<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ونوس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_83596765</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:59:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ونوس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_83596765</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من از اولین سفر 1400 برگشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83596765/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%81%D8%B1-1400-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-fv4yklz9neyw</link>
                <description>از تغییر عجیبی که در یک سال گذشته در من رخ داده تعجب میکنم.پارسال همین موقع حسرت این رو داشتم که چرا نمیتونیم بریم بیرون بگردیم و یا چرا مسافرتمون به ازمیر کنسل شده ولی امسال وقتی مسافرت بودیم کلا بی حس و حال بودم. کلا خنثی بودم. دلم میخواست زودتر برگردیم خونه و من باز بشینم پشت این کامپیوتر و به کارهای خودم که خیلی بهشون علاقه دارم برسم.از روز جمعه در خانه ی خواهر بودیم تا به امروز! آن یک روزی هم که به اصرار مادر و همسر خواهرم ماندیم اضافه بود. باید دیشب به خانه میرسیدیم و من سر رشته ی کارها را در دست میگرفتم.من قبلا فکر میکردم نهایت آرزوهایم این هست که تمام خانه و زندگی را بفروشیم و یک ون سرپا کنیم و خانه و زندگی را بارش کنیم و راه بیافتیم دور دنیا را گشتن, اما امروز دلم فقط ساکن ماندن میخواهد. دلم یک خانه ی آرام در میان درختان به همراه یک استختر کوچک و یک صندلی راحت کنار استخر میخواهد که کتابم را بردارم و زیر سایه ی درختان بنشینم و بخوانم.دلم بد جوری لک زده برای چنین آرامشی, یک چرت قبل از نهار و بعد یک گفتگوی صمیمی و قهوه ی بعد از نهار.روزی میام و از این آرزوم براتون عکس میگذارم</description>
                <category>ونوس</category>
                <author>ونوس</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 21:29:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ونوس در حال یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83596765/%D9%88%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ssvir4ngbbus</link>
                <description>این روزها همه ی ماستها رو ریختم رو قیمه ها.کلی کلاس دارم که بعضی هاشون رو فراموش میکنم از شدت حجم زیاد کارها.تدریس های دوازدهم رو تموم کردم و به امید خدا بعد از عید دیگه حجم کلاس ها کمتر میشه و میتونم به کاهای تولید محتوا برسم.اما در عرض این چند روز که به تدریج خونه تکونی هم میکردم, شروع به یادگیری چندتا ابزار مختلف باهم کردم. اولیش فوتوشاپ هست. آخه برای طراحی کاور پست هام تا الان از اپلیکیشن های گوشی استفاده میکردم و خیلی خوب یادگرفتم کار با این اپ ها رو ولی کار به صفحه نمایش کوچیک خیلی اذیتم میکرد.چند بار هم قصد کرده بودم که با لب تاب کار کنم ولی چون خیلی قدیمی بود پاسخگوی نیاز من نبود و بازهم با یاس و ناامیدی برمیگشتم سراغ گوشی.تا اینکه الف رو راضی کردم یکم وام جور کنیم و یکم هم از پس اندازمون خرج کنیم و الان یه هفته ای هست که یک سیستم درست و حسابی روی میزم نشسته و من از کار کردن باهاش لذت میبرم.سرعت کاهام بیشتر شده و راحت تر میتونم به فعالیت های مختلفم برسم.اما همین تغییر وضعیت باعث شده دست  و دلم دیگه به کار کردن با گوشی نره و دلم بخواد ادیت فیلم و عکس رو با سیستم انجام بدم.و چون در زمینه ی کار با فوتوشاپ و پریمیر و .. نونهالی بیش نیستم, دارم مراحل ابتدایی یادگیری اینها رو به طور کاملا خود آموز سپری میکنم.اولش یکم باز میکنم محیط نرم افزار ها رو و بعد گیج و منگ و عاجز میرم سراغ یوتیوب و گوگل و جستجوی آموزش نرم افزارها و این دفعه میفهمم چی به چی هست .با فیلم ها آموزشی جلو میرم و یه کارهایی انجام میدم و بعدش دوباره یه چیزهایی به ذهنم میرسه که انجام بدم و متوجه میشم که نمیتونم و دوباره دست به دامان گوگل عزیز تر از جان میشوم و این روند به صورت چرخه ادامه پیدا میکنه.تا اینکه بالاخره یه شب تو خواب متوجه میشم که مشکل از کجا بوده و صبح با اشتیاق میرم سراغ کاها و همه چییز تمام.امرزو آفیس 2019 رو هم نصب کردم و از دیدن شکل های سه بعدی پاورپوینت و ترنزیشن مورف به شدت ذوق کردم.خوشحالم که برای سال جدید و تعطیلات کلی برنامه ی خوب دارم و قرار هست با دین این آموزش ها و یاد گرفتن مطالب مفید, تولید محتوای آموزشی خودم رو ارتقا بدم و به سطح عالی برسونماز انجام هر کار کوچکی در این زمینه به شدت ذوق میکنم, و نمیتونم این شور و اشتیاق رو وصف کنمیک ونوس خوشحال</description>
                <category>ونوس</category>
                <author>ونوس</author>
                <pubDate>Wed, 17 Mar 2021 13:35:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوی عید یا چی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83596765/%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DB%8C-gjvp3vfe7zjd</link>
                <description>امروز 26 اسفند هست و من از بوی خوش عیدی که داره میاد حالم به هم میخوره. امسال با آرامش ترین سال زندگیم از خیلی جنبه ها هست. اما برای خودم درگیری های جذابی ایجاد کردم که دلم نمیخواد هیچ کدوم از مراسم عید و نوروز رو بجا بیارم.مدتی هست که دارم آموزشهایی در حیطه ی کار خودم میبینم و ذهنم پر هست از ایده هایی که دارن مغزم رو منفجر میکنند.اما به عنوان یک مادر و زن و معلم مسولیتهای فراوانی دارم که باید به خاطر دخترم و همسرم و مادرم و پدرم و ... انجام بدم. مثلا سفره ی هفت سین برپا کنم و یا برم اون جاهایی از خونه رو تمیز کنم که حتی فکر جن هم بهشون نمیرسه!یا پاشم برم لباسهای اون کمدی که الان مدتها هست نرفتم سراغشون رو بریزم بیرون و الکی یکی دو ساعت برای خودم وقت تلف شده ایجاد کنم.من الان دلم میخواد تولید محتوا کنم. کلاسهای جمع بندی رو ادمه بدم. پاشم برم تو این هوای خوب پیاده روی کنم و بنویسم و پادکست گوش بدم...پس خانه تکانی را سمبل میکنم و به کاهای مهمترم میرسم*_*</description>
                <category>ونوس</category>
                <author>ونوس</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 17:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک معلم فیزیک شدم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83596765/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%85-s8lwgclq111c</link>
                <description>والا داستان به جایی برمیگردد که من نوجوانی بسیار مثبت و اهل درس و مشق بودم.آن دوران که همه ی فکر و ذکرم برآوردن آرزوهای مادرم و پاسخ دادن به تمام فداکاریهای او برای برای رسیدن به موفقیت بود!البته خیلی هم بلند پرواز بودم و ذهنم درگیر فضا و یا مهندس شرکت گوگل شدن و معروف شدن در کل دنیا بود.اما به هر رویایی هم که فکر میکردم در نهایت خودم را در هیئت یک استاد میدیدم که آموخته هایم را به دیگران منتقل میکند!به ریاضی بیش از حد علاقه مند بودم. طوری که شب ها را با هم آغوشی با کتاب های ریاضی به صبح میرساندم و صبح سرمست از آموخته هایم با پای پیاده راهی مدرسه میشدم تا علم خود را به رخ همکلاس های عزیزم برسانماز قضا بعد از کنکور رتبه ام هم برای معلم شدن چندان بد نبود اما من دوست نداشتم وارد دانشگاه های تربیت معلم شوم. در سرم رویای دانشگاه آکسفورد را هوا کرده بودم و دلم نمیخواست از خر شیطان هم پایین بیایم.لا اقل دلم خوش بود که میتوانم در دانشگاه تهران از زیر آن پنجاه تومنی بزرگ رد شوم و وارد دنیای وسیع تری شوم.اما همه از مادرم گرفته تا معلم های عزیزم به زور من را وادار به ورود ب په دنیای آموزش و پرورش کردند!و متاسفانه تنها رشته ای که آن سال در دفترچه برای معلم شدن گزینه ی مناسبی بود, رشته ی دبیری فیزیک آن هم در دانشگاهی در تهران بود.موافقید بعدا ادامه دهم؟الان باید بروم سراغ تدریس فیزیک</description>
                <category>ونوس</category>
                <author>ونوس</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 09:06:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع نوشتن یه ونوس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_83596765/venus1-wbani5vfl2qk</link>
                <description>امروز اولین بار هست که وارد ویرگول میشوم.من یک معلم فیزیک هستم که بیش از فیزک به ادبیات و کتاب و نوشتن علاقه دارم و اتفاقا این مطلب در موفقیت من در امر تدریس فیزیک هم موثر بوده.اما همیشه خام و نپخته مینویسم و دلم میخواهد نوشته های بهتری در دنیا هوا کنم. نوشته هایی که بتوانند تراوشات این ذهن آشفته را بیرون بریزند و ذهنم را آرام کنند.به نوشتن روی کاغذ علاقه دارم اما از اینکه احساس کنم دیگران هم میتوانند نوشته هایم را بخوانند ذوق میکنم.چنر مدتی هست که به طور پراکنده شاهین کلانتری عزیز را دنبال میکنم و از آرامش خودش و نوشته هایش و شادگی زیبایی که در همه ی آنها موج مینزند لذت میبرم. و دوست دارم همه ی این سادگی هت در نوشته های من هم نمود پیدا کند.چند روزی هست که سایت آموزش فیزیک ود را نیز هوا کرده ام اما هنوز جرئت نوشتن هیچ مقاله ای را پیدا نکرده ام. پس باید برایش تلاش کنم و نوشتن خوب را بیاموزم.فکر کنم برای اولین نوشته بسیار بسیار پرحرفی نمودم. ولی چقدر خوشحال هستم که اولین نوشته ام را اینجا هوا کردم.فکر نمیکردم اینقدر لذت بخش باشدبه امید نوشته های بیشتر و بیشتر از من که نامم ونوس هست.</description>
                <category>ونوس</category>
                <author>ونوس</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 08:44:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>