<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پرنیان سفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_82317037</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:45:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>پرنیان سفری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_82317037</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eafpt7sa59fi</link>
                <description>چرا مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟سازمان مجاهدین خلق در 1344 توسط تعدادی از جداشدگان از نهضت آزادی با هدف مبارزه با رژیم پهلوی تاسیس شد. اما در 1350 بنیانگذاران و اکثریت کادر سازمان توسط ساواک دستگیر و اعدام شدند. در 1354 سازمان با تغییر ایدئولوژیک، مارکسیسم را پذیرفت و همین امر موجب اعتراض تعدادی از کادرهای سازمان قرار گرفت. پیامد آن نیز تصفیه‌های خونینی بود که در آن صورت پذیرفت. پس از پیروزی انقلاب، سازمان تلاشهایی را برای نفوذ در ارکان نظام با هدف تصاحب قدرت آغاز کرد. اما با شکست در این تلاشها، به کمک بنی‌صدر که به دلیل بی‌کفایتی از ریاست جمهوری عزل شده بود، به فعالیتهای تروریستی روی آورد. بنی‌صدر و رجوی سرکرده سازمان، نهایتا در مرداد 1360 مجبور به فرار از کشور شدند. سفر خرداد 1365 رجوی به بغداد، آغازی بر شکل‌گیری جبهه مشترک وی و صدام علیه جمهوری اسلامی بود. طبعا سقوط صدام در 1382، به منزله پایان فعالیتهای متمرکز سازمان مجاهدین و فروپاشی تدریجی این سازمان بود.مریم رجوی و مسعود رجوی ، رهبران مجاهدین خلقمریم رجوی و مسعود رجوی ، رهبران مجاهدین خلقجاسوسی یکی از مسائل نهادینه شده در جریان هایی همچون سازمان منافقین به حساب می آید و در این راستا واکاوی چرایی این مسئله در بررسی موضوعات تاریی و امنیتی مهم به نظر می رسد.سازمان مجاهدین خلق از ابتدا نیروهایش را عادت به گزارش نویسی داده بود،حتی در دوره قبل از انقلاب هم که برخی از اعضایشان در کارخانجات و ادارات می رفتند گزارش نویسی را بعنوان یک عادت به حساب می آوردند،این عادت به تدریج به حالت دستوری از بالای سازمان تعمیم می یابد لذا در دوران جنگ هم اینگونه تداعی کرده بودند که تنها راه نجات ،نظام آرمانی مجاهدین خلق است که می تواند افراد را حفظ کند و ما باید از تمامی مملکت اطلاعات کامل را داشته باشیم.در تشکیلات های حزبی ،گروهی و سازمانی افراد اولین قضیه ای که با آن مواجهه اند اطاعت از تشکیلات است،چه آنهایی که با آرمانگرایی و اهداف ایدئولوژیکی وارد می شوند و چه کسانی که بعنوان فعالیت سیاسی حاضر می شوند،آنچه برای آنها مهم است اطاعت از سازمان است و این اطاعت علی رغم خواسته،تحلیل نگرش آنها باید عملی شود.جدول عملیات‌های نظامی سازمان (1357-1350)روز 1 مهر 1350 اقدام ناکام برای ربودن شهرام، پسر اشرف پهلوی جهت آزاد کردن همرزمان از زندان، اولین عملیات سازمان بود.روز 14 اردیبهشت 51 انفجار در دفتر شرکت هواپیمایی بریتانیا و مجله مستهجن «این هفته»روز 10 خرداد 1351 بمب‌گذاری در اداره اطلاعات آمریکا، ساختمان انجمن ایران و آمریکا و ساختمان انجمن روابط فرهنگی ایران و انگلیس در تهران.روز 10 خرداد 1351 انفجار سر راه ماشین ژنرال پرایس، مستشار آمریکایی در تهران.روز 10 خرداد 1351 انفجار بمب صوتی در مدفن رضاخان، مقارن با سفر نیکسون به تهران.روز 8 مرداد 1351 انفجار جیپ ارتشی پارک شده در خیابان.روز 12 مرداد 1351 هنگام ورود ملک‌حسین پادشاه اردن به ایران، اقدام به انفجار یک بمب در سفارت اردن در تهران.روز 22 مرداد 1351 ترور تیمسار طاهری در تهران.روز 4 بهمن 1351 انفجار ساختمان هواپیمایی پان‌آمریکن.روز 6 بهمن 1351 انفجار در دفتر شرکت نفتی شل – لاوان. انفجار در دفتر شرکت مس سرچشمه.روز 7 بهمن 1351 انفجار بمب صوتی در کافه تریای هتل انترناسیونال در تهران.روز 12 خرداد 1352 ترور سرهنگ دوم لوئیس هاوکینز مستشار نظامی آمریکایی.روز 28 آبان 1352انفجار در لژ مخصوص سینما شهر فرنگ مشهد.روز 11 اسفند 1352 به عنوان اعتراض به سفر سلطان قابوس به ایران اقدام به بمب‌گذاری در ساختمان بانک عمان و دیگر نقاط نظیر دفتر شرکت انگلیسی Gary &amp; Mackenzi، محوطه خارجی سفارت انگلیس و دفتر شرکت پان‌آمریکن.روز 31 فروردین 1353 انفجار در مقر گارد دانشگاه صنعتی آریامهر (دانشگاه شریف) به یاد اعدام 4 تن از کادرهای سازمان.روز 4 خرداد 1353انفجار در ساختمان‌ها و مؤسسات آمریکایی و یهودی مانند شرکت جنرال، شرکت بیمه انگلیسی York Shire و کمپانی یهودی Techno Viceروز 5 خرداد 1353 بمب‌گذاری در کارخانه نخ‌ریسی مشهد.روز 29 خرداد 1353 انفجار در پاسگاه ژاندارمری کاروانسرا سنگی.روز 5 تیر 1353 انفجار تأسیسات برق کارخانه ایرانا در کرج.روز 5 تیر 1353 انفجار تأسیسات برق کارخانه جیپ لندرور در کرج.روز 7 آبان 1353 در اعتراض به سفر کیسینجر به ایران، انفجارهایی در دفتر کمپانی چندملیتی ITT، شرکت صنعتی و کشاورزی نراقی و شرکت John Deerروز 27 آبان 1353 بمب‌گذاری در دفتر مجله هنر و سینما.روز 27 اسفند 1353 ترور سرتیپ زندی‌پور افسر کمیته مشترک و راننده وی.روز 31 اردیبهشت 1354 ترور دو مستشار نظامی آمریکایی سرهنگ جان‌ترنر و پل شفرد در تهران.روز 22 اردیبهشت 1354 انفجار در سینما کریستال مشهد.روز 12 تیر 1354 تلاش برای ترور کنسول آمریکا در تهران که تنها به کشته شدن حسن حسنان، کارمند ایرانی سفارت آمریکا منجر شد.روز 30 تیر 1354 انفجار بمب در انجمن ایران و آمریکا و در کنسولگری انگلیس در مشهد.روز 11 آذر 1354 ترور رضا خالقی، راننده وزارت دربار.روز 6 شهریور 1355 ترور دونالد جی اسمیت، رابرت آر کرون‌گمهمترین اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلقاز ابتدای انقلاب ۱۷ هزار نفر از مردم ایران بر اثر حوادث تروریستی جان خود را از دست داده‌اند. خون ۱۲ هزار نفر از این تعداد به دست عوامل گروهک تروریستی منافقین بر زمین ریخته شده است. در سال‌های ابتدایی انقلاب، به‌ویژه از زمانی که عوامل این سازمان ضمن خروج از حاکمیت دست به اسلحه بردند، فصل مشترک عمده این حوادث از یک واژه بود؛ منافقین6 تیر 1360 انفجار بمب به هنگام سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد اباذر تهران و مجروحیت شدید ایشان7 تیر 1360 انفجار مرکز حزب جمهوری اسلامی ایران، شهادت 72 تن از مقامات عالی‌رتبه نظام از جمله آیت‌الله بهشتی8 تیر 1360 ترور شهید محمد کچویی رئیس زندان اوین8 شهریور 1360 انفجار دفتر ریاست جمهوری و شهادت محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر20 شهریور 1360 ترور آیت‌الله مدنی امام جمعه تبریز7 مهر 1360 ترور آیت‌الله هاشمی‌نژاد در مشهد20 آذر 1360 ترور آیت‌الله دستغیب امام جمعه شیراز26 فروردین 1361 ترور ناکام آیت‌الله احسان بخش امام‌جمعه رشت11 تیر 1361 ترور آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد23 مهر 1361 ترور آیت‌الله اشرفی اصفهانی امام‌جمعه کرمانشاه29 بهمن 1361 ترورآیت‌الله واعظ طبسی امام‌جمعه مشهد (ترور ناکام ماند)همکاری سازمان مجاهدین خلق با رژیم بعث عراقسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.نقش منافقین در جنگ ایران و عراقسال 65 خیانتهای منافقین شامل ایجاد جنگ شهری ترور مسئولین، نظامیان و حتی مردم عادی، تخلیه تلفنی، جاسوسی و جمع آوری اطلاعات بود. 29 خرداد 66 یعنی یک سال پس از استقرار کامل در عراق پیام رجوی مبنی بر تاسیس ارتش آزادی بخش ملی منتشر شد. نظامیان این ارتش از دوهزار نفر تجاوز نکرد و تنها در عملیات مرصاد بود.سازمان مجاهدین خلق یکی از گروه های تروریستی است که بیشترین فعالیت های تبلیغاتی و نظامی علیه نظام جمهوری اسلامی را سازماندهی کرده است. این سازمان با ورود به فاز نظامی و آغاز جنگ مسلحانه از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به همکاری با غرب و سپس صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران پرداخت.یکی از مهمترین خیانت های منافقین از آغاز جنگ تحمیلی همکاری اطلاعاتی و دادن اطلاعات سری کشور به رژیم بعث عراق است. در واقع منافقین گمان می کردند که عراق کار انقلاب را یکسره می کند لذا خود را نزد رژیم بعث به عنوان یک گروه سراسری معرفی نموده بودند تا در قدرت آینده ایران حرف اول را بزنند. اما بعثی ها هرگز این ادعا را باور نداشتند بلکه استراتژی بعثی ها از پذیرش منافقین علم کردن آنان در مقابل مجلس اعلای شیعیان بود که به عنوان حامی ایران در عراق به شمار می آمد.سرلشگر وفیق السامرایی یکی از فرماندهان اطلاعات رژیم صدام می گوید:صدام در دادن اعتبار برای فعالیت های اطلاعاتی به هیچ مرزی اعتقاد نداشت.به همین دلیل ماهانه بین 9 تا 10 میلیون دلار علاوه بر تجهیزات به مسعود رجوی می داد.از دیگر خیانت های منافقین در روز های پایانی خرداد 67 اتفاق افتاد که منافقین به کمک ارتش عراق به مهران و دهلران حمله کردند. در این نبرد که منافقین نام چلچراغ را برای آن انتخاب کرده بودند موفق می شوند وارد مهران شوند. رجوی طی سخنانی مدعی شدند وقتی می‌توانیم در یک عملیات شهری را آغاز نماییم سپس دسترسی به تهران چندان مشکل نیست. البته سازمان پس از سه روز به طور کامل منطقه را ترک می کند و به عراق بر می‌گردد.اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.اقدامات مجاهدین خلق بعد از جنگ ایران و عراقآنها پس از جنگ تحمیلی نیز به فعالیت های ضد ایرانی خود ادامه داده و علاوه بر اقدامات تروریستی علیه مسئولین و مردم ایران، پی گیری سیاست های ایذایی علیه منافع ملی ایران از طریق لابی های امنیتی و پارلمانی در اروپا و امریکا و برپایی نشست ها و تظاهرات های متعدد، جاسوسی و ارائه اطلاعات از برنامه هسته ای ایران، تشدید فشارها علیه ایران در پرونده آمیا، حقوق بشر و مسئله هسته ای و اختلاف افکنی در روابط ایران و همسایگان را نیز در کارنامه فعالیت های خود گنجانده اند.این سازمان با علنی ساختن فاز نظامی و آغاز جنگ مسلحانه از 30 خرداد 1361 به همکاری با غرب و سپس صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران پرداخت. آنها پس از جنگ تحمیلی نیز به فعالیت‌های ضدایرانی خود ادامه داده و علاوه بر اقدامات تروریستی علیه مسئولین و مردم ایران، پی‌گیری سیاست‌های ایذایی علیه منافع ملی ایران از طریق لابی‌های امنیتی و پارلمانی در اروپا و آمریکا و برپایی نشست‌ها و تظاهرات‌های متعدد، جاسوسی و ارائه اطلاعات از برنامه هسته‌ای ایران، تشدید فشارها علیه ایران در پرونده آمیا، حقوق بشر و مسئله هسته‌ای و اختلاف‌افکنی در روابط ایران و همسایگان را نیز در کارنامه فعالیت‌های خود گنجانده‌اند. از سوی دیگر این سازمان با استقرار در پایگاه‌های نظامی خود در عراق، به عنوان متحد استراتژیک و ارتش خصوصی صدام، در سرکوب قیام شیعیان و کردهای عراق در سال 1991 نیز نقش داشته است. مجموع این فعالیت‌ها سبب شده است که این سازمان در لیست گروه‌های تروریستی آمریکا، اتحادیه اروپا، کانادا و کشورهای های دیگر قرار گیرد.پرنیان سفریپروژه اصلاح شدهاستاد حسنوند</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 14:04:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rwvgudofbmdx</link>
                <description>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد.** جاسوسی سازمان برای صدامسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.** شکنجه و فریب برای جذب اسرااما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.هادی شعبانی یکی از اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»جواد کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند. به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند. به او گفته شده بود &quot;ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه بازمی‌گردانیم.&quot; درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که 14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. بعد از حمله آمریکا به عراق با شرایط نامطلوبی به ایران بازگشت.»منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادند.یکی دیگر از اقداماتی که اعضای سازمان علاوه بر انتشار اخبار کذب از ایران برای تضعیف روحیه اسرا انجام می‌دادند، سانسور نامه‌های اسرای ایرانی بود. آنان به دلیل آشنایی به زبان فارسی، در نامه‌های اسرای اردوگاه‌ها دست می‌بردند و مطالبی نادرست و غیرواقع اضافه می‌کردند.نفرت‌‌آمیزترین کاری که از نگاه اسرا توسط منافقین انجام می‌گرفت، لو دادن محل اختفای وسایل اسرا (همچون رادیو، قلم، کاغذ و...) توسط منافقین بود که در پی آن، ماموران اردوگاه، اسرا را به شدت شکنجه می‌کردند.نیروهای منافقین یک برنامه رادیویی و تلویزیونی هم تهیه و اسرا را مجبور می‌کردند تا به آن برنامه نگاه کنند. اسرا اسم این برنامه را سیمای خیانت گذاشته بودند.منافقین از هر اقدام و روشی استفاده می‌کردند تا هم با کسب اطلاعات از اسرا به بعثی‌ها خوش‌خدمتی کرده باشند و هم بتوانند تعدادی نیرو برای سازمان جذب کنند. در کتاب‌های خاطرات بسیاری از آزادگان از جمله کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور به بسیاری از اقدامات منافقین در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق اشاره شده است.?تحقیق اصلاح شده منافقینگردآورنده:پرنیان سفریاستاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 19:40:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اول جنگ(اصلاح شده)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B4%D8%AF%D9%87-gil1vzyxfmh6</link>
                <description>ارتش چگونه جنگ را روایت می‌کند؟گفتگوی تفصیلی با امیر مسعود بختیاریامیر مسعود بختیاری می‌گوید: مساله روایتگری یا عملیات نگاری در ارتش یکی از وظایف عادی و تایید شده یگان های نظامی حتی در زمان صلح است. اینها وقایع روزانه شان را در دفاتر خاصی به نام &quot;تاریخچه یگانی&quot; ثبت می کنند و این جزو روش‌های متداول یگانی است.متن گفتگو با امیر بختیاری را در ادامه می‌خوانید:** 6 ماه بعد از شروع جنگ روایتگری در ارتش آغاز شد* خیلی ممنون هستیم امیر بزرگوار که وقتتان را دراختیار ما قرار دادید. به عنوان سوال اول لطفا بفرماییدپروسه روایتگری و ثبت وقایع جنگ در ارتش جمهوری اسلامی ایران چگونه شکل گرفت و محصولش در کجا نگهداری و بهره‌وری می شود؟مساله روایتگری یا عملیات نگاری در ارتش یکی از وظایف عادی و تایید شده یگان های نظامی حتی در زمان صلح است. اینها وقایع روزانه شان را در دفاتر خاصی به نام &quot;تاریخچه یگانی&quot; ثبت می کنند و این جزو روش‌های متداول یگانی است؛ مشخصا در مساله جنگ ایران و عراق می توانم بگویم که حداکثر 6 ماه بعد از آغاز جنگ، روایتگری جنگ در ارتش به صورت مکتوب و رسمی در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش که استادانش به جنگ آمده بودند، آغاز و قرار شد از اسناد و مدارک جنگ که عمدتا طرح ها، قراردادها، اسناد و نقشه های عملیاتی است یک نسخه به دافوس (دانشکده فرماندهی و ستاد) داده شود تا آنان این اسناد را به روش خود نگهداری کنند.می توان گفت از آغاز نیم سال دوم جنگ، این تاریخ نگاری یا روایتگری توسط مرحوم سرهنگ یعقوب حسینی که یکی از افسران بسیار خوب نیروی زمینی و معاون عملیاتی فرمانده نیرو بود، شروع شد. ایشان در 6 ماه اول جنگ معاون عملیاتی فرماندهی وقت نیروی زمینی یعنی مرحوم قاسمعلی ظهیرنژاد بودند.روایتگری در معنای لغوی یعنی من چیزی را که از کسی شنیدم، برای شما بگویم؛ در حالی که حتما شما در اینجا دارید روایتگری را توسعه می‌دهید؛ یعنی مثلا ممکن است من چیزی را از کسی نقل کنم و بگویم شهید صیاد این را گفت یا این کار را کرد  اما یک موقع است که من از خودم می گویم یا از کتاب یا سندی روایت  می‌کنم یا یک زمان است که تفسیر، تحلیل و تاویل می‌کنم؛ آیا به همه اینها روایت گری می‌گویید؟* منظور ما از روایتگری اعم از مشاهدات، نقل قول ها و یا نظر شخص است.نوشتن تاریخ جنگ و عملیات یگان، یک از وظایف یگان‌های ما حداقل در رده لشکر است که شرح کارهای لشکر و فرمانده را می نویسد.* محصول کار این افراد به کجا می رود و در کجا نگهداری می شود؟در تاریخچه خود یگان  است؛ یعنی ما تاریخچه لشکر 21 یا تاریخچه عملیاتی لشکر 77 داریم.* این نگارش ها پس از 30 سال که از پایان جنگ می گذرد خروجی هم داشته است؟می شود گفت خروجی‌اش همان دافوس است. این تاریخچه ابتدا در دافوس شروع به جمع آوری شد و بعدا به نیروی زمینی در معاونت طرح و برنامه منتقل شد. چون یگان‌ها هنوز این کار را نمی‌کردند.زمانی که جنگ پایان یافت، عقیدتی سیاسی ستاد مشترک از سرهنگ یعقوب حسینی دعوت کرد این تاریخچه‌هایی که نوشته شده را مدون کند و مرحوم حسینی نیز از چند نفر از جمله من دعوت کرد و برای همین مدتی افتخار همکاری با ایشان را داشتم و این کار را از ایشان یاد گرفتم که چطور بنویسم. خرجی کار هم به عقیدتی سیاسی رفت و در سال 1371 یا 72 منتشر شد.* همان کتاب های خاکستری رنگ هشت جلدی را می‌فرمایید؟بله.** تاریخچه یگان‌ها محرمانه نیست* به این ایده که تاریخچه یگانی را از حالت محرمانه و طبقه بندی شده در بیاورید و در اختیار پژوهشگران قرار بگیرد، فکر نکردید؟تاریخچه یگانی طبقه بندی نیست اما به هرحال تصمیم با فردی است که قرار است آن را به شما بدهد.* یکی از نکاتی که به نظر من  موجب مظلومیت ارتش شد این است که این دست اطلاعات را برای درج در آثارمان نداریم. مثلا من تک تک فرمانده لشکرهای سپاه که شهید شدند و یا افراد حاضر را می‌شناسم یا اینکه چه کسی چه زمانی شهید شد، کی جا به جا شد و یا استعفا داد؛ اما در طرف مقابل، جز چند فرمانده لشکر معدود ارتش را اصلا نمی شناسم؛ نه جا به جایی هایشان را می دانم نه جزییات عملیات ها را. چه کار باید کرد تا اگر کسی خواست مطلبی درباره عملیاتی بنویسد، این اسناد را در اختیار داشته باشد؟در حال حاضر اینها وجود دارد و اگر بخواهید استفاده کنید فکر نمی‌کنم مانعی باشد. مانعی هم نبوده است. شاید ارتش در یک موقعیتی قرار گرفت که خودش از همه اینها استفاده کرد ولی چندان کسی به سراغش نیامد و فقط خودمان بودیم که از خودمان دفاع می کردیم!بنابراین تاریخچه یگانی وجود دارد ولی در خود یگان نگهداری می‌شود.** همواره با دو عینک و از دو منظر به جنگ نگاه شده است* شما در رابطه با تاریخچه جنگ تحمیلی آیا به روایت دقیق و درست به عنوان یک روایت شاخص قائل هستید؟ روایت موجودی که از جنگ وجود دارد به نظر شما یک روایت کامل و درست است؟پاسخ شما نسبی است. روایت کامل یعنی همه چیز مطابق حقیقت و صداقت و تمامی اعداد از لحاظ کمی و کیفی کامل است که این تابع شرایط زمان است، گاهی زمانی است که جنگی در حال جریان است و نمی توان تعداد تلفات را بیان کرد. گاهی زمانی است که یک سال از جنگ گذشته و محدودیت های طبقاتیِ تابع شرایط زمانی، مکانی و موقعیتی حاکم است. بنابراین سوالی که می فرمایید که آیا روایت درستی از جنگ وجود دارد، باید بگویم هم وجود دارد و هم وجود ندارد؛ به این دلیل که به این جنگ با دو دیدگاه، دو عینک، دو پنجره و دو زمینه فکری نگاه شده است؛ یعنی شما با نگاه خاص خود به جنگ نگاه کردید و من هم با دیدگاه دیگری.* منظورتان دو دیدگاه ارتش و سپاه است؟بله، با دو دیدگاه، دو پنجره و دو عینک دیده شده که گاهی این دو با هم در تضادند. این که آیا روایت درستی وجود دارد، اگر منظورتان روایت یکنواخت است، باید بگویم نه؛ فکر می‌کنم هرگز هم نمی‌توانیم چنین چیزی داشته باشیم چون من کماکان با دید خودم موضوع را درک کردم و شما با دیدگاه خاص خودتان. البته مسائل دیگری نظیر سازمان‌گرایی هم موثر است.به هرحال جنگ یک امر خطیر و تا حدودی قهرمانی است لذا بازیگران این پدیده  اگر فاتح باشند، به یک شکل روایت می کنند و اگر با ناکامی مواجه شده باشند به شکل دیگری. پس بخواهند یا نخواهند با نوعی تعدیل به آن پرداخته می‌شود. ضمن این که برخی مسائل، امنیتی است و گاهی ممکن است من عملیاتی که با ناکامی مواجه شده را در آن زمان به شما بگویم که پیروز شدیم ولی ده سال دیگر بگویم نه این گونه نبود. این موارد پیش آمد. به نظرم هر دو روایت می تواند درست باشد اما این که کاملا با هم جمع شود، نمی توانیم. زیرا ما کماکان با دو عینک نگاه می‌کنیم.* این را یک آفت می‌دانید یا امتیاز؟آسیب می‌دانم ولی آفت نه؛ اما چاره‌ای نبوده است. هر پدیده‌ای -چه بخواهیم و چه نخواهیم- تابع شرایط زمانی و مکانی است و نمی توان مکان و زمان را از آن حذف کرد. مثلا اگر بخواهید این جنگ را تحلیل کنید بین سال های 1360 تا 1367 که هنوز فضا انقلابی، ملتهب و اعتراضی است، یک جور دیگر نگاه می شود و حال در سال 1399 در این اتاق و یا محفل کارشناسی یک جور دیگر. نمی خواهم بگویم آفت بوده اما آسیب بوده است. در تمام تاریخ های جهان این آسیب وجود دارد.* آیا قائل به مفهومی به نام روایت رسمی که امروز در خصوص آن بحث می شود هستید یا خیر؟شما می گویید رسمی ولی من اسم آن را دولتی می‌گذارم.  تهیه کنندگان اولیه و خوراک دهندگان این ماجرا (روایات) بر مبنای ذهنیت و دیدگاه های خودشان نوشتند و حتی ممکن است بر مبنای سازمان گرایی نیز نوشته باشند و کسی هم نمی تواند قضاوت قطعی بکند و حکم دهد. باید این را به آینده و تاریخ نویسان تطبیقی موکول کنیم و از بازیگران موجود بگذریم.مرحوم عباس اقبال آشتیانی که پدر تاریخ نویسی در ایران است جمله ای دارد که می گوید: تاریخ را باید در ایران 50 سال از پس از هر واقعه ای نوشت تا بازیگرانش نباشند.* برداشتی که از حرف هایتان دارم این است که به چنین گزینه ای قائل هستید.بله. هستم. شما نمی توانید بگویید قرائت رسمی صد درصد وجود دارد ولی تا حد بسیار زیادی هست. من معتقدم در بخش اقتصاد یا سیاست حاکم در جنگ یا مدیریت عالی جنگ یا نفوذهای تاثیرگذار، حرف های بسیاری برای گفتن هست ولی تاریخ رسمی جنگ از باب عملیات، تا هفتاد یا هشتاد درصد می توانم بگویم صحیح است.* در مورد دفاع مقدس سوالات و شبهات زیادی مطرح می شود و اگر در زمانی این موضوعات را فقط احزاب و گروه‌های سیاسی می گفتند، امروز اینها توسط مردم عادی هم بیان می‌شود. از نگاه شما، مهمترین این سوالات چیست و چقدر به آنها جواب داده شده است؟سوالاتی که امروز بعد از 30- 40 سال پس از پایان جنگ به خصوص در نسل جوان تحصیل کرده مطرح می شود یکی این است که رفتار سیاسی، نظامی،  مدیریت و همسایه بودن با عراق چه اندازه در شروع جنگ نقش داشته است؟ و یا اینکه چرا جنگ این اندازه طولانی شد و این گونه می پرسند که چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ پایان نیافت یا آتش بس اجرا نشد؟ در مورد همین سوال، خب زمانی می توان این را پرسید که مثلا از قبل چنین قراری گذاشته شده باشد که بر فرض در فلان جا جنگ را تمام کنیم ولی چنین چیزی نبود. شاید هم زمان مناسبی بود اما نمی‌توان با نگاه سال 1399 آن را تحلیل کرد. باید با همان وضعیت سال 1361 آن را بسنجیم.شبهات دیگری هم هست؛ به عنوان مثال نقش دیپلماسی ما در این جنگ در سطوح مختلف چه بوده و آیا می توانستیم جلوی جنگ را بگیریم و اساسا جنگ نشود یا اجتناب ناپذیر بوده و ناچار بودیم؟شبهه بعدی این است که چرا غرامت مان را از عراق نمی گیریم؟ من به شما جواب می دهم که شرایط سیاسی منطقه ایجاب نمی‌کند که بگیریم و ممکن است نیاز باشد به طرف کمک هم بکنیم؛ ممکن است شما دلیل مرا نپذیرید و دلیل و استدلال من در شما تاثیر نمی‌کند و این شبهات هست.شبهه دیگر هم که مطرح می‌کنند این است که در پایان جنگ ما برنده بودیم یا بازنده؟** باید اجازه دهیم سوال بپرسند* از نظر شما همه این سوالات اصالت دارند؟من برای همه سوالات اصالت قائل هستم؛ یعنی شما حق دارید سوال بپرسید ولی گاهی اوقات اعتقاد، باور و جریان فکری شمایی که این سوال را از من کردید مورد قبول من نیست و لذا این سوال برای من اصالت ندارد اما برای سوال کننده اصالت دارد و باید اجازه دهیم سوال بپرسند و من هیچ گاه جلوی سوالی را نمی گیرم.* بحث مخالفت با پرسش نیست اما برخی اوقات اشخاصی برای اثبات خود چیزی که اصلا سوال نیست و موضوعیت ندارد می پرسند. مثلا این پرسش که «آیا ارتش در جنگ بود یا خیر؟» یک سوال اصیل است؟کسی که با جهت فکری خاصی سوال می کند که شما را زیر سوال ببرد؛ قبول ندارم. مثلا می پرسد شما چرا جلوی جنگ را نگرفتید؟ می گویم من در جایگاهی نبودم که آتش بس اعلام کنم یا جلوی جنگ را بگیرم و من می توانم نظرم را راجع به این عملیات یا آن عملیات بگویم.* چطور باید با سوالات غیراصیل برخورد کرد؟من به عنوان یک معلم وظیفه ام جواب دادن است، پلیس نیستم که کسی را به خاطر سوال غیر اصیلش جریمه کنم. ضمن این که خودم گفتم کسانی که سوال دارند باید پرسش خود را مطرح کنند.* آیا راهی وجود دارد تا از وقوع چنین فضایی پیشگیری کنیم تا سوال ها اصالت پیدا کند؟بله راه دارد، فکر می کنم کاری که ما داریم می کنیم خیلی کمک کرده است که بسیاری حقیقت را قبول کنند. شفاف سخن گفتن بر دل می نشیند.* جمع بندی درکم از سخنان شما این است که بالا بردن حجم اطلاعات شفاف یک راه مقابله با سوال غیر اصیل است.همین طور با حوصله پاسخ دادن و نه سرکوب کردن. یعنی وقتی سوال می کنند بلافاصله نگوییم این چه سوالی است که می پرسید؟ اگر من با مهارت و آرامش جواب شما را بدهم اثر خود را می گذارد؛ به خصوص این که برای حرفتان مدرک، استدلال و منطق داشته باشید.** بزرگترین آسیب های جنگ، دوگانه‌گویی‌ها و چندگانه‌گویی‌هاست* به نظر شما مهمترین چالش و آسیبی که در روایت‌های حال حاضر وجود دارد (اعم از رسمی و غیر رسمی) و تحلیل موجود از آن هشت سال چیست؟اینکه مثلا یک عملیات مشخص مثل آزادسازی خرمشهر را شما یک جور روایت می‌کنید و به حساب خود می‌گذارید و من روایت می‌کنم و ممکن است به حساب خودم بگذارم. بزرگترین شبهات و آسیب های جنگ، دوگانه‌گویی‌ها و چندگانه‌گویی‌هاست که برخی از آنها گریزناپذیر است* مشخصا سازمان سپاه و ارتش است؟این دو سازمان در جنگ حضور داشتند وکاملا طبیعی است که دو گونه دید و روش دارند و این است که می گویم باید به تبع زمان و مکان نگاه کرد.* شما به عنوان یک کهنه سرباز و استاد دانشگاه پیشنهادی برای اینکه این چلش‌ها به حداقل برسد دارید؟ مثلا ایده من این است که یک سپاهی و ارتشی با هم تاریخی  را بنویسند؛ این حرف ها خیلی دور از دسترس است؟این یک ایده آرمانی است ولی در عمل پیاده نمی شود. چون شما با لهجه خودتان صحبت می کنید و من هم با لهجه خودم.* اشکال ندارد با لهجه خودشان صحبت کنند. مثلا شهید صیاد و آقای رضایی با هم می نشستند و یک روایت 40-50 صفحه  ای از کلیات جنگ می دادند و افرادی مثل ما روی جزئیاتش کار می کردند؟حرف شما درست و متین است.* اصلا تلاشی هست؟بله تلاش هست. ما در ارتش تلاش می‌کنیم یعنی دستور موکد شهید صیاد شیرازی بود. حتی زمانی که مرحوم یعقوب حسینی کتابش را می نوشت بنا به اعتقادات سربازیش می نوشت و تلاش می کرد تاریخ درستی بنویسد و اصلا بحث رقابتی نبود. او می خواست شرح عملیاتی که می نویسد حقیقتی باشد؛ ولی مثلا شما می‌گویید تا اینجایش را درست نوشتید اما آیا دیدید من هم در آن گوشه بودم؟ می گویم من شما را ندیدم.این شبهات وجود دارد اما باید این کار را کرد و خوشبختانه خیلی هم جلو رفته به خصوص مساله تطبیق تاریخ ها؛ یعنی شما تعریف خودتان را می کنید و من هم تعریف خودم را دارم.یکی از ویژگی‌های جنگ ما گویندگان، راویان و خاطره گویان متعدد است یعنی هرکس که به جنگ رفته، خاطرات خود را می گوید و اینها هر کدام بر مبنای آنچه که دیدند و شرح های مختلف از عملیات است. همه هم راست می گویند ولی یک نفر این طور ماجرا را دیده و دیگری طور دیگر. در این وسط، فرماندهان هم ملاحظات خودشان را دارند.* مثلا چرا شما و آقای درودیان با هم یک کتاب نمی نویسید؟ شما راوی ارتش و ایشان راوی سپاه.ما با هم دوستیم ولی نمی دانم چرا نمی‌شود که بخواهیم باهم تاریخ بنویسیم.من با زبان خودم می‌گویم و دیگری با خط خود می‌نویسد. ارتش سازمانی تجهیزات محور و روش محور است لذا روش‌های جنگی‌اش بر مبنای روش ها، اصول، آیین نامه ها و تجهیزاتش و یک دکترین مدون است. حالا اگر شما این را قبول ندارید یا دیدگاه دیگری دارید و دیدگاهتان انسان محور است، تا زمانی که شما بر اعتقادات خود هستید و من هم بر اعتقادات خود هستم قدری مشکل است.* خب شما همدیگر را به چالش بکشید تا ما بتوانیم از درون آن حقیقتی را آشکار کنیم. به نظرم اصلا به آن فکر نکردید.چرا خیلی فکر کردیم.* آن را دور از دسترس می‌دانید؟اصلا؛ من این را به تاریخ واگذار می کنم و آینده خود به خود روشن می کند.* اگر شما حرف نزنید کسی چیزی نمی‌داند.جمله ای از مورخ معروف انگلیسی به نام آرنولد توین است که می‌گوید تاریخ مثل خورشیدی است که نور خود را می‌تاباند ولی گاهی ابری می آید و جلوی آن را می گیرد اما به هر حال این ابر کنار می‌رود؛ یعنی دوباره حقیقت تاریخی روشن می‌شود و فعلا باید تحمل کنیم.بنده گاهی اوقات می توانم چیزی را به راحتی بگویم اما نمی‌گویم برای اینکه مثلا بازماندگان از جنگ و خانواده شهدا ناراحت نشوند. این یکی از ملاحظات است. ضمنا شما دارید الان با قدرت برآمده از این جنگ زندگی می‌کنید؛ یعنی اگر ایران می‌گوید من «قدرتمندم» از کیسه این جنگ می گوید. اگر من بخواهم دائم به نقد و ایراد بپردازم...* مثال گویایی بود و حرفتان را کاملا متوجه شدم؛ اما در بعضی موضوعات که اصلا وارد این حوزه ها نمی شود اختلاف می بینیم و خودتان مثال زدید. یکی می گوید من آن گوشه بودم و تو من را ندیدی و او هم می‌گوید من این گوشه بودم و تو ندیدی؛ بالاخره می شود این گوشه ها را به هم نشان داد.شما می گویید من را هم بنویس و من می‌گویم من  تاریخ نویسم و باید مستند بنویسم و تو را ندیدم.* به نظر شما به عنوان یک شخصیت دانشگاهی فرایند گردآوری روایت های جنگ چقدر علمی است؟علمی نبوده و غیر علمی شروع شد. در ابتدا به صورت تاریخ نگاری و تاریخ نویسی و با روش تحقیق شروع نکردیم اما به مرور جلو آمدیم. نمی گویم در حال حاضرعلمی کامل شدیم ولی به روش های علمی خیلی نزدیک شدیم، یعنی مستند و به روش تحقیقی نزدیک شده ایم و اسناد به نوعی بازنگری و باز نویسی می شود و حتی از مسائل جزئی گذشته فاصله گرفتیم.علمی بودن یعنی مستند صحبت کردن و متکی به دلیل و روش تحقیق بودن که این کار شروع شده است.* آیا به نظر شما لازم است نهادهایی مانند سپاه و ارتش و دیگر نقش آفرینان در جنگ، در زمان گردآوری مطالب دسته بندی اعمال کنند؟ مثلا این بخش در دانشگاه برای نخبگان تدریس شود و بخشی هم برای مردم عادی غیر درگیر باشد؟به صورتی که شما می‌گویید خیر؛ ولی این خود به خود پیش آمده است.من وقتی به عنوان یک عنصر نظامی و حرفه ای قلم برمی دارم و شروع به نوشتن می کنم خود به خود آکادمیک می شود و شما به عنوان یک داستان نویس یا فیلم نامه نویس وقتی قلم برمی دارید و می نویسید مطابق چیزی می نویسید که می‌خواهید.ممکن است برخی به من بگویند این کتاب چیست که نوشتید؛ هر چه می خوانم نمی فهمم!‌چون این کتاب تخصصی است. کتابی که من می نویسم فقط به درد کسی می خورد که دوره دانشگاهی  را دیده باشد و جنگ و آیین نامه را بشناسد.* آیا به این موضوع قائل هستید که نهادهای مختلف مانند ارتش جمهوری اسلامی باید پکیجی برای توده مردم هم داشته باشند؟حرف شما از لحاظ تئوریک درست است، اما یک فرزند شهید یا همسر شهید می خواهد در مورد پدر و شوهرش بداند؛ ما نمی توانیم بگوییم مثلا کتاب بیت المقدس یا والفجر 8 را بخوان و ببین چیست!* بودنش را مفید می‌دانید؟بله، ما همه جا توصیه می کنیم و به خاطره نویسان و فیلم نویسان می گوییم شما این کتاب ها را بخوانید و بعد از روی آن مثلا فیلم نامه بنویسید چون اگر همین جوری بخواهید بنویسید نمی شود.به عنوان مثال آقای حاتمی کیا با دیدگاه خاصی می خواهد بنویسد یا ژانر خاصی مدنظرش است بعد من می گویم مثلا چرا فلان موضوع فنی را رعایت نکردید در حالی که او اصلا نمی خواهد به این موضوع بپردازد و شخصیت مورد نظرش شما هستید.* من انتظار داشتم شما به این قائل باشید.خیر. ما باید قدری فضا را باز کنیم. ولی وقتی یک سازمان رسمی مثل ارتش یا سپاه میخواهد جنگ را روایت کند، دیگر نباید قصه بنویسند؛ متاسفانه گاه گداری می بینیم که در داخل این بیان رسمی قدری قصه وارد شده است.* معمولا یکی از کارهای جدی ارتش های شناخته شده دنیا و سازمان های متولی حفظ تاریخ شان، این است که کار را به بیرون سفارش می دهند و آنها هم با روایت های مختلف مثلا فیلم می سازند و بیشتر سرمایه هم مربوط به سازمان است؛ این در مرود ارتش ما چطور است؟نمی خواهم بگویم پول یا اعتبار نداریم یا اعتبارمان مثلا به کفایت سپاه نیست. می خواهم بگویم جامعه یک نگاه مردمی به جنگ دارد نه یک دیدگاه حرفه ای؛ چون عمده مردم در این جنگ بودند و حضور مردم بخشی از قدرت ملی ما محسوب می شود. لذا من دوست دارم فیلمی بسازم که برای عامه مردم قابل فهم باشد.یک فیلم نظامی صرف و تخصصی را فقط من و شما که در ارتش هستیم نگاه می کنیم. این جامعه را جذب نمی کند و لذا به سمت تهیه فیلم هایی می روند که نقش مردمی در آن پر رنگ تر است.در مورد ارتش ابتدا باید بگوییم که قدری دستش از رسیدن به دوربین و فیلم ساز تهی بوده است. مثلا من مرحوم ملاقلی پور را مثال می زنم که وقتی می‌خواهد در مورد چزابه فیلم بسازد، چون خودش در میان نیروهای مردمی بوده و نیروی بسیجی بوده دیدگاه آنجا را پیاده می کند.ایشان در واحد نظامی نبوده که بتواند نظامی بسازد. اما اگر من باشم، می گویم اینجوری نبوده است؛ مثلا چرا در فیلم درجه افراد را اشتباه زدید؛  این مشکلات هست؛ بنابراین آنچنان فضایی در دست ارتش نبود که بتواند فیلم بسازد و دوم این که از لحاظ مالی امکانات برایش فراهم نبود و سوم یک فیلم حرفه ای، سناریو نویس و داستان نویس می خواهد.یک فیلم نظامی صرف و تخصصی را فقط من و شما که در ارتش هستیم نگاه می کنیم. این جامعه را جذب نمی کند و لذا به سمت تهیه فیلم هایی می روند که نقش مردمی در آن پر رنگ تر است.* احساس می کنم این طور هم می شود گفت که روحیه و ساختار میلیتاریستی رسمی خود ارتش، بر روی این مسئله تاثیر می‌گذارد.البته داریم به مرور وارد می شویم؛ مثلا فیلم شوق پرواز درباره شهید عباس بابایی یک سریال پر بیننده بود، در حالی که با بیان سینمایی و مقداری لطیف تصویر می کند. در عین حال ممکن است مورد اعتراض منِ نظامی هم قرار بگیرد که چرا مثلا شهید بابایی خم شده و دخترش روی کولش رفته و ایشان چهار دست و پاست. من می گویم این خلبان و با لباس پرواز است این یعنی چه؟ما ایرانی ها خلق و خویی به خصوصی داریم مثلا اگر یک تیمسار در خانه اش به آشپزخانه برود و با لباس نظامیش کاسه  آبگوشت را بیاورد زیاد خوشایندمان نیست. در حالی که این یک چیز عادی است. باید به اخلاق و هنجارهای اجتماعی نگاه کنیم. ما داریم به نوع فیلم سازی که مد نظر شماست، نزدیک می شویم اما عمدتا تا جایی که برخورد داشتم سینماگران و تهیه کنندگان، امکاناتی که در اختیار نهادهای دیگر است را ندارند و ما می خواهیم شما قدری دقیق تر راجع به ما که دیدمان دید نظامی منظم است، نگاه کنید.* برخی می گویند می خواهیم مثلا به سراغ فلان سرلشکر ارتش برویم؛ از موقعی که شروع می کنیم می‌گویند چرا این شکلی است؟ می گویم این الزامات دراماتیک کار است. این قدری فضا را تنگ می کند.این الزاماتی است که من راجع به کتاب ها گفتم یعنی عینک من با عینک شما فرق دارد. مثلا می گویید این موضوع دراماتیک است و من می گویم اصلا نمی توانم بفهمم چرا این سرباز کمربند ندارد.* شما خودتان را راوی می دانید؟خیر، من در حد خودم راوی هستم.این سوال برای راوی گری حرفه ای است.ما در ارتش اصلا چنین چیزی نداشتیم. ما سازمانی داشتیم به نام «رکن یک» یا «بخش انسانی سازمان» که شب به شب باید کارهای مهمی که آن روز در لشکر صورت گرفته را می نوشتیم. مثلا فرمانده لشکر عوض شد، فلان تیمسار رفت و تیمسار فلانی آمد و امروز تیپ یک ما جدا شد و این به صورت یک گزارش خبری می دادند که این کارها را کردند و وقتی کسی به عنوان فرمانده جدید می آید می تواند آن را ورق بزند و متوجه شود این یگان چه سابقه  و بک گراندی دارد؛ ولی راوی گری به صورتی که مثلا آقای درودیان یا آقای اردستانی بودند اصلا نداشتیم.* چرا ارتش چنین سازمانی مثل سپاه که راوی تربیت کرده به وجود نیاورد؟ شاید نخواست یا نتوانست؛ من با چیزهایی که شنیدم فکر می کنم ارتش نخواست و می گویند این جزو آموزه های ارتش نیست. چرا این را نخواست؟ارتش می گوید افرادی که کار می کنند و مسئولیت دارند و در جنگ هستند باید حوزه وظایف خود را کاملا بدانند؛ یعنی من باید به عنوان فرمانده لشکر بدانم که شما با چه سبقه نظامی این را می نویسید؟ من روی راویان مورد نظر شما اشکال دارم؛ شما با چه سبک نظامی و چه ریشه کارشناسی شروع به نوشتن کردید؟* کار راویان این بود که ببینند، مشاهده کنند، ضبط کنند و بنویسند؛ یعنی گزارش منطقه را اینها داشتند مثل محل درگیری، سنگر، خط و... اما امیران ارتش بارها گفتند چنین چیزی در ارتش تعریف نشده و نداشتیم؛ مثلا دوربین را از درب قرارگاه یا اتاق جنگ به داخل راه نمی دهند که فیلم برداری یا عکاسی کند. الآن این اتفاق افتاده که سپاه انبوهی از گردآوری ها و اسناد دارد و دست ارتش خالی به نظر می آید. در حال حاضر برای جبران آن باید چه کار کرد؟این که وجود چنین راویانی باعث شده که سابقه بسیار دقیق، علمی و متقنی از جنگ باشد بنده اصلا اعتقاد ندارم چون این راویان در ابتدا بلد نبودند روایت کنند. احتمالا فرمانده یا مسئول نمی دانسته باید چه کار کند و این راوی برایش کاتب بوده و می نوشته در حالی که اغلب فرماندهان ما دفتر خاطرات روزانه دارند. من به عنوان یک مسئول، هر شب خاطرات خودم را می نویسم و می توانید اینها را فراوان ببینید.* راویان مطالب را ضبط می کردند.تا آنجایی که می دانم آنها از چیزهایی که ضبط می کردند برای مباحث جلسه استفاده می کردند تا شب به عنوان کلاس بگذارند و یک بار دیگر مرور کنند که چه گذشت و اغلب چیزهایی که امروز می بینید ضبط های آن موقع است. ما نیاز نداشتیم چنین کاری بکنیم و می دانیم چه داریم می‌گوییم. چیزی که آنها ضبط کردند، برایشان حکم آموزشی داشت ولی ما نیاز نداشتیم.* ولی در حال حاضر اینها مانده است و دارد به عنوان سند استفاده می شود.شما می گویید به عنوان سند استفاده می شود من اصلا آن را به عنوان سند قبول ندارم.* شما ممکن است تاکتیکش را قبول نداشته باشید ولی این مانده است.مثلا حرفی بین من و شما بوده و آن را ضبط کردید. آن موقع برای سند ضبط نکردید و جنبه آموزشی داشته و الآن می گویید این سند را دارید.* بحث ما این است که مثلاً از فلانی می‌پرسم شب عملیات رمضان در قرارگاه کربلا در فلان تاریخ چه گذشت؟ می گوید یادم نیست ولی نوار ضبط موجود است. حالا چه با نیت آموزشی ضبط شده باشد چه با هر نیت دیگری. از امیر ارتش که در آنجا حضور داشته و صدایش در نوار ضبط شده می پرسیم، می گوید ما از بین می بردیم و اصلا اجازه نداشتیم. این در موضوع تاریخ نگاری یک چالش ایجاد می کند.من چندان معتقد به فرم فرمایش شما نیستم. کدام یک از ارتش های جهان روایتگر دارند که یک نفر بغل دست فرمانده راه برود و بنویسد؟ این فرمانده همان موقع که دارد حرف می‌زند، بخشی از حرف هایش طبقه بندی است. از کجا معلوم کسی که کنار فرمانده می نویسد درک درستی از حرف های فرمانده داشته است؟* ضبط برای همین است.اولا ما آن موقع ضبط نداشتیم، دوم به این ضبط نیازی نبود و پیش بینی هم نمی شد که جنگ این قدر طولانی شود؛ همه اینها مرا به این سوال می رساند که چند مورد از ارتش های جهان هستند که کنار دست فرمانده یک راوی یا کاتب باشد و مرتبا بنویسد؟ اینها فرم، صورت جلسه و دستور دارد. ارتش آلمان در دو جنگ جهانی 6 هزار کیلومتر در روسیه پیشروی کرد؛ راوی و قصه گو کجاست؟یک چیزی در ارتش ها در عملیات متداول است و وقتی عملیات شروع می شود فرمی به نام جدول حوادث است؛ یعنی می گوید از تیپ یک تلفن شد، در این ساعت فرمانده تیپ می گوید من دچار این مشکل شدم ، چه کار کردیم و فرمانده لشکر گفت این کار را بکنیم. چیزی که شما می گویید ما در جدول حوادثمان داریم.* چرا منتشر نکردید؟منتشر کردن این جدول حوادث بستگی به نیاز دارد. بسیاری از این تاریخ و مناسبات در جدول حوادثمان است و سندمان است. جدول حوادث عملیات فتح المبین خیلی از مال راویان سپاه  مستدل‌تر و منطقی‌تر است و یک سند بین المللی است. شما باید بیایید و بگویید جدول حوادث فلان عملیات را می خواهم. اسمش جدول حوادث است؛ یعنی از لحظه‌ای که می‌گوید «بسم الله قاصم الجبارین» شروع به نوشتن می کند که مثلا فلانی در فلان تاریخ تلفن کرد؛ اما این که بخواهد قصه بنویسد مثلا یک پارچ آب برداشت رفت بیرون و آمد یا غذا شور بود را نمی نویسد.* وقتی هیئت معارف جنگ شکل گرفت، ایده آن بر اساس همین کمبود نبود؟خیر. اینطور نیست، شهید صیاد شیرازی گفت تجارب این جنگ را به نسل جوان دانشکده افسری با زبان حضوری منتقل کنیم؛ یعنی من بگویم دانشجوی محترم دانشگاه افسری! در این موارد، فرمانده این طور تصمیم گرفت.* فقط برای دانشگاه تعریف شده بود؟بله، بعدا کم کم توسعه پیدا کرد و به انتقال تاریخ جنگ و معارف جنگ تبدیل شد. شما همه مسائل تخصصی جنگ را نمی توانید به دانشجو یا فارغ التحصیل مهندسی دکتری جامعه شناسی و... منتقل کنید و فقط باید تاریخ این جنگ و فداکاری هایی را که نیروی انسانی کرده و اثراتی که این جنگ در تاریخ ایجاد کرده و نقشی که ارتش داشته را منتقل کرد. شما نمی خواهید از هیئت معارف جنگ تعدادی متخصص و کارشناس جنگی بیرون بیاورید.گردآورنده پرنیان سفریاستاد علی اکبر حسنونداصلاح شده تحقیق سال اول جنگ</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 22:46:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-fpvm53qnptl2</link>
                <description>همکاری آمریکا،انگلیس،فرانسه،آلمان از عراق در جریان حمله به ایران▪️به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ستاد حقوق بشر، همکاری کشورهای غربی در جنایات شیمیایی رژیم صدام علیه ایران، موضوعی است که با وجود گذشت چند دهه همچنان قابل توجه است و قربانیان این جنایت هنوز موفق به گرفتن حق خود نشده اند.تاکنون همکاری و حمایت شیمیایی کشور‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و چند کشور غربی دیگر از عراق در جریان حمله رژیم بعث به ایران مستند شده است اما قطعنامه‌های محکومیت این کشور‌ها در سازمان ملل غالبا توسط آمریکا و انگلیس مسدود  شده اند.مهم‌ترین کشوری که در این جنایت علیه بشریت با اهداف سودجویانه شرکت داشت، آلمان و شرکت‌های فعال در این کشور بودند. مقامات ایران تاکید کردند که هرگز دست از پیگیری جنایت آلمان مبنی بر مسلح کردن «صدام» با سلاح‌های شیمیایی بر نمی‌دارند. ▪️طبق گزارش «واشنگتن پست و پیپلز وُرد »، حمایت شیمیایی آلمان از عراق در دهه ۱۹۸۰ موضوعی است که اسناد و شواهد متعددی برای آن وجود دارد؛ تا سال ۱۹۸۹، پشتیبانی آلمان از عراق در زمینه تسلیحات شیمیایی سبب شد تا این کشور به بزرگترین تولیدکننده گاز‌های شیمیایی جنگی خاورمیانه تبدیل شود.بر اساس آماری که در اسناد منتشر شده، شمار شرکت‌های آلمانی تامین کننده تسلیحات شیمیایی رژیم صدام در جنگ با ایران، به رقم ۸۰ مورد رسید که نشان دهنده گستردگی این حمایت است. گزارش ۱۱ هزار صفحه‌ای ارسال شده در سال ۲۰۰۲ برای سازمان ملل، جزئیات نحوه تشویق عراق از سوی شرکت‌های آلمانی برای تولید سلاح‌ها اعم از شیمیایی و معمولی را تشریح کرد.در گزارش مذکور اشاره شده که پس از بمباران شیمیایی مکرر توسط رژیم بعث، اگرچه دولت آمریکا تحت تاثیر افکار عمومی ناچار به کاهش همکاری‌های نظامی خود با عراق شد، اما شرکت‌های آلمانی، به همکاری خود تا زمان شروع جنگ خلیج فارس ادامه داد.گزارش محققان عراقی در مورد همکاری شیمیایی رژیم صدام و شرکت‌های آلمانی با اشاره به ساخت تسلیحات شیمیایی با پول عراق و فکر آلمان، به طیف گسترده‌ای از این همکاری‌ها پرداخته است. از نظر تاریخی، آلمانی‌ها در کشف و تولید گاز‌های سمی کُشنده مورد استفاده در جنگ، استادانی بی رقیب بوده اند. گاز خردل که توسط دانشمندان آلمانی کشف و نخستین بار در سال ۱۹۱۷ مورد استفاده قرار گرفت، از آن جمله است.کشف گاز عامل اعصاب «تابون» در سال ۱۹۳۷ و ترکیب شیمیایی مشابهی با نام «سارین» که ترکیبشان در فلج کامل عضلات و در نهایت موثر هستند، از دیگر اکتشافات خطرناک شیمیایی آلمان‌ها هستند. «اسید سیانید»، ترکیب شیمیایی پیچیده تری است که طی جنگ جهانی اول در سال‌های ۱۸-۱۹۱۴ سبب مرگ هزاران نفر شد. بروز چنین صحنه‌های خطرناکی در نهایت منجر به تدوین پروتکل ۱۹۲۵ «ژنو» شد تا کنترل دقیق جنگ انجام شود. این نخستین سند بین المللی بود که کشور‌های درگیر جنگ را از استفاده از تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی منع می‌کرد.عراق جز ۴۰ کشوری بود که در سال ۱۹۳۰ این پروتکل را امضا کرد؛ اگرچه تعداد کشور‌های امضاکننده پروتکل مذکور تا سال ۱۹۸۹ به ۱۶۵ کشور رسید، اما نقض پروتکل ژنو همچنان ادامه دارد؛ حتی آلمان در دهه ۱۹۳۰ گاز‌های کُشنده و سمی بیشتری کشف و تولید کرد.در واقع باید گفت نگرش رسمی laissez-faire (لسه فر: بگذار بروند، در تقابل با رویکرد برنامه ریزی مرکزی) که با میل به سود مربوط به صادرات، به شرکت‌های آلمانی اجازه داد از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۰ تقریبا ۱۹۸ میلیون دلار اقلام به اصطلاح استفاده دوگانه عراق را تامین کنند.گذشته از دانشمندان و کادر شیمیایی دولت آلمان که با رژیم بعث همکاری داشتند، مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین شرکت‌های آلمانی مشارکت کننده در تامین تسلیحات شیمیایی دولت وقت عراق عبارتند از:- Karl Kolb (کارل کوب): در سال ۱۹۹۱ هفت مقام ارشد شرکت آلمانی «کارل کوب» به دلیل تهیه اجزای اساسی و مورد نیاز برای تولید تسلیحات شیمیایی در مجتمع‌های واقع در «سامرا» و «فلوجه» تحت پیگرد قرار گرفتند.در واقع بخش عمده‌ای از همکاری شیمیایی این شرکت با رژیم صدام، همکاری با مرکز تحقیقات و مطالعات «ابن هیثم» تاسیس شده در اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی بود که در زمینه آزمایش و تولید گاز‌های سمی قدیمی و جدید کار می‌کرد. براساس گزارش «UNSCOM» در جریان جنگ رژیم بعث علیه ایران، دستکم ۱۵ مرکز تولید و توسعه گاز‌های کُشنده در عراق فعالیت می‌کردند که با شرکت آلمانی «کارل کوب» همکاری داشتند.همانطور که گفته شد شرکت «کارل کوب» علاوه بر همکاری تحقیقاتی در زمینه گاز‌های شیمیایی با عراق، براساس گزارش محرمانه آگوست ۱۹۹۰ وزیر اقتصاد آلمان غربی، تجهیزات مهمی در زمینه ایجاد کارخانه‌های کوچک صنعتی به عراق صادر کرد.این کارخانه‌های کوچک مستقیما در ساخت پروژه شیمیایی «سعد» و ساخت مجتمع نظامی در «التاجی» مشارکت داشتند. این شرکت از سال ۱۹۸۵ تاکنون تحت پیگرد قضایی و قانونی قرار دارد اما همواره همکاری شیمیایی گسترده با رژیم بعث را با وجود اسناد مختلف رد کرده است.- NVA (ان وی اِی): این شرکت واقع در آلمان شرقی در اوایل دهه ۱۹۸۰ مجتمعی برای آزمایش تسلیحات شیمیایی در نزدیکی «بغداد» احداث کرد.این مرکز مانند مرکز آزمایش سلاح‌های غیرمتعارف در آلمان شرقی طراحی شده است.شرکت ان وی اِی در اکتبر ۱۹۹۰ منحل شد.- Rhein Bayern Fahrzeugbau: این شرکت با مشارکت ۵ شرکت آلمانی دیگر، تجهیزات لازم برای تولید سم بوتولین و مایکوتوکسین را به عراق منتقل کرده است.پاسخ سخنگوی شرکت در این مورد، «بی اطلاعی از صادرات تجهیزات با خاصیت بیولوژیک» بود. با وجود انجام تحقیقاتی ۱۸ ماهه، هرگز اتهامی رسمی علیه این شرکت مطرح نشده است. هرچند برخی از مقام‌های این شرکت در زندان هستند. در پایان باید گفت که تعداد زیادی از شرکت‌های آلمانی، کارخانه تولید صد‌ها تن گاز سمی مهلک و دیگر تجهیزات مورد نیاز برای پر کردن تسلیحات شیمیایی را برای عراق تهیه کردند.علاوه بر این، آلمان همچنین ۶۰ فروند بالگرد «BO-۱۰۵» مجهز به موشک وحشتناک ضد تانک «هات» به عراق فروخت. این بالگردها به صورت محرمانه و توسط اسپانیا که مونتاژ قسمتی از آنها را بر عهده داشت، تحویل رژیم بعث عراق شد تا نقض بی‌طرفی آلمان در برابر طرفین درگیر آشکار نشود.▪️تیمرمن اطلاعاتی کلی در خصوص نوع کمکها به عراق میدهد و بیان میکند که:یک آمار سرانگشتی نشان میدهد که 003 شرکت غربی در ساختن این ماشین مرگ و پرسود شرکت داشتهاند که یک سوم آنها شرکتهای آلمانی بودند به طور کلی، به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ ایران و عراق، برخورد جانبدارانه این کشورها به خصوص آمریکا به نفع عراق بود. با این استدلال است که مارین ویلمسه آمریکا را قویترین شریک جرم این جنگ معرفی کرده و معتقد است بسیاری از قدرتهای غربی با سلاح و اعتبارات مالی خود سهم عمدهای در طولانی شدن، تشدید، افزایش تلفات و دوام درگیری دو طرف داشتند. برای نمونه فرانسه و آلمان به طور مستمر، سلاحهای پیشرفته به عراق میدادند و بریتانیا برخی از قطعات یدکی تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکرد.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکاد B نبوده است. فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکاد Bرا به 211کیلومتر افزایش دهد.◾️گردآوری شده توسط پرنیان سفری▪️پروژه استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 10:59:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-drw9zbpftmof</link>
                <description>《امیر مسعود بختیاری》  ▪️زندگی نامه امیر مسعود بختیاری:امیر مسعود بختیاری متولد آبان ماه سال ۱۳۲۰ است که یک نظامی بازنشسته،نویسنده و مدرس دانشگاه است که ۴۱ سال به وطن خود خدمت کرده است.در سن ۱۸ سالگی در سال ۱۳۳۸ وارد دانشگاه افسری شدند.در جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده که ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشته است.جنگ ها و عملیات او: عملیات بیت المقدس و عملیات طریق القدس.◾️گفته های امیر مسعود بختیاری درباره سال اول جنگ:در طول ۸ سال جنگ با عراق،۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر از جوانان ارتش جمهوری اسلامی ایران به صورت سرباز وظیفه یا افسر وظیفه خدمت کردند بدون اینکه اجباری در کار باشد و ۳۵۰۰۰ شهید از میان این سربازان وظیفه داریم.این جوانان همگی با شور و اشتیاق آمدند.گرچه می گوییم جوانان فعلی ما این گونه نیستند ولی هم اکنون بسیاری از آنان در بیابان ها و مرزها در حال خدمت هستند.ارتش ایران ظرف ۲ تا ۶ ماه در مقابل ارتش عراق مقاومت کرد و ارتش به همراه بسيجيان نابلد و فاقد سلاح در مقابل این ارتش مجهز ایستاد و سپاه پاسداران طبق قانون اساسی نباید وارد جنگ می شدند چون وظیفه آنها ماموریت امنیت داخلی بود.مقاومت ارتش ایران باعث شد که صدام حسین شوکه شود و در روز ۶ ام جنگ خواستار آتش بس شود، گرچه او به اهدافش نرسیده بود ولی می دانست که در این جنگ موفق  و پیروز نخواهد شد.همین جنگ های نظامی که در ظاهر ناموفق می رسند ولی در باطن خود دارای دستاورد هایی هستند که باعث توقف ارتش عراق شدند و همین توقف ها باعث نرسیدن عراق به اهدافش و تقاضا آتش بس بود.ما شاهد ایثار و فداکاری ارتش ایران در مقابل ارتش مجهز عراق که به صورت هوایی و زمینی ما را مورد هجوم قرار دادند،بودیم.از موفقیت های ارتش می توان به: متوقف کردن ارتش عراق، برتری نیروی هوایی و دریایی نسبت به عراق و .... اشاره کرد.◾️وظیفه و نقش ارتش در جنگ تحمیلی عراق و ایران از نظر امیر مسعود بختیاری:دشمن می خواست خوزستان را در سال اول جنگ از کشور جدا کند و این ارتش بود که مانع این اتفاق شد.همان طور که وظیفه یک پزشک تولید سلامتی است،وظیفه ارتش هم تولید امنیت است و ارتش یک سازمان ملی متعلق به کشور است و اگر امنیت نباشد چه پزشک چه مهندس فضایی برای کار نخواهند داشت و همه امور در سایه امنیتی که ارتش ایران برقرار کرده است،انجام می شود.تولید امنیت بالاترین مسئله در منافع ملی کشور است.همان ارتشی که در بسیاری از موارد در بلاتکلیفی بود که بماند یا نماند با همان وضع به تولید امنیت تلاش کرد و اگر این ارتش نبود بعد از انقلاب شاید ایرانی به صورت تجزیه نشده وجود نداشت .       گردآوری شده توسط پرنیان سفری</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Nov 2022 16:12:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ekoxxbnrhwj1</link>
                <description>(مسعود رجوی و مریم رجوی)سازمان مجاهدین خلق سازمان سیاسی اسلام گرا و چپ گرا با ساختار شبه نظامی است.رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است.این سازمان در ۱۵شهریور سال۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف نژاد،سعیدمحسن و عبدالرضا نیک بین پایه گذاری شد،اما بعد از انقلاب ۱۳۵۷ عبدالرضا نیک بین از فهرست رسمی بنیان گذاران حذف شد.سازمان مجاهدین پس از شکل گیری به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت.درسال ۱۳۵۱ ساواک موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شد و به حکم دادگاه نظامی موقت،به جرم اقدام علیه امنیت کشور،اعمال تروریستی(ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)به اعدام محکوم و برخی زندانی شدند.پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷بخش مذهبی این سازمان به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی فعالیت خود را تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین اعلام کردند ولی درباره اختلاف نظر با روحانيون از جمله روح الله خمینی به مخالفت بر ضد نظام جمهوری اسلامی روی آورد.پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و برکناری بنی صدر،این سازمان هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد.اعضای این سازمان دوسال بعد از جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به عراق رفتند و با همکاری ارتش عراق،اقدام به تشکیل ارتش آزادی بخش ملی ایران کردند و در کنار ارتش عراق در جنگ بر ضد ایران مشارکت کردند.این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق از سوی خاک عراق بیش از یک صد عملیات نظامی بر ضد مواضع نیروهای ایرانی شکل داد.زنان در مجاهدین خلقپوشش خانه تیمی»، «طلاق اجباری»، «جدایی از فرزند»، «عمل خارج کردن رحم»، «سوء استفاده جنسی» و هزاران ظلم و مصیبت دیگر، گوشه‌ای از بلاهایی است که سران سازمان مجاهدین خلق در حق زنانی که عضو این سازمان بودند، روا داشته است.پوشش خانه تیمی»، «طلاق اجباری»، «جدایی از فرزند»، «عمل خارج کردن رحم»، «سوء استفاده جنسی» و هزاران ظلم و مصیبت دیگر، گوشه‌ای از بلاهایی است که سران سازمان مجاهدین خلق در حق زنانی که عضو این سازمان بودند، روا داشته است.سازمان مجاهدین خلق تا سال۱۳۴۸ یعنی تا ۴سال بعد از اینکه توسط افرادی از نهضت آزادی ایجاد شد اصلا هیچ نیروی خانمی در آن عضو نبود و یک سیستم کاملا مردانه داشت.تا این که ساواک طرحی برای مقابله با اقدامات مجاهدین خلق تهیه کرد .در این طرح به همه بنگاه های املاک کشور دستور داده شد تا هر خانه ای که به مرد مجرد اجاره می دهند اطلاعات آن  را در اختیار ساواک قرار دهند.با این شرایط نیرو های مجاهدین خلق نمی توانستند خانه های تیمی اجاره کنند و پای خانم ها به این گروه باز شد که اغلب مذهبی بودند چون در آن زمان هنوز ظاهر سازمان مجاهدین خلق،گروهی بود که مقید به احکام اسلامی است و این روند جذب خانم ها کم کم موضوعی را به اسم ازدواج سازمانی به وجود آورد.این سازمان بوسيله حکومت پهلوی سابق و جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.سازمان مجاهدین خلق از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام مبارزه مسلحانه کرد.مسعود رجوی گفته است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱،دوازده هزار نفر کشته شدند.به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات های مسلحانه ای که سازمان مسؤلیت آن را پذیرفته است برخی ترور ها و عملیات های نظامی دیگر هم به سازمان نسبت داده شده است.?ترور های ناموفق:عباس واعظ طبسی،در سال ۱۳۶۱صادق احسان بخش،امام جمعه رشت در سال ۱۳۶۱سید احمد خمینی،۲۵ خرداد ۱۳۶۱?ترور های دیگر:انفجار در دفتر نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران که در آن محمد علی رجایی،محمد جواد باهنر و هوشنگ وحید دستجردی به همراه یک نفر دیگر کشته شدند.سید علی خامنه ای،۶ تیر سال ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران که منجر به صدمه دیدن دست راست او شد.بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰،که در آن سید محمد بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند.?کشته شدگان سرشناس:اسدالله مدنی،۲۰ شهریور ۱۳۶۰عبدالکریم هاشمی نژاد،۷ مهر ۱۳۶۰عطاالله اشرفی اصفهانی،۲۳ مهر سال ۱۳۶۱اسدالله لاجوردی،ا شهریور ۱۳۷۷علی صیاد شیرازی،۲۱ فروردین ۱۳۷۸و....?عملیات مهندسی:این سازمان در برخورد با اعضای سپاه پاسداران و بسیج و مردم برای کسب اطلاعات آن ها در مرداد ۱۳۶۱ مورد شکنجه قرار می داد.?سایر فعالیت ها:افشای فعالیت های مخفی هسته ای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۰۲ به بعد که باعث صدور چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریم های مختلف علیه جمهوری اسلامی شد.حمایت و همراهی در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸.حمله تقریبا هم زمان به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی در ۱۹۹۲.قتل کارمندان غیر نظامی و نظامی آمریکایی مشغول در پروژه های دفاعی ایران در ۱۹۷۰انتشار فهرست ۳۲۰۰۰ تن که به گفته این سازمان از ماموران و عوامل وابسته به جمهوری اسلامی در عراق هستند ،همراه با شماره حساب بانکی و میزان حقوق ماهیانه که از نیروی پاسداران دریافت می کردند.?تظاهرات سیاسی:سازمان مجاهدین خلق تظاهرات هایی را در مخالف با جمهوری اسلامی ایران برگزار می کند و در آن ها اغلب از افراد غیرایرانی با پرداخت هزینه سفر و اقامت و غذا و...استفاده می کند.برخی از شرکت کنندگان در تظاهرات از ماهیت این سازمان یا اهداف تظاهرات بی خبر هستند و گاه حتی از اینکه موضوع اجتماع ایران است بی خبر بوده و تصور می کردند در مورد عراق اجتماع کرده اند.▪️آیا ردپای آمریکا در عملیات تروریستی سازمان منافقین دیده می شود؟شاید بارزترین عملیاتی که می‌توانیم ردپای سرویس‌های آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی را در آن ببینیم، عملیات تروریستی سازمان منافقین در 7 تیر و 8 شهریور 1360 است. این دو عملیات، با سایر عملیات‌های منافقین متفاوت است؛ هم از نظر امکانات فنی و قدرت تخریب، و هم از لحاظ تاکتیک و نوع بمب‌گذاری با سایر عملیات تفاوت دارد. جالب است بدانید که هرچند عوامل سازمان در این دو عملیات مداخله داشتند و به نوعی مجری عملیات بودند، اما این دو عملیات کاملا از سوی آمریکایی‌ها طراحی شد. این دو عملیات، نقطه پیوند سازمان با سرویس‌های امنیتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل است و درواقع آنها عملیاتی مثل 7 تیر و 8 شهریور را طراحی کردند و سازمان فقط مجری بود. به همین خاطر هم سازمان هرگز به طور رسمی مسئولیت این دو عملیات را به عهده نگرفت.▪️آیا روش سازمان در ضدیت با مردم ایران تغییر کرده است و دیگر دست به اسلحه نمی برد و با روش های دیگر به جنگ نظام و مردم آمده است؟سازمان روش‌های خشونت‌بار قبلی را ترک نکرده است. امروز هم ما در اروپا شاهد روش‌های خشن سازمان هستیم که نمونه‌اش تهدید هموطنان ایرانی است که در سال گذشته خواستار شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بودند. بسیاری از ایرانیان از سوی سازمان تهدید به مرگ شدند و حتی برخی را مضروب کردند. جالب است بدانید که هنوز هم سازمان با استفاده از عوامل‌اش در کشور طرح ترور را دنبال می‌کند و پا از این مسیر نکشیده است. سازمان هر زمان که فرصت را مهیا ببیند، بلافاصله دست به اسلحه می‌برد. در آشوب‌های سال 88، مواردی از بمب‌گذاری‌های منافقین در کشور کشف شد. آنها حتی در تهران هم اقدام به بمب‌گذاری کرده بودند؛ اما این اقدامات خرابکارانه کشف و جان مردم حفظ شد.علاوه بر این روش‌های خشن و تروریستی که مستقیما جان مردم را هدف قرار می‌دهد و به شهروندان ایرانی در داخل و خارج آسیب می‌زند، سازمان از ابزار رسانه‌ای و جنگ روانی هم برای دشمنی با ایران بهره می‌گیرد. آنها همچنین به عنوان خبرچین‌های پرکار، برای سازمان‌های جاسوسی سعودی، سیا و موساد در حال فعالیت هستند.      گردآوری شده توسط پرنیان سفری پروژه استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Fri, 18 Nov 2022 13:28:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گُردان دِژ خُرمشهر??</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82317037/%DA%AF%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%90%DA%98-%D8%AE%D9%8F%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1-hc8san0eiaaw</link>
                <description>جنگ ایران و عراقدر طول هشت سال جنگ تحمیلی،شاهد وجود یگان ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند اما گردان ۱۵۱ پیاده دژ خرمشهر به یقین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد.?جنگ ایران و عراقگردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲زرهی اهواز بود در هنگام شروع جنگ ایران و عراق وظیفه حفاظت از مرز های ایران در استان خوزستان،حد فاصل شلمچه تا کوشک را بر عهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند،در محدوده استحفاظی و ماموریت این گردان قرار داشت.مرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه الجزایر دارای یک دژ بود که در حد فاصل نیرو های ایران و عراق کشیده شده بود و مسؤلیت دفاع از این دژها بر عهده گردان ۱۵۱ بود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی چنان بود که فقط در هفته اول جنگ،پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن  فرمانده ها تغییر کرد.نام پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته شدند:سرهنگ جاموسی،سرگرد چهارمحالی،سرگرد شاهان،سروان کبریایی،ستوان گیوتاج بود.در این  دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسرگردان ۱۵۱ دژ،فقط یک افسر زنده ماند.?تاریخچه گردان دژگردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تاسیس شد.این گردان شامل ۵ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود،که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را بر عهده داشت و برای انجام ماموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شد.برای کنترل ماموریت این گردان،دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود که یکی از آن ها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود.فاصله دژ های ۳۲ گانه از يکديگر ۳ کیلومتر بود و در هرکدام از دژها ۱۴ نیروی انسانی مستقر شده بود که شامل دو نفر افسر یا درجه دار و ۱۲ نفر سرباز بود.گفته های علی قمری درباره ساختمان سنگر دژ:این ساختمان ها،پیش ساخته بود که سقف آن با کف زمین یکسان بود و دژ را یک اسرائیلی به نام میرزا مسعود در طرحی ۶ ماهه ساخت و مکان آن از خرمشهر به طرف شلمچه،به فاصله دوکیلومتری از مرز عراق قرار داشت.در ارتش استعداد گردان دژ ۱۲۰۰تا۱۲۵۰ نفر بود با این حال این گردان ۱۵۶۰ نفر نیروی سازمانی اش بود یعنی بیشتر از دو گردان.چرا که مسیری که در بر می گرفت ۹۰ کیلومتر بود بنابراین در هر سه کیلومتر یک دژ داشتیم و به ازای ۹۰ کیلومتر ۳۳ دژ قرار داشت.سرهنگ علی  قمری ?تنها بازمانده دژعلی قمری تنها بازمانده ۱۹ نفر از افسران گردان دژ خرمشهر بود.به گفته خودش تنها کسی است که ۳۱۰۰ روز حضور در جبه به صورت داوطلبانه دارد.می گوید در سال ۱۳۴۷ وقتی نخستین حمله از سوی عراق به ایران آغاز شد،ارتش تصمیم به ساخت گردان مرزی دژ گرفت.همین گردان بود که در روز ها و ماه های اولیه شروع حمله عراق در سال ۱۳۵۹ جلوی پیش روی سریع عراق را گرفت.عراق که برای جلوگیری از اقدام ایران در شکل دهی دژ به سازمان ملل شکایت کرده بود،به دلیل قدرت نفوذ ایران نتوانست راه به جایی ببرد بنابراین عراق در سال ۱۳۵۴ اقدام به ساخت رودخانه پرورش ماهی مقابل ایران کرد که همین رودخانه دلیل سقوط نکردن بصره در عملیات رمضان شد.عراق ۱۵ و ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ حمله به پاسگاه ها را در غرب و جنوب شروع کرده و برخی از آن ها را تصرف کرده بود ،او می گوید ما بارها از مسؤلان خواستیم که تسهیلات را در اختیار ما قرار دهند اما این اتفاق نمی افتاد چون در دست سیاسی ها به ویژه بنی صدر بود.?فرمانده گردان دژ درگذشت سرهنگ علی قمری،قهرمان خرمشهر،قهرمان ایران و اسوه ارتش شب ۲۰ تیرماه به علت بیماری دارفانی را وداع گفت و به دیدار هم رزمان شهید خود شتافت.پژوهشگر: پرنیان سفریاستاد: علی اکبر حسنوند </description>
                <category>پرنیان سفری</category>
                <author>پرنیان سفری</author>
                <pubDate>Fri, 21 Oct 2022 12:47:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>