<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد جعفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_81488997</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 03:31:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1893538/avatar/eYhLz1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد جعفری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_81488997</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خیزش مردمی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-w4h6vdwj61cs</link>
                <description>? آصف بیات? خیزش مردمی ایران گویی با آصف بیات، جامعه‌شناس و نویسنده و استاد دانشگاه، در روزنامه‌ی اعتماد منتشر شد که در آن می‌گوید: «این خیزش، زندگی را طلب می‌کند. معترضین احساس می‌کنند که تحقق یک زندگی عادی و انسانی به‌وسیله‌ی حاکمیت نقض شده که هیچ درکی از این آمال و آرزو‌ها و درد‌های مردمش ندارد.»این جامعه‌شناس به نقش محوری زنان در اعتراضات کنونی اشاره می‌کند و از آن نتیجه می‌گیرد که «به لحاظ ذهنی یک تغییر پارادایم به وجود آمده، چیزی که در جنبش‌های انقلابی شاید کم‌نظیر است و آن مطرح شدن زن و کرامت او و اصولاً کرامت انسانی است» که در کانون اعتراضات قرار گرفته.«در این خیزش، بازپس‌گیری زندگی به خواست همگانی تبدیل شده است. پس به لحاظ ذهنی یک درد مشترک و خواست مشترکی به وجود آمده و گروه‌ها و اقشار مختلف اجتماعی را در احساس و ابراز آن شریک نموده و آنان را به عمل جمعی رهنمون شده است.»به‌گفته‌ی این جامعه‌شناس، گشت ارشاد و نیرو‌های امنیتی میلیون‌ها زن را در خیابان‌ها و نهاد‌ها «تحقیر» کردند، اخطار دادند و دستگیرشان کردند.«ولی مقاومت زنان ایران ادامه یافت و آنان طی این مقاومت‌های پیش‌رونده، هنجار‌ها و واقعیت‌های نوینی را در جامعه پیاده کردند و اکنون آن ناجنبش‌ها به میانجی قتل یکی از همان زن‌ها، مهسا امینی، آغازگر خیزش سیاسی بزرگی شده‌اند که در آن زن و کرامت انسانی مکان ویژه‌ای را کسب کرده است.»او با این حال، این خیزش را تنها معطوف به «مسئله‌ی زن» نمی‌داند و می‌گوید که «در حال حاضر فراگیری جنبش اعتراضی از زنان فراتر رفته و گروه‌ها و اقشار اجتماعی محروم و مطرود و ستم‌کشیده دیگر را به هم تنیده».«این‌گونه احساس می‌شود که گویی رهایی زن راهگشایی رهایی مرد‌ها نیز هست. به عبارت دیگر اعتراض‌کنندگان به خیز عمومی وسیع‌تری (greater good) رسیده‌اند که همه‌ی اقشار معترض را حول آن به وحدت برساند. به نظر می‌رسد شعار &quot;زن، زندگی، آزادی&quot; معرف آن خیز عمومی فراگیر باشد.»آصف بیات، پژوهشگر ارشد جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، در ایران نامی آشناست. بسیاری از کتاب‌ها و مقالات مهم او به فارسی ترجمه شده و بار‌ها به چاپ رسیده است که از میان آن‌ها می‌توان به کتاب‌های «سیاست‌های خیابانی»، «پسا اسلام‌گرایی»، «کارگران و انقلاب ۵۷» و «زندگی همچون سیاست» اشاره کرد.</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 22:10:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آهای اهالی قدرت و صندلی‌نشینان صدارت، با شما هستم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D8%A2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-sefuoayhyyry</link>
                <description>? علی زمانیانآن‌چه اکنون در خیابان‌ها مشاهده می‌کنید، صحنه‌ی چالش و ستیزی است که شما سال‌های سال، درست وسط زندگی مردم راه انداخته‌اید. ستیز و پیکاری جانکاه با ملتی ساکت که جز زندگی چیزی نمی‌خواستند و نمی‌خواهند. وگرنه مردم را چه به ناآرامی و خشونت؟آن‌چه اکنون رویارویی خیابانی و خشونت‌اش می‌دانید، پیش از این از سوی شما و در خیابان‌های سیاست و قدرت شما در جریان بود. این شما بودید که مردم را محل جنگ و جدال قرار دادید. این شما بودید که ساکنان این سرزمین را به هماوردی طلبیدید و زندگی‌شان را به میدان نبرد با این و آن تبدیل کردید.و از این نکته‌ی حکمت‌آمیز مشهور، غافل بودید که:آن‌که در خانه‌ی شیشه‌ای نشسته است، به خانه‌ی همسایه سنگ نمی‌اندازد.سال‌هاست پناه گرفته در قلعه‌ی قدرت، با منجنیق قانون، با بی‌توجهی و بی‌اعتنایی به نتایج این شیوه از حکمرانی‌، بر جان ساکنان این حوالی، سنگ مرارت و مشقت می‌اندازید و آرامش و آسایش را از همگان گرفته‌اید.سال‌هاست مردم شکوه می‌کنند، ناله می‌کنند، و شما بی‌توجه به درد و رنج جامعه، سوار بر خر مراد خویش، سرخوشانه می‌رانید و توجه نمی‌کنید چرخ ارابه‌ی قدرت‌تان، چگونه استخوان زندگی ساکنان این مرز و بوم را می‌شکند.?  آن‌چه اکنون در خیابان‌ها مشاهده می‌کنید، ناله‌ و نارضایتی و شکوه و عصبانیت کسانی است که سال‌ها، صدای‌شان را نشنیدید؛ به رسمیت‌شان نشناختید؛ به انزوای‌شان راندید و با بی‌توجه به درد و رنج آن‌ها، ایدئولوژی خودتان را به پیش بردید. کسانی که غریبانه، فقرشان را فریاد زدند. آنان که به چشم خود دیدند و هراسان می‌بینند همه‌ی ارکان و بنیان‌های جامعه، رو به ویرانی نهاده است. فریاد زدند اما شنیده نشدند‌، دیده نشدند و اساسا به حساب نیامدند.وقتی‌که دیدند و می‌بینند سرمایه‌های مادی، انسانی، سرمایه‌های اجتماعی و معنوی، رو به فروپاشی است، مجبور به واکنش شدند. این واکنش را طبیعی بدانید زیرا جامعه به‌منزله‌ی موجود زنده همین است. هر موجودی، حتی ضعیف‌ترین، وقتی درمی‌یابد رو به مرگ دارد،  نگران می‌شود و واکنش خشمگینانه نشان می‌دهد.</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 20:26:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناگهان چه زود، دیر می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-cmzu8nqxqsw1</link>
                <description>? احسان نراقی?شاه گفت: من می‌خواستم از تحلیل شما درباره موقعیت فعلی ایران اطلاع حاصل کنم. این اغتشاش و تحریکی که دارد عمومیت می‌یابد، از کجاست؟ بانی آن چه کسی است؟ چه کسی پشت این مخالفت‌ها قرار گرفته است؟پاسخ دادم: خود شما اعلی‌حضرت!با نگاهی متعجب به من نگریست و گفت:  چرا من؟در این مرحله از صحبت، او انتظار داشت تا من هرکس دیگری را به عنوان مسوول معرفی نمایم: فلسطینی‌ها، کمونیست‌ها، قذافی، خمینی، آمریکایی‌ها، چه می‌دانم، هرکسی؟?شاه: اغتشاشگران خارجی چطور؟ شما فکر نمی‌کنید که آنها هم در این میان نقشی ایفا کرده‌اند؟ گزارشاتی به ما رسیده است که بر اساس آنها مخالفان از خارج کمک‌های مالی دریافت می‌کنند.پاسخ دادم: متاسفانه این از آن نوع استدلال‌هایی است که اطرافیان شما از آن استفاده می‌کنند. کسانی که هنوز هم نمی‌خواهند واقعیت را از نزدیک ببینند.شاه: چگونه این سیلاب از چشمان مسوولان پنهان ماند؟ مطمئنا این بحران به تازگی شروع نشده است.پاسخ دادم: طبقه سیاسی، بالا آمدن این سیلاب را ندید و قدرت تکنوکراتی که خود ایجاد نموده‌اید، قادر به دیدن واقعیت نبود.شاه گفت: اما ما افراد خود را از میان فارغ‌التحصیلان بهترین دانشگاههای اروپایی و آمریکایی انتخاب کردیم. چگونه این مهندس‌ها و دکترهایی که از معتبرترین دانشگاههای غربی آمده بودند، قادر نبودند مرا از قبل مطلع نمایند؟پاسخ دادم: این امر به سیستم برمی‌گردد. زمانی که سیستم هرمی شکل است و در آن حتی نخست‌وزیر صرفا به بالادست خود چشم دارد، هیچکس خود را از نظر سیاسی مسوول احساس نمی‌کند. زیرا تنها آنچه مورد قبول است که از طرف شما صادر گردیده باشد. تصمیم‌های نهایی انحصارا توسط شما گرفته می‌شود. نخبگان هم صرفا می‌خواستند تا با ارایه عناصری در جهت سیاست شما، خدمتی کرده باشند.?شاه وقتی که دستم را فشرد، کاملا احساس نمودم بیش از حد معمول، آن‌را در دست‌های خود نگه‌داشت. سپس به گونه‌ای بی‌سابقه به چشمهایم نگریست. در چشمهایش، برقی حاکی از احساس دیدم. نگاهی آشکارا آکنده از حس قدرشناسی، تاسف و پشیمانی، گویی که می‌خواست بگوید: چرا زودتر به نزدم نیامدید، زمانی که بیش از هر موقع دیگر، نیاز داشتم تا کسی مرا نسبت به واقعیات آگاه سازد؟آنوقت پاسخ من به این سوال نکرده، همانند بسیاری از سوالات دیگر، این می‌بود که : زیرا شما اعلیحضرت، همیشه ترجیح می‌دادید به کسانی گوش دهید که دقیقا همین واقعیات را از شما کتمان می‌کردند.احسان نراقیاز کاخ شاه تا زندان اوین</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 20:20:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بجای کوفتن جهان ؛ جانتان را تغییر دهید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D8%A8%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-fpyzwr3ipx8f</link>
                <description>? ناصر مهدوییکی از مشکلات اخلاقی  و روانی در میان حکمرانان جمهوری اسلامی این است که این آقایان هرگز عادت نکرده اند که در مقابل خطاهایی که مرتکب می‌شوند از مردم عذر خواهی کنند. بارها مردم شاهد بوده‌اند که به دلیل تصمیم‌گیری‌های نسنجیده و حرف‌های بی‌منطق ؛ کشور دچار چه مشکلات فراوانی شده و تاوان آن را مردم رنج کشیده این سرزمین پرداخته اند ۰? از ادامه جنگ تحمیلی تا نحوه مذاکرات هسته ای ؛؛ آنچه از شیوه سلوک مدیران این مملکت بجای مانده ؛ سوزاندن فرصت ها و رنجوری  و دردناکی زندگی ملت بوده است ۰ اینکه تورم بیداد می کند ؛ بیکاری خسارت بار شده ؛ آسیب‌های اجتماعی همچون طلاق و اعتیاد به مرز خطرناکی رسیده ، اینکه نخبگان کشور مانند سیل در حال گریز از کشورند ؛ اینکه کمبود آب و فرسایش خاک و آلودگی هوا زندگی مردم را تباه کرده و اینکه در جهان منزوی شدیم و ارزش ریال به‌طور بی سابقه‌ای سقوط کرده و دهها مسله حیاتی دیگر ؛ همه برخاسته از نحوه تصمیم گیری غیرعقلانی حکمرانان این سرزمین است ۰?اما آیا شده یک بار بخاطر خدا از مردم بدلیل تخریب زندگی آنها عذر خواهی کنید ؟ و بجای متهم کردن جهان و جنگ با کائنات؛ خودتان را در برابر وجدانتان محکوم کرده و دست از روش های غلط خود بکشید ؟? نه نه ؛ شما همواره خود را حق پنداشته اید و بر خلاف توصیه زیبای قرآن که توبه کنندگان را دوست دارد ؛ بجای توبه و پوزش و اصلاح رفتار و افکارتان ؛ دیگران را متهم کرده اید و تا جایی پیش رفته اید که حتی مردم مظلوم را با عناوینی چون فتنه‌گر ؛ منافق ؛ اغتشاشگر کوفته‌اید و آنها را در آتش حسرت تغییر رفتارتان سوزنده‌اید ? امروز کشور در یک وضعیت خطرناکی قرار گرفته و تکرار رفتار غیرعقلانی و تاکید بر ادامه راه حل‌های بی‌منطق ؛ ممکن است سرنوشت همگان را به سیاهی کشاند و شرایطی بوجود آورد که کنترل آن از دست همگان خارج شود ۰?اگر تصور می کنید که با افزایش دامنه سرکوب و خشونت می‌توانند بحران را حل و امور را به دست گیرند ؛ در اشتباه وحشتناکی سیر می کنید و راهی را پیش می روید  که امکان بازگشت آن بسیار غیر ممکن است?به همان دلایلی که در بالا  اشاره شد ؛ مردم از شیوه حکمرانی شما که جز رنج و درد پیامد دیگری در پی نداشته ناراضی هستند و سخن اکثریت این انسانهای شریف اصلاح امور و تغییر در روش‌های تصمیم‌گیری شماست ۰?آیا پاسخ آنها سرکوب خشن و رفتار بی رحمانه است ؟ آیا تصور می کنید اگر آتش نفرت مردم در زیر خاکستر پنهان شود ؛ شما موفق خواهید شد ؟ چقدر این دنیا ارزش دارد که برای دو روز حکمرانی در آن زندگی میلیونها انسان را پر از اضطراب و نگرانی کرده اید ۰ واقعا شما هیچ هراسی از روبرو شدن با خدا ندارید ؟ به فرموده امام علی ؛؛ وای بحال کسانی که در قیامت ؛ بینوایان و تهیدستان  و فرزانگان ؛ گریبان آنها را بگیرند و بخدا بگویند که این حاکمان  به ما ظلم کرده اند.</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 20:15:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین تار موی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%DB%8C-pblfopivehwv</link>
                <description>? محسن رنانی? آخرین تار مویدوستان هی می‌پرسند چرا در این زمانه بیم‌وامید ساکتی؟ راستش دو مطلب مفصل نوشتم و کنار ‏نهادم. آخر دیگر چه سخنی مانده است با حکومتی که نه گوشی برای شنیدن دارد و نه مهارتی برای ‏دیالوگ؟ دیالوگ را رها کنید، با چهل سال حکمرانی هنوز مهارت سخن گفتن درست با جامعه را هم ‏ندارد. آری چند دهه است که گفتنی‌ها توسط نخبگان فکری و مدنی گفته شده است، اگر می‌توانست، ‏می‌شنید و اگر می‌خواست، گامی‌ برمی‌داشت.‏و آخر چه می‌توان گفت با نسلی که چهل سال است از حکومت و از روشنفکران فقط حرف شنیده ‏است و امروز تصمیم گرفته است خودش عمل کند. نسلی که قدرتمندانه با یک حرکت، کل صحنه ‏بازی را تغییر داد و همه مرزها و محدودیت‌ها را جابه‌جا کرد و نشان داد که جامعه، همچنان زنده و پویا ‏است و به وقت خودش برگه‌های آسِ خود را  رو می‌کند. و مفتخریم به جامعه‌ای و نسلی که با رونمایی ‏از ظرفیت‌های نهفته‌اش و آشکارسازی امیدهای وجودی‌اش، توانست یک‌شبه دریایی از امید ‏روانشناختی‌ را نیز برای خودش خلق کند.‏همیشه به ما گفته‌ بودند خون مظلوم خون خداست که برکت خواهد کرد و در دعاها خدا را به خون ‏مظلوم سوگند دهید. اکنون چه برکتی عظیم‌تر از این‌که خون مهسای زیبای ایران، این همه انرژی و ‏نشاط به جامعه تزریق کرد؟ بنگرید، نه تنها ملتی بلکه جهانی به‌پا خاسته است برای پاسداشت حرمت ‏خون دختری که نماد تبعیض‌ بود، چون زن بود و کُرد بود و سُنی بود؛ و همه چیز مهیا بود که مرگ او ‏درگمنامی فراموش شود. کاک امجد و باجی مژگان، می‌بینید چگونه جوانان از همه اقوام، زبان‌ها و ‏مذاهب ایرانی، قیام کرده‌اند تا خون دختر مظلوم شما زنده بماند؟ برکت بر شما و برکت بر این نسل ‏باد. این روزها ایران، خدایی‌ترین، عرفانی‌ترین و رویایی‌ترین روزهای سه دهه اخیر خود را تجربه می‌کند. ‏شرم‌باد بر آنان که افسانه بی‌دینی را به این نسل می‌بندند و حجاب را که‎ ‎طبق آموزه‌هایی که خودشان ‏به ما آموخته‌اند، نه جزء اصول دین است و نه جزء فروع دین، ابزار سرکوب این نسل کرده‌اند.‏با حکومت نیز همه گفتنی‌ها گفته شده است، شاید تنها سخنی که باقی‌مانده است و می‌توان امروز ‏بدون لکنت گفت این است که این نظام دارد شکست می‌خورد چون هیچگاه تئوری شکست نداشته ‏است، فقط تئوری پیروزی دارد. آقایان، برای ماندن، باید تئوری شکست هم داشته باشید. با شیوه‌ها ‏و اندیشه‌های گذشته، نمی‌توانید این نسل را مهار و با آن تعامل کنید. بنابراین برای حفاظت از خودتان ‏و از کشور، تنها یک راه باقی مانده است و آن این که بپذیرید این قانون اساسی و این سامان سیاسی ‏پاسخگوی این نسل و این جامعه نیست و لازم است بر اساس اقتضائات دنیای جدید و نسل جدید از ‏نو بازنویسی و بازسازی شود.. گیرم که در این لحظه، این شور ‏اجتماعی سرکوب شود، پایان که نمی‌یابد، بلکه به سانِ آتشِ زیرخاکستر خواهد ماند و انباشته‌تر ‏خواهد شد. آنگاه با بزنگاههای ناگزیر آینده که پی‌در‌پی می‌رسند چه می‌کنید؟  آنگاه با لحظه جانشینی ‏چه می‌کنید؟ لحظه‌ای که دیگر اقتدار کاریزما حضور ندارد که به دستگاه سرکوب انسجام دهد و ‏وجدان اخلاقی نیروهای سرکوب‌ را اقناع کند. متوجه هستید که در آن لحظه که اقتدار کاریزما پایان ‏می‌یابد جامعه بسانِ فنری که آزاد می‌شود همه انرژی‌های انباشته خویش را بیرون می‌ریزد؟ پس به ‏خودتان و به ایران رحم کنید و تا اقتدار کاریزما هست، تحول را آغاز کنید. صمیمانه به جامعه بگویید ‏که پیامش را شنیده‌اید. این آخرین تار مویی است که می‌توان به آن چنگ زد.</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 19:29:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتراضات، همسویی و یا گسست نسلی؟</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%84%DB%8C-fddxywzqx3z4</link>
                <description>? علی زمانیان?  اعتراضات، همسویی و یا گسست نسلی؟حدود چهل و پنج سال قبل، ساکنان این دیار برای تحقق رویاهای خود و ساختن جامعه‌ی خوشایند و حکومت مورد نظرشان انقلاب کردند و موفق شدند حکومت مستقر را به زیر بکشند و نظامی دیگر بر جای آن بنشانند. چهل سال قبل،  نسلی در تلاطمات سخت سیاسی و زیر سایه‌ی هشت سال جنگ، دوام آورد تا آرمان‌هایش را تحقق ببخشد و سرزمینش را آن گونه که می‌خواهد، شکوفا کند. آری، چهل و چهار سال است که در امواج مرارت و مشکلات دست و پا می‌زند،  تا شاید دری بگشایند و افق روشنی از دور نمایان شود.آنان همه‌ی سرمایه‌ی خود را که بهترین‌شان، عمرشان بود در میان آوردند و صبورانه بار همه‌ی رنجها و دردها را بر دوش کشیدند.?   اما پس از دو دهه، بتدریج  صدای پای پرسشی سرنوشت‌ساز در ذهن‌ها پیچید و پس از آن، دیگر رهایشان نکرد. پرسشی که از مقایسه‌ی میان مطلوب‌های ذهن‌شان و واقعیات عینی زندگی‌شان بر می‌خاست. پرسش این بود که: چرا به جای آن‌که وضع و حالمان رو بهبود باشد، دائما بد و بدتر می‌شود؟ چرا میان نظام موجود با نظام موعود این همه فاصله است؟ چرا هر چه می‌دویم، باز همان خانه‌ی اول هستیم؟همین پرسش بود که آرام آرام به تردید و شکی کشنده تبدیل شد و در نهایت،  ابری از اندوه حسرت و پشیمانی بر هستیِ گروه بزرگی از آنان، مسلط گردید. حسرت روزها و سال‌های از دست رفته،  حسرت دهه‌ها عمری که قطره قطره بر پای نهال خشکیده از دست رفت.  حسرت عمر نکرده، پشیمان از تحمل بار سنگین دردها و رنج‌ها، و پشیمان از &quot;تلاشی پاک در راهی پوچ&quot;.?  اینک، عموم ساکنان چهار دهه‌ی اخیر،  در احساسی از حسرت غوطه می‌خورند.  و مهمترین‌شان، حسرتِ &quot;زمان از دست رفته&quot; و زندگی نکرده است. عمری که رو به پایان دارد و احساس می‌کنند به غروب نزدیک می‌شوند، در حالی‌که به تعبیر حافظ:&quot;ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی&quot;همین احساس تلخ حسرت و پشیمانی بود که خواسته و ناخواسته در فرایند جامعه‌پذیری سیاسی به نسل بعد منتقل گشت و در عمق جان نسل واپسین رخنه کرد. فرزندان، احوال پدر و افسوس والدین را مشاهده می‌کردند. در حالی‌که از یک سو پدران را مقصر و از سوی دیگر قربانی پنداشتند. برای تقصیرشان، بر پدران شوریدند و از آن‌ها دور شدند و اما تحت تاثیر تعلق و پیوندی عاطفی میان‌شان،  به سوی آن‌ها برگشتند و از سر شفقت، صدای پنهان و محزون پدران‌شان شدند. صدایی که شنیده نشد. درد و رنجی که دیده نشد. زندگی که به رسمیت شناخته نشد.سرایت تدریجی نگرش منفی پدران به فرزندان، رویکرد سیاسی و ارزش‌های آنان را تحت تاثیر قرار داد. در نتیجه، نوعی هم آوایی و هماهنگی میان نسل والدین و فرزندان در لایه‌های پنهان روابط بین نسلی جریان یافت. ارزش والا برای هر دوی آن‌ها، خود&quot; &quot;زندگی&quot; شد. با این تفاوت که والدین، حسرت زندگی از دست رفته را می‌خوردند  و فرزندان در تکاپوی به دست آوردن زندگی دلخواهانه.نسل پیشین هم چنان به سکوت خود ادامه داد اما نسل جوان، نتوانست سکوت کند.  آن چه اکنون در خیابان‌ها و از گلوی جوانان فریاد زده می‌شود، بازتاب موج غمگین حسرت پدران است. جوانان اینک، نه تنها در مقام سهم‌خواهی از زندگی، که در قامت وکیل مدافع نسل پیشین،  زندگی غارت شده‌‌ی آن‌ها را مطالبه می‌کنند. آنان در کنشی هیجانی، ناکامی‌های پدر را نیز فریاد می‌زنند. بی‌جهت نیست که یکی از ارکان شعارها،  &quot;زندگی&quot; است. چنین شد که آن فاصله‌ی ارزش‌های سیاسی دو نسل که روزگاری از آن سخن رانده می‌شد، در &quot;جنبش زندگی‌خواهی&quot; ترمیم شد.</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 18:40:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقایان چقدر ترسناک شده اید ؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_81488997/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF-pjko3elbyf29</link>
                <description>? ناصر مهدوی? آقایانچقدر ترسناک شده اید ؟؟برادران محترم روحانی ؛ روزی که مردم در خیابان‌ها فریاد مرگ بر شاه می‌دادند و با اعتماد بسیار از شما حمایت می‌کردند ؛ هیچ باور نداشتند که شما مجذوب قدرت شوید و هیچ و هیچ باور نداشتند که شما در مواقعی بی رحم و نسبت به رنج انسان‌ها بی اعتنا باشید?تصور همگان این بود که شما اهل تهذیب نفس و رفتار عادلانه و منطق گفتگو هستید ؛ ولی ای برادرانی که از قلاب قدرت آویزان شده‌ایداکنون ملاحظه بفرمایید که قدرت با شما چه کرده!!?کمترین خسارتی که بر خود و جامعه زده‌اید این است که خودتان مشغول حساب و کتاب برد و باخت دنیا شده‌اید، آنقدر که غوطه‌ور شدن در غوغای سیاست سبب شده تا هدایت مردمان مظلوم را که می پنداشتید بر عهده شماست؛ حتی آن را نیز به پاسبان‌های آهن‌دل سپرده اید?اینچنین شده که آن تصور اولیه مردم از شما کاملا فرو ریخته و هر روز مردم در حکومت شما با درد‌های جانکاهی روبرو می‌شوند که روی خطاکارترین انسان‌ها را  سفید و موجب شرمساری کسانی شده که روزی به شما اعتماد کرده بودند</description>
                <category>محمد جعفری</category>
                <author>محمد جعفری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 17:27:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>