<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سمیه بهمن آبادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_77989676</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:20:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سمیه بهمن آبادی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_77989676</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویژگی‌های روش کواکتیو در کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77989676/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-rpo5ctvyxwye</link>
                <description>ویژگی‌های روش کواکتیو در کوچینگکوچینگ مفهوم تازه‌ای نیست؛ ولی رویکردها و مدل‌های آن روزبه‌روز تکامل پیدا می‌کنند. یکی از تأثیرگذارترین رویکردها، روش کواکتیو (Co-Active Coaching) است؛ مدلی که توسط CTI – The Coaches Training Institute طراحی شده و بیش از دو دهه در سراسر جهان مبنای آموزش کوچ‌های حرفه‌ای بوده است.اگر بخواهیم کواکتیو را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم:تعامل فعال، مسئولیت‌پذیری دوطرفه و تمرکز بر کل وجود انسان.در ادامه، ویژگی‌های اصلی این روش را به زبان ساده اما علمی بررسی می‌کنیم.۱. انسان موجودی «کامل، خلاق و سرشار از منابع» استهسته مرکزی روش کواکتیو همین باور است.این مدل فرض نمی‌کند که مراجع مشکل‌دار است یا نیاز به تعمیر دارد.برعکس، با این پیش‌فرض شروع می‌شود که فرد توانایی حل مسائل خود را دارد؛ کوچ فقط کمک می‌کند این توانایی‌ها دیده و فعال شوند.چرا علمی است؟مطابق مطالعات روان‌شناسی مثبت‌گرا (Positive Psychology)، افراد زمانی بهتر عمل می‌کنند که نقاط قوت‌شان فعال شود و احساس کنند توانمند هستند، نه ناقص. این اصل در کواکتیو دقیقاً همین ریشه علمی را دارد.۲. رابطه کوچ–مراجع یک «شراکت فعال» است.در این روش، کوچ رهبرِ جلسه نیست. مراجع هم رهبر نیست.بلکه رابطه، همکاری دوطرفه و مبتنی بر مشارکت فعال است.کوچ مسیر را تعیین نمی‌کند، بلکه همراهی می‌کند؛و مراجع صرفاً دریافت‌کننده مشاوره نیست، بلکه مشارکت‌کننده فعال در خلق نتیجه است.طبق یافته های علمی، مفاهیم «کانون کنترل درونی»، «خودکارآمدی» و «درگیری فعال» در روان‌شناسی نشان می‌دهند که وقتی فرد در فرآیند تغییر مشارکت می‌کند، احتمال موفقیتش چند برابر می‌شود.۳. تمرکز بر «کل زندگی» (Whole Person Approach)کواکتیو مراجع را فقط از زاویه مشکلش نگاه نمی‌کند.بلکه می‌گوید:هیچ چالشی جدا از سایر بخش‌های زندگی نیست. بنابراین کوچ در این رویکرد به مواردی مثل احساسات، رابطه‌ها، ارزش‌ها، انرژی، محیط، آینده و حتی بدن توجه می‌کند.رویکردهای سیستمی (Systemic Approaches) در روان‌شناسی تأکید می‌کنند که انسان یک سیستم یکپارچه است و هیچ تصمیم یا مسئله‌ای تک‌عاملی نیست.۴. تأکید بر «حضور کامل» (Full Presence)کوچ‌های کواکتیو یاد می‌گیرند که:فعالانه گوش دهندقضاوت نکنندلحظه‌به‌لحظه با مراجع همراه باشندتغییرات ظریف در تن‌صدا، احساس، مکث‌ها و انرژی را دریافت کننداین حضور کامل کیفیت جلسه را به‌طور چشمگیری بالا می‌برد.پژوهش‌های دانشگاه MIT درباره ارتباط مؤثر نشان می‌دهد «حضور آگاهانه» کیفیت ارتباطات انسانی را چند برابر می‌کند و تصمیم‌گیری را بهبود می‌بخشد.۵. توجه هم‌زمان به «بودن» و «عمل کردن»یکی از چیزهایی که کواکتیو را خاص می‌کند این است که:هم به درون فرد توجه دارد، هم به رفتار بیرونی او.در این مدل گفته می‌شود:«بودن» = ارزش‌ها، هویت، باورها«عمل کردن» = تصمیم‌ها، رفتارهای روزانه، قدم‌های عملیجلسه کوچینگ هم به وضوح درونی کمک می‌کند و هم به نتایج بیرونی.در رویکردهای مبتنی بر ارزش‌ها (Values-Based Coaching)، ثابت شده است که رفتار زمانی پایدار می‌شود که با هویت و ارزش فرد هم‌راستا باشد.۶. استفاده از «چالش» برای رشد واقعیکواکتیو مهربان است، ولی منفعل نیست.کوچ در این مدل گاهی مراجع را به چالش می‌کشد:سؤال‌های سختدعوت به تصمیم‌گیرینگاه کردن به حقیقتقدم‌های عملی چالشیاین چالش باعث رشد می‌شود، نه فشار بیرونی.پژوهش‌های «منطقه رشد» نشان می‌دهند که افراد زمانی تغییر می‌کنند که کمی خارج از محدوده امن خود حرکت کنند، اما نه آن‌قدر زیاد که دچار فروپاشی شوند. کواکتیو دقیقاً همین تعادل را ایجاد می‌کند.جمع‌بندی نهایی:اگر بخواهیم روش کواکتیو را در چند کلمه خلاصه کنیم:انسان توانمند است.کوچ و مراجع شریک یک سفرند.زندگی یک کل یکپارچه است.حضور کامل مهم‌تر از ابزار است.رشد هم زمانی اتفاق می‌افتد که درون و بیرون با هم جلو بروند.چالش درست، موتور رشد است.این مدل یکی از علمی‌ترین، انسانی‌ترین و مؤثرترین رویکردهای کوچینگ است؛ و دلیل محبوبیتش در سطح جهان همین است.منابع:1. Co-Active Coaching – Karen Kimsey-House, Henry Kimsey-House, Phil Sandahl2. Co-Active Leadership – Karen Kimsey-House3. Coaching for Performance – John Whitmore4. Positive Psychology Coaching – Robert Biswas-Dienerمقالات علمیمقالات ResearchGate درباره “Co-Active Coaching Model”مقالات روان‌شناسی مثبت‌گرا و نظریه توانمندی‌ها (Seligman &amp; Csikszentmihalyi)Systemic Coaching Research – Oxford Brookes Universityگردآوری و تنظیم: سمیه بهمن آبادیدوم آذرماه ۱۴۰۳</description>
                <category>سمیه بهمن آبادی</category>
                <author>سمیه بهمن آبادی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Nov 2025 02:48:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قضاوت و پیش‌داوری در روابط انسانی؛ از خطای ذهن تا آگاهی قلبی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77989676/%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8%DB%8C-sele5wkiksm2</link>
                <description>مقدمهتا حالا شده فقط با دیدن قیافه‌ی کسی یا شنیدن یکی‌دو جمله ازش، در ذهنت درباره‌اش تصمیم بگیری؟«اه، این آدم خیلی مغروره!»🤨 یا «چقدر خونسرده، حتماً بی‌احساسه!»😐همه‌مون این تجربه رو داریم. ذهن ما عاشق قضاوت کردنه. چون می‌خواد سریع تصمیم بگیره، زودتر از خطرها فرار کنه و دنیا رو قابل پیش‌بینی نگه داره.اما مشکل از اون‌جایی شروع میشه که این قضاوت‌ها، بین ما و دیگران دیوار می‌سازه. باعث میشه به‌جای دیدن آدم‌ها، فقط برچسب‌هایی رو ببینیم که خودمون چسبوندیم.برای ما کوچ‌ها، قضاوت مثل یک سم پنهانه؛ چون وقتی قضاوت می‌کنیم، دیگه نمی‌شنویم. دیگه حضور نداریم. و مراجع ما هم اون امنیت درونی رو حس نمی‌کنه که بتونه خودش رو واقعی نشون بده.ذهن ما چطور قضاوت می‌کند؟دنیل کانمن، روان‌شناس برنده‌ی نوبل، می‌گه ذهن انسان دو بخش داره:یکی سریع، یکی کند.ذهن سریع، همون بخشیه که وقتی یه نفر رو می‌بینیم، در چند ثانیه درباره‌اش نظر می‌ده. قضاوت‌ها و پیش‌داوری‌ها از همین‌جا میان؛ از مسیرهای میان‌بُر ذهنی که بهشون می‌گن «سوگیری شناختی».مثلاً:سوگیری تأیید: فقط چیزهایی رو می‌بینیم که با باورهای قبلیمون جور درمیاد.اثر هاله‌ای: اگه از یه ویژگی کسی خوشمون بیاد، بقیه‌ی ویژگی‌هاش رو هم خوب می‌بینیم.قضاوت احساسی: وقتی حال خودمون خوب نیست، رفتار بقیه رو هم منفی‌تر تعبیر می‌کنیم.در واقع ذهن ما دنبال “راحتی فکری” می‌گرده، نه حقیقت.و این یعنی خیلی وقت‌ها، قضاوت‌ها نتیجه‌ی تنبلی ذهن‌اند، نه تیزبینی.چرا کوچ‌ها باید مراقب قضاوت باشند؟کوچ، آینه‌ی آگاهیه.وقتی کوچ قضاوت می‌کنه، تصویر آینه کدر میشه. مراجع خودش رو درست نمی‌بینه و گفت‌وگو از مسیر رشد خارج میشه.قضاوت کوچ معمولاً پنهانه؛ شاید کوچ چیزی نگه، اما لحنش، نگاهش یا حتی سکوتش انرژی خاصی منتقل می‌کنه.مثلاً مراجع می‌گه «دوباره نتونستم کاری رو که قول داده بودم انجام بدم.»و ذهن کوچ ناگهان می‌گه: «این آدم مسئولیت‌پذیر نیست!»ولی کوچ آگاه قبل از اینکه وارد قضاوت بشه، لحظه‌ای مکث می‌کنه و از خودش می‌پرسه: «من الان چه فکری درباره‌ی او دارم؟ آیا این فکر واقعیت داره یا برداشت منه؟»این مکث سه‌ثانیه‌ای گاهی تفاوت بین یک گفت‌وگوی معمولی و یک گفت‌وگوی تحول‌آفرینه.از پیش‌داوری تا کنجکاویکارول دوک در نظریه‌ی ذهنیت رشد می‌گه:«آدم‌هایی که ذهنیت ثابت دارند، زود قضاوت می‌کنند چون می‌خوان بدونن “چه کسی خوبه و چه کسی بد”. اما ذهنیت رشد، به‌جای قضاوت، دنبال فهمیدنه.»به‌جاش، به جای اینکه بپرسیم: چرا این‌قدر تنبله؟بهتره بپرسیم: چه چیزی مانع پیشرفتش شده؟و این تغییر زاویه، دریچه‌ی آگاهی رو باز می‌کنه. کوچ کنجکاو، نه‌تنها مراجع رو بهتر درک می‌کنه، بلکه خودش هم رشد می‌کنه.تمرین‌هایی برای رها شدن از قضاوت🪞 ۱. تمرین مشاهده بدون تفسیردر طول روز، فقط چیزی رو که می‌بینی یا می‌شنوی یادداشت کن، بدون تعبیر.مثلاً: «او صدایش را بلند کرد.» نه اینکه: «او عصبانی است.»این تمرین بهت یاد میده بین “واقعیت” و “تفسیر ذهن” فاصله بگذاری.⏸️ ۲. مکث سه‌ثانیه‌ای در گفت‌وگوقبل از هر پاسخ یا پرسش، سه ثانیه نفس بکش و صبر کن.این توقف کوتاه، ذهن قاضی را آرام می‌کند و فضا را برای حضور واقعی باز می‌گذارد.💬 ۳. بازنویسی قضاوت‌هاهر بار که متوجه شدی در ذهنت قضاوتی شکل گرفته، آن را به یک جمله‌ی کنجکاوانه تبدیل کن.مثلاً: ❌ «او لجبازه.» ✅ «چه نیازی باعث میشه این‌قدر مقاومت کنه؟»🪷 ۴. نوشتن دفتر قضاوت‌هادر پایان روز، بنویس امروز درباره‌ی چه کسانی قضاوت کردی.بپرس: این قضاوت از کجا اومد؟ترس یا نیاز پشت این قضاوت چیه؟این تمرین ساده، آگاهی حیرت‌انگیزی میاره.پیش‌داوری از کجا می‌آید؟پیش‌داوری فقط درباره‌ی دیگران نیست، درباره‌ی خودمون هم هست.ما خودمون رو هم قضاوت می‌کنیم:«من همیشه اشتباه می‌کنم»، «من کافی نیستم»، «من باید کامل باشم»...و جالبه که هرقدر خودمون رو بیشتر قضاوت کنیم، نسبت به دیگران هم سخت‌گیرتر می‌شیم.رهایی از پیش‌داوری، از مهربانی با خود شروع میشه.وقتی یاد بگیریم خودمون رو با نرمی نگاه کنیم، قضاوت دیگران هم کم‌کم از بین میره.نگاه قرآنی به قضاوتدر سوره حجرات آیه ۱۲، خداوند می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمان‌ها گناه است.»این آیه در واقع یادآوری می‌کند که ذهن انسان پر از گمان است، اما مسئولیت ما انتخاب آن گمان‌هایی‌ست که بر پایه‌ی خیر و آگاهی‌اند، نه ترس و قضاوت.جمع بندی: قضاوت، صدای ترس‌های ماست.وقتی از درون احساس ناامنی می‌کنیم، ذهن برای حفظ ما شروع به برچسب زدن به دیگران می‌کند.اما هر بار که آگاهانه تصمیم می‌گیری قضاوت نکنی، در واقع داری تمرین عشق می‌کنی.برای یک کوچ، رهایی از قضاوت یعنی:گوش دادن واقعی،دیدن بدون فیلتر،و ایجاد فضایی که مراجع خودش را بی‌نقاب تجربه کند. آگاهی یعنی انتخاب بدون برچسب.و هر گفت‌وگوی بدون قضاوت، پلی است میان ذهن و قلب.منابع:دنیل کانمن. تفکر، سریع و کنددانیل گلمن. هوش هیجانیکارول دوک. طرز فکرJon Kabat-Zinn (1990). Full Catastrophe LivingBrené Brown. The Gifts of ImperfectionTversky &amp; Kahneman (1974). Judgment under .Uncertainty: Heuristics and Biases</description>
                <category>سمیه بهمن آبادی</category>
                <author>سمیه بهمن آبادی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Nov 2025 22:00:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>