<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zahraaaaa</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_80004736</link>
        <description>من زهرا بهرامی، 24 سالمه و کارشناسی روانشناسی دارم. یک ساله در نمایندگی رسمی تعمیرات لوازم خونگی، مشغول به کارم. در اینجا می خوام از تجربیاتم به شما بگم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:25:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3964963/avatar/RWxLkg.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zahraaaaa</title>
            <link>https://virgool.io/@m_80004736</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ارور E3 ماشین ظرفشویی دوو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1-e3-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B8%D8%B1%D9%81%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%88-gngaond8of0d</link>
                <description>ساعت از ده شب گذشته بود و سکوت، خانه‌ کوچک مهتاب را دربر گرفته بود. تنها صدای منظم و آرام ماشین ظرفشویی در آشپزخانه، به شب جان می‌ داد. مهتاب، غرق در کتابی که از کتابخانه محل امانت گرفته بود، لیوان چایش را برداشت و لبخند زد. همه‌چیز آرام بود... تا آن صدا آمد.بییییییپ!نور قرمز چشمک‌ زن روی پنل ظرفشویی، مثل چشم هشداردهنده‌ ای در تاریکی درخشید.نمایشگر عددی نوشت:  E3مهتاب از جا بلند شد، نگران، خسته، گیج. صدای قطره‌ های آبی که در مخزن ظرفشویی مانده بودند، در سکوت شب حالتی شوم داشت.کتاب را بست. گوشی‌ اش را برداشت و نوشت:ارور E3 ظرفشویی دوو یعنی چی؟جواب ساده بود: تخلیه‌ی ناقص آب. شاید گرفتگی، شاید پمپ، شاید چیز بدتری.مهتاب آهی کشید. با دستکش ظرف‌شویی، پیچ‌گوشتی، و یک سطل کوچک برگشت. شروع به باز کردن پنل پایینی کرد، با دقت، با ترس، اما بی‌تعلل. انگار خودش را از لابه‌لای پیچ‌ها و لوله‌ها بیرون می‌کشید؛ زنی تنها در برابر دستگاهی پیچیده.وقتی بالاخره شلنگ تخلیه را باز کرد، آب بدبو و تیره‌ ای به بیرون پاشید. لحظه‌ای وحشت‌ زده عقب پرید، ولی نخندید. خشمگین هم نشد. فقط با لبخندی تلخ، گفت:انگار تو هم خسته بودی، نه؟نیم‌ ساعت بعد، دستگاه بی‌ هیچ اعتراضی دوباره روشن شد. مهتاب برگشت سر کتابش، اما این بار، صدای آرام ظرفشویی در گوشش چیزی دیگر می‌ گفت:صدای پیروزی بود. صدای زنی که از پس ارور «E3» برآمده بود.</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 12:57:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز مرموز ارور LE در لباسشویی ال جی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1-le-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%84-%D8%AC%DB%8C-eqz8gxfzu24w</link>
                <description>در محله‌ای آرام، پیرمردی زندگی می‌کرد به نام عمو رحمت. او تنها زندگی می‌کرد ولی عاشق تمیزی و نظم بود. لباس‌ هایش همیشه اتو کشیده، خانه‌ اش مرتب، و حتی دمپایی‌ هایش هم همیشه جفت‌جفت جلوی درِ حمام صف کشیده بودند.یک روز، وقتی عمو رحمت تصمیم گرفت ملحفه‌ ها را بشوید، ماشین لباسشویی قدیمی‌ اش را با دل و جان روشن کرد. ولی ناگهان، صفحه‌ی کوچک لباسشویی، که معمولاً فقط یک تایمر ساده نشان می‌داد، با حروفی ناشناخته چشمک زد: LE.عمو رحمت چشم‌هایش را ریز کرد، دست به کمر ایستاد و گفت:— این دیگه چه زبونیه؟ انگار که باهام سر لج داره!او که آدم سرسختی بود، شروع کرد به بررسی همه چیز. در لباسشویی را باز کرد، بست. دوشاخه را از برق کشید، دوباره زد. حتی با پیچ‌گوشتی چند تا ضربه‌ی محبت‌آمیز هم به بدنه زد. اما صفحه همچنان می‌گفت: LE.عمو رحمت که حالا کفری شده بود، گفت:— ماشین جون! حرف بزن ببینم چته؟!در همین لحظه نوه‌اش، سارا، که تازه از مدرسه آمده بود، با کنجکاوی پرسید:— باباجون، چی شده؟عمو رحمت گفت:— این لباسشویی‌مون قاطی کرده. نوشته L.E نمی‌دونم لاتین یاد گرفته یا می‌خواد مسیج بده!سارا خندید و گفت:— باباجون! این یه ارور معروفه. یعنی Lock Error — یعنی قفل در مشکل داره. شاید در درست بسته نشده یا مشکلی توی سیستم قفل برقی داره.عمو رحمت با دهانی باز به سارا نگاه کرد.— واقعاً؟ یعنی الان تو از لباسشویی بیشتر سر در میاری تا من؟!سارا لپ‌تاپش را آورد، مدل دستگاه را سرچ کرد، و راه‌حل را خواند. یک ترفند ساده بود.دکمه پاور رو ۵ ثانیه نگه دار، برق رو قطع و وصل کن، و در رو دوباره با فشار ببند.عمو رحمت با دقت انجام داد... و ناگهان، دستگاه جان گرفت. آب شروع به چرخیدن کرد، در بسته شد و ارور ناپدید شد.عمو رحمت لبخندی زد و گفت:— این بچه‌ ها، دیگه باهوش‌ تر از ما پیر ها شدن. انگار با وسایل خونه حرف می‌زنن!سارا گفت:— نه باباجون. فقط باید بلد باشی چی ازت می‌پرسن!و از آن روز، هر وقت در محله، کسی از لباسشویی ناراضی بود، همه می‌گفتند:— برو از عمو رحمت و نوه‌ اش کمک بگیر!</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Thu, 01 May 2025 09:53:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کابوس شوینده تقلبی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8%DB%8C-al45ca4y5oyl</link>
                <description>ناهید همیشه به تمیزی ظرف‌ هایش افتخار می‌ کرد. هر بار که مهمان داشت، لیوان‌ های شیشه‌ ای مثل بلور برق می‌ زدند و بشقاب‌ های سفیدش هیچ لکه‌ ای نداشتند.چند وقت پیش، هنگام خرید هفتگی، مردی با صدای بلند در فروشگاه تبلیغ یک شوینده جدید را می‌کرد.کیفیت عالی! نصف قیمت! همین امروز امتحان کنید!ناهید وسوسه شد. بطری بزرگ و برچسب‌ های رنگارنگ شوینده، درست مثل برند معروفی بود که همیشه استفاده می‌ کرد، اما قیمتش باورکردنی نبود.شب، بعد از شام، ناهید شوینده جدید را داخل ماشین ظرفشویی ریخت. بوی تندی آشپزخانه را پر کرد، ولی او اهمیتی نداد. وقتی چرخه‌ شستشو تمام شد و در ماشین را باز کرد، کابوس واقعی شروع شد.روی همه‌ ظرف‌ ها، لایه‌ ای چسبناک نشسته بود. لیوان‌ های شفافش مه‌ آلود شده بودند و ظرف‌ های سفالی لکه‌ های سفید بدشکلی داشتند. از همه بدتر، دستانش که برای تمیز کردن ظرف‌ ها وارد ماشین شده بود، شروع به خارش کرد.فردا صبح، با ظرف‌ هایی در دست و عصبانیت در دل، به فروشگاهی که شوینده را خریده بود برگشت. اما خبری از آن مرد نبود. تنها یک کاغذ روی دیوار چسبیده بود. با احتیاط خرید کنید، کالای تقلبی بدون ضمانت است.ناهید آن روز فهمید که همیشه ارزان‌ تر بودن، به قیمت بیشتر تمام می‌ شود.</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Wed, 30 Apr 2025 08:41:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان خنک شدن دوباره یخچالم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%86%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D8%AE%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%85-vc9uoltmpwoi</link>
                <description>یه چند وقته حس کردم غذاهای داخل یخچال خراب میشه، آب سردکن، آب ولرم تحویلم میده. احتمالا، درشو زیاد باز و بسته کردم یا لاستیک دور درش فرسوده شده. اما نه، انگار گازش کم شده.یخچال بدون گاز میدونی شبیه چیه؟ شبیه ماشین بدون بنزینه. زور میزنه ولی جلو میره.هی موتور یخچال کار می کرد و صداش کلافمون کرده بود، ولی خبری از خنکی نبود. بعد از بررسی تکنسین، معلوم شد که نیاز فوری به شارژ گاز داره. خلاصه بعد از چند ساعت، با یه کپسول گاز مخصوص اومد. خیلی حرفه ای یخچالمو شارژ کرد و فشارشم تنظیم کرد. آخرشم، مطمئن شد، دستگاه نشتی نداره.یه خورده طول کشید، ولی بعدش معجزه شد. یخچال دوباره جون گرفت. آب سردکن، آب یخ تحویلمون داد. غذا ها، دیگه سالم میموندن. انگار یخچال، از نو ساخته شده بود. حالا از تجربه من استفاده کن. اگر یخچالت خنکیش افت کرده یا هی موتورش بی خودی کار میکنه و بعدش خاموش نمیشه، شک نکن گازش کم شده!</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Sun, 27 Apr 2025 10:06:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز آرامش یک ماشین لباسشویی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-qvtad5v1vwzr</link>
                <description>توی یه کارخونه‌ بزرگ، ماشین لباسشویی تازه‌ ای به نام فیفی ساخته شد. فیفی آرزو داشت روزی بهترین ماشین لباسشویی دنیا بشه.وقتی به خونه‌ جدیدش رسید، با ذوق شروع به کار کرد. اما چون خوب تراز نشده بود، هر بار که می‌چرخید، می‌ افتاد به لرزش و سر و صدا.صاحبش فکر کرد فیفی خراب شده، اما یه تکنسین باهوش فهمید مشکل فقط یه چیز سادس: تراز نبودن!بعد از چند دقیقه تنظیم پایه‌ ها، فیفی آروم شد و فهمید که برای قهرمان شدن، باید همیشه محکم و صاف روی زمین وایسه.نشانه‌ های تراز نبودن ماشین لباسشویی:1- لباس ها خوب شسته نمیشن2- ماشین لباسشویی تکون میخوره3- زمان شستشو و آبگیری، لباسشویی شدیدا میلرزه4- موقع کارکردن، صدای کوبیده شدن میدهدلایل تراز نبودن ماشین لباسشویی:1- نصب و راه اندازی اشتباه2- بار نامتعادل لباس ها3- عدم تنظیم صحیح پایه های ماشین لباسشویی4- فرسودگی کمک فنر ها</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Sat, 26 Apr 2025 13:23:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مایکروفر دوست‌داشتنی، ظرف مناسب هم می‌خواد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-j1kmnsgn9gy6</link>
                <description>استفاده از ظرف مناسب برای مایکروفر، باعث حفظ سلامت غذا و ایمنی دستگاه میشه.قراردهی بعضی ظرف ها داخل مایکرو، ممنوعه. چرا که این کار، باعث آسیب به دستگاه، ایجاد جرقه، سوختن غذا یا آتش سوزی میشه.ظرف های مخصوص مایکروفر، علامت مخصوص این دستگاهو دارن. این علامت، به شکل یک مایکروفر کوچک یا چند خط موج دار افقیه. ظرف های شیشه به ویژه پیرکس ها، مقاوم به حرارت هستن و جز امن ترین ظرف ها به شمار میرن.استفاده از چه ظرف هایی داخل مایکرو، ممنوعه؟ظرف فلزی و استیلاستایروفومظرف کاغذی و مقواییظرف لبه نقره ای و طلاییظروف سفالیظرف آلومینیومیظرف های روحی</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Wed, 23 Apr 2025 09:46:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قاتل پنهان وسایل برقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80004736/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%82%DB%8C-wzvdcqitjtyb</link>
                <description>یکی از خرابی های رایج وسایل برقی، سوختن برد الکترونیکیه.اصلی ترین دلیل این مشکل، نوسان برقه. برای جلوگیری از بروز این مشکل، استفاده از استابلایزر و محافظ برق، بهترین راهه.</description>
                <category>zahraaaaa</category>
                <author>zahraaaaa</author>
                <pubDate>Tue, 22 Apr 2025 09:53:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>