<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Faghihe.azimi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_83133127</link>
        <description>به امید نور 🌞 حتی اگر دور☘️</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:10:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4857880/avatar/q3ud5W.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Faghihe.azimi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_83133127</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۰_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B1%DB%B0%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-qx7uhecq9kvk</link>
                <description>هر کسی در زندگی جایی دارد که وقتی نامش را می‌شنود، دلش آرام‌تر می‌شود. برای من آنجا روستاست؛ جایی که خاطره‌ها در کوچه‌ها زندگی می‌کنند و هر گوشه‌اش حرفی برای گفتن دارد.در روستا آدم چیزهایی را یاد می‌گیرد که شاید در هیچ کتابی نوشته نشده باشد؛ یاد می‌گیرد برای به دست آوردن هر چیز باید زحمت کشید، یاد می‌گیرد طبیعت را دوست داشته باشد و بفهمد آرامش همیشه در داشتن بیشتر نیست، گاهی در ساده‌تر زندگی کردن است.اینجا آدم‌ها همدیگر را می‌شناسند، حال هم را می‌پرسند و هنوز سلام و احوال‌پرسی ارزش دارد. اگر کسی خوشحال باشد، شادی‌اش میان همه تقسیم می‌شود و اگر کسی غم داشته باشد، تنها نمی‌ماند.شاید روستا امکانات شهر را نداشته باشد، اما چیزهایی دارد که با هیچ وسیله و ساختمانی به دست نمی‌آید؛ آسمان باز، سکوت دلنشین، صمیمیت آدم‌ها و حس تعلق.و شاید زیبایی واقعی روستا همین باشد؛ اینکه با وجود سادگی‌اش، همیشه دلیلی برای دوست داشتن و برگشتن باقی می‌گذارد. روستای ما فقط محل زندگی نیست؛ بخشی از وجود ماست و تا وقتی خاطراتش در دل ما زنده باشد، همیشه زیبا خواهد ماند.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 22:57:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-mneu4fngpfbz</link>
                <description>در روستا فصل‌ها فقط تغییر آب‌وهوا نیستند؛ هر فصل زندگی تازه‌ای با خودش می‌آورد و حال و هوای روستا را عوض می‌کند. مردم روستا زمان را بیشتر از روی طبیعت می‌شناسند تا تقویم. از رنگ آسمان، بوی زمین، شکل ابرها و تغییر برگ درختان می‌فهمند که فصل تازه‌ای از راه رسیده است.بهار که می‌رسد، روستا انگار دوباره متولد می‌شود. زمین سبز می‌شود، شاخه‌ها جوانه می‌زنند و صدای پرنده‌ها بیشتر از هر زمان دیگری شنیده می‌شود. هوای صبح خنک و دلپذیر است و همه با امید بیشتری کارهایشان را شروع می‌کنند.تابستان فصل تلاش و نتیجه گرفتن است. روزها بلندتر می‌شود و کارها بیشتر. اما در کنار سختی‌ها، زیبایی‌های خودش را هم دارد؛ سایه درخت‌ها، نسیم عصرگاهی و آرامشی که بعد از یک روز پرکار به دست می‌آید.وقتی پاییز از راه می‌رسد، روستا رنگ دیگری پیدا می‌کند. برگ‌ها آرام‌آرام تغییر رنگ می‌دهند و زمین چهره‌ای متفاوت به خودش می‌گیرد. این فصل، زمان جمع‌آوری حاصل زحمت‌ها و آماده شدن برای روزهای سردتر است.زمستان هم با همه سرمایش زیبایی خودش را دارد. صبح‌های مه‌آلود، گرمای خانه، بخار چای تازه و دور هم بودن خانواده حس دلنشینی ایجاد می‌کند. در این فصل آدم بیشتر قدر گرما، آرامش و کنار هم بودن را می‌فهمد.زندگی در روستا به آدم یاد می‌دهد که هر چیزی فصل خودش را دارد؛ همان‌طور که زمین برای سبز شدن صبر می‌کند، انسان هم برای رسیدن به نتیجه باید صبور باشد و قدر مسیر را بداند.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 22:54:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B8%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-v7rtjkfszc5l</link>
                <description>شب در روستا با شب شهر فرق دارد. اینجا تاریکی ترسناک نیست؛ آرام و مهربان است. وقتی خورشید کامل پنهان می‌شود، آسمان کم‌کم پر از ستاره می‌شود؛ ستاره‌هایی که آن‌قدر زیادند که آدم باورش نمی‌شود همیشه بالای سرش بوده‌اند.شب‌های روستا انگار زمان کندتر حرکت می‌کند. دیگر صدای ماشین و شلوغی نیست؛ فقط گاهی صدای دور یک سگ نگهبان، خش‌خش برگ‌ها یا وزش باد شنیده می‌شود. خانه‌ها با نور گرم چراغ‌ها روشن می‌شوند و حس زندگی از پنجره‌ها بیرون می‌ریزد.بعد از شام، بعضی شب‌ها همه روی ایوان یا حیاط می‌نشینند. چای تازه دم می‌شود و صحبت‌ها شروع می‌شود؛ صحبت‌هایی که هیچ عجله‌ای برای تمام شدن ندارند. گاهی کسی قصه‌ای از کودکی خودش تعریف می‌کند و همه می‌خندند، گاهی هم سکوت می‌کنند و فقط به آسمان نگاه می‌کنند.در شهر آدم گاهی از کنار شب عبور می‌کند؛ اما در روستا شب را زندگی می‌کند. آن سکوت عمیق، آدم را به فکر فرو می‌برد و باعث می‌شود چیزهایی را بشنود که در شلوغی روزها گم می‌شوند؛ مثل صدای دل خودش.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 21:31:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B7%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-ffra9mx6bdbx</link>
                <description>در روستا عصر فقط بخشی از روز نیست؛ انگار لحظه‌ای است که همه چیز آرام‌تر می‌شود و فرصت پیدا می‌کند نفس بکشد. آفتاب کم‌کم از شدت خودش کم می‌کند و نور طلایی‌رنگش روی دیوارهای گلی، شاخه‌های درختان و مسیرهای خاکی روستا می‌نشیند. سایه‌ها بلندتر می‌شوند و هوا حالتی دلنشین پیدا می‌کند.در این ساعت، هر کسی کم‌کم از کارهای روزانه‌اش برمی‌گردد. بعضی‌ها از باغچه می‌آیند، بعضی از سر زمین و بعضی هم مشغول جمع‌وجور کردن کارهای باقی‌مانده هستند. صدای آرام صحبت مردم از کوچه‌ها شنیده می‌شود و روستا کم‌کم رنگ عصرگاهی به خودش می‌گیرد.بچه‌ها هنوز انرژی دارند؛ با دوستانشان بازی می‌کنند، می‌دوند و از این خانه به آن خانه سر می‌زنند. خنده‌هایشان در کوچه‌ها می‌پیچد و حال و هوای زنده‌ای به روستا می‌دهد. گاهی هم کنار بزرگ‌ترها می‌نشینند و به حرف‌هایشان گوش می‌دهند؛ حرف‌هایی که ساده‌اند اما پر از تجربه و زندگی هستند.پیرترهای روستا معمولاً این وقت روز کمی می‌نشینند و استراحت می‌کنند. نه برای اینکه کاری نداشته باشند، بلکه برای اینکه فرصت کنند به روزی که گذشته نگاه کنند؛ به کارهایی که انجام شده و برنامه‌هایی که برای فردا دارند.نسیم عصرگاهی که از میان درختان عبور می‌کند، بوی خاک، گیاه و زندگی را با خودش می‌آورد. در چنین لحظه‌هایی آدم می‌فهمد آرامش همیشه در سکوت و سادگی پنهان شده است.عصرهای روستا به ما یاد می‌دهد که زندگی فقط انجام دادن کارها نیست؛ گاهی باید چند دقیقه ایستاد، به اطراف نگاه کرد و زیبایی چیزهایی را دید که همیشه کنار ما بوده‌اند. :::</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 14:45:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B6%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-cvdf8f53vpjd</link>
                <description>در روستای ما، بزرگان و ریش‌سفیدان از جایگاهی بسیار ارزشمند و محترم برخوردارند. مردم، به‌ویژه در هنگام بروز اختلاف‌ها یا تصمیم‌گیری‌های مهم، به تجربه، درایت و نگاه عمیق آنان تکیه می‌کنند. سال‌ها زندگی، تلاش، رنج و هم‌نشینی با مردم، به این عزیزان دانشی بخشیده است که در بسیاری از مواقع، از هر قانون کارآمدتر و مؤثرتر است. حضور آنان در جمع‌های خانوادگی و روستایی، آرامش و اطمینان خاصی به همراه دارد و سبب می‌شود مسائل کوچک، پیش از آنکه بزرگ شوند، با کدخدامنشی و گفت‌وگو برطرف گردند.بزرگان روستا نه‌تنها در حل اختلافات نقش دارند، بلکه در حفظ سنت‌ها، انتقال ارزش‌های اخلاقی و آداب و رسوم به نسل جوان نیز بسیار مؤثرند. بسیاری از رسوم زیبای محلی، مانند شیوه‌های مهمان‌نوازی، همکاری در کارهای جمعی، احترام به سالمندان و همدلی در روزهای سخت، به واسطه‌ی حضور و راهنمایی آنان همچنان زنده مانده است. آنان پیوندی میان گذشته و حال هستند و باعث می‌شوند هویت روستایی در گذر زمان حفظ شود. همچنین در تصمیم‌های جمعی، نظر و مشورت این افراد اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا تجربه‌ی آنان می‌تواند از بسیاری خطاها و شتاب‌زدگی‌ها جلوگیری کند و به استحکام و پایداری جامعه کمک نماید.از سوی دیگر، زندگی صمیمانه در روستا بر پایه‌ی احترام متقابل و رعایت حریم شخصی شکل می‌گیرد. با وجود نزدیکی و ارتباط نزدیک میان اهالی، هر فرد جایگاه و فضای شخصی خود را دارد و دیگران نیز به آن احترام می‌گذارند. این احترام باعث می‌شود روابط انسانی سالم‌تر، آرام‌تر و صمیمی‌تر باشد. در عین حال، روحیه‌ی یاری‌رسانی و همراهی نیز در میان مردم بسیار قوی است؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی به کمک نیاز داشته باشد، دیگران بی‌درنگ در کنار او حاضر می‌شوند. این ویژگی، یعنی ترکیب زیبای استقلال فردی و همبستگی اجتماعی، یکی از مهم‌ترین امتیازهای زندگی روستایی است.در مجموع، جامعه‌ی روستایی با تکیه بر خرد بزرگان، احترام به سنت‌ها، حفظ حریم‌ها و روحیه‌ی تعاون و همدلی، از انسجام و آرامشی ویژه برخوردار است. همین ارزش‌هاست که زندگی در روستا را دلنشین، معنادار و سرشار از پیوندهای انسانی می‌سازد.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 09:25:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B5%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-iqj2qoyywl0x</link>
                <description>در روستا همسایگی معنایی فراتر از همنشینی جغرافیایی دارد، اینجا هر خانه بخشی از یک خانواده بزرگتر است. روابط انسانی، صمیمیت و همدلی، تار و پود جامعه روستایی را تشکیل می‌دهد. در روزهایی که زندگی شهری گاه افراد را به انزوا می‌کشاند؛ در روستا، پیوند های اجتماعی قوی تر و حضوری تر باقی مانده است‌.کوچه پس کوچه های روستا، پر است از رفت و آمد های صمیمانه، یک چای عصرانه ساده در کنار هم، گپ و گفت درباره احوالات روز، یا کمک به یکدیگر در کار های سخت تر مانند برداشت محصول یا ساخت و ساز، امری کاملا عادی است.اگر کسی بیمار شود یا نیاز به کمک فوری داشته باشد همه اهالی روستا برای یاری رساندن پیش قدم می‌شوند. این همبستگی پشتوانه ای قوی برای هر خانواده در مواقع لازم است. زندگی در روستا با رویداد های جمعی گره خورده است. از جشن های عروسی پر شور و پایکوبی های دسته جمعی تا مراسم عید و مناسبت های مذهبی همه با حضور اهالی روستا برگزار می‌شوند؛ این جشن ها فرصتی برای شادی، تجدید دیدار و تقویت روحیه جمعی است.قسمت ۵</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 02:55:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴_ روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%DB%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-hsqcrjg10yum</link>
                <description>درکنار کارهای کشاورزی و دامداری بانوان و گاه آقایان روستا هنر دست خود را نیز به کار می گیرند .از جمله هنرهای بانوان : بافتن قالی های سنتی که یکی از زیبا ترین و ارزشمند ترین هنرهای اصیل ایرانی است ، گلدوزی روی پارچه ، درست کردن تشک و لحاف پشمی که مواد اولیه همگی‌از محصولات خودمان است.و آقایان هم که ساخت پارچه های نمدی برای لباس های چوپانی ، کفش های نمدی و ...البته از هنر های آقایان می توان به ساخت خشت های گلی هم اشاره کرد که با ترکیب کاه و گل و قالب های خشتی مربعی آن ها را می سازند.خشت های گلی در زمان های گذشته کاربرد بسیار زیادی داشت چون که همه خانه ها با آن ها ساخته می شد . خانه های گلی در فصل تابستان خنک و در زمستان گرم و دلنشین هستند.این خانه ها با سقف های گنبدی بلند طوری طراحی شده اند که دقیقا وسط گردی سقف  دودکش بخاری های نفتی قرار دارد و بخاری دقیقا در نقطه مرکزی خانه قرار می گیرد و زیبایی خاصی دارد.این هنر ها میراثی گران بها محسوب می شوند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 20:18:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-mvcbkq4qjitc</link>
                <description>زندگی در روستا، پیوندی ناگسستنی با کار و تلاش دارد . تلاشی که نه برای بقا صرف، بلکه بخشی از هویت و چرخه زندگی است . روزها در روستا پر است از فعالیت های متنوع که ریشه در دل طبیعت و نیاز های خانواده دارد. این تلاش ها ، از کاشتن دانه ای کوچک تا نگهداری از دام ها همگی به هم پیوسته اند و تصویری زنده از همزیستی انسان و طبیعت را ترسیم می کنند.هر خانواده روستایی باغچه کوچک یا زمین زراعتی مختص به خودش را دارد . اینجا خبری از وسایل صنعتی نیست ، بیل زدن زمین ، کاشت بذر سبزیجات فصل ، وجین کردن علف های هرز و آبیاری با دقت ، همه با زور بازو و عشق انجام می شود.برداشت محصولاتی که خودمان کاشته ایم از گوجه و خیار گرفته تا حبوبات و غلات ، لذتی وصف ناپذیر دارد و طعم غذای خانگی را دوچندان می کند.کار در روستا با وجود سختی هایش سرشار از آرامش و رضایت است . هر قطره عرقی که برزمین می ریزد ، با طعم شیرین محصولاتی که برداشت می شود یا لبنیانی که به دست می آید ، جبران می گردد.این تلاش روزانه بخشی از هویت روستایی است که انسان را به زمین ، به طبیعت و ارزش واقعی کار نزدیک تر می کند.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2026 22:26:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میخوای بدونی چه پاور بانکی بگیری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-la3jml8vh5uh</link>
                <description>پاوربانک ۱۰۰۰۰ در برابر ۲۰۰۰۰ میلی‌آمپر؛ کدام را بخریم؟توی دنیای امروز که گوشی‌ها یک روز هم دووم نمیارن، پاوربانک شده یه همراه همیشگی. ولی وقتی میری بخری، دو تا گزینه جلوت سبز میشه: ۱۰۰۰۰ و ۲۰۰۰۰ میلی‌آمپر. کدوم برات بهتره؟ بیایید مقایسه‌شون کنیم.ظرفیت واقعی؛ عدد روی جعبه فریب نخور! مشخصه | ۱۰۰۰۰ میلی‌آمپر | ۲۰۰۰۰ || ظرفیت واقعی (حدوداً) | ۶۰۰۰-۷۰۰۰ میلی‌آمپر | ۱۲۰۰۰-۱۴۰۰۰ میلی‌آمپر || شارژ گوشی معمولی (۵۰۰۰ میلی‌آمپر) | ۱ بار کامل + کمی | ۲ تا ۲.۵ بار کامل || شارژ تبلت | نیم‌بار | ۱ بار کامل || شارژ لپ‌تاپ (اگه پشتیبانی کنه) | خیر یا خیلی کم | حدود ۵۰-۷۰٪ |&gt; نکته مهم: هیچ پاوربانکی ۱۰۰٪ ظرفیتش رو تحویل نمیده! حدود ۳۰٪ تلفات داره.وزن و ابعاد؛ تفاوت فاحش- ۱۰۰۰۰: ۱۸۰-۲۵۰ گرم، اندازه یه گوشی بزرگ، به راحتی تو جیب یا کیف کوچیک جا میشه- ۲۰۰۰۰: ۳۵۰-۵۰۰ گرم، اندازه یه کتاب کوچیک، سنگین و جاگیراگه اهل کوله‌پشتی روزانه هستی، ۱۰۰۰۰ خیلی راحت‌تره. برای سفرهای طولانی، ۲۰۰۰۰ ارزش سنگینی‌اش رو داره.سرعت شارژ و پورت‌ها۱۰۰۰۰ میلی‌آمپر:- معمولاً ۱-۲ پورت خروجی- توان خروجی ۱۸-۲۲.۵ وات (PD و QC)- خودش هم ۲-۳ ساعته شارژ میشه۲۰۰۰۰ میلی‌آمپر:- معمولاً ۲-۳ پورت خروجی- توان خروجی ۳۰-۶۵ وات (حتی پشتیبانی از لپ‌تاپ!)- خودش ۴-۶ ساعته شارژ میشه (اگه شارژر سریع نداشته باشی، بیشتر!)قیمت| ظرفیت | برند معمولی | برند معروف (انکر، شیائومی، سامسونگ)| ۱۰۰۰۰ | ۳۰۰-۵۰۰ هزار | ۷۰۰-۱.۲ میلیون || ۲۰۰۰۰ | ۵۰۰-۸۰۰ هزار | ۱.۲-۲.۵ میلیون |محدودیت فرودگاهی- ۱۰۰۰۰: بدون مشکل، میتونی تو کیف دستی ببری- ۲۰۰۰۰: معمولاً مجازه ولی بعضی شرکت‌ها محدودیت دارن. حتماً تو کیف دستی باشه، نه بار!جمع‌بندی نهاییپاوربانک ۱۰۰۰۰ رو بخر اگه:- فقط برای یه روز بیرون رفتن میخوای- یه گوشی معمولی داری (نه گیمینگ)- وزن و اندازه برات مهمه- بودجه محدودتری داریپاوربانک ۲۰۰۰۰ رو بخر اگه:- زیاد سفر میری یا چند روز بیرونی- چند تا دستگاه داری (گوشی + تبلت + هدفون)- لپ‌تاپت از شارژ USB-C پشتیبانی میکنه- خسته نشدن از حمل یه کم وزن بیشتر---&gt; پیشنهاد من: برای استفاده روزمره، یه پاوربانک ۱۰۰۰۰ باکیفیت از برند معتبر (مثل شیائومی یا انکر) بهترین انتخابه. ۲۰۰۰۰ رو بذار برای سفرها و ماموریت‌های طولانی. اگه هم میتونی، یه دونه از هر دو داشته باش! 😉</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 21:56:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به آبشار ارتکند🌱</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D9%86%D8%AF-ubf9d6mpzzkb</link>
                <description>شروع سفر یک روزه از مقصد گلبهار به آبشار زیبای ارتکند در اطراف شهر کلات نادر با یک صبحگاه خنک آغاز شد .ساعت را برای شش صبح کوک کرده بودم ، صدایش که در آمد ، بیدار شدیم و پس از آماده شدن وسایلی را که از قبل آماده کرده بودیم به داخل صندوق ماشین گذاشتیم ، سبد صبحانه و چای را جلوی پای خودم گذاشتم تا در مسیر چای برای همسرم بریزم و لقمه اش را آماده کنم و از مسیر پر پیچ و تاب لذت ببریم.ابتدای حرکت از سوپر مارکت داخل کوچه خوراکی خریدیم که تا حد امکان در مسیر توقف نداشته باشیم. تقریبا در اوسط کمربندی چناران_نیشابور ، تابلوی جاده کلات را دیدیم و وارد این جاده زیبا شدیم ، جاده ای که در فاصله های چند کیلومتری سبزه زار و کوه ها و دره های متفاوتی داشت .اول جاده بیابانی و خشک ، وسط جاده سبز و خنک و آخر جاده کوه های صخره ای با رنگ روشن که هر لحظه با شگفتی های بیشتر این جاده روبرو می شدیم، روستاهایی که در این مسیر بودن یکی آب و هوایی خشک داشت و شاید دیگری مملو از آب و جویبار بود با درختان گردو وشالیزار های برنج.شاید تا اینجا که تعریف از زیبایی کردم خوب بود اما راستش در طول مسیر با یک سبقت از خط ممتد کارمندان محترم راهنمایی و رانندگی دستور ایست به ما دادند و مدارک های ماشین را پس از توقف گرفتند و گفتند شاید پس از پایان سفرتان و بعد از پرداخت جریمه بتوانیم مدارک های شما رابرگردانیم .کمی ناراحت شدیم‌اما گفتیم مشکلی نیست و باید امروز لذت ببریم از این شگفتی ها.وارد بریدگی روستای ارتکند شدیم ، کوه های زیبایی مشاهده می شد که گویا در هزاران سال گذشته قلعه هایی آنجا بوده و بقایایشان هنوز هم رویت می شود ، سر شار از حس خوب برای دیدن گذشته سنتی و تمدن کشور عزیز مان است . بعد از گذراندن جاده خاکی و پر پیچ و خم وارد جنگل شدیم تا مسیر کوتاهی با ماشین رفتیم اما بعد رسیدیم به مسیر رودخانه ای که امکان بردن ماشین به آنجا نبود.خب کوله پشتی های خود را برداشتیم و وسایل مورد نیاز را داخل آن ها گذاشتیم. چند کیلومتری باید داخل رودخانه پیاده روی می کردیم تا به آبشار اصلی می رسیدیم ، کمی که مسیر رو طی کردیم به سفره خانه ها و استخر های پرورش ماهی رسیدیم چقدر دوست داشتنی بود این منظره های طبیعی اما باید فعلا از اینجا می گذشتیم . درخت های سیب بسیار سرسبزی که سرتا سر کنار رودخانه را گرفته بودند آدم را هیجان زده می کرد چون با نگاه کردن به آن ها همه چی فوق العاده تر می شد ، دیگر رسیده بودیم به جایی که با طناب های از قبل بسته شده باید یک سخره صاف را بالا می رفتیم اول که همسرم هر چقدر اسرار داشت من قبول نمی کردم که از آنجا رد بشیم چونکه ریسک خطری زیادی داشت اما خودش یکبار رفت بالا و برگشت دوباره پایین تا به من ثابت کند همه چی خوب است و می شود که رفت. اول من را راهی کرد و بعد خودش آمد بالای صخره ، وای خداا اینجا دیگر فقط صخره هایی بلند بود که به هر طریقی از آن ها آب جاری بود . پر از سبزه ، آب شیرین و همراه با هوایی بسیار خنک و نوری که از قسمتی از صخره ها مانند پنجره ای نورگیر می تابید . کمی آنجا نشتیم زیر انداز پهن کردیم و کیک و نسکافه خوردیم بنظرم بیشتر از تصور رویایی بود.🐳🐳مسیر پیموده را برگشتیم و برای ناهار در یک سفره خانه رفتیم، از استخر ها یک ماهی انتخاب کردیم و جلوی خودمان ماهی را مزه دار کردند و هیزم چیدند و منقل را آتش کردند تا یک ماهی کبابی خوشمزه به ما تحویل دهند . غذا آماده شد ماهی ترش بسیار دلنشین و سنتی بعد از میل کردن کمی پای آتش نشستیم تا خشک بشیم و برگردیم به سوی ماشین.غروب شده بود و هوا سرد و تن های خسته ای که فقط می خواستیم به ماشین برسیم . پس از رسیدن به ماشین وسایل هارا گذاشتیم لباس های مان را عوض کردیم و زدیم به جاده اما باز یک کار سخت و خسته کننده داشتیم ، گرفتن مدارک از آقای پلیس محترم . دو تا پلیس راه با فاصله های زیاد از هم را رفتیم تا شخص مورد نظر را ببینیم اما پس از صحبت گفتند در زمان اداری باید به مورد رسیدگی شود.😄😄😄😄😄و ما با خستگی فراوان به برگشتن به خانه ادامه دادیم ، ساعت ۱۲:۰۰ شب رسیدیم و حتی برداشتن وسایل را برای صبح روز بعد گذاشتیم .سفری کوتاه ، تجربه ای جدید و یک دو نفره ی باحال👫.وارد همیشه</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2026 23:41:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-xp24m2o6vjh0</link>
                <description>بعد از صبحانه هرکسی به سراغ وظایف خود می رود .پدر در گام اول خوراک گوسفندان را آماده می کند و در آخورهای غذای آن ها می ریزد تا بخورند. سپس بیل و اره خود را در خورجین موتور می اندازد و به سمت باغچه ی یونجه می رود تا کمی یونجه برای وعده ی قبل از چرای شبانه گوسفندان درو کند ، بعد از این کار باید سراغ قنات آب برود و مسیر جوی آب باغچه را باز کند تا آبیاری باغچه صورت بگیرد.در این هنگام فرزند خانواده باید به مرغ ها رسیدگی کند ،تخم مرغ هارا جمع کند و برای آن ها دانه بریزد. بعد از انجام وظایف خود هم به سوی بازی و شیطنت های روزمره خود می رود.مادر خانه را مرتب میکند ، ناهار می پزد و ایوان را می شوید تا برای پهن کردن سفره خنک و تمیز باشد.ناهار آماده است ، صدای موتور پدر می آید که برگشته است و پای شیر آب درحال شستن دست و صورت خود است ، بچه با دیدن پدر دوان دوان به سمت خانه می آید وبه کمک مادر برای آورون آوردن چای و ناهار می رود.همه چیز با سرعتی آرام و پیوسته پیش می رکد بدون عجله و استرس.🐏🐑🐐🐤🦤☘️☘️☘️</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 22:31:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱_روستای زیبای من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83133127/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-jqigbjzpcuex</link>
                <description>خورشید هنوز کاملا طلوع نکرده است ، اما نور ملایمی از لای پرده ی پنجره به درون اتاق می خزد.اولین صدا شاید صدای خروس باشد یا صدای گوسفندانی که از چرا آمدند و به سراغ بره های خود می روند که به آنها شیر بدهند و صدای بع بع موقع وصال به قدری هیجان انگیز است که آدم را بیدار میکند .این بیدار شدن شروع صبح روستا است و باید آماده شویم تا شیر تازه برداشت کنیم ، گوسفندان را پس از رسیدگی به بره هایشان همگی را در یک ردیف می بندیم و آماده دوشیدن میکنیم . پس از برداشت شیر های تازه سراغ چرخ شیر می رویم و با این عملیات شیر به دوبخش تقسیم می شود : شیر با چربی بالا و چربی کم.حالا وقت جوشاندن شیر است و سپس درست کردن ماست و پنیر ، ماست ها را پس از آماده شدن درون مشک گوسفندی می ریزیم و با تکان دادن زیاد کره و دوغ محلی ما آماده می شود.پس از پایان این‌کارهای اول صبحی حالا موقع خوردن صبحانه ارگانیک است . نان تازه ای که مادر بزرگ پای تنور گلی در حال پختن آن است بویش محله را گرفته است و وقتی که سر سفره می آید و با ماست و کره تازه خورده می شود ارزش آن بیشتر فهمیده می شود.در روستا ساعت زنگ دار مفهومی ندارد ، طبیعت خود بهترین و زیبا ترین ساعت بان است. با اولین روشنایی چشمانمان باز می شود و آماده ی شروع کارهای روز مره می شویم . برخاستن از خواب در چنین فضایی نه از سر اجبار ، که از روی اشتیاق برای درک زیبایی های ساده یک روز است.</description>
                <category>Faghihe.azimi</category>
                <author>Faghihe.azimi</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2026 01:20:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>