<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین اذری پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_78592654</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:01:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/589303/avatar/mLwKWX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین اذری پور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_78592654</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش تکنیک‌های تندخوانی در 6 گام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78592654/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-6-%DA%AF%D8%A7%D9%85-a9jnbrmzmi6f</link>
                <description>همه ما می‌دانیم که امروزه، حجم کتاب‌های چاپی و الکترونیکی در همه زمینه‌ها نسبت به دهه‌های گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده است. بنابراین آموزش تکنیک‌های تندخوانی می‌تواند به ما در رشد فردی و شغلی کمک فراوانی بکند. ما با حجم بسیار زیادی از منابع روبه‌رو هستیم که برای پیشرفت و بهبود شرایط کاری و زندگی‌مان باید بتوانیم کتاب‌های با ارزش را انتخاب و با سرعت و درک مطلب بالا مطالعه کنیم و یاد بگیریم.اگر ما در زندگی از جایی که هستیم بخواهیم به جایی که آرزوی آن را داریم برسیم باید از روی یک پل قوی و قابل اعتماد عبور کنیم. این پل همان دانش و مهارت‌های ماست که باید آنها را کسب کنیم. فکر می‌کنید این دانش و مهارت‌ها را باید از کجا بدست آوریم؟برای ساخت این پل نیاز به منابع با ارزشمند داریم که همان کتابها هستند. همین الان با خود فکر کنید که اگر بهترین کتابهای زمینه کاری خودتان را مطالعه کرده باشید، چه حسی پیدا می‌کنید؟پس همین الان بیایید یک قول به خودمان بدهیم، کتاب بخوانیم، کتاب خوب بخوانیم و خوب و کاربردی کتاب بخوانیم ومانند فوتبالیستی که بیشتر اوقات توپ به همراه دارد ما هم کتاب همراه داشته باشیم و بجای اینکه ساعت‌ها به دیدن اخبار، فیلم‌ها و برنامه‌های بی اهمیت بگذرانیم کتاب بخوانیم. البته این به این معنی نیست که اصلاً فیلم نبینیم بلکه منظورم این است که فیلم‌های خوب و آموزنده ببینیم و از زمان‌مان بهترین استفاده را ببریم.بنابراین آموختن تکنیک‌های تندخوانی یکی از ارزشمند‌ترین و مهم‌ترین موفقیت‌های زندگی بشمار می‌رود که می‌تواند ما را در زندگی کاری و فردی به سرعت رشد دهد. پس در این مقاله با ما همراه شوید تا شما را با تکنیک‌های تندخوانی در 7 گام آشنا کنیم.مزایای یادگیری تکنیک‌های تندخوانیدر ابتدا اجازه دهید درباره معایب کندخوانی کمی توضیح دهم. کندخوانی معایب زیادی دارد که از مهم‌ترین آن‌ها اتلاف وقت، حواس‌پرتی، خستگی و عدم علاقه به مطالعه می‌باشد.1- صرفه‌جویی در زمان و جلوگیری از اتلاف وقتما از زمان شروع تحصیل یعنی از کلاس اول ابتدائی تا گرفتن مدرک کارشناسی حدود 10 تا 15 هزار ساعت مطالعه می‌کنیم، حال فرض کنید اگر از همان ابتدا به ما تکنیک‌های تندخوانی را به ما آموزش می‌دادند چقدر می‌توانستیم در زمان‌مان صرفه‌جویی کنیم و این زمان‌های صرفه‌جویی شده را صرف یادگیری مهارت‌های دیگری کنیم.2- جلوگیری از حواس‌پرتی و افزایش تمرکزفرض کنید شما در حال رانندگی با سرعت 20 تا 30 کیلومتر در جاده هستید. کم کم احساس بی‌حوصلگی می کنید و شروع می‌کنید با سرنشنینان به صحبت کردن و یا بازی با تلفن همراه‌تان. خوب، حالا اگر کمی سرعت ماشین را افزایش دهید، مثلاً 70 یا 80 کیلومتر، آیا باز هم با گوشی موبایل خود بازی می‌کنید؟ یا روی رانندگی خود تمرکز می‌کنید؟این یک مثال بود برای نشان دادن حواس‌پرتی هنگامی‌که سرعت مطالعه‌مان پایین است. زمانی که کندخوان هستیم در حین مطالعه دچار حواس‌پرتی می‌شویم و تمرکز خود را از دست می‌دهیم. ولی وقنی تکنیک‌های تندخوانی را یاد بگیریم و تندخوان شویم تمرکزمان روی مطالب به شدت افزایش می‌یابد.3- جلوگیری از خستگی با تکنیک‌های تندخوانیوقتی سرعت مطالعه‌مان پایین باشد بطور مداوم دچار خستگی چشمی، جسمی و ذهنی می‌شویم. چشم‌هایمان روی کلمات مکث بیش از حد پیدا می‌کنند و همین امر موجب خستگی‌ چشمی و ذهنی می‌شود. اما تندخوانیباعث می‌شود خستگی‌مان به شدت کاهش یابد.4- افزایش علاقه به مطالعهتا حالا برای شما پیش آمده که به نمایشگاه کتاب بروید و چندین کتاب خریداری کرده باشید؟ آیا بعد از خرید کتاب‌ها همه آن‌ها را مطالعه کرده‌اید؟اغلب افراد شروع به خواندن یکی از کتاب‌ها می‌کنند ولی پس از خواندن یک فصل آن به سراغ کتاب دیگری می‌روند تا ببینند آن کتاب چه چیزی برای گفتن دارد. اما باز بعد از خواندن چند صفحه‌ای دست از مطالعه آن کشیده و رها می‌کنند. همین روش مطالعه باعث می‌شود علاقه خود را به کتاب خواندن از دست بدهند. اما با یادگیری تکنیک‌های تندخوانی می‌توانیم سرعت و درک مطلب خود را افزایش داده و مطالب پر اهمیت را از کم اهمیت به خوبی تشخیص دهیم.چرا تندخوان نیستیم؟شاید این سئوال برای‌مان پیش بیاید که چرا در طول سال‌ها تحصیل،تندخوان نشدیم؟اولین دلیل آن این است که یاد نگرفتیم. سیستم آموزشی از همان اول به ما کندخوانی آموزش داد. دلیل دوم، ما با همان عادت‌های قدیمی مطالعه کردیم و از خودمان هم نپرسیدیم چطوری می‌توانم سریع‌تر بخوانم؟ دلیل سوم، باور نداریم که می‌توانیم یک کتاب را در عرض چند ساعت با سرعت و درک مطلب بالا بخوانیم.1- باور کنیماگر ما ظرفیت مغزمان را بشناسیم و به آن باور داشته باشیم، با اعتماد به نفس قادر خواهیم بود نه تنها تندخوانی بلکه هر مهارت دیگری را هم دوست داشته باشیم، یاد بگیریم.هر مهارتی را که یاد می‌گیریم باید تمرین کنیم تا مسیر عصبی آن ایجاد شود. ممکن است از خودتان بپرسید مسیر عصبی چی هست؟مغز ما میلیاردها سلول مغزی دارد که بهم متصل هستند، زمانی‌که ما مهارتی را یاد می‌گیریم، یک مسیر بین این سلول‌ها ساخته یا تقویت می‌شود. بنابراین وقتی پالس الکتریکی در اثر یادگیری ایجاد می‌شود، الکترون‌ها باید از فضای بین سلولی که سیناپس نام دارند از سلولی به سلول دیگر بپرند البته این پرش برای الکترون‌ها کار آسانی نیست و مثل این می‌ماند که بخواهیم از یک شکاف بین دو کوه عبور کنیم.بنابراین به ازای هر بار تمرین کردن، پرش الکترون‌ها از فضای سیپانس راحت‌تر و یادگیری مهارت‌ها با تمرین کردن آسان‌تر می‌شود.2-  6 گامی را که در اختیار شما قرار خواهم داد به آن عمل کنیدابتدا باهم دلایل کندخوانی را بررسی کنیم:کلمه‌خوانی : اگر دوران ابتدائی خود را به یاد بیاورید سیستم آموزشی به ما یاد داد که کلمه کلمه بخوانیم و ما به همین روش به مطالعه کردن ادامه دادیم و باعث شد کندخوان شویم.بلندخوانی : شاید بعضی افراد را دیده باشید که هنگام مطالعه کردن بلند بلند کتاب می‌خوانند همین امر باعث می‌شود اطلاعات از طریق گوش به مغز برسد بجای اینکه از چشم‌ها به مغز منتقل شوند. بنابراین سرعت انتقال اطلاعات از طریق گوش بجای چشم‌ به مغز کاهش می‌یابد و باعث کاهش سرعت مطالعه می‌شود.برگشت غیر ارادی چشم به عقب : گاهی هنگام مطالعه کردن، چشم‌های ما به طرف جملات قبلی رفته و آن جملات را دوباره می‌خوانیم در صورتیکه ما همیشه باید به سمت جلو مطالعه کنیم.سرگردانی چشم بین خطوط : برای‌مان اتفاق افتاده است که هنگام مطالعه، کلمات و جملات را گم کنیم و بین خطوط سرگردان شویم.مکث طولانی چشم روی کلمات : زمانی که در حال خواندن هستیم، چشم‌هایمان بر روی کلمات مکث بیش از اندازه پیدا می‌کنند. البته مکث را نمی‌توانیم حذف کنیم ولی می‌توانیم زمان آن‌را کاهش دهیم.محدودیت حوزه دید : امروزه بخاطر استفاده فراوان از گوشی‌های هوشمند، تبلت و تلویزیون، عضلات چشم‌هایمان ضعیف شده‌اند و به همین دلیل حوزه دیدمان کاهش یافته است.برای مطالعه ادامه تکنیک‌های تندخوانی به وبسایت  مراجعه کنید. azaripour.com</description>
                <category>امین اذری پور</category>
                <author>امین اذری پور</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 18:14:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب ریز‌اقدام‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78592654/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7-o80kwkfsjtbq</link>
                <description>«ای برادر تو همان اندیشه‌ای      مابقی خود استخوان و ریشه‌ای»                                                                                        مولانااین کتاب به کسانی کمک می‌کند که می‌خواهند تغییرات بزرگ و پایدار را در زندگی خود با برداشتن گام‌های کوچک و پیوسته، رقم بزنند. عنوان کتاب : ریز اقدام‌هانویسنده : امین آذری پورانتشارات : پارسیان البرزموضوع : روانشناسی/تغییر عادتهاتعداد صفحات :124 وب سایت : www.azaripour.comاینستاگرام : aminazaripourاگر بخواهم دلیل و داستان نوشتن این کتاب را برایتان بگویم باید به هشت سال قبل برگردم. من هم مثل شما به‌دنبال بهتر‌شدن و به‌دست‌آوردن موفقیت در جنبه‌های مختلف زندگی بودم.من همیشه می‌خواستم عادت‌هایی را در زندگیم حذف کنم و عادت‌هایی را جایگزین کنم. راه‌های زیادی را امتحان کردم به‌خصوص اینکه می‌خواستم تغییرات در زندگیم سریع رخ دهند. اما هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد، زیرا با کارکرد مغز آشنایی نداشتم. بنابراین شروع کردم به تحقیق درباره کارکرد مغز و بعد تازه متوجه شدم که ایجاد تغییرات در زندگی چیزی نیست که طی یک شب یا یک هفته اتفاق بیفتد.بنابراین شروع کردم به خواندن کتاب‌های رشد فردی و تا آنجایی که امکان داشت، تمرین‌های آن‌ کتاب‌ها را انجام می‌دادم؛ ولی نتیجه‌ی به‌درد‌بخوری به ‌دست نمی‌آوردم. شروع‌کردن و ادامه‌دادن آن تمرین‌ها برایم بسیار سخت بود؛ زیرا ذهنم به‌شدت در مقابل انجام تمرین‌ها مقاومت از خود نشان می‌داد.بسیاری افراد فکر می‌کنند علت اینکه قادر به ایجاد تغییرات پایدار در زندگی‌شان نیستند، خودشان هستند و شروع به سرزنش خود می‌کنند. اما حقیقت این است که مشکل از آن‌ها نیست، بلکه مشکل در راهکارهاست.مطالب موجود در این کتاب جزء بهترین راهکارهای رشد و بهبود فردی است و نشان می‌دهد چرا ریزاقدام‌ها مؤثرترین و مطمئن‌ترین روش برای ساخت عادت‌های جدید و سالم هستند.خلاصه کتابهدف از خلق عادت این است که مغزمان را با تکرار و تمرین تغییر دهیم؛ اما مغز ما در برابر تغییر از خود مقاومت نشان می‌دهد، مگر اینکه به آن پاداش بدهیم؛ بنابراین در تغییر عادت دو اصل اساسی وجود دارد: تکرار و پاداش.مغز انسان به‌آرامی تغییر می‌کند و با ثبات است. گاهی تصور‌کردن به اینکه مغز به‌آرامی تغییر می‌کند، خسته‌کننده است؛ ولی اگر کمی دقت کنیم این موضوع بسیار مفید است. فرض کنید اگر طی یک شب، رفتارتان به‌طور ناگهانی تغییر ماهیت پیدا می‌کرد، آن‌وقت چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیوانه می‌شدید‍!برای خیلی‌ها این سئوال پیش آمده که آیا برای رشد و تغییر، اراده مهم‌تر است یا انگیزه؟ انگیزه و اراده رابطه نزدیکی با هم دارند و در بسیاری از شرایط زندگی احساس می‌کنیم که برای رشد و پیشرفت در زندگی باید انگیزه بالایی داشته باشیم. شاید روزی بوده که شما با شنیدن یک موسیقی، دیدن یک فیلم یا خواندن کتابی، انگیزه زیادی برای ایجاد یک تغییر در زندگی‌تان پیدا کرده‌اید؛ اما چند روز بعد با شنیدن و یا دیدن یک خبر بد به کلی انگیزه خود را از دست داده‌اید و دیگر تمایلی برای دنبال‌کردن برنامه خود نداشته‌اید. آیا از خود پرسیده‌اید چرا؟ انگیزه قابل اعتماد نیست؛ زیرا به‌طور شدید به احساسات وابسته است.خوب بعد از ان می‌رویم سراغ چرخه عادتها. در این چرخه ما یک سرنخ، روتین و پاداش داریم. برای مثال،شاید کسانی را دیده باشید وقتی عصبی می‌شوند به سراغ خوردن شیرینی و شکلات می‌روند و زمانی که از انها می پرسیم چرا ؟ به ما جواب می‌دهند با خوردن شیرینی ارام می‌شویم. در اینجا سرنخ ما، عصبی شدن است، روتین ،خوردن شیرینی و پاداش، آرام گرفتن. بنابراین بیشتر این افراد از اضافه وزن هم رنج می‌برند.با اگاهی داشتن از این چرخه این افراد می‌توانند، به راحتی بجای خوردن شیرینی، خوراکیهای کم کالری دیگری را جایگزین کنند.برای اینکه بتوانیم تغییرات بزرگ را با گامهای کوچک و پایدار برداریم نیاز به راهکارهای درست داریم که من به انها ریز اقدام‌ها می‌گویم. این راهکارها به این معنی است که خودتان را وادار می‌کنید روزانه چند اقدام بسیار کوچک بردارید. این ریزاقدام‌ها به قدری کوچک هستند که شکست نمی‌خورند و در موقعیت‌های خاص هم حذف نمی‌شوند. این اقدامک‌ها دو مزیت دارند: اول، شما را به کار بیشتر سوق می‌دهند و دوم، به عادت تبدیل می‌شوند.ریزاقدام‌ها‌ به سعی و تلاش بسیار کمی نیاز دارند؛ چون شما قرار است فقط یک صفحه کتاب بخوانید، بنویسید یا یک قدم پیاده‌روی کنید. دستاورد و پیشرفتی که از تلاش اضافی حاصل می‌شود، متغیر است؛ یعنی بعضیروزها بهتر از روزهای دیگر خواهید بود و بعضی روزهای دیگر پیشرفت کمتری به دست می‌آورید؛ بنابراین نباید توقع داشته باشید که خیلی سریع می‌توانید رشد کنید. این یک ساختار طبیعی است که تا حد بسیار زیادی احتمال شکست خوردن‌مان را کاهش می‌دهد.برای مثال فرض کنید هفته آینده یک سخنرانی دارید و باید متن آن‌ را آماده کنید و سپس به تمرین بپردازید. قبل از اینکه شروع به تمرین سخنرانی کنید، فکر می‌کنید سخنرانی‌کردن کار خیلی مشکلی است و شروع می‌کنید به بهانه آوردن و کلنجار رفتن با خودتان که چطور این کار را انجام دهید. ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که اگر مطالب را فراموش کنم چه پیش خواهد آمد؟ ولی وقتی شروع به تمرین می‌کنید، آگاهی بیشتری نسبت به مطالب، شیوه ارائه مطالب و شرایط پیدا می‌کنید و آرام‌آرام به تمرین تسلط بیشتری پیدا می‌کنید. شما می‌توانید تمرین سخنرانی را با روزی 10 دقیقه شروع کنید. وقتی شما با ریز اقدام شروع می‌کنید درک و آگاهی شما نسبت به فعالیت‌ها بیشتر می‌شود و اراده شما تقویت می‌شود.به نظر شما چرا انجام فعالیت‌های جدید، باعث می‌شود شما از ناحیه امن خود خارج شوید؟ جواب این سؤال به بخش بازال گانگلیا مغز برمی‌گردد. این بخش از مغز باید کارهای جدید را به صورت عادت درآورد تا انجام آنها برای‌مان راحت و در ناحیه امن‌مان قرار گیرد.برای اینکه بتوانیم از طریق ریز اقدام‌ها تغییرات بزرگ ایجاد کنیم نیاز به برنامه جامع و قابل اجرا داریم.گام اول، فهرستی از عادتهایی که دوست دارید به وجود اورید را بنویسید.گام دوم، از کلمه چرا استفاده کنید. بهترین روش برای فهمیدن این موضوع که آیا ایجاد یا تغییر عادت‌ها ارزش سعی و تلاش را دارند یا نه، با شناسایی ریشه آن مشخص می‌شود و ما برای پیدا کردن ریشه‌ها از «چرا» استفاده کنیم تا به ارزشهای دورنی خودمان دست یابیم.گام سوم، مشخص کردن برنامه‌ بر اساس زمان و نوع فعالیت.گام چهارم، برای خودتان پاداش در نظر بگیرید.گام پنجم، همه چیز را یادداشت کنید.گام ششم، کوچک فکر کنید. اگر باز هم تأکید می‌کنم که کوچک فکر کنید؛ به خاطر اینکه بتوانیم نیروی اراده خود را تقویت کنیم. افراد بسیار منضبط کسانی هستند که اراده خود مرتب تقویت می‌کنند. اگر به باشگاه بدنسازی رفته باشید، افراد ورزیده‌ای را دیده‌اید که دیگر مجبور نیستند خود را وادار به انجام ورزش کنند. آنها دیگر نیازی ندارند از نیروی اراده خود استفاده کنند؛ زیرا ورزش‌کردن به اولویت اول مغز آنها تبدیل شده است.وقتی یک عادت را شکل می‌دهید خواهید گفت: «مغز، ما باید ورزش کنیم» و مغز شما پاسخ می‌دهد «قبل از اینکه تو بگویی من دارم به سمت دمبل می‌روم».گام هفتم: توقع‌های زیاد خود را کنار بگذاریدگام هشتم: تبدیل ریزاقدام‌ها به عادتو سخن آخرمن اطمینان دارم که اگر شما متن کتاب را به دقت خوانده و به دستورالعمل‌های آن عمل کنید به‌راحتی می‌توانید هر عادتی را که برای موفقیت‌تان در زندگی لازم است را ایجاد کنید. برایتان موفقیت‌های بسیاری را آرزومندم.تفسیر طرح جلد : دایره‌های بسیار ریزی که از اول شروع می‌شوند همان ریز اقدام‌های ما هستند و با تکرار انها تبدیل به عادتهای قوی می‌شوند (دایره‌های بزرگ) تا زندگی شاد و رنگارنگی (رنگ دایره‌ها) را برای ما رقم بزنند.با سپاس از شما دوستان گرامیامین آذری پور</description>
                <category>امین اذری پور</category>
                <author>امین اذری پور</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 17:22:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>