<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Karaso</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_79334044</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Karaso</title>
            <link>https://virgool.io/@m_79334044</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی بهمن ماه ۱۴۰۲ طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-xwad13bxp7qh</link>
                <description>سلام به همگی امیدوارم حال دلتون خوب باشه چالش کتابخوانی بهمن ماه طاقچه کتابی که عاشق شدن رو یادت میده موضوع این ماه واقعا یه چالشه و من برای این چالش کتاب در ستایش عشق نوشته فیلسوف معاصر آقای آلن بدیو و نیکولاس ترونگ به ترجمه آقای کوروش انصاری رو انتخاب کردمزحمت نشر این کتاب رو انتشارات نشر ویراست کشیده.عشق و فلسفه ، آقای بدیو تو این کتاب با زبانی ساده و فلسفی عشق رو از رمانتیک بازی های پوچ امروزی جدا میکنه و به دنیای واقعی عشق میپردازه.زاویه دید آقای آلن بدیو خلاقانه و ظریفه و همین باعث میده این کتاب بسیار خواندنی بشهبخشی کتاب در ستایش عشقبهتر نمی توان گفت که بین سیاست و عشق فقط روابطی مبهم نوعی جدایی متخلخل  و منفذدار یا عبور ممنون وجود دارد که برای توضیح آن ها چیزی کمتر از منابع تاتر لازم نیست. کمدی ؟ تراژدی؟ هردو .دوست داشتن این است که فراتر از هر تنهایی با همه چیز در جهان که میتواند وجود را تحریک کند درگیر شود. در این دنیا من مستقیما سر چشمه ای از خوشبختی میبینم که با دیگران بودن به من می‌بخشد . دوستت دارم به این مفهوم خواهد بود : در جهان سر چشمه ای از عشق جریان دارد که در امواج‌ آن تو برای وجود من هستی . در آب این چشمه، من شادی مان را میبینم اول تو . می بینم ، آن طور که مالارمه در شعر مینویسد تو در موج ، شدی نشاط برهنه ات.کتاب در ستایش عشق در واقع رساله فیلسوف فرانسوی آقای بدیو در دفاع از عشق است .آلن بدیو در این کتاب معتقده که عشق در خطر  هست و گرایش انسان امروزی به لذت های آنی و عدم تعهد ، بدیو رو واداشته که با استناد به گروهی از متفکران از جمله افلاطون ، پروست و... روایت جدیدی در دفاع از عشق در مواجهه با مدرنیته قرن بیست و یکم خلق کنه که از عشق نترسه بلکه اون رو به عنوان یه ماجراجویی ببینه ماجراجویی شکوهمندی که بشر رو وادار به کاوش در آن «دیگری» و تفاوت میکنه و در نهایت او را از وسواس نسبت به هویت خودش رها میکنه وی در بخش دیگری از کتاب در مدح عشق توصیفی بسیار زیبا از عشق در اختیار خواننده قرار میده؛ تجربه ی نگریستن به دنیا از زاویه ی دید دو نفر به راستی دیدن دنیا به این شکل چه لذتی داره؟ بدیو در ادامه میگوید که به باور او عشق حقیقی همین است. عشق به ویژه در طول زمان به شکلی جزئی همه ی جنبه های مثبت دوستی را در بر میگیرد اما به کلیت وجود دیگری مربوط میشود.خب عشق همیشه مفهومه پیچیده ای بوده و توصیفش گاهی تو یه جمله خلاصه میشه و گاهی قطور ترین کتاب ها هم از توصیفش عاجزن.تا چالش ماه بعد خداحافظدر آخر تشکر میکنم از مترجم عزیز آقای کوروش انصاری بابت ترجمه کتاب در ستایش عشق و طاقچه دوست داشتنیی به خاطر این چالش سرگرم کننده امیدوارم هر کجا که هستید پیروز و موفق باشید</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 23:20:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی دی ماه ۱۴۰۲ طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-p6vcmydtgzjv</link>
                <description>.سلام به دوستان کتابخوان و عزیز 😊بعد یه وقفه من دوباره اومدم با یه کتاب تاثیر گذار به چالش کتابخوانی دی ماه طاقچه.خب موضوع این ماه طاقچه : کتابی برای اینکه با مرگ چهره به چهره شوی .مرگ همیشه برای انسان یه سوال بوده و انسان چه بخواهد و چه نخواهد خودش و اطرافیانش با اون روبه رو خواهند شد.کتابی که من برای این چالش انتخاب کردم کتاب کالیگولا اثر آلبر کامو هستش.این کتاب رو آقای پرویز شهدی ترجمه کردند و توسط انتشارات مجید منتشر شده است.کالیگولا نام یکی از امپراطور های روم هستش که بعد مرگ خواهرش دروسیلا که معشوقه اش هم بود ، به پوچی و بی معنی بودن زندگی میرسه و میخواد که با به قتل رسوندن مردم اون ها رو با واقعیت مرگ آشنا کنه.کالیگولا خودش رو قادر مطلق میدونه ، به راحتی آدم میکشه ، مخالفاش رو حذف میکنه و به وضعیت مردمش اهمیتی نمیده ، حرفای عجیب میزنه و از نگاه دیگران دیوانه شده.کتاب کالیگولا اولین نمایشنامه آقای آلبر کامو نویسنده برنده جایزه نوبل هستش. این نمایش نامه تماما متکی به اسناد تاریخی و زندگی امپراطور روم هست . آلبر کامو در این  اثر به مسئله پوچی می پردازه.آقای کامو توی این نمایشنامه به خوبی تونسته پوچی رو یه نمایش بزاره  و شاید این برای خیلی ها جذاب یا قابل فهم نباشه .کالیگولا حرف هایی میزنه که به نظر من حقیقت های غیر قابل انکاری هستند ولی این حرف ها از نظر اطرافیان اون نشانه های دیوانه شدن کالیگولا هست.پخشی از کتاب :کزونیا : تو که نمی توانی کاری کنی که آسمان ، آسمان نباشد. چهره ای زیبا زشت شود و دل آدم ها بی احساس شود.کالیگولا : من قصد دارم آسمان را با دریا بیامیزم ، چهره زیبا را با چهره زشت در هم بریزم و از رنج و اندوه خنده بیرون بکشم .کزونیا : خوب داریم و بد ، آنچه بزرگ است ، بزرگ و آنچه کوچک است ، کوچک ، عدالت داریم و بی عدالتی . قسم میخورم که این ها هیچگاه عوض نمی شوند .کالیگولا : اراده من در تغییر دادن این ها است.من در این قرن موهبت برابری را ایجاد خواهم کرد و موقعی که همه چیز و همه کس یکسان شدند ، ناممکن روی زمین بوجود آمد و ماه در دست های من قرار گرفت ، شاید خود من هم تغییر کنم و دنیا همراه با من .کتاب تو چهار پرده نوشته شده و آقای کامو از این واقعه تاریخی و شخصیت کالیگولا استفاده کرده تا دیدگاه های خودش رو در قالب مخالفان امپراطور، در باره پوچی بیان کنه.شاید نویسنده خواسته با این شیوه روایت ذهن ما رو بیدار کنه و از طریق این نمایشنامه ، آگاه سازی انجام بده.دید هر یک از ما به مرگ چیه؟واقعیتی که وجود داره اینه که دید هر کسی به مرگ از شیوه زندگی اون شخص گرفته میشه ولی دید ما نسبت به مرگ اطرافیانمون چی ؟تا چالش ماه بعد خداحافظ.در آخر تشکر میکنم از آقای پرویز شهدی به خاطر ترجمه روان کتاب کالیگولا و از طاقچه عزیز بابت چالش کتابخوانی عالی و دوست داشتنی.</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2024 06:45:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی شهریور ماه ۱۴۰۲ طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-urxsqqw4r3u1</link>
                <description>خب تابستونم داره تموم میشه سلام به دوستای کتابخون و عزیز با چالش کتابخوانی شهریور ماه طاقچه( یک کتاب پر فروش در سال هزار و چهارصدو یک ) اومدم تا یه کتاب بهتون معرفی کنم کتابی به ظاهر پر از ضد و نقیض ، یه تراژدی بمب که دقیقا در آخرین خط کتاب شوکه میشید.کتابی که این ماه برای چالش کتابخوانی انتخاب کردم کتابیه که بیشتر از دوسال تصمیم به خوندنش گرفته بودم ولی فرصتش پیش نیومده بود ولی این ماه تصمیم گرفتم که این نفرین رو بشکنم و بخونم . کتاب این ماه ، مغازه خودکشی به قلم ژان تولی و ترجمه عالی آقای احسان کرم ویسی هست و ناشر این نسخه از کتاب نشر چشمه هست.اسم کتاب بهتون حس یه رمان جنایی و پلیسی رو میده ولی کتاب در ژانر کمدی سیاه هستش از اونایی که اول میخندی ولی بعدش لبخند رو لبات خشک میشه.خیلی ها معتقدن که مغازه خودکشی یه اثر معروف ولی متوسطه اما به نظر من کتاب یه فلسفه روشن داره ( خم به ابرو نیار) این مفهوم حول محور شخصیت مرموز داستان یعنی آلن میچرخه پسری که برخلاف سعی و تلاش خانوادش که میخوان مثل خواهر و برادرش افسرده بشه، خیلی بشاش و خندون به نظر میرسه. توی کتاب دائم به این نکته اشاره میشه که خانواده تواچ حق خودکشی ندارن چون یه وظیفه دارن و اونم باز نگه داشتن مغازه خودکشیه! به نظرتون این امر درمورد آلن هم صدق میکنه؟یه انیمیشن موزیکال به زبان فرانسوی به همین اسم از روی رمان ساخته شده که من پیشنهادش نمیکنم به دو دلیلیک : به بعضی از قسمت های کتاب پرداخته نشده و یا ناقص و در حد اشاره پرداخته شده دو : استدیو سازنده پایان داستان رو تغییر داده که باعث شده مخاطب اون پیامی رو که از داستان باید دریافت کنه نتونه دریافت کنهبخشی از کتاب:آلن آهنگ شادی را سوت می زد و از پله ها پایین می آمد. پدرش از او پرسید : آماده شدی بری کلاس بعد از ظهرت؟  یادت که نرفت اخبار تلوزیون رو نگاه کنی؟ _ نه بابایی. خانم مجری توی اخبار ساعت یک ،مدل موهاش رو عوض کرده بود. خیلی بهش میومد.مادرش چشماش رو به سمت آسمون برد و مداخله کرد ، فقط همین یادت مونده؟ واقعا جای تاسفه. یعنی درباره جنگ و فجایع زیست محیطی و قحطی صحبتی نکرد؟ _ خب چرا. دوباره اون تصاویر سد آلمانی رو نشون داد که به خاطر سیلاب شکسته بود. بدون اون سد حالا ساحلشون اندازه پراگه .بعد هم  آلمانی های لاغر مردنی رو نشون می داد که داشتن داد و هوار میکردن و لخت روی تپه های ساحل غلت میخوردن. اگه خوب دقت میکردی ، میتونستی روی پوستشون دونه های شن رو که با عرقشون قاتی شده بود ببینی که شبیه ستاره های درخشان کوچولوی درخشان شده بودند.بعضی از نظرات پیرامون این اثر رو که میخوندم فهمیدم خیلی از مخاطبین از پایان داستان ناراضی هستند ولی به نظرم من داستان دارای یه پایان مناسب هستش چون آلن دیگه وظیفه خودش رو انجام داده بود.تا چالش ماه بعد خدا نگهدارتون باشه.تشکر میکنم از آقای کرم ویسی به خاطر ترجمه روان و خوب مغازه خودکشی و طاقچه عزیز به خاطر برگزاری این چالش دوست داشتنی.</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Tue, 29 Aug 2023 09:00:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی مرداد ماه ۱۴۰۲ طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-wnzkigy2f00w</link>
                <description>سلام به همگی چالش کتابخوانی این ماه طاقچه با اعتماد به دیگران شروع شده : کتابی به پیشنهاد آدم ها یا پادکست هاخب کتاب های زیادی برای چالش این ماه طاقچه بود و من کتاب «خودشناسی» معرفی شده در پادکست رادیو راه رو انتخاب کردم .کتاب خودشناسی نوشته آقای آلن دوپاتن و ترجمه آقای محمد هادی حاجی بیگلو هست  و انتشارات نشر جیحون زحمت نشر این کتاب رو کشیدن.این کتاب یکی از کتاب های مجموعه مدرسه زندگی هست که آقای آلن دوپاتن درباره سر فصل های جامع خودشناسی تو این کتاب صحبت کردن.آقای دوپاتن توی این کتاب اول سرفصل هارو توضیح میدن و از چگونگی اون ها حرف میزنن و در آخر تمریناتی در مورد اون سرفصل طرح میکنن. کتاب از اون دسته کتاب ها هستش که با یک بار خوندنش توفیقی نصیبتون نمیشه.موقع خوندن کتاب یه قلم و کاغذ بردارید و ازسرفصل ها و نکات کلیدی مطالب نوت برداری کنید و اونارو مرور کنید. این کار بهتون خیلی کمک میکنه چون هدف ما از خوندن کتاب روخوانی اون نیست ما میخوایم که خودمون رو بهتر بشناسیم و اون رفاقت با خودمون رو عمیق ترش کنیم.بخشی از کتاب:بایستی با اضطراب هایمان شاخ به شاخ شویم،باید خودمان را مجبور کنیم که تصور کنیم اگر پیشگویی های بد شگون و فاجعه آمیز این اضطراب ها واقعا رخ دهند ، چه اتفاقی خواهد افتاد ‌.اگر هر آنچه در ما احساس نگرانی مبهم ایجاد میکن واقعا پیش بیاید ، چه بر سرمان خواهد آمد؟ کدام خطر ها واقعی هستند؟ چطور ممکن است وقتی همه چیز در هم پاشیده است ، کماکان حال ما خوب باشد؟ بازی کردن با وخیم ترین وقایع، یکی از بهترین راه ها است که یک نگرانی آزارنده را بالاخره خنثی کنیم. بایستی با بدترن نگرانی هایمان تک به تک روبرو شویم تا دریابیم که اکثرشان چندان ناظر به هیچ خطر جدی نیستند.در کل به نظر من کتاب خوبیه ولی باید با تمرکز خونده بشه ، نویسنده به بخش هایی از (خود ) میپردازه که ذهن هیچوقت باهاش آشنا نبوده برای مثال برای خیلی از ماها پیش اومده که بی خود و بیجهت عصبانی باشیم، از خودتون پرسیدید چرا عصبانی هستید و نتونستید به جوابش پی ببرید، یدون هیچ دلیلی میرید سر یخچال و یه خوراکی پیدا میکنید و میخورید ،شاید قند خونتون پایینه و به همین خاطر عصبانی هستید یا شاید ذهنتون خسته هست و از خستگی زیاد عصبانی و پرخاشگر شدید چون مغز ما با این که خیلی پیشرفته و خارقالعاده هستش ولی نمی تونه تشخیص بده که خسته ایم یا به یه چیز شیرین احتیاج داریم و همین باعث عصبانیت میشه.کتاب از این نکته های تعجب برانگیز و جالب زیاد داره که با دونستن و رعایت اون ها میتونید یه قدم به استاد اُگوِی شدن نزدیک بشید.تاچالش ماه بعد خداحافظ.در آخر از آقای محمد هادی حاجی بیگلو به خاطر ترجمه عالی کتاب خودشناشی و رادیو راه بخاطر معرفی این اثر عالی تشکر میکنم.از طاقچه عزیز بابت چالش کتابخوانی تشکر میکنم و براش آرزوی موفقیت دارم</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 17:45:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه تیرماه چهارصدو دو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B5%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D9%88-r9gxanykdu8l</link>
                <description>سلام به دوست های کتابخون و کتابدوست‌.اومدم برا چالش کتابخوانی تیر ماه طاقچه با یه کتاب برنده?کتابی که برا این چالش انتخاب کردم ، کتاب پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی با ترجمه   آقای بهزاد جنت سرای نمین ( از اون اسم خوبا?) از انتشارات خوبه پر رمان پیرمرد و دریا فقط یکم از یه داستان کوتاه بلندتره ولی اونقدری عمیق  هست که به سختی های چندین ساله پیرمرد پی ببرید.این داستان یه روایت ساده و به دور از پیچیدگیه درباره موفقیت و شکسته. با زبون ساده بهتون میگه مهم نیست چقدر کله شق باشید اگه قدرت تشخیص ارزش ها رو نداشته باشید نمی تونید یه نتیجه دلخواه به دست بیارید درست مثل سانتیاگو که وقتی توجهش رو از شور صید ماهی به سمت منافع خودش منحرف میکرد شانس از اون دور میشد.  البته بعد از خوندن داستان میفهمید که یه داستان ۸۰ صفحه ای چقدر میتونه احساساتتون رو با خودش همراه کنه.رنج.اولین حسی که از کتاب گرفتم رنج پیر مرد قصه بود، شخصیت پیر مرد ،من و تمام و کمال یاد پدربزگم می انداخت کسی که کل عمرش رو با شرافت کار و زندگی کرد حتی توصیفات ظاهری پیرمرد چروک های روی پشت گردنش ، دستای پر از زخم و پینه بسته اش انگار که پدربزگم از توی داستان آقای همینگوی بیرون اومده بود.بخشی از کتاب:پیرمرد لاغر و نحیف بود و پشت گردنش چروک های عمیقی داشت. خورشید از انعکاس گرمسیری اش بر دریا ، لکه های قهوه ای سرطان خوش خیم پوست را روی گونه های پیرمرد ایجاد کرده بود. لکه ها دو طرف صورتش را پر کرده بودند، دستهایش زخم های عمیقی ناشی از کشیدن ماهی های سنگین با طناب ماهیگیری داشت اما هیچ کدام از زخم ها تازه نبودند. آنها به قدمت فرسایش کویری بی ماهی بودند.همه چیز او به جز چشم هایش که همرنگ دریا ، شاد و شکست ناپذیر بودند قدیمی بود۰شاید شنیده باشید که آقای همینگوی تو جنگ جهانی اول بوده و متصور این باشید که اون سربازی در خط مقدم بوده ولی اینطور نیست آقای همینگوی چشماش ضعیف بود و از کار توی ارتش معاف شد و در عوض به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ توی جبهه ایتالیا خدمت کرد و مدتی بعد مجروح شد و چندین ماه تو بیمارستان بستری بود. بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شد توی پاریس به عنوان یه خبرنگار برای یه دفتر روزنامه نگاری کار کرد و هم زمان شروع کرد به داستان نویسی کرد.رمان پیرمرد و دریا متفاوت ترین نوشته ارنست همینگوی هست، به طوری که ویژگی های شخصیت اصلی این رمان کاملا برعکس رمان های دیگه ی همینگوی هست.معمولا قهرمان های همینگوی آدمایی بودن که از جنگ فرار میکردن و دنبال راه های دیگه بودن ، ادمای قوی بودن که سعی میکردن احساساتشون رو بروز ندن ولی سانتیاگو یه پیرمرد ضعیفه که هشتاد و پنج روز بدون نا امیدی به جنگ طبیعت رفت احساساتشو بیان میکرد حتی با ماهی ها پرنده و دریا حرف میزد.این رمان رو خیلی دوست داشتم واز طاقچه تشکر میکنم که با برگزاری این چالش باعث شد این اثر زیبا رو بخونم ، راستی شنیدم این رمان یه فیلم سینمایی هم داره که وقت کردم اونو هم میبینم،تا چالش ماه بعد خدا یار و یاورتون.در آخر تشکر میکنم از مترجم عزیز آقای جنت سرای نمین به خاطر ترجمه روان کتاب پیرمرد و دریا و یادتون نره به روحتون غذا بدید</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jul 2023 16:11:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی خرداد ماه طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_79334044/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-s7dxzv7wdcio</link>
                <description>این اولین باره که تو چالش کتابخوانی طاقچه شرکت میکنم و اولین کتابی که انتخاب کردم کتاب جعبه پرنده نوشته جاش ملرمن با ترجمه خانم فاطمه جابیک از نشر دوست داشتنی میلکان هست. خب یه کتاب دلهره آور از اونا که صفحه های اولش حوصله سر بره ولی یهو به خودت میای میبینی که چند ساعته غرق داستان شدی. داستان یه جور حس بقا رو منتقل میکنه نمی دونم اهل بازی ویدیویی هستید یا نه ولی این داستان به شدت من و یاد بازی (this war is mine) این جنگ من است میندازه اینکه تو یه خونه چند نفر دارن زندگی میکنن،بیرون خونه امن نیست ، باید نگران آذوقه و امنیت باشید، دنبال غذا بگردید وسایل به درد بخور بسازید شاید چند روزی بیشتر زنده موندید. البته داستان بازی تو شرایط جنگیه! داستان یکم زیادی تو فاز دلهره دادن به مخاطب رفته و به نظرم همین باعث افت شخصیت پردازی کاراکتر ها شده، کاراکتر ها همیشه درگیر استرس و نگرانی هستن و یه جورایی شاید خیلی هاتون از داستان سرد بشید و دلتون رو بزنه ولی توصیفات خوبی از محیط داستان ارائه میشه یه جورایی فضا و محیط  رو خیلی راحت میتونید تصور کنید حتی بعضی جاها از سردی محیط منم سردم شد. بخشی از کتاب: مالوری فکر میکند موجودات.چه کلمه مسخره ای . بچه ها ساکت اند و در کناره های رودخانه چیزی حرکت نمی کند . می تواند صدای شکافته شدن آب توسط پارو هارا بشنود . ریتم پارو زدنش هماهنگ با ضربان قلبش است و بعد ، از ریتم می افتد . وقتی دو ریتم با هم در تضاد هستند ، مالوری حس میکند ممکن است بمیرد. موجودات. مالوی هرگز از این کلمات خوشش نیامده است . انگار به نحوی نابه جاست. از نظر او ، چیز هایی که بیشتر از چهار سال است او را دنبال میکنند، موجودات نیستند . می شود اسم کرم باغچه را موجود گذاشت ، یا جوجه تیغی، ولی چیز هایی را که پشت پنجره های پرده دار کمین میکنند و باعث شده اند چشمبند بزند، نمی شود با هیچ سمی کشت. بهترین ویژگی کتاب از نظر من بخش های مختلف زمانی هست. اینکه یه بخش زمان حاله و بخش بعد از گذشته ای حرف میزنه که یه زمانی آرامش داشت. پایان داستان اون چیزی که من انتظار داشتم نبود. یه جوری تموم شد که انگار جلد دومی هم قرار داشته باشه. تو کل داستان شما تو کف این میمونید که اون موجودات چی هستن، چرا نمیشه باهاشون مبارزه کرد ، اصلا از کجا اومدن، هدفشون چیه ، واسه چی اومدن.باید بگم همه اینا بی جواب میمونه ‌:⁠-⁠)⁩ درکل داستان خوبی بود اون حس وحشتی که میخواستم رو تو خودش داشت.تا چالش ماه بعد شمارو به خدا میسپارم. در پایان یه تشکر میکنم از مترجم عزیز خانم جابیک به خاطر ترجمه خوب و روان کتاب جعبه پرنده و طاقچه عزیز که با این چالش قدمی مثبت در فرهنگ کتابخوانی برداشته.</description>
                <category>Karaso</category>
                <author>Karaso</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jun 2023 16:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>