<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ابوالفضل مردانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_81408529</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:24:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ابوالفضل مردانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_81408529</link>
        </image>

                    <item>
                <title>2 تکنیک رپورتاژ نویسی که مورد پسند کارفرما واقع شد !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81408529/2-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%D8%B4%D8%AF-owepphshnkyo</link>
                <description>این داستان کاملا بر اساس واقعیت می باشد، اگر زیر 18 سال یا بالای 18 سال هستید شدیدا توصیه میکنم این مقاله را بخوانید چون اصلا محدویت سنی ای براش تعریف نشده است.جونم براتون بگه که جند وقت پیش از سمت یکی از کارفرماها به من پیشنهاد شد که محتوایی تقریبا 1200 کلمه ای برای یکی از رپورتاژ هاش بنویسم. ما هم نوشتیم و براش ارسال کردیم. مثل اینکه رپورتاژ را باز کرده، دیده و صد البته پسندیده بود.چند وقتی گذشت تا اینکه یک روز از من درخواست مشاوره  در زمینه تولید محتوا کرد، مصمم بود که خودش شروع کنه و من بعد رپورتاژ هاش را  تولید و منتشر کنه.جلسه ی مشاوره ی ما شروع شد و برام یدونه تایتل آورده بود و از من خواست که براش ایده پردازی کنم تا ببینه من چجور میتونم در مورد چیز هایی که یکسری اطلاعات پایه را دارم، یک رپورتاژ عالی بنویسم.تایتلی که کارفرما به من داد : اسپری تاتو موقت را از کجا تهیه کنیم؟نظرش این بود که هیچ جوره نمیشه در مورد این تایتل تولید محتوا کرد، ما هم که خوراکمونه این نمونه از تایتل ها. سناریو را براش چیدم و شروع کردم به نوشتن براش.سناریوی من : ببینید وقتی شما بخوای یک چیزی را بخرید، حتما از تعدادی دوست، رفیق و یا آشنا سوال میکنید که ببنید تجربه ای در زمینه خرید این محصول داشتند یا نه؟ همین مورد وقتی وارد فضای دیجیتال میشیم، میشه فروم ها و شبکه های اجتماعی. همانطور که میدونید این پلتفرم ها UGC هستند، یعنی محتوای آنها توسط کاربران نوشته می شود.ببینید چقدر میتونید در مورد فروم ها توضیح بدید! به همین راحتی دارید رپورتاژ می نویسید.دومین مورد صحبت از برند های مطرح در کنار برند خودتان است. مثلا شمایی که می خواهید اسپری تاتو موقت بفروشی میایی نگاه میکنی میبنی لینک یک فروشگاه اینترنتی دیجی کالاست، خوب چون کسب و کار آنلاین شما فوق العاده نیچ است، قطعا سایت های سوپر مارکتی مثل دیجی کالا نمی تونن رقیب شما باشن. بیا و اسم برند خودت رو در کنار برند دیجی کالا لینک بده سایتت. هم رپورتاژ خوبی داری مینویسی، یعنی داری جای معتبری را به کاربر معرفی میکنی و هم اسم  برندت را در کنار برندهای مطرح آورده ای، همین موضوع باعث می شود گوگل را کمی قلقلک بدی.مثال واضح تر بزنم با نمونه ی عملی. تاتو فست و دیجی کالا دو فروشگاه آنلاین در هستند که از هر دو می توانید برای خرید اسپری تاتو موقت استفاده کنید. یکی از سایت های فروشگاه سوپر مارکتی بزرگی در ایران و خاورمیانه است و دیگری به صورت تخصصی بر روی یک محصول که همان اسپری تاتو است، فعالیت میکند.خوب حالا برید روی تاتو فست و دیجی کالا در متن بالا کلیک کنید. بهمین سادگی هم می تونید تبلیغ خودتان را کنید و هم در کنار برند های مطرح معرفی شوید خدمت سرورمان گوگل.البته هر چی از نوشتن یک رپورتاژ خوب میدونستم به بنده خدا آموزش دادم اما، برای اینکه مطلب ادامه دار باشه و دوستان من رو دنبال کنن به همین دو تکنیک بسنده میکنم. محتوای بعدی صفحه من در ویرگول، 2 تکنیک رپورتاژ نویسی که مورد پسند کارفرما واقع شد 2 است. میدونم که همتون منتظرش هستید (الکی مثلا).پس تا هفته ی دیگه که دوباره بیام به خلوت مقالات خوانی ویرگولتون خداحافط.</description>
                <category>ابوالفضل مردانی</category>
                <author>ابوالفضل مردانی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 17:48:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به چینش خدا اعتماد کن (تجربه من از شروع تولید محتوا)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81408529/trust-god-arrangement-xpyt7nneexro</link>
                <description>سلام و وقت بخیر. راستشو بخواید یک روز برای من، این یک آرزوی دست نیافتنی بود که بخوام برای سایتی محتوا بنویسم، حالا بعد از حدود یک سال نوشتن، چه برای سایت های شخصی ای که خودم دارم و چه برای سایت های کارفرما، این آرزو تبدیل به حقیقتی زنده شده.قبلا وقتی میخواستم یه مقاله رو استارت بزنم و بنویسمش، ممکن بود ساعت ها درگیرش شم؛ حتی روزها. الان خیلی راحت در مسائلی که حتی اطلاعات زیادی رو هم ندارم، با یکی دو ساعت مطالعه کردن، شروع به نوشتن میکنم و تا حدود زیادی با بررسی سورس های انگلیسی زبان، کاملا کارم راه میافته.خواستم در اولین نوشته ای که درون سایت ویرگول منتشر میکنم، بگم تو این یکسالی که بر من گذشت، خیلی چالش ها پیش اومد که باهاش دست و پنجه نرم کردم، خیلی از سختی هایی که روز به روز به تعدادشون افزوده میشد رو تحمل کردم فقط بخاطر اینکه هدف داشتم.این رو بهتون بگم، درآمدم هنوز اونقدری نیست که من رو راضی کنه، قطعا همین حرف در آینده نیز صدق میکنه چون انسانها کماگرا هستند، اما با استمراری که دارم میدونم در سال 1400 قطعا میتونم اون هدفی که داشتم و دارم رو بهش برسم.اوایلی که شروع کردم به کار تولید محتوای متنی بر بستر وبسایت ها، خیلی دلم میخواست سرعت تایپم بره بالا و برای نوشتن حدود یک محتوای هزار کلمه ای که میخواستم تحویل بدم، اینقدر اذیت نشم. همونجور که میدونید برای یک نیروی تولید محتوای متنی که داره برای سایت های بزرگ یا کوچیک کار میکنه، یکی از اساسی ترین چیزها که باید درونش حرفه ای شه، همین کار کردن بر روی سرعت تایپش است.نمیخوام بگم حالا بعد از گذشت یکسال، سرعت تایپم به پای کسایی که تایپیست حرفه ای هستند میرسه، ولی همین که دیگه بدون نگاه کردن به کیبورد قادر هستم تایپ کنم، خودش برام نعمت بزرگی هست. راستش رو بخواید دارم کیبوردمو عوض میکنم و نمیدونم با این تغیر دقیقا چقدر در تایپ سریعی که داشتم تا یه مدت افت کنم، ولی بازم میگم، خداروشکر که دیگه با دوتا انگشت تایپ نمیکنم. اوایلی که کار میکردم، مجبور بودم برای ساخت روزمه، برای سایت شخصی خودم بنویسم یا اینکه شروع کنم با حداقل های درآمد به تولید محتوا کردن برای دیگران. همون اول کار ،میخ خودم رو محکم کوبیدم به روی زمین. تصمیم گرفتم با دریافت مبالغ کم برای کسی کار نکنم ولی بجاش وقت بذارم مطالبی رو برای خودم بنویسم و درون سایت شخصیم منتشر کنم.یه مدت گذشت و همین کار رو انجام دادم، سعی کردم برای نوشتن استمرار به خرج بدم، برای خودم فداکاری کنم و به خودم اثبات کنم که دقیقا در محل درستی قرار داری و باید پر قدرت بری جلو.سه ماه گذشت، مهارتم در نوشتن به حدی رسیده بود که میتونستم شروع کنم بدون ایجاد تصویر سازی ای در ذهنم، یک داستان رو بی وقفه بنویسم و یک پایان زیبا بهش بدم.خب این من رو بیشتر ترغیب کرد به ادامه ی مسیر. کم کم سر کله ی پروژه های خوب هم از راه رسید. حالا که دارم به پشت سرم نگاه میکنم، به این نتیجه رسیدم که خدا زیباترین ها رو برام در مسیرم قرار داده بود.بعد از اینهمه سعی، کار و تلاش، هر وقت تنها میشم، توی تنهاییام به یاد حرف نوید محمد زاده میافتم، به چینش خدا اعتماد داشته باش. چینش خدا اعتماد کنید و اصلا از مسیرتون دلسرد نشید، تا میتونید نذارید آدمای منفی اطرافتون روی شما تاثیر بذارند و خدای ناکرده شما رو دلسرد کنن.تا جای ممکن از این افراد دوری کنید، در هر مسیری که قرار دارید قطعا براتون مشکل های فراوانی به وجود میاد، اگه شما انسان بی هدفی باشید سریعا با منفی بافی هایی که اطرافتون شکل میگیره دلسرد و دلزده میشید.امیدوارم این مقاله واقعا بتونه به اون فردی که در مسیر اصلی خودش هست کمک کنه. امیدوارم با قلمم، حرفم و رفتارم همیشه بتونم عده ای رو امیدوار کنم تا افسرده. این نکته رو بگم، من فعالیتم رو در این وبسایت سعی میکنم بصورت مجله ای برم جلو، از هر دری سخنی اما به شکلی خاص. میخوام با نوشتن محتوا توی ویرگول سرعت سایتم رو بهبود بدم، این وسطا چهارتا رفیق پیدا کنم و باهاشون بیشتر آشنا شم. شاد و پیروز باشید.</description>
                <category>ابوالفضل مردانی</category>
                <author>ابوالفضل مردانی</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 22:40:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>