<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نعنا فلفلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_82723953</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:10:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>نعنا فلفلی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_82723953</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عشق تازه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-kch7deuw6jgv</link>
                <description>اغلب مردم معتقدند پس از چند سال زندگی مشترک، عشق زوجین کم رنگ می‌شود. این امر تنها درمورد افرادی صادق است که به دنبال تازه کردن عشق خود نیستند.هودینی شعبده باز و تردست معروف، حتی تا آخرین لحظه عمر خود نیز عشق رومانتیک خود را با همسرش حفظ کرد. او هر روز نامه های عاشقانه برای همسرش می‌نوشت. دیگر مردان بزرگ نیز از این راز باخبر بودند. یکی از آنها هر روز صبح با یک فنجان چای داغ و صبح بخیر عاشقانه همسرش را از خواب بیدار می کرد.دیگری همیشه از کلمات عاشقانه و افسون و جاذبه این کلمات برای جلب نظر همسرش و تازه نگه داشتن عشق شان استفاده می کرد.اگر میخواهید در زندگی زناشویی خود موفق باشید، باید عشق تان را تازه نگه دارید.منبع : کتاب غذای روح 2 _جی پی واسوانی، دکتر آرام عشق  مانند کبوتری است. اگر خواهان پرواز در آسمان عشق هستید، باید هر دوبال را به حرکت دربیاورید؛ هر دو نفر در این راه بکوشید. </description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 08:55:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما که هستیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-ngdcibiwstxo</link>
                <description>اوایل قرن بیستم، دانشمندی در حال تشریح اجزای تشکیل دهنده ی بدن انسان بود. او پیایان بحث براساس صحبت هایش جمله خارق العاده ای بیان کرد.او چه گفت؟او گفت بدن انسان از اجزای زیر تشکیل شده است.  آهکی که با آن می‌توان 5 قالب صابون ساخت.  آهنی که با آن می‌توان 6 میخ کوچک ساخت.فسفری که با آن می‌توان 20 بسته کبریت ساختقندی که با آن می‌توان 10 فنجان قهوه را شیرین کرد. اندکی سولفور، کلسیم و برخی مواد دیگر. تمام این مواد، طبق قیمت روز حدود 5 دلار می ارزند. پس این موجود ارزشمند صرفا جسم نیست. ما که هستیم؟ برای رسیدن به این پاسخ به درون خودتان رجوع کنید. منبع : کتاب غذای روح2 _جی پی واسوانی، دکتر آرام </description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Apr 2023 00:05:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ر مثل رفیق ! (یه داستان خوندنی از دل تاریخ)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-pw7ldpva6nne</link>
                <description>در راهِ مشهد، شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!به شیخ بهایی که اَسبش جلو میرفت گفت: این میرداماد چقدر بی عرضه است اَسبش دائِم عقب می‌ماند.شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش بر آن اسب سوار است، حیوان کِشش این همه عظمت را ندارد.ساعتی بعد شیخ بهائی عقب ماند، به میرداماد گفت:این شیخ بهائی رعایت نمی‌کند، دائم جلو می‌تازد.میرداماد گفت: اسبِ او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی‌شناسد و می‌خواهد از شوق، بال در آورد.در غیابِ یکدیگر حافظِ آبروی هم باشیماین است &quot;رسم رفاقت&quot;</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Apr 2023 14:02:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از زبان سقراط بشنوید: تجرد یا تاهل؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D9%87%D9%84-tuipuyh4lwqo</link>
                <description>روزی از سقراط پرسیدند : کدام بهتر است؟ ازدواج کردن یا نکردن؟سقراط در پاسخ گفت: در هر دو حالت پشیمان می‌شويد.روز دیگری از او همین سوال را پرسیدند. او پاسخ داد: در هر حال، ازدواج کردو بهتر است. اگر همسر خوبی داشته باشید، خوشبخت می‌شوید. اگر همسر بدی اختیار کنید، فیلسوف!او،خود،همسر خوبی نداشت. نام همسر سقراط، زانتیپ بود که بارها برای همسرش دردسر درست می کرد. روزی زانتیپ به سقراط فحاشی کرد و سقراط ناگزير از خانه خارج شد. زانتیپ سطلی پر از آب کثیف از ایوان خانه به روی سقراط، که در حال خروج از خانه بود، ریخت. سقراط به بالا نگاه کرد و گفت:سابقا، اول رعد و برق می‌زد و بعد باران می‌آمد!منبع:کتاب غذای روح2_جی پی واسوانی، دکتر آرام</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Apr 2023 20:19:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز سازگاری انیشتین و همسرش❤️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%B4%EF%B8%8F-rsl1hs34rqbh</link>
                <description>هنگام جشن سالگرد ازدواج انیشتین و همسرش، از او پرسیدند :چطور است که شما هرگز باهم بحث و نزاع نمی کنید؟انیشتین پاسخ داد : وقتی ازدواج کردیم، قرار گذاشتیم تصمیمات مهم را من اتخاذ کنم و تصمیمات کوچک و کم اهمیت را همسرم.و شگفتا که این 50 سال، هیچگاه موقعیتی پیش نیامد که من تصمیم مهمی بگیرم!منبع: کتاب غذای روح2 _ نوشته ی جی پی واسوانی_ دکتر آرام</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Apr 2023 19:53:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پندهای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-vpatbrpmee9r</link>
                <description>*برگرفته از کتاب فوق العاده ی &quot;سوپ جوجه برای تقویت روح دختران و پسران &quot; *گردآوری شده توسط &quot;جک کانفیلد&quot; و &quot;مارک ویکتور هنسن&quot; . از نظر من این جملات، مثل راهنمای رسیدن به  گنج هستند که هرکس عمل به اون ها رو سرلوحه ی زندگیش قرار بده، کامیاب میشه. لطفا تا آخر این متن رو بخونید. آهسته به شلوغی و شتابزدگی برو و به خاطر داشته باش که چه آرامشی در سکوت نهفته است.تا آنجا که می‌توانی تسلیم نشو. رابطه ی خوبی با مردم داشته باش. حقیقت را آرام و به وضوح بیان کن. به حرف های مردم گوش بده، حتی اگر نادان و ابله باشند‌؛ آنان نیز داستان های خود را دارند.از افراد سبک سر و ستیزه جو بگریز؛ آنان مایه ی آزار روح هستند. اگر خودت را با دیگران مقایسه کنی، ممکن است اندوهگین و مغرور شوی. زیرا همواره افرادی بهتر و بدتر از تو وجود دارند.از تصمیم هایت لذت ببر.از کارت لذت ببر، حتی اگر پیش پا افتاده باشد.در داد و ستد هایت دقت کن، زیرا دنیا پر از حیله و ترفند است.هرگز از شرافت چشم پوشی نکن.افراد بسیاری برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و دنیا پر از جوانمردی است.خودت باش.به مهربانی تظاهر نکن.به عشقت بدبین نباش؛ زیرا با وجود تمام خستگی ها و مشکلات عشق است که جادوان میماند.با روی خوش پند و نصیحت بزرگتر ها را بپذیر.روحت را تقویت کن تا تو را در برابر مصیبت ها در امان دارد.خدوت را با خیالات و تصورات پریشان نکن. بسیاری از ترس ها زاده ی خستگی و تنهایی است.با خودت مهربان باش.تو فرزند دنیا هستی.از درختان و ستارگان چیزی کم نداری.زندگی حق مسلم توست. چه برایت آشکار باشد یا نباشد، شک نداشته باش که دنیا خودش را بر تو آشکار میکند.با خدا آشتی کن، به رغم هر تصوری که درباره اش داری.رنج ها و امیدهایت هرچه هستند، در هرج و مرج و شلوغی زندگی با خودت آشتی کن.دنیا با تمام نیرنگ ها، رنج ها و رویا های فاتی اش زیباست. شاد باش.تلاش کن که شاد باشی.مکس ارمان</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Apr 2023 15:30:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کتاب‌هایی که در سال 1401 خواندم</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1401-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%85-reduelmhpx3m</link>
                <description>9/اردیبهشت/1401: دلم میخاد امسال کتابای زیادی بخونم، درسای جدیدی از هر کدوم یاد بگیرم و مهمتر از همه اینه که این درسا رو تو زندگیم به کار بگیرم.هر دفعه کتاب جدید رو تموم کردم میام اینجا و اسمشو مینویسمبه امید اینکه این نوشته با اسم ده ها کتاب مزین بشه ایشاالله روزای آخر اسفند 1401 منتشر کنمش1- روایت دلبری2- بامداد خماری3- (امیدی به بهار نیست)- رمانه؛ توصیه نمیکنم بخونیدش پایان تلخ4- تا ابد با تو میمانم5- باشگاه 5 صبحی ها6- روح گریان من (صوتی)7- مرگ جک همیلتون (صوتی)9- قوام الدین شیرازی10- پنجشنبه فیروزه ای11- همدم خاطره ها12- خودت را به فنا نده13- برتری خفیف (صوتی)14- فرمان یازدهم15- رمان مهگل ، توصیه نمیکنم16- رمان17-راز مثل های ما18- دا19- شفای زندگی؛ لوییز هی20-یکی برای خانواده مورفی؛ لیندا هانت21- سفر به آتلانتیس سرزمین گمشده؛ جیمز مِی وِر22- مثل زرافه باش یک سر و گردن از بقیه بالاتر؛ مسعود لعلی23- ما تمامش می‌کنیم؛ کالین هوُوِر24- نوجوان‌ها سخت نگیرید باور کنید که مهم نیست؛ ریچارد کارسون25- علوم ترسناک (ماجراهای انفجاری) ؛ نیک آرنولد26- دانشنامه مصور پرواز27- دشمن عزیز؛ جین وبستر *** (خیلی قشنگ بود)27- کتاب صوتی مرد نامرئی28- کتاب صوتی  35 کیلو امیدواری28- کتاب صوتی 35 کیلو امیدواریری29-  کتاب صوتی زندگی خانوادگی30- کتاب صوتی 101 را برای به ستوه آوردن  معلم ها (طنز)31- کتاب صوتی 101 راه برای به ستوه آوردن پدر و مادر ها(طنز)32- کتاب صوتی دفترچه یادداشت قرمز33-کتاب صوتی لورنا دون34- تمام نور هایی که نمی بینیم؛ آنتونی دوئر35-ماشین تحریر عجیب؛ تام هنکس36- پادشاه فراری؛ جنیفر ای نیلسن37- دانشنامه مصور نجوم؛ کریستن لیپنکات38- 10 اشتباه زنان که زندگی آنها را به هم می ریزد39- راز هایی جادویی درباره مردان و زنان40- اقیانوسی در ذهن 41- بنویسید تا اتفاق بیفتد42 و 43 و 44 و 45 چند تا پی دی اف رمان که توصیه شون نمیکنم و اسمشون رو هم نمیگم.46- مردی که میخندد_هوگو47_مجله نجوم 48_ سوشون49_ خانم دات فایر50_ میخواستم گلی به تو هدیه بدهممطمنم که امسال بیشتر از 50 تا کتاب خوندم ولی با عرض پوزش اسم بعضی هاشو یادم نمیاد. میتونید ایده بگیرید و کتاب بخونیدبراتون سالی پر از خیر و برکت آرزو میکنم 2 فروردین 1402</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Mar 2023 20:06:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی هوگو از زمامداران حکایت می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-jrkldsesirxr</link>
                <description>وقتایی که میریم کاراموزی بیمارستان و مریض نیست، کتاب میخونم. کتاب معروف ویکتور هوگو:  مردی که می‌خندد.امروز به جملات جالبی (درباره ی زمامداران و ملت) برخورد کردم  و تصمیم گرفتم تا اونا رو با شما به اشتراک بذارم.الان که دارم این متنو مینویسم، تو بخش سی تی اسکن نشستم.و این نوشته ی کوتاه رو که به اشعه x آغشته شده، به شما تقدیم میکنم!داستانش یکم آشنا نیست براتون؟ :) </description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 12:14:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی به سبک کینتسوگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C-qggsfttsnit1</link>
                <description>?وقتی یک مرمت‌کار ژاپنی می‌خواهد جسم شکسته‌ای را مرمت کند، ترک‌های آن را با طلا پُر می‌کند. آن‌ها معتقدند که وقتی چیزی دچار صدمه می‌شود و آسیب می‌بیند، آن‌گاه بسیار زیباتر از قبل می‌شود. این هنر باستانی، اتصال طلایی یا کینتسوگی نام دارد. ?اما دلیل این کار چیست؟کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کاستی‌ها و شکست‌ها در زندگی و خارج‌نشدن از چرخه‌ زندگی تأکید دارد و به این معناست که شما بعد از شکست نه‌تنها دچار کاستی و ضعف نمی‌شوید بلکه بسیار ارزشمند شده و می‌درخشید.?شکست‌ها، نتایج بسیار ارزشمندی ا‌ست که افراد موفق کوله‌باری از آن‌ها را جمع کرده‌اند?برگرفته از کانال ترفند مدیریتپس اگه دارین روزای سخت زندگیتون رو میگذرونین، میخوام تشویق تون کنم که ادامه بدین و تسلیم نشین. نتیجه ی تحمل شکست و تلاش شما، متل یک اثر بی نظیر کینتسوگی، جاودان و ارزشمنده. ?آروم همه چی درست میشه… هدف رو پیدا میکنی، بدستش میاری و خیلی زود اون روزی میرسه که به گذشته نگاه بکنی و بگی: همه‌ی سختی کشیدن‌هام جواب داد.?تا زمانی که نفس می‌کشی، هیچ‌وقت برای انجام اقدام خوب دیر نیست.</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 18:14:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب دارم باقلوا.... بیا وببین!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D9%84%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-jghvsr7ec3yz</link>
                <description>تا حالا شده بخوای برای یه نوجوون هدیه بگیری، میخام 5 تا از بهترین کتابایی که خوندم رو بهت معرفی کنم. 1_ دشمن عزیز_ جین وبستر2_ یکی برای خانواده مورفی 3_ خانم دات فایر4_ مجموعه ی  « مدرسه.... است» 5_ 101 راه برای ذله کردن پدر و مادرهاواقعا از خوندن این کتابا لذت بردم پیشنهاد میکنم حتما بخونیدشون</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 21:23:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال من این روزا خوبه، میخوام با شما تقسیمش کنم...</title>
                <link>https://virgool.io/Dastavardhesekhoob/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D9%85-ck04ttlluvqb</link>
                <description>مدت ها بود که دوست داشتم نقاشی و طراحی رو حرفه ای یاد بگیرم. بهانه های مختلفی باعث شد که دنبالش نرم، مثل اینکه درس دارم، آزمون دارم، کنکور دارم، وقت ندارم ، دانشجو شدم، کرونا اومده، کارآموزیا و درسای سخت....اما امسال حس کردم اگه دنبالش نرم می‌میرم. پس کمر همت رو بستم و یه روز که استادمون دیرتر اومد با هماهنگی قبلی با خانواده‌مون، رفتم کانون هنری که چند خیابون با دانشگاهم فاصله داشت، توی کلاس سیاه قلم مبتدی، ثبت نام کردم. و بعد هم برگشتم سر کلاسم.تمام این مراحل نیم ساعت تا 45 دقیقه طول کشید.ولی اونقدر برام ارزش داره که میتونم یک عمر بهش فکر کنم و افتخار کنم و.... خوشحال و سپاسگزار باشم...امتحانای ترممون از 11ی تیر شروع شده(دو تا دیگه امتحان مونده) و هم دارم درس میخونم، و امتحان میدم، هم کلاس میرم واینکه تمرینای طراحی رو انجام میدم.میخاستم بگم نباید اجازه بدیم که بهانه ها هرچقدر هم که بزرگ باشه مانع رسیدن به چیزی بشه که دوستش داریم و گرنه یه روز پشیمون میشیم که دیگه دیره...چند تا از طرح ها رو براتون میذارم(طرح هاپو! آخرین کاریه که کشیدم -دیروز - و تقریبا 7-8 ساعت زمان برد) فکر کردن به کاری که دوست دارم باعث میشه که خوشحال و سپاسگزار باشم. حال من این روزا خوبه. خواستم با شما تقسیمش کنم.</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 07:49:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاهنامه آخرش خوش است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vqf4neyikyh3</link>
                <description>برای رسیدن به نتیجه هر کاری باید صبر کرد. بعضی ها ممکن است با شروع کار مغرور شوند و دست وپای خود را گم کنند. در این وقت است که می‌گویند: شاهنامه آخرش خوش است.حالا برای چی این را می‌گویند؟ مگر اول و آخر شاهنامه چه فرقی با هم دارد؟این ماجرا برمی‌گردد به چگونگی سروده شدن شاهنامه فردوسی...این شاعر بزرگ ابتدا شاهنامه را با مدح و ستایش سلطان محمود غزنوی شروع کرد. با ین امید که شاه از او تقدیر کند؛ ولی پس از سی سال زحمت کشیدن و به نظم درآوردن شاهنامه، سلطان محمود نه تنها از فردوسی تقدیر نکرد بلکه از او بدگویی کرد!برای همین هم فردوسی در آخر شاهنامه سلطان محمود را هجو کرد(یعنی اینکه از او بد گفت)برای همین است که نباید در آغاز کاری درباره پایان آن زود قضاوت و داوری کرد.می‌گویند که سلطان محمود از برخورد بد با فردوسی پشیمان شد و جایزه‌ای برای او فرستاد؛ ولی این جایزه زمانی برای فردوسی رسید که او از دنیا رخت بربست و تابوت او بر دوش مردمان بود.برشی از کتاب راز مثل های ما- محمد میرکیانی</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 17:49:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت &quot;روز تبلیغات سناتور در آن دنیا&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-ncxm7rhvvp1r</link>
                <description>یکی از سناتور های معروف آمریکا، درست هنگامی که از درِ سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم جان سپرد.روح او در عالم بالا به دروازه های بهشت که رسید، سن‌پیتر از او استقبال کرد:&quot; خیلی خوش آمدید. این خیلی جالب است. چون ما به‌ندرت سیاستمداران بلندپایه و مقامات را در بهشت ملاقات می‌کنیم. به‌هر ‌حال شما هم درک می‌کنید که راه‌دادن شما به بهشت تصمیم ساده‌ای نیست.&quot;سناتور گفت :&quot; مشکلی نیست؛ شما من را راه بدهید، خودم بقیه‌اش را حل می‌کنم.&quot;سن پیتر گفت:&quot; اما در نامه اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما باید ابتدا یک روز را در جهنم و سپس یک روز را در بهشت زندگی کنید؛ آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب خواهید کرد.&quot;سناتور گفت:&quot; اشکال ندارد. من همین الان تصمیمم را گرفته‌ام. می‌خواهم به بهشت بروم.&quot;سن پیتر گفت:&quot; می‌فهمم، به‌هرحال ما دستور داریم. ماموریم و معذور....&quot;بعد با او سوار آسانسور شد و دو نفری پایین رفتند تا اینکه به جهنم رسیدند.در آسانسور که باز شد، سناتور با منظره‌ی جالبی روبه‌رو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بای گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل.... در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استقبال به سویش دویدند.آن‌ها دور او را گرفتند و با شادی و خندۀ فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. بعد برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب همگی به کافۀ کنار زمین گلف رفتند  وشام بسیار مفصلی خوردند.به سناتور آن‌قدر خوش گذشت که واقعا نفهمید یک روز او چطور سپری شد. رأس 24 ساعت، سن‌پیر به‌دنبال او آمد و او را تا بهشت همراهی کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفت و دیدار های زیادی هم داشت.سناتور آنقدر خوش گذراند که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت؛ گرچه به‌خوبی روز اول نبود....بعد از پایان روز دوم، سن‌پیتر به‌دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته‌است؟سناتور گفت:&quot; خوب، واقعیت این است که راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می‌کنم می‌بینم بین بهشت و جهنم، من جهنم را تر جیح می‌دهم.&quot;بدون هیچ کلامی، سن‌پیتر او را سار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، این‌بار سناتور بیابانی خشک و بی‌آب و علف دید، پر از آتش و سختی‌های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کرده بودند، همه عبوس و خشک، در لباس‌های بسیار مندرس و کثیف در گوشه ای نشسته بودند.سناتور با تعجب از شیطان پرسید:&quot; انگار آن‌روز من این‌جا منظرۀ دیگری دیدم؟ آن سرسبزی‌ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه‌ای خوردیم... زمین گلف؟....&quot;شیطان با خنده جواب داد:&quot; آن روز، روز تبلیغات بود... امروز دیگر تو رأی داده‌ای....&quot;**** به شعار های انتخاباتی بیشتر بیندیشد**** سیاستمداران در تمام دنیا سر و ته یک کرباسند. آنها به شما قول میدهند جایی پل بسازند که اصلا رودخانه‌ای وجود ندارد.&quot;پی.جی.اوروک&quot;کتاب&quot; مثل زرافه باش یک سر و گردن از بقیه بالاتر&quot; مسعود لعلی</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 12:12:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای شما که بار شیشه دارید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-ln6bvtvneqbl</link>
                <description>آزمون BPP یا سونوی بیوفیزیکال:چه موقع انجام میود؟ سونوی BPP، خوراکش این چیز هاست: (ما توی علم پزشکی می‌گوییم اندیکاسیون)بعضی خانم ها بارداری post term دارند یعنی از موعد زایمان گذشتهبررسی کاهش حرکات جنینزمانیکه مادر مبتلا به بیماری زمینه ای با خود ایمنی است  پارامترهای (1+4) را بررسی می‌کند:مقدار مایع آمنیوتیک اطراف جوجوحرکات جوجوتن عضلانی نامبردهو حرکات تنفسی اش!+ تست بدون استرس(NST) : پایش ضربان قلبسونوی BPP، یک سیستم نمره دهی دارد، یعنی به هر کدام از 5 مورد بالا 2 نمره اختصاص می‌دهد و نمره ی کل از 10 محاسبه می‌شود.&quot;مثلا 0تا2(از 10 نمره) : خاتمه بارداری-یعنی asphyxiaقبل از سونو توصیه می‌شود خوراکی شیرین میل کنید (اگر دیابت دارید نان استفاده کنید و حتما قبلش باپزشک خود مشورت کنید)دیدن این دوتا فیلم 8 ثانیه ای خالی از لذت نیست: https://pin.it/BdQtPhX  https://pin.it/3em6CHx </description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jun 2022 13:52:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا روی دوستانتان بالا نیاورید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF-o5bpojb9daro</link>
                <description>کاملا مسلم است که اگر دل‌به‌هم‌خوردگی داشته باشید، روی دوستانتان بالا نمی‌آورید. تردیدی هم در این نیست.با این حال، وقتی دل‌به‌هم‌خوردگیِ عاطفی داشته باشیم، وسوسه می‌شویم که این کار را انجام دهیم. وقتی تحملمان را از دست می‌دهیم، وقتی روحیه‌مان خراب می‌شود، وقتی با مشکلات عاطفی رو‌به‌رو می‌شویم، وضع فرق می‌کند.به جای آن‌که فاصله را حفظ کنیم، به جای آن‌که سعی کنیم عفونت و بیماری خود را به دیگران انتقال ندهیم، بعضی از ما به کسانی که می‌شناسیم، حمله می‌کنیم؛ به دوستانمان، پدر و مادرمان، و دیگران.ما تمام احساس عدم امنیت خاطر و نظرات منفی که در ذهنمان می‌گذرد را با دیگران سهیم می‌شویم.*** با این واقعیت کنار بیایید که همه در مواقعی روحیه شان ضعیف است، شما مجبور نیستید روی روحیه‌ی بدتان حساب باز کنید. می‌توانید از دیگران کمک بگیرید و اگر لازم بود احساس بد خودتان را با آن‌ها درمیان بگذارید، اما نیازی به بالا آوردن روی آن‌ها نیست! :)بخشی از کتاب زیبای&quot; نوجوان ‌ها سخت نگیرید، باور کنید که مهم نیست&quot;نوشته‌ی ریچاردکارلسون</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jun 2022 07:04:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرشته ها همیشه وجود دارن اما چون بال و پر ندارن بهشون می گن دختر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%BE%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-w7rausqlzd0z</link>
                <description>فرشته ها همیشه وجود دارن اما چون بال و پر ندارن بهشون می گن دختربا کمی تاخیر روز دختر مبارک:)امروز به جشن روز دختر دعوت شدم، با کمال میل قبول کردم. خیلی خوش گذشت. حال و هوام عوض شد. مولودی خوندن و ما هم یه عالمه کف زدیم براشون؛ اینقدر که حس کردم کف دستام میسوزه :)یه سخنران(روانشناس) دعوت کرده بودن. مطالب خوبی میگفت. دوست دارم بخشی از اونا رو با شما درمیون بذارم:1- جهنم و بهشت ما توی همین دنیاست. از صبح چه کارایی کردین؟ حال و هواتون چطوره؟ صبح ها که از خواب بیدار میشین با نشاط هستین و میگین یه روز خوب شروع شد؟ یا ...2- جهنمی بدتر از افسردگی وجود نداره. این که روح و جسمت رو بخای دگیر چیزای الکی کنی.(مثلا بخای زیادی درگیر ظاهرت باشی، هر روز یه مدل جدید بزنی، در گیر رنگ لاکت باشی یا حسرت زندگی های اینستاگرامی بقیه رو بخوری...)3- توی وجود شما یه اقیانوس یا یه دریا وجود داره  که رود هایی به اون می‌ریزن. این ورودی ها چشم و گوش شما هستند؛ مراقب باشین که چی میبینید و می‌شنوید4- به پدر و مادرت بگو که دوستشون داری؛ پیشونی پدرتو ببوس مادرتو بغل کن.خجالت می‌کشی؟ از کی؟ چطوریه که بعضیا تا دو روز با یه نفر آشنا می‌شن، اون نفر میشه &quot;نفسم&quot; &quot;عشقم&quot; &quot;دلبرم&quot;.... حالا نمیتونی به پدر و مادرت بگی که دوستشون داری و به خاطر همه چیز ازشون قدر دانی کنی؟شیطان میگه : جایی که باید حیا داشته باشی، حیا رو ازت می‌گیرم و جایی که باید بی‌حیا باشی و خجالت نکشی، بهت حیا میدمپیشنهاد میکنم : یه ورق کاغذ بردار، مثل قلب ببرش، روش بنویس مامان جونم/ بابای خوبم به خاطر همه چیز ممنونم.  اینو بذار تو کفش پدرت/ یا توی قابلمه ها  به هر کدوممون یکی از این جا کلیدی های خوشگل ناز دادند: 12 خردا 1401</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jun 2022 13:34:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات قبل از مرگ مادرم(بخشی از یک کتاب)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%85-chxre9aw24lg</link>
                <description>ترس از مرگ یکی از وحشتناک ترین ترس هایی است که مردم تجربه کرده‌اند دوست دارم تجربه زیبایی را با شما در میان بگذارم از زمانی که چند ساعت قبل از مرگ مادرم در کنار بستر گذراندن هنوز کلمات شگفت انگیز او را به یاد می آورد او به آرامی گفت: فرزندانم، من از مرگ نمیترسم نصف دوستان و منسوبان من اینجا روی زمین هستند، نیمه دیگری در آن سو هستند چه بمانم و چه بمیرم دوستان و مصاحبان خوبی دارم.....بخشی از یک کتاب (فکر کنم سه شنبه ها با موری بود؛ مطمئن نیستم)</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jun 2022 19:51:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این عصا قورت داده‌ها درباره‌ی چی حرف می‌زنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B5%D8%A7-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-rwzxmyzyacqt</link>
                <description>تا به حال با  دانش آموخته رشته های پزشکی همکلام شده‌اید؟اکثر مواقع فهمیدن حرف هایشان بسیار دشوار است.انگار که به زبان آدم فضایی‌ها حرف می‌زنند؛ حتی مامان‌هایشان هم متوجه نمی‌شوند که آن‌ها چه می‌گویند.آن‌ها کلمات قلمبه سلمبه‌ای دارند که فقط خودشان از آن سر در می‌آورند؛ درست مثل رمز شب است که فقط عده خاصی می‌دانند.مثلا این می‌تواند بخش کوچکی از مکالمه روزمره شان باشد:_ استتوسکوپت چه رنگیه؟+ آبی- استتوسکوپ من صورتیه دخترجان؛ هاهاهاها !!!(فکر میکنید که آنها دارند درباره اسکوپ های بستنی شان حرف می‌زنند؟ نوچ! اسم باکلاس‌تر گوشی پزشکی استتوسکوپ (stethoscope) است!)بعضی‌ها حتی از این کلمات فنی جهت آچمز کردن مردم استفاده می‌کنند و بعد حسابی به ریش آ‌ها می‌خندند...دوست دارم چند تا از این اسم ها را به شما هم بگویم:افتالموسکوپ / Ophthalmoscope/ برای بررسی شبکیه و زجاجیه ی چشم اوتوسکوپ / Otoscope/ بررسی گوش و پرده صماخفیلم بَج: کارشناسان رادیولوژی از اینا دارند گالی پات ظرف کوچک گردی است که معمولاً در محیط‌های بیمارستانی، اتاقهای عمل، دندان پزشکی‌ها و محیط‌های آزمایشگاه استفاده می‌شود. / gallipotنگاه کنید!  این یکی خیلی معروف است؛ ممکن است اسمش را قبلا شنیده باشید:این چوب بستنی نسیت! آبسلانگ، هنگام معاینه حلق بیماران به کار می‌رود تا بالا آمدن زبان مانع معاینه نباشد.چطور بود؟ اسم چند تا از این وسایل رو می‌دونستید؟حتما توی رشته ی شما هم همچین کلماتی وجود دارند. دوست دارید اسم چند تا شونو بگید؟</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Tue, 31 May 2022 22:17:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکر میکنم اینجا پره از داستانهای شگفت انگیز و شوالیه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-pt3yqxmt1cs7</link>
                <description>خب...ذهن رویابافم منو وادار میکنه که خودمو توی موقعیت های شغلی مختلفی تصور کنم. از مربی هنر های رزمی گرفته تا  سرآشپز ، پلیس، باستان شناس، موسیقی دان  ....شغل های زیادی هست که دوست دارم تجربه شون کنم. کاش میشد زندگی به من فرصتی میداد تا بتونم همه‌ی خیال پردازی هامونو زندگی کنم.بعضی وقتا هم آرزو میکنم  یه کتابدار بودم و میتونستم سرکار هم کتاب بخونم؛ کتابدارِ  کتابخونه های خفن و اسرار آمیزی مثل اینا:(یه حسی دارم وقتی این عکسا رو میبینم؛ انگار که اینجا پره از داستانهای شگفت انگیز و شوالیه ای :) )Queen’s College Library – Oxford, EnglandLibrary of Strahov Monastery, Prague, Czech Republic</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Apr 2022 16:52:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابغه ای که به شش زبان مسلط بود؛ آنهم در دهه 60!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82723953/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%BA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%B7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D9%87-60-vfofljerxhs7</link>
                <description>عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود.سال شصت به شش زبان زنده ی دنیا تسلط داشت.تک فرزند خانواده هم بود.زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟عباسعلی گفت: امام گفته. مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه. خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته. اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست. گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه ، بزرگترین اشتباهه….بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند. یه روز شهیدخرازی گفت:چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود…پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی فتاحی بود. قبل از رفتن حاج حسین خرازی خواستشون و گفت:به هیچوقت با عراقیها درگیر نمیشید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقیها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره… و تخریبچی ها رفتند…یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده ، یکی شونم برنگشته… اونایی که برگشته بودند گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقیها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر  خورد به پای عباسعلی و اسیر شد…زمزمه لغو عملیات مطرح شد. گفتند ممکنه عباسعلی فتاحی توی شکنجه ها لو بده. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده ، سرش بره زبونش باز نمیشه. برید عملیات کنید…عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلیه. گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه…اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته. اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند….جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند. گفتند به مادرش نگید سر نداره.وقت تشییع مادر گفت:صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده ، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین. گفتن مادر بیخیال. نمیشه…مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم. گفتند: باشه ! ولی فقط ….. یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟گفتند:مادر! عراقی ها سر  عباست رو بریدند. مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم…مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد و خم شد رگهای  عباس رو بوسید. و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد…#قهرمان_منمنبع</description>
                <category>نعنا فلفلی</category>
                <author>نعنا فلفلی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Apr 2022 20:08:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>