<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اُتاقِ سبز اِلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_81317303</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:28:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2640864/avatar/CavYpL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اُتاقِ سبز اِلی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_81317303</link>
        </image>

                    <item>
                <title>&quot; شب های روشن &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%22-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%22-eursogtxmyaf</link>
                <description>در زندگی اکثر ما شب های روشنی بوده که، یاد و خاطره اش، قلب را، ذهن را، جان را خورد می کند..می سوزاند. با خود فکر می کنی، شاید اگر تنها نبودی، ویران نمی شدی.. اما مهم نیست!هر چه که اسمش را بگذاری باز هم ویرانی است.. و رضایتت بر این ویرانی از آن عجیب تر است! این عاشقان اند که راضی اند از این ویرانی..شب های روشن اثر نویسنده پرآوازه و تاثیرگذار روسی، فیودر میخایلوویچ داستایفسکی است. درمیان آثار وی، وجود جوانی خیال پرداز از کارکترهای بسیار برجسته است و در واقع، انعکاسی از صورت خود اوست. در این کتاب کوتاه( با داستانی بلند..)، هم شرح اشتیاق جوانی رویا پرداز را می خوانیم که زندگی را در تنهایی به سر می کند و به دنبال گمشده ای می گردد که با او همصحبتی کند.&quot; شب شده است. ما همه به طرف شب می رویم. ما دیگر همانی نخواهیم بود که آمده ایم. &quot;  شب است. اینجا دو رویابین، دو خیال پرداز، چهار شب را به درازای یک زندگی با هم می گذرانند. اولین دیدار جوان با دخترک گریان، سرآغاز یک سلوک استثنایی برای مردی است که پرسه می زند و رویا می بافد. &quot; او به تماشا رفت، اما خود تماشا شد.&quot; شخصیت پردازی راوی و دیالوگ هایش به  شدت ظرافتمندانه صورت گرفته است. موشکافی بعد روانی و جنبه های شخصیت او نیز به خوبی پرداخت شده و گویی توسط این نویسنده بزرگ تراش خورده است و هر چه صفحات رمان به پیش می رود به مرور بیشتر به عمق و زیبایی این هنرمندی استادانه پی برده و آگاه می شویم. کلمات در این کتاب آنقدر عمیق، آنقدر با احساس بودند که از قالب کلمات برون آمده و قابل لمس بودند!!در میان ترجمه های مختلف از این اثر، ترجمه استاد سروش حبیبی بی نظیر هست. به قاعده، درست، دقیق،ادبی و در نهایت بسیار صمیمی!در بخشی از کتاب شب‌های روشن می‌خوانیم:شبی عالی بود؛ از آن شب‌هایی که وقتی آدمی جوان است تجربه‌اش می‌کند. آسمان آنقدر پرستاره و روشن بود که وقتی آدم به آن نگاه می‌کرد، ناخودآگاه این سؤال برایش پیش می‌آمد که چطور افراد بداخلاق و هوسباز هم زیر سقف چنین آسمانی زندگی می‌کنند؟! این هم از آن دست سؤال‌هایی است که خداوند در اوایل جوانی، بیشتر آن را در وجود انسان مطرح می‌کند! وقتی حرف از افراد هوسباز و بداخلاق پیش می‌آید من هم نمی‌توانم به یاد بیاورم که آیا کل آن روز را درست رفتار کرده‌ام یا نه!از همان اول صبح دلتنگی عجیبی مرا فرا گرفته بود. خیلی زود به نظرم رسید تنهایم و همه مرا رها کرده‌اند و رفته‌اند. البته آدم حق دارد بداند منظور از «همه» چه کسانی هستند؛ چون من در این هشت سالی که در پترزبورگ زندگی کردم، حتی با یک نفر هم آشنا نشدم، البته من با کل پترزبورگ آشنا بودم و شاید به همین خاطر بود که وقتی همه وسایل‌شان را جمع کردند و به ویلاهای تابستانی‌شان رفتند، احساس تنهایی کردم. از تنها ماندن وحشت داشتم و سه روز تمام با دلسردی عمیق در شهر پرسه زدم و نمی‌دانستم چه می‌کنم. هر جا که می‌رفتم؛ خیابان نوسکی، پارک‌ها یا کنار دریاچه، هیچ کدام از آن آدم‌هایی را که عادت داشتم در کل سال همین موقع و همین جا ببینم، نمی‌دیدم. این مردم من را نمی‌شناختند، ولی من آن‌ها را صمیمانه می‌شناختم، حتی به چهره‌های‌شان هم دقت کرده بودم؛ وقتی خوشحال بودند من هم خوشحال می‌شدم و وقتی ناراحت بودند، من هم ناراحت می‌شدم.انتشارات ماهی کتاب شب های روشن را با ترجمه سروش حبیبی منتشر کرده است.</description>
                <category>اُتاقِ سبز اِلی</category>
                <author>اُتاقِ سبز اِلی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 22:11:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot; مغازه ای به نام مغازه خودکشی &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81317303/%22-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%22-vaoaq9bbkmli</link>
                <description>تصور کنید که در دنیایی هستید و در آن زندگی می کنید که پر از ناامیدی و تلخ کامی باشد. امید به زندگی در آن معنایی نداشته باشد و هر روز شما شاهد اتفاق های تلخ و فاجعه باری باشید. همه چیز در این دنیای خاکی رو به نابودی برود و زندگی در هر لحظه طاقت‌فرسا تر بشود. آدم های مختلف ممکن است در این شرایط دست به چه کاری بزنند؟ بی اهمیت به آن زندگی کنند و به آن زندگی عشق بورزند؟؟ معمولا ما انسان ها در این شرایط اگر خودکشی نکنیم به احتمال زیاد به آن فکر کرده ایم. و البته دور از ذهن نیست که در این شرایط مغازه ای به نام مغازه خودکشی وجود داشته باشد. مغازه ای که در آن به افراد نیازمند به خودکشی، به طرز عالی خدمات داده می شود. مغازه خودکشی اثری از ژان تولی، نویسنده و طراح و گارگردان فرانسوی است که در سال ۱۹۵۳ به دنیا آمد. این رمان معروف ترین اثر اوست که یک کمدی سیاه و تکان دهنده است. در این کتاب مرگ سایه افکنده است و در مقابل آن برای تلاش ساختن امید، نبردی نمادین و پر از طنز های ظریف را به وجود آورده است که تاثیر فراوانی بر روی خواننده کتاب می گذارد.رمان مغازه خودکشی درباره خانواده ای است که کسب و کار متفاوت و البته منحصر به فردی دارند. خانواده تواچ که صاحب این مغازه هستند شعاری بسیار معروف دارند که میگوید: &quot; آیا در زندگی شکست خورده اید؟ حداقل مرگ موفقی داشته باشید &quot;و این گونه است که به کسانی که قصد خودکشی دارند خدمات می رسانند. خدمات این مغازه عبارت است از: مشاوره خودکشی به مشتریان، انواع و اقسام روش های خودکشی.. در این مغازه شادی و خندیدن معنایی ندارد و نا امیدی در این مغازه فراگیر شده.. رمان از زمان و مکان نامشخصی آغاز می‌شود.. پسر بزرگ خانواده که ونسان نام دارد، وسایل جدید برای خودکشی اختراع می کند. خلاصه همه چیز در این خانواده بر وفق مرادشان است‌ تا اینکه آلن به دنیا می آید..آلن بر عکس همه کارکتر های این رمان شاد است! می‌خندد، سرشار از امید است، به دیگران کمک می کند و همیشه نیمه پر لیوان را می بیند. او که شجاع است و قوانین مغازه خودکشی را رعایت نمی کند و به طرز غیر قابل باوری مثبت اندیش است! همین شجاعت اوست که کم کم باعث روشن شدن چراغ مغازه خودکشی می شود و مانند خورشیدی تابان خانواده تواچ را از خواب تاریک، بیدار می کند!در این رمان نام هاي هر کارکتر بسیار جالب است. مثلا میشیما (پدر خانواده)، ما را یاد نویسنده و شاعر سرشناس ژاپنی یوکیو میشیما  که در سال ۱۹۷۰ به روش سنتی هاراکیری خودکشی کرد،  می اندازد. یا دختر خانواده تواچ که مرلین نام داره یاد آور نام مرلین مونرو بازیگر معروف آمریکایی که در سال ۱۹۲۶ در سن ۳۶ سالگی بر اثر مصرف بیش از اندازه دارو های آرام بخش و خواب آور خودکشی کرد. پسر بزرگ خانواده که ونسان نام دارد تداعی کننده نام ونسان ون گوگ ، نقاش مشهور هلندی است که در سال ۱۸۹۰ به قلب خود شلیک کرد. و پسر کوچک خانواده، آلن، که پژواک نام آلن تورینگ، دانشمند و ریاضیدان انگلیسی است که در اواخر عمرش دچار افسردگی شد و سرانجام با سیبی که با سیانور آغشته شده بود در ژوئن۱۹۵۴ خودکشی کرد.. نام همه افراد در این خانواده پژواکی از افراد مشهوری است که خودکشی کرده اند!روندِ امید به زندگی و جنگیدن بر علیه ناامیدی در سراسر کتاب بسیار جذاب است. کارکتر آلن به ما یاد آور می شود که چقدر زندگی می تواند پر نور باشد و عشق به زندگی خیلی بیشتر از خودکشی کردن طرفدار دارد.کتاب، پایانی چالشی داشت که هر کسی ممکن است برداشت متفاوتی از آن داشته باشد..انتشارات چشمه کتاب مغازه خودکشی را با ترجمه احسان کرم ویسی منتشر کرده است.</description>
                <category>اُتاقِ سبز اِلی</category>
                <author>اُتاقِ سبز اِلی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Sep 2023 01:52:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot; قلعه حیوانات کتابی بدون تاریخ انقضا &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81317303/%22-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B6%D8%A7-%22-efrdnjbcaum5</link>
                <description>خواندن داستان ها به ویژه از آن دست داستان های که به صورت نمادین با هدف نقد وضعیت جامعه های گوناگون نوشته شده اند، خالی از لطف نیست. در جریان داستان ها می توانیم بدون زندگی کردن یک ماجرا، تجربه های گوناگون را به سوغات ببریم، آن تجربه را کسب کنیم و عبرت بگیریم.کتاب قلعه حیوانات اثر نویسنده اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول است. او که رمان نویس و روزنامه نگاره ِپر آوازه انگلیسی است، در شهر موتیهاری از ایالت های هندوستان متولد شد. این نویسنده را بیشتر با دو رمان قلعه حیوانات و 1984 می شناسند. این کتاب ها مجادله ای پایدار، مستدل و ضد کمونیستی است که همچنین ایرادهای نیش داری به جامعه غربی و ارزش های آن وارد می کند.جورج اورول این رمان را در سال 1943نگاشته است. رمانی که با گذشت بیش از نیم قرن از تاریخ نگارشش، هنوز جملات و غالب تصاویرش برای خوانندگان زنده و قابل لمس است.نویسنده با زبانی بسیار ساده توانسته استبداد حاکم بر جامعه خود را شرح دهد و چه جالب که این استبداد نه زمان دارد و نه مکان. جامعه ای که به دلیل نبود آگاهی، ظلم وستم به صورت آشکارا رخ می دهد ولی کسی جرات اعتراض ندارد. ظلم و ستم آنگونه به حق رخ می دهد که مظلمومان بر خود شک دارند. در ابتدای شروع داستان تلاش و همت حیوانات بسیار تحسین بر انگیز بود و حیوانات مزرعه توانستند خود را از دست ظلمِ صاحب مزرعه نجات دهند ولی دور از انتظار نیست که هیچ انقلابی بر آرمان های خود وفادار نبوده و آرمان ها براساس منافع حاکمان تغییر می کنند.  تا وقتی دیکتاتوری در جهان وجود دارد این کتاب قطعا یکه تازی می‌کند. خلاصه کلام این کتاب با متنی متکی به یک کمدی تلخ قانون اساسی تمام کشور‌های توتالیتر هست(عجیب اما واقعی‌تر از واقعی) . قلعه حیوانات روایتی سمبلیک است. احتمالا این جمله رو تا حالا خواندین یا شنیدین که &quot;همه حیوانات برابرند اما بعضی برابرترند!&quot;.. این معروفترین جمله کتاب قلعه حیوانات است. کتاب در ارتباط با حیواناتی است که در انقلابی آرمانگرانه و تحت اثر تفکرات خوک پیری به نام *میجر*، صاحب ظالم و دوپای مزرعه را که *جونز *نام دارد فراری می دهند و حکومت حیوانات را در جهت برابری حیوانات با هم و رهایی آنها از تحکم ظالمانه انسان ها پایه گذاری می کنند. پس از مرگ میجر پیر، طولی نمی کشد که *ناپلئون* که یکی از دو خوک پر نفوذ مزرعه است و سگ هایی درنده و تربیت شده دارد، با یک توطئه، خوک پر نفوذ دیگر *اسنوبال*،  را فراری داده و خود در جایگاه رهبریت می نشیند. جورج اورول در کتاب قلعه حیوانات شرایط زندگی در دوران جنگ جهانی دوم و زیستن زیر سایه شوروی سابق را نقد کرد. هر کدام از حیوانات این کتاب نمادی از گروه های فعال در آن دوران بودند که به نوبه خود سهمی اساسی در خراب کردن زندگی انسان های معمولی داشتند.کتابِ خیلی خوب و کاملا ملموسی بود. ساده سازی ای که شده بود باعث می شد خواننده این داستان سمبلیک جذاب را کاملا بفهمه و از آن لذت ببرد.انتشارات افق کتاب قلعه حیوانات را با ترجمه شهرزاد لولاچی منتشر کرده است.</description>
                <category>اُتاقِ سبز اِلی</category>
                <author>اُتاقِ سبز اِلی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Aug 2023 20:39:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابخانه نیمه شب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81317303/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-jz04qdfekz6g</link>
                <description>اگر فرصت این را داشتید که به گذشته و آینده سفر کنید، چه زندگی انتخاب می کردید؟ کدام یک از حسرت های زندگی تان را از بین می بردید؟ چه زندگی را انتخاب می کردید که بتوانید در آن فرد راضی و خوشحالی باشد؟ تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که چقد انتخاب های ما در زندگی آینده ما تاثیر می گذارند و چقدر سرنوشت سازند؟حقیقت این است که بیشتر ما در زندگی از رویاهایمان  دوری کردیم و یک زندگی پر از حسرت را در پیش گرفتیم. این درست است که هیچ گاه نمی توانیم زندگی کاملا ایده آلی داشته باشیم و تمام مهارت هایی که به آن علاقه مند بودیم را یاد بگیریم یا  تمام زندگی هایی که دوست داشتیم را تجربه کنیم ولی حداقل میتوانیم زندگی ای را تجربه کنیم که کمتر حسرت بخوریم و شادتر زندگی کنیم.درباره کتاب کتابخانه نیمه شب نویسنده کتاب مت هیگ در  این کتاب به روایت زندگی دختری می پردازد که در دوران نامید کننده و پرتنشی قرار گرفته. او احساس می کند در همه دوراهی های زندگی اش، راه را اشتباه انتخاب کرده است و نتوانسته نه تنها برای خودش بلکه برای هیچکس مفید باشد. این دختر که نورا نام دارد دچار افسردگی شدیدی هست و شبی که اقدام به خودکشی می کنه ناگهان وارد کتابخانه ای جادویی میشه...  ^ بین زندگی و مرگ کتابخانه ای است مملو از زندگی ^ .  این اثر با هوشمندی نویسنده در انتخاب ژانر در فضایی فانتزی و با رویکردی انگیزشی نگاشته شده است. بنده این کتاب را وقتی خواندم  که یک ماه بود کنکور داده بودم و وقتی نتایج اعلام شد از نتیجه ای که گرفته بودم راضی نبودم و دچار افسردگی شدیدی شده بودم. در واقع کل زندگیم  و ادامه آن را در نتیجه کنکورم میدیدم ( اینطور فکر میکردم که راه دیگری جز این راه ندارم) . وقتی کتاب را خواندم و وارد زندگی های زیادی شدم، متوجه شدم بی نهایت زندگی هست که می‌تونم آدم موفق و صد البته خوشحالی  باشم. اینکه کنکور فقط یک مسیر بوده از بی نهایت  مسیری که وجود داره.. این خیلی مهمه!!! به شخصه این کتاب  را به دوستانی که تازه کنکور دادن ( دانش آموزان سخت کوشی که نتایج کنکورشون تا چند روز آینده اعلام میشه) یا مسیری رفتن که شرایط طوری نبوده ک بهش برسن و نا امید شدن و یا کسانی که زندگی را خیلی کسالت بار میبینن و دچار افسردگی شدن، پیشنهاد میکنم.. هیچ وقت نباید یادمون بره  این موضوع را که بی نهایت زندگی هست ک منتظرن تا ما انتخابشون کنیم :)یک جمله از خانم اِلم (کتابدار کتابخانه) خیلی تاثیر گذار بود در من؛ اینکه : &quot; اکثر حسرت های ما ساخته ذهن ما هستند &quot;  . چقدر ما انسانها با حسرت هایی که در زندگی مان داشتیم چه بزرگ و چه کوچک، باعث شدیم کتاب حسرت هایمان سنگین و سنگین تر بشه.. می‌توانم به یقیین بگویم که قطعا از کتاب هایی است که الکی معروف نشده و شما کاملا محسور قلم گیرای مت هیگ در این قصه می شوید :)انتشارات کوله پشتی کتاب کتابخانه نیمه شب را با  ترجمه محمد صالح نورانی زاده منتشر کرده است.</description>
                <category>اُتاقِ سبز اِلی</category>
                <author>اُتاقِ سبز اِلی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Aug 2023 13:55:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>