<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عطیه فلاح زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_77893993</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:22:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3015754/avatar/rZGom4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عطیه فلاح زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@m_77893993</link>
        </image>

                    <item>
                <title>5تکنیک ساده ی بی دردسر برای افزایش جذابیت کلامی شما</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77893993/5%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-hkshzmprgzhf</link>
                <description>به نامش به یاریش و برایشبه عنوان یک مربی در حوزه مهارت های رشد و توسعه فردی قصد دارم در این مقاله چند تکنیک به شدت ساده، کاربردی اما موثر را به شما معرفی کنم تا بعد از اجرای آن شاهد تحول شگرفی در جذابیت کلامی خود با دیگران باشید.اجرای این تکنیک ها، در لحظه شما را به سطح بالایی از رضایتمندی نسبت به خودتان می رساند به طوری که به سرعت وارد سیکل و چرخه مثبت عزت نفس خواهید شد و به دنبال آن شاهد افزایش اعتماد به نفس اجتماعیتان خواهید بود و از همه برکات آن بهره مند خواهید شد به طوری که شما را تبدیل به یک شخصیت کاریزماتیک و جذاب میکند.لذا خیلی سریع و بی مقدمه وارد بحث اصلی خود خواهیم شد؛ چرا که من مشتاق بهتر شدن حال درونیتان با خودتان و سپس با دیگران هستم و ایمان دارم این تکنیک های معجزه آسای بی دردسر به زودی این نتیجه را بریتان رغم خواهد زد.5تکنیک ساده ی بی دردسر برای افزایش جذابیت کلامی شما1- تکنیک ضربان قلب:نام زیبای این تکنیک ما را به یاد طنین دلنواز ضربان قلب می اندازد؛ در نمودار پزشکی داشتن ضربان و این بالا و پایین شدن خط نمودار به معنای زنده بودن می باشد لذا میتوان اینگونه گفت که رمز زنده بودن و تاثیر گذاری بیان ما داشتن همین ضربان است.این ضربان با تغییر در سرعت، قدرت و لحن بیان ما ایجاد می شود؛ به یاد داشته باشیم هنگام گفت و گو با اطرافیان نباید همیشه در صدر مجلس یا بالای نمودار باشیم همانطور که همیشه آرام بودن و در نقطه پایین نمودار بودن نیز از جذابیت کلام و شخصیت ما می کاهد. نکته مهم اینجاست که باید بسته به احوالات خود و مخاطب، موضوع بحث و اهمیت آن ضربان گفت و گوی خود را به کمک سه فاکتوری که در بالاتر مطرح شد( سرعت،قدرت،نوع لحن) دائما در فراز و فرود نگه داریم؛ اینگونه است که مخاطب تا آخرین لحظه با اشتیاق جذب کلام ما خواهد شد.2- تکنیک واژه ربا:چیزی شبیه آهن ربا است اما برای کلمات. دستگاهی به نام واژه ربا که همیشه باید در ذهن ما فعال و روشن باشد تا دامنه واژگانمان روز به روز گسترده تر شود؛ مثلا در حین مطالعه، شنیدن پادکست و یا حتی مکالمات عادی روزمره، دیدن دنیای پیرامون از بنرهای تبلیغاتی گرفته تا مطالب جذاب آموزشی و حتی زمانی که مشغول به نوشتن هستیم و... .این تکنیک به تسلط ما حین حرف زدن بویژه در شرایطی که آمادگی قبلی نداشتیم و به کمتر مِن من کردنمان کمک شایانی میکند و همین امر موجب خواهد شد تا در نگاه خود و دیگران فردی با اعتماد به نفس و مسلط به شرایط بنظر برسیم.3- تکنیک الاکلنگ:در بازی مکالمه با دیگران باید حواسمان باشد همیشه ما در بالا یا پایین نباشیم به این معنا که فرصت حرف زدن به دیگران را نیز بدهیم چه اینکه سکوت به موقع یا ورود به جا در گفت گو، خود بخشی از ویژگی های یک شخصیت کاریزماتیک می باشد. یادمان باشد که بازی الاکلنگ وقتی به ما حس شادی را انتقال می دهد که ما در یک حرکت متعادل بالا به پایین باشیم نه اینکه دائما در یک نقطه جا خوش کرده باشیم که اگر اینگونه باشد مانع حال خوب خود و طرف مقابل خواهیم بود.پرگویی یا سکوت بیش از اندازه به شدت از جذابیت شخصیت ما می کاهد. اهل فن در حوزه فن بیان پیشنهاد میکنند حداکثر بعد از هفت جمله، فرصت ادامه مکالمه را از طریق یک سوال، شوخی، تعجب، سکوت و... به طرف مقابل بدهیم.4- یک پله قوی تر:این تکنیک بیشتر برای مواقعی استفاده می شود که شما در حال مکالمه از طریق وویس در شبکه های مجازی هستید چه اینکه امروزه بخش زیادی از ارتباطات ما به این شکل برقرار می شود پس لازم است بدانیم برای داشتن جذابیت کلامی بیشتر هنگام ارسال صدای خودتان برای دیگری فقط کافی است تُن صدا و سرعت خود را یک پله از چیزی که در شرایط معمول هستید بالاتر ببرید.از شما می خواهم همین حالا به کمک گوشی ای که در دست دارید صدای خود را با استفاده از این تکنیک ضبط و با صدای قبلی خود مقایسه کنید تا شاهد تاثیر معجزه آسای آن در افزایش جذایت کلامی خود باشید.5- تکنیک فیلم نامه:همه ما در اطراف خود آدم هایی را داریم که چقدر جذاب و با آب تاب خاطره یا جوک تعریف میکنند به طوری که ما حس میکنیم در شرایط مشابه آن داستان بوده ایم یا قبلا آن را دیده ایم.به کمک تصویرسازی در بیان خود می توانیم جذابیت و گیرایی آن را برای مخاطب تا حد زیادی بالا ببریم لازم به ذکر است که فعال بودن واژه ربا در این تکنیک به طرز عجیبی به ما کمک خواهد کرد چرا که هرچقدر دامنه واژگان ما بیشتر باشد راحت تر می توانیم به تصویرسازی برای مخاطب بپردازیم.شک ندارم از همین لحظه و با اجرای این پنج تکنیک ساده ی بی درد سر تحول شگرفی را در بیان خود شاهد خواهید بود که موجب افزایش جذابیت کلامی شما و نهایتا ایجاد یک شخصیت کاریزماتیک و جذاب خواهد شد ، من همین جا این قول را به شما خواهم داد که در مقاله بعدی به معرفی هشت بمب نابود کننده ی جذابیت در یک شخصیت کاریزماتیک بپردازم تا با شناخت این عوامل و رفع آن قدم بزرگ دیگری در بهبود روابطمان و ایجاد حال خوب درونیمان برداریم.ممنون نگاه مهربانت هستمعطیه فلاح زاده-پژوهشگر و مدرس مهارت های توسعه فردیشهریور1403</description>
                <category>عطیه فلاح زاده</category>
                <author>عطیه فلاح زاده</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 11:19:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت موثر نه گفتن در پنج گام ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77893993/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%DB%B3-bkwenixda4d6</link>
                <description>به نامش به یاریش و برایشبی صبرانه منتظر رسیدن این بخش از آموزش مهارت موثر نه گفتن بودم چرا که خوب میدانم با مطالعه چند دقیقه ای گام آخر این مسیر، تحول شگرفی در ما رخ خواهد داد که منجر به تجربه ی آرامشی پایدار و عمیق خواهد شد.در ابتدای امر از شما دوست عزیزم قلبا درخواست میکنم تا با مرور دو مقاله قبلی به خوبی در مسیر پنج مرحله ای کسب مهارت نه گفتن قرار بگیرید و سپس به مطالعه نکات امروز بپردازید.یادآوری میکنم که نه گفتن در دنیای روابط و زندگی واقعی به دو شکل مورد نیاز ما قرار میگیرد:1- نه گفتن به خودمان2- نه گفتن به دیگرانتمرکز آموزش فعلی ما بر گزینه دوم می باشد چرا که در بسیاری از موارد با عدم بکارگیری این مهارت در روابط اجتماعی، دوستانه و خانوادگی، خود و دیگران را دچار آسیب های جبران ناپذیری میکنیم.قطعا همه ما این مفهوم را در قالب جملات مختلف بارها شنیده ایم که عاقل از یک چیز دوبار ضربه نمیخورد یا مومن از یک سوراخ دوبار گزدیه نمیشود لذا در اینجای مقاله می خواهیم به این موضوع مهم بپردازیم که دیگران برای وادار کردن ما به بله گفتن و همراهی با خودشان از چه تکنیک هایی استفاده میکنند چرا که با شناخت این عوامل کمتر از آن ها ضربه میخوریم و دیگر به راحتی تسلیم رفتار اشتباه دیگران نخواهیم شد.بعد از بررسی این هفت مورد، تکنیکی را خواهیم آموخت که در همه این احوالات کارساز و راهگشا خواهد بود تا اینگونه بتوانیم پرقدرت و راحت تر نه بگوییم.1- تکنیک مقایسه کردن:طرف مقابل برای اینکه ما را وادار به همراهی کند شروع به مقایسه ما با افرادی میکند که می داند ما در مناسبات رفتاری خود با آنان معذوریت های خاصی داریم؛ مثلا میگوید:· ولی من وقتی به جاریت اینو گفتم سریع قبول کرد و باهام همراهی کرد.· همکارمون آقای فلانی اینقدر تعلل نداشتن و خیلی زود و مشتاقانه پذیرفتن.· فلان رفیقمون تا بهش این پیشنهاد رو دادیم پایه بود و ان قولت نیاورد.2- تکرار زیاد درخواست:در این روش فرد بدون در نظر گرفتن شرایط و احوالات شما فقط با ادبیات های مختلف درخواست خود را دائما تکرار میکند تا با این اهرم فشار ما را مجبور به گفتن بله ای بنماید که برای او خوشایند و برای ما دردسر ساز خواهد بود.3- مجبور به جبران کردن:در این فرمول طرف مقابل با یادآوری خدمات خود به ما یا عزیزانمان کاملا غیرمستقیم ما را دچار یک شرمندگی میکند که وادار به موافقت و همراهی با وی شویم اینگونه که شرایط ، اولویت ها و ارزش های خود را به نفع جبران محبت های او زیر پا می گذاریم و همراهی می کنیم.4- تعریف و تمجید زیادی از حد:به گونه ای که ناخواسته ما در شرایطی قرار میگیریم که احساس میکنیم اگر نه بگوییم درست نیست، برخلاف حتی ویژگی های شخصیتی خودمان خواهد بود و خلاصه یکجور رودروایسی کاذبی که ما را مجبور به گفتن یک بله دردسر ساز خواهد نمود.5- ایجاد حس عذاب وجدان و گناه:فرد پیش رو با بیان جملاتی این حس را در ما ایجاد میکند که اگر نه بگوییم کار اشتباهی انجام داده ایم و بدون شک بعدا دچار نوشخوار فکری و حس گناه خواهیم شد چه اینکه این روش فقط برای وادار سازی ما به همراهی با خودش استفاده می شود و قرار نیست تحت هیچ شرایطی وقتی مطمئن به نه گفتن خود هستیم دچار عذاب وجدان شویم. مثلا:· آخی دلت میاد کمکش نکنی طفلی خیلی بیچارست.· چقدر تو خودخواهی یکم هم به فکر دیگران باشی بد نیست.· مگه میشه موافق نباشی همه دوستامون دارن همراهی میکنن تو این کار خیر.· تو هیچ وقت نمیتونی از خودت بگذری به نفع بقیه و این واقعا دردناکه.6- قلدری کردن:که در واقع در شرایطی خاص و توسط افرادی خاص مورد استفاده قرار میگیرد چرا که عملا یکجور تهدید به مجازات خواهد بود و اینگونه ما را تحت فشار قرار می دهند برای موافقت و همراهی با خواسته خودشان. فراموش نکنیم که این قلدری حتی میتواند در حد تهدید به قطع رابطه یا عدم انجام کاری برای ما در آینده باشد.7- ناله کردن:تکنیکی است که افراد تنبل و به نوعی ضعیف استفاده میکنند تا همراهی ما را تحت هر شرایطی داشته باشند. مثلا:· وای منکه نه زانو دارم نه کمر اصلا نمیتونم به کارای خونه برسم.· آخه پولش واقعا بیشتر از توان من هست مگه چقدر درآمد دارم که اینقدرش رو اجاره بدم.· ای بابا منکه نه پدری دارم نه خانواده ای که ازم حمایت کنن.· اونم که گذاشت رفت من موندم و بدختی و تنهایی خودم.اما تکنیکی که تقریبا برای همه موارد بالا جواب خواهد داد و به شدت راهگشا خواهد بود چیزی نیست جز فرمول معجزه آسایی به نام خلع سلاح.به این معنی که دقیقا سلاحی که با آن به ما حمله شده است را در دست بگیریم؛ حرف طرف مقابل را تائید کنید و در نهایت کار خودمان را انجام دهیم. برای درک بهتر این تکنیک مثال های ذیل به شما کمک شایانی خواهد کرد.· آره تو راست میگی من خیلی آدم خودخواهی هستم ولی در حال حاضر شرایط همراهی ندارم.· درسته شاید من خسیس بنظر برسم اما اون پول روفعلا نمیتونم بهش دست بزنم.· تنهایی خیلی سخته منم کسی رو نداشتم حمایتم کنه انشالله دفعه بعدی بتونم کمکت کنم.· ممنونم از تعریف هات، خوبی از خودت ولی کاش میتونستم  همراهیت کنم.· یادم نمیره محبت های شمارو به خودم و بچم انشالله در فرصت مناسبی جبران میکنم.· اگر دوست داری میتونی چندبار دیگه هم درخواستت رو مطرح کنی ولی تاثیری در نظر من نداره.پیشنهاد میدهم کمی به عقب برگردیم تا ببینیم الان در چه نقطه ای از مسیر کسب مهارت موثر نه گفتن هستیم.- گام اول: ما با دلایل کاملا منطقی که از دل زندگی روزمره خودمان برآمده بود پی بردیم که چرا باید نه گفتن را بیاموزیم و در روابط خود به نحو احسن از آن استفاده کنیم؟از مهم ترینشان این بود که موثر نه گفتن برای ما زمان مفید ایجاد می کند، سطح فشار و استرس درونی ما را کم میکند، موجب حفظ احترام برای ما و دیگران میشود و نهایتا اینکه ما را در سیکل مثبت افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس قرار می دهد.- گام دوم: موانع اصلی نه گفتن را شناختیم و به این نتیجه رسیدیم که همه این موانع دارای یک ریشه مشترکی به اسم حس گناه و عذاب وجدان هستند که نهایتا این احساسات کاذب نیز نتیجه کمبود عزت نفس می باشد.- گام سوم: در این مرحله یاد گرفتیم  چطور نه بگوییم اما دچار حس گناه و عذاب وجدان نشویم؛ به طور مثال گفتیم که بهتر است به هنگام نه گفتن زیادی زمان را از دست ندهیم، صاف و صادق باشیم و بجای بهانه آوردن برای طرف مقابل دلیل اصلی را مطرح کنیم و یا اینکه جسورانه و با اعتماد به نفس بالا مسئولیت عواقب نه گفتن خود را بپذیریم.- گام چهارم: یکی از مهم ترین عواملی که نه گفتن ما را موثر می کند و چالش های بعد از آن را به حداقل می رساند این بود که بدون استفاده از واژه نه، نظر مخالف خود را مطرح کنیم در قدم چهارم این مهم را با یکدیگر یادگرفتیم به طور مثال:· انجام این کار در حال حاضر اولویتم نیست.· ممنون محبت شما هستم ولی من نیازی بهش ندارم.· الان خیلی سرم شلوغ هست خودم اولین فرصت تماس می گیرم.· فعلا شرایطم اجازه این کار را به من نمیده.در این مرحله از آموزش سوال اصلی و پر تکرار مراجعین من این است که خب حالا همه این موارد را باهم بررسی کردیم به ما بگو چطور موثر نه گفتن را بیاموزیم. برای حاصل شدن این امر می توانم موارد زیر را به شما عزیزانم معرفی کنم.· مطالعه کتاب: کافی است در گوگل سرچ کنید تا به شما بهترین کتاب ها را در این حوزه معرفی کند سپس به صورت آنلاین یا حضوری خریداری کنید و هر چه سریع تر به شروع آموزش بپردازید.· استفاده از آموزش های رایگان و پولی سایت های معتبر در حوزه توسعه فردی.· کمک گرفتن از یک مربی و لایف کوچ متخصص در این حوزه.· شرکت در دوره ها و کارگاه های آنلاین و حضوری اساتید برجسته.· مراجعه به مراکز مشاوره.· و نهایتا چیزی که نقد و حاضر آماده میتوانیم از آن استفاده کنیم آموزش های مقالات شماره یک و دو و نهایتا به کارگیری تکنیک هایی است که در گام پنج مسیر کسب مهارت موثر نه گفتن خواهیم آموخت.- گام پنجم: پنج تکنیک کاربردی و راهگشا برای موثر نه گفتن:تکنیک اول: زمان بخریدبا هر شیوه و بیانی که میتوانید برای راحت تر نه گفتنتان از طرف مقابل زمان بخرید و یا کافی است همین چند جمله زیر را حفظ کنید تا در مواقع لزوم به کار بگیرید.· ممنون میشم فرصت بدید تا فردا اطلاع میدم خدمتتون.· من برم منزل مشورت کنم خبرتون میکنم.· لازم قبلش کمی بیشتر فکر کنم تا شب به شما پیام می دهم.· دفتر برنامه هایم را چک کنم تا قبل ساعت مقرر تماس می گیرم.- تکنیک دوم: همراهی و همدلی کنیدبا کمک گرفتن از بیان و انتخاب عبارات درست و همچنین به کارگیری یک زبان بدن همدلانه میتوانیم راحت تر نظر مخالف و عدم همراهی خود را مطرح کنیم.· عزیزم واقعا حق داری.· درکت میکنم شرایط خاصی هست.· منم چنین تجربه ای داشتم میفهمم.· دست در دست طرف مقابل دادن.· به آغوش کشیدن.· ناراحتی را با میمیک چهره نشان دادن.- تکنیک سوم: من و تو را حذف کنیدبرای اینکه بتوانیم راحت نه بگوییم کافی است فقط به این نکته ی به شدت مهم توجه کنیم که صرفا یک موضوع مورد بحث هست نه شخص من یا طرف مقابل یعنی اگر نه بگوییم به طرف مقابل و شخصیت او اهانتی نشده و فقط به درخواست او نه گفته شده است و اینکه مسئله را شخصی و فردی هم نبینیم و سعی کنیم فقط به اصل موضوع بپردازیم.- تکنیک چهارم: بیش از اندازه عذرخواهی نکنیمچرا که عذرخواهی نابجا و زیادی باعث افت جایگاه ما در نگاه دیگران، کاهش عزت نفس و کم شدن تاثیر حرفمان می شود لذا وقتی که نه گفتیم اگر نیاز بود یکی دوباری عذرخواهی خود را با عبارات مناسب مطرح میکینم و تمام. ادامه دادن این مقدار عذرخواهی منجر به این می شود که دیگران احساس کنند ما در تصمیم و حرفمان قاطع نیستیم و تردید داریم لذا با استفاده از شیوه هایی که در ابتدای این مقاله تقدیم نگاهتان شد سعی در وادار کردن ما خواهند نمود.- تکنیک پنجم: فرمول طلایی و در واقع ناب آموزه تمام این سه مقاله در این تکنیک خلاصه می شود چه اینکه با بکارگیری آن دیگر نیازی به استفاده از سایر موارد نباشد. این تکنیک در اشکال گوناگون در مقالات و کتب مختلف مطرح شده است اما بنده بعد از مطالعات تخصصی بسیار توانستم با چیدمانی بهتر و اضافه کردن یک اصل به انتهای این تکنیک در بهترین شکل آن را تقدیم شما کنم تا با بکارگیری آن حال خودتان و اطرافیانتان را حتی با نه گفتن نیز بهتر کنید.فرمول پنج مرحله ای موثر نه گفتن1. با قاطعیت به این نتیجه برسیم که باید نه بگوییم.( لازمه اش این است که طبق آموزش های مقاله اول بر ارزش ها و اولویت های خود آگاه و مسلط باشیم.)2. از طرف مقابل تشکر کنیم. (حتی وقتی که از ما درخواست کمکی دارند بابت انتخاب ما می توانیم تشکر کنیم)3. نظر مخالف خود را مطرح کنیم.( پیش از این آموختیم چطور بدون استفاده از واژه نه، نظر مخالفمان را مطرح کنیم.)4. ارائه یک پیشنهاد جایگزین. ( این مرحله برای ایجاد همان همدلی است که بالاتر مطرح کردیم؛ که می تواند به شکل معرفی شخص یا مکانی دیگر برای کمک گرفتن  باشد یا زمانی جایگزین را برای انجام همان کار توسط خودمان پینهاد بدهیم.)5. نهایتا چیزی که این فرمول را جادویی میکند تا نه گفتنمان را به موثرترین شکل مطرح کنیم همین گام آخر است یعنی توضیح دادن. لازم به یادآوریست که بیش از حد نیاز توضیح دادن خودش می تواند دردسر ساز باشد پس لازم است بدانیم کی و چقدر توضیح دهیم.معیار سنجش این امر نوع رابطه ما با طرف مقابل و موضوع مطرح شده بین ما است.لذا بر اساس سطح روابط که دوست صمیصمی یا دور باشد، همسر، فرزند یا همکار درجه چندم باشد ما تصمیم میگیریم که توضیحی کامل یا مختصر ارائه بدهیم و حتی گاهی نوع رابطه ایجاب میکند ما هیچ توضیحی را ضمیمه نکنیم و فقط یک نه قاطعانه بگوییم و تمام.نکته قابل توجه این است که گاهی رابطه درجه اول هست اما موضوع کاملا شخصی و درون خانوادگی است پس در این مواقع علی رغم رابطه نزدیک باز هم نیازی به توضیح نیست.به طور مثال:مادر تماس می گیرد، عزیزم فردا ناهار بیاید منزل ما.شما از قبل برنامه ریخته اید که این اخر هفته را با فرزندتان به شهربازی بروید و میخواهید مخالفت و عدم همراهی خود را مطرح کنید؛1- از اینکه باید نه بگویم و به قولم نسبت به فرزندم پایبند باشم کاملا مطمئن هستم.2- مامان جان ممنونیم از دعوتت واقعا خوشحال شدیم.3- ولی متاسفانه امکانش نیست برسیم خدمتتون.4- انشالله اگر شما هم موافق بودید برای هفته بعد یک روز را هماهنگ میکینم.5- بخاطر اینکه به بچه ها از قبل قول شهربازی دادیم و واقعا منتظر هستن که فردا ببریمشون.من عطیه فلاح زاده، مربی مهارت های توسعه فردی به عنوان یک لایف کوچ به شما این ضمانت را می دهم که اگر تمام تکنیک های مطرح شده در این گام را از همین امروز به سادگی شروع به تمرین و اجرایشان کنید و کمتر از سه هفته با مرور و تکرار انجام این فرمول ها نتیجه مثبت آن را در روابط خود با دیگران و حال خوب درونیتان به وضوح مشاهده کنید چه اینکه به سادگی وارد چرخه مثبت افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس ارتباطی شده اید و این نتیجه ای جز بهبود حال شما را در پی نخواهد داشت.عطیه فلاح زاده-پژوهشگر و مدرس مهارت های توسعه فردیخرداد1403</description>
                <category>عطیه فلاح زاده</category>
                <author>عطیه فلاح زاده</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 11:04:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت موثر نه گفتن در پنج گام ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77893993/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%DB%B2-zbzn9mbiqucb</link>
                <description>به نامش به یاریش و برایشمهارت موثر نه گفتن در پنج گام ۲1. چرا نه گفتن حق مسلم ماست؟2. موانع اصلی موثر نه گفتن چیست؟3. چطور بدون عذاب وجدان نه بگوییم؟4. چگونه نه بگوییم بدون استفاده از واژه نه؟5. پنج تکنیک حرفه ای اما آسان برای کسب مهارت موثر نه گفتن.در مقاله قبلی به بررسی گام اول و دوم در مسیر کسب مهارت موثر نه گفتن پرداختیم؛ آن هم خیلی کاربردی، راهگشا و البته مختصر. لذا هم اکنون در این مقاله نیز به توضیح دو گام بعدی خواهیم پرداخت البته مجددا به احترام وقت و حوصله شما، خلاصه و مفید.در یک قاب زیبا مطالب قبلی را برای شما همراهان خلاصه نموده ام تا با مطالعه اجمالی آن برای عده ای یادآوری شود و برای تعدادی نیز انگیزه ای شود تا در مسیر آموزش امروز کاملا مسلط همراهمان شوند.1. چرا نه گفتن حق مسلم ماست؟ موثر   نه گفتن سطح استرس ما را کاهش میدهد. موثر   نه گفتن یکجور کسب تجربه رهایی و آزادی درونی ماست. موثر   نه گفتن باعث حفظ احترام می شود.استفاده   از مهارت نه گفتن برای ما زمان میخرد. موثر   نه گفتن باعث حفظ ارزش ها و اولویت های ما خواهد شد. نهایتا   موثر نه گفتن موجب افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس خواهد شد.2. موانع اصلی موثر نه گفتن   چیست؟ ترس   از واکنش طرف مقابل. اجتناب   از خودخواه بنظر رسیدن. ترسیده   ایم نه بگویم چون به در راس توجه و نگاه دیگران بودن علاقه داریم.از   نه گفتن فرار کردیم آن هم با برچسب های به ظاهر زیبای مسئولیت پذیری یا دلسوزی.در همه مواردی که به عنوان موانع موثر نه گفتن مطرح شد به راحتی میتوان یک ریشه مشترک به اسم احساس گناه یا عذاب وجدان را نام برد؛ حسی که در اکثر مواقع بر عقل ما غلبه میکند و نهایتا منجر به بله گفتن های دردسرساز از جانب ما خواهد شد.در این مرحله از مسیر توسعه فردی خودمان می خواهیم گام سوم را خیلی تخصصی اما با بیانی ساده مورد بررسی قرار بدهیم.گام سوم: چطور بدون عذاب وجدان نه بگوییم؟جهت آسایش خیال و آسان تر شدن مسیر برای شما، بنده پس از مطالعه و بررسی تخصصی این موضوع در قالب هفت موررد به شما خواهم گفت که چطور با حس کاذب عذاب وجدان در مواقع نه گفتن مبارزه کنیم و با قدرت تمام آن هم خیلی حرفه ای و موثر نظر مخالف خود را در مواقع نیاز مطرح کنم.1. در لحظه نه گفتن صاف و صادق باشیم:بهانه آوردن حین نه گفتن یعنی ما از تصمیم خود مطمئن نیستیم. یعنی ما به اندازه کافی نظر و دیدگاه خودمان را کافی و قابل اخترام نمیدانیم لذا اینگونه میشود که زمین و زمان را به هم میدوزیم تنها برای یک نه گفتن.مثلا از ما دعوت شده برای دورهمی آخر هفته ولی از لحاظ روحی شرایط شرکت در این مراسم را نداریم؛ هزارو یک توجیه را مطرح میکنیم تا از حضور در این دورهمی معافمان کنند: همسرم موافق نیست، فرزندم مریض است، مهمان دارم و.... چرا؟ چون وجود خودمان را اینقدر کافی، ارزشمند و محترم نمیدانیم تا خیلی دوستانه اما قاطعانه مطرح کنیم: این روزها از لحاظ روحی شرایط مساعدی ندارم و ترجیح میدم آخر هفته در خانه باشم؛ و تمام.2. هنگام نه گفتن زیادی زمان را هدر ندهیم:وقتی ما برای بیان نظر مخالفمان به طرق مختلف از طرف مقابل زمان میخریم و بیش از اندازه معطل میکنیم در این صورت فرصت قضاوت اشتباه به طرف مقابل و ایجاد استرس مضاعف به خودمان را می دهیم.مثلا بجای در لحظه نه گفتن اینگونه درخواست زمان میکنیم که: اجازه بدید تا شب پیام میدم بهتون، مشورت کنم تا چند ساعت دیگه خبرتون میکنم و... اما بعد از گذشت چند روز هنوز نتیجه را اعلام نکرده ایم؛ اینگونه در تمام این مدت خودمان درگیر یک فشار روانی، استرس و یکجور عذاب وجدان شده ایم. طرف مقابل هم بابت این تاخیر زیادی ما را قضاوت خواهد کرد که: مارو سرکار گاشته، میخواست بگه نه همون موقع میگفت، تکلیفش با خودش معلوم نیست و...پس در فرصت مناسب به روش درست نظر واقعی خودمان را مطرح کنیم تا حس گناه نابجا در وجودمان جولان ندهد.3. پینهاد جدیدی را مطرح کنیم:یکی از مهم ترین دلایل احساس ناراحتی ما بعد از نه گفتن به طرف مقابل این است که دوست داشتیم کمکی به او کرده باشیم اما نتوانستیم؛ پس بهتر است این کمک را در قالب معرفی یک فرد جدید، مکانی مناسب یا زمانی دیگر ارائه دهیم تا هم خودمان هم طرف مقابل احساس بهتری را تجربه کنیم.4. در صورت نیاز، یک توضیح به اندازه را ضمیمه نه گفتنمان بکنیم:توضیح زیادی تحت هر شرایطی دردسر ساز است و ما را مجبور به بیان مسائلی میکند که علاقه به مطرح کردنشان نداریم؛ اما گاهی بسته به شرایطی که در ادامه بیشتر خواهم گفت لازم است برای حفظ احترام و شان رابطه در حین نه گفتن توضیحی را ضمیمه کنیم تا اینگونه موثر نه گفته باشیم آن هم با کمترین آسیب. در خیلی از مواقع با وجود اینکه ما نه گفته ایم اما با استفاده از این تکنیک باعث بهبود روابط خواهیم شد.5. جسورانه مسئولیت نه گفتنمان را قبول کنیم:زمانی که با تردید نه می گوییم هر اتفاقی بعد از آن پیش بیاید را نمی توانیم تحمل کنیم ، خودمان یا دیگران را دائما سرزنش میکنیم و دچار نوشخوار فکری بعد از آن خواهیم شد.اما وقتی یاد گرفتیم چه زمانی و چگونه موثر نه بگوییم در کنارش بدون شک آموخته ایم که در نقش یک فرد مسئولیت پذیر ایفای نقش کنیم نه فردی قربانی که دائما نگاه افکارش به بیرون از خودش می باشد و همه چیز و همه کس غیر از خودش را مقصر میداند.6. نظر مخالف خود را با حفظ خونسردی و کمترین واکنش منفی مطرح کنیم:فرض کنید من میخواهم مطرح کنم که هوا چقدر گرم است! این را با کاغذی که به دست دارم و تند تند تکانش میدهم و لباسی که از شدت گرما دائما بادش میزنم و اخم هایی گره خورده و لحنی شاکی بیان میکنم. اما در شکل دیگر تنها با آبی که مینوشم و چهره و لحنی کاملا معمولی این را مطرح میکنم.در کدام شرایط شما حس بدی را دریافت میکنید؟ حتی ممکن است تا قبل آن احساس گرما نمی کردید اما با واکنش و مدل بیان من ناخداگاه شما گرمتان شد؟؟! بدون شک در مدل اول. چرا؟ تنها بخاطر میزان واکنش ظاهری و رفتاری من.در هنگام نه گفتن نیز به همین صورت می باشد، زمانی که ما با تندی، عصبانیت یا استفاده از واژه های نادرست نظر مخالف خود را مطرح میکنیم هم احترام رابطه را حفظ نکردیم هم اینکه خودمان را درگیر با حس گناه و عذاب وجدان کرده ایم چرا که فکر میکینم با نه گفتنمان طرف مقابل را ناراحت نموده ایم و رابطه را خدشه دار.7. نهایتا اینکه بجای استفاده مستقیم از واژه هایی مثل نه، نمیتوانم و... از عبارات جایگزین استفاده کنیم:با استفاده از این تکنیک به هنگام نه گفتن به شدت کاریزماتیک و حرفه ای بنظر خواهیم رسید و اینکه هرگز حس کاذب عذاب وجدان بر عقل و احساس ما غلبه نخواهد کرد.پس خیلی سریع و بدون مقدمه وارد گام چهارم از مسیر آموزش موثر نه گفتن خواهیم شد.گام چهارم: چگونه نه بگوییم آنهم بدون استفاده از واژه نه؟در ابتدای مقاله قبلی اشاره کردم که نه گفتن یک مهارت، قدرت و هنر است.در اینجای کار رسیدیم به بخش شیرین آمیختن این مهارت با چاشنی هنر، یعنی شما قدرت این را پیدا کنید که خیلی ظریف و هنرمندانه نظر مخالف و نه خود را بیان کنید اما بدون استفاده از این واژه ها. و آنجاست که نه گفتن موثر و حرفه ای را تجربه خواهیم کرد. جوری که ما با طرف مقابل شرایط همراهی و موافقت نداشتیم، آن را مطرح نیز کرده ایم بدون ایکنه به رابطه صدمه ای وارد شود چه اینکه اگر هنرمندانه از این تکنیک استفاده کنیم باعث تعمیق و بهبود روابط خود نیز خواهیم شد.اما چگونه این هنر را بدست بیاوریم؟فقط با فکر، تکرار و تمرین، تجربه و البته کمک گرفتن از اهل فن، این مهارت حاصل خواهد شد.لذا من به احترام همراهی شما تا اینجای مقاله و به پاس ارزشی که برای رشد و توسعه مهارت های فردی خودتان قائل هستید چند نمونه از پر کاربردترین موارد آن را مطرح میکنم که شما میتوانید در شرایط و موضوعات مختلف تعمیم دهید و پرقدرت و مسلط از آنها استفاده کنید.متشکرم،   خیلی با سلیقه و علاقه من همسو نیست.در   حال حاضر سرم خیلی شلوغ است اولین فرصت خودم تماس میگیرم.ممنونم،   انجام این کار فعلا اولویت من نیست.سپاس   گزارم نیازی بهش ندارم.فعلا   شراطم اجازه نمیده که....واقعا   دلم میخواست ولی...پیشنهاد   میکنم در زمان بهتری...قلبا   دوست دارم همراهیتون کنم اما...قول   میدم در زمان دیگه ای...کاش   قبلش نظر من رو هم جویا میشدین چون....به شرط حیات و توفیق خدمت در مقاله بعدی گام پنجم را با هم همسیر خواهیم شد و پنج تکنیک حرفه ای اما آسان را خواهیم آموخت تا بتوانیم موثر نه گفتن را در بطن زندگی واقعی خود به کار بگیریم و حال خوب بعد از آن را به خودمان و اطرافیانمان هدیه بدهیم.ممنون نگاه مهربانت هستمعطیه فلاح زاده-پژوهشگر و مدرس مهارت های توسعه فردیخرداد1403</description>
                <category>عطیه فلاح زاده</category>
                <author>عطیه فلاح زاده</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 10:58:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت موثر نه گفتن در ۵گام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77893993/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%B5%DA%AF%D8%A7%D9%85-qmswvydcblbj</link>
                <description>به نامش به یاریش و برایشمهارت موثر نه گفتن در پنج گام1. چرا نه گفتن حق مسلم ماست؟2. موانع اصلی موثر نه گفتن چیست؟3. چطور بدون عذاب وجدان نه بگوییم؟4. چگونه نه بگوییم بدون استفاده از واژه نه؟5. پنج تکنیک حرفه ای اما آسان برای کسب مهارت موثر نه گفتن.موثر نه گفتن یک مهارت است لذا در ابتدای امر این پیشوند دلنشین حامل یک خبر خوب برای ماست؛ هرآنچه را که بتوان با پیشوند مهارت صدا زد خبر از اکتسابی بودن آن دارد بنابراین ترس از نتواتنستن و نشدن را تا میزان قابل توجهی برای ما کاهش میدهد و یادآوری میکند اراده برای تغییر کافی است البته در این مسیر که رشد توسعه فردی و کسب مهارت موثر نه گفتن نامیده میشود یک منبع آموزشی متخصص و کاربردی برای ما راهگشاست و به سرعت ما در تغییر رفتارهایمان کمک شایانی خواهد کرد.در مقاله پیش رو کاملا حرفه ای به بررسی دو گام اول در کسب مهارت موثر نه گفتن خواهیم پرداخت البته خلاصه اما کاربردی آن هم به احترام وقت، حوصله و حال خوب شما.یادآوری:- موثر نه گفتن یک مهارت است یعنی هم اکتسابی و قابل بدست آوردن است هم اینکه کاملا تکنیکال و تخصصی است چه اینکه با استفاده ی بدون آموزش از این مهارت به اطرافیان اجازه استفاده برچسب های نادرستی از قبیل خودخواه بودن از دماغ فیل افتادن و حتی خودرای بودن و... در حق خودمان را میدهیم.- موثر نه گفتن یک قدرت است. چرا که هر کسی توانایی استفاده از این مهارت را ندارد. لازم است ما ریشه های وجودی و درونی قوی به نام عزت نفس بالا داشته باشیم تا بتوانیم با قدرت از تکنیک های موثر نه گفتن استفاده کنیم و با نتایج شگفت انگیز آن احوالات درونی خود را در سیکل مثبت افزایش عزت نفس و سپس اعتماد به نفس بینداریم و شاهد تغییرات معجزه آسایی در زندگی خود باشیم.-  نهایتا موثر نه گفتن یک هنر است و بیصبرانه منتظر روزی هستم که بتوانیم خیلی حرفه ای و تخصصی هنر و خلاقیت را چاشنی استفاده از این مهارت بکنیم چرا که هر جا پای هنر به میان آید تاثیرگذاری چند برابری را برایمان به ارمغان می آورد و مهم تر اینکه تلفیق این مهارت با هنر شما، بجز حال خودتان احوالات اطرافیان شما را نیز به شدت بهبود میبخشد.1. چرا نه گفتن حق مسلم ماست؟شاید بهتر باشد اینگونه شروع کنیم که چرا ما در زندگی شخصی، کاری، دوستانه و.... خود نیاز به استفاده از مهارت نه گفتن را داریم؟طبق وعده قبلی خودم به شما خیلی موجز اما کاربردی و راهگشا در قالب شش مورد به برسی علل نیاز به این مهارت میپردازیم.1. موثر نه گفتن سطح استرس ما را کاهش میدهد:زمانی که ما به دلیل عدم استفاده از این مهارت خود را درگیر بله گفتن ها ی دردسر ساز میکنیم و مجبور به همراهی یا انجام کاری علی رغم میل و شرایطمان میشویم بخش سخت و دردناک ماجرا نوشخوارهای فکری و خودسرزنش گری های بعد از آن است؛ دائما در این فکر هستیم که چرا قبول کردیم؟ چرا حرف دلمان را مطرح نکردیم؟ چرا علی رغم شرایط نامناسب جسمی یا روحی خود مسئولیت اضافی را قبول کردیم؟ و هزاران چرایی دیگر فقط بخاطر یک بله دردسر ساز.پس وقتی ما نه گفتن را به صورت یک مهارت کاربردی در زندگی خود بیاموزیم و به کار بگیریم خیلی کمتر وادار به گفتن بله های دردسر سازی خواهیم شد که باعث افزایش استرس و فشار درونی ما میشوند.2. موثر نه گفتن یکجور کسب تجربه رهایی و آزادی درونی ماست:زمانی که ما به هر قیمتی خود را وادار به گفتن بله و همراهی با دیگران میکنیم ناخواسته با گذشت زمان در حال تجربه یک احساسی از ندیده شدن و تحقیر خود هستیم که در پی آن چنین گمان میرود هر همراهی و کمکی از جانب ما وظیفه می باشد که آنهم پس از مدتی نادیده گرفته میشود. پس کافی است با کسب مهارت موثر نه گفتن حس مهم بودن، توانستن و همیشه برای دیگران در دسترس نبودن را به خودمان هدیه بدهیم تا در مواقع نیاز در ایده آل ترین شکل برای خدمت به خودمان یا دیگران آماده باشیم.3. موثر نه گفتن باعث حفظ احترام میشود:بله های دردسر ساز نهایتا سطحی از بی احترامی به خود و دیگران را به همراه دارد.مثلا بخاطر عدم استفاده از این مهارت ما قبول میکنیم تا اخر هفته بجای همکار خود شیفت شب را تحویل بگیریم یا نگهداری از بچه همسایه را علی رغم حال بد جسمی خود قبول میکنیم. بازی از همینجا شروع میشود که دائما در حال سرزنش و بی حترامی به خودمان میشویم، که چرا قبول کردیم؟ چرا نه نگفتیم؟ چرا رودروایسی کردیم؟ و... از سوی دیگر به طرف مقابل هم همواره خورده میگیریم که چرا به ما گفت؟ چرا خودش انجام نداد؟ چرا از فرد دیگری کمک نگرفت؟ و...برخلاف تصور ما که اگر نه بگوییم بی احترامی تلقی می شود یا موجب تضعیف روابط ما با دیگران خواهد شد؛ اگر نه گفتن را با قدرت و تکنیکال به صورت یک هنر، آمیخته با ارتباطات خود بکنیم موجبات تقویت و بهبود روابطمان با دیگران فراهم خواهد شد و اینکه احترام و جایگاه ما نیز برای خودمان و دیگران به نحو احسن تثبیت می شود.4. استفاده از مهارت نه گفتن برای ما زمان میخرد:وقتی بلد باشیم خود را وارد بازی بله گفتن های پر دردسر نکنیم و با یک نه گفتن موثر همه چیز را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنیم قطعا با استفاده درست و بجا از این مهارت برای انجام وظایف اصلی خود، علایق و امور مهم تر زندگی زمان بیشتری خواهیم داشت و نهایتا انجام امور اولویت دار در زمان کافی بدون بار مسئولیت اضافی برای ما حال خوب را به ارمغان خواهد آورد.5. موثر نه گفتن باعث حفظ ارزش ها و اولویت های ما خواهد شد:ما ناچار به استفاده از این مهارت هستیم چرا که اگر همیشه با سکوت، همراهی و ترس از اعلام نظر شخصیمان در روابط خود با دیگران ایفای نقش کنیم از یک جایی بعد احساس پوچی و مهم نبودن تا اعماق وجودمان نفوذ خواهد کرد و این خود شروع یک سیکل معیوبی است که نهایتا منجر به تجربه افسردگی و همه عواقب آن خواهد شد.کافی است ما بر ارزش ها و اولویت های شخصی خود کاملا مسلط باشیم چرا که این آگاهی در مواقع تصمیم گیری ابزار مهی است تا راحت تر تصمیم به گفتن یک نه قدرتمند یا بله بدون پشیمانی بگیریم.دوست دارم با یادآوری این نکته به شما کمک بزرگی در مسیر موثر نه گفتن کرده باشم:دوست عزیزم فراموش نکن که در طول زندگی اولویت های هر فرد بسته به شرایط مختلف کاملا متغیر می باشد مثلا برای هفته پیش رو اولویت من نوشتن مقاله یا برگزاری فلان مهمانی است اما ممکن است هفته بعد اولویت دیگری مثل خرید یا همراهی با یک دوست و ... داشته باشم. اما اصولا ارزش های هر فرد در اکثر مواقع در طول مسیر زندگی ثابت و پابرجاست؛ به طور مثال ارزش من در تمام لحظات سخت تمصیم گیری، خدمت به مادر بیمارم می باشد یا انجام قولی که از قبل به فرزندم داده ام از ارزش های مهم من است که با پیشنهاد جدید دوستانم برای برنامه آخر هفته نظرم تغییر نخواهد کرد.نهایتا روشن بودن ارزش ها و اولویت های شخصی برای ما نه تنها در تصمیم گیری ها بسیار موثر می باشد؛ بلکه از بهترین فوایدش این است که اطرافیان نیز بعد از مدتی متوجه خط فکری ما خواهند شد و این کمک خواهد کرد تا در روابط خود، با ما طبق ارزش ها و اولویت های ما رفتار کنند و یا پیشنهادات خود را طبق همان مرزبندی ارائه بدهند، همین امر خود موجب غربال شدن آدم های اطراف ما خواهد شد؛ آنان که در مسیر ارزش ها علایق و اولویت های ما نیستند به مرور کم رنگ تر خواهند شد و به سمت افراد شبیه به خودشان جذب میشوند و این به نفع هر دو طرف خواهد بود.6. نهایتا موثر نه گفتن موجب افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس خواهد شد:چرا که ما با موثر نه گفتن حال خوب درونی بعد از آن را در تمام وجودمان تزریق خواهیم کرد جوری که حس موثر بودن، توانایی تصمیم درست گرفتن، زیر بار خجالت، شرمندگی و سنت های غلط نرفتن را در عین داشتن یک رابطه خوب به خودمان و دیگری هدیه خواهیم داد؛ در نگاهی عمیق تر در حال تقویت عزت نفس و سپس اعتماد به نفس خود می باشیم.در موارد بالا خیلی تخصصی و راهگشا به بررسی علل نیازمان به یادگیری مهارت موثر نه گفتن پرداختیم؛ من کنار شما هستم تا با حوصله و دقت لازم شجاعانه گام بعدی را برداریم چرا که وقتی موانع یک مسیر برای ما روشن و قابل بررسی باشد امکان نادیده گرفته شدنشان و ضربه خوردن از این عوامل به حداقل خواهد رسید و این یعنی کسب یک مهارت ضروری در مسیر رشد و توسعه فردی خودمانم با اشتباهات حداقلی و نتایج مثبت حداکثری.2.  موانع اصلی موثر نه گفتن چیست؟با اطمینان خاطر این قوت قلب را به شما خواهم داد که با مطالعه ادامه این مقاله ذهن شما از آشفتگی به سمت مسیری روشن پیش خواهد رفت تا خیلی قدرتمند و صادقانه با استفاده از چهار موردی که بیان خواهد شد علت یا علل عدم استفاده از این مهارت را در خودتان ریشه یابی کنید و به کمک آموزش های مقالات بعدی به رفع این موانع و کسب مهارت نه گفتن بپردازید.خیلی از ما بارها دچار این حس عجیب دوست نداشتنی شده ایم که میخواهم نه بگویم ولی نمیتوانم! بلد هستم ولی در مواقع نیاز نمیتوانم از داشته هایم استفاده کنم و خودم را در دام بله گفتن های دردسر سازی می اندازم که بعدا باعث پشیمانی و نوشخوار فکری من خواهد شد اما چه سود؟!!چهار مانع اصلی این مسیر را که دارای یک ریشه مشترک می باشند باهم بررسی میکنیم تا کمک بزرگی به بهبود حال درونی خودمان کرده باشیم.1. ترس از واکنش طرف مقابل:در واقع خیلی مواقع ما نه نمی گوییم چرا که نگران طرد شدن و تنها ماندن هستیم؛ یا اینکه صادقانه بگوییم دلهره مورد قضاوت قرار گرفتن توسط دیگران ما را وادار به گفتن بله های دردسرساز میکند؛ حتی با دلایلی انسان دوستانه ما خود را اسیر دام موافقت های همیشگی خواهیم کرد مثلا اینکه دوست ندارم طرف مقابل من ناراحت شود مبادا آزرده خاطر شود و توجیهاتی از این دست. در واقع میتوانیم یکی از مهم ترین دلایل برای استفاده نکردن از مهارت نه گفتن را در یک جمله خلاصه کنیم؛ اهمیت بیش از اندازه به نگاه دیگران نسبت به حال خودمان.2. اجتناب از خودخواه بنظر رسیدن:بارها شنیده ایم که اطرافیان ما در حق دیگران از عباراتی چون خودخواه و خود رای بودن، رک بودن، از دماغ فیل افتاده و... استفاده کرده اند آن هم فقط بخاطر یک نه شنیدن از جانب آن فرد و همین ترسی شده است برای ما که مبادا با نه گفتن خود، در نگاه دیگران این چنین بنظر برسیم و بدتر آنکه پشت سر ما چنین حرف هایی زده شود پس به قیمت زیر پا گذاشتن ارزش ها و اولویت های شخصی خود اعلام موافقت و همراهی میکنیم؛ همیشه بله گفتیم، قبول کردیم، همراه بودیم تا مبادا به ما برچسبی بزنند غافل از اینکه هر بار بخشی از وجودمان را در مسیر نادرست خرج کردیم و این شروعی است برای نادیده گرفتن شدن خود واقعیمان و نهایتا روزی به مرز خستگی مفرط رسیدن؛ و شاید بارها من و شما ته دلمان آرزوی سر به بیان گذاشتن را کرده ایم آن هم بخاطر به فراموشی سپرده شدن و نادیده گرفته شدنمان اول توسط خودمان و بعد دیگران.3. ترسیده ایم نه بگویم چون به در راس توجه و نگاه دیگران بودن علاقه داریم:شاید لازم باشد کمی آهسته تر اینجای مقاله را باهم زمزمه کنیم! شاید من و شمایی که به هر قیمتی علاقه به بودن در مرکز نگاه و توجه دیگران را ترجیح می دهیم خیلی با مفهوم زیر پا گذاشتن خودمان به بهای جلب توجه دیگران غریبه نباشیم.رستوران یا فیلم مورد علاقه خودمان را پیشنهاد ندادیم تا برچسب رفیق پایه و همیشه همراه بودن باز هم نصیب ما بشود. علی رغم شرایط نامساعد خودمان اما به درخواست فلانی برای پول امانت دادن یا دو ساعت از فرزندش مراقبت کردن و ... جواب رد ندادیم مبادا از گزینه اول دیگران بودن تنزل مقام پیدا کنیم. اینگونه شد که ما هیچ وقت نه نگفتیم ولی نهایتا همیشه این ما بودیم که نادیده گرفته شدیم، مورد بی احترامی و کم لطفی دیگران واقع شدیم و به چشم خود دیدیم فردی را که نه گفت اما عزیز و مورد احترام شمرده شد و بیش از ما لطف و همراهی دیگران شامل حال او شد؛ چرا؟ چون او خوب تر از ما میدانست که میتواند با گفتن یک نه موثر اول خودش به خودش احترام بگذارد و بعد دیگران را وادار به اینگونه رفتار کردن با خودش کند.4. از نه گفتن فرار کردیم آن هم با برچسب های به ظاهر زیبای مسئولیت پذیری یا دلسوزی:حتما درون خودمان یا در رفتار دیگران دیده ایم زمانی را که احساس میکنیم بار همه مسئولیت ها در خانواده، یک سفر دوستانه یا مدرسه فرزندمان و... با ما است. همیشه خودمان را داوطلب انجام امور میکینم بی آنکه به دیگران فرصت همراهی بدهیم، احساس میکینم اگر ما فلان کار را انجام ندهیم روی زمین می ماند یا نباید دیگران زیر بار چنین مسئولیتی بروند؛ یا همه خسته هستند پس مجددا ما با پذیرش مسئولیت دیگران و انجام امور، بیشتر خسته میشویم تا مبادا دیگران اذیت شوند.کمی صادق و بی تارف که باشیم میتوان گفت در خیلی از مواقع برخی از فرهنگ و سنت های غلط رایج بین ما یا آموزه های افراطی دینی باعث ایجاد چنین حسی در وجود ما میشود چرا که یک عمر به ما آموخته اند اول دیگران بعدا خودت، و ای کاش تبصره ای کنار این گزاره یادمان میدادند که تا خودت خوب نباشی نمی توانی حال دیگری را خوب کنی و تا خودت را دوست نداشته باشی نمیتوانی عشق را تقدیم دیگری کنی. یاد گرفته ایم اگر برای دل خودمان پول یا زمان خرج کنیم مادر یا پدر خوبی نیستیم احساس عذاب وجدان بخاطر یک تفریح تنهایی دست از سر ما برنمیدارد غافل از اینکه انرژی دریافتی از آن دورهمی دوستانه تا روزها از طرق مختلف به خانه و اهالی خانه انتقال پیدا میکند.از شما دوست عزیزم بابت همراهی و مطالعه تا اینجای مقاله قلبا تشکر میکنم و به عنوان آخرین نکته و درخواست از شما میخواهم یکبار دیگر تیتر چهار مورد بالا را نگاهی بیندازید تا در ادامه راحت تر حرف یکدیگر را درک کنیم.1- ترس از واکنش دیگران.2- اجتناب از خودخواه بنظر رسیدن.3- علاقه به در راس توجه و نگاه دیگران بودن.4- حس وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری بیش از اندازه.با کمی دقت و توجه به موارد یاد شده یک ریشه مشترک برای همه گزینه ها میتوان در نظر گرفت و آن چیزی نیست جز احساس گناه از نه گفتن آن هم بخاطر یکجور حس حقارت و ضعف درونی ما و اینکه نهایتا حال ما با خود واقعیمان مساعد نیست که منجر به این حجم از اهمیت ما به خوب بودن حال دیگران بدون توجه به احوالات خودمان است.کمی علمی تر اگر صحبت کنیم همه چیز برمیگردد به همان الماس درونی وجود ما یعنی عزت نفس؛ چه اینکه اگر عزت نفس ما در سطح قابل قبولی باشد هرگز به هیچ دلیلی دیگران را بدون در نظر گرفتن حال و شرایط خودمان در اولویت قرار نخواهیم داد افرادی که دچار این تله میشوند بدون شک از ضعف عزت نفس برخوردار هستند.در مقاله بعدی همین قدر کاربردی و راهگشا به بررسی سه گام آخر در کسب مهارت موثر نه گفتن میپردازیم تا بدون هرینه و تکیه به کمک دیگران، خودمان احوالاتمان را پایدار و عمیق بهتر کنیم ضمن اینکه با رشد و توسعه مهارت های فردی خودمان به صورت غیرمستقیم در مسیر تربیت بهتر فرزندانمان نیز تاثیر بهتری خواهیم گذاشت آن هم با الگوی عملی بودن برای دلبندانمان.عطیه فلاح زاده-پژوهشگر و مدرس مهارت های توسعه فردیخرداد1403</description>
                <category>عطیه فلاح زاده</category>
                <author>عطیه فلاح زاده</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 10:52:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده مهارت تخصصی یک لایف کوچ حرفه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77893993/%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%81-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-vhfcjdtpcpcb</link>
                <description>ده مهارت تخصصی یک لایف کوچ حرفه ایاگر شما قصد فعالیت به عنوان یک لایف کوچ را دارید یا اگر برای بهبود عملکردتان در زندگی دنبال یک لایف کوچ حرفه ای هستید مطالعه این مقاله کوتاه اما به شدت کاربردی را به شما توصیه میکنم. در این مقاله بعد از اشاره به تعریف لایف کوچینگ و گرایش های آن به بررسی تخصصی بیست ویژگی یک لایف کوچ حرفه ای میپردازیم تا به شما کمک کند در صنعت کوچینگ ماندگار و تاثیرگذار نمایان شوید یا بتوانید هرچه زودتر یک لایف کوچ مناسب با اهدافتان را برای بهتر کردن حال زندگیان پیدا کنید.تعریف کوچینگ به ساده ترین زبان ممکنبهتر است قبل از اینکه سراغ گرایش های کوچینگ برویم یک مرور مختصر اما مفید به تعریف کوچینگ داشته باشیم.کوچینگ (Coaching) که می‌توان آن را به مربیگری ترجمه کرد، یک فرآیند است، فرآیندی که در آن کوچ کمک می کند تا کوچی یا همان مراجع  بتواند بر روی بهبود عملکرد خود کار کند. دقت کنید که استفاده از واژه فرآیند در تعریف کوچینگ ما را به این نکته متوجه میکند که کوچینگ یک مسئله زود بازده نیست و برای حصول بهترین نتیجه باید در کنار استمرار صبر نیز داشت.نهایتا بهتر است بگوییم کوچینگ یعنی آزاد کردن توانمندی‌های بالقوه‌ی انسان‌ها. در واقع کوچ به جای آموختن به افراد به آن‌ها کمک می‌کند  خودشان یاد بگیرند[1]. و به جای گذشته یا آینده دور، بر «زمان حال» تمرکز دارد.در کوچینگ، کوچ‌ها بدون هیچ قضاوتی، به مراجع کمک می ‌کنند که تکه‌ های پازل زندگی خود را کنار هم چیده و از آن تابلوی زیبا و شفافی بسازد.و در آخر اشاره میکنم به یکی از ماندگارترین تعاریف کوچینگ از استاذ عزیزم[2] : فرآیند کوچینگ، کوچ کردن از دنیای غیرمتعهدی به سرزمین تعهدهاست.کوچینگ و مربیگری  هم مثل هر رشته‌ی دیگری، به مرور با حرفه‌ای شدن و گسترش قلمرو فعالیت‌هایش، به زیرمجموعه‌های تخصصی‌تر تقسیم شده است و انواع گرایش‌های کوچینگ به وجود آمده‌اند.لازم به تاکید است که  تقسیم‌بندی شفاف و مشخصی برای خدمات کوچینگ وجود ندارد، اما می‌توان گفت حداقل چند گرایش تخصصی کوچینگ وجود دارد که بیشتر منابع و صاحب‌ نظران به آن‌ها اشاره می‌کنند و از آن‌ها نام می‌برند[3]:ردیفانواع کوچینگType of coaching۱کوچینگ زندگیLife Coaching۲کوچینگ کسب ­و­کارBusiness Coaching۳کوچینگ اجراییExecutive Coaching۴کوچینگ رهبریLeadership Coaching۵کوچینگ عملکردPerformance Coachingلایف کوچینگ چیست؟این نوع کوچینگ در واقع به نوعی مادر همه کوچینگ‌ها محسوب می‌شود و کامل‌ترین آن‌ها است و شاید بتوان گفت اولین نوع کوچینگ همین لایف بوده است. کوچینگ زندگی تمام جنبه‌های درونی و بیرونی زندگی افراد را در برمی‌گیرد و به آن‌ها کمک می‌کند تا مسیر خود را در زندگی پیدا کنند و در جهت رسیدن به اهداف خود گام بردارند. رسیدن به تعادل بین زندگی شخصی و کار، شناسایی اهداف در زندگی و خودشناسی تنها نمونه‌ای از مزیت‌های این نوع کوچینگ است.تقریباً هر چیزی را که نتوانید در دسته‌های بالا قرار دهید می‌توانید به عنوان لایف کوچینگ در نظر بگیرید.[4]لایف کوچینگ به شما کمک می‌کند اهداف خود را به درستی تعیین کرده، آنچه را که مانع شما می‌شود شناسایی کنید و در مسیر رسیدن به آن اهداف قدم بردارید.لایف کوچینگ یکی از انواع کوچینگ است که برای بهبود زندگی شخصی از آن استفاده می شود. کسانی که در مدیریت زندگی شخصیشان چالش‌ دارند، می توانند با مراجعه به لایف کوچ از آن چالش صحبت کنند. لایف کوچ به صحبت هایشان گوش می دهد و به عبارتی چراغ قوه خود را روی توانمندی‌های مراجع می اندازد. مراجعین پس از هر جلسه کوچینگ با توجه به بازخورد هایی که از جانب لایف کوچ خود دریافت می کنند بیشتر به نقاط قوت و ضعف خود پی می برند.در لایف کوچینگ نیز مانند انواع کوچینگ، هدف نهایی مراجع مشخص می شود و تلاش می شود که با توجه به اهداف و وضعیت فعلی برای رسیدن به خواسته‌ها برنامه ریزی و اقدامک تعیین شود.در هر جلسه اقدامک های مختلفی تعیین می شود که مراجع موظف است تا جلسه بعدی کوچینگ تمام آنها را در زندگی خود پیاده سازی کند. به این ترتیب مراجع با اقدامک هایی که برای خود طراحی می کند، روز به روز بیشتر به اهداف خود دست پیدا می کند. علاوه بر آن بیشتر بر نقاط قوت خود متمرکز می شود و آنها را به حد اعلا می رساند.لایف کوچ کیست؟کوچ زندگی یا همان لایف کوچ فردی است که به عنوان یک مربی در طول مسیر زندگی توصیه ها و راهنمایی هایی می کند تا زندگی لذت بخشی داشته باشید. در واقع به عنوان یک مربی دلسوز باعث پیشرفت در تمام طول زندگی می شود. بطوریکه با راهنمایی های لایف کوچ می توانید اهدافتان بطور واضح مشخص کنید. موانع جلوی راهتان را شناسایی کنید. با تحلیل و بررسی بهترین راهکارها را برای رفع موانع در نظر گرفته و استفاده نمایید. و برای یافتن بهترین راهکار لایف کوچ به شما کمک می کند تا با استفاده از مهارت ها و استعدادهای خودتان اقدام کنید.لایف کوچ یا کوچ زندگی به کسی گفته می شود که با گذراندن دوره های تخصصی موفق به کسب مهارت های کوچینگ زندگی می شود و در واقع لایف کوچ به افراد کمک می کند تا با شناسایی توانمندی های شخصی آنها را به بهترین نحو به کار گرفته؛ با آگاهی بیشتر در مواجهه با موانع و مشکلات آنها را رفع کند. مربی زندگی به شما کمک می‌کند تا خود حقیقی‌تان را کشف کنید. از توانمندی‌ها، نقاط قوت و پتانسیل‌های خودتان آگاه شوید و آن‌ها را برای رسیدن به اهدافتان به کار ببندید.در واقع کوچ زندگی با توصیه هایی که می کند باعث می شود بجای اینکه فرد بر ضعف هایش تمرکز کند بر توانمندی هایش اتکاء کرده، و اقدامات لازم جهت رسیدن به اهداف را انجام دهد.انواع لایف کوچینگشاید شما نتوانید دسته بندی دقیق و کاملی برای انواع لایف کوچینگ پیدا کند اما به تعبیری هرآنچه در شاخه بیزینس کوچینگ قرار نگیرد را میتوان نمونه ای از لایف کوچینگ به حساب آورد که در ادامه به نمونه هایی از آن اشاره خواهیم کرد.برخی از کوچ های زندگی رویکرد کلی تر و همه جانبه تری دارند ولی بعضی از آنها هم در حوزه های مشخصی تخصص دارند و در همان حوزه ها به افراد کمک می کنند. به طور مثال میتوان به موارد زیر اشاره کرد:کوچینگ درمانیکوچینگ رژیم و تناسب اندامکوچینگ زناشوییکوچینگ مالیکوچینگ سلامتی و تندرستیکوچینگ مهارت های زندگیکوچینگ سلامت روانکوچینگ معنویت[5]ده مهارت تخصصی  یک لایف کوچ حرفه ایفردی که به عنوان لایف کوچ در صنعت کوچینگ در حال ارائه خدمات به مراجعین خود می باشد باید از لحاظ حرفه ای دارای یکسری ویژگی های تخصصی باشد که به بخشی از مهم ترین آنها در ادامه مقاله اشاره خواهیم کرد.1. توانایی گوش دادن موثر و متمرکز ماندن در جلسهگاهی افراد نیاز دارند تا صرفاً گوش داده شوند. لایف کوچ باید توانایی گوش دادن به دیگران را داشته باشد تا بتواند نیازها و مشکلات آن‌ها را بهتر درک کند.گوش دادن موثر به‌ عنوان مهارتی پایه‌ای در تمامی مراحل مورد نیاز کوچ قرار دارد. قطعاً منظور از گوش دادن فقط شنیدن صحبت‌های مراجع نیست؛ بلکه کوچ باید توانایی شنیدن ناگفته‌های مراجع را نیز داشته باشد تا از دل گفته ها و ناگفته های مراجع سوالات قدرتمند خود را طراحی کند. به کمک این توانمندیست که یک لاف کوچ میتواند کوچ همواره تمرکز خود را حفظ کند تا  مراجع را در مسیر اهداف نگاه دارد و جلسه کوچینگ را به‌خوبی هدایت کند؛ درواقع هرگاه مراجع از مسیر اصلی خارج شود، کوچ او را به مسیر باز می‌گرداند و این مسأله مستلزم داشتن مهارت مایندفولنس (mindfulness) یا ذهن آگاهی است.[6]2. پرسشگرییکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ابزارهای کوچ پرسیدن سوالات موثر است. کوچ توانمند با پرسیدن سوالات قدرتمند، درست، به‌جا و موثر  مراجع را به تفکر وا می‌دارد و این تفکر باعث به وجود آمدن خلاقیت درون کوچی خواهد شد.3. همدلی کردنهمدلی یکی از مهارت های ضروری برای یک لایف کوچ است این مهارت  به کوچ کمک می‌کند تا مسأله را از دید مراجع نگاه کند و احساسات او را نسبت به مسأله درک کند. باید توجه داشت که همدلی و همدردی دو واژه متفاوت هستند و نمی‌توان این دو را به‌جای یکدیگر استفاده کرد.4. برقراری ارتباط موثربرقراری ارتباط درست و موثر با مراجع بسیار مهم است و برای مراجع این امکان را فراهم می‌کند تا بدون نگرانی از قضاوت شدن، خود واقعی‌اش را ابراز کند. توانایی برقراری ارتباط موثر یکی از پایه‌های کوچینگ است؛ بنابراین لایف کوچ ها باید هوش هیجانی خود را تقویت کرده تا به این مهارت دست پیدا کنند.5. صداقت داشتناولین شرط اساسی برای اثربخش بودن یک جلسه لایف کوچینگ، اعتماد مراجع به لایف کوچ خودش است. برای اینکه این اعتماد ایجاد شود و هیچ‌گاه خللی به آن وارد نشود، کوچ زندگی همیشه و در هر شرایطی باید کاملاً با مراجعین خودش صادق باشد.6. مسئولیت‌پذیریهمیشه یادتان باشد که یک لایف کوچ، صرفاً به دلیل داشتن تخصص در حوزه مربی‌گری، فردی کامل و بری از خطا و کاستی نیست. او هم مثل شما و همه انسان ها  ممکن است اشتباه کند. گاهی ممکن است ایده یا پیشنهاد مربی، بنا به هر دلیلی، به نتایج مطلوب منجر نشود و اینجاست که او باید با نشان دادن مسئولیت‌پذیری، این موضوع را بپذیرد.یک لایف کوچ پاسخگو و مسئولیت‌پذیر، فردی فروتن و متواضع است که باید در قبال اشتباهاتی که انجام می‌دهد، آگاه و هدایت‌پذیر باشد. اما این بدان معنا نیست که مربی را بابت اشتباهاتش، آماج سرزنش‌ها و گلایه‌هایتان قرار دهید. اتفاقاً اشتباه کردن، بخشی از فرایند لایف کوچینگ است.7. مثبت اندیشی و ذهنیت استراتژیکمثبت بودن، مؤلفه‌ای جدایی‌ناپذیر در رویکردهای یک لایف کوچ حرفه‌ای و قابل ‌اتکاست. او باید منبع انرژی مثبت باشد و ضمن بمباران منطقیِ مراجعه‌کنندگان با امواج مثبت، زمینه جذب و پذیرش این امواج را در آن‌ها فراهم سازد. این ویژگی مخصوصاً در تعامل با افرادی که نگرانی‌ها و دغدغه‌های زیادی دارند، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. مثبت اندیشی یا تفکر مثبت، کمک می‌کند تا به جای مسائل، روی راهکارها متمرکز شوید. این سناریو، به جای تمرکز بر کاستی‌ها و مشکلات زندگی، راه را برای تفکر سازنده هموار می‌کند.فراموش نکنید که رسالت اصلی لایف کوچینگ، کمک به مراجع در یافتن پاسخ سؤال‌هایتان از طریق توسعه مهارت‌های حل مسئله است. به عبارت دیگر، لایف کوچ به جای ماهی دادن، ماهی گرفتن را یادتان می‌دهد. بنابراین نباید او را با یک دایرة‌المعارف همه‌چیزدان اشتباه بگیرید زیرا قرار نیست که برای همه پرسش‌هایتان، جوابی در آستین داشته باشد.[7]8. اشتیاق به کمک و الهام بخشییک لایف کوچ حرفه‌ای باید دارای اشتیاق و علاقه به کمک به دیگران باشد. این ویژگی مهم، او را قادر می‌سازد تا با انگیزه و انرژی به مشکلات و چالش‌های افراد بپردازد و آن‌ها را به سمت بهبود و پیشرفت هدایت کند. او باید الهام بخشی باشد که  به مراجعین اعتماد به نفس بیشتری میدهد.9. تعیین اهداف و برنامه‌ریزییک لایف کوچ حرفه‌ای باید توانایی تعیین اهداف و برنامه‌ریزی موثر را داشته باشد. او به کوچی کمک می‌کند تا اهداف خود را شناسایی کرده و برنامه‌های عملی برای رسیدن به آن‌ها ترسیم کنند.10. قضاوت نکردنممکن است مراجعین یک کوچ زندگی افکار و نظرات کاملاً متفاوتی با او داشته باشند. لایف کوچ الزاماً با نظرات مراجعین خودش موافقت نمی‌کند؛ اما می‌داند که این نظرات از دید آن‌ها کاملاً درست هستند؛ بنابراین مراجعانش را قضاوت نمی‌کند.تاثیرات یک لایف کوچ تخصصی بر زندگی مراجعیکی از مهم ترین تاثیرات لایف کوچینگ این است که به مراجع کمک می کند تا چشم انداز و دیدگاه جدید و متفاوتی نسبت به مشکلاتی که با آنها روبرو هست، پیدا کند. علاوه بر دیدگاه و بینش جدید، یک لایف کوچ حرفه ای به کوچی خود کمک می کند تا الگوهای منفی که مانع موفقیت او می شوند را از میان بردارد.بسیاری از افراد لایف کوچینگ را راهی برای پر کردن شکاف بین شرایط کنونی و زندگی مطلوب و ایده آلشان می دانند. در ادامه به بعضی از نتایج مثبت کار کردن با یک لایف کوچ متخصص اشاره میکنیم:برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصیحذف ترس ها و اضطراب های طولانی مدتتقویت خلاقیتامنیت مالی بیشتربهبود مهارت های ارتباطیرضایت شغلی بیشتر فزایش      تعادل کار و زندگیتوانایی مدیریت استرس و احساسات ناخوشایندتوسعه مهارت‌های فردیبهبود مهارت حل مسألهافزایش خلاقیت و هوش هیجانیبهبود مهارت همدلی و      ارتباط موثرتصمیم‌گیری درست و موثرشناخت توانمندی‌ها و پتانسیل‌هاتغییر دیدگاهمدیریت خود یا خودمدیریتیخروج از منطقه امن ذهنیافزایش شجاعت و شهامتاقدام گراییروابط بهتر و قوی تر با دوستان و خانوادهبه علاوه، در فرایند لایف کوچینگ، کوچ کمک می کند تا فرد علایق خودش را بهتر بشناسد و در مسیر حرفه ای و شغلی خود نیز به درستی قدم بردارد.همزمان با ارائه حمایت و انگیزه لازم برای حرکت رو به جلو، کوچ می تواند ببیند که مراجع کی و چرا متوقف شده و تسلیم شرایط شده و نیاز به برنامه ریزی دوباره و بازتعریف اهدافش دارد. در نتیجه، در مقایسه با طی کردن مسیر به تنهایی، مراجع سریع تر و با بازدهی بیشتر به اهدافش می رسد.[8]یک لایف کوچ حرفه ای میتواند بهترین ارائه خدمت را به افرادی داشته باشد که:سخت انتخاب می کنند!سخت تصمیم می گیرند!دنبال اهداف و رویاهای بزرگ هستند.نیاز به تقویت اعتماد به نفس در خود دارندافرادی که اهداف خاصی ندارندافرادی که توانمندی ها و پتانسیل های خود را      نمی شناسند.افرادی که از تغییرات جدید در زندگی می ترسند      و قدم های جدیدی در زندگی برنمی دارند.سخن پایانیآنچه باید به عنوان آخرین و مهم ترین نکته در پایان مقاله به آن اشاره کنیم این است که اگر شما به عنوان یک لایف کوچ در حال آموزش یا ارائه خدمت به هم نوعان خود هستید هرگز فراموش نکنید که کار شما همانند یک پزشک نهایتا منجر به نجات زندگی یک انسان در ابعاد مختلف خواهد شد و از آنجایی که طبق آیات و روایات پاداش نجات جان یک انسان برابری میکند با جان تمام انسان های کره خاکی[9] لذا شما با هر فرایند کوچینگ موفق پاداش نجات دادن تمام انسان های روی کره زمین را از خداند مهربان دریافت خواهید کرد. این نگاه به شما کمک خواهد کرد تا همیشه برای رشد و آگاهی خودتان در تلاش باشید دست از آموزش برندارید و در سختی این مسیر دچار یاس و ناامیدی نشوید.اما اگر شما نیاز به یک لایف کوچ حرفه ای در زندگی خود دارید با تجه به معیارهایی که در این مقاله به آن اشاره شد سعی در انتخاب بهترین و مناسب ترین لایف کوچ برای خود داشته باشید و از هزینه کردن مادی و معنوی در این راستا هراسی نداشته باشید چرا که شما برای رسین به آرامش پایدار در زندگی در حال سرمایه گذاری روی خودتان هستید.عطیه فلاح زاده- دوره تربیت کوچ13ویدانگروه2- پاییز1402[1] کتاب مربیگری برای عملکرد بهتر-جان ویتمور[2] جناب آقای دکتر محمدمهدی ربانی[3] faracoach.com[4] سایت متمم[5] مقاله لایف کوچ کیست-دکتر بهشتیان[6] مایند فولنس به معنی حضور کامل و تمرکز در جلسه است.[7] /iranbusinesscoach.com[8] سایت متمم[9] سوره مبارکه مائده-آیه32</description>
                <category>عطیه فلاح زاده</category>
                <author>عطیه فلاح زاده</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 10:42:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>