<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهه دوست حسینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_80539767</link>
        <description>الهه دوست حسینی هستم . مدرس رشدِ فردی .
هدف من این است ؛ به کسانی که دوست دارند از درون تغییر کنند و به آرامش درونی برسند کمک کنم چون با تقویتِ افکارِ ذهنی می‌توانید دنیای بیرونِ خود را بهبود ببخشید .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3401432/avatar/RCkBls.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهه دوست حسینی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_80539767</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه روز خود را پر انرژی شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-g2k4txg1lqcv</link>
                <description>سحر خیزی و آغاز روز برای بسیاری از ما زمان دشواری است. تازه از خواب بیدار شده ایم و کمی زمان نیاز است تا سر حال بیاییم و بتوانیم روند فعالیت های روزمره را از سر بگیریم. محققان برای مقابله با این موضوع، پیشنهاد می کنند داشتن برنامه ی صبحگاهی منظم ضروری است.11 توصیه برای داشتن بهترین برنامه صبحگاهیاگر می خواهید برنامه ی صبحگاهی برای خود طرح ریزی کنید، پیشنهاد می کنم فعلا کارهایی ساده و معمولی را در برنامه ی خود بگنجانید؛ که انجام دادنشان چندان دشوار نباشد. با توجه به خاصیت ذهن، به مرور که به انجام این کارهای ساده تر عادت کردید؛ می توانید پی گیر فعالیت های دیگر شوید.پیاده روی تند، دوش گرفتن و چند دقیقه مراقبه و شکرگزاری برای شروع کار بی نظیر است.در ادامه با 11 توصیه ی طلایی آشنا خواهید شد...1. خوب بخوابیداگر از شب قبل خوب نخوابیده باشید، صبح کار سخت تری برای داشتن روتین روزانه خواهید داشت. بهتر است کار را با ایجاد برنامه ای مشخص و موثر برای خوابیدن شروع کنید؛ برای خوابیدن خواب خوب باید چندین مسئله را رعایت کنید.اتاق خواب تهویه ی خوبی داشته باشدسعی کنید اگر عادت به خواب ظهر دارید؛ آن را در حد یک چرت زدن کوتاه کاهش دهیدهر شب راس ساعت مشخص به تختخواب برویداتاقی که در آن می خوابید کاملا تاریک و ساکت باشد و ......خواب کافی، اگر با کیفیت و عمیق باشد؛ شدت علائم اختلال های روانی مثل اضطراب و روان پریشی را کاهش می دهد.از سوی دیگر، خواب بیش از حد یا بی خوابی علائم را تشدید می کند2. از شب قبل همه چیز را آماده کنیدکار دیگری که باعث می شود بهتر از خواب بیدار شوید و دچار استرس در اول صبح نشوید؛ فراهم کردن تمام آنچه نیاز دارید از شب قبل است. صبحانه را از قبل آماده کنید؛ لباس هایتان همین طور، کلید را در جایی جلوی چشم بگذارید و کارهایی که خودتان صلاح می دانید؛ از شب قبل آماده کنید که صبح لازم نباشد دنبال چیزی بگردید. با برنامه ریزی شب قبل برای صبح، همه چیز با نظم خاصی پیش می رود و مطمئن باشید در شاد بودن روحیه ی شما هم تاثیر بسزایی دارد.3. آفتاب بگیریدصبح وقتی بیدار می شوید اگر در معرض نور قرار بگیرید؛ روحیه ی شاداب تری دارید و زودتر سرحال خواهید آمد. اگر به نور طبیعی دسترسی ندارید؛ چراغ روشن کنید.نقش و اهمیت نور کافی صبح هنگام را دست کم نگیرید4. تخت خوابتان را مرتب کنیدوقتی روزتان را با نظم دادن و مرتب کردن شروع می کنید اعتماد به نفس بیشتری می یابید و احتمال آنکه در ادامه ی روز هم به این روند پایبند باشید، بیشتر خواهد شد. هنوز دقیقا مشخص نیست؛ کسانی که خوشحال تر و با انرژی ترند به مرتب کردن تخت خواب میل نشان می دهند یا آنکه مرتب کردن تخت خواب در درجه ی اول باعث خوشحالی و ثبات این احساس در آن ها می شود. اما به هر حال اثرات مثبت آن برای پیدا کردن ذهنیت مثبت تر، بر کسی پوشیده نیست.5. آب کافی بنوشیدطبیعی است که بعد از چندین ساعت خواب شبانه، بدن در صبح هنگام آب کافی در اختیار نخواهد داشت. بخشی از انرژی بدن متکی به آب موجود در آن است. نوشیدن آب کافی برای کاهش شدت خستگی و کلافگی موثر است.خوردن پروتئین مثل تخم مرغ در وعده ی صبحانه بسیار مفید است. سعی کنید بجای مصرف کربوهیدرات و مواد شیرین در صبح، از تخم مرغ، آجیل، ماست، نان و پنیر و گردو استفاده کنید.6. شکرگزار باشیدقدر شناسی و شکرگزار بودن ویژگی مهمی است که پاداش های بی نظیر و بسیاری  برای دارنده ی آن خواهد داشت. بر سر در کائنات نوشته شده است از نا شکرها و ناسپاس ها بگیرید و به شکرگزارها بدهید.احساس خوشحالی و خوشنودی بیشتر، پیشرفت در روابط و بهتر شدن احساسی که به خود دارید؛ همگی از نتایج مستقیم قدرشناسی اند. برای آن که خود را به شکرگزاری تمرین دهید؛ هر روز صبح سه چیز را که به خاطر داشتنشان قدردان خداوند و زندگی هستید جایی مکتوب کنید و در تمام طول روز آن را در ذهن خود مرور کنید. مطمئنا با این کار انرژی زیادی را در طول روز تجربه خواهید کرد.7. برای خودتان انگیزه ایجاد کنیدایجاد انگیزه برای بیرون آمدن از تخت خواب نقش بسزایی دارد. اگر چیزی نباشد که به خاطر آن حاضر به بیدارشدن باشید، مطمئنا کار دشواری برای بلند شدن پیش رو خواهید داشت. پیشنهاد می کنم یکی از کارهای مورد علاقه تان را در برنامه ی صبحگاهی بگنجانید.8. اول صبح سراغ گوشی نرویداستفاده ی درست و بجا از فناوری آن را به ابزاری برای تقویت روحیه تبدیل خواهد کرد. متاسفانه چک کردن گوشی هنگام بیدار شدن از خواب، برای بیشتر ما رفتاری غیر ارادی است که بجای تقویت روحیه و دادن انرژی مثبت، به فرسودگی ذهنی کمک می کند. استفاده ی نامناسب از موبایل، طبق نتایج برخی پژوهش ها، علائم افسردگی و اضطراب را تشدید می کند.پیگیری اخبار و اتفاقات منفی در ساعات اولیه  صبح چندان خوشایند نیست. انجام این کار باعث نگرانی و افت روحیه می شود؛ افت روحیه برابر است با نداشتن انرژی در طول روز...9. مراقبه کنیدمراقبه یا مدیتیشن، فعالیتی فوق العاده سودمند برای سلامت روح و روان است. با 10 تا 15 دقیقه مراقبه ی صبحگاهی، می توانید همان قدر از استرس کم کنید که با رفتن به گردش در تعطیلات این کار را می کنید.پیشنهاد می کنم حتما جایی در برنامه ی صبحگاهی برای مراقبه کنار بگذارید. صبح ها 5 تا 15 دقیقه را صرف انجام این کار کنید. راهی ساده برای مراقبه این است که جایی ساکت بنشینید، چشمانتان را ببندید و روی لحظه و تنفستان تمرکز کنید.بهبود وضعیت افسردگی و کاهش استرس و اضطراب و حتی درد از دیگر نتایج ثابت شده ی مراقبه هستند10. فهرست کارهای روز را بنویسیدکارهای مهمی را که در طول روز باید انجام دهید؛ همان اول صبح، جایی برای خودتان یادداشت کنید. ببینید انجام کدام کارها واجب تر است و انجام کدام کارها را می توان به تعویق انداخت. این طور بهتر می توانید زمانتان را مدیریت کنید و به کارها و فعالیت هایتان نظم بهتری بدهید. انجام این کار به شما کمک می کند؛ وظایفتان را فراموش نکنید و چیزی از قلم نیفتد.برای یادداشت و اهداف روزانه، بهتر است کار را با نوشتن مهم ترین اهداف و وظایف شروع کنید. توضیحات باید کوتاه و واقع بینانه باشند. وظایف کم اهمیت تر را که نقش چندانی در رسیدن به اهدافتان ندارند؛ کنار بگذارید.11. ورزش کنیداگر خیلی مشغله دارید و کمتر برای ورزش کردن فرصت می یابید؛ پیشنهاد می کنم ورزش را صبح اول وقت انجام دهید. ورزش کردن نقش بسیار مهمی در داشتن انرژی و کم کردن استرس دارد. البته نباید حتما به باشگاه بروید و فعالیت سنگین داشته باشید؛ پیاده روی، دویدن آهسته و انجام چند حرکت کششی ساده برای مدت مشخص، برای شماکافی خواهد بود.ورزش کردن سبب ترشح هورمون اندورفین در بدن می شود. اندورفین مسکنی طبیعی است که سبب کاهش اضطراب و استرس می شود. آرامش و انرژی که از ورزش کردن نصیبتان می شود بسیار در طول روز به شما کمک خواهد کرد.وقتی انجام کارهای خوب برایتان تبدیل به عادت شد؛ دیگر نباید با خودتان برای بیرون آمدن از تختخواب کلنجار بروید و در آخر هم حوصله نکنید. عادت شدن این فعالیت ها به شما کمک می کند؛ هر روز صبح به صورت ناخودآگاه، به سراغ انجامشان بروید. چون حالا دیگر می دانید؛ مثلا راس ساعتی مشخص مدتی را صرف انجام فعالیتی به خصوص خواهید کرد. همچنین می دانید برای حفظ سلامت روح و روانتان باید به برنامه ای که ریخته اید پایبند بمانید. با همین قدم های کوچک می توانید آینده ی بهتری پیش رویتان متصور شوید.در ضمن اگر نتوانستید به هر دلیلی یک روز به برنامه ای که ریخته اید؛ متعهد بمانید ایرادی ندارد. مهم آن است که دوباره ذهنیت مثبت لازم، برای پیگیری کارها را در خود ایجاد کنید و در بلند مدت، به برنامه ی صبحگاهیتان متعهد بمانید.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2024 10:49:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت افسردگی بعد از تعطیلات چیست؟ چند راهکار برای جلوگیری از آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-gomz9582liis</link>
                <description>شنبه، 14 فروردین و اول مهر، روزهای آشنایی برای ما ایرانی ها هستند. همان روزهایی که هیچ کس دوست ندارد سر برسند! البته نه فقط ما ایرانی ها، تقریبا همه ی افراد در کشورهای مختلف جهان، از روز اول هفته، آغاز سال تحصیلی و پایان ایام تعطیلات می نالند! مشکل اصلی این روزها نیستند بلکه، مشکل افسردگی بعد از تعطیلات است که به دلیل بازگشت سریع به روال عادی زندگی به سراغ عادی ما می آید.فرقی نمی کند تعطیلات به اندازه ی تعطیلات آخر هفته کوتاه باشد یا مانند تعطیلات نوروز و تعطیلات تابستان، هفته ها و ماه ها طول بکشد؛ باز هم پس از پایان تعطیلات، حس غم و اندوه خواهید داشت. مخصوصا اگر مسافرت رفته باشید؛ هنوز چمدان را باز نکرده احساس می کنید محیط خانه سنگین است و حس و حال هیچ کاری را ندارید.افسردگی بعد از تعطیلات کاملا طبیعی است؛ یعنی فکر نکنید احساسی غیر عادی است که فقط برای شما اتفاق می افتد و حتما مشکلی دارید که این طور است. با این حال اگر به علت های ایجاد این احساس، خوب توجه کنید؛ می توانید خیلی زود از آن رها شوید و شاید زندگی کاملا جدیدی برای خودتان دست و پا کنید.دلیل افسردگی بعد از تعطیلات چیست؟به طور کلی تعطیلات برای سلامت روح و روان ما مفید است. در تعطیلات است که ما فرصت می کنیم؛ فعالیت هایی را انجام بدهیم که در روزهای عادی شرایطش را نداریم. جاهایی برویم که قبلا نرفته ایم یا دوست داریم دوباره برویم. تعطیلات فرصتی است که بتوانیم خودمان را پیدا کنیم و دنیای اطرافمان را کشف کنیم. ما در روال عادی روزمرگی، هرگز به آن ها توجه نمی کنیم. البته قرار نیست تعطیلات هزینه ی بیشتر از درآمدمان روی دست ما بگذارد و یا خیلی طولانی باشد. فقط باید به ذهن و بدنمان که نیاز به استراحت دارند و باید کمتر درگیر مشغله های روزانه باشند؛ برسیم.پژوهشی طولانی مدت روی زنان شاغل نشان داد 10 روز مرخصی با حقوق می تواند تا 29 درصد خطر افسردگی را در آنها کاهش دهد. تحقیقات گوناگون نشان داده اند تعطیلات استرس را کاهش می دهند و روحیه انسان را تقویت می کند.با این حال چیزی که شگفت آور است و پژوهشگران را به حیرت وا داشته استاین است که، چرا این همه شادی و خوشحالی که در تعطیلات به ما دست می دهد؛ دوام ندارد و زمانی که تعطیلات به پایان می رسند؛ در عرض چند روز، همان سطح اولیه ی خوشحالی که از قبل داشتیم بر می گردد. اگر قرار است پس از آن که روال عادی زندگی را که از سر می گیریم و همه ی آن حس خوب و روحیه ی بالا از بین برود؛ پس تعطیلات به چه کار ما می آید؟ و هدر دادن وقت و پول نیست؟نه نیست! پژوهشگران می گویند این سوال مانند این است که بگوییم؛ چرا باید بخوابیم وقتی دوباره خسته می شویم. یا چرا زندگی می کنیم وقتی قرار است بمیریم. بنابراین ما باید بتوانیم این حس ناخوشایند را که بعد از تعطیلات به سراغمان می آید؛ کنترل کنیم.چطور از افسردگی بعد از تعطیلات جلوگیری کنیم؟معمولا ناراحتی بعد از تعطیلات یک روزه یا آخر هفته ها، به دلیل تکرار در فواصل کوتاه( چون هر هفته این تعطیلات را داریم) چندان دوام ندارد و به غم شدید و افسردگی تبدیل نمی شود. بیشترین موارد افسردگی بعد از تعطیلات، مربوط به چند روز می باشد. مخصوصا اگر مسافرتی هم در کار باشد شرایط بدتر است. برای مقابله با این مشکل، یک سری مواردی هستند که از بروز این حس جلوگیری می کنند و در واقع، نوعی اقدامات پیشگیرانه محسوب می شوند.1. قبل از شروع تعطیلات خانه را مرتب کنیدقبل از شروع تعطیلات مخصوصا وقتی که سفر می روید، چون خوشحالید و ذوق دارید، با خودتان فکر می کنید &quot; بعد از اینکه برگشتم مرتبشون می کنم&quot; این جمله اشتباه است! همیشه بهتر است از قبل،این کار را انجام دهید؛ تا بعد از اینکه برگشتید وحشت زده نشوید. هم از این بابت که خسته اید و مسلما نیاز به استراحت دارید و هم اینکه بعد از چند روز خوش گذرانی و دور ماندن از محیط خانه، مواجه شدن با محیطی ریخت و پاش مسلما حالتان را می گیرد. باید کاری کنید که زمانی که وارد خانه می شوید حس خوبی داشته باشید.به طور کلی، هیچ چیز بیشتر از محیطی شلوغ و به هم ریخته آدم را افسرده نمی کند.اگر دقت کرده باشید؛ بعضی مواقع نمی دانید که چرا حال روحیتان خوب نیست ولی شاید ممکن است دور و برتان بهم ریخته باشد و شما متوجه این نباشید.2. از یک روز تا یک هفته به خودتان فرصت بدهیدبالاخره تعطیلات تمام می شود. بنابراین برای بازگشت به روال عادی زندگی باید زمان کافی به خودتان اختصاص بدهید. به یک باره در زندگی روزمره شیرجه نزنید. با این کار، افسردگی زودتر از آنچه باید می آید و دیرتر از آنچه باید می رود. بعد از بازگشت کارهای زیادی است که باید انجام دهید و اگر وقتی برای آن تعیین نکرده باشید، کارهایی مانند شغل و یا تحصیلتان، روی هم انبار می شوند و به شما استرس وارد می کنند.اگر به سفر رفته اید،  طوری برنامه ریزی کنید که یک روز زودتر برگردید و به دقیقه ی 90 موکول نکنید. این یک روز را برای کارهای غیر منتظره ای که در نبود شما پیش آمده است یا کارهایی مانند خرید برای خانه، باز کردن چمدان، قرار دادن وسایل سر جایشان و لباس هایی که باید شسته شوند؛ اختصاص دهید. اگر دو هفته و یا بیش تر از خانه دور بوده اید؛ یک هفته به خودتان زمان بدهید. در این مدت کارها را با روندی آهسته پیش ببرید تا به روال عادی بر گردید.3. برای بعد از تعطیلات برنامه ای بریزید تا مشتاق بازگشت باشیدبرای بعد از بازگشت از سفر برنامه ای داشته باشید که حس خوبی را که در سفر تجربه کردید؛ ادامه یابد. برای مثال، قرار ملاقاتی با یک دوست، یا کسی که خیلی دوسش دارید را به منزلتان دعوت کنید و یا با خانواده برنامه ای برای ناهار بیرون از خانه را بچینید. این سرگرمی ها به شما یادآوری می کند که قرار نیست اگر تعطیلات تمام شده است؛ سرگرمی و استراحت هم به پایان برسد.4. خاطرات سفر یا تعطیلات را ثبت و سامان دهی کنیدخاطرات خوب باید ثبت شوند، وگرنه محو خواهند شد. زیرا هیچ حافظه ای به اندازه ی قلم ماندگار نیست. می توانید خاطرات خود را در دفترچه ای ثبت کنید و یا با گرفتن عکس آن ها را برای همیشه داشته باشید. ثبت خاطرات خوب باعث آرامش خاطر شما می شود و حس شادی را تقویت می کند و برای روحیه تان عالی است.5. در تعطیلات زمان هایی را برای آرامش صرف کنیدبسیاری از ما در تعطیلات، یک دقیقه هم آرام نمی گیریم و دوست داریم حداکثر استفاده را از زمان ببریم. با این حال حتما باید زمانی را به آرامش و ریلکس کردن اختصاص بدهیم. سعی کنید در تعطیلات و مخصوصا اگر در سفر هستید؛ حتما گاهی به جاهای دنج سر بزنید و یا مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید. چشم هایتان را ببندید و چند نفس عمیق داشته باشید؛ این کار باعث می شود حس و حال خوبتان را برای مدت طولانی تری حفظ کنید.6. سبک زندگی تان را اصلاح کنیدبسیاری از ما عادت داریم در تعطیلات کمی افراط کنیم؛ و یک سری از عادات رژیم غذایی مان را موقتا کنار بگذاریم و پرخوری کنیم. از همه بدتر تنظیم خواب ما به هم می خورد. شب نشینی ها و دور همی هایی که تا دیر وقت طول می کشند؛ روال خوابمان را تغییر می دهند؛ همه ی این ها باعث افسردگی بعد از تعطیلات می شوند.برای اینکه از لحظ جسمی و روحی بهتر شوید؛ تلاش کنید دوباره به سبک غذایی خود برگردید؛ مقدار زیادی آب بنوشید و دوباره روال و روتین خوبتان را از سر بگیرید.7. بیشتر به طبیعت برویدتحقیقات نشان داده اند؛ بیشتر افراد 90 درصد از کل عمر خود را در داخل ساختمان ها می گذرانند. وقتی زمانی هر چند کوتاه را در طبیعت سپری می کنیم؛ روحیه ی بهتری داریم؛ سطح استرس کاهش می یابد؛ بهتر می خوابیم و سلامت جسمی ما تقویت می شود.8. ارتباط محیط خانه را با فضای بیرون بیشتر کنیدبسیاری از مزایای طبیعت برای سلامتی، از طریق حواس پنج گانه به ما می رسند. پژوهشگران دریافتند که افراد با دیدن، شنیدن و بوییدن و حتی چشیدن عناصر طبیعی، مزایای آن ها را به دست می آورند.پنجره ها را باز کنید و به صدای پرندگان گوش دهید. گل های طبیعی در گلدان بگذارید و یا اگر امکانات دارید حتما باغچه در حیاط داشته باشید و گیاه بکارید. در آپارتمان هم می توان گیاه های زیادی در گلدان کاشت. این کارها فضای خانه را جذاب تر و شما را سرزنده تر می کند.محل زندگی تان را تمیز و مرتب نگه دارید؛ زیرا حس بد به هم ریختگی روحیه تان را تحت تاثیر قرار می دهد. نگران نباشید؛ اصلا قرار نیست کار خاصی انجام دهید و یا خانه تکانی کنید. تغییراتی بسیار کوچک ایجاد کنید که به هم ریختگی محیط از بین برود.9. فعالیت جدیدی را در روال روزانه تان قرار دهیدیکی از دلایل مهم افسردگی بعد از تعطیلات، بازگشت به روال روزمرگی است. چون همه چیز و تمام کارها تکراری اند. شما زمانی را در تعطیلات و سفر بوده اید؛ و بعد از بازگشت، این سبک زندگی به یکباره متوقف شده است. حداقل یک تغییر کوچک در این روال می تواند حس افسردگی را از شما دور کند. داشتن هدف و ایکیگای به شما کمک می کند که حس پوچی و افسردگی در شما کاهش یابد.10. سپاسگزاری و مراقبه را تمرین کنیدتعطیلات فرصت مناسبی برای تمرکز روی سپاسگزاری و تمرین افکار مثبت است که می تواند به ما در انتقال احساسات و بهبود رفتارمان کمک کند. این کار به همان اندازه که کمکمان می کند از واقعیت های روزمره دور شویم؛ همان قدر هم بهمان فرصت می دهد؛ درباره ی زندگی مان تامل کنیم و قدر دان فرصت هایی که داریم؛ باشیم.11. درباره ی تعطیلات و سفرهای آینده تحقیق کنیدخواه تعطیلات کوتاه مدت داشته اید و یا بلند مدت، خواه در خانه مانده اید و یا به سفر رفته اید، پس از پایان تعطیلات، در زمان های بیکاری درباره ی تعطیلات و یا سفر بعدی تحقیق کنید. این کار باعث می شود حس خوبی داشته باشید و افسردگی تان را کاهش می دهد. اصلا به حساب بانکی خالی و یا هزار اما و اگر، فکر نکنید و اجازه ندهید این افکار شما را دل سرد کنند. با این کار حالتان بهتر می شود و چیزی هم از دست نداده اید؛ بلکه دانشتان را نسبت به جهان افزایش داده اید.اگر افسردگی بعد از تعطیلات طولانی شد چه کنیم؟اگر روزها گذشته است و هنوز حس افسردگی و بی حالی در شما ادامه دارد؛ بهتر است با درمانگر صحبت کنید . این یه شما کمک می کند که در عرض چند روز دوباره خود را با شرایط وفق دهید؛ اما گاهی ممکن است درمانگر متوجه شود که این احساسات در نتیجه ی مشکلی بزرگ تر مانند، نارضایتی از شغل و یا فشاری که از جانب مسئولیت های زندگی حس می کنید ایجاد شده اند و افسردگی بعد از تعطیلات، به بروز آن ها کمک کرده است.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2024 08:59:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ان ال پی (NLP)چیست و چه کاربردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C-nlp%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-udxdb9q6au6x</link>
                <description>ان ال پی NLP چیست و چه کاربردی دارد؟ چگونه با استفاده از تکنیک های NLP عادت های مثبت در زندگی ایجاد کنیم؟  چگونه رسالت شخصی خود را با استفاده از NLP کشف کنیم؟چگونه با روش ان ال پی می توانیم به ضمیر ناخودآگاه دسترسی پیدا کنیم؟ در ادامه به بررسی سوالات فوق خواهیم پرداخت.ان ال پی چیست؟اگر بخواهم به زبان ساده کاربرد روش NLP را شرح دهم باید به مثالی بپردازم. روزی پسرک از مادرش می پرسد: مادر دقیقا NLP چیست؟ مادر می گوید: قبل از اینکه بخواهم به این سوال تو پاسخ بدهم؛ از تو می خواهم بروی و از مادربزرگ خود بپرسی که وضعیت درد پا و مفاصلش چگونه است؟ هنگامی که کودک از مادربزرگ خود این سوال را می پرسد، مادربزرگ شروع می کند از نالیدن و مشکلات جسمی و درد پایش و .... سپس مادر از کودک می خواهد که دوباره به سراغ مادربزرگ برود و با این تفاوت که این دفعه در مورد خاطرات تولد خودت سوال بپرس.کودک این سوال را از مادربزرگش پرسید و متوجه شد که در این حالت خنده ای بر لب مادربزرگ نقش بست و شروع کرد به تعریف خاطرات خوب گذشته و درد پایش را فراموش کرد حتی چهره ی مادربزرگ با قبل تفاوت داشت. مادر رو به کودک کرد و گفت: NLP دقیقا همین کاری است که تو انجام دادی.هرگاه بتوانی با کلمات خود ذهن مخاطب را هدایت کنی و باعث تغییر احساسات او شوی؛ میتوانی بگویی که از روش NLP استفاده کرده ای...کاربرد روش NLP چیست؟نام دیگر این روش، &quot; ایجاد تغییرات سریع فردی &quot; است. بدین شکل که با استفاده از قدرت ضمیر ناخودآگاه، فرد را با ریشه ی بسیاری از مشکلات مواجه می کند و او می تواند برنامه ریزی ذهن خود را تغییر دهد. برنامه های ذهنی شامل؛ باورها، ارزش های فردی و عاداتی هستند که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته اند.کاربردهای علم ان ال پیکمرنگ کردن اثرات خاطرات بدیافتن ارزش های فردییافتن هدف و رسالت فردیتغییر  باورها و ارزش هاافزایش اعتماد به نفس و عزت نفسدرمان انواع فوبیاافزایش قدرت مذاکره و ارتباط موثررفع اضطراب و استرسرفع تعارض ذهنی و کنترل گفتگوهای ذهنیعلم ان ال پی به شما کمک می کند تا بتوانید از انسان های موفق الگوبرداری کنید و به نتایج مشابه برسید. یکی از قوانین ان ال پی می گوید: همه ی ما انسان ها دارای سیستم عصبی یکسان هستیم. تنها چیزی که ما را از یکدیگر متفاوت می کند؛ سیستم ذهنی ما است که شامل، باورها، ارزش های فردی و نحوه ی تصمیم گیری است.روش ان ال پی چیست؟روش ان ال پی یا برنامه ریزی عصبی کلامی (Neuro-linguistic programming) از سال 1975 توسط ریچارد بندلر و جان گریندر با هدف الگوبرداری از انسان های موفق، به دنیا معرفی شد. آن ها  با استفاده از تجارب درمانی نوابغ آن دوران به نام های پروفسور میلتون اریکسون، دکتر ویرجینیا ستیر و فریتز پرلز توانستند الگوهای درمانی فوق العاده ای را در زمینه ی درمان انواع بیماری های روان تنی و تغییر چارچوب های ذهنی انسان ها ایجاد کنند. در نهایت بندلر و گریندر عنوان برنامه ریزی عصبی کلامی را انتخاب کردند تا نقش ناخودآگاه و ذهن را به انسان ها متذکر شوند.برنامه ریزی عصبی کلامیاین روش را می توان انقلابی در زمینه ی روانشناسی و توسعه ی فردی دانست. جالب است بدانید در سال های اخیر، از تکنیک های ان ال پی در بازار یابی و ساخت تبلیغات تلویزیونی استفاده شده است.عصبی:  اولین عامل در ان ال پی، شناسایی سیستم عصبی و نحوه ی ساخت عادت های مثبت است. هنگامی که بتوانیم نحوه ی شکل گیری افکار و عادت ها را شناسایی کنیم؛ می توانیم برنامه ی جدیدی به ذهن القا کنیم. ما انسان ها ماشین های برنامه پذیری هستیم که بوسیله ی تکرار و تمرین یک رفتار جدید می توانیم آن را درک کنیم. در روش ان ال پی می آموزیم؛ چگونه بر ذهن خود مسلط شویم.هنگامی که افکار به ذهن ما می رسند، نورون ها یا سلول های عصبی را تحریک می کنند و اطلاعات از سلولی به سلول دیگر منتقل می شوند. در اثر تکرار یک کار یا مهارت، مسیر عصبی ضخیم شکل می گیرد و این باعث می شود که عادت جدید شکل بگیرد. هر چه سیستم عصبی ذهن ضخیم تر باشد؛ عادت در ما عمیق تر است. بنابراین در این روش، تاکید بر روی ساخت مسیرهای عصبی جدید است.کلامی:  همچنین به قدرت کلمات و نحوه ی استفاده از آن ها برای کنترل ذهن پی می بریم. هنگامی که شما خوشحال یا ناراحت هستید؛ حال درونی خود را با جملاتی بیان می کنید. این کار باعث می شود ضمیر ناخودآگاه تحت تاثیر قرار بگیرد.برنامه ریزی:  ذهن همه ی ما از کودکی به نوعی برنامه ریزی شده است و هر یک از ما دارای یک برنامه ی ذهنی هستیم. حال اگر این برنامه صحیح نباشد؛ باید آن را تغییر دهیم و سیستم عصبی جدیدی را در ذهن ایجاد کنیم.قوانین و پیش فرض های ان ال پیقانون اول: در ورای هر یک از رفتارهای ما یک نیت خیر و سازنده نهفته استیکی از قوانین اصلی ان ال پی، به نیت ضمیر ناخودآگاه می پردازد. بر طبق این قانون اگر بتوانیم؛ نیت خیر ذهن را در رفتار و عادات مختلف کشف کنیم؛ دیگر همانند گذشته از ترس، استرس و افسردگی فرار نمی کنیم زیرا می دانیم این بیماری ها، به ما نشان می دهند که جنبه ای از زندگی ما دچار اختلال شده است و نیاز به ترمیم و بازنگری دارد.قانون دوم: شکست وجود ندارد تنها نتایج فرق می کنندبسیاری از انسان ها توانایی مقابله با مشکلات را ندارند؛ به محض این که در راه هدف، شکست می خورند؛ ناامید می شوند و آن را کنار می گذارند و به منطقه امن ذهنی باز می گردند. با این تفاوت که انسان های موفق، هر شکست را یک تجربه در نظر می گیرند و از آن درس می گیرند. ظبق این قانون، هر یک از ما در زندگی باید شکست هایی را تجربه کنیم تا در آن زمینه به موفقیت های بزرگ برسیم. آنتونی رابینز در این مورد می گوید: هنگامی که کودکان راه رفتن را آغاز می کنند، با وجود اینکه بارها زمین می خورند؛ اما نا امید نمی شوند و به راه خود ادامه می دهند. اما در بزرگسالی دچار درماندگی می شوند و نمی توانند به رویاهای خود برسند.بنابراین به استقبال شکست های کوچک بروید تا برای شکست های بزرگ آماده شوید و بدانید ریسک های بزرگ در زندگی، ما را به موفقیت می رسانند. مخترعین بزرگ مانند، برادران رایت و ادیسون هیچ گاه از شکست ها نا امید نشدند و خود را برای ادامه ی راه آماده می کردند. اگر شما هم جزو افرادی هستید که با اولین شکست نا امید می شوید و با خود می گویید که من به درد این کار نمی خورم؛ باید در افکار خود تجدید نظر کنید.قانون سوم: همه ی انسان ها منابع لازم برای تغییر را دارنداگر فکر می کنید که انسان های موفق و ثروتمند دارای استعداد عجیبی هستند؛ یا بسیار خوش شانس هستند؛ این قانون به شما نشان می دهد که شما هم منابع و توانایی های کافی برای تغییر را دارید؛ فقط کافیست آن ها را کشف کنید و در زندگی به کار گیرید.یکی از قوانین اصلی ان ال پی این است که &quot;اگر کسی توانسته است کاری را انجام دهد شما هم می توانید&quot;کافیست یک فرد را به عنوان الگو انتخاب کنید و بر اساس توانمندی های درونی خود، استراتژی های او را پیاده سازی کنید تا به نتایج مشابه دست یابید.چگونه به کمک ان ال پی به اهداف خود برسیماگر داستان &quot; آلیس در سرزمین عجایب &quot; را به خاطر داشته باشید؛ در قسمتی از فیلم هنگامی که آلیس به نگهبان رسید، از او سوال کرد: از کدام قسمت بروم؟ نگهبان گفت: به کجا می خواهی بروی؟ آلیس گفت: نمی دانم. در این لحظه نگهبان به او پاسخ داد؛ پس فرقی ندارد از کدام راه بروی.....این داستان به ما نشان می دهد که چگونه رسالت خود را در زندگی پیدا کنیم و بر اساس آن به سمت اهداف پیش برویم. در روش ان ال پی به کشف رسالت درونی می پردازیم و با استفاده از تمرینات مختلف، معنای زندگی را می یابیم.برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاهیکی دیگر از کارهایی که در ان ال پی به آن اشاره می شود؛ مهندسی ذهن و تغییر سبک زندگی است. برای این کار ابتدا باید ببینیم برنامه ی ذهنی فرد چه چیزی است. این برنامه شامل باورها، ارزش های فردی و دیدگاه فرد نسبت به دنیا و .... می باشد. تمامی این اتفاقات در سطح ناخودآگاه فرد اتفاق می افتد. بنابراین باید تمرین های ذهنی انجام شود تا فرد بتواند به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی داشته باشد.ضمیر ناخودآگاه نیاز به تمرکز و تکرار داردضمیر ناخودآگاه بیش از 90 درصد اعمال و رفتار ما را کنترل می کند. اما برخی از این رفتارها، ناخواسته شکل گرفته اند و در اثر تکرار تبدیل به عادت شده اند. حال باید در سطح خودآگاه آن ها را شناسایی کنیم و یک رفتار جایگزین را به ذهن معرفی کنیم.فرض کنید قصد دارید عادت سحرخیزی را در خود ایجاد کنید. ابتدا باید به عادت های غلط خود اشراف پیدا کنید. سپس در ذهن خود، برنامه و تصاویر جدیدی را ایجاد کنید و از طریق اهرم رنج و لذت، به شکل دهی رفتار جدید بپردازید. سوالات زیر را ازخود بپرسید تا بیشترین اثرگذاری را روی ضمیر ناخودآگاه داشته باشید.1. اگر سحرخیزی را در عادت های روزانه قرار ندهم؛ به چه رنجی در آینده دچار خواهم شد؟2. اگر عادت سحرخیزی را در خود ایجاد کنم؛ به چه لذتی در آینده خواهم رسید؟3. موانع ذهنی من در ساخت عادت جدید(سحرخیزی) چیست؟4. چگونه با منابع و توانایی های درونی می توانم این عادت مثبت را در خودم ایجاد کنم؟این سوالات باعث می شوند؛ ضمیر ناخودآگاه شما بر روی اهداف متمرکز شود و تمام توجه خود را روی آن قرار دهد. در روزهای آینده و با برداشتن موانع ذهنی وتغییر سبک ذهنی خود، خواهید دید در بیدار شدن صبح زود، کمترین مقاومت ذهنی را دارید؛ زیرا ناخودآگاه در مقابل پرسش درست، پاسخ درست به ما ارائه می دهد. پس از اینکه به مدت 21 روز به صورت خودآگاه بر روی عادت جدید متمرکز شدید؛ ضمیر ناخودآگاه یک مسیر عصبی جدید، به این رفتار اختصاص می دهد و اگر بتوانید آن را به خوبی و به مدت 66 روز تکرار کنید؛ مسیر عصبی جدید شکل گرفته در ذهن ضخیم می شود و این رفتار به صورت ناخودآگاه تبدیل به عادت می شود و نتایج بی نظیری را به همراه خواهد داشت.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Oct 2024 20:59:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضمیرناخودآگاه چیست و چه کاربردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%B6%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-yhfgsyajh3k3</link>
                <description>ضمیر ناخودآگاه چیست و چه کاربردی دارد؟ چگونه می توان از تمام ظرفیت مغز استفاده کرد؟ چگونه بر بخش ناخودآگاه ذهن تسلط پیدا کنیم و آن را پاکسازی کنیم؟ چگونه مار درون مان را فعال کنیم؟ این ها سوالاتی است که در ذهن ما شکل می گیرد. زیرا بسیاری از ما از قدرت ذهن و ضمیر ناخودآگاه اطلاعی نداریم. در این مقاله به این سوالات پاسخ می دهیم.ضمیر ناخودآگاه چیست؟ضمیر ناخودآگاه subconscious بخشی از ذهن ماست که اعمال حیاتی و بسیاری از افکار و احساسات ما را در بر می گیرد. این بخش از ذهن ما دکمه ی توقف ندارد و حتی در خواب نیز بر روی نحوه ی زندگی ما نظارت دارد. به کمک این بخش ذهنی می توان به قدرت تجسم، الهامات و شهود دست یافت و با استفاده از حس ششم یا چشم سوم می توان به یک ابر انسان تبدیل شد.به طور کلی مغز ما از دو نیمکره ی چپ و راست تشکیل شده است. در سمت چپ مغز اعمالی چون محاسبات، منطق، درک علوم، بخاطر سپاری اعداد، تصمیم سازی و .... انجام می شود. در قسمت نیمکره ی راست مغز اعمالی چون شهود، هنر، الهامات، احساسات و .... رخ می دهد. بنابراین جایگاه فرضی ضمیر خودآگاه، در نیمکره ی چپ و جایگاه ضمیر ناخودآگاه در نیمکره ی راست قرار دارد.اگر بخواهیم به طور ساده درباره ی ضمیر ناخودآگاه بگوییم؛ باید به سیستم هوشمند بدن بپردازیم. ما دارای دو مدیر اجرایی در ذهن هستیم که با نام ضمیر خودآگاه ( بخش هوشیار) و ضمیر ناخودآگاه ( بخش ناهوشیار) شناخته می شوند. اعمال ارادی مانند حرکت کردن، نشست و برخاست و ... به عهده ی ضمیر خودآگاه می باشد. اعمال حیاتی بدن مانند تنظیم ضربان قلب، تنفس، سیستم گردش خون و ... نیز بر عهده ی ضمیر ناخودآگاه است.اگر قرار باشد من خودکار را از روی زمین بردارم تصمیم گرفتن برداشتن خودکار به عهده ی ضمیر خودآگاه است اما این که با کدام دستم خودکار را بردارم؛ بر عهده ی ضمیر ناخودآگاه است. ضمیر ناخودآگاه بر اساس عادت ها و سیستم برنامه ریزی ذهن، عمل می کند و بیش از 90 درصد اعمال روزانه ی ما، مانند افکار، باور ها ، عادت ها، تصمیم گیری ها و..... را انجام می دهد و به عنوان یک مدیر اجرایی قدرتمند، به نحوه ی زندگی ما نظارت می کند.اگر بخواهیم قدرت ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه را در نظر بگیریم مثال فیل و فیلبان را می توانیم بزنیم؛ ناخودآگاه مثل یک فیل است که خیلی قدرتمند است ولی توانایی تشخیص خوب را از بد ندارد. خودآگاه مثل یک فیل بان است که هم قدرتمند است و هم می تواند به فیل جهت و شکل بدهد. بنابراین ناخودآگاه توسط خودآگاه هدایت می شود. خودآگاه هم خیلی قدرتمند است و می تواند به ناخودآگاه شکل بدهد. بنابراین ناخودآگاه را می توانیم توسط خودآگاه کنترل کنیم.زمانی که تفکر ناخودآگاه قطع شود؛ غریزه دست به کار می شود و در این حالت اگر نتوانیم ناخودآگاه را کنترل کنیم؛ خطرناک است و دقیقا متل اتوموبیلی شبیه است که راننده ی آن سر ندارد.در نگاه اول، ضمیر ناخودآگاه وظیفه ی حفظ بقا ما را دارد. اما دانشمندانی مانند فروید و یونگ به یافته های بیشتری دست پیدا کردند که نشان می دهد با تسلط بر این بخش از ذهن می توان، به موفقیت های بزرگ دست یافت. ضمیر ناخودآگاه مانند یک جهت یاب عمل می کند. بنابراین همه ی ما را از طریق باورها، ارزش های درونی و یادگیری های گذشته هدایت می کند.شاید ضمیر خودآگاه گاهی دچار اشتباه شود و بر اساس اتفاقات تغییراتی در تصمیم گیری های خود انجام دهد، اما ضمیر ناخودآگاه از حافظه و قدرت بالایی برخوردار است و هیچ گاه یادگیری های گذشته را فراموش نمی کند.مزیت های شناخت و بکارگیری ضمیر ناخودآگاهکشف استعداد و توانایی های درونیبازیابی و به خاطر آوردن موارد فراموش شده در گذشتهافزایش تمرکز بر روی اهداف و خواسته هاکشف ریشه ی بیماری هادرمان افسردگی، استرس و اضطرابافزایش قدرت یادگیریقوانین ضمیر ناخودآگاهزمانی که دانشمندی به نام زیگموند فروید مفهوم ذهن هوشیار و نیمه هوشیار را مطرح کرد، تحقیقات زیادی در مورد ذهن صورت گرفت. ما دارای ابعاد پیدا و پنهانی هستیم که با تمرکز بر روی آن ها می توانیم؛ عملکرد مغز را افزایش دهیم. بر خلاف تصور انسان ها، تسلط بر ضمیر ناخودآگاه امکان پذیر است. اما قبل از آن باید با ویژگی ها و نحوه ی عملکرد و برنامه ریزی آن آشنا شویم.قانون اول: ضمیر ناخودآگاه اطلاعات ورودی را پرورش می دهداین قانون چنین است که هر اطلاعاتی از قبیل افکار، احساسات و هر ورودی که وارد ذهن ما می شوند؛ ضمیر ناخودآگاه آن را پرورش داده و در آن بزرگ نمایی می کند. یعنی زمانی که یک چیزی را به ضمیر ناخودآگاه می سپاری آن را بزرگ جلوه می دهد. فرض کنید تصمیم گرفته اید یک ماشین خاص قرمز رنگ بخرید؛ به محض تصمیم گیری برای انجام این کار سیستم RAS مغز فعال می شود و پس از آن در خیابان فقط ماشین های قرمز به چشم شما می آید. در این لحظه با خود می گویید چرا تعداد ماشین های قرمز این همه زیاد شده است؟ این کار به خاطر عملکرد ضمیر ناخودآگاه است.همچنین به خاطر این مشخصه ضمیر ناخودآگاه، ما یک فرد را عاشقانه دوست داریم و یا از فردی متنفر می شویم. به طور مثال اگر با فردی اختلاف نظر داشته باشید و با یکی از رفتارهای او مشکل داشته باشید؛ به طور ناخودآگاه تمام رفتارهای او از دیدگاه شما بد و آزار دهنده جلوه می کند. از طرف دیگر اگر از چند رفتار یک فرد خوشتان بیاید؛ دیگر نقاط ضعف او به چشمتان نمی آید و فقط به خوبی های او توجه می کنید.به همین دلیل است افرادی که عاشق می شوند؛ در ابتدا فقط خوبی های او را می بینند و پس از مدتی که ذهن شرایط را عادی کرد؛ نقاط ضعف طرف مقابل دیده می شود و اختلاف ها شروع می شود. در چنین شرایطی به فرد مقابل می گوییم چرا عوض شدی؟ چرا رفتارهای تو تغییر کرده است؟ در صورتیکه از این غافل هستیم و نمی دانیم که سیستم ناخودآگاه ما اطلاعات ورودی را چند برابر می کند و حقایق را وارونه جلوه می کند.قانون دوم: اسم دیگر ضمیر ناخودآگاه کودک درون استشاید کمی عجیب به نظر برسد ولی ضمیر ناخودآگاه همانند یک کودک ساده لوح، توانایی تشخیص واقعیت از خیال را ندارد. از این مشخصه ی ضمیر ناخودآگاه می توان استفاده های گوناگون داشت. اگر بتوانید در شرایط خلسه سبک (موج ذهنی آلفا) اهداف خود را بارها تجسم کنید، ذهن تصور می کند این شرایط در دنیای واقعی در حال وقوع است و خود را با آن مطابقت می دهد.احتمالا داستان زندگی صاحب هتل های زنجیره ای هیلتون را شنیده اید؛ سال ها به عنوان یک فرد ساده زندگی می کرد اما هر روز در ذهن خود شغل مورد علاقه ی خود را تصور می کرد و خود را در اوج موفقیت می دید. او سال ها بعد صاحب هتل های زنجیره ای هیلتون شد و به عنوان یک فرد موفق و ثروتمند شناخته شد. از او پرسیدند: راز موفقیت شما چیست؟ پاسخ داد؛ من هر روز خودم را در جایگاه مدیر هتل می دیدم و همین تمرین ذهنی به من کمک بسیاری کرد.قانون سوم: قدرت نامحدودقانون سوم ذهن بیان می کند که ضمیر ناخودآگاه دارای قدرت نامحدودی است. انیشتن و استیون هاپکینز و بسیاری از انسان های موفق جهان، توانستند با قدرت ذهن خود بسیاری از معادلات جهان را حل کنند.در سال 2003 مجله تایمز، داستان مادری را روایت می کرد؛ هنگامی که فرزندش در یک تصادف زیر ماشین گیر کرده بود؛ توانست کمی خودرو را بلند کند تا کودک نجات یابد. این نکته یادآور می شود که همه ی ما انسان ها دارای توانمندی های کافی هستیم اما باید آن را کشف کنیم. ضمیر ناخودآگاه بسیار قدرتمند و توانمند است و ما تنها کاری که باید انجام دهیم این است که، از این توانایی در جهت درست استفاده کنیم. در غیر این صورت قدرت او یا مخرب خواهد شد یا بدون استفاده می ماند.جذب موفقیت: از قانون سوم ضمیر ناخودآگاه می توان در دستیابی به اهداف استفاده کرد. فردی را در نظر بگیرید که از قدرت درونی خود آگاهی ندارد. در چنین شرایطی، سقف رویاها و آرزوهای خود را بر اساس آگاهی نداشتن خود، برنامه ریزی خواهد کرد. هاپکینز به قدرت عظیم تجسم اشاره می کند و می گوید؛ ذهن ما بدون محدودیت می تواند همانند ذره های مولکول در جهان شناور شود و به کرات دیگر سفر کند. اگر می خواهید این نیروی فوق العاده را بشناسید فقط کافیست که تجسم کنید؛ بهترین وضعیت چیست؟ در این حالت سیستم هوشمند ذهن شما به دنبال عینیت بخشیدن به آن می پردازد.حال با این مشخصه ی ضمیر ناخودآگاه،غ می توان به نتایج هیجان انگیزی رسید! ضمیر ناخودآگاه همانند یک مزرعه است و هر بذری که در آن بکارید؛ برداشت خواهید کرد. بنابراین این خیلی مهم است که اجازه ندهید باورهای محدود کننده و منفی، شما را به یک فرد معمولی تبدیل کنند.قانون چهارم: حافظه ی قدرتمندیکی دیگر از مشخصه های ضمیر ناخودآگاه، حافظه ی قوی و قابل بازگشت است. ذهن ما همانند یک حافظه ی کامپیوتر، در حال فعالیت است و تمامی اتفاقات و رخدادهای زندگی را در خود جمع می کند. رفتارهایی مثل خاطره ی یک مسافرت، یک حادثه و ...گاهی اوقات ما تصور می کنیم که یک موضوعی را فراموش کرده ایم اما با قرار گرفتن در آن شرایط، دوباره احساسات و افکار آن زمان بازنمایی می شوند. در بسیاری از فرایندهای درمانی، زمانی به بخش قدیم مغز مراجعه می شود؛ در آن لحظه می توان خاطرات و اتفاقات کودکی را بازنمایی کرد که در اصطلاح به آن سیر قهقرایی می گویند. البته این فرایند زیر نظر روانکاو و در شرایط خاص انجام می پذیرد. در این شرایط فرد می تواند به عمق ناخودآگاه خود سفر کند و توانایی های ذاتی خود را کشف کند.قانون پنجم: تاثیر پذیری ضمیر ناخودآگاهیکی از راه های تاثیرگذاری بر روی ضمیر ناخودآگاه این است که با استفاده از استعاره بتوانیم؛ آن را شرطی کنیم. همه ی ما از گذشته ضرب المثل ها یا شعرهای مختلف را به خاطر داریم. به طور مثال یاد گرفته ایم؛&quot; هر که بامش بیش   برفش بیشتر&quot; و همین باور باعث شده است که در مواقعی به سمت هدف گذاری نرویم. ضمیر ناخودآگاه در شرایط خاص احساسی، به خوبی در دسترس قرار می گیرد و می توان بر روی آن تاثیر گذاشت. بنابراین توجه کنید که از چه کلماتی برای توصیف خود، استفاده می کنید.تمرین:در یک برگه ی کاغذ، استعاره ها و صفاتی که در مورد خود به کار می برید را بنویسید: به طور مثال، بعضی افراد خود را به کوه تشبیه می کنند؛ می گویند من مثل کوه محکم هستممن مثل شیر قوی هستممن مثل ماه زیبا هستممن مثل دریا سخاوتمند هستم و .......این جملات و جملاتی مشابه این ها، نشان می دهند که ما چه دیدی نسبت به خود داریم. اکنون شما در برگه ای در مورد خود بنویسید و خود را توصیف کنید؛ اگر جملات شما منفی است؛ سعی کنید که آن ها را تغییر دهید. مثلا اگر می گویید که من مثل موش ضعیف هستم؛ من فرزند آخر هستم؛ من بدشانس هستم و ......این گفتگوهای ذهنی توسط ضمیر ناخودآگاه، شنیده شده و بر اساس قوانین ذهن متاسفانه چندین برابر تقویت می شود.واقعیت این است که ضمیر ناخودآگاه همانند تیغ دو لبه عمل می کند. اگر بتوانیم قدرت بی نهایت آن را در مسیر درست هدایت کنیم؛ به هر آنچه که در ذهن تصور می کنیم؛ خواهیم رسید. اما اگر نتوانیم این دریای خروشان را آرام کنیم و در مسیر موفقیت خود قرار دهیم؛ همانند فردی خواهیم شد که سوار بر اتوبوسی شده است که راننده سر ندارد و دیوانه وار به هر سو می رود. اگر نتوانیم ضمیر ناخودآگاه را به درستی برنامه ریزی کنیم؛ آن وقت غریزه دست به کار می شود.برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه:ریلکسیشناز طریق مواردی چون ریلکسیشن، مراقبه و هیپنوتیزم می توان با مرکز درونی خود تماس پیدا کرد. و پاسخ بسیاری از مسائل را دریافت کرد. لطفا از تنهایی فرار نکنید؛ زیرا در سکوت و تنهایی است که توانایی های ما بروز پیدا می کنند. برای این کار می توانید دقایقی را در یک محیط راحت، آرام و بدون سر و صدا بنشینید و به درون خود تمرکز کنید. سپس با استفاده از تمرینات ذهن آگاهی، با دهن ناهوشیار خود وارد ارتباط شوید و ارتباط بگیرید. در قدم اول، تنفس خود را تنظیم کنید و چندین مرتبه نفس عمیق داشته باشید تا اکسیژن بیشتری ریه ی شما را پر کند.برای قدم دوم، صدای خود را در حالت آلفا قرار دهید. برای این کار می توانید؛ صدا را در پایین ترین سطح خود قرار دهید؛ درست مثل زمانی که در خواب هستید.  این صدا بسیار کم حجم و نامفهوم است. شما نیز این نوع لحن را تمرین کنید و طوری صحبت کنید که خودتان بشنوید.در قدم سوم، تصویر سازی و عبارات تاکیدی را آغاز کنید. برای این کار می توانید به ذهن خود تلقین کنید که در اوج آرامش است و در محیطی مثل جنگل و دریا در حال قدم زدن هستید. سپس یک دسته انرژی مثبت از پاها وارد بدن شما می شود. تک تک اعضای بدن را تجسم کنید که در اوج آرامش هستند. سپس این انرژی به روده، قلب، دست ها، گردن و سر شما می رسد. این کار کمک می کند تا فرآیند تجسم و آرام سازی بهتر شکل بگیرد.در قدم چهارم، فرض کنید بر روی یک نیمکت نشسته اید و شخصی شبیه شماست؛ اما سال ها از او دور بوده اید در کنار شما می نشیند. در واقع او کودک درون یا ضمیر ناخودآگاه ماست که سال ها او را نادیده گرفتیم و از او غافل بوده ایم. در این تمرین ذهنی، قرار است هر چند کوتاه با او ارتباط داشته باشیم. البته شاید در ابتدا، تمایلی به برقراری ارتباط نداشته باشد ( چون هنوز به ما اعتماد ندارد ) اما شما این روند را ادامه دهید.در قدم پنجم، اگر توانستید با این بخش از ذهن وارد ارتباط شوید؛ می توانید سوالات خود را مطرح کنید. انتظار نداشته باشید پاسخ خود را به طور کامل دریافت کنید بلکه در این بخش با دیدن تصاویر و یادآوری یک جمله یا یک کلمه، می توانید به سمت پاسخ سوال خود هدایت شوید.2. تکرار تکرار تکراریکی دیگر از فرایند های مهم تاثیرگذار روی ذهن ناهوشیار، تکرار کارها می باشد. هنگامی که یک رفتار یا مهارت را به صورت روزانه و مستمر تکرار کنیم؛ از قسمت خودآگاه ذهن ما وارد قسمت ناخودآگاه می شود. و این موقع است که رفتار ما تبدیل به مهارت می شود و باعث می شود اعتماد به نفس ما چند برابر شود.افزایش اعتماد به نفس، این باور را در شما به وجود می آورد که فرد ارزشمندی هستید. از این رو در سطح ناخودآگاه خود می پذیرید که می توانید به موفقیت های بیشتر برسید. ( شما لایق بهترین ها هستید ) با این کار می توانید اغلب مهارت ها را به صورت یک عادت جدید در خود ایجاد کنید.قانون ششم: مقاومت در مقابل تغییربه عقیده ی من، درک این قانون بسیار اهمیت دارد. این قانون در مورد مقاومت ضمیر ناخودآگاه در برابر تغییر است. یکی از خصوصیات اصلی ضمیر ناخودآگاه، این است که این بخش از ذهن ما، تمایل دارد وضعیت فعلی خود را که به آن عادت کرده است را به هر طریقی که شده است حفظ کند. به طور مثال؛ اگر چند سال در یک شغل خاص به فعالیت بپردازید؛ ضمیر ناخودآگاه تمایل به حفظ همان شرایط را دارد و مقاومت زیادی برای تغییر شغل خواهد داشت ( مطمئن باشید برای تغییر شرایط فعلی، ذهن فرش قرمز برای شما پهن نخواهد کرد). مثلا تصمیم می گیرید که به معنای واقعی سحر خیز شوید؛ اتفاقا همان روز تمایل دارید بیشتر بخوابید و در بستر بمانید.به خاطر این خصوصیت ضمیر ناخودآگاه است که در بسیاری از مواقع، افراد از اهداف خود دست می کشند زیرا سیستم هوشمند بدن، در شرایط تنش زا احساس خطر می کند و تمایل دارد فرد را به عادات و حالات قبل خود بازگرداند. بنابراین افرادی به موفقیت می رسند که این مشخصه ی ضمیر ناخودآگاه را شناسایی کنند. یک شعار در ان ال پی هست : انجام دادن کارهای قبل برابر است با همان نتایج قبلپس شروع کن به انجام کارهای جدید تا نتایج جدید دریافت کنی!</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2024 11:42:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت افکارمنفی چیست؟ چند راهکار برای توقف آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%A2%D9%86-ue8uu38se46e</link>
                <description>در طول روز همه ی ما ممکن است لحظات ناخوشایندی را تجربه کنیم. گاهی بی حوصله هستیم، غر می زنیم، حالمان خوب نیست و یا به عبارتی افکار منفی به سراغمان می آید. در این مواقع نمی توانیم بگوییم و بخندیم، شوخی کنیم و لذت ببریم. میزان شادی و سرحال بودن، رابطه ی مستقیمی با توانایی مدیریت افکار منفی دارد. اما واقعا علت افکار منفی چیست؟ چگونه می توانیم آن ها را متوقف کنیم؟ راه های متفاوتی برای مواجهه با افکار منفی وجود دارد. افکار منفی کیفیت زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهند. به عزت نفس و اعتماد به نفس ما صدمه می زنند و به زبان خودمان روزگار ما را سیاه می کنند. در ادامه متوجه می شویم که علت افکار منفی چیست و چگونه می توان از آن ها پرهیز کرد.ترس از آینده:انسان به شکل طبیعی از ناشناخته ها می ترسد، به همین دلیل از زمان های باستان همواره به دنبال پیشگویی و کشف رازهایی در آینده بوده است. از کف بینی و رصد ستارگان گرفته تا انواع و اقسام انواع پیش گویی ها، که البته شکل تکامل یافته ی این علاقه به آینده نگری، منجر به پیشرفت هایی در زمینه ی پیش بینی آب و هوا و ....نیز شده است. اما گذشته از این ها، ترس از آینده گاهی زندگی روزمره ی ما را تحت تاثیر قرار می دهد و منجر به ایجاد افکار منفی می شود. این دلشوره از دو ساعت آینده که قرار است جلسه ی کاری باشد، شروع می شود تا اندیشیدن به سال های دورتر ادامه پیدا می کند. ترس از آینده واقعا بیهوده و غیر منطقی است. ترس از آنچه که واقعا رخ نداده است یا شکست هایی که نیامده، فقط خوشی های کنونی و لذت اکنون ما را از بین می برد.یکی از بهترین روش ها برای مقابله با ترس از آینده و دور کردن افکار منفی ناشی از آن، برنامه ریزی است. وقتی برنامه ریزی نداشته باشیم، دلهره به سراغمان می آید. زمانی که برنامه ریزی روزانه داشته باشیم باعث می شود که بدانیم روتین روزانه مان چیست و چگونه باید آن ها را انجام دهیم؛ بنابراین کارهای مان را با تمرکز بهتری انجام می دهیم.اضطراب زمان حال:اگر جلوی افکار منفی را نگیریم، همواره نگران و مضطرب خواهیم بود. (یادم نیست زیر گازو خاموش کردم یا نه؟ در کامل قفل شد یا نه؟) و هزار نگرانی ریز و درشت دیگر. نگرانی حالتی از ترس توسعه یافته است. ترس از اینکه چیز مهمی را فراموش کرده باشیم. نگرانی در دنیای امروز با سرعت بالای زندگی همواره کمین کرده است. نگرانی و ترس را اگر کنترل نکنیم، براحتی شادی، نشاط و سلامتی ما را تحت کنترل خود در می آورد. ساده ترین راه مقابله با نگرانی های ریز و درشتی که حال ما را خراب می کنند و خوشی های لحظه ای مان را نابود می کنند، اولویت بندی کارها است. در برنامه ریزی مان باید کارها را بر اساس مهم بودن آن ها اولویت بندی کنیم. مثلا خانواده ها با تهیه ی فهرستی از کارهای روزانه و تقسیم کار می توانند برنامه ای منظم داشته باشند. همکاری میان اعضای خانواده، به کاهش فشار مسئولیت ها کمک می کند و از اضطراب مسئولیت های مختلف می کاهد.شرم و پشیمانی از گذشته:در کارنامه ی زندگی همه ی ما مواردی وجود دارد که نمی توان به آن ها افتخار کرد. کارهایی که از انجام آن ها شرمنده و پشیمانیم. باید پذیرفت که هیچ کس کامل نیست و همه اشتباه می کنند. هر قدر که اشتباهات ما بزرگ باشند، گذشته ها گذشته است و فکر کردن به آن تنها حال ما را خراب می کند و هیچ چیز را هم درست نمی کند و البته که خراب تر هم می کند. باید از اشتباهات درس بگیریم اما نگذاریم کنترل زندگی ما را به دست بگیرند. هیچ چیز و هیچ کس به جز، خدا کامل و بی نقص نیست، پس چرا از خود انتظارات بی جا داشته باشیم و زندگی را بیهوده به کام خودمان تلخ کنیم؟ باید به اشتباهاتمان فکر کنیم و ببینیم به جای آن چه می شد کرد که نکردیم؟ بعد از آن که گذشته را تجزیه و تحلیل کردیم، باید پرونده اش را برای همیشه ببندیم و برگ جدیدی از زندگی را ورق بزنیم. نمی توان گذشته را تغییر داد، اما می توان از آن عبرت گرفت. اگر افرادی موجب این اشتباهات شما می شوند و در واقع با انرژی منفی سد راه شما قرار می گیرند و راهنمایان نا مناسبی هستند، آن ها را از زندگی خود حذف کنید. اگر رفتارهای شما این اشتباهات را شکل می دهند، خود را تغییر بدهید. برای تکامل و بهبود رفتار و روابط خود، تلاش کنید اما خود را سرزنش نکنید.بعضی روزها زندگی به سختی می گذرد، در بعضی شرایط زندگی تلخ می شود؛ اما غم و سختی دائمی نیست. همان طور که شادی و خوشی همیشگی نیست. اشک ها و لبخندها اجزای جدانشدنی زندگی ما هستند؛ سیاه و سفید در کنار هم زیبا است؛ اگر فقط سفیدی بود دیگر معنایی برای ما نداشت و اگر فقط سیاهی هم بود دیگر هیچ چیز برای ما معنایی نداشت سیاه و سفید در کنار هم زیبا هستند. تنها خود ما هستیم که می توانیم با دید درست و مدیریت لحظات مان معنای درستی به آن ها بدهیم؛ رشد کنیم؛ تجربه کنیم و از فرصت شیرین زندگی کردن بهره مند بشویم.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2024 23:08:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برنامه ریزی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ock5lhiyr0t2</link>
                <description>📷بدون شک، برنامه ریزی در زندگی موجب می شود تا فرد موفق تری باشیم و بهتر بتوانیم از زمان خود استفاده کنیم. ولی یاد گیری نحوه ی برقراری تعادل، میان وظایف گوناگون در زندگی، کاری چالش بر انگیز است. گاهی کار، مدرسه و وظایف روزانه روی هم انباشته می شوند و در عین حال، دوستان یا خانواده نیز از ما انتظار دارند که به آن ها کمک کنیم. علاوه بر این کارها، باید زمانی را هم به رسیدگی به خودمان اختصاص دهیم. ولی در صورت داشتن یک برنامه ی روزانه، انجام این وظایف امکان پذیرتر می شود. با برنامه ریزی کردن می توانید میان اهداف خود تعادل برقرار کنید و چیز های مهم در زندگی تان را اولویت بندی کنید. در این مقاله یک برنامه ی کار آمد و مفید را مرور می کنیم.گام اول: توجه به کارهای روزانه1. توجه کنید که معمولا چگونه زمان تان را سپری می کنیدپیش از آن که بفهمید باید چگونه برنامه ریزی کنیم، باید بدانید که هم اکنون، چگونه امور روزانه تان را مدیریت می کنید. اگر مجبور هستید که در مدرسه یا محل کار بروید، ساعاتی که در مدرسه یا محل کار می گذرانید، قبلا برای شما مدیریت شده است و نمی توانید برای آنها برنامه ریزی کنید. ولی در وقت آزادتان، آزادی عمل بسیار بیشتری دارید.چند روزی را به بررسی این که چگونه وقتتان را می گذرانید، سپری کنید. یادداشت کنید که هرروز دقیقا چه کارهایی انجام می دهید. با دقت توجه کنید که وقت آزادتان را چگونه می گذرانید. آیا کتاب می خوانید؟ آیا ترجیح می دهید بخوابید؟ آیا خانه را تمیز می کنید؟ آیا در فضای مجازی می چرخید؟ فهرستی از این کارها را تهیه کنید و در آن ذکر کنید که برای انجام هر کار چقدر زمان صرف می کنید.2. چقدر زمان صرف رفت و آمد به مدرسه، محل کار و انجام کار ها می کنیداحتمالا بخش نسبتا زیادی را صرفا برای رفت و آمد به محل کار یا مدرسه یا بیرون رفتن برای انجام کارهای مختلف صرف می کنید. اما این همان زمانی است که برای نظم دادن به روز هایتان و انجام وظایف مهم نیاز دارید. توجه کنید که این رفت و آمدها معمولا چقدر زمان شما را می گیرند و در برنامه ریزی روزانه تان، زمان کافی را به این رفت و آمد ها اختصاص دهید.برنامه ریزی روزانه را براساس این زمان ها، تنظیم کنید.3. توجه کنید که چگونه عادت های شما، بر زندگی روزانه تان تاثیر می گذارندانجام برنامه ریزی روزانه تا حد زیادی به فهمیدن این مسئله مربوط می شود که کار هایی که طبق عادت انجام می دهید، چه تاثیری بر زندگی روزانه ی شما می گذارند. گاهی این کارها، عادت های بدی هستند که مانع از لذت بردن از زندگی یا دست یابی به اهدافتان می شوند. در حالیکه بعضی از این کار ها، برای لذت بردن از زندگی یا رسیدن به اهداف لازم و ضروری هستند. وقتی برای خود برنامه ریزی می کنید، به نقشی که عادت هایتان در زندگی شما ایفا می کنند، نیز فکر کنید.برای مثال، شاید متوجه روندی در زندگی تان شوید که در آن خود را برای انجام کاری که برایتان لذت بخش است ( مثل بازی های ویدیویی یا....) خسته می کنید و پس از انجام آن، تمایل یا انرژی لازم برای انجام هیچ کار دیگری مانند درس خواندن و موفقیت تحصیلی، ندارید از سوی دیگر، ممکن است تمام زمان تان را برای برآورده کردن تقاضاهای اجتماعی، صرف کنید و هیچ زمانی را به رسیدگی به خودتان اختصاص ندهید. همه ی این عادت ها می توانند برای خوشی و سلامتی شما مضر باشند. بنابراین باید به این مسئله توجه کنید که عادت های جاری تان، چه تاثیری بر زندگی شما می گذارند.پس از یافتن عادتی که مانع از دستیابی شما به اهدافتان یا رویاهایتان می شود، به دنبال راه هایی برای تغییر آن عادت باشید تا بتوانید استفاده ی بهتری از زمان تان ببرید و حس و حال خوبی را تجربه کنید. مثلا می توانید تنها زمانی را به خودتان اجازه ی وب گردی یا بازی های رایانه ای را بدهید که انجام وظایف مهم تر خود را در روز انجام داده اید. شاید لازم باشد که یاد بگیرید وقتی دیگران از شما می خواهند برایشان کاری انجام دهید، وقتی واقعا نمی توانید، به آن ها نه بگویید و وقتی را نیز به خودتان اختصاص دهید.4. زمان های تلف شده را کاهش دهیدشاید بعضی اوقات در روز، زمانتان را هدر می دهید. بسیاری از این موارد اجتناب ناپذیر هستند، مانند رفت و آمد های روزانه، در این صورت می توانید در حین رفت و آمد از یک کتابی که برایتان لذت بخش است استفاده کنید و یا از یک پادکست مفید استفاده کنید. در این صورت است که توانسته اید زمانتان را مدیریت کنید.5. از شب قبل برای هر روز برنامه ریزی کنیدمعمولا بهتر است که از پیش، برای هر روز برنامه ریزی کنید. اگر قبلا هرگز برنامه ریزی نکرده اید، شاید کمی زمان ببرد تا بتوانید در برنامه ریزی تان، تمام ویژگی ها را در نظر بگیرید. انتظار نداشته باشید که همان اوایل همه چیز را متوجه شوید و مو به مو انجام دهید.برای روز بعد خود، برنامه ای تقریبی بنویسید که در آن تمام کارهایی را که می خواهید انجام دهید و زمانی که می خواهید برای هر یک را اختصاص دهید را فهرست کنید. در تنظیم این برنامه ریزی، کمی انعطاف پذیر باشید، زیرا شما تازه دارید به برنامه ریزی برای زمان تان عادت می کنید. از همان اول نخواسته باشید همه چیز بدون نقص پیش برود.گام دوم: نوشتن مهم ترین وظایف روزانه1. از کارهایی که هر روز باید انجام دهید فهرستی از قبل تهیه کنیدوقت کافی را بگذارید و تمام کارهایی که هر روز انجام می دهید، و کارهایی را که انجام نمی دهید ولی باید انجام دهید را بنویسید. اگر به یاد آوردن تمام کارها سخت است، همیشه دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید و در طول روز، تمام کارهایی که انجام می دهید را یادداشت کنید.2. کارهای کوچک و بزرگ را یادداشت کنیدوقتی نوشتن فهرست را شروع می کنید، هیچ کاری را پیش پا افتاده و کم اهمیت در نظر نگیرید. هر کاری را که باید انجام شود، در فهرست خود وارد کنید. وقتی برای اولین بار برنامه ریزی برای کارهای روزانه را انجام می دهید، بهتر است که همه ی موارد را در برنامه ی خود بگنجانید و سپس در صورت نیاز آن را ویرایش کنید. برای نمونه اگر هر روز صبح، برای پیاده روی بیرون می روید، این کار را نیز یادداشت کنید.3. در مورد کارهایی که انجام می دهید، از خود سوالاتی بپرسیدبرای داشتن تغذیه ی مناسب، چه کارهایی باید انجام دهید؟ برای رفتن به سر کار از قبل چه کارهایی باید انجام دهید؟ برای رساندن فرزندتان به مدرسه یا به خانه چه کارهایی باید انجام دهید؟ احتمالا کارهای کوچک بسیار زیادی وجود دارد که باید برای انجام مسئولیت های بزرگ تر خود، به آن ها توجه داشته باشید. برنامه ریزی روزانه به شما کمک می کند تا بخش هایی را که در آن ها بهره وری بالایی ندارید را شناسایی کنید و برای بهبود در آن بخش ها تلاش کنید.4. فهرست خود را تجزیه و تحلیل کنیداگر متوجه شده اید که زمان آزاد اندکی دارید یا هیچ زمان آزادی ندارید، کارهای خود را دوباره بررسی کنید تا متوجه شوید که آیا انجام همه ی آن کارها، واقعا ضروری است یا خیر. احتمالا متوجه خواهید شد که می توان بعضی از کارها را به شکل بهتری انجام داد یا انجام آن ها را در صورت امکان به فرد دیگری واگذار کرد.5. برنامه ی زمانی انعطاف پذیری داشته باشیدپیش بینی دقیق اینکه انجام هر کار به چقدر زمان نیاز دارد، کمی دشوار است. بنابراین در صورت لزوم، برنامه زمانی شما باید به آسانی در یک جهت قابل انعطاف باشد. شما باید زمان های میانی را نیز، برای تاخیرهای غیر منتظره در نظر بگیرید. البته نباید در زمان استراحت خود به عنوان زمان میانی، استفاده کنید. نباید به زمان استراحت به چشم چیز غیر ضروری نگاه کنید. فراموش نکنید که زمان استراحت هم مانند برخی کارهای مهم، اهمیت ویژه ای دارد.6. کارهای مربوط به حوزه های مختلف را با رنگ، مشخص کنیداز رنگ های متفاوتی برای حوزه های مختلف کارهای خود استفاده کنید. مثلا می توانید از رنگ زرد برای فعالیت های مربوط به کار، رنگ قرمز برای ورزش، رنگ آبی برای کارهای مدرسه و ... استفاده کنید. به این ترتیب با نگاه کردن به برنامه متوجه می شوید که برنامه ی زمانی تان به چه صورت است. مثلا اگر بسیاری از بخش های آن آبی باشد، متوجه می شوید که تکالیفی که برای مدرسه باید انجام دهید، زیاد است.گام چهارم: بهینه کردن برنامه ی زمانی1. توجه کنید که صبح ها چقدر انرژی داریدمهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت، در بیشتر مردم در زمان صبح، نسبت به زمان های دیگر بیشتر است. معمولا این مهارت ها و توانایی ها، با نزدیک شدن به انتهای روز، کاهش می یابد. اگر شما هم چنین هستید، فعالیت هایی مانند نوشتن را که نیاز به قدرت تفکر و خلاقیت زیادی دارند، در زمان صبح انجام دهید. ولی شاید ترجیح می دهید که خلاقانه ترین کارهای خود را، در هنگام شب انجام دهید. تفاوتی ندارد؛ چون در نهایت کارهای شما باید انجام شود و تنها مسئله ی مهم، رسیدن به برنامه ی زمانی موثری است که با شما و نیازهایتان، مطابقت داشته باشد.2. توجه داشته باشید که بعد از ظهر ها چقدر انرژی داریداکثر مردم تا بعد از ظهر، انرژی شان تحلیل می رود. در این صورت کارهای غیر ضروری تر و کارهایی که نیاز به فکر کردن ندارند را به بعد از ظهر موکول کنید.3. عادت های مورد نیاز برای دستیابی به اهدافتان را در خود ایجاد کنیداگر هر روز، کمی در مسیر دستیابی به اهداف تان حرکت کنید، عادت های خوبی را برای ادامه ی مسیر، در خود ایجاد خواهید کرد. عمل کردن طبق این عادت ها،مانند این است که روی خلبان اتوماتیک قرار گرفته باشید و به طور خودکار، کارهای لازم برای دستیابی به اهدافتان را انجام دهید. اساسا هر کاری را که به صورت منظم انجام می دهید ( فارغ از خوب یا بد ) در نهایت به یک عادت تبدیل می شود.4. برنامه ی زمانی خود را آزمایش کنیدبا دیدن برنامه ی زمانی تان چه حسی دارید؟ آیا زمان های مناسبی را برای انجام کارها تعیین کرده اید؟ آیا باید مواردی را اصلاح کنید؟ همه چیز را مو به مو بررسی کنید و هر کدام را که درست به نظر نمی رسد، تغییر دهید. می توانید هر چند روز یک بار، برنامه ی خود را اندکی تغییر دهید تا زمانی که برنامه ی زمانی تان، قابل اجرا باشد و حس خوبی از اجرای آن داشته باشید. شاید لازم باشد که هر ماه، تغییرات کوچک یا بزرگی در آن ایجاد کنید، هرگز تصور نکنید که برنامه ی زمانی شما، قطعی و غیر قابل تغییر است.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 12:36:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای داشتن زندگی ایده آل چه باید کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%84-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-v32z0ldq3znq</link>
                <description>برایان تریسی معتقد است: &quot; زندگی شما می تواند به طرز شگفت انگیزی تغییر کند؛ کافی است که شما بخواهید که آن را تغییر دهید، تصمیم بگیرید و عمل کنید. رفتارهای جدید انتخابی تان را تمرین کنید و تا زمان رسیدن به نتیجه ی دلخواهتان صبور باشید و ثابت قدم بمانید.&quot; رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود&quot;بیشتر ما می دانیم که چه کاری باید انجام دهیم، (غذای سالم بخوریم، مرتب ورزش کنیم، استراحت کافی داشته باشیم، کارهایی که دوست داریم بیشتر انجام دهیم) اما عمل کردن به این دانسته ها خیلی سخت است و همین باعث شده که افراد کمتری موفق باشند وگرنه همه راز موفق شدن را می دانند. در عمل است که نشان می دهد به چیزهایی که می دانیم پایبند هستیم یا خیر.مسئولیت اتفاق های زندگی خود را بپذیریدهر وقت اوضاع به هم می ریزد، اشتباهی می کنید یا در موقعیت سختی قرار می گیرید، مسئولیت را قبول کنید. دنبال بهانه نگردید و سعی نکنید تقصیر را بر گردن شخص دیگری یا جامعه و سیر وقایع بیندازید. متاسفانه، عادت اکثر انسان ها این است که اشتباه خودشان را گردن دیگران بیندازند. انگشت دراز کردن به سمت دیگران نعمتی است که به همه ی ما داده شده است .شما در هر جایی از زندگی قرار دارید، نتیجه ی انتخاب های خودتان است. همه همان جایی هستند که می خواهند باشند! برای رد شدن از هر مانعی اول باید بدانید که آن مانع آن جا قرار دارد، وگرنه هر بار به آن می خورید. بله درسته! دفعه ی اول آدم نمی داند و ممکن است اشتباه کند، ایرادی هم ندارد، ولی زمانی که متوجه شدید؛ تکرار اشتباه حماقتی بیش نیست!شعری از پورتیا نلسون اشاره به همین موضوع دارد:فصل اولدر طول خیابان پایین می روم.یک چاله ی عمیق در پیاده روست.در آن می افتم.گم شده ام و هیچ کاری از دستم بر نمی آید.تقصیر من نیست.پیدا کردن راهی به بیرون تا ابد طول می کشد.....فصل دومدوباره در طول همان خیابان پیش می روم.یک چاله ی عمیق در پیاده روست.وانمود می کنم آن را نمی بینم.دوباره در آن می افتم.باورم نمی شود که دوباره همان جا هستم!اما این تقصیر من نیست.باز هم زمان زیادی طول می کشد تا بتوانم بیرون بیایم.فصل سومدر طول همان خیابان قدم می زنم.یک چاله ی عمیق در پیاده روست.آن را می بینم.باز هم در آن می افتم، عادت کرده ام.چشمهایم باز است.می دانم کجا هستم.تقصیر من است، فورا بیرون می آیم.فصل چهارمدوباره طول همان خیابان را طی می کنم.یک چاله ی عمیق در پیاده روست.آن را دور می زنم.فصل پنجماز یک خیابان دیگر می روم.مسیر زندگی تان را تغییر دهیداگر دارید یک اشتباهی را چندین باره تکرار می کنید، آن را بپذیرید. از خودتان بپرسید چرا مدام از همان پیاده رو می روم؟ بعد مسیر جدیدی را انتخاب کنید. فرقی نمی کند که چه مسیری باشد، فقط مسیری نباشد که هر بار باعث شود در آن چاله ی عمیق بیفتید. وقتی در مسیر جدید هستید، دیگر می دانید که باید به دنبال چه چیز باشید. اگر به چاله برخوردید، آن را دور می زنید و فردا از یک مسیر تازه می روید.اولین قدم این است که چاله را پیدا کنید. هر شب که از سرکار به خانه بر می گردید، از خستگی هیچ چیز را نمی بینید، دیگر از همه چیز بریده اید و فقط می خواهید کمی آرامش داشته باشید. به جای این که برای خود غذای سالم آماده کنید به دنبال فست فود یا هر چیز دیگری هستید که فقط خودتان را سیر کنید.با خود فکر کنید که مسیر دیگری که می توانید از آن عبور کنید چیست؟ می توانید هر روز صبح زودتر بیدار شوید تا برای خود غذایی را آماده کنید یا حداقل نصف کارهای آشپزی را انجام دهید.نگاهی به خودتان بیندازید! چاله ها کجا هستند؟ چه کاری از دست شما بر می آید؟برای رسیدن به خواسته هایم باید هر روز چه کارهایی انجام دهمما معمولا به خاطر تلاش کم، شکست نمی خوریم، بلکه زمان نیاز برای تلاش مداوم و مستمر کم می آوریم. بیشتر چیزهایی که خواهانش هستیم، به تلاشی مداوم به مدتی طولانی احتیاج دارند. ثبات قدم داشتن در مسیر بسیار بسیار ضروری است. ثبات قدم برای افرادی که تلاش می کنند به اهداف خود برسند، یک تله ی بزرگ است. اغلب مردم راه حفظ کردن ثبات قدم را نمی دانند.و اگر بخواهیم صادق باشیم....بیشتر تلاش ها باید یک عمر ادامه پیدا کنند. درسته! می دونم. حتی فکر کردن به تلاش دائم در طول زندگی می تواند ضربان قلب هر کس را بالا ببرد و احساس ناخوشایندی را تجربه کند. اما بخش جالب ماجرا این است که وقتی آن را شروع می کنید، به تدریج آسان و آسان تر می شود و این تلاش بعد از مدتی به طور خودکار انجام می شود؛ طوری که اگر یک روز آن را انجام ندهید حس و حال خوبی ندارید.کمی زودتر بیدار شدن برای ورزش، به تدریج تبدیل به عادت می شود. اگر شاغل هستید و جمعه ها را بیشتر آشپزی کنید تا در طول هفته غذای سالم داشته باشید، عادت می کنید. آن یک ساعتی که شب ها به تماشای تلویزیون اختصاص می دهید، می تواند صرف شروع یک یادگیری برای ارتقا خودتان شود و یا خواندن یک کتاب که مطمئن هستید چیزی به شما می افزاید.اما نکته اینجاست که باید با یکی از این کارها شروع کنید.فقط یکی از زمینه هایی که می خواهید بهبود ببخشید را انتخاب کنید و بر آن تمرکز کنید. اگر بخواهید هم زمان چندین کار را باهم انجام دهید، یا باید آن قدر تلاش کنید که در این صورت به خودتان فشار وارد می کنید. ذهن خود را آشفته نکنید. یک مورد را انتخاب کنید صد در صد خودتان را برای آن بگذارید و زمانی که تبدیل به عادت شد و در ضمیر ناخودآگاه شما نشست، این دفعه می توانید به سراغ مورد بعدی بروید.سازگاری را یاد بگیریداگر در این دنیا بتوان چیزی را تضمین کرد، ،آن چیز تغییر است. شاید بعضی روزها حس کنید که همه چیز تکراری است، اما هر روز تغییرات کوچکی به وجود می آیند. اگر دقت کنید، متوجه می شوید که چقدر با زمانی که 10، 20، 30 ساله بوده اید فرق کرده اید؟ مطمئنا بدنتان تغییر کرده است، شاید شغلتان تغییر کرده، بعضی عادت هایتان، دوستانتان و محل زندگی تان. تغییر تنها چیزی است که همیشه جز ثابت زندگی شما می ماند.اگر نتوانید سازگار شوید و چیزهای جدید را امتحان کنید، روش های جدید، افراد جدید و تصمیمات جدید را وارد زندگی تان کنید، عقب می مانید. همین عقب ماندن است که باعث می شود احساس خوبی نداشته باشید. روشی که دیروز نتیجه بخش بود، ممکن است امروز دیگر اثرگذار نباشد. شما می توانید برنامه ی غذایی دوران کودکی تان را ادامه دهید؟ می توانید همان قدر که در بچگی فعال بودید اکنون فعالیت کنید؟ مسلما نه. قطعا علایق و مسئولیت هایتان هم تغییر کرده اند. این شما هستید که باید با محیط جدید، نقش جدید و ظاهر جدیدتان سازگار شوید و به جایی که می خواهید برسید.عادت های تغذیه ای شما باید چه تغییری کنند؟ عادت های ورزشی تان چطور؟ سبک زندگی تان چطور؟برنامه ریزی داشته باشیداگر برای مسیرتان برنامه ریزی داشته باشید، وقتی به مانعی برخورد کنید یا جایی یک دور اشتباه بزنید، می توانید قدرت این را داشته باشید که اشتباه تان را ببینید و در آینده از انجام آن اشتباه خودداری کنید. برنامه ریزی مثل یک نقشه است. وقتی همه چیز خوب پیش می رود هم، این نقشه به کارتان می آید. زمانی که برای برنامه ریزی وقت بگذارید؛ شما مسیر مشخصی دارید که می توانید هر زمان که بخواهید از آن استفاده کنید. احتمالا چند تابلوی راهنما هم در مسیرتان قرار خواهد گرفت. پس هر کاری که می خواهید انجام دهید و نگران اشتباه در آمدن برنامه هایتان هم نباشید. تا وقتی که توانایی سازگاری داشته باشید، می توانید همچنان که پیش می روید، تغییرات لازم را ایجاد کنید.شفاف باشیداگر ندانید کجا می خواهید بروید، نمی توانید به آنجا برسید. الان کجا هستید؟ کجا می خواهید باشید؟ چه کار باید انجام دهید؟ خودتان را درگیر چطور نکنید. در عوض از خود بپرسید چرا؟ این قدرت چرای شما است که باعث تلاش سخت و طاقت فرسا می شود. چراهای مشخص نشده و مبهم، چگونه های شما را بی معنا می کنند. تا زمانی که تمایلات و انگیزه های شما در مسیر درستی قرار نگیرند، مسیرهای جدید برای رسیدن به زندگی بهتر را از دست خواهید داد.هدف تان هر چه هست، هر کاری که می خواهید انجام دهید، اول برای خودتان مشخص کنید که چرا می خواهید این کار را انجام دهید و چرا برایتان اهمیت دارد. در لیست چرایی خود، لطفا زمان بگذارید و جواب آن ها را با صبوری بدهید تا هدف تان کاملا برایتان شفاف شود.یک روش عالی برای حل مشکلاتاگر با دیگران همیشه طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنند؛ اکثر مشکلات حل می شوند. اگر در رستوران نشسته ایم و به هر دلیلی غذای ما را دیر آورده اند، دلیلی ندارد که گارسون را سرزنش کنیم . این کار وضعیت را بهتر نمی کند. و علاوه بر آن خودمان بیشتر عصبی می شویم و بخاطر یک موضوع پیش پا افتاده حال خودمان را خراب می کنیم. اگر نمی خواهید سلامتی تان را از دست بدهید، تحت فشار قرار بگیرید و ناراحتی بکشید؛ یادتان باشد دیگران هم همین طور هستند.موانع را از سر راه برداریدچه چیزی مانع شده است تا اندام دلخواه تان را بدست آورید؛ کاری را که می خواهید انجام دهید؛ یا به دنبال رویاها و ماجراجویی هایتان بروید؟ این موانع را پیدا کنید و از سر راه بردارید. اگر هر شب کره ی بادام زمینی می خورید، یا عادت به خوردن زیاد فست فود با یک عالمه سس در شب دارید، احتمالا این ها مانعی هستند که باعث می شود شما به اندام دلخواهتان نرسید. آن ها را شناسایی و برطرف کنید.آیا چیزی هست که اگر زندگی تان از اول شروع می شد، ترجیح می دادید خودتان را درگیرش نکنید؟ خب همین امروز زندگی شروع شده است! چه چیزهایی را می توانید تغییر دهید؟ از همین حالا شروع کنید!</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Sep 2024 14:07:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس چیست و چگونه به آن دست پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-z5fhapxihqjt</link>
                <description>همه ی ما در کنار برنامه ریزی و پشتکار برای رسیدن به هدف، به عامل مهم و تعیین کننده ا ی به نام اعتماد به نفس نیاز داریم. داشتن اعتماد به نفس بالا راه شما را برای رسیدن به هدف و موفقیت هموارتر می کند.اعتماد به نفس چیست؟قبل از توضیح اینکه اعتماد به نفس چیست باید این موضوع را مطرح کنم که دو عنصر مهم در اعتماد به نفس نقش دارند: اول خودکارآمدی و دوم عزت نفسخودکارآمدی را زمانی احساس می کنیم که ببینیم خودمان مهارت هایی را خوب یاد گرفته ایم و در حال رسیدن به اهداف مهمی هستیم که در حیطه ی یک سری از مهارت ها قرار دارند. به عبارت دیگر خودکارآمدی یعنی اطمینان به این باور که &quot; اگر در زمینه ی به خصوصی آموزش ببینم و سخت تلاش کنم ، حتما موفق خواهم شد.&quot; همین اطمینان باعث می شود، آدم ها چالش های سخت را به جان بخرندو حتی وقتی با مشکل روبرو می شوند دست از تلاش برندارند؛ چون دقیقا می دانند که چه می خواهند.و اما عزت نفس داشتن یعنی خودمان را همانطور که هستیم بپذیریم و دوست داشته باشیم، فارغ از اینکه دیگران در مورد ما چه فکری می کنند. کسی که عزت نفس سالم داشته باشد نیازی به وانمود کردن ندارد. او می تواند نقص داشتن و کامل نبودن خودش را بپذیرد. البته بخشی از عزت نفس ما از اطرافیان مان می آید؛ وقتی که احساس می کنیم آن ها ما را قبول دارند، خودمان هم از خودمان مطمئن تر می شویم و احساس بهتری نسبت به خود پیدا می کنیم. البته که طبیعتا این بخش در کنترل ما نیست؛ اما بخش دیگر عزت نفس زمانی حاصل می شود که احساس کنید رفتارتان درست است، در کاری که انجام می دهید شایستگی دارید و اگر بخواهید می توانید به خوبی با دیگران رقابت کنید. این بخش از عزت نفس مهم است و کنترل آن هم دیگر دست خودتان است.برخی معتقدند که اعتماد به نفس را می توان به تصدیق کننده ها و تفکر مثبت ایجاد کرد، اما فقط همین دو عامل کافی نیست. هدف گذاری و رسیدن به آن ها مهم است. زیرا رسیدن به اهداف است که شایستگی را بوجود می آورد. بدون داشتن شایستگی، اعتماد به نفسی هم بنا نخواهد شد. اگر شایستگی به عنوان معیاری برای سنجش اعتماد به نفس وجود نداشته باشد، آن وقت احساس اطمینانی که در انسان ها وجود خواهد داشت، کاملا سطحی خواهد بود و طبیعتا انبوهی از مشکلات، ناراحتی ها و شکست ها را هم به همراه خواهد داشت.ایجاد اعتماد به نفسحالا چطور باید اعتماد به نفس ایجاد کنیم به طوری که هم متعادل و به اندازه باشد و هم بر پایه ی واقع گرایی بنا شود.خبر خوب این است که تا وقتی تصمیم تان راسخ باشد و بتوانید با تمرکز کافی، اهداف تان را دنبال کنید، افزایش اعتماد به نفس هم کاملا شدنی است. مسرت بخش ترین بخش قضیه این است که کارهایی که باید برای ایجاد اعتماد به نفس انجام بدهید، برایتان موفقیت نیز به همراه دارد! اطمینانی به خودتان پیدا خواهید کرد که هیچ کس نمی تواند این اطمینان را از شما بگیرد.شما از خیلی جهات بی نظیر هستید؛ به خودتان ایمان داشته باشید و بدانید هیچ کس مثل شما نیست. والت ویتمن شاعر آمریکایی می گوید: بدان که تو اینجایی و زندگی در تو جریان دارد و این مثنوی قدرتمند تا ابد ادامه خواهد داشت و تو بیتی از آن خواهی بود!هیچ کس روی این کره ی خاکی مثل شما نیست و استعدادها و تجربیات شما را ندارد. شما منحصر به فرد هستید و اثری که در این دنیا از خود جای می گذارید هم منحصر به فرد است. اگر همه ی ما تمرکزمان را روی این بگذاریم که می خواهیم چه چیزی را به این دنیا اضافه کنیم و رسالتمان چیست؛ دیگر جایی برای مقایسه، حسادت یا پشیمانی نمی ماند. همه ی ما اینجاییم تا بیتی از این مثنوی باشیم.تمام زورتان را بزنیدوقتی تمام تلاشتان را بکنید و به موفقیت قول شرف بدهید با امکاناتی که در اختیارتان هست، نتیجه هر چه باشد احساس خوبی به شما خواهد داد و این حس اعتماد به نفس در تمام ابعاد زندگیتان بروز پیدا خواهد کرد. وقتی تمام زور و تلاشتان را بکنید دیگر از ریسک کردن نخواهید ترسید و حاضر می شوید دلتان را به دریا بزنید.مهارت لازم را کسب کنیدبرای رسیدن به هر هدف، یک سری مهارت ها هم مورد نیاز است. بسته به اهداف خودتان این مهارت ها را شناسایی کنید و ببینید چطور می توانید درست و حسابی آن ها را کسب کنید. به مهارت های پیش پا افتاده و متوسط راضی نباشید و خودتان را برای رسیدن به هدف مورد نظر متخصص کنید تا اعتماد به نفستان افزایش پیدا کند.از چیزهای ساده لذت ببریدهیچ نیازی نیست که همان اول راه، یک راه پیچیده و خلاقانه انجام بدهید! اصلا فکر کردن کامل انجام دادن( کمال گرایی) و عالی بودن را از ذهن تان بیرون کنید. برای شروع، از اینکه کارهای ساده را به خوبی انجام می دهید و موفق می شوید، لذت ببرید.ثابت قدم باشیدهمه ی ما دائما با مشکلات دست و پنجه نرم می کنیم. نباید اجازه دهیم این موانع باعث از بین رفتن یا تضعیف اعتماد به نفسمان شوند و در عوض باید به آن ها به عنوان یک موقعیت برای قوی تر شدن نگاه کنیم.بر مشکلات غلبه کنیمغلبه بر مشکلات باعث شکل گرفتن و تقویت اعتماد به نفس می شود. زیباترین آهنگ ها، آثار هنری و ادبی را کسانی نوشته اند که مفاهیم تلخی مثل؛ ناامیدی، پوچی و از دست دادن عزیزان را تجربه و بر آن ها غلبه کرده اند.کاری را که شروع می کنید به پایان برسانیدبرای خود اهدافی مشخص کنید و تا می توانید تلاش کنید تا هر طور شده به آن ها برسید. زمانی که احساس کنید از پس هر چه بخواهید بر می آیید، اعتماد به نفستان به طرز شگفت آوری بالا می رود و دیگر هیچ چیز جلودارتان نیست. می توانید آن قدر این فرایند را تکرار کنید تا در هر زمینه ای که می خواهید تبحر پیدا کنید.با ترس هایتان روبرو شویدتسلیم شدن در برابر ترس، بزرگ ترین عامل نابودکننده ی اعتماد به نفس است. همه ی ما تجربه های متفاوتی از مواجه شدن با ترس داریم، اما آنچه باعث تقویت شخصیت و حس اعتماد به نفس می شود شهامت و جسارت است نه ترس. اگر آدم اجتماعی ای نیستید و از ملاقات با افراد جدید و شرکت در مناسبت های اجتماعی هراس دارید، باید بدانید با ماندن در خانه و ترسیدن چیزی درست نمی شود. انجام دادن همیشه باعث تقویت اعتماد به نفس می شود. البته امکان دارد در اولین برخورد با ترس هایتان نتیجه ی مطلوبی نگیرید ولی مطمئن باشید اگر روند مدام و مستمری را در پیش بگیرید صد در صد هر بار نتیجه ی  بهتری می گیرید و احساس بهتری راجب به خودتان خواهید داشت.ظاهر خوب الزاما اعتماد به نفس نمی آوردبعضی از جذاب ترین و خوش برو روترین آدم ها مشکل کمبود اعتماد به نفس دارند. به طور مثال؛ مرلین مونرو که یکی از زیباترین و جذاب ترین زنان دنیا به شمار می رفت، هرگز دید خوبی نسبت به خودش نداشت. او به اشتباه اجازه می داد تا نظر دیگران روی ذهنیتی که از خودش داشت تاثیر منفی بگذارد. ظاهر خوب و زیبا می تواند برای مدت کوتاهی باعث شود احساس خوبی در مورد خودتان داشته باشید ولی در بلند مدت به دلایل فراتری برای ساختن یک حس اعتماد به نفس مستحکم احتیاج دارید.مراقب خودتان باشیدوقتی تن و بدن سالمی داشته باشید و ظاهرتان مرتب و آراسته باشد مسلما اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت. نباید اهمیت دادن به آراستگی و سلامت را با مقایسه کردن های بی مورد اشتباه گرفت. این مراقبت به معنای رسیدن به بهترین حالت از خودتان است. راحت ترین و خوشایندترین حالت ممکن برای شما.به خودتان انرژی و انگیزه بدهیدهمه ی ما گاهی اوقات حالمان بد می شود و با شک و تردید و سردرگمی دست و پنجه نرم می کنیم. در nlp به این حالت دره ی ناامیدی گفته می شود یعنی به اصطلاح، در دره ی ناامیدی قرار می گیریم. در این حالت می توانید موفقیت های گذشته را مرور کنید و لیستی بنویسید که شامل ده تا از مهم ترین و بهترین چیزهایی که در زندگی تان به آن ها رسیده اید، باشد. حتی اگر لحظه ای لبخند بر لب دیگری گشوده اید، می تواند موفقیت محسوب شود. لیست تان را به صورت زیبا و آراسته تهیه کنید و آخر هفته ها به آن سر بزنید و از موفقیت هایی که تابحال داشته اید لذت ببرید. این حس به شما انرژی و انگیزه می دهد. خواندن زندگی نامه ی بزرگان  هم کمک شایانی می کند و حس اعتماد به نفس در شما تقویت می شود. مطمئن باشید اگر یک نفر توانسته است کاری را در جهان انجام بدهد شما هم می توانید.مدیر ذهن خودتان شویددر اینجا لازم است کم کم شروع کنید به مدیریت کردن و تغییر ذهن خودتان. شناسایی و شکست دادن خودگویی های منفی را یاد بگیرید تا اعتماد به نفستان را از بین نبرند. با تصویر سازی ذهنی می توانید ذهن خود را مدیریت کنید. در تصویر سازی یاد می گیرید که چگونه در ذهن خود تصور رسیدن به اهدافتان را بیافرینید، آن را تجربه کنید و از حس خوبش لذت ببرید. تصویر سازی ذهنی باعث می شود حتی سخت ترین اهداف هم شدنی به نظر بیایند. البته تا قبل از آن باید حس ارزشمندی را در خود تقویت کرده باشیم.تا همین جا هم که پیش رفتید، احتمالا بوجود آمدن اعتماد به نفس را در خود احساس کرده اید. حالا وقت آن رسیده به خودتان فشار بیاورید و هدف تان را کمی بزرگ تر کنید . خود را متعهد سازید که برای رسیدن به موفقیت تلاش بیشتری کنید و مهارت هایی که دارید را به حیطه های تازه اما مرتبط گسترش دهید.البته نباید دچار اعتماد به نفس کاذب شوید زیرا در این مواقع بیش از حد به خودتان فشار وارد می کنید و زمانی که از عهده ی انجام کاری بر نیایید دلخورده و اعتماد به نفس خود را کاهش می دهید. فقط به اندازه ی لازم و در حد توان خود به خودتان فشار وارد کنید و کار را به افراط و تفریط نکشانید؛  در این زمان متوجه می شوید که به سرعت به اعتماد به نفس تان به سرعت افزوده می شود.و در آخر ذکر این نکته حائز اهمیت است که تنها زنده بودن و نفس کشیدن لازم نیست تا بتوانید به خواسته ها و اهدافتان برسید. مادامی که زنده باشید ولی جسم و بدن سالمی نداشته باشید نمی توانید زندگی را زندگی کنید. باید مراقب سلامتی جسم و بدن تان باشید، ورزش کنید، غذای سالم و مفید بخورید، از تنش ها و حاشیه های اجتماع و از شنیدن اخبار کذب دوری کنید. اگر بدن و جسم سالمی داشته باشید می توانید به خواسته هایتان برسید و در نهایت یک حس اعتماد به نفس عمیقی را تجربه کنید.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 20:22:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور ذهن خود را تغییر دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-pyl5uu4wvfzr</link>
                <description>ما از طریق ذهن مان زندگی خود را مدیریت می کنیم. ذهن این توانایی را دارد که به طور خودکار عمل کند. بیشتر آدم ها به طور نا آگاهانه از ذهن خود استفاده می کنند. ذهن با دریافت اطلاعات از طریق حواس پنج گانه تغذیه می شود. در این مقاله بررسی می کنیم که تغییر ذهن چیست و چگونه می توانیم برای بهتر شدن خودمان و موفقیت بیشتر، ذهن مان را تغییر بدهیم.تاثیر محیط در کودکی روی ذهناطلاعاتی که در کودکی از محیط دریافت می کنیم، محتوای ذهن ما را تشکیل می دهند. به طوری که وقتی دوران کودکی را پشت سر می گذاریم و به دوران نوجوانی می رسیم؛ ذهن ما شکل و محتوای خاصی را به خود گرفته است. در کودکی، چون قدرت تحلیل و تشخیص ضعیفی داریم، اکثر اطلاعات ورودی به ذهن مان را می پذیریم و آن ها به باورها و عقاید ما تبدیل می شوند. زمانی که باورها در ما شکل گرفت بسیار قوی هستند و به راحتی تغییر نمی کنند. این باورهای تثبیت شده، سرنوشت بزرگسالی ما را رقم می زنند. از آنجایی که اغلب باورها منفی و محدود کننده هستند، ما در طول زندگی نمی توانیم از حداکثر توانایی ها و استعداد های خود استفاده کنیم. اما خوشبختانه ذهن قابل تغییر است و شما می توانید افکار، باورها و غقاید خود را موازی با اهداف و رویاهایتان تغییر دهید. تجربه نشان داده است که تغییر ذهن کار چندان راحتی نیست اما کاملا شدنی است و بستگی به تلاش شما دارد.اگر تغییر ذهن کار راحت و آسانی بود الان همه موفق بودند.تغییر ذهن چیست؟طبق تعریف گاردنر ، تغییر ذهن عبارت است از&quot; تحولی درونی که در آن افراد یا گروه ها شیوه ی متداول تفکر در مورد مسئله ای مهم را کنار می گذارند و پس از آن به شکل جدیدی درباره اش فکر می کنند&quot; بنابراین اگر نظر خود را در مورد شیوه ی لباس پوشیدن یا زمان صرف شام تغییر دهید، ذهن شما تغییر نمی کند؛ اما اگر تا بحال به حزب خاصی رای داده اید و حالا تصمیم می گیرید به حزب رقیب آن رای بدهید یا اگر با رها کردن رشته مهندسی، تصمیم می گیرید که روان شناسی را دنبال کنید، ذهن شما تغییر می کند. بنابراین مسئله تغییر ذهن، بسیار عمیق و اساسی است زیرا موجب تغییر کامل دیدگاه ما در مورد جهان یا تغییر نگرش نسبت به خویشتن و روش زندگی مان می شود.چگونه ذهن خود را تغییر بدهیم؟این یک حقیقت بزرگ است که باورها و افکار تثبیت شده ی ذهن ما، ما را به جایگاهی رسانده اند که امروز در آن قرار داریم. نتایجی که در هر زمینه از زندگی خود کسب کرده ایم، بازتاب ذهنیت ما هستند. اگر بخواهیم زندگی و نتایج خود را تغییر بدهیم؛ راهی نداریم جز اینکه ذهن خود را تغییر بدهیم. گاهی ذهن ما در اثر تغییرات و تحولات محیطی و اطلاعات جدیدی که دریافت می کنیم، تغییر می کند. اما گاهی نیز ذهن ما تغییر می کند چون خودمان می خواهیم که تغییر کند. اما چگونه به طور آگاهانه می توانیم ذهن خود را تغییر دهیم؟ در اولین قدم باید تعیین کنیم که در چه زمینه ای می خواهیم ذهن مان را تغییر دهیم، متحول شویم و پیشرفت کنیم. مثلا اگر در زمینه ی مالی وضعیت مناسبی نیست، باید تصمیم گرفت که ذهنیت خود را در مورد مسائل مالی تغییر داد.1. ذهنیت فعلی خود را بررسی کنیداگر شما همواره مشکل سلامتی دارید و حالا می خواهید در این زمینه تغییر ایجاد کنید تا به وضعیت دلخواه خود برسید، در اولین قدم باید ذهنیتی که شما را به این جا رسانده است را شناسایی کنید. چون همان طور که انیشتن گفته&quot; با همان شیوه ی تفکری که مشکلات را ایجاد کرده است، نمی توانیم آن ها را حل کنیم&quot; پس لازم است آن باورهای ذهنی را که منجر به ایجاد مشکل شده اند را شناسایی کنیم و ترمز ها و موانع را از سر راه برداریم. بنابراین مشخص کنید، در حال حاضر نسبت به آن موضوع چه ذهنیت و باورهایی را دارید. سعی کنید آن ها را کاملا مشخص کنید و بنویسید.2. ذهنیت جایگزین را مشخص کنیددر این مرحله باید ببینید که چه ذهنیت جدیدی می تواند به شما کمک کند. مثلا در زمینه ی مالی ببینید افرادی که از لحاظ مالی موفق هستند، در آن زمینه چه ذهنیتی دارند. در مورد پول چگونه فکر می کنند، افکارشان نسبت به کار، کسب در آمد و ثروتمند شدن چیست. این باعث می شود که چه افکار و باورهایی باید جایگزین افکار و باورهای قدیمی شود.3. از استدلال و منطق کمک بگیریدباید بخش منطقی ذهن خود را برای باورها و اهداف جدید مجاب کنید. این کار توسط منطق و استدلال انجام می شود. بنابراین در مورد درستی باورهای جدید فکر کنید و شواهد و دلایلی که درستی آن ها را تایید می کند، مشخص کنید. مثلا در مورد اوضاع مالی، شما قبلا براین باور بوده اید که&quot; پول در آوردن کارسختی است یا پول چرک کف دست است، یا پول زیر پای فیل است&quot; و حالا می خواهید آن با این باورهای جدید جایگزین کنید&quot; پول در آوردن کار راحتی است یا پول چیز بسیار خوبی است&quot; چه دلایلی هستند که از این باور جدید حمایت می کنند؟ شما می توانید نمونه ای از افراد را پیدا کنید که از راه علایق و کارهای لذت بخش، درآمد بالایی کسب کرده اند، یا افرادی که با تغییری خلاقانه و ساده در کسب و کار خود، ثروتمند شده اند. این نمونه ها و شواهد قسمت منطقی ذهن شما را تشویق می کند تا عقیده ی جدید را بپذیرید و آن را با باور قدیمی جایگزین کنید.4. تمرکز؛ تکرار و تظاهر کنیدتکرار اطلاعات جدید خود به خود به پذیرش آن ها کمک می کند. تغذیه کردن ذهن با اطلاعات دلخواه، بسیار بهتر از اطلاعاتی است که به صورت تصادفی از محیط و رسانه ها گرفته می شود. به طور آگاهانه باید بر افکار دلخواه تمرکز کنید و از تمرکز بر افکار قدیمی خودداری کنید. تمرکز و تکرار قدرت معجزه آسایی دارند و به مرور ذهن شما را در جهت دلخواه تان تغییر می دهند و هنگامی که تظاهر و تلقین را به آن ها بیفزایید، قدرتی چند برابر پیدا می کنند. تظاهر به این معناست که از موضوع ذهنیت جدید؛ فکر،احساس و عمل کنید. مثلا برای تغییر ذهن جهت دستیابی به پیشرفت مالی، تصور کنید که ذهنیت ثروتمندانه را در خود تثبیت کرده اید و ثروتمند شده اید. در این صورت؛ رفتار، افکار،گفتار و احساسات شما چگونه خواهد بود؟ هم اکنون همان گونه فکر و رفتار کنید، احساس همان حالت دلخواه را در خود ایجاد کنید و تمام وجوه زندگی خود را در آن جایگاه ببینید. تنها در این صورت است که ذهن شما می تواند با وضعیت دلخواه شما، مطابقت پیدا کند و شما می توانید با تلاش مداوم در انجام این تمرین،به هدف خود برسید.5. از فیلتر ذهنی استفاده کنیدبه طور آگاهانه ذهن خود را، با باورهای جدید و دلخواه، تغذیه کنید. با این روش می توانید افکار منفی را از خود دور کنید. برای این منظور فرض کنید که در سرتان فیلتری وجود دارد که مانع ورود افکار منفی به درون ذهن تان می شود و وقتی فکری منفی به سراغتان آمد آن را تفکیک می کند و در سطل زباله می اندازد. هر گاه فکری منفی به ذهن تان رسید؛ با خود بگویید&quot; فیلتر زباله دان&quot; به مرور به طرزی ناخودآگاه این افکار منفی کاهش خواهند یافت و با کمک افکار مثبت و دلخواه، ذهن شما در جهت دستیابی به اهدافتان تغییر خواهد کرد.در این رابطه جیمز آلن می گوید: ذهن آدمی را می توان به باغی تشبیه کرد که می تواند هوشمندانه کاشته شود یا وحشیانه رشد کند. خواه آگاهانه کشت شود و خواه نادیده گرفته شود؛ باید ثمره اش را به بار آورد. اگر بذر سودمندی در آن کاشته نشده باشد، انبوهی از علف های هرز در آن می روید و هم جنس خود را تولید خواهد کرد.6. ذهن تان را برای تحقق رویاهایتان تغییر دهیدذهن ماشینی هدفمند است و اگر شما هدفی برایش مشخص نکنید، دیگران برای رسیدن به اهداف خود، ذهن شما را برنامه ریزی خواهند کرد. پس رویاها و اهداف مهم خود را مشخص کنید، در مورد کسانی که قبل از شما به آن اهداف رسیده اند مطالعه کنید، باورهای آن ها را بررسی کنید و ذهن خود را توسط همان باورها تغییر دهید تا به همان اهداف دست پیدا کنید. ذهن به طور خودبه خود در جهت تحقق &quot; اهداف سازگار با باورها&quot; عمل می کند. اهداف و آرمان های شما باید شفاف و واضح باشند و برای دستیابی به آن ها باید قاطع باشید. اهداف شفاف و قطعی، مثل مرواریدی است در درون صدف، اهداف قطعی فکر بزرگی است که ذهن خلاق ما واقعیت را به دور آن شکل می دهد. اگر ذهن خود را متناسب با رویاهایتان تغییر بدهید، دیر یا زود شاهد تحقق آن خواهید بود.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 19:11:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به موفقیت برسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-bmefpmuadzfs</link>
                <description>بهترین راه موفقیت، ترکیبی از مهارت ها، باورها، ذهنیت ها و توانایی های ما است. شما می توانید با کمک گرفتن از آن ها به بزرگ ترین رویاهای خود برسید. این نکته خیلی مهم است که بدانید موفقیت یک مسیر همیشگی و رو به تکامل است و جالب است که این را آویزه ی گوش خود کنید؛ موفقیت یک مقصد نهایی نیست. برداشت های نادرست درباره ی موفقیت، ما را دچار اشتباهات زیادی می کند.واقعا موفقیت چیست؟در دنیای مادی امروز، که این مادیات اکثر آدم ها را تحت تاثیر خودش قرار داده است؛ ما به شادی لحظه ای حاصل از کسب عنوان ها و به دست آوردن اشیا عادت کرده ایم. شما هم شاید لذت ناشی از خرید گوشی برند و یا خرید یک ماشین نو و ... را تجربه کرده باشید. برخورداری از چنین چیزهایی لزوما بد نیست و حتی باعث راحت تر زندگی کردن انسان هم می شود؛ اما در توضیح &quot;چرایی&quot; اشتیاق انسان برای چنین چیزهایی، تفسیرهای اشتباه کم نیستند.حقیقت این است که موفقیت در هیچ یک از ابعاد زندگی، مانا و پایدار نیست. بوی خوش ماشین نو بعد از مدتی از بین می رود، گوشی نو، دیر یا زود جای خودش را به یک گوشی پیشرفته تر، پرزرق و برق تر و سبک تر می دهد. فردی جوان تر، با انگیزه تر و باهوش تر سرانجام رکوردهای شما را می زند.شما هم اگر به این باور دارید که زندگی یعنی حرکت به جلو و تلاش برای بهتر شدن، نه درجا زدن و یکی کردن خط شروع و پایان لطفا با من همراه باشید.موفقیت چیست؟برای رسیدن به زندگی دلخواهتان باید تعریف تان را از موفقیت، بر مبنای خواسته های خودتان ( نه آنچه پدر و مادرتان و رسانه ها برای شما فرمان می دهند ) مشخص کنید. شما باید خودتان را در اولویت قرار دهید، زیرا این زندگی شماست و تعریف شما از موفقیت است که اهمیت دارد.لطفا از خود بپرسید که موفقیت چیست؟من با چیزهای کوچک شروع می کنم، اما در عین حال خیلی هم اهمیت کمی نمی دهم! به عنوان یک معلم خودشناسی و توسعه فردی، هر روزی که بتوانم مطلبی را بنویسم و یا صحبتی بکنم که به درد حتی یک نفر بخورد و کسی بتواند با مطلب به اشتراک گذاشته شده و صحبت ها زندگی خودش را تغییر دهد؛ به هر حال روزی که بتوانم رسالتم را انجام دهم، با حسی از موفقیت به همراه شادی همراه است. اگر هم مطلب من حتی بازدید آن چنانی نخورده باشد، خودم را سرزنش نمی کنم، چون ویوی بالایی داشتن را به عنوان هدف موفقیت خودم، تعریف نکرده ام و به همین دلیل این چنین انتظاری هم ندارم.در ضمن این انتظار، حتی واقع بینانه هم نیست!و حالا شما بگویید، در نگاه شما موفقیت یعنی چه؟ اینکه هر روز صبح به باشگاه بروید؟ انجام فهرستی از کارها که از روز پیش تهیه کرده اید؟ هدف از تعریف موفقیت، این است که بر پایه ی انتظارات و علایق خودتان و شرایط موجود، زندگی کنید. وقت و انرژی تان را صرف کارهایی کنید که باعث خوشنودی، احساس پیشرفت، کمال و خدمت رسانی می شود.هر انسانی بدون شک در این جهان رسالت فردی دارد . بگردید و با سوال هایی از خود و هدف گذاری رسالت فردی خود را بیابید.چطور به موفقیت برسم؟اگر کاری خوشحال تان می کند و باعث می شود مهارت ها و نیروی تان برای آن را به کار بگیرید و در حین انجام آنT اصلا متوجه زمان و خستگی نمی شوید، احتمالا باید هر روز زندگی تان را صرف آن کنید تا هر روز احساس بهتری نسبت به خود داشته باشید. و شاید این را بدانید که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب (قانون جذب). حس خوب را اگر عمیقا تجربه کنید آن موقع تازه متوجه می شوید که ماشین و گوشی نو و یا....لذت های زود گذر هستند و دوام چندانی ندارند.پس از اینکه معنای موفقیت برای شما روشن شد؛ تنها راه ممکن برای رسیدن به آن تلاش و پشتکار مداوم است . تسلیم نشدن در برابر سختی ها و چالش ها یک نکته ی مهم برای رسیدن به اهداف است. البته که اگر رسالت و عشق خود را درست پیدا کنید، تاب آوری بالایی نسبت به موانع موجود خواهید داشت. من بعد از گذشت سی سال تازه متوجه رسالت، عشق و علاقه ی خودم شدم و می خواهم به شما هم بگویم هیچ وقت دیر نیست!باید دست از تلاش همیشگی برای جلب خشنودی دیگران بردارید، تنها در این صورت ، از کارهایی که قرار است انجام بدهید، می توانید لذت ببرید.پس همین الان بیایید و موفقیت را از دیدگاه خودتان تعریف کنید و آن را شناسایی کنید. اگر لازم است روی کاغذ بنویسید، برای خودتان اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در نظر بگیرید. تنها برای هدف پایانی تلاش نکنید و مدام منتظر نتیجه نباشید. برای موفقیت امروزتان تلاش کنید، خواهید دید که تلاش امروزتان شما را به هدف اصلی نزدیک و نزدیک تر می کند.اهمال کاری را رها کنید و دست دست نکنیدهمه ی ما در زندگی دچار اهمال کاری شده ایم و کارها را به تعویق انداخته ایم. من هم یکی از قربانیان این اهمال کاری  هستم ولی از زمانی که با تفکر درست و بینش و آگاهی متوجه یک سری از مسائل شدم، شروع کردم به یادگیری و مشت محکم به اهمال کاری زدم. شما هم وقت آن رسیده که به جای تعلل و طفره رفتن، به سمت حرکت و پیشرفت گام بر دارید و طبق خواسته هایتان عمل کنید.صبور باشیداحساسات بی ثمر و بی فایده ای مانند خشم، حسادت، توقع و رنجشش، جایی در تلاش های مستمر و قابلیت هایتان برای رسیدن به موفقیت ندارند. حتی انرژی شما را هم برای رسیدن به اهدافتان می گیرند.هر چه برای بهتر شدن نسبت به دیروز مشتاق تر باشید، به خاطر پیشرفت هایتان بیشتر احساس رضایت و موفقیت می کنید. هنگامی که برای پیشرفت و به پایان رساندن کاری سرسختانه تلاش می کنید، در بند بند وجودتان، حس لذت بخش موفقیت را احساس می کنید. هر زمان که به گذشته و نقطه ی شروع تان نگاه می کنید و متوجه ی نتیجه ی کارتان می شوید، موفقیت را حس می کنید.قدردان موفقیت های کوچک و دستاوردها باشیدموفقیت های کوچکی را که پشت سر گذاشته اید را جشن بگیرید و آن ها را ببینید و حس کنید. به خودتان نگویید؛ این که چیزی نبود؛ دیدن جنبه های کوچک زندگی و شکرگذاری کردن بابت آن ها، باعث می شود به مسیر بزرگ تر و زیباتر هدایت شوید.برای شروع زندگی برچنین مبنایی وقت را بیهوده تلف نکنید! از همین امروز شروع کنید. زیرا روزی که به خاطر دیگران و مطابق با انتظاراتی که خواسته های شما نیستند، سپری شود؛ در حقیقت متعلق به شما نیست!</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2024 16:29:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هدف گذاری کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-hqky9i40zq99</link>
                <description>با این که سوال ساده ای به نظر می رسد، اما سوال هدف یعنی چه؟ پرسش بسیار مهمی است. به خصوص اگر دغدغه ی ما یک زندگی مطلوب باشد، این موضوع برایمان مهم تر هم می شود. همه ی افراد فکر می کنند که از قبل می دانند که مفهوم هدف چیست، و احتمالا در تمام زندگی خود چندین بار هدف گذاری کرده اند. وقتی نمی دانید هدف چیست و اهمیت داشتن هدف در زندگی را درک نمی کنید، ممکن است هر چیزی را روی کاغذ بنویسید و آن را هدفتان بنامید و زمانی که نتوانید به آن برسید، ناامید شوید. در این مقاله به شما گفته میشود که، اهداف باید شاخصی برای پیشرفت شما باشند، نه معیاری برای شکست و یا موفقیت.مفهوم هدف چیست؟هدف، ایده ای از آینده یا نتیجه ای مطلوب است که شخص آن را تصور و برای آن برنامه ریزی می کند و متعهد می شود، آن را به دست آورد.داشتن هدف در زندگی، ما را با انگیزه می کند و دائما ما را به عمل کردن وا می دارد. هنگامی که بتوانیم هدفمان در زندگی را به درستی انتخاب کنیم، می توانیم از لحظه به لحظه ی زندگی مان به نحو احسن بهره ببریم. باید بگویم، اهداف نشان گر تصمیماتی است که میگیریم، و مسئولیت هایی که برای دستیابی به آن ها می پذیریم. به واسطه ی اهدافمان برخی از عادت های بد را ترک می کنیم و عادت های مفیدی را کسب می کنیم. به عنوان مثال، اهداف زندگی شما می تواند شامل هدف های توسعه فردی، اهداف شغلی، آموزشی، بهداشتی، خانوادگی، اهداف معنوی و یا خانوادگی و ... باشد.دلیل اهمیت هدف گذاری چیست؟هدف گذاری می تواند به ما در بهبود عملکردمان کمک کند. وقتی از دستورالعمل های هدف گذاری مبتنی بر علم، استفاده می کنیم، این احتمال را افزایش می دهیم که به اهدافی که برای خود تعیین کرده ایم، دست پیدا کنیم و این اهداف بر زندگی ما تاثیر بگذارند چنان که ما خودمان آن را تعیین کرده ایم.به عنوان مثال، سیستم هدف گذاری SMART پیشنهاد می کند که بیشتر اهدافی را در زندگی تعیین کنیم که برای ما معنادار هستند. وقتی این کار را انجام می دهیم، انگیزه بیشتری برای تلاش در راستای رسیدن به هدف داریم و در حین انجام آن لذت بیشتری را تجربه می کنیم. به طور کلی هدف گذاری در زندگی به ما کمک می کند تا اقداماتی به دست آوریم که قرار است با آن ها به جایی که می خواهیم برسیم.اشتباه بیشتر افراد درباره هدف:بر اساس یک تحقیق، تنها 8 درصد از افراد به هدف های خود در زندگی دست می یابند. هنگامی که هدف های ما به درستی تعیین نمی شوند یا با دیدگاه های نادرستی به آن اهداف می پردازیم، ممکن است نتوانیم به آن ها برسیم و در نتیجه ناامید می شویم.برخی از افراد اهداف خود را رها کرده اند و یا به طور کلی هدف گذاری نمی کنند. برخی دیگر به دلیل عدم موفقیت در رسیدن به هدف خود، ناامید شده اند. این رویکردها می تواند به تصورات غلطی که بسیاری از آن ها، در مورد هدف دارند مرتبط باشند.در اینجا به برخی از تصورات غلط در خصوص هدف داشتن و هدف گذاری می پردازیم؛آیا هدف ها تنها معیار موفقیت و یا شکست هستند؟هنگامی که هدف ما تنها به معیار موفقیت ما تبدیل شود، ممکن است در مورد نتیجه ای که می خواهیم به دست آوریم، وسواس پیدا کنیم و فرایندی که ما را به آن هدف می رساند را در نظر نگیریم.این جاست که هدف های نتیجه محور و فرایند محور مطرح می شوند.بیش تر افراد به جای هدف فرایند محور، هدف های نتیجه محور تعیین می کنند. هدف های نتیجه محور فقط بر اساس نتایج هستند، در حالی که هدف های فرایند محور مبتنی بر انجام فعالیت هایی مناسب هستند که در نهایت منجر به نتیجه ای عالی خواهند شد.به طور مثال فرض کنید که در حال حاضر یک میلیون تومان در هفته در آمد دارید و هدف خود را برای دو میلیون تومان در هفته تعیین کرده اید. اما پس از انجام همه کارها و تعیین استراتژی هایتان تنها یک میلیون و سیصد هزار تومان در هفته درآمد کسب کرده اید. اگر بخواهیم به عنوان هدف نتیجه محور به آن نگاه کنیم، احتمالا از رسیدن به هدفتان ناراضی خواهید بود. اما اگر هدف شما فرایند محور باشد، از اینکه درآمد خود را بهبود بخشیده اید راضی خواهید بود و انگیزه ی بیشتری برای تلاش خواهید داشت.نکات هدف گذاری:اولویت بندی اهداف، یکی از نکات هدف گذاری است. اگر چندین هدف دارید، حتما تصمیم بگیرید که کدام را در اولویت قرار دهید. این کاملا بستگی به شما دارد که کدام از اهدافتان باید در درجه ی اول قرار بگیرد. روزانه ساعات زیادی را در اختیار دارید و می توانید با برنامه ریزی برای رسیدن به مهم ترین هدف تان متمرکز شوید.اهداف بلند مدت را از کوتاه مدت و میان مدت جدا کنید:اغلب، رویاها و برنامه هایمان را به عنوان اهداف بلند مدت در نظر می گیریم، اما برای این که بتوانیم به این اهداف بلند مدت برسیم، باید برای خود اهدافی میانی و واسطه برای خود تعیین کنیم، که آن ها میان مدت یا کوتاه مدت اند و اغلب هم، اهدافی اند معطوف به قابلیت ها.مثلا اگر دلم می خواهد که تا آخر سال رئیس پروژه بشوم (هدف معطوف به نتیجه)، می توانم در یک دوره ی آموزشی مربوط به مدیریت پروژه شرکت کنم تا توانایی خود را افزایش دهم ( هدف کوتاه مدت و عملکردی ) و از ابزار و تکنیک های جدید در کارهای روزمره ام استفاده کنم ( هدف میان مدت و رفتاری ).با به کارگیری اهداف کوتاه مدت و واسطه، می توانیم به اهداف بلند مدت خود دست پیدا کنیم و روند کار را می توان این طور خلاصه کرد: تعیین اهداف کوتاه مدت برای دستیابی به اهداف بلند مدتشش پرسشی که میتوان در زمان هدف گذاری از خود بپرسیم:یکی از بهترین روش های دستیابی به اهداف خود این است که وقت بگذارید و سوالات مناسبی برای خود طرح کنید. سپس در ادامه متوجه می شوید که باید نقشه کار و برنامه ی عملیاتی خود را تنظیم کنید و با وجود تمام موانع به آن وفادار بمانید.اغلب اوقات وقتی از اطرافیان می پرسیم چه هدفی دارند؟ معمولا چنین جواب هایی می دهند: نمی خواهم قبل از صحبت کردن در جمع اضطراب داشته باشم، دلم نمی خواهد با این رئیس کار کنم، نمی خواهم در این مسابقه ببازم و ....  همان طور که متوجه شده اید، اکثر جواب ها معطوف چیزی است که افراد آن را نمی خواهند. این خوب است که بدانیم ما چه چیزی نمی خواهیم، اما مهم تر از آن این است که بدانیم چه می خواهیم. در واقع هر چه واضح تر بدانید که چه می خواهید، در ذهنتان آسان تر می توانید تصور روشنی از هدف مورد نظر داشته باشید. در نتیجه می توانید تمرکز کنید و قابلیت های خود را برای رسیدن به آن فعال سازید. در ادامه به سوالاتی که باید موقع هدف گذاری از خود بپرسید، می پردازیم.1. من چه می خواهم؟اگر هدفی که انتخاب می کنید به چشمتان باارزش بیاید، انگیزه و اشتیاق بیشتری برای انجام آن دارید و از قابلیت های خود بیشتر مایه می گذارید و در برابر مشکلات از خود ایستادگی نشان می دهید و با اولین مشکلی که با آن روبرو می شوید تسلیم نمی شوید. بسیار مهم و اساسی است که بدانید موفقیت در رسیدن به هدف، چه چیزی را برایتان به ارمغان می آورد. اگر این را همان اول از خود بپرسید، جلو اشتباهات را می گیرید. مثلا اگر هدفتان این است که تا آخر سال به وزن ایده آل خود برسید، خوب است از خود بپرسید؛ چقدر هدف مورد نظر برایتان مهم است، چرا می خواهید این کار را انجام دهید، چه نیازی را برایتان بر آورده می سازد و چه نتیجه ای برایتان دارد.دانستن جواب سوالاتی که از خود می پرسیم به ما کمک می کند تا به هدف خود معنا دهیم. مسئله ی معنا در زندگی، انگیزه و دلیل وجودی مان اهمیت زیادی دارد و انرژی لازم را برای ادامه دادن به ما می دهد.عده ای از مردم، بدون این که بدانند چرا..... شاید فقط برای داشتن درآمد..... کارها و اعمالی را انجام می دهند. در صورتیکه اگر دقیقا بدانیم که چه می خواهیم، نتیجه ی بهتری می توانیم داشته باشیم.2. رسیدن به این هدف چه فایده ای برایم دارد؟اگر جواب هایتان باعث به وجود آمدن انگیزه می شود و آن هدف به نظرتان مهم می آید، می توانید جواب دادن به سوالات دیگر را ادامه دهید. در غیر این صورت هدفتان اشتباه است و آن را به درستی تعریف نکرده اید. در این صورت باید دوباره روی هدفتان فکر کنید و دوباره برای خود تعریف کنید. درست نیست که تصور کنیم دیگران، چه دور و چه نزدیک، ربطی به هدف ما ندارند. در نظر نگرفتن دیگران کار اشتباهی است. اگر دلتان می خواهید کار خود را عوض کنید و در نظر دارید تغییر شغل بدهید، باید بالاخره نزد رئیس خود بروید و تصمیم خود را برایش توضیح دهید و در مورد آن مذاکره کنید.3. چطور بفهمم در مسیر درست هستم؟در راه رسیدن به هدف خود، به نشان گرهایی نیاز دارید تا بفهمید در چه موقعیتی هستید و خود را هدایت کنید. در صورت لزوم، تنظیمات و تغییراتی انجام دهید. به علاوه، کارایی دیگرشان این است که به شما نشان می دهد که در مسیر درست هستید، تشویقتان می کند یا&quot; گوشتان را می کشد.&quot;این نشانه گذاری به نسبت هدفی که دارید، ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد. مثلا اگر تصمیم دارید در روابط لجتماعی تان راحت تر باشید، شاید نشان گرهایی که به شما نشان می دهند در مسیر درست هستید این ها باشند: نخست، زمانی که دیگر دل پیچه نمی گیرید و راه گلویتان بسته نمی شود؛ بعد، زمانی که جرئت می کنید و خود را پیش از دیگری معرفی می کنید؛ سپس، وقتی که بیشتر از قبل گشاده رو هستید و .....اگر هدفتان کم کردن ده کیلو از وزنتان است، نشان گرهای مسیر درست می توانند این ها باشند: مقدار کیلویی که در هر ماه کم می کنید، و البته زمانی که می توانید لباس هایی را بپوشید که مدت ها بود استفاده نمی کردید، هنگامی که از لحاظ جسمی حس بهتری دارید ( تنفس بهتری دارید و یا موقع راه رفتن کمتر خسته می شوید و....)4. این هدف به چه اشخاصی مربوط می شود؟امیدوارم در این مرحله از پرسش هدفتان روشن تر باشد، احاطه ی بهتری بر آن داشته باشید، حسش کنید، تصورش کنید و مایل باشید که تا آخر خط بروید و به آن برسید. اما چند لحظه ی دیگر دست نگه دارید.راه ها بدون موانع نیستند و اغلب اوضاع آن طور که می خواهیم پیش نمی رود. پس باید خطرات را پیش بینی کرد. همان طور که برای یک ورزشکار لازم است احتمال باخت را در نظر بگیرد تا بهتر بتواند برنده شود، ضروری است شما نیز مشکلات احتمالی را در نظر بگیرید، آن ها را تحلیل و راه حل ها را از قبل پیش بینی کنید. بازیکن هند بالی را تصور کنید که از او بپرسند: حتی اگر بهترین بازیکن مسابقه باشید، چه چیزی مانع از رسیدن شما به هدف می شود؟ او بلافاصله از جراحتش صحبت می کند. سپس بعد از کمی تفکر، از کم کاری خود در تمرینات می گوید، از تسلط نداشتن در شوت از راه دور، از شرایط بازی، از مربی اش و ....مراقب باشید، باید بین مسائلی که به ما مربوط می شود و مسائلی که به دیگران مربوط می شود تفاوت قایل شویم. در این مثال، شرایط بازی و مربی به بازیکن هندبال مربوط نمی شود.سپس از خودتان بپرسید: اگر این اتفاق برایم می افتاد چه کار می کردم؟ اگر بازیکن هندبال دچار جراحت شود، برای رسیدن به هدفش باید چه کار کند؟ در این جا باید صحبتمان را دقیق تر کنیم. همه چیز به شدت جراحت، مدت زمان لازم برای بهبود و لحظه ای که رخ می دهد بستگی دارد. اگر زخمی شده است، بدون شک می تواند بخشی از تمرینات خود را که به تقویت عضلات مربوط می شود ادامه دهد( البته بستگی به محل جراحت دارد) همچنین می تواند فیلم های ویدئویی بازی ها را تماشا کند و به تجزیه و تحلیل آن ها بپردازد، چه بازی های تیم خودش و چه بازی های تیم دیگران. می تواند تمرینات ذهنی انجام دهد، در تمرینات شرکت و به توصیه های مربی گوش کند و با تیم در ارتباط بماند..... همان طور که می بینید ما به جای اینکه روی مشکل تمرکز کنیم، دنبال راه حل هستیم. با توجه به مهارت پایینی که در پرتاب از راه دور دارد، می تواند تدبیری بیندیشد تا فقط از نزدیک پرتاب کند، یا جلسات تمرینی تخصصی درخواست کند.5. چه چیزی مرا از دستیابی به هدفم باز می دارد؟ممکن است رفتارها و عادت های فعلی شما باعث رسیدن شما به هدفتان شوند. شاید نیاز داشته باشید مهارت های جدیدی کسب کنید و یا رفتارهای جدیدی اختیار کنید. پس از تشخیص نیازهای خود، می توانید برنامه عملیاتی برای خود تهیه کنید.6. برای رسیدن به هدفم به چه چیزی نیاز دارم؟همان طور که دیدیم، برای تعیین کردن اهداف خود باید سوالاتی از خود بکنید. اما این سوالات هر قدر هم که خوب مطرح شوند، نیاز است که با معیارهایی سنجیده شوند تا کارایی تان افزایش یابد.روش SMART روشی است برای به خاطر سپردن معیارهایی که به ما کمک می کنند هدفمان را به درستی تعیین کنیم:S یعنی Specific : یعنی مشخص باید باشد. اهداف کلی فقط یک آرزو هستند و معمولا به آن ها نمی رسیم. هدف باید مشخص باشد تا افراد به طور شفاف و واضح درگیر آن باشند و بر نتیجه ی نهایی تمرکز کنند.M یعنی Measurable : یعنی قابل اندازه گیری باشد. هدف شما باید واقع گرایانه باشد. یعنی باید به شما و  توانایی های شمابستگی داشته باشد و با توجه به محدودیت ها قابل دستیابی باشد.A یعنی  Achievable : یعنی دست یافتنی باشد. بسیاری از افراد در رسیدن به اهداف شکست می خورند، زیرا نتیجه ی مطلوب با دستاوردهای اکنون بسیار فاصله دارد.R یعنی Realistic : هدف باید واقع بینانه باشد و رویای غیر ممکنی نباشد.T یعنی Timely : باید مهلت زمانی مشخصی برای اهداف در نظر بگیرید. زمان شما می تواند یک هفته، یک ماه یا 90 روز باشد.اهداف خود را بنویسید:بعد از آن که اهداف خود را شناسایی کردید، حالا نوبت به این می رسد که آن هارا مکتوب کنید و برای آن ها برنامه ریزی کنید. با این کار تشخیص این که آیا به طور کامل و دقیق به آن ها فکر کرده اید یا خیر آسان تر خواهد بود. شاید یک هدف، آن قدر که فکر می کردید هم واضح نبوده و یا شاید لازم باشد ابتدا اتفاق دیگری بیفتد، بنابراین باید برای آن برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال اگر هدف شما به دست آوردن یک شغل خاص است اما این شغل نیاز به مدرک خاصی دارد، نوشتن اهداف پس از هدف گذاری به شما کمک می کند که بر امور روزانه نظارت داشته باشید، به خصوص به طور منظم پیشرفت هایتان را کنترل و در صورت نیاز فعالیت ها و راهکارهایتان را تنظیم کنید و ببینید طبق برنامه ریزی خود پیش می روید یا نه.به طور خلاصه پس از آن که نیازهای لازم برای دست یافتن به هدف اصلی خود را مشخص کردید، حالا نوبت آن رسیده که برنامه ی عملیاتی طراحی کنید که شامل برنامه ریزی دقیق کارها و فعالیت هایی است که باید انجام دهید.این برنامه ریزی مربوط است به تعیین اهداف میانی( اهداف ثانویه ) که در جهت محقق ساختن  پروژه ی شما (همان هدف اصلی) است.دست به کار شوید:بالاخره تمام شد! اهداف اصلی و اهداف میانی خودتان را مشخص و برای آن ها برنامه ریزی کردید. حال باید دست به کار شوید. این دست به کار شدن در ابتدا باید با یک تمرین سخت و منظم شروع شود. ورزشکاران اغلب می گویند که تمرین کردن خودش بخشی از موفقیت در مسابقه است. در سعی و تلاش منظم است که می توانید پیشرفت کنید و همین شما را از بقیه متمایز می کند. اعتماد به نفس خود را بیابید و خود را قوی تر حس کنید. تمرین کردن همچنین به معنای پذیرش این واقعیت است که نمی توانید بلافاصله موفق شوید! پشتکار و تلاش اساسا خصوصیتی ضروری برای آماده شدن در تمرین ها و موقعیت هاست. همچنین گاهی به معنای پذیرش رنج کشیدن است. البته خالی از لذت نیز نیست، چرا که نیروی لازم و ضروری برای موفقیت به حساب می آید.اگر می خواهید در سخنرانی کردن در جمع پیشرفت کنید، باید و باید تمرین کنید. این کار را می توانید با توجه و دقت بیشتر در مطلبی که می خواهید ارائه دهید و حرکات سر و دستتان شروع کنید و همچنین چندین بار در هفته، جلوی آینه روی شیوه ی بیان خود کار کنید.تمرین کردن بسیار ضروری است، اما بالاخره یک زمانی باید وارد گود شوید. بهترین روش برای پیشرفت و نقش داشتن در پروژه این است که موقعیت هایی به وجود بیاورید که بتوانید خود را نشان دهید. یک ورزشکار شاید نیاز داشته باشد مسابقات آماده سازی انجام دهد تا ببیند در چه وضعیتی قرار دارد و بدین وسیله خود را به مسابقه ی واقعی نزدیک تر می کند.چه فایده ای دارد که بهترین دریل را داشته باشید و طرز کار آن را بدانید، در صورتی که هرگز نخواهید جایی را سوراخ کنید. هرگز نخواهید فهمید که قادر به آن کار هستید یا نه! بهترین شیوه برای پیشرفت، به خصوص در زمینه ذهنی، این است که خود را با موقعیت هایی که با آن رو به رو خواهید شد مواجه سازید. هر چه بیشتر خود را با این موقعیت ها مواجه کنید، عملکردتان راحت تر و کارآمدتر خواهد بود. در حرکت به سمت چیزهایی که ازشان می ترسید تردید به خود راه ندهید، خود را به چالش بکشید!شعر زیبایی در این مورد است که نیاز به تفکر دارد!&quot; جرقه از تو بر می خیزد،به هر سو می پرد و قادر به تغییر همه چیز استپس... جرئت کن، جرئت کنبه زندگی ات ارزش واقعی اش را بازگردان...&quot;سخن آخر:هرگز اجازه ندهید حتی یک لحظه از زندگی تان بدون تعیین هدف بگذرد. و همواره برای دستیابی به آن ها تلاش کنید و تسلیم نشوید. بنشینید و به این فکر کنید که از حالا تا شش ماه آینده چه کاری برای پیشرفت در زندگی خود می توانید انجام دهید ( هیچ فرقی نمی کند که چند سال دارید )فراموش نکنید که برای طولانی مدت هم برنامه ریزی کنید. شما فقط همین یک زندگی را دارید بنابراین اهدافی را که چندین سال رویای شما بوده است را دست کم نگیرید و آن ها را با برنامه ریزی و تلاش به واقعیت تبدیل کنید.و در آخر می خوام بهت بگم وقتی می دونی از زندگیت چه چیزی می خواهی، وقتی درون خودت احساس ارزشمندی می کنی، وقتی برای تک تک روزهات هدف داری، این طوری کمتر فرصت پیدا می کنی که بنشینی و تک تک رفتارهای دیگران را تفسیر کنی و دل مهربونت رو پر از کینه کنی! انتخاب با توست</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2024 10:37:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معجزه شکرگزاری؛ چگونه شکرگزاری کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-irjumow1iszh</link>
                <description>همان طور که ما می دانیم شکرگزاری در سلامت روان و جسمانی ماتاثیر و اهمیت بسزایی دارد و این تایید شده است. و اما این تاثیرات چیست و چقدر اهمیت دارد؟هر کس که شکرگزاری داشته هایش را می کند، به او بیشتر داده خواهد شد و او در نعمت غرق خواهد شد. هر کس که شکرگزاری ندارد، حتی آنچه دارد نیز از او گرفته خواهد شد.شکرگزاری مترادف حق شناسی است؛ شکر در لغت به معنای اظهار کردن سپاس است. قرآن کریم نیز برای شکرگزاری نعمت ها تاکید بسیاری دارد؛ (آیه 7 سوره ابراهیم): به خاطر بیاورید زمانی که پروردگارتان اعلام فرمودید: اگر شکرگزاری کنید، نعمت شما را زیاد می کنم و اگر ناسپاسی کنید، مجازات من سخت است.قانون جهان:بر اساس قانون جذب، هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. به واسطه ی قانون جذب است که سلول های تمامی موجودات زنده و نیز عناصر تمامی اشیا در کنار هم قرار می گیرند. در زندگی من و شما هم، همین قانون است که بر فکرها و احساسات ما حاکم است. زیرا فکرها و احساسات ما نیز از انرژی هستند. بنابراین هر فکری بکنی و یا هر احساسی داشته باشی، آن فکر و احساس در زندگیت پدیدار می شود و به واقعیت تبدیل می شود.شاید بارها شنیده ای که گفته اند: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی و یا با هر دست که بدهی، با همان دست می گیری؛ همه ی این حرف ها به یک قانون اشاره دارند که اسحاق نیوتن آن را کشف کرده است. هر عملی عکس العملی هم راستای خود دارد. هنگامی که شکرگزاری را در متن قانون نیوتن قرار می دهی، این چنین می شود؛ هر شکری عمل است . هر عملی عکس العمل دارد. عمل شکرگزاری، عکس العملش، دریافت نعمت است. بنابراین آنچه دریافت می کنی، هم راستای میزان و کیفیت شکری است که ادا کرده ای. هر چه شکرگزاری تو صمیمانه تر و با احساس عمیق تر باشد، نعمت دریافتی نیز بیشتر و پر بهاتر خواهد بود.کلمه جادویی شکرگزاری:پیامبر گرامی فرموده است: سپاس و شکر بر نعمت، مانع از زوال نعمت می شود.بودا گفته است: به واسطه ی احساس سپاس و شکرگزاری، به خواسته هایت می رسی.لائوتزو گفته است: اگر از آنچه هست راضی باشی، همه ی جهان از آن تو خواهد بود.در تمامی فرهنگ ها و آیین های جهان، احساس سپاس و شکرگزاری، نقشی اساسی ایفا می کند.هنگام صبح که از خواب بلند می شوی، به خاطر نور صبح گاهی شکرگزار باش، به خاطر صبحی دوباره و فرصتی دوباره برای زندگی کردن، هر لحظه ممکن بود در شب این فرصت از تو گرفته شود؛ به خاطر غذایی که می خوری، آبی که براحتی می نوشی، شکرگزار باش. اگر احساس می کنی که هیچ دلیلی برای شکرگزاری و سپاس نداری، مشکل از توست.برای آن که جادوی شکرگزاری را در زندگی خود تجربه کنی، ابتدا باید آن را به کار ببندی! صرف نظر از اینکه چه کسی هستی، کجایی، چه حال و روزی داری، شکرگزاری می تواند کل زندگیت را دگرگون کند!شکرگزاری چیست؟شکرگزاری یعنی قدردانی و سپاس گزاربودن بابت، داشته ها و موهبت هاست. در برابر هر موضوعی می توانید قدردان باشید و شکرگزاری کنید. شکرگزاری در روزهای خوب حال شما را بهتر می کند و در روزهایی که بر وفق مراد نیست و به نظر بد می رسد، کمک می کند از چالش ها عبور کنید و دوباره به زندگی مسلط شوید. بعضی ها معتقدند که شکرگزاری رفتاری صرفا مذهبی است، اما باید به شما بگویم که این طور نیست، علم روانشناسی می تواند تاثیر خوب این رفتار را بخصوص، وقتی به روتین روزانه تبدیل می شود ثابت کند. شکرگزاری کمک می کند که روی جنبه های مثبت زندگی تمرکز کنید و احساسات مثبت را بیش از احساسات منفی تقویت نمایید. هنگامی که شکرگزاری را به شیوه ی زندگی خود تبدیل می کنی تازه متوجه میشی که چرا در زندگیت اشتباهاتی بوجود آمده و یا چرا باید جای بعضی چیزها در زندگیت خالی باشد. اگر شکر گزاری را اندکی تمرین کنی، زندگیت اندکی تغییر خواهد کرد. اگر شکرگزاری را بسیار و هر روز تمرین کنی، زندگی تو طوری تغییر می کند که حتی خودت هم تصورش را نمی کردی.فواید شکرگزاری:تقویت سیستم ایمنی بدن یکی از نتایج شکرگزاری و قدردانی برروی سلامتی است. استرس به شدت سیستم تیمنی بدن را ضعیف می کند و چون شکرگزاری اضطراب را کاهش می دهد، بر تقویت سیستم ایمنی موثر است.2. تحقیقات نشان می دهد، شکرگزاری با بهبود عملکرد قلب همراه است. بررسی سلامت افرادی که به صورت روزانه زمانی را به شکرگزاری اختصاص می دهند کاهش نارسایی قلبی را گزارش می دهد.3. کاهش افسردگی و اضطراب از نتایج شکرگزاری روزانه است. همچنین این تمرینات روتین کمک می کند تا خلق و خوی فرد بهبود پیدا کند.4. شکرگزاری بر کاهش حسادت، ناامیدی و مقایسه خود با دیگران موثر است.5. شکرگزاری کمک می کند، به جای تمرکز بر کمبود ها و نداشته ها، بر داشته ها و توانایی هایتان تاکید کنید. این تمرینات می توانند در بهبود عزت نفس شما نیز، موثر باشند.6. خوش بینی و نیمه ی پر لیوان را دیدن، با سلامت روان رابطه مستقیمی دارد. افراد خوش بین اغلب شکرگزار هستند، بنابراین می توان گفت شکرگزاری و مشاهده ی موهبت ها و احساس رضایتمندی از آن ها به بهبود سلامت روان کمک می کند.7. بسیاری از افراد به مراقبه ی شکرگزاری قبل از خواب می پردازند، نتایج تحقیقات نشان داده است که این افراد خوابی عمیق تر و طولانی تر را نسبت به دیگر افراد تجربه می کنند.8. افرادی که شکر گزاری را به یک عادت و روتین روزانه تبدیل کرده اند در مواجه شدن با اتفاقات ناگوار سازگاری و تاب آوری بیشتری از خود نشان می دهند.چگونه از قانون شکرگزاری استفاده کنیم؟برای این که بتوانیم قانون شکرگزاری را به خوبی استفاده کنیم باید این رفتار را به درستی انجام دهیم. و کم کم آن را به روتین روزانه تبدیل کنیم. وقتی شما بتوانید شکرگزاری را به رفتاری همیشگی و ناخودآگاه در دهن خود ثبت کنید، در برابر مشکلات مختلف صبوری و تاب آوری بیشتری از خود نشان می دهید. بنابراین نسبت به قبل خود قدرتمند تر خواهید بود.لطفا یک دفتر زیبا تهیه کنید؛ و هر چه را که در زندگی به خاطرش شکرگزار هستید را بنویسید. از جملاتی مانند خدایا شکرت، خدایا سپاسگزارم، خدایا متشکرم، می توانید استفاده کنید و با اعماق وجودتون آن را حس کنید، یادتان باشد که این حس بسیار بسیار مهم است. در هر اتفاقی بدنبال جنبه های مثبت آن باشید و به خاطر آن ها شاد باشید و شکرگزاری کنید. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید و روی خوبی ها تمرکز کنید و به خاطر آن ها شکرگزار خداوند باشید نعمت های بیشتری را به سمت خود می کشید. شکرگزاری روزانه را آن قدر تمرین کنید که آگاهانه تبدیل به عادت شما شود.چگونه شکرگزاری کنیم؟زمان مشخصی را به گفتگو با خداوند و شکرگزاری اختصاص دهید، پیشنهاد من به شما این است که در اول صبح قبل از انجام هر کاری، این کار را انجام دهید. می توانید در قالب مراقبه، شکر گزاری با خداوند را انجام دهید و از او تشکر کنید؛ ( فرض کنید خداوند بهترین دوست شما است که کنار شما نشسته و به حرف های شما با دل و جان گوش می دهد) البته فرض که نه، حتما و قطعا خداوند بهترین یار و یاور ما است.با روی گشاده به دیگران کمک کنید. کمک کردن به دیگران و حمایت کردن از سایر بندگان خداوند، روشی دیگر برای شکرگزاری است. دقت کنید که این اعمال با منت و نگاه متکبرانه نباشد که اگر این طور باشد، هیچ ارزشی ندارد. این اعمال را با مهربانی انجام دهید و از خداوند تشکر کنید که شما را لایق انجام این کارهای نیک دانسته است.مهربان بودن شما با خودتان که یکی از ارکان مهم خودشناسی و توسعه فردی است، نوعی از شکرگزاری محسوب می شود. شما نیز آفریده ی خالق مهربان هستید و زمانی که از خودتان مراقبت می کنید در واقع اورا به خاطر آفریده هایش شکر کرده اید.یادداشت کنید. آن چه بابت آن از خداوند ممنون هستید را بنویسید و این رفتار را به عادت تبدیل کنید. هر روز چند خط درباره ی داشته های خود، رویاها و خواسته هایتان بنویسید و در پایان از خداوند مهربان تشکر کنید.جملات شکرگزاری:به خاطر سلامتی که مهمترین موهبت است از خداوند تشکر کنید؛خدایا شکرت که بدنی سالم دارم، این موهبت سلامتی است که من را زنده نگه داشته است.خدایا سپاسگزارم که به من فرصت دوباره زندگی کردن را دادی.خدایا شکرت که دو چشم سالم به من دادی تا بتوانم زیبایی ها را ببینم.به خاطر اطرافیان شکرگزار خداوند باشید؛خدایا به خاطر همسر مهربانی که دارم از تو متشکرم و قدردان تو هستم.خدایا به خاطر فرزندان سالم و صالحی که به من دادی از تو متشکرم.خدایا به خاطر خانواده ی خوب و همراه و هم فکری که به من هدیه بخشیدی سپاسگزارم.سخن آخر:اگر فکر میکنی که چیزی برای شکر کردن نداری لطفا نگاهی به خودت بینداز! همین که الان داری این مطلب را می خوانی یعنی دو چشم بینا داری که باید به خاطرشان از خدا تشکر کنی. اگر کسی به تو بگوید که چشمانت را بده و در عوض هر چه دلت خواست به تو بدهد؛ آیا حاضری؟ تا حالا فکر کردی ارزش چشمانت چند؟ به خاطر اینکه شب ها براحتی و در آرامش، کنار عزیزانت به خواب می روی شکرگزاری می کنی؟ به خاطر وسایل منزلت که باعث می شوند براحتی کارهایت را انجام دهی شکر می کنی؟ یا فکر میکنی این ها که چیزی نیستند، نه دوست عزیز! لحظه ای را تصور کن که هر کدام از آن ها نباشند، در آن لحظه تازه متوجه میشی که چقدر موهبت  داری که باید به خاطر تک تک آن ها از خداوند ممنون باشی!خدایا شکرت که به من این فرصت را دادی تا بتوانم این مطلب را به اشتراک بگذارم!</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2024 19:56:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه فردی چیست و چه اهمیتی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-dy8mpdc90sbn</link>
                <description>توسعه فردی، مجموعه ای از فعالیت ها و مهارت هایی است که یادگیری آن ها کمک می کند در روابط اجتماعی، کاری و تحصیلی خود بهتر عمل کنید. اکنون می خواهم تعریف کنم که توسعه فردی چیست و همچنین اهمیت رشد و توسعه فردی را بررسی کنم.توسعه فردی چیست؟به زبان ساده، رشد و توسعه ی فردی، به هر فعالیتی که برای بهبود خود انجام می دهید، در زمینه هایی که به مغز، ذهن و قلب شما مربوط می شود، اشاره داردهنگام صحبت در این باره، برای بسیاری از افراد، فعالیت هایی مانند مطالعه کردن، گوش دادن به کتای های صوتی، خاطره نویسی و گذراندن دوره های توسعه فردی به ذهن خطور می کند. با این حال، هر فعالیتی رشد فردی و خود آگاهی به حساب نمی آید. به عنوان مثال، کارهایی مانند کوتاه کردن مو یا رفتن به قراری که با پزشک دارید، معمولا به عنوان فعالیت های توسعه فردی، در نظر گرفته نمی شوند، زیرا اموری نسبتا سطحی هستند.با این حال، فعالیت های معمولی ممکن است، منجر به توسعه فردی شود. مثال دیگری می زنم تا متوجه شوید؛ انجام فعالیت ورزشی شدید مثل شنای بازو و یا آموزش ذهنی چرتکه در کودکان، به خودی خود به عنوان رشد فردی محسوب نمی شود، با این حال چنین اعمالی، می تواند منجر به ایجاد استحکام ذهنی و انعطاف پذیری در افراد و ایجاد رشد فردی شود.در مقیاس بزرگ تر، فهم توسعه فردی برای من و شما چه معنایی دارد؟ این بدان معنا است که رشد و توسعه فردی یک فرایند است. فرایندی مربوط به نزدیک کردن شما به هر چیزی که می خواهید در زندگی به دست آورید. به جای اینکه منتظر بمانید تا زندگی، دانش، فرصت و موفقیت را بدون هیچ زحمتی به شما بدهد ( که اصلا امکان پذیر نیست ) می توانید به اندازه ای تلاش کنید آن چیزها به سادگی، نتیجه ی پیشرفت فردی شما شوند.برای اینکه مفهوم توسعه فردی را خوب متوجه بشید داستان گیاه بامبوی چینی را برای شما بیان می کنم.رشد گیاه بامبوی چینی، پدیده ای طبیعی است که برای موضوعات مربوط به رشد و توسعه فردی اهمیت بسزایی دارد. گیاه بامبو در چهار سال اول زندگی خود، هیچ نشانه ای از رشد را نشان نمی دهد و فقط یک برگ کوچک در خاک باقی می ماند. در این مدت شما باید آن را پرورش دهید و دائما آن را آبیاری کنید. سپس در سال پنجم معجزه ای اتفاق می افتد. آن هم در اواخر سال پنجم. گیاه بامبو تنها در شش هفته 27 متر رشد می کند.تجربه این را ثابت کرده است که، نتایج رشد فردی بلافاصله ظاهر نمی شود. حتی پس از انجام تحقیقات، مطالعه، آموزش ذهن، سخت کار کردن، شکست و پشتکار، ممکن است هنوز مدتی طول بکشد تا از ثمره ی کار خود لذت ببرید. اما در تمام این مدت، شما در حال تبدیل شدن به فردی هستید که برای رسیدن به اهداف خود، باید به آن تبدیل شوید. سپس وقتی بالاخره روزی پیشرفت خود را ببینید، کمی هیجان زده می شوید. به این علت که معمولا شیرینی موفقیت، تمام رنج ها و شک لحظات گذشته را کم اهمیت می کند. سپس متوجه می شوید دوست ندارید چیزی را از گذشته تغییر دهید و این زیبایی پیشرفت فردی است.علت اهمیت رشد و توسعه فردی چیست؟به نقل از دریموند گرین: اگر در حال بهتر شدن نیستید؛ دارید بدتر می شوید. لذا توسعه فردی اهمیت ویژه ای دارد. مهارت های توسعه فردی شما را به امور مسلط می کنند. وقتی فعالانه برای بهبود طرز فکر، مهارت ها و به طور کلی زندگی خود هستید، لازم نیست به استعداد یا شانس تکیه کنید.در عوض آگاهانه تلاش می کنید و سخت کار می کنید و آگاهانه موفق می شوید. رشد فردی متصل کننده ی جایی است که اکنون هستید و جایی که می خواهید باشید. وسیله ای است که شما را به اهداف تان می رساند. زمانی که به رشد فردی متعهد شوید، وارد سفری منحصر به فرد از خودشناسی و فهم موثر از زندگی می شوید.ابعاد توسعه فردی چیست؟سلامتی، امور مالی، روابط، شغل و معنویت ابعاد توسعه فردی هستند. این پنج حوزه کلیدی برای توسعه فردی وجود دارد که اهداف اکثر افراد در آن ها قرار می گیرند.سلامتی: سلامتی یکی از حوزه های کلیدی رشد فردی است، زیرا پایه و اساس حداکثر عملکرد را در هر جنبه ای از زندگی فراهم می کند. اگر سلامت جسمانی نباشد، هیچ هدفی برای انسان وجود نخواهد داشت. در این حوزه، دسته بندی های دیگری مانند سلامت جسمانی، سلامت روان و سلامت عاطفی وجود دارد. این ابعاد از سلامت، بسیار در زندگی فردی ما مهم و ضروری هستند.امور مالی: امور مالی حوزه ی دیگری است که مردم برای بهبود آن تلاش می کنند. توسعه ی سواد مالی بخش مهمی از رشد فردی است، به این علت که، زمانی در این حوزه تصمیمات بهتری می گیرید که به دانش و مهارت لازم برای مدیریت موثر پول مجهز شده باشید.روابط: روابط سالم و صمیمی یکی دیگر از ابعاد توسعه فردی و منبع شادی و رضایت در زندگی است. اکثر مردم می خواهند روابط خود را با دیگران بهبود بدهند. چه خانواده، دوستان، آشنایان یا رابطه با شریک زندگی باشد. موضوعات رایج در این زمینه شامل بهبود ارتباطات، یافتن شریک مناسب برای زندگی، مقابله با اضطراب رابطه و حفظ دوستی های پایدار است.معنویت: معنویت بخشی از رشد فردی است که بر هدفی والاتر تمرکز می کند. این هدف برای افرادی است که می خواهند رابطه ی خودشان را با خدا بهبود دهند. این حوزه رشد فردی همچنین می تواند شامل کمک به دیگران و ایجاد صلح بیشتر با جهان باشد.شغل: شغل یکی دیگر از حوزه های رشد فردی است. که شامل پرورش استعداد و توانایی به منظور پیشرفت در یک حرفه است. همچنین می تواند شامل ایجاد یک شغل برای خود از طریق کار آفرینی و خود اشتغالی نیز باشد.چگونه توسعه فردی خود را از امروز شروع کنیم؟یکی از بهترین راه ها برای بهبود مهارت های توسعه فردی خود، تهیه ی برنامه ی توسعه ی فردی است. همچنین این برنامه طرحی است برای آنچه می خواهید در سال های آینده به دست آورید. برنامه ریزی برای رشد فردی فرایندی است که قبل از مشخص کردن جزئیات هدف شما به طور واضح، جنبه های مختلف زندگی تان را پوشش می دهد. این فرایند شامل زنجیره ای از خودشناسی است که به جهت دهی و احساس واضح درباره ی آنچه از زندگی می خواهید کمک می کند.دیگر نکات توسعه فردی:خود را با دیگران مقایسه نکنید: اگر قصد دارید مهارت های توسعه فردی خود را تقویت کنید، ابتدا باید تلاش کنید خود را با دیگران مقایسه نکنید. رشد فردی مسئله بسیار شخصی است. بنابراین سعی کنید پیشرفت خود را با پیشرفت دیگران مقایسه نکنید. به مسیر خود ادامه دهید و متمرکز باشید. پیروزی های خود را جشن بگیرید و حتی زمانی که پیشرفت تان آهسته به نظر می رسد و در دره ی ناامیدی افتادید هرگز تسلیم نشوید. تا زمانی که متوقف نشدید، مهم نیست که چقدر آرام پیش می روید.از سفرتان لذت ببرید: همیشه به یاد داشته باشید که رشد فردی یک مسیر مادام العمر است. انتظار کمال و بی نقصی نداشته باشید. در عوض یاد بگیرید که در روند رشدتان شاد باشید و از مسیر لذت ببرید. ارزش زیبایی های مسیر را درک کنید و از آن ها درس بگیرید.تنها با تلاش است که شخصیت شما ارتقا می یابد: در طول مسیر زندگی و سفر توسعه فردی شما، مواقعی پیش می آید که شکست ها باعث می شود به خودتان و توانایی هایتان شک کنید. هرگز در مقابل صداهای درونی تسلیم نشوید؛ صداهایی که به شما می گویند به اندازه ی کافی خوب نیستید؛ یا اینکه افراد موفق در زمینه ی مورد نظر شما به نوعی مافوق بشر بوده اند. این ها نجواهای ذهنی است لطفا آن ها را رد کنید... بد بینی برای رشد فردی سم است. قدرت رشد فردی را بشناسید و بدانید تنها با تلاش خود شماست که شخصیت شما بهبود می یابد. فقط شما باید بخواهید.کلام آخر:شما با خواندن این مطلب تا انتها نشان داده اید که برای رشد خود مصمم هستید. همان طور که در زندگی پیش می روید، مراقب باشید دچار غرور کاذب نشوید. همیشه به دنبال راه های جدیدی برای یادگیری، رشد و توسعه فردی باشید. توجه آگاهانه ای که به رشد و توسعه فردی می کنید برای یک عمر به شما پاداش خواهد داد. در آخر یک توصیه به شما دارم . لطفا در طول مسیر رشد و توسعه فردی با افراد نا آگاه مشورت و گفتگو نکنید و در مورد تصمیم گیری خود با آن ها بحث و گفتگو نداشته باشید.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 20:04:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود آگاهی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dpiqnmgl3mmb</link>
                <description>خود آگاهی به قابلیت نگاه کردن به درون, تفکر عمیق درباره ی رفتارها و اینکه رفتارمان تا چه حد با ارزش های اخلاقی مان هماهنگ هستند مربوط می شود. زمانی که رفتار شما با ارزش هایتان هماهنگی ندارد احساس ناراحتی می کنید. اما زمانی که رفتار و ارزش هایتان با هم هماهنگی دارند, احساس مثبت بودن می کنید و اعتماد به نفس شما افزایش پیدا می کند.خود آگاهی یکی از عناصر مهم هوش هیجانی است و به شما توانایی کنترل احساسات و اعمالتان را می دهد و کمک می کند تا ببینید چطور این احساسات و اعمال بر دیگران تاثیر می گذارند.چرا خود آگاهی مهم است؟خود آگاهی در زندگی شخصی و حرفه ای مفید است. مطالعات نشان می دهد که بین شناخت از خود و کارایی بالا در مدیران ارتباط مستحکمی وجود دارد. وقتی حالات درونی خود و احساسات اعضای تیم تان را خوب درک می کنید, رهبر بهتری خواهید بود.اگر به نقاط ضعف و قوت خود به خوبی آگاهی داشته باشید, می توانید از نقاط قوت تان به درستی و آگاهانه استفاده کنید و نقاط ضعف تان را مدیریت کرده و یا حذف کنید. متواضعانه تقاضای کمک در مواقع لزوم و اعتراف به چیزهایی که نمی دانید, اعتبارتان بین اعضای تیم تان افزایش پیدا می کند.داشتن شناخت از خود به شما کمک می کند تا به افراد و موقعیت ها با اعتماد به نفس نزدیک شوید. این بدین معنی است که کنترل زندگی خود را به دست بگیرید.چطور می توان خود آگاهی را افزایش داد؟راههای مختلفی برای توسعه ی خود آگاهی وجود دارد. با این حال فراموش نکنید که این کار به صرف وقت و انرژی زیادی نیاز دارد.1. نقاط قوت و ضعف تان را بشناسید:با شناخت نقاط قوت و ضعف تان می توانید خود آگاهی خود را تقویت کنید. یک تحلیل و تست شخصیت شناسی برای ویژگی های خودتان انجام دهید تا در این راه کمک تان کند.وقتی متوجه شوید که شخصیت شما در مقایسه با شخصیت دیگران چگونه است, می توانید چیزهایی راکه به شما انگیزه می دهند را پیدا کنید و نقش تان را در این دنیا پیدا کنید. این دو موضوع, جنبه های مهمی در خود آگاهی هستند.  2. بر تاثیری که می گذارید فکر کنید: وقتی خودتان را می شناسید, می دانید چطور به صورت غریزی فکر می کنید, چطور با دیگران ارتباط برقرار می کنید و چطور تصمیم می گیرید.برای اینکه این موارد را بهتر درک کنید, داشتن دفتر روزانه لازم است, جایی که می توانید درباره ی روزی که گذراندید, کارهایی که انجام دادید, احساساتی که داشتید و عواقب همه ی آنها فکر کنید. این کار به شما کمک می کند درباره ی چیزهایی که برایتان مفید هستند و چیز هایی که نیستند فکر کنید و بر تاثیری که بر دیگران می گذارید آگاه باشید.روزی 5 تا 10 دقیقه برای مراقبه وقت بگذارید. مراقبه کمک می کند تا نقاط قوت و خود آگاهی در شما گسترش پیدا کند و همچنین استرس تان کاهش یابد. بجای مراقبه می توانید, هر روز عصر یا شب به روزی که گذشت فکر کنید و ببینید همکاریی که با دیگران داشتید تا چه حد مفید و موثر بوده است. چه کاری را واقعا خوب انجام دادید و چه کاری را می توانید بهتر از این انجام دهید؟3. بر دیگران تمرکز کنید:برای اینکه از تاثیری که بر دیگران دارید آگاه تر شوید, باید بیاموزید که چطور احساسات خود را مدیریت کنید, با دقت حرف هایی را که می خواهید بزنید را سبک و سنگین کنید و به این فکر کنید چطور آنها بر فردی که با او صحبت می کنید, تاثیر می گذارند.اگر متوجه شدید که عصبانیت و استرس خود را بر سر دیگران خالی می کنید, فورا دست از این کار بردارید. چند نفس عمیق بکشید, اگر متوجه شدید که نمی توانید احساسات تان را کنترل کنید از موقعیت دور شوید.وقتی کلمات و رفتارتان را کنترل می کنید, بدین معنی نیست که تظاهر می کنید, بلکه نشان می دهید که دیگران آن قدر برایتان مهم هستند که دوست ندارید چیزی بگویید یا کاری کنید که بر آنها تاثیر منفی داشته باشد.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2024 21:01:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه می توانیم عادات بد را تغییر دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ntrst1ekfjhm</link>
                <description>خیلی ها به این معتقد هستند که اگر یک عادتی در ما شکل گرفت، تغییر یا حذف آن امری نشدنی است، ولی برخلاف این عقاید، تغییر و یا حذف عادات برای انسان ها امری شدنی است. اگر شما هم از یک یا چند عادت در خود خسته شده اید و رنج می برید لطفا تا آخر مقاله با من همراه باشید.📷نحوه ی تغییر یا حذف یک عادت:با استفاده از سه مورد (ماشه، روتین، نتیجه ) که در مقاله ی عادت چیست؛ توضیح دادم، در عادت سازی و شکل دادن عادت ها، می توانید برنامه ای برای تغییر عادت های خود طراحی کنید. اگر به دنبال تغییر عادت خود هستید، باید ماشه، روتین و نتیجه ی عادت را در نظر داشته باشید. لطفا از خود بپرسید چرا می خواهید این عادت را تغییر دهید؟ آیا این عادت برای دستیابی به نتیجه ای جدید مفید است؟ یا این که آیا نتیجه ی دلخواهتان با روتین فعلی به دست نمی آید؟ آیا می خواهید ماشه ی این عادت را به روشی متفاوت تر تغییر دهید؟با پاسخ دادن به سوالات بالا می توانید براحتی آن مرحله یا مراحل عادتی را که می خواهید تغییر دهید، بشناسید. دانستن مرحله ای که نیاز به تغییر دارد، به شما امکان می دهد تا برای تغییرات لازم و مورد نیاز به طور جدی تری، برنامه بریزید.اگر به دنبال دستیابی به نتیجه ی جدیدی هستید، باید بررسی کنید که این نتیجه، به چه برنامه و عادت جدیدی نیاز دارد که تا به حال آن را انجام نمی دادید، بعد از شناسایی، سپس به روتین جدیدی نیاز خواهید داشت.اگر می خواهید با تغییر روتین، مسیر رسیدن به نتیجه ی دلخواه را آسان کنید، ابتدا باید بفهمید که چرا روتین فعلی، تا حد انتظارتان موثر واقع نمی شود. شاید ممکن است، در مورد برخی عادات خوب، بخواهید که آن ها را بیشتر و بهتر انجام دهید، این هدف براحتی توسط اضافه کردن، محرک ها یا ماشه های جدید قابل دستیابی است. افزودن محرک ها، به سریع تر کردن روتین شما کمک می کند و بنابراین، این عادت را با تکرار بیش تری انجام خواهید داد.آیا عادات بدی دارید که می خواهید آن ها را ترک کنید؟ اگر به دنبال رهایی از عادات بد هستید، ساده ترین کار این است که بخش محرک آن را مورد هدف قرار دهید. مثلا به سادگی می توانید از قرار گرفتن در محیط یا موقعیتی که ممکن است عادت شما را تحریک کند دوری کنید و بدین ترتیب به مرور زمان آن را کنار بگذارید. در ادامه توضیح می دهم نحوه ی ترک یک عادت بد چیست؟نحوه ی ترک عادات بد:📷اگر بخواهید عادت بدی را ترک کنید باید، مجددا مغز خود را سیم کشی کنید. مثلا می توانید با کمک گرفتن از سیستم پاداش مغزتان، به جای پاسخ به محرک های رفتارهایی، که پیامدهای منفی دارند، به محرک های رفتارهایی، پاسخ دهید که دارای پیامدهای خوبی هستند. انجام این سه مرحله می تواند در ترک عادت های بد موثر باشد:1. از محرک ها، رفتارها و پاداش های خود آگاه شوید:کمی زمان اختصاص دهید، تا از خود فاصله بگیرید و به حلقه های عادت خود فکر کنید، چه عواملی باعث می شود که شما درگیر این عادت شوید؟ ممکن است بیش از یک محرک وجود داشته باشد، بنابراین بررسی کنید، که آیا می توانید همه ی آن ها را کشف کنید یا نه. به احساسی که دارید و محیط اطراف خود توجه داشته باشید. آیا هر زمان که با خانواده ی همسرتان وقت می گذارید، دلتان می خواهد سیگار بکشید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، احتمالا محرک شما، هم عاطفی و هم محیطی است2. پاداش ها را بررسی کنید:به جای تلاش برای غلبه بر عادت خود، تنها با اتکا بر قدرت اراده ( که به ندرت موفقیت آمیز است )، از آگاهی خود کمک بگیرید تا بفهمید، انجام این رفتار، واقعا چه احساسی در شما ایجاد می کند. به احساسات فیزیکی که از این عمل دریافت می کنید، توجه کنید. آیا اقدام به این رفتار، باعث می شود که احساس بدتری داشته باشید؟ مثل (احساس گناه، احساس سیری ناخوشایند و یا خماری) آیا این پاداش به همان اندازه که فکر می کردید، باارزش است؟ یا مدت کوتاهی پس از انجام این رفتار، دوباره احساس نیاز در شما برانگیخته می شود؟3. پاداش جدیدی پیدا کنید:کمی کنجکاوی به خرج دهید و پاداش هایی را کشف کنید که نتیجه ی مثبت دارند. با یافتن پاداش هایی که نتیجه ی بهتری دارند، عادت های بد خود را به عادت های خوب تبدیل کنید. بدین ترتیب، شما می توانید حلقه های عادت مغز را دور بزنید و عادت جدید، مثبت و سالم ایجاد کنید.نکته ی مهمی که هنگام تغییر یا حذف یک عادت، باید در نظر بگیرید، این است که چنین کاری به زمان و تلاش آگاهانه ی شما نیاز دارد و باید صبور باشید. تغییر عادت خود را فعالانه به خاطر بسپارید، و به همین ترتیب، اگر عادتی را حذف می کنید، به یاد داشته باشید که فعالانه از محرک های تکرار آن اجتناب کنید. برای نمونه می توانید، با دوری از یک محیط یا قراردادن خود در موقعیت های خاص به این هدف دست پیدا کنید.در آخر توصیه می کنم یک لیست از برنامه های روزانه ی خود داشته باشید، تا بتوانید بهتر و دقیق تر عادات خود را برنامه ریزی کنید و آن هایی که نیاز به بهبود دارند را بتوانید خیلی سریع شناسایی کنید.📷خلاصه:عادت نوعی رفتار است که بر اساس تجربیات فرد شکل می گیرد. در این مطلب توضیح داده شد که چگونه عادات بد را تغییر و یا حذف کنیم. آیا شما هم تا به حال تصمیم به تغییر عادات بد خود گرفته اید؟ اگر تجربه ای دارید با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2024 22:16:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشناسی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vfjnwnjspcr8</link>
                <description>(من چه کسی هستم)؟ یک سوال ساده و در عین حال عمیق، اما یک سوال دیگر این است: ( چرا من به روشی خاص عمل می کنم)؟ اگر تا به حال چنین سوالاتی در مورد خودشناسی از خود پرسیده اید, تنها نیستید. وقتی خودمان را به درستی نمی شناسیم یا به روشی عمل می کنیم که به آن علاقه ای نداریم، ممکن است نشانه ای باشد برای برخی تغییرات. اما چگونه تغییر می کنیم و چه چیزی نیاز به تغییر دارد؟ بیایید بررسی کنیم که مفهوم خودشناسی چیست و پرورش خودشناسی چگونه باعث بهبود فرد می شود و مزایای خودشناسی چیست.خودشناسی چیست؟خودشناسی مفهوم گسترده ای است که در کل به آگاهی از احساسات، ویژگی ها، انگیزه ها و توانایی های شخص اشاره دارد.مهم است که بدانید خودشناسی نوعی دانش ثابت نیست، بلکه خودشناسی به اندازه ی خودتان پویا و هر لحظه در حال تغییر است. همان طور که شما در طول زندگی خود یاد می گیرید و رشد می کنید، توانایی شما در خودشناسی و آگاهی از این که چه کسی هستید نیز مدام تغییر می کند.خودشناسی برای رشد شخصی، تصمیم گیری و ارزیابی دقیق ضروری است. همچنین خودشناسی به ما کمک می کند تا تجربیات خود را حس کنیم.برای این که بتوانیم خودمان را تغییر دهیم به ابزاری به نام خودشناسی نیاز داریم. البته که  تغییر سخت و دشوار است و به اراده و شجاعت نیاز دارد. ما انسان ها بخشی زیادی از زندگی خود را صرف جلوگیری از رنج ناشی از تغییر می کنیم. انیشتن در این باره معتقد است:( چند نفر در عادت های روزمره ی خود به دام می افتند: آدم های بی حس، افراد ترسیده و جمعیت بی تفاوت. ما برای داشتن زندگی بهتر باید نحوه ی زندگی خود را انتخاب کنیم.)جهل، ترس و بی تفاوتی انگیزه ای برای به دست آوردن خودشناسی یا ایجاد تغییرات مثبت برای فرد ایجاد نمی کند. در مقابل،خودارزیابی منجر به خودشناسی می شود که اولین قدم لازم برای شروع پیاده سازی تغییرات مثبت است.درست است که خودشناسی و یادگیری در مورد خود ذاتا مسیر درست و روشنگرانه ای است، اما لزوما مسیر ساده ای نیست. ذهن ما به طرز ماهرانه ای فرایند و مکانسیم هایی را به کار می گیرد تا افکار و احساسات ناخوشایند یا اظطراب آور را از حیطه ی آگاهی مان دور نگه دارد. این فرایند ها، می تواند ما را از تفکر لازم برای رسیدن به خودشناسی باز دارد.این امر به این دلیل است که ما تمایل بیشتری برای حفظ یک تصویر درونی خاص از خود داریم، تا اینکه بخواهیم بدانیم واقعا چه کسی هستیم. نتیجه هم این است که ما اغلب فاقد خودشناسی هستیم و از فواید خودشناسی در زندگی شخصی و حرفه ای خود مطلع نیستیم.ارتباط خودشناسی و خود واقعی چیست؟خودشناسی، دانش چیزی است که برخی اوقات خود واقعی شما نامیده می شود. این همان چیزی است که از آن به عنوان خودشناسی یاد می کنیم.خودشناسی تعاریف متعددی دارد و ما معتقدیم که خود واقعی شما همان شمای واقعی است و شخصیت، ارزش ها، خواسته ها، احساسات و اعتقادات واقعی شما را شامل می شود. این همان چیزی است که در واقع به آن شباهت دارید، جدا از این که شما یا دیگران چه نگرشی نسبت به خودتان دارند. خود واقعی آن چیزی نیست که دیگران به آن باور دارند، بلکه دقیقا همان خود واقعی شماست. خودشناسی جستجوی خود واقعی شماست.این طرز تفکر بر این باور است که چیزی به نام خود واقعی وجود دارد و برخی از مردم آن را زیر سوال برده اند. اگر این موضوع را برای لحظه ای کنار بگذاریم، تفکر عادی درباره ی خودشناسی بر این فرض است که رسیدن به خودشناسی آسان نیست.داشتن آگاهی از خود واقعی، موفقیتی، شناختی و فکری است و به تلاش و زمان نیاز دارد. اگر خودشناسی را سخت و طاقت فرسا بدانید، این سوالات مطرح می شوند که هدف از خودشناسی چیست و چه فایده ای دارد و نداشتن آن چه آسیب هایی را به همراه دارد؟برای داشتن یک زندگی معنادار به خودشناسی نیاز دارید و برای این که واقعی زندگی کنید و با خودتان صادق باشید، به خودشناسی نیاز دارید.                                                                            (سقراط )چرا خودشناسی دشوار است؟بیشتر کارهایی که انجام می دهیم ناخودآگاه هستند:ما در فراموش کردن خودمان سخت گیر هستیم، این بدین معنی است که اگر مغز در هر لحظه از احساسات،نیات و رفتارهای ما هوشیار باشد، زحمت بسیار بیشتری را می طلبد، به عبارت دیگر، بودن در حالت ناخودآگاه بسیار خوشایند و آسان تر است و این همان کاری است که همه ی ما در نیمی از زندگی خود انجام می دهیم.2. ما با انگیزه های اصلی خود هدایت می شویم:در ارتباط با اولین نکته، خواسته های اولیه ای که داریم به ما القا می کنند که راحت باشیم و احساس لذت کنیم. چیزی که برای خودشناسی بسیار مهم است، توجه به این نکته است که ما از دیدن هر چیزی در ارتباط با خود که برایمان ناپسند است، دوری می کنیم. در واقع ترجیح می دهیم اصلا با آن موضوع روبرو نشویم.آرزوها و احساساتی در ناخودآگاه ما وجود دارند که دیدگاهی را که درباره ی خودمان داریم به چالش می کشند. برای مثال، اگر خیلی دقیق به موضوع نگاه کنیم ممکن است متوجه شویم که در مشاغل و روابطی هستیم که برای ما نا مناسب اند.ما اصولا در برابر فهمیدن بیش از حد در باره ی خودمان مقاومت می کنیم، زیرا این، درک صلح کوتاه مدتی را که به آن معتاد شده ایم، در هم می شکند.3. ما برای درون کاوی ارزش نمی گذاریم:در فرهنگ ما همه ی افراد قبل از خودشناسی و درون بینی، به موفقیت و پیشرفت علاقه مند هستند. در حقیقت، موفقیت مستلزم درون گری است. اما اغلب افراد بدون درون نگری و از راه های دیگری موفقیت را کسب می کنند. این گونه است که در نهایت افراد با وجود موفقیت هایشان، احساس پوچی، بی ارزشی و خالی شدن می کنند. وقتی همیشه دلمان می خواهد پیشرفت کنیم، تهی شدن هرگز تحمل پذیر نیست.4. ما با افکارمان شناخته می شویم:ما با افکارمان شناخته می شویم، اما مسلما همه ی اعمال ما حاصل افکارمان نیستند. دقیق تر این که ما مجموع ذهن، بدن و احساسات خود هستیم.اگر معتقد باشیم که فقط حاصل افکارمان هستیم، نمی توانیم به خودشناسی برسیم، زیرا در این صورت از روش بسیار محدودی برای شناخت استفاده می کنیم. تا زمانی که فقط خود را بر اساس مشاهده کردن افکارمان بشناسیم یا تعریف کنیم، به راحتی به دیدگاه عمیق تری نخواهیم رسید و به مشکل بر می خوریم.5. ما در شناخت احساسات خود وسواس داریم:ما علاوه بر توجه بیش از حد به افکارمان، در مطالعه و شناخت احساسات خود نیز بسیار وسواس داریم،(این در صورتی است که ما آن ها را انکار نمی کنیم)اما احساسات ما بیش از آنچه فکر می کنیم، نیستند. افکار و احساسات سر نخ هایی را از طبیعت اساسی ما، به ما می دهند. اما تصویر کاملی را در اختیارمان نمی گذارند.به این فکر کنید: جهانی با افرادی که بر اساس احساساتشان عمل می کنند، کاملا مثل یک کابوس خواهد بود. همان طور که دنیایی که فقط بر اساس تفکر منطقی ساخته شده است، کابوس است.خودشناسی سبب می شود که شناخت درستی نسبت به احساسات خود داشته باشیم. یعنی وقتی بر اثر کمبود آب بدن، خستگی و خواب ارزیابی درستی از خودمان نداریم، متوجه باشیم، بهتر و درست عمل کنیم و حقیقت را کتمان نکنیم.فواید خودشناسی چیست؟به طور خلاصه دلایل عمده ای برای اهمیت خودشناسی وجود دارند که عبارتند از:1. حس خوشحالی:وقتی بتوانید آنچه هستید را بیان کنید، خوشحال تر خواهید بود. ابراز خواسته های شما احتمال دستیابی به آن ها را بیش تر می کند.2. تعارض درونی کمتر:زمانی که اقدامات بیرونی شما با احساسات و ارزش های درونی تان مطابقت داشته باشند، درگیری درونی کمتری را تجربه خواهید کرد.3. تصمیم گیری بهتر:وقتی خودتان را بشناسید، می توانید در هر موردی بهتر تصمیم گیری کنید، از تصمیمات کوچکی مانند خرید پوشاک گرفته تا تصمیم ازدواج و انتخاب شریک زندگی. با توجه به شناخت خود، می توانید مشکلات مختلف زندگی خود را حل کنید و بهترین تصمیمات را بگیرید.4. مقاومت در برابر فشار اجتماعی:وقتی ارزش ها و ترجیحات خود را بدانید، بهتر می توانید نه بگویید و تعارف را کنار بگذارید.5. بردباری در مقابل دیگر و درک کردن آن ها:آگاهی و شناخت از خود می تواند به شما کمک کند تا همدل باشید و دیگران را درک کنید.6. نشاط و لذت:واقعی بودن به شما کمک می کند که احساس زنده بودن داشته باشید، هم چنین، تجربه ی زندگی را غنی تر، گسترده تر و هیجان انگیز تر می کند.سخن پایانیدر این مقاله پیرامون چندین مزایا و توجیه برای پرورش خودشناسی بحث کردیم. مسیر پرورش خودشناسی به دنبال این است که ما را از منطقه ی امن مان جدا کند تا جنبه هایی از خودمان را کشف کنیم که عموما نادیده می گیریم یا سرکوب شان می کنیم. اگر چه ممکن است تغییر کردن دشوار باشد، شفابخشی، خلاقیت مقاومت و اشتیاق از طریق تغییر ایجاد می شوند و در درون ما یک تمامیت پنهان در انتظار ماست و خودشناسی کمک می کند تا از درون خود آگاه شویم.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 12:39:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش هیجانی چیست و چه کاربردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-pqe8sy5yyibg</link>
                <description>هنگام بلوغ در مدرسه اگر در کنار درس های به ظاهر مهم,به ما می گفتند که هوش هیجانی چیست و چه کاربردهایی دارد, می توانستیم بفهمیم که چطور هیجانات خود و دیگران را بشناسیم و با آنها روبرو شویم. با اینکه این  مهارت ها می توانند بسیارارزشمند واقع شوند, اما هیچ وقت آموزشی در این زمینه وجود ندارد. در این مقاله می خواهیم بیشتر به این موضوع  بپردازیم.هوش هیجانی چیست؟سنجش هوش هیجانی امر نسبتا جدیدی در حوزه ی روانشناسی است و تنها اولین بار در اواسط دهه ی 80 میلادی بود که مورد مطالعه قرار گرفته شد. در حال حاضر چندین مدل برای بررسی هوش هیجانی طراحی شده است, اما ما در این مقاله به بررسی مدل مختلط (mixed model) خواهیم پرداخت که توسط دانیل گولمن روانشناس ساخته شده است. (مدل مختلط ) پنج حوزه ی کلیدی دارد:خود آگاهی:یعنی شناخت احساسات خود. این امر شامل ارزیابی دقیق توانایی هایتان است و اینکه چه وقت نیاز به کمک دارید. و محرک های هیجانی تان چه هستند.تسلط بر خود:این امر به توانایی شما در کنترل هیجانات خود در مواقع اختلال و ازهم گسیختگی آنها اشاره دارد. تسلط بر خود یعنی توانایی کنترل طغیان هیجانات, حفظ خونسردی در هنگام جر و بحث و اجتناب از رفتارهایی چون ترحم جویی و احساس ترس شدید که موجب تضعیف شخصیتتان می شود.انگیزه:همه ی اشخاص تحت تاثیر پاداش هایی مانند, کسب موقعیت و پول در جهت داشتن انگیزه هستند. اما مدل گولمن انگیزه را صرفا به خاطر لذت شخصی, کنجکاوی و یا رضایت از خود می داند.همدلی:سه مورد قبلی مربوط به  هیجانات درونی اشخاص است. اما حس همدلی در مورد هیجانات مربوط به دیگران است. همدلی مهارتی برای درک هیجانات دیگران و پاسخ در خور و مناسب به آن است.مهارت های اجتماعی:این مقوله شامل به کارگیری همدلی و همچنین مذاکره درباره ی نیاز های خود و دیگران نیز می شود. این امر می تواند از یافتن زمینه ی مشترک با دیگران, مدیریت دیگران در محیط کاری و متقاعد کننده بودن تشکیل شود.ارزش و جایگاه این توانایی های هیجانی همه یکسان نیست. به طوری که بعضی از این مهارت ها را هم زمان در دوران رشد و بلوغ خود یاد می گیریم. لازم به ذکر است که متناسب با هدفمان, ما تنها از این موارد به عنوان راهنما استفاده می کنیم. هوش هیجانی حوزه ای نیست که اکثر افراد بتوانند آموزش های رسمی در مورد آنها ببینند. اما حالا بهتر است که هر کدام از این موارد را روشن تر کنیم و از چگونگی بهبود آنها در زندگی خود بگوییم.هوش هیجانی برای یک زندگی متعادل ضروری است و تقویت آن فرایندی است که درون شما اتفاق می افتد. و در ابتدا با آگاهی هایی که نسبت به خودتان کسب می کنید آغاز می شود. شما پیش از آنکه بتوانید ارتباط موثر, پر بار و قدرتمندی با دیگران برقرار کنید باید قادر باشید خودتان را درک کنید. شما با کار کردن روی درک احساسات خود میتوانید خود آگاهی را در خود پرورش دهید. نقاط ضعف خودتان را پیدا کنید. آیا می توانید نقص های خود را بپذیرید و در همان حال روی تقویت آنها کار کنید؟ اگر قدرت این را داشته باشید که صادقانه به خودتان بنگرید, می توانید زندگی تان را دگرگون کنید.خود آگاهی چیست؟خود آگاهی به قابلیت نگاه کردن به درون, تفکر عمیق درباره ی رفتارها و اینکه رفتارمان تا چه حد با ارزش های اخلاقی مان هماهنگ هستند مربوط می شود. زمانی که رفتار شما با ارزش هایتان هماهنگی ندارد احساس ناراحتی می کنید. اما زمانی که رفتار و ارزش هایتان با هم هماهنگی دارند, احساس مثبت بودن می کنید و اعتماد به نفس شما افزایش پیدا می کند.خود آگاهی یکی از عناصر مهم هوش هیجانی است و به شما توانایی کنترل احساسات و اعمالتان را می دهد و کمک می کند تا ببینید چطور این احساسات و اعمال بر دیگران تاثیر می گذارند.چرا خود آگاهی مهم است؟خود آگاهی در زندگی شخصی و حرفه ای مفید است. مطالعات نشان می دهد که بین شناخت از خود و کارایی بالا در مدیران ارتباط مستحکمی وجود دارد. وقتی حالات درونی خود و احساسات اعضای تیم تان را خوب درک می کنید, رهبر بهتری خواهید بود.اگر به نقاط ضعف و قوت خود به خوبی آگاهی داشته باشید, می توانید از نقاط قوت تان به درستی و آگاهانه استفاده کنید و نقاط ضعف تان را مدیریت کرده و یا حذف کنید. متواضعانه تقاضای کمک در مواقع لزوم و اعتراف به چیزهایی که نمی دانید, اعتبارتان بین اعضای تیم تان افزایش پیدا می کند.داشتن شناخت از خود به شما کمک می کند تا به افراد و موقعیت ها با اعتماد به نفس نزدیک شوید. این بدین معنی است که کنترل زندگی خود را به دست بگیرید.چطور می توان خود آگاهی را افزایش داد؟راههای مختلفی برای توسعه ی خود آگاهی وجود دارد. با این حال فراموش نکنید که این کار به صرف وقت و انرژی زیادی نیاز دارد.1. نقاط قوت و ضعف تان را بشناسید:با شناخت نقاط قوت و ضعف تان می توانید خود آگاهی خود را تقویت کنید. یک تحلیل و تست شخصیت شناسی برای ویژگی های خودتان انجام دهید تا در این راه کمک تان کند.وقتی متوجه شوید که شخصیت شما در مقایسه با شخصیت دیگران چگونه است, می توانید چیزهایی راکه به شما انگیزه می دهند را پیدا کنید و نقش تان را در این دنیا پیدا کنید. این دو موضوع, جنبه های مهمی در خود آگاهی هستند.2. بر تاثیری که می گذارید فکر کنید:وقتی خودتان را می شناسید, می دانید چطور به صورت غریزی فکر می کنید, چطور با دیگران ارتباط برقرار می کنید و چطور تصمیم می گیرید.برای اینکه این موارد را بهتر درک کنید, داشتن دفتر روزانه لازم است, جایی که می توانید درباره ی روزی که گذراندید, کارهایی که انجام دادید, احساساتی که داشتید و عواقب همه ی آنها فکر کنید. این کار به شما کمک می کند درباره ی چیزهایی که برایتان مفید هستند و چیز هایی که نیستند فکر کنید و بر تاثیری که بر دیگران می گذارید آگاه باشید.روزی 5 تا 10 دقیقه برای مراقبه وقت بگذارید. مراقبه کمک می کند تا نقاط قوت و خود آگاهی در شما گسترش پیدا کند و همچنین استرس تان کاهش یابد. بجای مراقبه می توانید, هر روز عصر یا شب به روزی که گذشت فکر کنید و ببینید همکاریی که با دیگران داشتید تا چه حد مفید و موثر بوده است. چه کاری را واقعا خوب انجام دادید و چه کاری را می توانید بهتر از این انجام دهید؟3. بر دیگران تمرکز کنید:برای اینکه از تاثیری که بر دیگران دارید آگاه تر شوید, باید بیاموزید که چطور احساسات خود را مدیریت کنید, با دقت حرف هایی را که می خواهید بزنید را سبک و سنگین کنید و به این فکر کنید چطور آنها بر فردی که با او صحبت می کنید, تاثیر می گذارند.اگر متوجه شدید که عصبانیت و استرس خود را بر سر دیگران خالی می کنید, فورا دست از این کار بردارید. چند نفس عمیق بکشید, اگر متوجه شدید که نمی توانید احساسات تان را کنترل کنید از موقعیت دور شوید.وقتی کلمات و رفتارتان را کنترل می کنید, بدین معنی نیست که تظاهر می کنید, بلکه نشان می دهید که دیگران آن قدر برایتان مهم هستند که دوست ندارید چیزی بگویید یا کاری کنید که بر آنها تاثیر منفی داشته باشد.به طور کلی هوش هیجانی یک عنصر کلیدی در دستیابی به موفقیت و خلق روابط مثبت در زندگی شخصی و حرفه ای است و دانستن و توجه به آن می تواند به بهبود کیفیت زندگی کمک کند.</description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 12:10:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مطالب را به خاطر بسپاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-jpccxc5twvjy</link>
                <description>چگونه مطالب یاد گرفته شده را از حافظه ی کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنیم و مطالب را به خاطر بسپاریم؟ برای همه ی ما پیش آمده که کتابی خوانده ایم و یا در دوره ی آموزشی شرکت کردیم یا مهارت جدیدی یاد گرفته ایم اما پس از چند روز یا چند هفته آنها را فراموش کرده ایم. اگر از اطلاعات یاد گرفته شده استفاده نکنیم، براحتی و سادگی آنها را فراموش می کنیم. در ادامه با من باشید تا با چند راهکار براحتی مطالب را بخاطر بسپارید.مرور کردن اطلاعات: وقتی اطلاعات جدیدی یاد می گیریم، درست بعد از یادگیری، آن را خیلی خوب به یاد می آوریم، اما با گذشت زمان، جزییات را فراموش می کنیم. حتی پس از چند روز ممکن است فقط اندکی از آنچه آموخته ایم، به یاد بیاوریم. برای این کار، باید اطلاعات را از حافظه ی کوتاه مدت ( آنچه در حال حاضر درباره ی آن فکر می کنیم یا از آن مطلع هستیم) به حافظه ی بلند مدت منتقل کنیم. به همین علت باید آنچه را که یاد گرفته ایم مرور کنیم، مرور کنیم و مرور کنیم. مرور به ما کمک می کند اطلاعات سریع تر به حافظه ی بلند مدت منتقل شوند و حجم بسیار کمتری از آنها فراموش شود. البته که فرستادن اطلاعات به حافظه ی بلند مدت زمان می برد اما با تمرین مستمر، شدنی است. چگونه اطلاعات را به طور موثری مرور کنیم؟ 1. مرور فوری : بعد از آن که اطلاعات را یاد گرفتید، یک یا دو ساعت بعد، چند دقیقه ای را به مرور آن ها اختصاص دهید، این کار به شما کمک می کند که اطلاعات را به خوبی درک کنید و مطمعن شوید که به خوبی مطالب را متوجه شده اید. 2. بازنویسی مطالب: شاید این کار در ابتدا اتلاف وقت به نظر برسد، اما بازنویسی مطالب می تواند برای تقویت آنچه که یاد گرفته اید، موثر باشد. پژوهش ها نشان می دهند که عمل بازنویسی یادداشت ها، به درک بیشتر ما کمک می کند.به خاطر داشته باشید که انتقال اطلاعات به حافظه ی بلند مدت، نیاز مند مرور و تکرار است. البته که مرور و تکرار به صورت مستمر و روزانه باید باشد، تا به نتیجه ی بهتری دست پیدا کنیم. </description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2024 22:38:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>2 روش ژاپنی ها برای مقابله با تنبلی و افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_80539767/2-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-eldjrduwq0ip</link>
                <description>همه ی ما در زندگی به این نقطه رسیده ایم که در زندگی هیچ انگیزه ای نداریم، و اهدافمان به رویاهای دست نیافتنی تبدیل می شوند، و در آن لحظه دچار کسالت و تنبلی شده ایم. اما چاره چیست؟ بهترین راهکار برای مقابله با تنبلی این است که به سبک زندگی ژاپنی ها توجه کنیم. زیرا مردم ژاپن در جهان به سبک زندگی فعال و درست شهرت دارند. و همین موضوع باعث شده که مردم این کشور در مقایسه با دیگر مردمان جهان موفق تر باشند. در ادامه چندین روش ژاپنی ها برای مقابله با تنبلی را توضیح می دهم.ایکیگای یک کلمه ی ژاپنی است به معنای شناسایی هدف خود در زندگی. هیچ کلمه ای مانند ایکیگای در هیچ جای دنیا وجود ندارد. یکی از رازهای مهم سالمندان ژاپنی این است که هر کدام برای خود یک ایکیگای دارند. یعنی هر کدام شغل یا هنری خاص مثل باغبانی را انجام می دهند و هر روز خود را با آن مشغول می کنند. از ویژگی های بارز سالمندان ژاپنی داشتن سرگرمی های انرژی زا و یا کار کردن از روی اشتیاق و میل و رغبت است. بنابراین اگر از فردی ژاپنی راز مقابله با افسردگی و تنبلی را بپرسید، به شما می گوید که اول از همه ایکیگای خود را پیدا کنید. چون این کار به شما کمک می کند که هر روز با دلیلی مشخص و بدون روزمرگی از خواب بیدار شوید. علایق و تواناییهای خود را پیدا کنید، وقتی اعمال و رفتار خود را بر اساس ایکیگای تنظیم می کنید، زندگی معنای عمیق تری پیدا می کند و انگیزه ای پیدا می کنید که حرکت کنید. کایزن یعنی گام های کوچک اما مدام، پیام اصلی کایزن این است که هیچ روزی نباید بدون پیشرفت و بدون تغییر سپری شود. البته که گاهی انسان نیاز دارد بدون اینکه به هیچ فکر کند، روزش را سپری کند اما نباید اجازه بدهیم که این هیچ تبدیل به عادت زندگی ما بشود. شما نمی توانید یک یا دو مرتبه به کایزن عمل کنید و انتظار فوری داشته باشید. باید این کار را مدتی طولانی انجام دهید. کایزن ژاپنی ها یعنی باید افراد هر روز حداقل یک دقیقه را به فعالیتی مشخص اختصاص بدهند. کایزن تکنیکی ساده که فقط هر روز یک دقیقه از وقت شما را می گیرد، مثلا اگر می خواهید موسیقی تمرین کنید و یا کتابی بخوانید .... باید هر روز سر ساعت مشخص یک دقیقه از وقتتان را به آن کار اختصاص دهید. ( منظور از یک دقیقه یعنی هر چند مدت زمان کم حتی یک دقیقه)مهم نیست که چقدر برای انجام دادن کاری حس تنبلی و بی حوصلگی به سراغتان بیاید، باید به هر حال بلند شوید و مدتی هر چند کوتاه خود را به آن کار مشغول کنید. در حقیقت کایزن به ما یاد می دهد، که از بزرگی اهداف خود نترسیم، فقط کافیست با گام های کوچک اما مداوم و مستمر حرکت کنیم. هر قدم کوچک اگر مداوم، طولانی و مستمر باشد اهمیت دارد و به مرور زمان به دستاوردهای مهمی منجر می شود. پس از همین الان شروع کن.و در آخر باید بهت بگم که ژاپنی ها یکی از موفق ترین افراد جهان هستند. تنبلی در زندگیشان معنا و مفهومی ندارد، این مردم در زندگی اصول مختلفی دارند که در اینجا به دو مورد از آنها اشاره شد. </description>
                <category>الهه دوست حسینی</category>
                <author>الهه دوست حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 22:06:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>