<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صندلی ناصر پلاستیک</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_83544250</link>
        <description>پشه ای گرفتار در استکان، خونین بال و پر...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:06:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4575774/avatar/1mzied.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صندلی ناصر پلاستیک</title>
            <link>https://virgool.io/@m_83544250</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو بودی چه میکردی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83544250/%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-huqjrpdvbcjp</link>
                <description>دوستان سناریوی زیر و متصور بشید و بهم بگید در این موقعیت چه می‌کردید.شما یک افسر یا درجه دار متعهل در یک کلانتری در ۱۸-۱۹ دی ماه هستید که در  شب واقعه، در  شیفت شب کلانتری حضور دارید‌. به شما اطلاع داده میشود که جمعیت به سمت کلانتری در حرکت است و نیروی سرکوب موفق نشده جمعیت را منحرف و پراکنده کند. شما هم طبق تعلیمات و دستور العمل های قبلی، برای بدترین حالت ممکن باید آمده شوید و میدانید که تسخیر کلانتری به احتمال زیاد، برابر است با مرگ شما توسط معترضین خشمگین‌.اگر زنده بمانید هم باید پاسخ گو باشید که چرا تا آخرین توانتان در مقابل معترضان، مقاومت نکرده اید.  در ضمن شما به تنهایی در کلانتری نیستید. فرمانده یا جانشین حضور دارد، سایر کادر هم هستند و شما موظف هستید از دستورات پیروی کنید. سرپیچی در این وضعیت، هیچ جای چشم پوشی و بخشش ندارد و احتمالا علاوه بر بازداشت و زندان, از سازمان به بدترین شکل، اخراج خواهید شد. (اگر اعدام نشوید)دستور عمل مشخص است، حفظ کلانتری به هر شکلی! به شما اسلحه ای میدهند با گلوله جنگی تا از سقف کلانتری یا از چشمی در، به سمت بیرون شلیک کنید. همکار شما در کنار شماست. اون هم، هم ورودی و هم سن و سال شماست و به تازگی ازدواج کرده است. او مسئول پاسخ دادن به بی‌سیم و رساندن مهمات به شماست. صدای معترضان بیشتر و بیشتر می‌شود‌ استرس شما بالاتر میرود. فرمانده دستور می‌دهد که همه در موقعیت هایشان قرار بگیرند. شما قصد کشتن کسی را ندارید، تیر هوایی میزنید، اما معترضین همچنان جلو تر میایند، فرمانده از بیسیم به شما میگوید، نزار بیان جلو تررر! لیدرشون رو بزن. دو تیر هوایی دیگر شلیک می‌کنید ، اما فایده ندارد، جمعیت نزدیک تر میشوند‌. فرمانده به شما میگوید: پس چیکار می‌کنی؟ نفر جلوی صف رو بزن‌ دیگه‌. شما نگاه می‌کنی، صفی در کار نیست! ۲۰۰ -۳۰۰ نفر آدم همزمان به سمت کلانتری می آیند، کدام را بزنم؟ چه کنم جلو تر نیایند؟! فرمانده دوباره در بسیم به شما میگویند: بزن دیگه! چیکار میکنی؟ صدای شعار ها بلند تر می‌شود، صدای برخورد اولین سنگ  به در و دیوار کلانتری شمارا از جا تکان می‌دهد و به ناخودآگاه گلنگدن اسلحه را می‌کشید. سنگ بعدی، سنگ بعدی. همکارت در کنار دستت، با داد و فریاد به شما میگوید، هوایی فایده نداره، معطل نکن بزن، میکشنمون اگه بیان داخل. بزن جان مادرت نترس، بزن. بیسیم را برمیداری، به فرمانده میگی: فرمانده هیچ راهی نیست؟ اشک آور نداریم ؟  یگان ویژه نیرو نداره بفرسته سمتمون؟ فرمانده از پشت بیسیم،  با داد و فریاد میگه، خودمونیم و خودمون، هیچ کسی نیست یا گیر افتادن یا نزدیکمون نیست. بزن یکی دوتاشون رو تا بترسن پراکنده بشن. بزززن رسیدن پشت در. همکارت همزمان میگوید بزن. صدای پشت بیسیم تکرار می‌کند بزن، اگه نزنی میان داخل همه رو میکشن، اگه ککتل بندازن داخل آتیشمون بزنن چقدر مگه کپسول داریم خاموش کنیم؟ بزن جان مادرت بزن! صدای شعار ها حالا حتی اجازه نمی‌دهد صدای همدیگر را بشنوید. معترضین به پشت در کلانتری رسیده اند.چه می کردید؟</description>
                <category>صندلی ناصر پلاستیک</category>
                <author>صندلی ناصر پلاستیک</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 14:26:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بنویسیم که سانسور نشود( الهام گرفته از پست آخر آقای علی دادخواه)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83544250/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-uyru0leqngdl</link>
                <description>پست شامل یک گزارش یا مرور بر عملکرد سانسور در ویرگول است و 20 راهکار طعنه آمیز!  خواندنش مرا یک لحظه یاد فیلم V for Vendetta انداخت. جایی که به یک راهکار برای دور زدن سانسور اشاره شد. دروغ! پدرم میگفت: هنرمندها از دروغ استفاده میکنن تا حقیقت رو بگن، در حالی که سیاست مدارها ازشون استفاده میکنن تا حقیقت رو مخفی کنن. به نظرتون چطوری میشه با دروغ حقیقت رو گفت؟ هر چه کنیم به نظر طعنه آمیز میاد. میشه چهارچوب همون 20 راهکاری که آقای دادخواه بهش اشاره کرد. </description>
                <category>صندلی ناصر پلاستیک</category>
                <author>صندلی ناصر پلاستیک</author>
                <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 23:27:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درود مجدد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83544250/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-iomtxioe18qo</link>
                <description>چند روزی هست که این اکانتم از &quot;غیرفعالی&quot; یک هفته ای مرخص شده است. از اونجایی که این غیر فعالی برای بار دوم بود و همون طور که شاید بدونید، بار سوم بارآخر خواهد بود ( اکانت توسط ویرگول حذف خواهد شد. ) از شما دعوت میکنم اگر مایل هستید اکانت دوم بنده رو به اسم &quot;شعبه دو&quot; دنبال کنید تا اگر به ناگاه، این اکانت حذف شد، من شمارو از دست ندم. شعبه دو حذف شد، شعبه سه، شعبه سه حذف شد، شعبه چهار و ادامه خواهیم داشت. کامنتی زیر پست تهمتن عزیز نوشته بودم که پشنهاد داد بهتره پستش کنم. شاید بعد تر، کامل تر نوشتم ولی این کامنت تقدیم به همه افرادی که از ظلم خسته شدن، نا امید شدن و در کشور و خانواده ای که هر دوی این دو مورد حاکم بوده بزرگ شدن:چقدر خوشحال شدم از نوشته ات. حقیقتا من فرصت نوشتن چنین پستی رو نداشتم. اکانتم غیر فعال شد. قرار بود پست بعدیم در اکانت اصلی، پست اعتراضی به اون افرادی باشه که اجازه صحبت در موردشون رو نداریم و باعث شده بودن که بشیر پست هاشو پاک کنه. من زیر ذره بین ام. حداقل شاید شما دوستان بتونید صدای ماهارو، به گوش مخاطب های ویرگول و شاید به سانسورچی اعظم برسونید تا کار سانسور چی هارو بررسی کنه و اگه عیب و ایرادی داره کارشون برطرف بشه. ممنون از این که وجود داری و وجودتو نشون میدی. 46 نفر از دنبال کننده های من، جز شما و آقای دهقانی زاده کسی پست اعتراضی از این بابت منتشر نکرد.واقعا ممنونم. متوجهم که ممکنه خیلی از دوستان نا امید باشن. متاسفانه مارو اینطوری تربیت کردن. از داخل خانواده زیر سلطه پدر و مادری دیکتاتور بزرگ میشیم و حق نه گفتن نداریم. هیچ وقت حتی به غلط، صلاح کار خودمون رو نمیدونیم ! مبارزه کردن رو هرگز یادنمیگریم و توخونه هم سرکوب میشیم و یادمیرگیریم زیر ظلم و ناعدالتی ادامه بدیم. چه در این نظام، چه در هر سرزمین دیگری در کره زمین، تغییر عملکرد سیستم ها و سازمان ها، یک پروسه زمان بر هست. تغییر الگوریتم رفتاری، نیازمند مبارزه بسیار، مطالبه گری بسیار و امیدواریه! باید هزاران با &quot;نه&quot; شنید و ادامه داد. مبارزه و مطالبه گری مدنی همینه! ما حتی در زندگی های شخصیمون هم با اولین &quot;نه&quot; شنیدن نا امید میشیم. دست میکشیم در حالی که دنیا عادت داره که صدهابار &quot;نه&quot; بگه تا بالاخره&quot; بله&quot; بگه. خیلی از دوستان کلافه شدن، ناراحت شدن و نا امید شدن. کاملا حق دارن. کاملا احساساتشون برای من محترمه و اگه علاقه ای ندارن در این مطالبه گری، جایی داشته باشن، صاحب اختیارن، ولی اگه باشن. این میشه یک تمرین در اینجا و یک تمرین برای زندگی روزمره. جایی که میتونیم همه توی اتوبوس با هم داد بزنیم. اقای راننده کولروووو بزن !!!unbroken 2014 یک درخواست کوچک هم دارم. کاربری به نام   javad moradi   بارها با نفرت پراکنی، دعای مرگ، آتش جهنم، رقص در هنگام اعدام و  ... به تعداد خیلی زیادی از کاربرها بی احترامی میکنه . لطفا ریپورتش کنید تا ببینیم ویرگول چه خواهد کرد. احتمالا پیغامی که دریافت میکنه از سمت ویرگول اینه: به پاس تشکر از زحمات شما، قابلیت کامنت و توهین بی نهایت یک ماهه، برای شما مجدد تمدید شد. &quot;آزاد&quot; و &quot;راحت&quot; باشید. </description>
                <category>صندلی ناصر پلاستیک</category>
                <author>صندلی ناصر پلاستیک</author>
                <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 19:35:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>