<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_78832356</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:55:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3477380/avatar/JnU7g1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_78832356</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آنچه سوزاندید، جان و مال مردم بود...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-crbgppvetfyp</link>
                <description>_حوادثی که چند روزی در سطح خیابان‌ها به نام اعتراض و با حقیقت باطنی خشونت و ویرانگری دیده شد، نه یک حرکت خودجوش مردمی، بلکه پرده‌ی جدیدی از نمایش خیمه‌شب‌بازی اتاق فکرهای غربی بود.حقیقت آن است که دشمن کینه‌توز، پس از ناکامی در میدان‌های نظامی و شکست پروژه‌ی تحریم‌های فلج‌کننده، اکنون تمام توان رسانه‌ای و دلارهای مزدوری خود را به کار گرفته تا از متن مطالبات مردم، حاشیه بسازد و امنیت ملی ما را هدف بگیرد.تخریب و نابود کردن اموال عمومی و زیرساخت‌های رفاهی، کشتار وحشیانه و داعش گونه مردم بی‌دفاع و نیروهای حافظ امنیت و سوزاندن مکان‌های مقدس مردم، گواهی روشنی بر حضور مزدوران بیگانه در خیابان‌های کشورمان بود. مردم ایران، هموطنان خود را وحشیانه به قتل نمی‌رسانند، پرستار بیگناه را در درمانگاه نمی‌سوزانند، به ملینا، دختربچه‌ی بی‌خبر از همه جا، شلیک نمی‌کنند... &quot;آن مزدوران قاتل، مردم ایران نبودند...&quot;آنچه در نیمه‌های دی‌ماه در خیابان‌های کشورمان رخ داد، نه اعتراض بود، نه اغتشاش، بلکه ادامه‌ی جنگی بود که سالهاست علیه ایران اسلامی در جریان است. ذی نفعان این جنگ، همان افراد و دولت‌هایی هستند که سابقه‌ی طولانی در سرکوب کشورهای مستقل و تمسخر آزادگان، در پوشش دموکراسی و حقوق بشر دارند. آسیب دیدگان این جنگ، مردمی هستند که خواسته‌های به حق‌شان، دست‌مایه‌ی نفع‌طلبی مزدوران قرار گرفت. ما صراحتا خواستار محاکمه و مجازات عوامل برهم‌ زننده‌ی آرامش و امنیت کشورمان ایران هستیم.ملت ایران، مجرمان داخلی و بین‌المللی را رها نخواهد کرد</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 20:30:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدعیان علم، علیه پیشرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-gr79wdkypr6h</link>
                <description>بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم🔻*مدعیان علم، علیه پیشرفت*_چرا علمی‌ترین دستاورد ایران توسط استاد یکی از بزرگترین دانشگاه‌های کشور تحقیر میشود؟🔹_پیشرفت کشور در عرصه‌های مختلف خواسته‌ی همه‌ی وطن‌دوستان است. چند روز پیش خبر پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره‌های ایرانی باعث شادی و افتخار مردم و به خصوص جامعه‌ی علمی کشور شد. سه ماهواره با نام‌های پایا، ظفر و کوثر با موفقیت به فضا پرتاب شدند. این ماهواره‌ها دارای کاربرد در مسائل مختلفی از جمله پایش مخاطرات طبیعی، محیط‌زیست، مدیریت منابع آب، کشاورزی هوشمند و... غیره هستند. ساخت و پرتاب موفق ماهواره‌ها آن هم در شرایط تحریم و چالش‌های متعدد در مسیر پیشرفت فناوری، نشان‌دهنده‌ی وجود دانشمندان و نیروی جوان متخصص، متعهد و خستگی ناپذیر است.در همین زمان، اعلام موضعی از یکی از اساتید دانشگاه‌های معتبر، جامعه علمی و سایر مخاطبان را به بهت و تعجب فرو برد. &quot;هزار ماهواره‌ی دیگر هم پرتاب کنید از زندگی حقارت‌آمیز ایرانیان در عصر اطلاعات چیزی کم نمیکند...؟&quot;استادی که در نهاد علم مشغول به کار است، سالانه صدها دانشجو را پرورش میدهد و در بزرگترین دانشگاه علوم انسانی جنوب غرب آسیا تدریس میکند، یا نسبت به جایگاه خود، جایگاه مردمش و مسیر پیشرفت کشورش ناآگاه است، یا عامدانه زندگی مردمی که نجیبانه و صبورانه قله‌های علم و دانش را فتح میکنند را تحقیر میکند.*آقای فلاحت پیشه؛ زندگی ایرانیان تحقیرآمیز نیست...*در سراسر دنیا سیاست‌هایی جهت نظارت بر فضای مجازی و شبکه اینترنت وضع میشود. درباره‌ی فیلترینگ و به طور کلی سیاست‌های حاکم بر فضای مجازی، مباحثات بی انتهاست. درباره‌ی فواید، مضرات و چالش‌های آن آرأ متفاوتی وجود دارد و میتوان در این باره گفتگو کرد. اما قضاوت پیشرفت کشور در عرصه‌ی فناوری با محور قرار دادن مبحث فیلترینگ نمیتواند مورد قبول باشد.دیدگاه سیاسی شما و تقابل با وضعیت موجود، موجب شده فراموش کنید جوانانی با ظواهر و عقاید متفاوت، برای ایران که هویت مشترک آنهاست، کوشیده‌اند و شب بیداری کشیده‌اند تا این دستاوردهای فناورانه حاصل شود و ایران در عرصه‌ی جهانی سربلند شود.*تحقیر دستاوردهای فناورانه ایران، تحقیر همان دانشجوست که روزی ممکن است پای درس شما و همکارانتان نشسته باشد. تحقیر این دستاورد تحقیر علم است و عالم...!*امروزه در میان رقابت کشورهایی که مسیر دویدنشان به سمت پیشرفت بسیار گشوده تر از ایرانی است که بخاطر حفظ هویت خویش، سالیان سال مورد آماج تحریم‌ها و سنگ‌اندازی مستکبران عالم قرار گرفته، ایران جایگاه قابل توجهی دارد. نام ایران در بسیاری عرصه‌ها از جمله سلول‌های بنیادی، درمان بیماری‌های مختلف، عرصه‌های نظامی و... در صدر کشورهای دنیا قرار دارد. ایرانی که در بسیاری موارد برای ساخت قطعاتش تکیه بر نیروی جوان و عزت‌مند خود دارد، ایرانی که پرتاب ماهواره‌هایش درمیادین با کمترین احتمال خطا موفقیت‌آمیز پیش میرود.اگر شما امروز به آسانی حاصل شب‌بیداری‌های دانشمندان جوان ما را به تمسخر میگیرید، چطور میتوان امید داشت که جوانان برای پیشرفت ایران مبارزه کنند؟ اگر کسی قرار باشد مسائل ایران را سامان دهد همین جوانان وطن‌دوست و بی‌توقع هستند که شما تحقیرشان میکنید.*اگر امروز ایران و ایرانی پایش در اقتصاد لنگ میزند نتیجه مسندداری همین تفکر است که مستمراً نگاه به خارج از مرزها دارد و استعداد، خلاقیت و ایده‌های جوان را زیر بار دیگرپرستی و خودتحقیری خود له میکند.*جوانی که ماهواره میسازد، اگر مجال یابد، توانایی ساخت خودرو را نیز دارد. میتواند اقتصاد را سامان دهد. میتواند رسانه را از وضعیت انفعال و مورد حمله قرار گرفتن نجات دهد. علی‌رغم تمام سیاه نمایی‌ها این جوان زنده است.دانشجوی امروز اراده‌مند است و با این اراده، سنگ و کلوخ افکار پوسیده را از زمین بر میدارد و راه آسمان را برای بلندای نگاهش بازتر میکند.کور باد آن چشم که نمیبیند یا نمیخواهد ببیند، و بیش باد جوانانی که سرشان فقط خمیده در برابر خدا، و دستشان در ثریاها افتخارآفرینی میکند.#مکتوبات#بسیج_دانشجویی_دانشکده_حقوق_و_علوم_سیاسی🆔@basijatu_lawpol</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jan 2026 21:55:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از نازک‌خوانی کورتکس تا طبقه‌سالاری آکادمیک؛ سکوت دیروز، جسارت امروز را ممکن کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D8%B2%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%B3-%D8%AA%D8%A7-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-wqrfvbg3ftg7</link>
                <description>اظهارات اخیر محمود سریع‌القلم، با وجود بازتاب گسترده در افکار عمومی، کوچکترین پشتوانه معتبری ندارد و در موارد متعدد در تعارض آشکار با واقعیت‌های موجود است. بنابراین ضروری است موضعی روشن، مستدل و انتقادی اتخاذ شود تا پیامدهای نگران‌کننده چنین گفتارهایی برای علوم انسانی نادیده نماند. علاوه بر این محتوای سخنان ایشان نشان دهنده رویکردی است که عملا در تقابل با محرومین و مستضعفین جامعه قرار می‌گیرد و نمی‌توان نسبت به چنین جهت‌گیری نادرستی بی‌تفاوت بود.افکار و گزاره‌هایی که از سوی برخی افراد مانند سریع‌القلم و رنانی مطرح می‌شود از جمله آن‌جا که شایستگی ورود به عرصه سیاست و اقتصاد را به داشتن یا نداشتن اتاق خواب شخصی در کودکی پیوند می‌دهند به‌روشنی نشان‌دهنده رویکردی تبعیض‌آمیز و فاقد پشتوانه علمی است. چنین ادعاهایی که انسان‌ها را بر اساس پیشینه طبقاتی یا ویژگی‌های زیستی طبقه‌بندی می‌کند، در عمل بازتولید کننده‌ی الگوهای خطرناک فکری است که سابقه آن در رژیم‌های فاشیستی به روشنی دیده می‌شود.آنچه این روند را نگران‌کننده‌تر می‌سازد، سکوت بخش قابل توجهی از جامعه دانشگاهی و استادان علوم انسانی در برابر گسترش این نوع ادبیات است؛ سکوتی که به‌طور ناخواسته به عادی‌سازی و مشروعیت‌بخشی چنین نگاه‌های تبعیض‌آمیز کمک می‌کند. انتظار می‌رود نهادهای علمی، به جای بی‌اعتنایی، نسبت به این گونه دیدگاه‌ها موضع روشن و مسئولانه اتخاذ کنند تا از مخدوش شدن فضای فکری جامعه جلوگیری شود.اگر در همان زمان که رنانی کورتکس شناس، ادعای احمقانه خود درباره نازک بودن کورتکس ایرانی‌ها را مطرح کرد، برخوردی جدی با آن صورت می‌گرفت و در دهان آن زده میشد، امروز شاهد آن نبودیم که سریع‌القلم‌ها این چنین دهان گشاده و آسوده، دست به بیان گزاره‌هایی مشابه بزنند. بی‌عملی در برابر ادعاهای غیرعلمی گذشته، زمینه را برای عادی‌سازی و بازتولید همین نوع نگاه‌های تبعیض‌آمیز فراهم کرده است.امید آن است که از این پس هیچ فردی جسارت تکرار چنین مهملات فاقد مبنای علمی و پر از تبعیض را نداشته باشد. همچنین اگر در آینده دوباره کسی مرتکب خطایی مشابه شد، انتظار می‌رود نه خود او و نه هوادارانش به هیچ‌وجه فضای نقد را محدود نکنند و مانعی در برابر نقدهای مستدل و دلسوزانه ایجاد نکنند. تنها با باز بودن مسیر نقد و پاسخ‌گویی است که می‌توان از تکرار چنین انحرافاتی در عرصه عمومی جلوگیری کرد.نتیجه‌ی سال‌ها پولی‌سازی آموزش عالی، خصوصی‌سازی دانشگاه و تبدیل آموزش از یک حق اجتماعی به یک امتیاز طبقاتی، امروز با تمام وضوح در رفتار و گفتار حامیان این جریان نمایان شده است؛ جریانی که اکنون وظیفه‌ خود می‌داند نه از حقیقت علمی، بلکه از منافع طبقاتی و امتیازهای تاریخی خویش دفاع کند و برای حذف مستضعفان، استدلال‌های شبه‌علمی تولید کند.در چنین فضایی، مفاهیمی همچون «چشم و دل سیر بودن»، که در ادبیات علمی هیچ جایگاهی ندارد، به عنوان معیاری برای شایستگی سیاسی یا حکمرانی معرفی می‌شود؛ مفهومی مبهم و کاملاً طبقاتی که بیشتر به فرهنگ خودستایانه‌ی طبقات مرفه شبیه است تا یک شاخص معتبر پژوهشی. جایگزین کردن تحلیل‌های واقعی با چنین تعابیر مبهم و فاقد پشتوانه، نه علم است و نه سیاست‌گذاری؛ این صرفاً تلاش برای طبیعی جلوه دادن برتری‌جویی طبقاتی است.همین‌طور نسبت دادن نقدها به «دشمنی ایدئولوژیک» و «هجمه سیاسی» نیز بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، ابزاری دفاعی برای گریز از پاسخ‌گویی است. مشکل اصلی در اینجاست که گفتمانی که حلقه غربگرا از آن دفاع می‌کند، عملاً نابرابری را مشروع و تبعیض را قابل دفاع جلوه می‌دهد؛ گفتمانی که ادعا می‌کند فقط کسانی که از پیشینه‌ی خاص خانوادگی، امکانات مادی و تجربه‌ زیستی ممتاز برخوردار بوده‌اند، حق ورود به عرصه‌ی حکمرانی دارند. چنین رویکردی اگرچه زیر عنوان «نخبه‌گرایی کارآمد» عرضه می‌شود، اما در عمل همان تفکر نخبه‌گرای تبعیض‌آمیزی است که تاریخ بارها هزینه‌های آن را به جوامع یادآوری کرده است.اگر امروز چنین دیدگاه‌هایی با جسارت و فراغ بال مطرح می‌شود، علتش سکوت و بی‌عملی گذشته در برابر گزاره‌های غیرعلمی مشابه است. اگر در گذشته برخورد جدی با گزافه گویان میشد، امروز شاهد تکرار نسخه‌های تازه‌تری از همین ادبیات طبقاتی نبودیم. انتظار آن است که از این پس هیچ فرد یا جریانی نتواند با تکیه بر امتیازات طبقاتی یا ادعاهای شبه‌علمی، حق نقد را محدود کند. اگر دوباره کسی سخنی تبعیض‌آمیز یا فاقد مبنای علمی بر زبان آورد، نه خود او و نه هوادارانش نباید با ایجاد سپر حمایتی، فضا را برای نقد ببندند. جامعه‌ای که نقد در آن تعطیل شود، توسعه در آن ناممکن خواهد بود.</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Dec 2025 14:30:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>_«پیروزی یک معنا؛ انسان مقاومت در میدان نبرد تمدنی»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-qlotn8disjed</link>
                <description>_«پیروزی یک معنا؛ انسان مقاومت در میدان نبرد تمدنی»از ابتدای خلقت، مفهوم انسان همواره به دو شکل معنا میشود. امروز غزه میدان رویارویی این دو نگاه به انسان است. نگاه اول، انسانی مادی را توصیف میکند که از اشرف مخلوقات تعریفی شئ‌گونه  و آبژکتیو دارد و در خدمت جهان ماده و اربابان قدرت است.اما در مقابل با نگاه متفاوتی روبه‌رو هستیم، انسانِ مقاومت. انسانِ مقاومت، انسان را بماهُوَ انسان میپذیرد، این تلقی، نحوه‌ی بودنی را برای انسان معرّفی میکند که با هر نوع دیگری متفاوت است. این نحوه‌ی بودن بر خلاف تلقی عام از انسان باایمان نه تنها منفعل نیست بلکه در جوش و خروش بی‌حد و حصری است که با وجود خالی بودن دست‌هایش باز هم می‌ایستد. این تعریف از انسان، آدمی را دربند جنسیت و نقش اجتماعی خاصی نمیداند بلکه هر کنش را در جریان مقاومت سمت و سو میدهد.این بار در نبرد تمدّنی میان دو معنا از انسان یک تعریف پیروز است، انسان مقاومت. امروز منظورمان از انسان مقاومت دیگر تنها رزّان‌النجّار اهل غزّه نیست، بلکه تمام آزادگانی را شامل میشود که نامی از غزّه بر قلب‌هایشان حک شده است.  این روزها در سواحل شرقی دریای مدیترانه رویدادی تاریخی در جریان است، کاروانی که از سواحل زیبای مدیترانه گذشته، نمونه‌ی خوبی برای معنا کردنِ مفهوم انسانِ مقاومت است. کاروانی به نام کاروان دریایی صُمود.همچنان که غزه دیگر نام یک مکان نیست، صمود هم دیگر تنها نام یک کاروان نیست.صمود نمادی است از بیداریِ جهانی که سالها در خدمت محض توسعه بود. این رویداد را میتوان حرکتی موفّق دانست امّا نه از آن جهت که محاصره را شکست یا نه، از این حیث که شروع کننده جریانی شد که تداوم آن را میشود در سراسر جهان نظاره کرد.حال جهان از غزه الهام میگیرد که چگونه باید در برابر جریان انسانِ مادّی ایستاد، ایستادنی که قدرتی به جز ایمان و اراده ندارد و پایه‌های نظم مادّی را متزلزل می‌کند.«امروز، غزّه تنها یک نقطه روی نقشه‌های جغرافیایی نیست؛ بلکه قطب نمایی است برای تمام آزادگانِ جهان.»✍فاطمه باقری/کارشناسی علوم سیاسی</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Oct 2025 20:30:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلیل؟ تجربه.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-qexikqfyeydd</link>
                <description>بسیج دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی با نگاهی کوتاه به مسائل روز دنیا، روابط پیچیده‌‌ای میان کشورهای مختلف به چشم می‌خورد؛ از اعتمادهای نابجا و زیان‌بار گرفته تا همکاری‌هایی از سر اجبار. درمیان این روابط، نمونه‌هایی فراوان از کشورهایی دیده می‌شود که فریب لبخندهای دیپلماتیک و وعده‌های غرب به‌ ویژه آمریکا  را خورده‌اند و در نهایت با خیانت، بی‌ثباتی و سقوط مواجه شده‌اند.  آمریکا در این میان بیش از هر کشور دیگری خودنمایی می‌کند؛ کشوری که به نام حمایت مداخله می‌کند، به نام صلح جنگ به راه می‌اندازد  و به نام تعهد، عهدشکنی می‌کند.تاریخ نشان داده است که اعتماد بیجا به آمریکا نه تنها امنیت و پیشرفت به همراه ندارد، بلکه در بسیاری از موارد موجب فروپاشی، جنگ داخلی و نابودی ساختارهای یک کشور شده است.  نمونه‌هایی از جمله کشورهای لیبی، عراق، کره شمالی،  مصر و اوکراین گواهی بر این ادعا هستند.     لیبی که با اعتماد به توافقات بین‌المللی، برنامه هسته‌ای خود را کنار گذاشت؛ اما با حمله نظامی آمریکا به کشوری جنگ‌زده تبدیل شد. درکشورعراق نیز صدام به امید جلب حمایت آمریکا، دست به اقداماتی زد و سرانجام همان اقدامات منجربه سقوط رژیمش شد. کره شمالی که در چندین مقطع  تلاش کرد به آمریکا نزدیک شود؛ اما تنها با فشارهای بیشتر و تحریم‌هایی سنگین‌تر روبه‌ رو شد.  مصرهمچنین با حمایت آمریکا به سمت دموکراسی حرکت کرد؛ اما در آخر با کودتا و زندانی شدن رئیس‌جمهور منتخب، به کنترل نظامیان درآمد. اوکراین نیز در سال ۱۹۹۴ سومین قدرت هسته‌ای جهان بود اما با ضمانت آمریکا و انگلیس تسلیحات خود را کنار گذاشت و امروز در جنگی گرفتار شده است که تضمین ‌کنندگان امنیتش، تنها نظاره‌گر آن هستند.اما چرا آمریکا از این سیاست سلطه‌جویانه و مداخله‌گرایانه دست برنمی‌دارد؟ پاسخ ساده است، منافع اقتصادی و سیاسی‌. آمریکا نیاز دارد برای حفظ برتری خود در نظام بین‌الملل، کنترل منابع طبیعی به ‌ویژه نفت را در اختیار داشته باشد.  کشورهای غرب آسیا  به دلیل موقعیت استراتژیک و منابع عظیم نفت و گاز، همواره در تیررس سیاست‌های نفوذی آمریکا بوده‌اند. از سوی دیگر واشنگتن برای جلوگیری از گسترش نفوذ رقبای جهانی خود مانند چین و روسیه، سیاست مهار را در پیش گرفته است و با تضعیف کشورهای منطقه نیز تلاش می‌کند برتری خود را حفظ کند. اما این سیاست، تنها محدود به کشورهای دیگر نیست؛ بلکه در ایران نیز بارها و بارها تجربه شده است.۱. تجربه مشروطه، اعتماد به انگلیس و انحراف نهضتانقلاب مشروطه سرآغاز تلاش ملت ایران برای کاهش قدرت مطلقه پادشاه و ایجاد حکومتی بر پایه قانون بود. در این میان روحانیون و نیروهای مذهبی، پیشگام این نهضت بودند و تلاش می‌کردند که آن را در مسیر دین و عدالت نگاه دارند. اما در آن مقطعی حساس،  غرب در ظاهر از مشروطه شدن و کم شدن قدرت مطلقه حمایت کردند اما این حمایت برای رشد و پیشرفت یک کشور جهان سومی به تعبیر خود نبود. در این دوره انگلیس حمایت خود را نشان می‌داد و روس ها نیز در مقابله با جریان مشروطه  بودند چرا که هرکدام به دنبال منافع خود بودند این بالا و پایین و دخالت های پنهان و گاه صریح بیگانگان سبب انحرافی همچون  ظهور دیکتاتوری رضاخان بود.در کتاب «تاریخ مشروطه ایران» احمد کسروی آمده است:«در جریان مشروطه، انگلیسی‌ها با حیله و نیرنگ مشروطه‌خواهان را به سفارت خود دعوت کردند و این باعث شد که این نهضت مردمی از مسیر اصلی خود منحرف شود».همچنین در کتاب «عصر مشروطیت » نوشته سید حسین نصر به تأثیر فرهنگ غربی بر مشروطه و حمله به ارزش‌های دینی اشاره شده و آمده است:«اعتماد بیش از حد برخی روشنفکران غرب‌گرا به قدرت‌های خارجی، باعث شد که روحانیت از مشروطه فاصله بگیرد و مسیر این نهضت تغییر کند».۲. دوران پهلوی، وابستگی به آمریکا و سقوط نهاییشاهان پهلوی، نمونه‌ای بارز از حاکمانی بودند که سرنوشت خود را با اعتماد به آمریکا و انگلیس گره زدند و در نهایت همین قدرت‌ها  آن‌ها را کنار گذاشتند. رضاشاه با حمایت انگلیس به قدرت رسید اما زمانی که نقش او برای بریتانیا تمام شد بدون هیچ مقاومتی کنار گذاشته شده و به تبعید فرستاده شد. محمدرضا شاه نیز تمام سیاست‌های خود را مطابق با منافع آمریکا تنظیم کرد و حتی تصور این را نمی‌کرد که در روزهای بحرانی، واشنگتن او را تنها بگذارد. اما  نه‌ تنها آمریکا از او حمایت نکرد؛ بلکه حتی اجازه ورودش به خاک خود را نیز نداد.در کتاب «پاسخ به تاریخ»  نوشته محمدرضا پهلوی آمده است:«من همیشه به آمریکا اعتماد داشتم و به حمایت آن‌ها وابسته بودم اما در نهایت زمانی که به کمکشان نیاز داشتم من را تنها گذاشتند».همچنین در کتاب «رضاشا، سازنده ایران نوین» اثر سیروس غنی، درباره حمایت انگلیس از رضاخان و در نهایت تبعید او آمده است:«رضاشاه با حمایت انگلیس به قدرت رسید و در آخر همان‌ها که او را بالا برده بودند او را کنار گذاشتند ».۳.  در دوران جمهوری اسلامی نیز تجربه‌ای تلخ در سال‌های اخیر با اعتماد به غرب در قالب برجام تجربه شد.  ایران با حسن نیت وارد مذاکرات شده و بسیاری از تعهدات خود را انجام داد؛ اما در مرحله آخر آمریکا بدون هیچ هزینه‌ای در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ از برجام خارج شد و حتی تحریم‌های بیشتری نیز اعمال کرد.در مقاله‌ای از نشریه Foreign Affairs&quot;  &quot; آمده است:« توافق هسته‌ای نشان داد که آمریکا به تعهدات خود پایبند نیست و اعتماد ایران به این کشور تنها به تحریم‌های بیشتر منجر شد».همچنین در کتاب «Iran Nuclear Negotiations: Accord and     Deterrence » نوشته بهزاد مصور آمده است:«هر بار که ایران به وعده‌های غرب اعتماد کرد نتیجه‌ای جز تحریم‌های بیشتر به دست نیاورد». سرنوشت یکسان دوستان و دشمنان آمریکابا مرور این تجربه‌های تاریخی، یک درس روشن می‌شود: اعتماد به آمریکا چه برای دوستان و چه برای دشمنانش سرنوشتی جز سقوط، بی‌ثباتی و نابودی به همراه ندارد. کشورهایی که به وعده‌های آمریکا دل خوش کرده‌اند، یا مانند صدام و قذافی نابود شده‌اند یا مانند شاه ایران در نهایت به فراموشی سپرده شده‌اند. این واقعیت، تنها مختص ایران نیست؛ بلکه تاریخ ثابت کرده است هر کشوری که سرنوشت خود را به واشنگتن گره بزند، روزی قربانی سیاست‌های سلطه ‌طلبانه آن خواهد شد.ایران با تجربه‌های تاریخی خود، این واقعیت را به‌خوبی درک و دریافت کرده است که تنها راه حفظ استقلال و عزت ملی، تکیه بر توان داخلی و پرهیز از اعتماد به قدرت‌هایی است که تنها به منافع خود می‌اندیشند.✍️زینب حیدری</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Mar 2025 21:25:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) خطاب به رئیس جمهور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-d2nf7jlqwctt</link>
                <description>دکتر مسعود پزشکیان، ریاست جمهوری اسلامی ایرانبا سلام انتخاب جنابعالی به‌عنوان رئیس‌جمهور کشور، مسئولیتی خطیر و تعهدی بزرگ در برابر مردم شریف ایران است. ریاست جمهوری جایگاهی است که در آن، هر سخن و هر وعده‌ای، تعهدی بر گردن گوینده آن خواهد گذاشت و مردم، که صاحبان اصلی این کشورند، حق دارند که تحقق وعده‌ها را از مسئولین خود مطالبه کنند. اینک، با گذشت چندین ماه از آغاز دوران ریاست جمهوری شما، جامعه همچنان در انتظار عملی شدن وعده‌هایی است که در دوران انتخابات داده شد.یکی از مهم‌ترین وعده‌های شما، که بارها و بارها بر آن تأکید داشتید، افزایش حقوق کارگران، کارمندان و بازنشستگان؛ متناسب با نرخ تورم بود. شما به‌صراحت اعلام کردید که «حقوق کارگران و کارمندان باید متناسب با تورم افزایش یابد، در غیر این صورت روز به روز کارگران، کارمندان و حقوق‌بگیران فقیرتر خواهند شد و افراد ثروتمند، ثروتمندتر.» این سخنان در آن زمان،  مشوق توده‌های مردم برای اعتماد به جنابعالی بود. آقای رئیس‌جمهورطبق آمارهای رسمی، نرخ تورم در کشور به بیش از ۵۰ درصد رسیده، اما افزایش حقوق کارگران و کارمندان در بهترین حالت ۲۰ درصد بوده است. این تفاوت فاحش، برخلاف وعده‌هایی است که جنابعالی به مردم دادید و برخلاف اصول عدالت اجتماعی است که از مبانی اصلی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. شما خود اذعان داشتید که «در کدام قانون آمده است که تورم ۵۰ درصد باشد اما افزایش حقوق تنها ۲۰ درصد باشد؟» اکنون این سؤال از شما مطرح است که آیا در موسم تعیین دستمزد‌ها به مطالب ایراد شده، توجه خواهید داشت؟ آیا قانون و عدالت، تنها در سخنرانی‌ها و وعده‌های انتخاباتی باید مطرح شوند؟در سخنان شما آمده بود که دلیل عدم افزایش حقوق متناسب با تورم، کسری بودجه دولت است. اما سوال اینجاست که آیا تنها راه جبران این کسری، قربانی کردن قشر حقوق‌بگیر و مستضعف جامعه است؟ چرا راه‌حل‌های جایگزین، مانند کاهش هزینه‌های غیرضروری دولت، اصلاح نظام مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی، تاکنون به‌صورت جدی پیگیری نشده است؟ آیا دولت برنامه‌ای برای کاهش وابستگی خود به منابعی که مستقیماً از جیب قشر ضعیف تأمین می‌شود، دارد؟روند کنونی، نشان می‌دهد که فاصله بین قشر ثروتمند و قشر ضعیف جامعه، روزبه‌روز در حال افزایش است. کارگر و کارمندی که با افزایش ناچیز حقوق خود، باید هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، خوراک، درمان و آموزش فرزندانش را تأمین کند، چگونه می‌تواند از پس این فشار اقتصادی برآیند؟ آیا عدالت اجتماعی که شما از آن سخن گفتید، در چنین شرایطی تحقق یافته است؟آنچه مردم امروز از دولت شما انتظار دارند، نه شعارهای تکراری، بلکه اقدامات عملی و ملموس است. مردم نمی‌خواهند فقط بشنوند که «ما مشکلات را می‌دانیم»، بلکه می‌خواهند ببینند که راه‌حلی برای این مشکلات ارائه می‌شود. افزایش عادلانه حقوق، یک مطالبه ساده نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی است که مستقیماً بر زندگی میلیون‌ها خانواده ایرانی اثر می‌گذارد.از جنابعالی درخواست داریم که در اسرع وقت، توضیح دهید که چه اقداماتی برای تحقق وعده‌های داده‌شده در حوزه معیشت مردم انجام خواهد شد. مردم انتظار دارند که دولت، سیاست‌های اقتصادی خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که افزایش حقوق‌ها واقعی و متناسب با تورم باشد، نه آنکه تنها در حد یک عدد بی‌اثر روی کاغذ باقی بماند.همچنین، پیشنهاد می‌شود که دولت، برای جبران عقب‌ماندگی افزایش حقوق‌ها، بسته‌های حمایتی فوری برای کارگران، کارمندان و بازنشستگان در نظر بگیرد و روند افزایش دستمزدها را به‌گونه‌ای تنظیم کند که طی یک بازه زمانی مشخص، به سطح واقعی خود برسد.در پایان، بسیج دانشجویی انتظار دارد همانگونه که در تبلیغات انتخاباتی، قانون را فصل الخطاب برنامه‌ریزی‌ها عنوان کردید، در آزمون تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۴ هم آن را حجت بدانید و زندگی میلیون‌ها ایرانی را از مصوبات جلسه شورای عالی کار متضرر نکنید. دولت نباید اسیر تله درصد‌ها در این مسئله حیاتی بشود. طبق گفته‌ی جنابعالی یک خانواده با درآمد کمتر از ۲۵ میلیون نمی‌تواند معیشت درستی داشته باشد، پس به جای دعوا بر سر درصدهای گمراه‌کننده بر اصلاح اصولی و ملموس دست‌مزد‌ها اقدام کنید. فرمایشات مقام معظم رهبری در لزوم حفظ قدرت خرید مردم را پیش‌روی نمایندگان دولت در شورای عالی‌ کار قرار دهید که مصلحت امروز جمهوری اسلامی جز در ایستادن دولت و دولت‌مردان درکنار توده‌های مردم و مستضعفین نیست. والسلام علی من اتبع‌ الهدیبسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی </description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Mar 2025 23:07:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میراثِ مصادره‌ناپذیرِ سردار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB%D9%90-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%90-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-xhrzprqoyysm</link>
                <description>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی          شهید سلیمانی علاوه بر نقش خود در احیا و سازماندهی قدرت ملت‌های مقاوم منطقه در جهت مقابله با استکبار، الگوی تمام عیار از یک مسئول‌ انقلابی است. مسئولی که کارآمدی و مردم‌داری‌اش بهترین ابزار برای تبیین مواضع و ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی است.در کنار رخساره‌ حماسی و محبوبیتی که ریشه در ثبات قدم‌اش داشت؛ کارآمدی، تعهد خالصانه و تماس واقعی‌اش با مردم از او چهره‌ای در قامت انسان تراز انقلاب اسلامی ساخته‌بود. چنانکه راهپیمایی خیره کننده‌ی ملت ایران در تشییع این فرزند دلاورشان نشان دهنده‌ی عمقِ محبت بین آنان بود.اما شهید عزیز ما در عین همکاری با همه جناح‌ها و سلایق آزاده، بر سر مسائل اساسی انقلاب و اسلام اهل سازش و مذاکره نبود و با شجاعت و در عین حال صریح، خط و رای خود را تبیین می‌کرد.نقطه محوری منش‌ او شاگردی و تلمذ در مکتب انقلاب و شخص امام امت بود. بارها تاکید کرده بود که اساس انقلاب و انقلابی‌گری در توجه و پذیرش ولایت فقیه و اسلام ناب محمدی است. آراء ما، بدون پذیرش این اصل نامتغیر که مطابق با سیره شهدا انقلاب اسلامی است، نه تنها غلط که ضدارزش است. اگر امروزه گفتمان وفاق می‌خواهد راستین و اصیل موجبات اتحاد ملی را فراهم کند تا در سایه‌ی آن پیشرفت‌های حقیقی اتفاق افتد؛ بایستی دقیقا در همین نقطه بایستد و راه کارآمد و ارزش مدارانه حاج قاسم را بپیماید.البته دولت چهاردهم که این گفتمان را نمایندگی می‌کند؛ باید کارآمدی پیشه‌کند و ارزش‌ها را بر سر دست بگیرد. چیزی که تا اکنون به سمت تحقق آن نرفته‌اند. صد البته باید به دولت فرصت داد اما همانگونه که از این دستاورد فرهنگی معاونت دانشگاه مشهود است، بیش از آنکه وظیفه اساسی خود را بپذیرد، بیشتر در جهت کنترل نیروی اصیل حزب‌الله صف‌آرایی کرده‌است. اگر نقطه هدف، وحدت ملی است نباید با بی‌توجهی و بعضا مانع دانستن این موارد و به خصوص با مصادره گزینشی ارزش‌ها، وفاق را به جای نفاق رفاقتی جای بزنیم و اعتماد اجتماعی را به پای منافع جناحی ذبح کنیم.مبادا که به طمع سرکوب نیروی اصیل انقلابی، ارزش‌ها و کلام شهدا را مصادره‌به مطلوب کنیم.و در آخر، روی سخن با سرپرست و معاون فرهنگی دانشگاه علامه است:تیم مدیریتی که پیشتر نصب پرچمِ نیروهای مقاومت و فلسطین را در محیط دانشگاه خلاف روح آکادمیک می‌دید؛ امروز با مصادره بخشی از سخنان بنیان‌گذار محور مقاومت درصدد توجیه ایده‌های جناحی خود است.در صورتی که مسکوت کردن جریان اصیل سیاسی انقلاب اسلامی با بهانه حفظ روح آکادمی در دانشگاه؛ نه تنها بویی از وفاق نمی‌دهد که پارادوکس نظری و عملکردی متولیان این ایده را بیش از پیش نمایان می‌کند. و صد البته فاصله ایده وفاق رفاقتی را با مکتب حاج قاسم نشان می‌دهد.این نگاه دوگانه و رویکرد غیرشفاف، علاوه بر دور کردن دانشگاه از ذات سیاسی خود، سرمایه اجتماعی پیرامون شهدای شاخص انقلاب اسلامی را در خطر قرار می‌دهد. بنابراین برای همه مسئولین ضروری است که به جای مصادره کلام نورانی سردار شهید مقاومت؛ کارآمدی و بسیج ظرفیت‌ها را برای سرافرازی ایران(که خصیصه بارز ایشان است) سرلوحه اقدامات و تصمیم‌ها قرار دهند.علاوه بر دعوت شما به مطالعه کامل و منظومه‌ای سیره شهدای انقلاب اسلامی برای جلوگیری از پیشآمد موارد مشابه؛ صراحتاً نسبت به هزینه‌کرد نام پرفروغ ایشان درجهت توجیه سیاست‌های جناحی هشدار می‌دهیم!✍🏻 سهیل فرهنگ رنجبر</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 23:34:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خون و حماسه؛ بقای آرمان فلسطین، وظیفه هفتم اکتبر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%A8%D8%B1-etrwygyeeuj5</link>
                <description>بعد از روزهای سخت و سرنوشت‌سازی که‌ اخیرا بر جهان اسلام گذشته؛ حال باید دوباره به عقب بازگردیم و به این سوال کلیدی و پژواک‌واره‌ای که ذهن همه‌مان را درگیر کرده، پاسخ بدهیم.با توجه به شکست های اثرگذاری در که یک سال اخیر بر جبهه مقاومت حادث شده؛ آیا اجرای عملیات ۷اکتبر انتخاب درستی بود؟! سرنوشت نهایی مقاومت چه خواهد شد؟ آیا خیالات دُوَل استکباری تعبیر خواهد شد؟ بنابراین برای پاسخ به این سوالات فراگیر نیاز است چند مفهوم را دوباره و به درستی مرور کنیم تا درک درستی از ماهیت آنها داشته باشیم و بتوانیم از وضعیت حال و آینده‌ آن ارزیابی دقیق و عمیقی داشته باشیم. در ابتدا باید ببینیم مفهوم مقاومت چیست و چه شاخصه هایی دارد؟ و آیا می‌‌شود با مقاومت(با آن هویت و ویژگی ها) به مانند سایر جریانات فکری و  سیاسی تاریخ برخورد کرد؟ مقاومت تنها راه: &quot;مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل سلطه آمریکا و هر سلطه‌گر دیگری است؛ به معنای مبارزه‌ی با وابستگی به این قدرت هاست؛ یعنی ملت‌ها نوکر قدرتِ برتری مثل آمریکا و امثال اینها نشود.&quot;[۱]اصولا اندیشه‌ی ایستادگی و مقاومت در پاسخ به سلطه و به بند کشیدن انسان ها است؛ امری بدیهی که واکنش طبیعی و عملی به جریانی است که می‌خواهد شیره‌ی جان و فکر انسان های دیگر را به مثابه بردگانی بمکد و آن ها را در قفس ذهن هایی زنگ‌زده و جسمانیت جان محصور کند تا آنها خود را از یاد ببرند. خود و آزادی‌شان را. حتی دیگر به ذهنشان خطور هم نکند؛ چون درکی از حصاری که دورشان هست ندارند و می‌پندارند که آزادند. چنین روند و جریانی امروزه با اینکه تشکیلات پیدا کرده و جنبه‌ی ساختاری نیز به خود گرفته‌ است لاکن سخت افزار صرف نیست و به آن اتکای مطلق ندارد. زیرا برآمده از یک عقیده و نوع ویژه‌‌ای از نگاه به وجود و محیط است که اولاً ریشه‌ در ذات و فطرت انسان دارد و ثانیا تجربه‌ای آزموده شده‌ است که به مرور برای مرددان در این راه، تنها راه ممکن و پایدار باقی‌ خواهد‌ماند. اگر بخواهیم  روی زمین صحبت کنیم عملیات ۷ اکتبر در چه اتمسفری اتفاق افتاد؟ حجم خساراتی که به لحاظ تلفات و ویرانی‌ها در جغرافیای مقاومت منطقه رخ داده و روی دست ما مانده؛ ارزش طوفان الاقصی را زیر سوال نمی برد؟ چه مانع نفس‌گیر و خفه کننده‌ای در حال فراگرفتن ما بود که انجام ۷ اکتبر را ضروری و حتمی کرد؟ توطئه فراموشی، معامله‌ی قرن: برنامه محوری آمریکا برای پروژه صهیونی در منطقه و در این برهه(پیشا طوفان الاقصی) این بود که قضیه‌ی فلسطین را با بازنمایی آن در چهارچوب یک موضوع صرفا مربوط به جامعه عربی با نقش آفرینی عربستان(به عنوان رأس و مرکزیت آن)، در پوشش یک مسئله اقتصادی و یک توافق بر پایه مسئله کریدور آی‌مِک به سمت عادی سازی با آن ببرد. که در ابتدا برای عادی سازی با عربستان،این کشور یک پیوند وابسته ساز اقتصادی با رژیم پیدا کند و یک پله بالاتر نقش حمایتی آمریکا از حکومت عربستان و اعتباردهی آن به جایگاهش در منطقه افزایش چشمگیری پیدا کند. و در نهایت در یک بده بستان، مسئله فلسطین با طرح دو دولتی آمریکا از سطح دولت ها به ملت ها بیاید و قضیه فلسطین برای همیشه در اذهان عمومی پروژه‌ای مختومه و پایان یافته تلقی گردد. همچنین شواهد اطلاعاتی مهمی وجود داشت که رژیم صهیونی برنامه‌ای برای حمله‌ای غافلگیرانه به منظور ترور رهبران گروه های فلسطینی به ویژه حماس داشت و زمینه‌ را برای نابودی حماس فراهم می‌کرد. دقیقا در همین نقطه بود که نقطه پایانی بر پروژه فراموش‌سازی فلسطین آغاز شد و تضمین کرد که تا همیشه فلسطین در اذهان عمومی یک مسئله باقی خواهد ماند. اگر طوفان الاقصی اتفاق نمی‌افتاد فلسطین در یک سکوت به سمت نابودی می‌رفت لاکن ۷ اکتبر بار دیگر زنده بودن فلسطین را به وسعت دنیا فریاد کشید.ذهنیت همیشه زنده: اما از همه این ها که بگذریم در طول این یک سال، در دامنه‌ی مقاومت ضربات مهمی به پیکره آن وارد شد.از حجم شهدا به ویژه زنان و کودکان تا ترور رهبران مقاومت و آسیب‌های بسیار سهمگین به زیرساخت‌ها به ویژه در غزه و سوریه. اینها در کنار عملیات های ویژه تکنولوژیک تروریستی(عملیات پیجرها) و برنامه ریزی در جهت ساقط کردن حکومت سوریه بود.لاکن ببینیم از کجا به کجا رسیدیم. از ۷۶ سال پیش چه روندی در قدرت یابی جریان ضداستکباری در منطقه طی شده؟ (یا بهتر است بگوییم از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران)همچنین جریان انقلاب اسلامی در منطقه چگونه پیش رفته است. حرکتی که به طور عمده از ایران کلید خورد و توانست جان تازه‌ای به جریان مبارزه‌ با صهیونیسم ببخشد. البته که در کنار آن روند قدرت‌یابی نظامی و  نفوذ سیاسی، پیشرفت تغییر دهنده‌ای در معادلات منطقه داشته است. پس به طور کلی حتی با در نظر گرفتن فرض محال نابودی تمام جنبه‌های سخت افزاری و ساختاری این مجموعه؛ با توجه به ریشه هایی که به لحاظ فکری در طول تاریخ این جدال، در وجود ملت‌های این منطقه رسوخ یافته و تثبیت شده است؛ باز هم قادر به بازسازی خود و بازتولید بازوهای قدرت غیرنرم خود است. پس در کنار ناکامی هایی که وجود دارد و طبیعت مبارزه‌ است؛ &quot;جبهه مقاومت نه از پیروزی ها باید مغرور شود؛ و وقتی که به فرود رسیدیم، یک جایی ناکام ماندیم؛ بایست افسرده و مأيوس و دلشكسته نشویم.&quot;[۲]  حالا می‌رسیم به این نقطه که بایستی چه بکنیم:این مهم دو جنبه دارد که از قضا به هم مرتبط و مرز میان آن ها باریک است.اولین مورد جنبه حمایتی متفاوتی در عرصه میدانی است. با تمام حمایت ها و پشتیبانی هایی که ایران تا کنون داشته و امری بسیار واضح است؛ لاکن برای شکستن تصویر هیمنه‌گونه‌ای که رژیم با اقدامات خود در این مدت سعی در نشان دادن آن دارد؛ باید هجمه‌ای عملیاتی در حد و قواره‌ی جمهوری اسلامی اتفاق افتد که تغییر دهنده ریل عملکرد صهیونیست‌ها شود و اصطلاحا &quot;محاسبات آن‌ها را تغییر دهد&quot;.بنابراین نباید این انگاره شکل بگیرد که با شکست‌های تاکتیکی، نقطه کانونی مقاومت(ایران) در خطر ضربه‌ای مهلک قرار دارد و برای صرف حفظ وجود گروه‌های مقاومت می‌بایست به سمت توافقی حرکت کنیم که ثمره‌اش برجام منطقه‌ای باشد و صرفا گروه‌های مقاومت را در حالت گروه‌های سیاسی حفظ کند و عملا خواست دشمنان را در جهت خلع سلاح آن‌ها محقق سازد.البته این هجمه عملیاتی نباید جوری اِعمال شود که با اقدامات ایران، دشمن سعی کند قضیه فلسطین را از حالت خود خارج کند و صرفا به منازعه‌ای میان خود و جمهوری اسلامی تغییر دهد.جنبه دوم اما مهم تر و عمیق‌تر است و آن بحث حرکت به سمت یک امت واحده در پهنای جامعه اسلامی است. چیزی که امروزه وجود ندارد زیرا کشورهای اسلامی در عین تعدد و جمعیتی که نزدیک‌ به دو میلیارد نفر را شامل می‌شوند؛ هماهنگ نیستند و جهت‌گیری منسجمی ندارند و متفرق اند. نکته حیاتی بازتولید تفکری است که جمهوری اسلامی را با آن می‌شناسند تا جبراً مقاومت از سطح ملت ها به سمت دولت ها نیز سرریز شود. [۱]و[۲]: بیانات در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقهسهیل فرهنگ‌رنجبر، کارشناسی علوم سیاسی</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2024 22:07:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه سیاسی علمای شیعه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-nef8ouko2uaf</link>
                <description> گفت و گوی نشریه خط‌۵۷ با موضوع اندیشه سیاسی علمای شیعه با اشاراتی به نگاه علامه طباطبایی به مناسبت چهل سومین سالگرد ارتحال ایشان با دکتر حسام‌الدین شهرابی فراهانی پژوهشگر و محقق جوان عرصه فلسفه و حکمت اسلامی. بسم الله الرحمن الرحیم  آقای دکتر اندیشه سیاسی علما و فقهای شیعه چه نسبتی با حکومت داشته و آیا یکپارچگی میان علمای متقدم مانند شیخ مفید و علمای متاخر مانند علامه طباطبایی در اعتقاد به حکومت اسلامی وجود دارد؟ شهرابی: من صحبت های خودم را به سه بخش تقسیم می کنم. بخش اول و دوم شاید به نظر شما کمی غریب باشد نسبت به موضوع اما در بخش آخر که می خواهم نتیجه گیری کنم و به آرای علامه طباطبایی در حوزه اندیشه سیاسی بپردازم، شما متوجه کامل شدن این پازل و مقدمات چیده‌شده خواهید شد. بخش اول صحبت‌های بنده الهام گرفته از کوشش علمی آقای موحدی‌نیا در پایان نامه ایشان است که به زمینه‌های پنهان اندیشه سیاسی علمای شیعی پرداخته است. بخش اول و دوم صحبت های بنده، به معنای اعم، درمورد اندیشه سیاسی امامیه یا شیعه امامیه است. من دو مقدمه خیلی مهم را خدمتتان عرض می‌کنم. ما تا آنجایی که به تاریخ صدر اسلام به معنای بعد از دوره غیبت بر می‌گردیم؛ بیش از هر چیزی به فقه سیاسی اهمیت داده‌ایم تا کلام سیاسی. دانش کلام، دانشی است که از عقاید با روش عقلی یا جدلی دفاع می‌کند. البته تعریف صحیح این است که دانش کلام ابتدا دینی بودن یک اعتقاد را باید تشخیص دهد. سپس در مقام استنباط و در انتها در مقام دفاع قرار گیرد. پس قدم اول دانش کلام شناخت است. وقتی می‌گوییم کلام سیاسی یعنی یک امتدادی در حوزه اندیشه سیاسی خواهد داشت. این یک آفت هایی برای ما داشته است و من می‌خواهم از یکی از آفت‌هایش درانتهای صحبتم استفاده کنم.  یکی از آفت هایی که وجود دارد، شما وقتی امور سیاسی را با فقه پیوند می‌دهید؛ فقه دنبال این است که احکام فرا تاریخی مطلق و به یک معنا متصلب صادر بکند و در یک پنج گانه حرام و حلال ومستحب و مباح و مکروه قرار بدهد. اما امور سیاسی و اجتماعی، اموری‌اند که سیال و زوال پذیر هستند. لذا وقتی این را با فقه پیوند می دهید، از بنیان اشکالی ندارد چون از منظر فقهی هم باید به امور سیاسی بپردازیم اما وقتی فقط احاله به فقه می‌دهیم و یک واکنشی به فقه دارید؛ از کلام سیاسی باز می‌مانید و نمی‌توانید این سیالیت امور اجتماعی و سیاسی را تبیین کنید؛ این از نکته اول. نکته دوم، این است که دین برای مسلمانان مانند یهودیت و برخلاف مسیحیت که فقط در ایمان خلاصه می‌شود و به نحو اجمالی در آن جا طرح می‌شود؛ با قانون و شریعت پیوند وثیقی دارد. و به یک معنا می‌توانیم بگوییم دین (خصوصا در نگاه شیعه) جدا از قانون و شریعت تعریف نمی‌شود. ۳ رکن از ۵ رکن  دینمان یعنی روزه، زکات و حج در ارتباط با دیگران و هنر زیست با دیگران مطرح می‌شود. یک روایت از امام حسن مجتبی (ع) داریم که سیاست یعنی ادای دین مردم. یعنی، یک نحوه زیستن با دیگران در بطن دینمان به ویژه در کلام امامیه وجود دارد. ما حتی اگر جوهره سیاست را به معنای مدرن آن، قدرت بدانیم (البته اینجا من قدرت را به معنای اعم استفاده می‌کنم و متوجه تمایز معنای مدرن آن با معنای کلاسیک آن هستم) باز هم فرد برای ادای این ۳ رکن  و ۲ رکن دیگر نیاز به قدرت دارد. اما یک پرسشی اینجا ایجاد می‌شود که چرا از عصر غیبت به بعد، صراحت لهجه‌ای که شیعیان از طریق ائمه شیعه داشتند؛ این صراحت لهجه برای تعیین تکلیف حکومت بعد ازعصرغیبت وجود ندارد؟ درمورد این مساله نیاز دارم یکی دو تا مقدمه بگویم و بعد در بخش بعدی بحث را بیشتر باز کنم و درانتها، نتیجه گیری خودم را با طرح بحث علامه شروع کنم. اشتراوس، فیلسوف سیاسی آلمانی یک اصطلاح و مفهومی را در کتاب «تعقیب، آزار و هنر نگارش» به کار می‌برد که لفظ انگلیسی اش می‌شود esotericisim. این ایستریک به معنای محرمانه یا پیچیده است، مثلا ایستریک پلن یعنی نقشه محرمانه، ایستریک پریدیکشن می‌شود پیشگویی پیچیده. من از ترجمه آقای موحدی نیا استفاده کردم که ترجمه شده به پنهان‌نگاری. در تاریخ، برخی از اهل اندیشه اهل پنهان نگاری بوده‌اند. نوشته هایشان را که نگاه می‌کنید می بینید به طورصریح حرف های خودشان را نزده اند. دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. ممکن است به دلایل آموزشی باشد مثل آن سنتی که فیثاغوریان داشتند و نمی خواستند به دلایل آموزشی همه حرف ها را صریح بزنند. یک دلیل دیگر این بوده که ممکن است توده مردم با شنیدن همه سطوح و عمق حرف از اهل علم، به گمراهی کشیده شوند. ابن رشد در یکی از آثارش یک حمله‌ ای به غزالی می‌کند که چرا به زبان تاویل و به زبان تصوف آرا و معرفت دینی را برای مردم طرح کردید؟ این باعث گمراهی مردم می‌شود. یا مثلا فارابی در تلخیص النوامیس خود دارد که افلاطون در نوشتن خودش، پنهان نگاری دارد.این پنهان نگاری و نگفتن همه حرف ها دلایل مختلفی دارد که در تاریخ زیست امامیه و شیعیان به معنای اعم، اعم از امامیه و زیدیه و اسماعیلیه؛ کاملا در زیست شیعیان وجود دارد. خودمان هم برایش مفهوم داریم. در روایات هم مفهوم تقیه را داریم. حالا من از پنهان نگاری اشتراوس استفاده کردم. نشانه‌ها و شواهدش را از تاریخ زیست شیعیان می گویم که چقدر مفهوم تقیه، مفهوم جدی ای بوده است. من نمونه‌هایی از تاریخ زیست شیعیان را آورده‌ام: ابن سکیت، معلم فرزندان متوکل عباسی بود و متوکل عباسی متوجه می‌شود ایشان شیعه است و از او پرسشی می‌کند؛ می گوید دو تا بچه های من بهتر هستند یا حسنین؟ ابن سکیت که به ظاهرخبردار شده بود لو رفته است؛ تقیه را کنار می‌گذارد و می‌گوید: (من به بیان یکی از اساتید نقل می‌کنم) دمپایی پای حسنین به کله بچه های تو می‌ارزد. ایشان به همین دلیل هم به شهادت می‌رسند. یا معلب بن خنیس که امام به ایشان می‌گوید تقیه کن؛ توصیه امام است، ولی تقیه نمی‌کند و شهید می‌شود. علی بن یقتین، مادرش با دو فرزند شبانه از کوفه به مدینه فرار می‌کند. چرا؟ چون مروان حمار، آخرین خلیفه اموی به دنبال او بوده است. حسین عبدالله سعدی کتابی دارد که یک فصلش این بوده است که (لا ایمان لمن لا تقیه له). گویی از امام صادق به بعد تقیه یک اصل در زندگی شیعیان شده و آنقدر این مساله جدی است که شما می بینید یک مادر با دو فرزندش از یک شهری به شهر دیگر فرار می‌کند یا معلم خلیفه عباسی متوکل به شهادت می‌رسد و نمونه های بسیار زیادی دیگر نیز وجود دارد. مثلا خیلی معروف است که حضرت عبدالعظیم فرار می‌کنند وحتی نواب اربعه هم اهل تقیه بودند. حسین بن روح، در جایی از فضایل خلیفه اول صحبت می‌کند و کاملا هم مشخص است که فقط در فضای تقیه این را می‌شود توجیه کرد.  لذا در پیوند این پنهان نگاری و علت یابی آن در تاریخ زیست شیعیان، می‌خواهم پلی بزنم به یک مفهوم دیگر که آن را هم وامدار اشتراوس، فیلسوف سیاسی آلمانی هستم که بگویم ما برای رجوع به متون متکلمین شیعه خودمان و بزرگان متقدم خودمان مثل شیخ مفید و سید مرتضی و علمای دیگر حتما باید نگاه کنیم به نگفته هایی که (حالا من متد را بیان بکنم، یک متدی هست که عنوانش «هرمنوتیک ناگفته ها» است) باید به لا به لای سطور رجوع کنیم و نکاتی که متقدمین ما بیان کردند یا بیان نکردند را می‌توان از لا به لای سطور استخراج و تبیین کنیم. پس همه زیست شیعه از یک تاریخی و از یک امامی به بعد، شاید حتی بگوییم از زمان امیرالمومنین به بعد با مساله تقیه گره و پیوند می‌خورد که با شکل گیری و به ساختار مناسب رسیدن حکومت عباسی و حکومت اسلامی در زمان عباسی، این تقیه هم به یک ساختاری هم در زیست شیعه و هم در اندیشه شان به یک معنا تبدیل می‌شود.  نکته ای که باید به آن دقت کنیم این است که شیعه حکومت را بالاصاله از آن امام می‌داند و مقابل آن را به یک معنا جائر می‌داند، تا زمان غیبت. وقتی مساله غیبت پیش می‌آید، همین که چه مقدار قرار است غیبت طول بکشد شیعیان را دچار یک تشتت و پریشانی و سردرگمی می‌کند. به یک معنا عصر حیرت. ما حتی گزارش تاریخی داریم که مدتی که از غیبت گذشته، برخی از شیعیان مسلح، روز جمعه در بیرون شهر می‌ایستادند و منتظر بودند که حضرت حجت صلوات الله علیه ظهور کنند. یعنی خود این مساله انتظار برای ظهور امامی که حکومت بالاصاله برای او هست، اجازه فکر و تامل به امکانات و شرایط حکومت در غیاب امام را تا مدتی نمی‌دهد. برخی ممکن است حکومت آل بویه را مثال بزنند و بگویند چرا در آن زمان....؟ نه! در همان زمان هم چتر حکومت عباسی بسیار قوی بود. شیخ مفید در زمان حکومت آل بویه تبعید و زندانی می‌شود. یعنی شیعه شاید فقط توانسته یک تنفس زیستی خیلی کمی در زمان آل بویه داشته باشد وگرنه همچنان هیمنه حکومت عباسی برقرار بوده است. مثلا در آثار فقهی شرط اجرای حدود را فقها یا متکلمین به دو قید محدود می‌کنند اینکه محدود به اهل خانه باشد و اینکه فقدان خوف از سوی حاکم جائر وجود داشته باشد. همیشه خوف از حاکم جائر یک عنصر مهمی در زیست شیعیان بوده است. حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه فقیه یا متکلم شیعی باید به امکان حکومت اسلامی در غیاب امام فکر کند؟!! من از همین نکته یک ارجاعی به امام خمینی بدهم. صفحه ۴۰ و۴۱ این کتاب. امام در کشف الاسرار فقط از نظارت فقیه صحبت می‌کند و صحبت از الغای سلطنت وجود ندارد. اما در بحث های ۱۳۴۰ نظریه ولایت فقیه، با صراحت از ولایت فقیه و حکومت اسلامی صحبت می‌کند. نگاه کنید؛ تاثیر شرایط، تاثیر فضای تاریخی و آن زیست جهانی که امام درونش هست، در دو دهه متفاوت از زندگی اش موجب دو نظریه (البته در یک زمین و زمینه می شود) نظریه ای که حداقلش نظارت فقیه و حداکثرش ولایت فقیه است.من مقدمه آخر را بگویم و یک جمع بندی از فضای اندیشه سیاسی شیعه انجام بدهم و بخش آخر هم به علامه بپردازم.  گفتیم که اشتراوس یک اصطلاحی را ابداع می‌کند که خب ما دانش هرمنوتیک را می شناسیم و دانش تفسیر متن است. من کاری ندارم حالا به معنای اعمش؛ هرمنوتیک با شلایرماخر و دیلتای و بعد در ادامه گادامر شروع می‌شود و ادامه پیدا می‌کند که یکی به قصد مولف توجه می‌کند و یکی توجه نمی‌کند. اما در معنای اعم خود هرمنوتیک به معنای دانش تفسیر متن در فضای پیشامدرن وجود داشته است. اشتراوس بر همین مبنا ایده «بینامتنیت» را مطرح می‌کند. ایده بینامتنیت یا به تعبیر آقای موحدی نیای بزرگوار، «هرمنوتیک ناگفته ها». شما می آیید پیوندی بین خواننده و مورد و متن خوانش شده برقرار می‌کنید و از این طریق به خوانش لا به لای سطور و متونی که از آن متکلم، فیلسوف سیاسی یا فقیه به دستمان رسیده، می‌پردازیم. این یک روش تفسیر متن است. ما با همین روش تفسیر متن اگر مراجعه کنیم به آثار متقدمین مثل شیخ مفید و سید مرتضی می‌بینیم که چند نکته مهم در بیان این بزرگواران وجود دارد. من متمرکز بر شیخ مفید و اثر فقهی مشهور ولی کمتر دیده شده «المقنعه» وی نکاتی را بگویم اول اینکه در دوره غیبت، تکلیف و مسئولیت از دوش امت برداشته نمی‌شود. یعنی اینطور نیست که چون امام نیست؛ ما با تعطیلی احکام مواجه شویم. خیر! شیخ مفید صریح می‌گوید که این، نقض غرض از نصب امام است که غیبت امام موجب تعطیل اجرای حدود و احکام اسلامی مثل جهاد با دشمنان و این‌ها شود. حتی در رساله‌‌الاولی و در رساله اول فی الغیبه (شیخ مفید در مساله غیبت ۴ رساله معروف دارد) این بیان را دارد که «امام برای مسائل بسیاری از طرف خدا منصوب شده است: قضاوت، ارشاد امت، تبیین احکام، معارف شرعیه، قیام برای اجرای مسئولیت ها. امام حال که امام در پس پرده غیبت است، این امور به عهده فقهای شیعه است.» این بیان صریح شیخ مفید است که همه اموری که شما فرع بر حضور امام کردید، فرع بر حضورامام نیست؛ بلکه در عصر غیبت این بر عهده فقهای شیعه است. ما یک قدر متیقنی می توانیم به صراحت از اندیشه شیخ مفید برداشت کنیم که این امور که فرع بر حضور امام است را بر عهده فقهای شیعه گذاشتند: «و اماالمبتلی بالحوادث الواقعه فیجب علیه الرجوع الی العلما من الفقها الشیعه لیعلم من طریقهم احکام الشریعه المستودعه عندهم...» اینجا «من» بیانیه همان فقهای شیعه است و معنایش این است که شما در همین حوادث و زیست روزمره تان واجب است که (البته از جانب یک متکلم) رجوع کنید به علما، کدام علما؟ فقهای شیعه. برای چه؟ «لیعلم من طریقهم احکام الشریعه المستودعه». با قید «عندکم». جای دیگری شیخ با صراحت بیشتری دارد ولایت فقها را ( حالا ولایت به معنای عام اش البته) در کنارولایت ائمه قرار می‌دهد و در عصر غیبت که مربوط به اقامه حدود است: «فاما الاقامه الحدود: فهو السلطان الاسلام المنصوب من قبل الله تعالی و هم ائمه الهدی من آل محمد علیهم السلام و من نصبوه لذلک من الامرا و الحکام و قد فوضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان» دوباره من بیانیه آمده است. نگاه خوف از حاکم جائر بخاطر تقیه در اینجا هست. قید مع الامکان را آورده که «اگر ممکن بود».  شاهکار و نقطه عطف بحث شیخ مفید، بحث همکاری با سلطان جائر در زیست شیعیان است. آیا ما می توانیم منصوب سلطان جائر در حکومتش بشویم یا نه؟ شیخ مفید در اینجا می‌گوید: براین باورم که همکاری با ستمگران در امر حق و ادای واجب بر ایشان واجب است. اما همکاری با ایشان در ظلم و تجاوز، در حال اختیار حرام است. اما کارگزاری حکام جائر جایز نیست مگر برای کسی که امام زمان به او اذن داده است. آن هم براساس شرایطی که امام برای او تعیین می‌کند» این در اوائل المقالات آمده است. می‌آید به یک معنا بیان می کند که اگر متغلب، آن کسی که بر شما غلبه دارد و حکومتش هم جور است، خواست شما را به پستی منصوب کند، اگر شما می‌توانی در جهت اقامه حدودی که اهل حق ازت می خواهد یعنی شریعت الهی اقدام کنی واجب است که بروی و آن پست و منصب را بگیری. حال دقت کنید. این هرمنوتیک ناگفته ها را برای چه گفتم؟ «ناگفته‌ی شیخ مفید» این است که یاری رساندن به منصوب حاکم جائر، بر مومنین و شیعیان واجب است. این مومنی که از سمت حاکم جائر منصوب شده است، می‌خواهد به دو دلیل اقامه حدود کند: اولین دلیل این است که حاکم جائر منصوب کننده واقعی این فرد نیست. چرا؟ چون حکومت بالاصاله برای امام است. «ناگفته‌ی شیخ مفید» این است که وقتی این واجب است، به طریق اولی برپایی حکومت اهل حق و اقامه احکام الهی هم واجب است.یعنی از آن هرمنوتیک ناگفته ها می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که شما از لا به لای سطور و بیان شیخ مفید می‌توانید این را برداشت کنید که تلاش برای برپایی حکومتی که اهل حق بتوانند شریعت الهی را در تبیین ائمه هدی اجرا کنند، واجب است. چون برای همکاری با حکومت جائر دارد از لفظ «یجب» استفاده می‌کند و این منتزع از نگاه کلامی شیخ مفید است. این نکته مهمی است که شما در عصر غیبت ، حیرت و در عصری هستید که نمی‌دانید غیبت چقدر طول می‌کشد و حالا می‌خواهید به وضعیت شیعیان و نسبتشان با حکومت اندیشه کنید. کلام سیاسی شیعی است که به شما مبانی می‌دهد که بتوانید تعیین تکلیف و استدلال کنید برای وضعیتی که باید در آن با حکومت یک تعامل و نسبتی داشته باشید.پس اندیشه سیاسی شیعی یک نکته صریح دارد. یک، اینکه حکومت حق امام است و دو، همکاری با حاکم جائر در اندیشه شیخ مفید واجب و در اندیشه سید مرتضی که فرصت پرداخت به آن نداریم، توصیه می‌شود. «ناگفته» این بیانات متکلمین امامیه بر اساس هرمنوتیک ناگفته ها این است که به طریق اولی تلاش برای اقامه حدود، تلاش برای برپایی حکومت اهل حق به منظور اقامه حدود، واجب است یا اینکه سفارش اکید می‌شود. حال پیوند این بحث با مقدمه‌ای از نگاه علامه، دریافت مرحوم علامه طباطبایی از دین کاملا دریافت اجتماعی و سیاسی است. بخش قبلی بحث که اندیشه سیاسی شیعی بود؛ شما یک قدر متیقن بگیرید، می بینید اندیشه سیاسی شیعی در عصر غیبت با حکومت یک پیوند اساسی دارد. دریافت علامه از دین نیز کاملا یک دریافت اجتماعی-سیاسی است. ذیل آیه ۲۱۶ سوره بقره، (کان الناس امةَ واحده) علامه به سبک حالا سبک را که می گویم یک تطبیق با مسامحه است. ما در فلسفه سیاسی مدرن و به ویژه در آرای هابز و لاک اصطلاحی داریم به نام وضع طبیعی. علامه هم گویی از یک وضع طبیعی شروع می‌کند، با استناد به این آیه و با یک نگاه عقلانی و در یک سیر قهقرایی در تاریخ، می‌گوید انسان های اولیه، بخاطر وجود دو میل، دچار تنازع و ظلم به یکدیگر می‌شوند. اولین میل، میل فطری تعاون است. من و شما دوست داریم با یکدیگر همکاری و همیاری داشته باشیم. در این همکاری و همیاری، بحث قریحه استخدام را طرح می‌کنند که من شما را اصطلاحا به استخدام خودم در می‌آورم یا برعکس. به خاطر غلبه زور، قدرت و نفع با ابزار زور این اتفاق می‌افتد و من شما را به استخدام خودم در می‌آوردم و این موجب ظهور ظلم بین ابنای بشر می‌شود. اینجا علامه می‌گویند که برای هدایت عمومی و برای اینکه از این ظلم جلوگیری شود ما نیاز به تشریع الهی داریم. بعد سه نوع حکومت را نام می برند، حکومت استبدادی، حکومت دموکراسی و حکومت دینی. با صراحت به نقد دو حکومت استبدادی و دموکراسی و به تبیین حکومت دینی می‌پردازند. نکته جالب و مساله ای که برای من در نسبت با دو مقدمه قبلی خیلی مهم است، بحث تبیین تشریع الهی و اجرای آن است. علامه راه حل برطرف کردن این ظلمی که ابنای بشر در اثر این دو میل فطری که قریحه استخدام مهم‌ ترینش است به یکدیگر دارند، تشریع الهی می.داند. خب مگر ماهیت حکومت دینی ، چیزی جز تبیین و اجرای تشریع الهی است؟ حالا شما در اجزای آن می‌خواهید اختلاف داشته باشید، مهم نیست. مهم این است که شما قائل باشید تشریع الهی راه حل این مساله است. از دل این، ضرورت حکومت دینی در می‌آید. پس یک تنازعی را مرحوم آقای طباطبایی ذیل دو میل فطری میل به تعاون و همیاری و همکاری و میل به استخدام یا قریحه استخدام در ابنای بشر تقریر و تبیین می‌کند و راه حلش را تشریع الهی می‌داند. نکته ای که خیلی مهم است این است که رفع این تنازع، فرع بر حضور امام معصوم نیست؛ بلکه فرع بر وجود و موجودیت امام معصوم است که طبق اندیشه شیعی، امام الان و اکنون موجود است. غایب است و حاضر نیست ولی ناظر هست. پس راه حل رفع این تنازع، اجرای شریعت الهی است. این می‌شود ماهیت حکومت دینی. حالا عوارض ذاتی و غیر ذاتی این حکومت چطور می‌تواند باشد، این می‌شود محل اختلاف همه علما با یکدیگر. مگر آقای مصباح و آقای مطهری و آقای جوادی آملی در عوارضی که بر جوهره حکومت اسلامی عارض می‌شود، اختلاف ندارند؟ اختلاف دارند. اما آیا شما می‌توانید از دل این اختلاف، تقابل را در بیاورید؟ خیر.</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2024 21:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی به مجلس شورای اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-zzt1xow8mbgj</link>
                <description>در مقابل بدعت‌‌گذاری‌های غلط مرسوم در نظام قانون‌گذاری کشور بایستید.بسم الله الرحمان الرحیم((مجلس یکی از ارکان کشور است، یک نهاد تصمیم‌گیر است ، یک نهاد اقدام‌کننده است و هر مجموعه یا فرد  تصمیم‌گیر و اقدام‌کننده پاسخگو هم هست. بنابراین، مجلس باید شأن پاسخگویی خودش را همیشه در نظر داشته باشد.))  &quot;مقام معظم رهبری&quot;جناب آقای محمد باقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامینمایندگان محترم مجلس شورای اسلامیسلام علیکمهمانطور که مستحضرید قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس ، یکی از قوانینی است که با هدف نظارت بر نحوه انتصاب افراد در مناصب مهم حاکمیتی و جلوگیری از برخی انتصابات شائبه‌دار در سال ۱۴۰۱ تصویب شد.اکنون و پس از گذشت ۲ سال از تصویب این قانون راهبردی، لایحه‌ای با پیشنهاد معاونت حقوقی ریاست جمهوری و تصویب هئیت وزیران به مجلس شورای اسلامی ارسال شده ، لایحه‌ای که از آن زمزمه‌هایی در خصوص مقاصد سیاسی برای حفظ برخی چهره‌های دولت چهاردهم ، به گوش می‌رسد.با توجه به اهمیت موازین و شرایط ذکر شده در این قانون برای انتصاب اشخاص در مناصب حساس حاکمیتی ، از حیث مسئله تامین منافع عمومی و حفظ امنیت ملی و مسائل مربوط به نظام قانونگذاری کشور چند نکته قابل توجه است:۱- متاسفانه یکی از بدعت گذاری‌های نادرست در سیستم قانونگذاری کشور‌ما که در دولت های گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده و اکنون نیز ادامه‌دار است، مسئله تغییرات ناگهانی و بعضاً سریع در برخی از قوانین و مقررات راهبردی کشور با نگاهی کوتاه‌مدت و غیر راهبردی پس. از گذشت زمان کمی از تصویب است.بدون تردید اینکه دولت‌ها برای برداشتن برخی موانع و رفع برخی از نیاز‌های موقت خود دست به تغییر در برخی قوانین می‌زنند امری مرسوم است، اما مسئله‌ اصلی در خصوص تغییر در برخی قوانین مهم، راهبردی  و نظارتی از جمله قانون نحوه انتصاب در مشاغل حساس این است که دولت با برخی از دیدگاه‌های کوتاه بینانه و مقطعی برای حل برخی از مسائل و دستیابی به مقاصد سیاسی کوتاه مدت ، مانع از تحقق برخی منافع و مصالح ملی و امنیتی بلند مدت خواهد شد.قطعا ادامه برخی از رویه‌های فعلی ، رفته رفته تصویری از نظام قانونگذاری در جامعه منعکس خواهد کرد که در آن وضع و یا تغییر قوانین صرفا ابزاری برای رسیدن به منافع سیاسی و اهداف کوتاه‌مدت دولت‌ها در پیش‌برد امورات روزمره خود خواهد بود.از سوی دیگر از آنجایی که موضوع اصلی این لایحه تغییر در یکی از شرایط اساسی بند الف ماده ۲ یعنی نداشتن تابعیت مضاعفِ فرزندان یا همسر اشخاص برای انتصاب در مشاغل حساس است ، با انجام این تغییر عملا یکی از اهداف و مقاصد مهم قانونگذار در تصویب این قانون که در ادامه نیز به آن اشاره خواهد شد مخدوش خواهد شد .بنابر این از شما می‌خواهیم که در مقابل این شکل از بدعت گذاری‌های غلطِ مرسوم در نظام قانون‌گذاری کشور بایستید.۲- در دهه‌های گذشته همواره یکی از انتقادات اساسی مردم به برخی از مسئولیت در سمت‌های حساس مدیریتی ، مسئله تابعیت و اقامت فرزندان و یا همسر این افراد در کشور‌های خارجی بوده است.با وجود نقد‌های صورت گرفته به شرط عدم تابعیت مضاعف در ماده ۲ این قانون ، اما وجود این شرط در قانون در وضعیت فعلی از لحاظ امنیتی و دیگر  مسائل مربوط به آن خالی از پشتوانه کارشناسی نیست.بی‌شک بر اساس رهنمود های رهبر انقلاب یکی از شرایط حساس برای انتصاب افراد، نگاه امیدوارانه به آینده کشور و امید به حل مشکلات داخلی است.اکنون مسئله اصلی اینست که چگونه می‌توان برخی از افرادی را که حتی برای فرزندان و خانواده خود آینده ای در این کشور متصور نیستند و سال‌هاست که فرزندان خود را برای اخذ تابعیت کشور‌های اروپایی، آمریکا و... حمایت کردند داعیه‌دار تحول مشکلات کشور از طریق تصدی بر مناصب حساس حاکمیتی دانست؟!گذشته از تمامی این مسائل ، همواره یکی از راهبرد‌های سرویس‌های امنیتی و جاسوسی بیگانه در جهت پیشبرد پروژه نفوذ در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ، استفاده از برخی آقازاده‌های دوتابعیتی برای رسیدن به مقاصد شوم خود بوده است.وجود این قانون مسلما مانعی بزرگ برای نفوذ سیستماتیک چنین عناصری در ساختار سیاسی کشور خواهد بود.بنابر این از شما می‌خواهیم که از ورود رد پای چنین عناصری به مناصب حساس مدیریتی کشور جلوگیری کنید.طبیعتا راهکار‌های قانونی مشخصی از قبیل درخواست ترک‌تابعیت مضاعف و در نظر گرفتن برخی استثنائات در قانون  در مورد مشمولین تابعیت تحمیلی بر اساس حقوق شهروندی وجود دارد ، تا از آثار منفی این ماده در به کارگیری برخی از چهره‌های متخصص در مناصب موضوع این قانون بکاهد، راهکار‌هایی که با وجود آن می‌توان از پیامد‌های ناگوار تغییر در این قانون راهبردی برای کشور کاست.جناب آقای قالیباف به یاد داشته باشید که تحقق شعار وفاق ملی در این کشور ، جز با انتصاب اشخاصی معتقد و امین به آرمان‌ها و اصول مهم نظام مقدس جمهوری اسلامی محقق نخواهد شد، بنابر این اولین مسئله برای حفاظت از این اصول و آرمان ها توجه و تاکید تمامی نهاد‌های نظارتی علی الخصوص مجلس شورای اسلامی برای سپردن این امانت ارزشمند به افرادی امانت‌دار و قابل اعتماد است.با وجود تمامی انتقادات گذشته به مجلس شورای اسلامی در خصوص رعایت معیارهای نظارتی در برخی از انتصابات حاشیه‌ساز و شائبه‌دار دولت چهاردهم اینک نگذارید برخی از عناصر رادیکال و سابقه‌دار با تنگ کردن حلقه تصمیم‌گیری پیرامون ریاست محترم جمهوری، آش وفاق ملی را بیش تر از این شور کنند.امید است که تمامی مسئولان و نهاد‌های ذی ربط در این زمینه در آینده توان پاسخگویی در خصوص تصمیمات و عملکرد خود در مقابل امانت ارزشمند ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی را داشته باشند.والسلام علی من اتبع الهدی</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2024 14:35:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-lnlp4ntdqkk1</link>
                <description>       از همان روز اولی که وارد کارزار انتخابات شد، حضورش در آن میانه، در میانه انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم به نظر کمدی می‌آمد. گویا مسعود پزشکیان یک شوخی بود، شوخی با همه ما. با همه آنانی که انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم را جدی گرفته بودند و در فردای این انتخابات آینده ای روشن را انتظار می‌کشیدند و امیدی را برای تحول و دگرگونی در خیال و تصورات خویش پرورش می‌دادند. حضور پزشکیان در آن میانه صرفا یک شوخی خشک و خالی با امیدواران به تحول نبود بلکه گویی او با حضورش به همه چیز و همه کس می‌خندید، حتی به خودش! او به امیدوارن به تحول، به اصلاح طلبانی که چندی بعد علم حمایتش را به دوش گرفتند، به کسانی که او را در ابتدا عدالتخواهی صدیق شناختند، به معتقدان به جمهوریت و در آخرین مورد در روز رای اعتماد مجلس به پارلمان هم خندید. خنده ای که به احتمال قریب به یقین صدایش در طول چهار سال آتی بارها و بارها شنیده خواهد شد. صدایی که در اذهان عمومی تصویری جدید از دولت پزشکیان خواهد ساخت و چه بسا موجب پیکاری میان این دولت و رای دهندگانش شود.شوخی اول: خروج ناگهانی پزشکیان از غربال انتخابات آنچه ناگهانی و شگفت انگیز بود ثبت‌نام مجدد مسعود پزشکیان در عرصه انتخابات ریاست جمهوری ایران نبود. او نیز به مانند برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب و اصولگرا سابقه سالها حضور در پشت در های ساختمان خیابان فاطمی را یدک می‌کشید و این نه اولین بار حضور و ثبت نام او در انتخابات ریاست جمهوری که سومین بار بود. اولین باری که ساختمان وزارت کشور شاهد حضور و ثبت نام مسعود پزشکیان شد اردیبهشت ماه ۹۲ بود که او به پشتوانه سابقه ۴ ساله وزارتش در وزارتخانه بهداشت و بیش از ۴ سال وکالتش در بهارستان راهی خیابان فاطمی شد تا بخت خود را برای راهیابی به پاستور بیازماید. چندی بعد و پیش از مشخص شدن محرضین صلاحیت از سوی شورای نگهبان پزشکیان از کاندیداتوری به نفع اکبر هاشمی رفسنجانی انصراف داد. دومین بار در انتخابات سیزدهم ریاست جمهوری بود که پزشکیان باری دیگر قصد خیابان پاستور و کاخ ریاست جمهوری کرد که در نهایت به سد سنگین شورای نگهبان برخورد. برخوردی که او را شدیدا دلگیر و عصبانی کرد؛ عصبانیتی که نهایتا منجر به نطق پرشور و تندی در تریبون مجلس شورای اسلامی شد که اعتراض خیلی از نمایندگان حاضر در مجلس را در آورد به گونه ای که برخی از آن نمایندگان از نطق پزشکیان به عنوان نطق «دشمن شاد کن» یاد کردند. او در نطق به صراحت گفت: «اگر قرار است گروهی حرف بزنند اجازه دهید طرف مقابل هم حرف بزند. اگر قرار است عده ای در  قدرت باشند، بگذارید همه در قدرت باشند. کشور مال همه است، مال دسته یا گروه خاصی نیست. مردم پشت سر ما حرف های خوبی نمی‌زنند. ما مقصریم.» شاید همین نطق آتشین بود که موجب رد صلاحیت اولیه او برای انتخابات مجلس دوازدهم شد، گرچه پزشکیان سرانجام موفق به حضور در آن انتخابات گردید. حضور مجدد پزشکیان در انتخابات اخیر نیز اتفاق نو و جدیدی نبود. او دوباره و به عبارت بهتر برای بار سوم آمده بود تا که شاید فرصتی پیدا کند تا حرف هایی از قبیل همان حرف های نطق آتشین خود را این بار پشت تریبون بزرگ تری بیان کند. او که خود نیز تایید و احراز صلاحیت غیر منتظره اش را دور از انتظار می‌دانست ظهر روز دوشنبه 12 خرداد ماه سال جاری با حضور در ساختمان وزارت کشور با لبخندی ملیح اقدام به ثبت نامی دوباره در کارزاری که او برا سومین بار در آن شرکت کرد. تا اینجای کار همه چیز طبیعی بود اما آنچه به ناگهان بهت و تعجب همگان را برانگیخت تاییدصلاحیت غیر منتظره مسعود پزشکیان بود و این تایید آغازگر سلسله شوخی هایی شد که تا به امروز ادامه دارد. نخستین شوخی با همه ملت همین تایید بود. در کارزاری که رجل سرشناسی چون علی لاریجانی، اسحاق جهانگیری، عباس آخوندی و ... ثبت نام کرده بودند تنها اسم مسعود پزشکیان خارج شده بود.شوخی دوم: مسعود پزشکیان نماینده گفتار تحول و عدالتخواهی می‌شود! در همان نخستین مناظره انتخاباتی شروع به خواندن نهج البلاغه می‌کند، از امیرِ مومنان می‌گوید و ضعف و رنج مستضعفین، ساده می‌پوشد و ساده می‌گوید. کاپشن نه چندان تابستانه ای که در روزهای داغ و تابستانی انتخابات می‌پوشد شدیدا یادآور خاطره مردیست که امروز دیگر مانند گذشته‌ها نیست. ساده‌گی گفتارش یادآور سادگی و صراحت مردم کوچه و بازار است. لحن صدای پیر و پدرانه اش را که به این سادگی کلام بیفزایی خاطره پدربزگان شیرین و آذری زبان کودکیمان را به یادآور می‌شود. به همین سادگی ملقب به سرباز عدالتخواه و خیلی مردمی صحنه انتخابات شد. پیرمرد انتخابات که ساده است و ساده می‌پوشد و ساده می‌گوید از رنج و درد و ناراحتی و دلخوری مردممان. او با تکیه بر همین سادگی است که ملقب به عنصر مردمی صحنه شد اما شعارهای عدالت‌خواهانه در ستاد های او چقدر هوادار داشت؟ در عین آنکه از عدالت سخن به میان می‌آورد رئیس ستادش را راست ترینِ افراد قرار داد. همان که به صراحت و با صداقت از راهکارش برای چگونگی گرا‌ن‌سازی انرژی سخن به میان می‌آورد سابقه وزراتش در وزارتخانه راه و شهرسازی یادآور عملکردی بود که به گران شدن تهران و کلان شهرها منجر شد. همزمان که پزشکیان از مردم و عدالت در مناظرات می‌گفت ستادش مملو از حضور نیروهای حزب کارگزاران سازندگی می‌شد. حزبی که یقینا قرن ها از مفهوم و دغدغه عدالت اجتماعی دور است و این بزرگترین برهان در اثبات شوخی بودن عدالتخواهی دولت پزشکیان است. شوخی سوم : لبخند ملیح پزشکیان به مجاهدین ماقبل شنبه او کمی قبل تر از اینکه در صحن علنی مجلس با سخنان خود جمهوریت را ذبح کند شوخی بزرگتری با طیف گسترده ای از طرفداران به اصطلاح اصلاحطلب خود کرد. آنان که با حضور پزشکیان در صحنه انتخابات کورسوی امیدی را برای تحقق رفتار تند ظاهرا اصلاحی خود متصور شده بودند با مشاهده افرادی از قبیل جواد جهرمی و محمد جواد ظریف امیدشان مضاعف شد. فردای پیروزی در انتخابات که شورای راهبردی به ریاست ظریف تشکیل شد سرشار از شعف و شادی شدند اما این شعف کم نظیر چندی بیشتر دوان نداشت. مسعود پزشکیان که حالا شوخی با همه جزئی از تیپ رفتاری اش شده است با پشت پایی به تمامی آنانی که سلحشورانه در ایام انتخابات طرف او را گرفته بودند ناامیدی را چونان سیلی بر گوششان نواخت و آنان را به کناری زده و دست در دست نیروهای محافظه کار ترتیب کابینه ای را داد که همه از آن ناراضی شدند. از اصلاح طلب های شناسنامه داری که خود را مجاهدین ماقبل روز شنبه تلقی می‌کردند تا همان مخالفین دیرینه او که در ایام انتخابات تمام سعی و کوشش خود را کرده بودند تا مانع ظهور او شوندتلخ ترین شوخی مسعود پزشکیان: هزینه عجیب پزشکیان از رهبری انقلاب و نقل قول های غیرمعمول او یقینا جدی ترین زخمی بود که با همراهی ریاست مجلس به پیکر جمهوریت فرود آمد‌. او که پیش تر با معرفی کابینه ای درهم آمیخته از محافظه کاران و اصلاح طلبان شوخی تلخی با یاوران انتخاباتی خود کرده بود روز چهارشنبه برای دفاع از کابینه پیشنهادی خود به پشت تریبون مجلس شورای اسلامی زد و همه چیز را به سخره گرفت و به همه چیز خندید. او حیثیت مجلس را نیز به شوخی گرفت و از ولایت فقیه آبرو به میان آورد‌. او برای سهولت جلب رای اعتماد چنین تلقین کرد که گویی این کابینه نه کابینه او که رهبری است. به صراحت از استعلام مثبت وزرای پیشنهادی گفت و در انتها در کمال تعجب و شگفتی نام چندی از وزرا را به میان کشید و از موافقت و دستور صریح رهبر انقلاب برای به کار گیری آنان گفت! در صورتی که در میان آنان نام افرادی چون سید عباس صالحی به چشم می‌خورد، کسی که در دوره وزارت قبلیش‌اش فرمان «آتش به اختیار» از سوی رهبری انقلاب برای نیرو های فرهنگی سرخورده از مدیریت او صادر شده بود. رفتار پزشکیان چنان تعجب آور بود که نگاه و لبخند آمیخته با بهت وزرا پیشنهادی لحظه ای برطرف نمی‌گردید.در تمام این مدت صدای خنده مشمئز کننده‌ی جمعی از نمایندگان به گوش می‌رسید و تلاش جمع اندکی از نمایندگان برای حراست از جایگاه و شأن مجلس نیز به حاشیه می‌رفت. رئیس مجلس هم به جای دفاع از حیثیت مجلس سکوت کرد و لبخند زد و در پایان نطق مقام ریاست جمهوری دستور به صلوات داد. تمام آنچه که لازم بود تا رئیس مجلس را از گذشته و ادعا های انقلابی خود منفک کند آن‌روز رقم خورد. شوخی تلخ پزشکیان در روز چهارشنبه تنها شوخی با مفهوم جمهوریت و ولایت فقیه نبود بلکه او با نطق خود در صحن علنی مجلس بیش از هر چیز، بیش تر از اینکه ولایت و جمهوریت را به سخره بگیرد به تمامی شعار هایی که داده بود خندید. او که آمده بود صدایی شود برای بی صدایان و نماینده ای شود برای جمهور ایران با حرف و نطق خود در مجلس به تمامی آن شعار های رنگارنگ خندید. او با نمایش روز چهارشنبه به سلسله شوخی که از آغاز با حضورش در انتخابات آغاز کرده بود ظاهرا پایان داد در نهایت به خودش و شعار های پر طمطراقش خندید.آقای مبین محسنی کارشناسی علوم سیاسی</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 16:31:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لزوم پاسخ همه جانبه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_78832356/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%87-merekm1z2abk</link>
                <description>#مکتوباتبسم الله الرحمن الرحیمدفاع از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشدزمین کارزار ما تل آویو است ،تهران نه!&quot;امروز جوانان ما توانسته اند به قدرت موشکی اول منطقه تبدیل بشوند. دشمن می‌داند که اگر یکی بزند ده تا می‌خورد. پس موشک مایه ی امنیت است؛ نقطه قوت است.امام خامنه ای ۱۳۹۷/۱۴/۰۳&quot;    تفکرِ دفاعی جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا به حال که دشمن به اوج درماندگی و استیصال خودش رسیده، این بوده که همیشه دفاع و پاسخ طوری باشد که طرف را از کرده خود پشیمان کند و در محاسباتش به تجدید نظر بیندازد. اگر بهتر بگویم در هر حالتی غیر از این باشد آن پاسخ تنبیه نیست بلکه تسویه است!    همان‌طور هم که در اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم آمده که قرآن کریم می‌فرمایید اگر کسی به شما نیکی کرد بالاتر از نیکی او به او برگردانید و اگر برایتان مقدور نبود لااقل در همان حد نیکی او پاسخ دهید؛ در شر و بدی هم همین است. و همانطور که در فرمایش حضرت آقا تاکید شده: شدت پاسخ باید ده برابر بیشتر از تعرض باشد.    دلایل عقلی و منطقی بسیار دارد. اما به طور مثال یکی از وجوب پاسخ محکم تر ایجاد «بازدارندگی» است. که ما در پاسخ باید وجوب تنبیه را در نظر بگیریم، که مقدمه ی آن پشیمانی است. که اساسا وقتی حاصل می‌شود که پاسخ شما محکم تر و غلیظ تر از حمله طرف مقابل باشد.    همان شیوه ای که مارا پس از باز پس‌گیری خرمشهر داخل جنگ نگه داشت. ایران حق خود را گرفته بود اما برای ایجاد بازدارندگی و ثبات و طبق قوانین بین المللی و اصول جنگ باید داخل خاک کشوری می‌شد که وارد خاک کشورش شده، تا دشمن متجاوز تنبیه شود.    ما اکنون در این برهه ی حساس از مقامات کشوری و لشکری می‌خواهیم با تنبیهی قلاده ی این سگ هار منطقه را ببندند و با موشک های خود پاسخی سخت و سنگین به رژیم غاصب بدهند تا با ایجاد بازدارندگی مستحکم در منطقه حافظ و پاسدار اسلام و ایران عزیز باشند.    با توجه به شرایط مهم و حساس منطقه که چشم نیرو های مقاومت  و مستضعفین و مسلمین به تهران است، لزوم پاسخ به ترور شخصیت فرا ملی محور مقاومت را چندبرابر مهم تر می‌کند؛ شاید اگر این انتقام در حد عالی خود نباشد ایران را در چشم کشور های همسایه و هم پیمان خود، محلی نا امن جلوه دهد که خسارتی گران برای پشتیبان نیرو های مقاومت است!    شاید بتوان لزوم انتقام را حتی برای بقای ارتباط با شرکای تجاری کشور هم لازم دانست؛ زیرا فردی که دشمن امریکا و اسرائیل است در خاک ایران مورد هدف قرار گرفته و این می‌تواند پیامی خطرناک برای هم پیمانان ایران و رقبای امریکا داشته باشد! که بر لزوم پاسخ شدیدتر می‌افزاید.و همه موارد ذکر شده دلایلی شده تا پنتاگون و جبهه‌ی استکبار بر قدرت پدافندی و تهدیدات رسانه ای خود بیفزاید.وسلام علیکمسید امیر رسومی ( کارشناسی علوم سیاسی) ۱۴۰۳/۰۵/۲۳🆔 بله و تلگرام: @basij_57magz🆔 اینستاگرام: @khat_atu</description>
                <category>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</category>
                <author>بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2024 11:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>