<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آدمیزاد ناشناس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_84512910</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:29:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آدمیزاد ناشناس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_84512910</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جمعه سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-qlxfqevdpaw7</link>
                <description>تو زندگی هر کسی یه اتفاقایی میفته که قلبشون واقعا میشکنه مثل از دست دادن عزیز بهم زدن با همراهت تنها شدنت منم اینو میپذیرم ولی چرا همه اینا جمعه است؟!داستان این جمعه چیه؟!جمعه ها عجیبند من به جمعه آلرژی دارم چی میشه زندگیم همینجا تموم بشه؟!تو ی جمعه</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Fri, 03 Oct 2025 19:25:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنبه ۳۰ فروردین ۰۴ نمیدونم..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%B3%DB%B0-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DB%B0%DB%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-mhwdqrc7ipem</link>
                <description>دوست دارم بگم سال نو مبارک ولی حتی از روز اول هم از دهنم در نمیومدحالا هر چیهنوز شغلی ندارم هنوز سیگار میکشم هنوز کتابام نصفه نیمه استهنوز خودمو دوست ندارم نمیدونم چرا؟دوست دارم خودمو تسلیم کنم و برم ببینم اون ور دنیا چیه ولی جرأتشو ندارم صادقانه حال دوباره شدن هم ندارم کلا نمیدونم داستان چیه من کیم؟چیم؟به چه دردی میخورم؟آدم بدیم یا آدم خوبیم؟+والا از نظر خودم خیلی بی مصرف و بی ارزشم و به هیچ دردی نمیخورم و آدم گند اخلاقیم و زشتم و بد تیپم بی پولم بی عرضه ام تنبل و خنگم _بسسسسسسسسسسسسسسسسهههههههههههههه+خلاصه که دلم میخواد شوک مغزی بهم بزنن مغزم ریست شه دوباره از اول....._...+میام بازم بهت میگم چجوری میتونم بر**ی**نم تو زندگیم تنهایی!</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 19 Apr 2025 20:36:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکشنبه ی امید و دزدی 8 مهر 03 و روز بعدش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-8-%D9%85%D9%87%D8%B1-03-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%D8%B4-ntogkm8gwm6w</link>
                <description>حالم اینقدر بده که دوست دارم بالا بیارم اون چایی نبات تلخ و قرص خوابی که خوردم تو معدم احساس تهوع دارم درد مرگ اینه که من از ناراحتی دیگران ناراحت میشمخوابم میاد.....امروز دوشنبه است بینهایت دلم میخواد با یه آدم حرف بزنم اونم فقط گوش بده ولی هیچکس نیست وقتی آدمایی که چند ساله منو میشناسن ولی به حرفام گوش که نمیدن هیچ حتی نمیخوان بفهمندیشب اینقدر حالم بد بود که فک میکردم آخرین شب زندگیمه یه بچه ازم دزدی کرد باورم نمیشه.....۲۰۰ هزار تومن واسه من خیلیههههه امیدوارم به بدترین حالت ممکنه پس بده اما خب چه فایده مثلا فلج بشه یا ننه بابای بی همهچیزش بمیرن....پول من که برنمیگردهدرسی که گرفتم این بود من زیادی احمقم نمیدونم چرا اعتماد میکنم توی بد منجلابی گیر کردم ایراد داره که دلم بخواد یه آدم بیاد منو از این لجنزار بکشه بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگرم این آدم وجود داشته باشه امثالی مثل مهدیه نمیذارن چیزی به من برسه....شاهین هم تعریف کنم و برم چهارشنبه بهش زنگ زدم بهم گفت تنبیهت کردم اصلا هم نمیخواد نگران حال من باشی منم هیچی نگفتم دیروز که روز خاصی بود( البته از نظر گه بودن) بهش گفتم بیا ببینمت گفت خسته ام مرتیکه عن من ۱۰ ساعت کار میکردم بعدش میومدم پیش توی عن بیلیاقت حالا واسه من ۴ ساعت مسافرکشی کرده بیعرضه منم گذاشتمش کنار واسه همه چی اینم از این حالا واقعا واقعییییییییییییییی تنهام خیلئ</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Mon, 30 Sep 2024 17:30:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنجشنبه دندون درد ۵ مهر ۰۳</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%DB%B5-%D9%85%D9%87%D8%B1-%DB%B0%DB%B3-jvvs6jl183vl</link>
                <description>اینقدر دندوندرد دارم که دلم میخواد یه انبردست بردارم و دندونمو از جاش بکنم زنگ زدم دکترم کنگره است شاید ساعت ۵ بیاد اگه نیاد تا شنبه باید صبر کنم و من نمیتونم این دردو تحمل کنم وقتی بی پولی داره فشا میاره تمومه کار دندون درد میگیری دوستات تنهات میذارن چیه این پول که ندارمش.....</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Thu, 26 Sep 2024 10:12:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول مهر ۱۴۰۳ یکشنبه ی غمگین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%87%D8%B1-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3-%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86-lgy3dxvnpfvm</link>
                <description>ببین مشکل خودمم!آره مشکل منم که نتونستم حرفامو بزنم نتونستم عمق مشکلاتمو به کسی نشون بدم مشکل منم که نتونستم نقاب بزنم تا بتونم از آدما استفاده کنم انگار کل دنیا،ببین کل دنیا منو نمیفهمه!امروز عجیب تنهایی دارم درد میکشم درد دندون درد بیچارگی درد بی کسی درد نفهمیده شدنخدا رو قبول دارماااااا اما چرا اینجوری میخواد همش احساس میکنم دارم تقاص یه گناه بزرگ پس میدم نمیدونم میخواد آخرسر چیکار کنم خودکشی؟خودفروشی؟خودشناسی؟آخ از دست آدما فقط میتونم زیر پتوی بنفشم قائم بشم قلبم یه جوری سنگینه که دلم میسوزه داره کار میکنه کاشکی یذره وایسه بذاره روحم نفس بکشه باشه حالا خودم مقصر این همه تنهایی و اشک و دردم روحم گناهی نداره جز گیر کردن تو بدن این آدمیزاد ناشناس.....</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2024 19:54:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنبه ی گم شدنی(دانشگاه)030624</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87030624-b3lnwo6aqnsh</link>
                <description>شروع میکنم : امروز رفتم دانشگاه آزاد که ثبت نام کنم پیش خودم گفتم میرم درس میخونم حداقل بهتر از خونه نشستنه امااااااااا کو پول؟کو کار؟البته کار زیاده من هیچی بلد نیستم کلا آدم بدرد نخوریم بخاطر مرگ بابام و بهنام دیگه تو خونه احساس امنیت نمیکنم مامانم پیر شده و اصلا آدم قوی نیست احساس میکنم هرلحظه ممکنه سرش کلاه بذارن بی احترامی کنن و مامان من مثل یه آدم احمق و مثل همیشه فقط نگاه کنهاحمق ها احمق میزایندواسه بعضیا خواستن راحته امشب بهنوش بهم گفت گم شدی و نمیدونی چی میخوایو من مثل یه احمقزاده بغض کردم و رفتم بیرون یه پیر مرد فال گیر رو دیدم و برام فال گرفت یه کتاب داد دستم و گفت بخون منم هیچی نفهمیدمدوست دارم همه رو ببخشم دوست دارم خدا هم مرگ منو به من ببخشهاشتباه برداشت نکن من نه افسرده ام نه ناراحت من فقط احساس میکنم موجودی بدردنخور و احمق و گریه ای و....کلا واسه این دنیا نیستم خانواده ناقص قیافع معمولی رو به زشت قد متوسط و بدون مهارت پولسازیروحی هم روانپریشچرا باید زندگی کنم؟سفرامو رفتم عشق و حالمو کردم دراگبازیامو هم کردممن فقط از خدا یه نشونه میخوام یه انرژی یه همدلی یه جفت گوش شنوا یه آغوش بدون قضاوتالان جلو هرکی دهنتو باز کنی انگار زخم دل اونا رو باز کردی و کل نشخوار های ذهنی و باوراشونو تو سر و صورتت بالا میارنمثل شاهین چند روز خیلی حالم خیلی بد بود بدتر از الان تا اومدم خیر سرم یذره درد و دل کنم که یه کاره برگشته بهم میگی ککاش مشکلاتم مثل تو بود بابا....هههههههههدوست داشتم مغزمو دربیارم و بکنم تو ماتحتش تا بفهمه وقتی ادم با خودش جنگ داره یعنی چی ....................دلم میخواد تو کوچه دلم منم عروسی باشه جشن باشه خنده باشه از اون خنده های واقعی</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2024 21:55:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه شنبه ۳۰‌مرداد پس دادن ۲ تا دیازپام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%B3%DB%B0-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%DB%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%BE%D8%A7%D9%85-sokblwxtiaub</link>
                <description>دیشب ۲ تا دیازپام از قرصای مامانم خوردم ۱۲ ساعت خوابیدم چرا؟چون تنهام چون با هرکی بخوام باشم چون هیچی ندارم باهام دوس نمیمونن چرا؟چون ۲ روز دیگه تولد نحسمهچرا؟چون بدردنخورم من حسرت نمیخورم دیگه حتی جون ندارم تلاش کنم از بچگی که یتیم شدم دارم تلاش میکنم اما همه از بغل من به یه جا رسیدن و منو با حرفاشون نگاهاشون له کردندتنها کاری که یاد گرفتن فراموش کردن آرزوها و هدفامهمیدونم درونم یه بچه است که گمشده دارم میبینمش ولی همون بچه دست منو پس زد اینا رو به کی بگم چجوری بگم که گمشدم دوست دارم یه مدت طولانی بخوابم جوری که از کمردرد نتونم بلند شم من باید چیکار میکردم درس خوندم سرکار رفتم بازم سرکار رفتم خدا روشکر کردم کمک کردم دعا خوندم ولی چی شد....من نمیخوام زندگیم گل سنبلی شه فقط میخوام پیدا شم همین خدایا به خودت قسم دیگه توان ندارم...</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 13:29:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکشنبه ماه آبی ۲۸ مرداد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%DB%B2%DB%B8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-et1qgil9f5fw</link>
                <description>دیروز تولد بهنام بود بهنام سال ۹۸ از سرطان مرد غصه من مرگش نیست دقیقا ۲ هفته قبل از مرگش با هم دعوا کردیم بخاطر حرفای چندشآور مامانم...باورکردنی نیست حتی شیشه پنجره شکوندم کلی رو بدنش خط انداختم و روی صورت خودمم خط افتاد که با ۷ بار لیزر هم نرفت اصلا بره...چه فایده؟!میخوام معذرت خواهی کنم از خودم که ببخشید ضعیف بدنیا اومدم ببخش که آدما رو انسان دیدم ببخش که جرفامونو کسی نمیفهمه...ماه کامل آبی بی پولی تنهاییی و گریه کارم همینه فقط گریه و گم شدن تو توهمات خودم عین یه بچه که واسه خودش خاله بازی میکنه حس میکنم خودم واسه خودم یه مانعم...اینقدر حرفامو گوش ندادن و واکنشای بد دیدم که لال شدم مجبوری..من حتی به خودم اجازه نمیدم بلند گریه کنم چون صدای بهنام تو گوش منه برو یه جا دیگه عر بزنچرا؟!اون پرده و من باید زجر بکشم؟!خدایا تمومش کن!</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2024 22:53:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین متن چهارشنبه گرسنه ۲۴ مرداد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84512910/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D9%87-%DB%B2%DB%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-r8knxpz3ykcn</link>
                <description>دوست دارم سلام کنم ولی از بچگی از سلام کردن بدم میومد نیومدم حال کسیو خوب کنم یا مطلب آموزشی بذارم یا کسی بیاد این اراجیف یه آدم بدرد نخورو بخونهاومدم که بنویسم حداقل حرفام یه جا ثبت بشه اول معرفی کنم خودمو.البته میتونم توی چند تا کلمه خودمو توصیف کنم یه انگلِ بدردنخور(بلانسبت انگل)متاسفانه هیچ پولی ندارم انگیزه ندارم شغل ندارم پدر ندارم چون مردهحتی دوست صمیمی هم ندارم مسافرتای زیادی رفتم اما چیزی یادم نمیاد مواد بازی نکردم فقط وید و قارچ و سیگار که اونم گرونه معتاد شدنمم گرونه....راستش خودمم نمیتونم به خودم معرفی کنم از بچگی همه از سوءاستفاده کردنپسرعمم تو ۵ سالگی منو دستمالی میکرد تو ابتدایی یه بچه بود هروقت منو میدید گشنه بود ولی الان بعد از بیست سال و خورده ای منم که گشنه امراستش ۲ روزه غذا نخوردم انگار حرومه که این آدم چیزی بخواد بخوره فقط باید سیگار بکشم و بمیرم پول سیگارمو مامانم میده...کجا بودم...سوءاستفاده...رفتم راهنمایی و فاز غم و بی پولی خونواده ترکیب سمیه برای روشن کردن حس نفرتآرزو کردم بابام بمیره و فرداش مرد....باورم نمیشه بازم بیست سال و خورده ای آرزو میکنم بمیرم ولی..کو گوش شنوادبیرستانم همینطور قربانی روزگار و آدماش بودم دانشگاه شد و شدم یه آدم قربانی که سعی میکنه با تن خودش همه رو فراموش کنه بعدش دزدین پولم که خودم دودستی تقدیمش کرده بودم و شکست عشقی و کانادا رفتن طرف مقابلبیشتر از ۲ ساله که مثل یه انگا افتادم تو خونه و خرجمو ننه ام میده از حقوق مستمری نمیدونم خدا وجود داره یا نه ولی اگه هست لطفا اینا رو بخونه و خودشو قاضی کنه زندگی یا مرگ.........هیچ استعداد و مهارتی ندارم احساس میکنم یه خنگ مصرفکننده ام خانوادم ادمای بدی نیستن ولی من احساس میکنم بدترین ادمیم که این دنیا دیده بدترین نه حالا ولی پوچ ترینبرم گربه کنم</description>
                <category>آدمیزاد ناشناس</category>
                <author>آدمیزاد ناشناس</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2024 21:29:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>