبت کنیم، به تعریف تولید لید بپردازیم. تولید یا جذب لید شامل فرآیند شناسایی مشتریان بالقوه برای محصولات یا خدمات کسب و کار شما است. اگر نماینده فروش یا موسس یک شرکت B2B هستید، احتمالا حداقل یک تجربه در زمینه تولید مشتری یا لید داشته‌اید.برخی تصور می‌کنند که lead فقط با ارسال ایمیل‌های انبوه و به اصطلاح اسپم، به دست می‌آید. اما واقعیت این است که lead generation یک فرآیند پیچیده است که برای موثر بودن به استراتژی‌های مختلفی نیاز دارد.بگذارید با یک مثال در مورد این موضوع کامل صحبت کنیم. شرکت شما به عنوان تولید کننده محصول یا ارائه‌دهنده خدمات، یک سری مشتری و علاقه‌مند دارد. این افراد رهبر یا leader محسوب می‌شوند و می‌توانند برای جذب لید به شما کمک کنند. البته همه لیدر محسوب نمی‌شوند، چون افراد علایق و نیازهای متفاوتی دارند. به همین دلیل برخی تصور می‌کنند که هر فردی که به روش‌های مختلف با کسب و کارش آشنا شود، لید به حساب می‌آید. اما اصلا اینطور نیست. مشاغل باید روی جذب افرادی کار کنند که به محصولات و خدمات شما علاقه‌مند هستند.تولید لید، فرآیند جذب مشتریان و تبدیل آنها به شخصی است که به محصولات و خدمات شرکت شما علاقه‌مند است.برندهای مدرن از استراتژی‌های مختلف برای جذب lead استفاده می‌کنند؛ روش‌هایی مانند:	•	وبلاگ نویسی	•	بازاریابی ایمیلی	•	بازاریابی از طریق شبکه‌های اجتماعی	•	شبکه‌سازی	•	کوپن‌ها، کدهای تخفیف و ...	•	رویدادها و سمینارهای زنده	•	صفحات فرود وب‌سایت (Landing page)این‌ها چند استراتژی است که می‌توانید برای جذب مشتری های احتمالی خود استفاده کنید. اکثر شرکت‌ها ترجیح می‌دهند روش‌های مختلف را امتحان کنند و به دنبال بهترین روش برای رسیدن به نتایج عالی باشند؛ زیرا استراتژی‌های تولید لید به صنایع مختلف ارتباط دارد و متفاوت است.البته بازاریابی در اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی یا ایمیل مارکتینگ روش‌های بسیار خوبی هستند. اما نه لزوما برای همه شرکت‌ها! مثلا این روش‌ها برای فروش پوشاک خیلی عالی هستند؛ اما ممکن است برای شرکت‌های نرم‌افزاری کارساز نباشند. افرادی که به دنبال نرم‌افزار هستند به جزئیات و اطلاعات بیشتری در مورد محصول نیاز دارند؛ به همین دلیل یک وبلاگ یا مجموعه‌ای از وبینارها می‌توانند به عنوان ابزارهای تولید لید بهتر کار کنند.چگونه لید یا سرنخ تولید کنیم؟همان‌طور که قبلاً گفته شد، اولین گام در بازاریابی، تبدیل مخاطبان به بازدیدکننده است. درواقع، بازدیدکننده کسی است که کسب‌وکار شما را از طریق کانال‌های بازاریابی مانند وبسایت، بلاگ و یا صفحات رسانه‌های اجتماعی پیدا می‌کند. دومین گام در بازاریابی ،تبدیل این بازدیدکنندگان به لید است. برای این کار شما باید در هر کدام از کانال‌های بازاریابی خود از CTA استفاده کنید. اجزای مختلف موردنیاز برای تولید lead، CTAها، صفحات فرود، فرم‌ها و پیشنهادها هستند که در ادامه هریک را توضیح می‌دهیم:فراخوانی برای اقدام  Call-to-Action(CTA) چیست؟یک عکس، دکمه و یا پیام است که بازدیدکنندگان را به برای انجام کاری فرا می‌خواند. بازدیدکننده با پاسخ به CTA به یک صفحه فرود هدایت می‌شود.صفحه فرود یا لندینگ پیجیک صفحه وب است که بازدیدکننده برای یک هدف مشخص به آن هدایت می‌شود.  از کاربردهای متداول آن، جذب لید از طریق تکمیل فرم است.فرم برای جمع آوری اطلاعاتمعمولاً در یک صفحه فرود و برای جمع‌آوری اطلاعات ظاهر می‌شود، هرچند شما می‌توانید آن‌ها را در هر جای وبسایت خود که تمایل دارید، قرار دهید. می‌توانند به سادگی دریافت یک ایمیل و یا شامل چند بخش باشند (مانند فرم مذکور شرکت Episerver) که اطلاعات افراد را به ازای عرضه یک پیشنهاد جمع‌آوری کنند.پیشنهاد(offer) ارزشمندمنابع آموزشی، محتواهای جذاب و هر قابلیت ارزشمند دیگری که به مخاطب پیشنهاد داده شود و او را برای تکمیل فرم اطلاعات متقاعد کند.اگر موارد بالا را به‌خوبی در کنار هم قرار دهید، می‌توانید از کانال‌های تبلیغاتی خود برای افزایش ترافیک صفحات فرود خود استفاده کنید و بعد از ورود هر مخاطب، از او یک lead تولید کنید. یکی از بهترین راهکارها برای تولید لیدجمع‌آوری لیست مخاطبان است.استفاده از شبکه های اجتماعی برای تولید لید یا سرنختشخیص leadها در توئیتر با استفاده از ابزار Follower wonkلیدها در توئیتر مانند میوه هستند. بعضی از آن‌ها رسیده هستند و برای استفاده از محصول شما آماده هستند. در حالی که بعضی از آن‌ها هنوز برای تبدیل شدن به مشتری شما نیاز به زمان دارند. Follower wonk به شما کمک می‌کند که بین این دو دسته تمیز دهید.￼تبلیغ توئیت‌های خودتوئیت‌های خود را تبلیغ کنید تا مخاطبان بیشتری توئیت شما را ببینند. برای جذب بیشتر مخاطب از طریق توئیت‌های تبلیغ‌شده، در هر توئیتCTA  قرار دهید و مخاطبان خود را به یک صفحه فرود متناسب با موضوع توئیت هدایت کنید. این کار باعث افزایش نرخ تبدیل وبسایت شما می‌شود.نوشتن در لینکدینبراساس تحقیقات hubspot بر روی 5هزار کسب‌وکار کوچک، لینکدین از بهترین شبکه‌های اجتماعی برای تولید lead است. نوشتن محتوا در لینکدین تنها یک روی سکه است و شما باید در محتوای خود یک CTA مناسب قرار دهید تا با هدایت بازدیدکنندگان به یک صفحه فرود مناسب، آن‌ها را به lead تبدیل کنید.استفاده از کارت توئیترتوئیتر با کارت‌های خود تولید lead یا سرنخ را بسیار آسان کرده است. شما با استفاده از کارت‌های توئیتر به راحتی می‌توانید عکس، ویدئو و یا سایر محتوهای دلخواه خود را به توئیت خود اضافه کنید و با این کار ترافیک بیشتری به سمت وبسایت خود ببرید.استفاده از کارت‌های توئیتر توسط Webtrends، تعداد تولید leadهای این وبسایت را 996% افزایش و هزینه به ازای تولید هر lead را 500% کاهش داده‌است.فعالیت در سایت پرسش و پاسخ QuoraQuora یک سایت پرسش و پاسخ است که محبوبیت زیادی دارد:￼Quora به شما این امکان را می‌دهد که برای خود یک پروفایل بسازید و در آن به وبسایت و صفحات فرود خود ارجاع دهید. بنابراین، شما با پاسخ مناسب به افرادی که نیازی مرتبط با کسب‌وکار شما دارند، می‌توانید آن‌ها را به lead تبدیل کنید.گوش دادن به اجتماع در رسانه توئیتربا یک جست‌وجوی سریع در توئیتر می‌توانید به یک فهرست از افرادی که به کار شما علاقه‌مند هستند، دسترسی پیدا کنید. هیچ جای دیگری امکان دسترسی آنلاین به طلاعات افراد برای شما امکان‌پذیر نیست و این یک شانس بزرگ برای شما است که با افرادی که از محصول شما نام برده‌اند و یا مشکلی دارند که شما می‌توانید آن را برایشان حل کنید، در ارتباط باشید.فعالیت در گوگل‌پلاسهمانند لینکدین ،گوگل پلاس نیز افراد با علایق یکسان را دور هم جمع می‌کند و می‌تواند محیط خوبی برای تولید lead باشد.به علت فیلتر بودن توئیتر و گوگل‌پلاس و همچنین عدم امکان ایجاد تبلیغ توئیتری در Zone ایران، تولید lead از طریق قرار دادن CTA در شبکه‌های دیگر مثل تلگرام و یا استوری‌های اینستاگرام برای کسب‌وکارهای ایرانی مفیدتر است.چگونه می توانم در آغاز بیزنس خود تعداد زیادی لید بسازم؟برای داشتن تعداد زیادی لید باید ابتدا درمورد برند و محصولات خود به خوبی آگاهی‌بخشی کنید، فروش‌های ویژه بیشتری داشته باشید، کیفیت بالایی ارائه دهید و در زمینه بیزنس خود با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید. همچنین دریافت اطلاعات مشتریانتان و ساخت پروفایل برای آن‌ها به شما کمک می‌کند از نیازهای آن‌ها بهتر مطلع شوید، ارتباط موثرتری با آن‌ها داشته باشید و در نتیجه شانس خود را برای داشتن تعداد زیاد لید بالا ببرید.من توانستم تعدادی لید بسازم، در مرحله بعد باید چه کنم؟با ساخت لید تنها نیمی از راه فروش را طی کرده‌اید. برای رسیدن به مقصد باید اعتماد مشتری را جلب کنید تا او از شما خرید کند. بخشی از ادامه مسیر شما مربوط به توانایی‌هایتان در زمینه بازاریابی است. تلاش کنید با یادگیری اصول بازاریابی این مسیر را با موفقیت تا انتها پیش بروید و به این شکل لید را به خریدار تبدیل کنید.استراتژی های من درمورد ساخت لید دیگر جواب نمی دهند. چکار کنم؟روش‌ها و استراتژی‌های زیادی برای ساخت لید وجود دارد اما همه آن‌ها برای بیزنس شما مناسب نیستند و اگر هم باشند بعد از مدتی نیاز به آپدیت دارند. بنابراین اگر استراتژی‌هایتان دیگر جواب نمی‌دهند یا دوره آن‌ها در بازار به پایان رسیده یا مشخصا برای بیزنس شما دیگر مناسب نیستند، در هر صورت بهتر است متناسب با فعالیت خود آن‌ها را به روزرسانی کنید یا به طور کلی آن‌ها را کنار بگذارید و از روش‌های دیگری استفاده کنید.لید به شما کمک می کند فروش پایدار داشته باشیدتولیدکنندگان و فروشندگان برای داشتن مشتریان بیشتر روش‌ها و استراتژی‌های مختلفی را به کار می‌گیرند. یکی از تاثیرگذارترین و هدفمندترین روش‌های جذب مشتری بیشتر، ساخت لید یا سرنخ است. برای ساخت لید فروشندگان نیاز دارند محتوای خوب تولید کنند، کیفیت بالایی ارائه دهند و به هر شکلی ویژگی‌های متمایزی داشته باشند تا فرد از یک مشتری رهگذر به مشتری راغب تبدیل شود.فروش یک مفهوم تک مرحله‌ای نیست بلکه یک روند یا مسیر چند مرحله‌ای است. بنابراین ماجرای فروش با ساخت لید به اتمام نمی‌رسد و فروشندگان باید برای مراحل بعد از آن نیز آمادگی داشته باشند. لید یا مشتری راغب دیر یا زود به فروشنده مراجعه خواهد کرد و او باید برای این رویارویی تاثیرگذار آماده باشد زیرا در اینجا است که فروش یا اتفاق خواهد افتاد یا مسیر آن با شکست به اتمام خواهد رسید. فروشنده‌ای که می‌خواهد لید را به خریدار تبدیل کند باید با اصول بازاریابی آشنا باشد و به مشتری خود اطمینان دهد از خریدش پشیمان نخواهد شد. اگر شما هم تولیدکننده یا فروشنده هستید تا به حال برنامه‌ای برای ساخت لید داشته‌اید؟ لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما و همراهان عزیز دیده شو در زیر همین پست به اشتراک بگذارید. </description>
                <category>دیده شو  /ادمین</category>
                <author>دیده شو  /ادمین</author>
                <pubDate>Wed, 26 Apr 2023 12:30:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی مدرن و وجه تمایز آن با بازاریابی سنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77822618/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%88-%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-u4uixzgqhvb1</link>
                <description>دیجیتال مارکتینگمقدمهشما هیچ لباس فروشی را پیدا نمی کنید که در ساعت 3 صبح باز باشد و این در صورتی است که یک وب سایت در تمامی ایام هفته بهصورت 24 ساعتی می تواند باز باشد.از زمان های قدیم، شرکت های مختلف برای فروش محصول و خدمات خود از بازاریابی استفاده می کردند. اما روز به روز با پیشرفتتکنولوژی و دنیای اینترنت، بازاریابی رنگ و بوی دیگه ای به خود گرفته است و بازاریابی مدرن شکل گرفته است. بازاریابی مدرن به اینمعنا نیست که روش های بازاریابی قدیمی کلا کنار رفته اند و از آن ها استفاده نمی شود، خیر. بلکه با ورود بازاریابی مدرن (Modern Marketing) به دنیای کسب و کار، هنوز هم روش های سنتی مورد استفاده است اما با این روش بازاریابی می توان بازدهی بیشتر باهزینه کمتری را به دست آوردبازاریابی سنتی چیست؟حال که با مفهوم بازاریابی مدرن آشنا شدیم، می خواهیم ببینیم بازاریابی سنتی چیست و چه تفاوت هایی با بازاریابی مدرن دارد. ایننوع بازاریابی قدیمی ترین نوع بازاریابی است که در دنیا وجود دارد و در آن، هیچ استفاده از ابزارهای آنلاین و به صرفه امروزی نمیشود. اگر ساده ترین نوع تبلیغات بازاریابی سنتی را بخواهیم مثال بزنیم، پخش تراکت است. البته در کنار پخش تراکت، روش های زیاددیگری برای بازاریابی سنتی قرار دارد.مثلا تبلیغاتی که روی اتوبوس های شهری به صورت روزانه مشاهده می کنید، تبلیغاتی که از ظریق تلویزیون و آگهی آن پخش می شود،تبلیغات چاپی روزنامه، مجله و تراکت ها تماما از روش های بازاریابی سنتی هستندچرا باید در کسب و کار از بازاریابی مدرن استفاده شود؟دلایل زیادی وجود دارد که شرکت‌ها به استفاده از بازاریابی مدرن ترغیب شوند. نرخ تبدیل بالاتر، کاهش هزینه‌های بازاریابی، امکانگزارش‌گیری دقیق و بسیاری از موضوعات دیگر شرکت‌ها را مجاب می‌کند که از این نوع بازاریابی برای محصولات و خدمات‌شاناستفاده کنند. در ادامه مهم‌ترین مزایای استفاده از بازاریابی جدید را بررسی می‌کنیم.کاهش هزینه‌های بازاریابی: در سال‌های گذشته شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف برای تبلیغات‌شان مجبور به صرف هزینه‌هایسنگینی بودند. ببیلبوردهای سطح شهر، درج آگهی در روزنامه‌ها، چاپ تراکت و حتی تبلیغات در تلویزیون از جمله کارهایی بود کهدر بازاریابی سنتی انجام می‌شد و نسبت به مخاطبان و مشتریان جذب شده، هزینه سنگینی به شرکت تحمیل می‌کرد.قابلیت‌های شخصی‌سازی فراوان: فرض کنید شما یک شرکت ارائه دهنده خدمات آموزشی هستید و می‌خواهید در نزدیکی کنکوربه دانش آموزان کنکوری، پیشنهاد شرکت در اردوی نوروزی را بدهید. حال اگر از بازاریابی جدید استفاده کنید می‌توانید اینپیشنهاد را از راه‌های مختلف، فقط به دانش آموزان کنکوری بدهید و برای سایر دانش آموزان هیچ هزینه‌ای صرف نکنید. به‌طورمثال می‌توانید فقط به دانش آموزان کنکوری پیامک ارسال کنید.ارزیابی عملکرد شاخه‌های مختلف: در بازاریابی سنتی هیچ شاخصی برای بررسی دقیق هر کانال وجود نداشت. برای مثال اگرهم زمان از تبلیغات تلویزیونی و نصب بیلبورد در مترو استفاده می‌کردید، امکان محاسبه جذب مخاطب برای هر کدام از اینروش‌ها وجود نداشت. اما در بازاریابی مدرن، حتی در صورت استفاده از چندین کانال بازاریابی هم می‌توانید نرخ جذب هر کانالرا به‌طور مجزا بررسی کنید. این کار باعث می‌شود تا کانال‌های پر هزینه را حذف کنید. همچنین با این کار می‌توانید صرفه‌جوییبسیار زیادی در هزینه‌های بازاریابی داشته باشید.تعامل با مخاطب: یکی از مهمترین ویژگی‌های بازاریابی مدرن، دوسویه و تعاملی بودن آن است. در تبلیغات سنتی شما صرفاپیامی را برای مخاطب می‌فرستید، بی‌آنکه با او تعامل داشته باشید یا پیامی دریافت کنید. ولی با توجه به ابزارها و رسانه‌هایامروزی، می‌توانید با مخاطب‌تان حرف بزنید.اصول بازاریابی مدرن چیست؟اولین اصل برای گرفتن یک بازدهی عالی در بازاریابی مدرن، در نظر داشتن سود است. مهم نیست فروش شما چقدراست بلکه آن سود خالصی که در آخر برای شما می ماند تعیین کننده خوب یا بد بودن فرآیند بازاریابی است. چرا که در بسیاریاز مواقع فروش به حد زیادی افزایش پیدا می کند اما وقتی سود اصلی را محاسبه می کنیم، مبلغ ناچیزی می شود. چرا که درمسیر بازاریابی هزینه زیادی انجام شده است و باید به آن دقت زیادی کرد.دومین اصل در ایجاد یک کمپین بازاریابی، در نظر گرفتن شاخص های عملکردی است. یعنی شما باید پس از هرکمپین بازارایابی که انجام می دهید، تمامی فاکتورها را بررسی کنید تا به ایده آل ترین و بهینه ترین حالت ممکن برای تبلیغاتخود برسید.اما مهم ترین قسمت برای بازاریابی، جذب مشتری برای خریدهای بعدی است. در بازاریابی سنتی فروش آخرینمرحله در قیف بازاریابی است. اما در بازاریابی مدرن تازه پس از خرید کار یک بازاریاب شروع می شود و باید مشتری را برایخریدهای بعدی آماده کند و این کار می تواند تا بسیار زیادی در فروش بیشتر شما تاثیر بگذارد و هزینه های بازاریابی شما راکاهش دهد.انواع بازاریابی مدرنبازاریابی مدرن انواع متفاوتی دارد که با مفاهیم متفاوتی مشخص می‌شود. ما در این‌جا تعدادی از آن‌ها را به شما معرفی می‌کنیم:1. بازاریابی موتورهای جستجو (SEO): سئو به معنای بهینه‌سازی رتبه سایت شما در صفحه نتایج جستجو است. این شاخه ازبازاریابی که اصول و مفاهیم خاص خود را دارد اساسا در دنیای دیجیتال تعریف می‌شود. امروزه تمامی شرکت‌ها در تلاش برای ارتقایرتبه خود از نظر موتورهای جستجو و دسترسی به مخاطبان بیشتر هستند!2. بازاریابی محتوا: محتوا یکی از مهم‌ترین عناصر بازاریابی اینترنتی است. در هنگام استفاده از اینترنت، بخش زیادی از مطالب،عکس‌ها و ویدئوهایی که می‌بینیم در واقع محتواهای تولید‌شده جهت بازاریابی هستند. شرکت‌ها با همکاری تیم‌های تولید محتوا متن وتصاویری تهیه می‌کنند تا از این طریق مشتریان را جذب خدمات یا محصولات خود کنند.3. بازاریابی همهمه‌ای: این نوع از بازاریابی بیشتر بر همکاری با شخصیت‌های پرمخاطب در دنیای مجازی -همان اینفلوئنسرها- متمرکز است! شما در این روش محصول و یا خدمات خود را از طریق پیج‌های پرمخاطب و در قالب داستان‌های جذاب به افراد عرضهمی‌کنید.4. بازاریابی زمینه‌ای: فرض کنید که شما صبح با همکارتان درباره فرزندآوری صحبت می‌کنید و عصر همان روز تبلیغات مربوط بهبچه‌دار شدن و مراقبت از فرزند را روی صفحه خود مشاهده می‌کنید! در این حالت شما در واقع هدف بازاریابی زمینه‌ای قرار گرفته‌ایدکه با توجه به سابقه فعالیت شما در فضای مجازی، محتواهای خاصی به شما پیشنهاد می‌کند!تفاوت بازاریابی مدرن و سنتیبازاریابی سنتی به معنای پخش تراکت، نصب بنر در فضای شهری و غیره است. در بازاریابی سنتی که پیش از ظهور و غلبه دنیایدیجیتال رایج بود، هدررفت زیادی مشاهده می‌شد. شما وقتی که تعدادی تراکت چاپ می‌کنید و به کمک شخصی آن‌ها را پخش می‌کنید،دقیقا نمی‌دانید که آیا به هدف زده‌اید یا نه. در این روش ممکن است بخش زیادی از بازاریابی شما معطوف به اشخاصی شود که اساساهیچ علاقه‌ای به خدمات یا محصول شما ندارند!بازاریابی جدید اما متفاوت است. در این نوع از بازاریابی شما اشخاص را از طریق فعالیت پیشین آن‌ها در فضای مجازی شناسایی وجدا می‌کنید! حالا وقت آنست که آن‌ها را هدف محصول یا خدمات خود قرار دهید. در این روش بازاریابی در واقع شما بیشتر به ذهنمخاطبان‌تان نزدیک می‌شوید و می‌توانید با اتلاف کم‌تری کار کنیدمعایب بازاریابی مدرنمی‌توان گفت که معایب بازاریابی جدید در مقایسه با مزایای آن کم‌تر است. مهم‌ترین عیب این بازاریابی دشواری‌ها، پیچیدگی‌ها و رقابتبالای موجود در آن است. اگر شما هم مانند بسیاری از کسب‌و‌کارهای کوچک یا میانی، یک تولید انحصاری را در دست ندارید، ممکناست با یک اشتباه جایگاه خود را به سادگی از دست بدهید.نحوه بازنمایی کاستی‌ها و نقص‌های تجارت شما در دنیای دیجیتال می‌تواند تاثیر زیادی در کاهش مخاطبان شما داشته باشد. برایجلوگیری از این موضوع باید بسیار مراقب باشید و یک تیم حرفه‌ای و کاربلد را استخدام کنید! چندان نگران نباشید. مزایای بازاریابیمدرن در مجموع بیش از معایب آن است.سخن پایانیما در این مقاله به تعریف بازاریابی مدرن و تفاوت آن با روش های سنتی پرداختیم . تیم تخصصی دیده شو در عرصه ورود به دنیایبازاریابی مدرن به شما مشاوره های تخصصی و حرفه ای خواهد داد.</description>
                <category>دیده شو  /ادمین</category>
                <author>دیده شو  /ادمین</author>
                <pubDate>Mon, 24 Apr 2023 15:11:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روان شناسی فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77822618/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-cvlxh6rsgcyj</link>
                <description>مقدمه آخرین باری که یک کالا یا خدمات را خریداری کردید، آیا تصمیمتان بر اساس سبک و سنگین کردن گزینه های مختلف و بررسی عقلانی گرفته شد، یا بیشتر یک تصمیم عاطفی بود؟ اکثریت قریب به اتفاق افراد، هنگام تصمیم گیری در مورد خرید، روی احساساتشان تکیه می کنند و بعداً تصمیم خود را از لحاظ منطقی بررسی می کنند.دانستن این موضوع و بسیاری از دلایل روانشناختی دیگر در زمینه تکنیک های موفق و نا موفق در فروش باعث می شود بتوانید نرخ فروشتان را افزایش دهید. اهمیتی ندارد که چیزی که می فروشید کالای فیزیکی است یا خدماتروانشناسایی فروش برای شناخت فرایند خرید و معیارهای تصمیم‌گیری مشتری بسیار مهم است. اگر به عنوان فروشنده در یک کسب و کار فعالیت می‌کنید باید بتوانید خودتان را جای مشتری بگذارید. برای درک بهتر این تعریف چند خرید آخر خود را به یاد بیاورید و آنها را با جزئیات بیشتری مرور کنید. فروشنده‌هایی که شما از آنها خرید کرده‌اید چه ویژگی برجسته و پررنگی داشتنداز نظر علم روانشناسی فروشندگی، فروشنده‌هایی که خصوصیات زیر را داشته باشند، اثرگذاری بیشتری و در نتیجه فروش بیشتری دارند:	•			توانایی همدلی	•			توانایی گوش دادن و کنجکاو بودن	•			توانایی قرار دادن خود در موقعیت افراد دیگر	•			هوش و توانایی استنباط	•			ارتباط موثر	•			ثبات عاطفی	•			صبر	•			مهارت حل مسئله	•			خودآگاهی	•			هوش هیجانی بالاشما با یادگیری روانشناسی فروش می‌توانید این ویژگی‌ها را در خود تقویت کرده و به یک فروشنده حرفه‌ای تبدیل شوید.منظور از روانشناسی فروش چیست؟افراد نسبت به خرید محصولات یا خدمات شما به‌صورت کلی دو واکنش از خود نشان می‌دهند:	•	برخی هنگام خریدِ محصولات جدید از منطق و استدلال به‌جای احساسات استفاده می‌کنند؛	•	در موارد دیگر، فرد به‌صورت ناگهانی خرید می‌کند و بعداً، خرید را برای خودش منطقی می‌کند.از آنجایی که طبق آمار، ۹۵ درصد افراد بر اساس احساسات خرید می‌کنند، بهتر است احساسات آن‌ها را درک کنید. به همین دلیل است که متخصصان فروش سعی می‌کنند با تکیه بر شناخت واکنش‌ها، راهی برای فروش بهتر پیدا کنند.اما برگردیم به اصل موضوع:روانشناسی فروش به ما می‌گوید چه چیزی افراد را به خرید ترغیب می‌کند.در واقع، به شما کمک می‌کند به درک درستی از آنچه مشتری می‌خواهد و آنچه که از آم کناره‌گیری می‌کند، برسید. در نتیجه متوجه خواهید شد که چرا به‌شکلی خاص، عمل و فکر می‌کنند.بهتر است بگویم فرایندی است که در آن احساسات و روان بازار هدف بررسی می‌شود تا با پیشنهاد‌های محرک مناسب، فروش محصولاتتان افزایش یابد.اهمیت روانشناسی فروششرکت‌هایی که استراتژی روانشناسی فروش را در فرایندهای خود در نظر می‌گیرند، از مزایای زیادی بهره‌مند می‌شوند، مانند:1. ایجاد روابط بهتر با مشتریمری کای اش، مؤسس شرکت آرایشی به همین نام، می‌گوید: “وانمود کنید که هر فردی که ملاقات می‌کنید علامتی در گردنش دارد که می‌گوید: «به من احساس مهم بودن بده.» نه تنها در فروش موفق خواهید شد، بلکه در زندگی نیز موفق خواهید شد.”فروشندگانی که با روانشناسی فروش آشنا هستند، می‌توانند با مشتریان خود در سطح شخصی‌تری ارتباط برقرار کنند. مشتریان اغلب از افرادی که به آنها احترام می‌گذارند و همدلی نشان می‌دهند، قدردانی می‌کنند. اگر مشتری از سوی فروشنده، احساس ارزشمندی کند، تمایل بیشتری به خرید پیدا می‌کند.2. افزایش وفاداری به برندروانشناسی فروش به کسب و کار کمک می‌کند تا مشتریان بیشتری را حفظ کند. مصرف کنندگان به برندی که به آنها توجه شخصی می‌کند و به بازخورد آنها را گوش می‌دهد، وفادار هستند.3. بهبود تلاش‌های بازاریابیبازاریابانی که از روانشناسی فروش آگاهی دارند، می‌توانند دلایل پشت تکنیک‌های مختلف بازاریابی را بهتر درک کنند. یک بازاریاب که روانشناسی فروش را درک می‌کند، می‌تواند محتوایی را ارائه دهد که بیشتر با نیازها، عادات یا خواسته‌های مخاطب هدفش شخصی‌سازی‌شده باشد.دانش روانشناسی فروش همچنین می‌تواند به بازاریابان در بهبود استراتژی‌های خود برای تبدیل مشتریان بالقوه به مشتری کمک کند.4. پیشرفت در حرفه بازاریابی و فروشدرک روانشناسی فروش به شما کمک می‌کند تا به موقعیتی بهتر در حرفه فروش و بازاریابی دست یابید. به عنوان عضوی از یک تیم فروش یا بازاریابی، درک این مفهوم به شما این امکان را می‌دهد که مسئولیت‌ها یا نقش‌های رهبری بیشتری را در تیم یا بخش خود به عهده بگیرید. این شرایط به شما کمک می‌کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید و تجربه حرفه‌ای بیشتری کسب کنید.5. رشد یک تیم یا شرکتکسب و کارهایی که تکنیک های روانشناسی فروش را با موفقیت اجرا می‌کنند، باعث رشد تیم، بخش یا شرکت خود می‌شوند. اصول روانشناسی فروش به کسب و کارها کمک می‌کند تا مشتریان جدید بیشتری به دست آورند و مشتریان فعلی خود را نیز حفظ کنند.6. طراحی استراتژی‌های فروش مؤثرتردرک روانشناسی فروش به متخصصان فروش و رهبران شرکت می کمک کند تا تکنیک‌ های فروش بهتری طراحی کنند. اصول روانشناسی فروش موجب توسعه تمام جنبه‌های فرایندهای خرید مشتری و استراتژی‌ های فروش می‌شود. متخصصان فروش می‌توانند از دانش روانشناسی فروش خود برای بهبود تولید سرنخ (لید)، ارائه فروش، تجربه خرید مصرف کننده و موارد دیگر استفاده کنند.7. افزایش درآمد شرکتکسب و کارهایی که اصول روانشناسی فروش را به طور مؤثر اجرا می‌کنند، سودآوری شرکت خود را افزایش می‌دهند. افزایش وفاداری مشتریان یک شرکت، دستیابی به مخاطبان گسترده‌تر و رشد کسب و کار می‌تواند به افزایش درآمد سازمان کمک کند. همچنین منجر به افزایش سود و موفقیت کسب و کار به طور کلی می‌شوداصول روان شناسی فروشگاهی اوقات مشتری احتمالی شما به مرحله خرید بسیار نزدیک می شود اما به دلایل مختلف فعل خرید انجام نمی گیرد. ما لیستی از اصول روانشناسی فروش را تهیه کرده ایم که به شما در تبدیل این فرصت های فروش به مشتری کمک می کند. ۱. گزینه های کمتری به مشتری ارائه دهیددر روانشناسی فروش ارائه گزینه های بسیار متفاوت به مشتری، تصمیم گیری را برای او دشوار می کند و احتمال اینکه هیچ خریدی انجام ندهد را بالا می برد.در کتاب پارادوکس انتخاب “بری شوارتز” روانشناس آمریکایی استدلال می کند که حذف گزینه ها برای مشتری می تواند اضطراب خریداران را به شدت کاهش دهد. ۲. از اهرم “ترس از دست دادن” استفاده کنیداز دیدگاه روانشناسی فروش، نه گفتن به یک فرصت خرید عالی، حتی برای خریداران سرسخت هم دشوار است؛ به خصوص اگر به آنها یادآوری شود با رد کردن این فرصت خرید، چه چیزی را از دست می دهند. به برشماری مزایای محصول یا خدمات خود بسنده نکنید؛ سعی کنید مشتری را متقاعد کنید که با خرید نکردن از شما یک فرصت خوب را از دست داده است.“دانیل کانمن” در کتاب تفکر سریع و آهسته به تفصیل در مورد اینگونه سوگیری های شناختی که در فرآیند تصمیم گیری تاثیر می گذارند صحبت می کند. ۳. برای ایجاد اعتبار، مهارت و تخصص خود را به رخ بکشیدهرچه به عنوان یک فروشنده اعتبار بالاتری داشته باشید، مشتریان بالقوه راحت تر می توانند به شما اعتماد کنند. اگر مشتریان احتمالی شما در مورد توانایی های شما تردید داشته باشند یا کاملاً به شما اعتماد نکنند، برای خرید از شما مشتاق نخواهند بود. یکی از مهمترین اصول روانشناسی فروش این است که مشتری را از سالها تجربه و مهارت خودتان در زمینه محصول یا خدماتی که ارائه می دهید مطلع کنید. 4. در مورد مشتریان قبلی خود صحبت کنید با توجه به اصول روانشناسی فروش، راه دیگر برای ایجاد اعتبار، صحبت در مورد مشتریان قبلی است. بعلاوه، ما طبیعتاً موجودات اجتماعی هستیم و اکثر مردم به مصرف کنندگان دیگر بیش از بازاریاب یا کارشناس فروش اعتماد دارند. ۵. از مشتریان بخواهید موانع خرید را با شما در میان بگذارندیكی از آسانترین راهها برای متقاعد کردن مشتریان مشکوک این است که از آنها بخواهید مسائلی که مانع خریدشان می شود را با شما در میان بگذارند. افراد دوست دارند منطقی به نظر برسند، بنابراین اگر بتوانید مشتریان احتمالی را به سمتی هدایت کنید که خودشان به مزایای استفاده از محصول یا خدمات شما اقرار کنند، احتمال خریدشان بالاتر می رود. ۶. برای تاثیر گذاری از داستان استفاده کنیدصحبت کردن در مورد داستان موفقیت یکی از مشتریان در روانشناسی فروش تاثیر گذارتر از بر شمردن مزایای استفاده از محصول است. داستان گویی به شما امکان می دهد تا سریعتر با مشتری خود ارتباط برقرار کنید (با آزاد کردن “هورمون اعتماد”، اکسی توسین)؛ همچنین به شما کمک می کند تا مخاطبان خود را به سمت انجام عمل مورد نظرتان سوق دهید. ۷. حس دو طرفه بودن ارتباط را در مشتری تقویت کنیدبا ارائه بخشی از خدمات به صورت رایگان به مشتری احتمالی نه تنها در او حس قدردانی ایجاد می کنید بلکه این احساس را به او القا می کند که او هم باید در عوض کاری برای شما انجام دهد. به عنوان مثال می توانید برای مشتریان جدید تخفیف ویژه در نظر بگیرید. ۸. از اهرم “محدودیت زمان” استفاده کنیدبه عنوان مثال به مشتری این حس را القا کنید که به دلیل بالا بودن تقاضا، ارائه محصول یا خدمات رو به پایان است. برای تصمیم گیری مشتری احتمالی یک بازه زمانی مشخص کنید. به عنوان مثال به او بگویید که تنها تا آخر این هفته برای تصمیم گیری فرصت دارد چون تخفیف ها تنها تا آخر این ماه اعمال می شوند. ایرانی ها با احساس خود تصمیم می گیرنددر روانشناسی فروش ایرانی گاهی اوقات افراد به جای طی یک فرآیند منطقی، بر اساس یک حس فوری، نیاز یا احساسات خود تصمیم می گیرند. برای متقاعد کردن مشتری ایرانی باید از خود بپرسید که ضعف و نیازهای عاطفی مشتریان در بازار ایران چیست؟ طبق روانشناسی فروش افراد سعی می کنند خرید خود را توجیه کنندنه تنها مشتری های ایرانی در بازار ایران بلکه مردم بسیاری از کشورهای دیگر هم همین کار را انجام می دهند. به عنوان مثال، فرد عکس یک خودرو را می بیند و فوراً عاشق آن می شود. او با احساس خود تصمیم می گیرد که خودرو را می خواهد اما برای بررسی بیشتر در مورد مشخصات فنی خودرو ، قدرت موتور، ویژگی های ایمنی و هزینه های نگهداری آن تحقیق می کند. او ماشین را می خواهد زیرا احساس خوبی به او می دهد؛ اما برای توجیه خرید آن از آمار و داده ها استفاده می کند. انسانها خودخواه هستندیکی دیگر از ترفندهای روانشناسی فروش در بازار ایران بر اساس این عقیده است که انسان به طور ذاتی‌ موجودی خودخواه است. “خودخواه” به این معنی است که فرد همه چیز را در حول محور خود می بیند. همه ما دنیا را طوری می بینیم که گویی همه چیز به شخص ما وابسته است. بنابراین اگر می خواهید افراد را در ایران برای انجام یک فعالیت تشویق کنید باید برای این سوال جواب داشته باشید: “انجام این کار برای من چه فایده ای دارد؟”گاهی اوقات این فایده صرفاً ایجاد حس عزت نفس و کسب احترام سایرین است. مثال بارز یک انگیزه روانشانی فروش در این زمینه “چشم و هم چشمی” است. شما یک محصول را خریداری می کنید تا در برابر افراد دیگر در مورد خودتان احساس ارزش کنید.سخن پایانییکی از خدمات مهم ما در شرکت تبلیغاتی دیده شو در زمینه روانشناسی فروش است. تیم ما  بهترین ایده ها، روش ها، استراتژی ها و تکنیک های فروش سریع تر و آسان تر را برای بالا بردن نرخ تبدیل مشتریان احتمالی شما و در نهایت افزایش فروشتان  ،ارائه می‌دهد. </description>
                <category>دیده شو  /ادمین</category>
                <author>دیده شو  /ادمین</author>
                <pubDate>Wed, 19 Apr 2023 13:37:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>