<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hoping for growth</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_82808131</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 08:30:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Hoping for growth</title>
            <link>https://virgool.io/@m_82808131</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مروری بر آنچه گذشت !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82808131/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-slchlm84cm5w</link>
                <description>سلام خوبید ، من حدود یک ماه پیش تصمیم گرفتم چرخه معیوبی که در حال ظاهر درگیرشم رو بشکنم و یک اصلاح اساسی در نظر بگیرم.ولی به هر حال اون زمان ، زمان درستی برای ارزیابی نبود ، چرا ؟ چون علت این تصمیم هیجانی استرس ناشی از حجم پروژه ها و گزارشکار ها و ددلاین امتحاناتی بود که هنوز خونده نشده بودن و استرس اخباری که مبتنی بر این بود که قراره امتحانات بصورت حضوری باشه ! ولی به هر حال دوره های مفیدتری برای زندگیم گذشت ولی مشکل اینجاست خود این دوره ها بیشتر آسیب زا بودند تا کمک کننده !مشکل تفکر صفر و صدی و شدت کار بالاست ! من برای اینکه ذهنم رو از حالت ناپایداری در بیارم نمیتونم با یک برنامه ریزی انفجاری که فقط تا اونجایی که میتونی انجام بده اصلاحش کنم ! یعنی چی؟ من داخل طول زندگیم از زمان کرونا به بعد بینهایت تجربه دارم از زمان ددلاین ها که به طور عجیبی راندمان کارم بالاست ، من کلی تکلیف و پروژه و امتحان نخونده و کار انجام نشده داشتم بخاطر سبک زندگی معیوبم ولی طی یک دوره ددلاین همه رو تقریبا رسوندم ! این رسوندنه تفکر صفر و صدی رو تقویت میکنه و به دیسیپلین و نظم اتفاقا ضربه بیشتری میزنه ! چون معمولا بعد این دوره من احساس آرامش کنترل میکردم و دیگه کلا هیچ کاری انجام نمیدادم ! در صورتی که چیزی که من بهش نیاز دارم تداومه ! حالا هرچقدر هم من موفق شدم از پس کار های عقب افتاده بر بیام بار ها در طول زندگیم ثابت شده هیچ کمکی نمیکنه ! صرفا از یک فاجعه نجات پیدا کردم ، اینجوری هیچ وقت نظم ذهنی به وجود نمیاد ، مشکل تمرکز حل نمیشه و......انواع و اقسام اعتیاد ها تو دنیا هست ، هیچ کس به فلان سبک اعتیاد علاقه ذاتی نداشته ! فقط یه راه فرار خوبی در نظرش گرفته ، دقیقا فضای مجازی الان در دنیای امروزی داره همین نقش رو ایفا میکنه... ما انسان های امروزی ناخواسته آسیبی به ذهنمون میزنیم که هیچ دشمنی نمیتونه انجام بده ! این آسیب برای این خیلی برای من ملموسه که من چرخه طبیعی و معیوب رو با تجربه کردم ، متاسفانه وقتی داخل چرخه معیوب باشی روز به روز خصوصیات مثبتت کمتر میشه و بیشتر داخل باتلاق میری ، نقطه امنی که به انسان آسیب بزنه امنیت تخیلی و غیر واقعیه ! حوصله سر رفتن! تا حالا فکر کردید حوصله سر رفتن چقدر پدیده شگفت انگیزیه!؟ چیزی که داخل دنیای امروز ما از خودمون محرومش میکنیم ! اکثر مخترع ها ، دانشمندا ، فیلسوفا وقتی حوصلشون سر رفته رفتن داخل فکر و فکر کردن و فکر کردن و یه شاهکار خلق کردن ، حتی هنرمند ها و تمام شگفتی های بشری همه با حوصله سر رفتن شروع شدن ! خصوصیت ذاتی بشر همینه ، ذهن تا وقتی مشغول باشه فکر نمیکنه ... اگه از زندگی ساعت های طولانی داخل فضای مجازی خسته بشید و تصمیم بگیرید عوض بشید ، دقت کنید به این حالت هیچ وقت شما در حالتی که تلویزیون میبینید ، بازی میکنید و داخل اکسپلورید این حس رو ندارید زمانی این حس بهتون دست میده که میبینید چقدر از روزتون رفته یا چقدر وقت هدر دادید و نگاه میکینید و در سکوت میرید تو فکر ! دقیقا نکته همینجاست ! ذهن تا بهش فرصت داده نشه هیچ حرکت مثبتی انجام نمیدهاین فقط بحث این نیست که آدم مفیدی باشیم بحث اینه زندگیمون به تباهی کشیده میشه ، زندگی فقط کار و تلاش نیست ولی لحظات زیادی وجود داره که حتی نمیشه اسمش رو تفریح گذاشت ، تفریح یعنی آزادی ذهن و لحظاتی دور شدن از مشغله ها نه بی هدف تلف کردن وقت ! نه گذروندن وقت ! نه تموم کردن روز ها ! تفریح بخش جدا نشدنی و واجب زندگیه که اصول خودش رو داره ! تجربه خودم و سوال پرسیدن از کسایی که خوره فضای مجازین به من یک نتیجه رسونده ، تمرکزی که در این چرخه ها نابود میشه دیگه تمرکز رو برای هیچ کار مفید و سختی نمیذاره ! بعضی ها هستن میان زبان های مختلف برنامه نویسی رو یاد میگیرن فتوشاپ حرفه ای کار میکنن ، ادیت های مختلف رو یاد میگیرن و... ، خب اینها هم از تکنولوژی استفاده میکنن ولی بررسی کنیم میبینی اینا درسته از تکنولوژی استفاده میکنن ولی داخل چرخه معیوب نیستن ! کسی که داخل چرخه باشه اگه قرار باشه ذهن آموزش های مختلف رو حوصله کنه و با تمرکز یاد بگیره که اصلا نیاز نداشت بی هدف داخل فضای مجازی بچرخه ! ولی من یک موضوع رو هیچ وقت مطمئن نشدم و رازش رو نمیدونم ، بعضی آدمها علاوه بر اینکه بی هدف داخل گوشی میچرخن به همه کار هاشون هم میرسن! شاید الویت بندی و نظم ذهنی خاصی دارن ، نمیدونم ، ولی برای کسی که فضای مجازی براش شده راه فرار و تلف کردن وقت اصلا تعادل و نظم معنی نداره...برای کسی که داخل چرخه معیوب فضای مجازی گیر افتاده ، بیکاری ترسناک ترین حالت ممکنه! وقتی گوشی رو بذاری کنار و بگی نه دیگه وقتمو تلف نمیکنم کلی حس و فکر میاد سراغت که انگار کلی کار داری و بیشتر نگران میشی حتی ! خود این یک سیستم درمانی فوق العاده طبیعی درون انسانه...برای نجات تمرکز و برای یک زندگی بهتر و طبق برنامه ، مغز باید تداوم رو بپذیره باید بپذیره اصلا اینجوری نیست یا وقت کامل تلف بشه یا کامل کار مفید انجام بدی ، باید بپذیره فقط 0 و 100 نیست ، کلی عدد بینشون هست میخواد 10 باشه 20 یا 50 یا حتی بالاتر و همشون از صفر بهترن ! حتی اگه 1 هم باشی باز خیلی خیلی بهتر از یکه! الان من در یک شرایطی ام که این روش درمانی طبیعی ذهن بکارم نمیاد ! چرا؟ چون منو مستقیم به ایده ها و کار های مفید سوق نمیده هدایتم میکنه کار های عقب افتاده  و امتحاناتمو بخونم چالش اصلی دقیقا از اولین دقیقه بعد از آخرین امتحان شروع میشه ! وقتی که کار و پروژه ای وجود نداره و باید به طور طبیعی پیشنهاد بده که از چرخه خارج بشه دقیقا کاری که اصلا تا حالا تجربه اش نکردم ولی خیلی بهش امیدوارم ! چون دقیقا همیشه تا اخرین ددلاین همه چی خوب پیش میره مثل همین دفعه ولی بعد از اتمام کار ها روز از نو و روزی از نو ! این روز تعیین کننده حدود نیم ماه دیگه تازه شروع میشه ! فقط دونستن و ناراحتی معنی نداره ، از دوران شیوع کرونا به بعد اراده و عمل گراییم خیلی ضعیف شد و الان باید برای تغییر دقیقا روی همین بعد عمل کار کنم....</description>
                <category>Hoping for growth</category>
                <author>Hoping for growth</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2026 11:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروژه بازسازی هویت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82808131/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-rijqduzaxirv</link>
                <description>سلام ، نمی‌دونم تجربه دارید یا نه ، ولی گاهی اوقات داخل زندگی پیش میاد میگی حالم از این وضعیت بهم میخوره بسه دیگه عوض شو ، چرا تغییر نمیکنی و....در سال های گذشته من بار ها و بار ها این افکارات ناگهانی به سراغم می اومدن و هر بار واقعا تا یه مدت محدودی تغییر میکردم ولی باز میشدم همون آدم سابق ! همه چیز به دوران کرونا برمیگرده !! من یه شخصی بودم که روتین منظمی داخل زندگیش داشت ، من معمولا بصورت ناخودآگاه ۵ صبح از خواب بلند میشدم ، نماز می‌خوندم و معمولا عادت داشتم اگه قراره مطالعه ای داشته باشم صبح زود باشه ! خیلی منظم بودم داخل زندگیم هدف داشتم خیلی از روزم مفید استفاده میکردم و اصلا تک بعدی نبودم ، حتی یه درآمد کوچیک هم داشتم ، باشگاه میرفتم ورزشکار بودم ، زبانم خیلی خوب بود کلاس میرفتم و کلا یه هویت مطلوب داشتم تا شیوع ویروسی به نام کرونا که مثل یک بمب اتمی به تیشه زندگی من خورد ! شاید من هیچ وقت مبتلا به کرونا نشدم ولی کرونا منو مبتلا به ویروس نابودی هویت مطلوب و عادت های مثبتم کرد ، من گوشی نداشتم ، هیچ وقت دسترسی به تکنولوژی رو تجربه نکرده بودم ، به تلویزیون خیلی علاقه ای نداشتم اگرم می‌دیدم خیلی کم و مدیریت شده بود ، من کلا مدیریت خوبی روی زندگیم داشتم ، ولی کرونا ! من تفریح اصلی زندگیم بیرون رفتن بود ، اصلا با خونه موندن میونه خوبی نداشتم ، با دوستام میرفتم بیرون و در حال من به تمام برنامه های زندگیم می‌رسیدم ، ولی وقتی کرونا شروع شد من با پدیده ای به اسم خانه نشینی ، تجربه گوشی دست گرفتن و تفریح این مدلی گرفتار شدم ، کرونا زندگی من رو به قبل و بعد خودش تقسیم کرد ، خیلی به مرور و آهسته شخصیت ، سبک زندگی و هویت من تغییر کرد بدون اینکه من خودم بفهمم کی ، چرا و چجوری ؟ این دوران منحوس کرونا مستقیم گره خورد به دوران کنکورم ، عالی شد ! میشه گفت دیگه اعتیاد به فضای مجازی و خونه نشینی دیگه داخل هویت من مشغول شد کلی برای خودش خوش گذرونی کنه ! نهایتا با اتمام دوران کنکور و فارغ شدن از این موضوع وقتی به فضای دانشگاهی رسیدم ، متوجه شدم که من درسارو خوب نمیفهمم ، درسم نمیخوندم و مدام نشخوار فکری داشتم بله رشته مخصوص من نیست ، ولی به لطف جنگ من متوجه شدم نه تنها رشته اشتباهی نیومدم بلکه کاش مشکل از رشته بود و قضیه جدی تر از این حرفاست ! من از درون سالهاست خودمو مچاله کردم ، من همیشه میگفتم من سرکلاس درس رو نمی‌فهمم در حالی که بهم ثابت شد بدون تلاش اضافه من در حد ۲۰/۲۵ دقیقه دیدن ویدیو استاد کامل همه چیز رو متوجه میشم ولی دیگه تمرکزی ندارم برای گوش دادن ، بعد میرفتم ادامشو با وقفه می‌دیدم ، نهایتا دیدم که بله من بدون تلاش اضافه تمام مباحث رو فهمیدم ، مشکل من تمرکزه! این ذهن آشفته دیگه نمیتونه طاقت بیاره یه مدت طولانی به صحبت استاد گوش بده درس بخونه یا یه کار کسل کننده ای که فورا دوپامین فوری آزاد نکنه انجام بده اینجا بود که فهمیدم موضوع جدی تر از این حرفاست که من ویژگی های مثبتم مثل سحرخیزی رو از دست دادم من مستقیم دارم خودمو نابود میکنم این دیگه تغییر هویت نیست !! من طی این سال ها بار ها فهمیدم که مشکل من برنامه های داخل گوشی نیست با حذف پر استفاده ترین برنامه ها من یه جاگزین دیگه پیدا میکنم ، مشکل من جذاب بودن برنامه نیست که منو به خودش جذب کنه ، من به اینکه ساعت مشخصی از روز گوشی دستم باشه معتاد شدم ! یعنی مهم نیست محتوا چی باشه ! خود گوشی مهمه... ! و من بار ها خودمو طی افکارات هیجانی تغییر زندگی محدود میکردم می‌دیدم به یه آدم متفکر تغییر پیدا میکنم که چرخ دنده های ذهنش شروع به حرکت کردن و کلی حرف برای گفتن داره !! کلی ایده کلی هدف کلی کار اره ! من همون هویت رو دارم ولی افتادم داخل یه باتلاق و گرفتار شدم اصلا تغییر هویتی نداشتم فقط روز به روز دارم بیشتر داخل باتلاق فرو میرم و برای اینکه واقعا نجات پیدا کنم در پروژه نجات هویت ، میخواستم یجایی مثل ویرگول گزارش ثبت کنم ، اینجوری شاید باعث بشه مثل خیلی دفعات قبلی بعد از مدتی این حس آزادی طلبی از زندان جبر تکنولوژی رو از دست ندم ! به معنای واقعی به نجات نیاز دارم این رو بخشی از درون واقعی مچاله شدم داره فریاد میزنه راهکار من فعلا اینه ، بیشتر برای شناخت خودم : فیلم آموزشی - درسی مرتبط که الآنم گهگاهی دنبال میکنم رو میتونم ببینم و کلاس هامو هم میتونم دنبال کنم و نهایتا میمونم گهگاهی از روند تصمیمم داخل جایی ( که ویرگولو انتخاب کردم ) ثبت کنم دیگه مابقی تکنولوژی هیچ نقطه مثبتی برام نیست ، حتی شده اگه از بیکاری به دیوار نگاه کنم اینو‌ ترجیح میدم ولی از این چرخه معیوب رها بشم تجربه به من ثابت کرده بعد عملی کردن این موضوع به مرور خودم ناخودآگاه بقیه اهداف رو دنبال میکنم ، سوالی که اینجا مطرح میشه کاملا بجاست و چرا نشد ؟ تداوم ، شاید مدت محدودی ولی نهایتا شکست خوردم و برگشتم سر پله اول تا صدای عذاب وجدان درونی بعدی ! تازه اگه بهش بها داده بشه ولی اینبار می‌خوام متفاوت عمل کنم ، یجورایی می‌خوام با ثبت تلاش های این دفعه حس مسئولیتم رو نسبت به تداوم بالا ببرمهمین که ثبت میکنم شاید در بدبینانه ترین حالت بعدا بفهمم چی شد که نشد ! ولی همین ثبت کردن باعث یه حس ذهنی میشه که اشتیاق درونی رو بیشتر می‌کنه که این عملکرد داره دیده میشه پس بهتر عمل کن ! حتی بخاطر حس ثبت شدن شاید واقعا مفید تر باشه ؟ نمی‌دونم ، ولی این پروژه بازسازی هویت صرفا آزمایشی هست که اینو متوجه بشم ! </description>
                <category>Hoping for growth</category>
                <author>Hoping for growth</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2026 02:50:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>