<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 🖤sad boy🖤</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_82979403</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 07:03:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4712818/avatar/SXWsZU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>🖤sad boy🖤</title>
            <link>https://virgool.io/@m_82979403</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بعد از مرگمان چه کسی صاحب خانه و وسایلمان میشود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_82979403/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-u4gbidzxkxex</link>
                <description>این پست رو از تجربه های خودم نوشتم من پسری ام که تموم زندگیم فقط مرگ عزیزانمون و مردم رو دیدم واقعا دنیا چقدر بی ارزش است این همه شاه و فرعون و امپراتور و دکتر مهندس و.....اومدن و دست خالی رفتن اما هنوز هم هیچکس اینها رو نمیبینه فقط دنبال غرور قضاوت تحقیر دیگران شکستن دل دیگران یادمه تو منطقه ای زندگی میکردیم که پر سر و صدا بود زن های محله هم جلوی در خونه هاشون جمع میشدن سوپر مارکت ها مغازه ها کتاب فروشی و....کلن منطقه ی خیلی قشنگ و شادی بود اما الان که چند سال گذشته و میرم اون منطقه انگار منطقه ی ارواح شده ساکت مغازه ها بسته خونه ها خالی و قفل زده خیلی از اون آدم ها از دنیا رفتن و خونه هاشون مغازه هاشون خالی مونده واقعا باورم نمیشه این اون منطقه باشه یه حس و انرژی غم و منفی الان به آدم میده یه سکوت ترسناک روی منطقه حاکم شدهعموی من یکی از بهترین معروف ترین باطری سازهای ماشین شهرم بود همه فقط پیش اون می رفتن خیلی کار میکرد همش پول پس انداز میکرد برای بچه هاش تا شب دیر وقت سر کار بود و یه پیکان سفید داشت عاشق ماشینش بود اما یه شب که خونشون بودم صبح با صدای داد و بیداد بیدار شدم و فهمیدم عموم از دنیا رفته اونم تو 40 سالگی بعد مرگش زنش همه ی ثروتش رو خرج مردهای غریبه کرد حتی ماشین و خونه ی عموم رو فروخت و پولشو به مردهای غریبه داد برای بچه هاش هیچی نذاشت واقعا دنیا بی ارزشهپدربزرگم سالها تو اداره ی وزارت راه کار کرد سالها زحمت کشید تا بازنشسته شد سالها زحمت کشید یه خونه ی لوکس ویلایی برای خودش ساخت پر وسایل لوکس و گران قیمت خونه از این سر تا اون سر بود اونقدر بزرگ بود حیاطش پر میوه و گل و.......اما تو 70 سالگی سکته مغزی کرد و از دنیا رفت خونه شو ویران کردن همه ی وسایل خانه رو دزدیدن خونه رو غارت کردن به لوستر و درهای فلزی خونه هم رحم نکردن انگار خونه ی دشمنشون بود بعدش هم خونه رو حراج کردن و یه پسر 20 ساله سرشون کلاه گذاشت و خونه رو خورد و زود خرابش کرد آپارتمان ساخت سالهاست از اون خیابون رد نمیشم چون گریه ام میگیره این همه زحمت پدربزرگم هیچ شد هیچواقعا وقتی ما هم از دنیا رفتیم چه کسی صاحب خانه ی ما یا ماشین ما یا وسایل و اشیای ما میشه چه کسی به جای ما میاد و تو خونه ی ما زندگی میکنه کی سوار ماشین ما میشه کی از وسایل و اشیای ما استفاده میکنه آیا اصلا کسی میاد روی قبرمون برامون دعا بخونه یا مثل قبرهای قدیمی قبرستان قبر ما هم فراموش میشه و یه روزی خراب میشه و برای همیشه از یاد و خاطره میریم واقعا دنیا اینقدر بی ارزشه ما یه روز میمیرم و یکی دیگه جای ما رو میگیره🖤برای همینه همیشه خاکی بودن رو انتخاب میکنم نه غرور رو نه بد بودن رو و همیشه سعی میکنم آدم خوبی باشم با اینکه آدم ها همیشه بهم بدی میکنن همیشه قضاوت و ترکم میکنن اما من آدم خوبی میمونم💔</description>
                <category>🖤sad boy🖤</category>
                <author>🖤sad boy🖤</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jun 2026 03:18:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>