<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ندا پیش یار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_84816366</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:35:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/490756/avatar/sO1kdx.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ندا پیش یار</title>
            <link>https://virgool.io/@m_84816366</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیونامه، بازشناسی چهره موجودات خیالی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-wragkfgafrv1</link>
                <description>گویندم به افسان، مردمان پارسی#دیو_نامه، کتابی که ما را با موجودات خیالی از جمله دیو، جن و پری و ... در روایت ها و داستان های ایرانی و جهانی آشنا می کند.پرویز براتی، محقق و نویسنده در حوزه ادبیات شگرف، در این کتاب، به صورت علمی و مفصل ریشه های شگفتی و اعجاز، تفاوت ها و نمونه هایی را  توضیح می دهد.در بخشی از کتاب می خوانیم که دیو در فرهنگ ایرانی موجودی مافوق طبیعی است که با شکل و سیمای ویژه ای تصویر می شود....بنا بر نظریه دیوید بیوار، باستان شناس و ایران شناس بریتانیایی، در مقاله &quot;سرزمین پریان پارسی&quot;، سرچشمه افسانه پریان برخاسته از یک سلسله سنت های ایرانی متعلق به قبیله ای به نام پریکانی است....خواندن این کتاب را به همه بویژه علاقمندان به نوشتن در ژانر  ادبی وحشت،  فانتزی و علمی_تخیلی توصیه می کنم.</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sun, 11 May 2025 09:51:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان لیلی، نوشتن پاراگراف اول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-oxyyzijjlnfr</link>
                <description>مجموعه داستان لیلی_نشر ایجازلیلی، سالها در ذهن من زندگی کرده، شاید هم از بدو تولد همزاد من بوده است جزئی از من، جزئی جدا نشدنی...و بالاخره، شبی از شب های زمستان ۱۳۹۶، آرام آرام با پاهای برهنه لاغرش از پنجره خیالم بیرون خزید و ذره ذره خودش را آشکار کرد، خود مستقلش را، داستانش را.حالا ما چند سالیست که همدیگر را می شناسیم . گاهی با هم می نشینیم پشت پنجره و  کلاغ ها یی را تماشا می کنیم که روی شاخه های سرمازده درختان باغچه ناله می کنند، چای می نوشیم، حرف می زنیم، کتاب می خوانیم و سر خوشانه می خندیم. خواندن و شنیدن بخش هایی از #داستان_لیلی  در مراسم رونمایی، برایم حس غریبی داشت، کلماتی که دانه دانه متولد شده، کنار هم نشسته و شده بودند &quot;داستان لیلی&quot;، حالا داشتند مرا در آینه نگاه می کردند. به قول گابریل گارسیا مارکز، &quot;مشکل‌ترین کار، نوشتن پاراگراف اول است&quot;و بعد از آن به یک باره کلمات سرریز می شوند مثل قطعات پازل کنار هم چیده می شوند و داستان ها را ذره ذره شکل می دهند. حالا اما شخصیت های داستان هایم داشتند مرا می پاییدند، خالقشان را و آیا سال ها بعد، همین ها قرار نبود داستان هایی درباره من بین خودشان پچ پچ کنند لیلی، نینا، آنا، آبدارچی، بابامیرزا، مرد اتاق آخر، بازجو و...؟آن  روز سرد زمستانی، حس عجیبی داشتم میان کتاب ها، حس مادری که بند نافش را برید تا فرزندانش را نجات دهد.بار مسئولیتی عظیم بر شانه هایم سنگینی می کرد، پاراگراف اول نوشته شده بود و حالا فصل جدیدی در #داستان_نویسی برایم آغاز می شد...*برش های کوتاهی از کتاب*&quot;عاشقی، خصوصی‌ترین چیز دنیاست نمی‌توانی با کسی شریک‌ بشوی. خود و فقط خودت باید به تنهایی تجربه‌اش کنی.&quot;&quot;دو مرد حالا دارند برای بلند کردن کاناپه، با چهارچوب در کلنجار می‌روند. هنوز هم دلشان نمی‌خواهد آن را زمین بگذارند. باید بهشان بگویم که این طوری رد نمی‌شود. بهتر است با اره تکه‌تکه‌اش کنند. بعضی چیزها را نمی‌شود درسته از زندگی بیرون انداخت!&quot;&quot;بابا میرزا درست گفته بود. کلمه قانون به هر چیزی بچسبد محوش میکند! نابودش می کند. درست مثل پسرش که مرد قانون شد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت.&quot;پ ندوستان عزیز، می توانید کتاب #داستان_لیلی رو از  سایت #ایران_کتاب با تخفیف خریداری کنید:https://www.iranketab.ir/book/148250-leili</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2025 21:25:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیاهخوار، داستان زنی که درخت شد.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%B4%D8%AF-nkgslho0vjdn</link>
                <description>گیاهخوار، داستان زنی به نام یئونگ‌هی است که با دیدن کابوسی وحشتناک زندگیش تغییر می‌کند و دیگر هرگز لب به گوشت نمی‌زند. هان کانگ، در اولین رمان خود که برنده جوایز متعددی از جمله جایزه نوبل ادبیات 2024 شده است، به انسان و زوایای پنهان او با محوریت زن پرداخته است. این رمان شرقی برای زنانی که در این گوشه کره خاکی، هر روز با تبعیض‌ها، سرکوب‌ها، خشنونت‌ها و بی‌عدالتی‌های بسیاری مواجه هستند، بسیار آشناست.زمانی که یئونگ‌هی تصمیمی می‌گیرد که خلاف روال، قاعده‌ها و سنت‌هاست با خشونت و مخالفت‌های بسیاری مواجه می‌شود. زنی که به قول همسرش، «می‌توان با کمترین کلمات توصیف کرد. به‌ندرت از من خواسته‌ای داشت. با اینکه شب‌ها دیر به خانه می‌‍‌آمدم، هیچ‌گاه در خودش نمی‌دید که برایم سر و صدا راه بیندازد. حتی در روزهای تعطیل هرگز پیش نیامد که پیشنهاد باهم بیرون رفتن بدهد. زمان‌هایی که من کل عصر را پای تلویزیون و با در دست داشتن کنترل از راه دور به بطالت می‌گذراندم، او خودش را در اتاق حبس می‌کرد. به نظر می‌رسید اوقات خود را با تنها سرگرمی‌اش می‌گذراند: خواندن. ..» به یکباره طغیان می‌کند و سعی می‌کند بر بدنش کنترل داشته باشد چیزی که جامعه مردسالار و متعصب اطرافش اجازه نمی‌دهد.در جایی از رمان یئونگ‌هی، خسته از مبارزه طولانی با دنیای خفقان‌آور اطرافش رو به خواهرش می‌کند و می‌گوید:«من نیازی به غذاخوردن ندارم، بدون آن هم زنده می‌مانم، فقط به نور خورشید محتاجم.»روایت چندصدایی داستان با کلمات ساده، خواننده را به مرور با ترس‌هایی که پشت نقاب انسانی شخصیت‌ها خفته است مواجه و گره‌های ذهنیش را یکی پس از دیگری باز می‌کند.</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2024 09:32:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آب عمیق، جنایتی در آینه روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%A2%D8%A8-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-mibq0tyhhpo4</link>
                <description> اگر از علاقمندان رمان های جنایی هستید، #پاتریشیا_های_اسمیت در کتاب #آب_عمیق روایت متفاوتی از این ژانر را به تصویر کشیده است. ویک و ملیندا، زوج جوانی هستند که زندگی آن ها بدون عشق در شهر کوچک لیتل وزلی در جریان است علی رغم اینکه ویک سعی در عادی جلوه دادن زندگی مشترکشان دارد، ملیندا خیانت های خود را پنهان نمی کند اما معشوق های او پس از مدتی ناپدید می شوند.  های اسمیت همانند اگاتا کریستی، به بررسی ابعاد روانشناسانه جنایت در داستان هایش می پردازد.  توصیف های دقیق و انتخاب زاویه دید مناسب به خواننده این امکان را می دهد که قتل را از دید قاتل نیز بررسی کند و دلایل، نوع نگاه و حالات روحیش را در طول خط داستانی بشناسد.  جدیدترین اقتباس سینمایی این کتاب در سال ۲۰۲۲ به کارگردانی آدریان لین ساخته شده است.</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2024 11:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماده تاریک، داستان راه های نرفته و آرزوهای بر باد رفته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-gw3glflb4oht</link>
                <description> چقدر از زندگیمان راضی هستیم؟  آیا از انتخاب هایمان پشیمانیم؟  ماده تاریک، رمانیست از بلیک کراوچ که از راه های نرفته، آرزوهای بر باد رفته و انتخاب هایمان سخن می گوید. جیسون دسن، شخصیت اصلی داستان، شبی در بازگشت از مهمانی دوستش رایان دزدیده می شود و وقتی به هوش می آید متوجه می شود که زندگیش به طرز عجیبی تغییر کرده و دیگر استاد فیزیک دانشگاه نیست که با همسرش دنیلا و پسرش چارلی زندگی می کند.  خط داستانی گیرا، توصیف های دقیق و موضوع جالب این رمان خواننده را بارها به فکر وا می دارد . در جایی از رمان می خوانیم: «خیلی وحشتناکه، فکر اینکه هر چیزی که از ذهنمون می‌گذره، هر انتخابی که می‌کنیم، هر راهی که می‌ریم، هر کدومش به یه دنیای کاملاً متفاوت ختم می‌شه.»اگر با رمان «کتابخانه نیمه شب» مت هیگ ارتباط گرفته باشید. رمان &quot;ماده تاریک&quot; هم شما را جذب خواهد کرد رمانی که ذهن خواننده را به چالش می کشد.  سریال تلویزیونی نیز بر اساس این کتاب در سال ۲۰۲۴ ساخته شده است. </description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2024 11:11:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمان اشتباه، مکان اشتباه، رمانی که خواننده را شگفت‌زده می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-sksydlqrqgxj</link>
                <description> رمان #زمان_اشتباه_مکان_اشتباه، داستان مادریست که در شبی از پشت پنجره، شاهد اینست که پسرش، مردی را با چاقو می کشد. این اتفاق برای او که در کنار همسر و فرزندش، زندگی آرامی دارد، باور کردنی نیست. صبح فردا اما داستان به گونه دیگری رقم می خورد.  #جیلیان_مک_آلیستر، در همان فصل اول کتاب، خواننده را در گره اصلی داستان به دام می اندازد. سپس، به مرور، ظریف و استادانه، حقایقی را آشکار می کند اما پیچیدگی های داستانی بیشتری در انتظار خواننده است که تا رسیدن به فصل پایانی رمان، بارها، او را شگفت زده می کند. او، هوشمندانه، فصل های رمانش را نامگذاری کرده تا مخاطب را در خط زمانی که می خواهد به حرکت درآورد البته در این بین فراموش نمی کند که جنیفر،  یک مادر نگران است.  شکل گیری آرام شخصیت های داستان در کنار تم روانشناسی معمایی رمان، خواننده را به جستجوی حقیقت های پنهان وا می دارد  اما نویسنده همیشه یک قدم از او جلوتر است.  بازگشایی گره داستانی از نقاط قوت این رمان است. </description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2024 11:04:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بادام، رمانی از دنیای کودکان و نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-zvusnbpjiepo</link>
                <description>«من درون خودم بادام‌هایی دارم.   شما هم دارید.   کسانی که به آن‌ها عشق یا تنفر ‌می‌ورزید، هم دارند.   هیچ‌کس نمی‌تواند آن بادام‌ها را درون خود حس کند.   فقط ‌می‌دانید که آنجا هستند.   خلاصه بگویم، این داستان، در مورد ملاقات دو هیولاست. یکی از آن دو من هستم.   به شما ‌نمی‌گویم که پایان این داستان شاد است یا غم‌انگیز. چون، اول از همه، هر داستانی وقتی پایانش مشخص شود کسل‌کننده ‌می‌شود.   دوم، اینکه به شما نمی‌گویم باعث ‌می‌شود بیشتر جذب و درگیر این داستان شوید .  در آخر، البته ‌می‌دانم که بیشتر به یک بهانه ‌می‌ماند، اما نه شما، نه من و نه هیچ‌کس دیگری ‌نمی‌تواند ‌واقعاً بداند که داستانی شاد است یا غم‌انگیز.»«بادام» رمانی از نویسنده و فیلم‌ساز کره‌ای وون پیونگ سون است که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نوشته شده است اما برای بزرگسالان نیز کتاب تامل‌برانگیزی محسوب می‌شود.شخصیت اصلی داستان پسری به نام «یون جه» است که از ناتوانی ذهنی در درک و بروز احساسات رنج می‌برد. مادر و مادربزرگش در تلاشند تا او را برای زندگی در دنیای انسانی علی رغم بیماریش آماده کنند اما در شب تولد شانزده سالگیش حادثه‌ای اتفاق می‌افتد که زندگیش را برای همیشه تغییر می‌دهد.سون در این رمان که نوشتن و ویرایشش، 3 سال طول کشید به دغدغه‌های نوجوانان در سن بحرانی بلوغ و مشکلاتی که والدین با آن دست و پنجه نرم می‌کنند پرداخته است. طنز تلخ، بیان ساده و توصیف دقیق به دور از قضاوت و احساس جزو برجسته‌ترین ویژگی‌های این داستان است که به زیبایی بر تن شخصیت اصلی و راوی داستان، «یون جه» نشسته است.خواندن این رمان را به دوستانی که در حوزه ادبیات داستانی کودک و نوجوان فعالیت می‌کنند، توصیه می‌کنم.«چراغ را خاموش کردم و بوی کتاب را استشمام کردم که هنوز باقی‌مانده بود. به اندازه پس زمینه اطرافم آشنا بود. اما متوجه شدم که چیزی کمی متفاوت روی عطر است. ناگهان اخگر کوچکی دوباره در قلبم روشن شد. می‌خواستم بین سطرها را بخوانم. من می‌خواستم کسی باشم که واقعاً معنای کلمات نویسنده را بفهمد. من می‌خواستم افراد بیشتری را بشناسم، بتوانم در گفتگوهای عمیق شرکت کنم، و یاد بگیرم که انسان بودن چیست.»</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2024 10:54:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دایی جان ناپلئون، رمانی که بعد از نیم قرن هنوز نفس می‌کشد.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AF-rpniym8hpg5m</link>
                <description>دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد، رمانی در قالب طنز است که در سال 1349 به چاپ رسید. داستان از زبان نوجوانی است که با خانواده‌اش در باغی در تهران به همراه دو دایی‌ دیگر خود زندگی می‌کند. راوی، در روز 13 مرداد ساعت یک ربع به 3 بعداز ظهر، عاشق لیلی دختر دایی‌اش می‌شود، عشقی پاک و کودکانه که دستخوش ماجراهای قهر و آشتی فامیلی این خاندان به اصطلاح اشرافی می‌شود.در مسیر این پیرنگ عاشقانه، با داستان زیبای دایی جان ناپلئون، پدر لیلی همراه می‌شویم که با ناپلئون بناپارت همزاد پنداری می‌کند و دشمنی با انگلیسی‌ها را جز افتخارات خود می‌داند. او منتظر است در خلال جنگ جهانی دوم نیروهای متفقین روزی او را به جرم این دشمنی مجازات کنند مانند ناپلئون که به جزیره سنت هلن تبعید شد.پزشکزاد شخصیت‌های این رمان را آنقدر قوی و ظریف خلق کرده که خواننده می‌پندارد آن‌ها روزی در دنیای واقعی در سال 1318زندگی می‌کردند. خلق این تعداد شخصیت‌ متنوع و منحصر به فرد جزو نقاط قوت این شاهکار ادبی طنز ایران است، شخصیت‌هایی که هر کدام داستان زندگی خود را دارند و در کنار پیرنگ اصلی داستان با هنرمندی قلم پزشکزاد جوانه می‌زنند و خواننده را عاشق خود می‌کنند: دایی جان سرهنگ، دوست علی خان، شیرعلی قصاب، شمس علی میرزا، دکتر ناصر الحکما، اسدالله میرزا، عزیز السلطنه، قمر، اسپیران قیاس آبادی، نائب تیمور خان، سرهنگ مهارت خان، زن شیرعلی قصاب، آسید ابوالقاسم واعظ، فرخ لقا، آقاجون (پدر سعید،راوی)، پوری فشفشو، اصغر دیزل و دائی جان ناپلئون  و مش قاسم، یار وفادارش که از بخشی از داستان همرزم او در جنگ‌های کازرون و ممسنی هم می‌شود و باورپذیری بیشتری به این داستان‌ها می‌دهد.این رمان بی‌نظیر را  ناصر تقوایی در سال 1355 در قالب یک مجموعه تلویزیونی به تصویر کشید که با بازی شاهکار مرحوم غلامحسین نقشینه، دائی جان ناپلئون در هنر فیلم و سینما نیز خوش درخشید و ماندگار شد. اخیرا، پادکست این رمان، در فیدیبو با صدای ایوب آقاخانی عزیز منتشر شده است که وفاداریش به کتاب تحسین‌برانگیز است و شنیدنش خالی از لطف نیست.این رمان، هجو اجتماعی رندانه‌ای را نیز در تار و پود پیرنگش نهفته دارد که جزوی از باورهای عامیانه ما ایرانی‌ها است اینکه بیگانگان و به اصطلاح دشمن خارجی عامل بدبختی، عقب‌ماندگی، مصیبت‌ها و اتفاق‌های داخلی ایران است. توطئه انگلیسی‌ها و دست‌های پنهانی که می‌تواند حتی به نزدیکترین افراد خانواده، مشق قاسم‌ها و یاران وفادار دائی جان ناپلئون هم برسد.خواندن این رمان بی‌نظیر را به علاقمندان نویسندگی پیشنهاد می‌کنم به جرات می‌توان گفت «دائی جان ناپلئون» بویژه در بحث شخصیت‌پردازی، قالب داستانی طنز و پیرنگ منسجم خود یک کلاس درس نویسندگی است.#ندا-پیش-یارhttps://t.me/neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jan 2024 11:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب اتحادیه ابلهان اثر جان کندی تول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84-vggyfh0hkwqr</link>
                <description>#اتحادیه_ابلهان، رمانی در ژانر کمدی از جان کندی تول، نویسنده آمریکاییست که به همت مادرش، سال ها بعد از مرگش به چاپ رسید.این رمان توانست با خلق شخصیت هایی چون ایگنیشس رایلی، پسر چاقی که با مادرش زندگی می کند، جایزه پولیتزر را به خود اختصاص دهد.کندی، شخصیت های داستانی رمانش را به گونه ای به تصویر کشیده که علی رغم خاکستری و نچسب بودنشان با خواننده ارتباطی عمیق برقرار می کنند و فراموش نشدنی هستند. اینکه با ایگنیشس رایلی آشنا شوی و با او زندگی نکنی درست مثل اینست که شخصیت &quot;هولدن کالفید&quot; در رمان &quot;ناطور دشت&quot; دی جی سیلینجر  را  نادیده بگیری.رایلی، این آرمان گرای سرخورده، در جایی که خودش را در اتاقش حبس و تختخوابش را به عنوان امن ترین جای ممکن برای زندگی انتخاب می کند، تو را به یاد &quot;آبلوموف&quot; ایوان گنچاروف می اندازد.ایگنیشس با پایبندی به آرمان و اعتقاداتش، شخصیت &quot;دن کیشوت&quot; را برای خواننده زنده می کند. پسری که اتفاقی رو در روی جامعه ای قرار می گیرد که از آن فراریست و مجبور می شود برای کسب درآمد، شغل های متنوعی را برگزیند اما ایمانش را از دست نمی دهد و به شیوه خود ترس و اعتراضش را فریاد می زند.فضاپردازی بی نظیر جان کندی، در کنار شخصیت های داستانی ماندگارش و چاشنی طنز رمان خواننده را با اتحادیه ابلهان تا انتها همراه می کند.#ندا_پیش_یارhttps://t.me/neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jan 2024 16:27:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب هر چه بادا باد اثر استیو تولتز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B2-tpyhqylntz1b</link>
                <description>#هر_چه_باداباد، رمانی در ژانر کمدی سیاه از استیو تولتز، نویسنده استرالیایی و خالق اثر #جز_از_کل است.راوی مرد داستان پسری خلافکار است که با دختری به نام گریسی ازدواج می کند. آن ها علی رغم اندک اختلاف های جزئی، زندگی معمولی خوبی دارند تا اینکه روزی مردی به نام اون قدم به دنیای آن ها می گذارد.تولتز، داستان را در فضای بعد از کرونا به تصویر کشیده. درست زمانی که بشر از چنگال ویروس هولناکی جان سالم به در برده، درگیر ویروسی به مراتب خطرناکتر می شود که بقای گونه انسان را تهدید می کند. همزمان، راوی داستان کم کم متوجه می شود که زندگی عادی او و همسرش هم با حضور غریبه دستخوش تغییراتی شده است.رمان، بر اساس ایده نیچه در خصوص &quot;بازگشت جاودانه&quot;، تکرار حیات پس از مرگ نوشته شده است.ایده خلاقانه رمان با ترجمه روان #پیمان_خاکسار عزیز، در زمان خواندن کتاب، بارها خواننده را به فکر وامی دارد که آیا جهان قرار است تکرار شود؟اگر چه  شخصیت های این رمان، نه فیلسوف هستند و نه خارق العاده اما مفاهیم عمیق فلسفی شالوده پیرنگ داستان است. تولتز، هنرمندانه پیچیدگی فلسفه را با چاشنی دارک کمدی قابل هضم کرده است.  #ندا-پیش-یارhttps://t.me/neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jan 2024 16:13:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنایات و مکافات، راهنمایی برای نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-bidqcr5yq7uc</link>
                <description>#کتاب_نوشت #معرفی_کتاب#جنایات_و_مکافات #داستایوفسکیجنایات و مکافات،  به نظرم یک راهنمای تمام و کمال داستان نویسی است. این رمان انواع جنایت های ریز و درشت بشری را در شخصیت هایش به تصویر می کشد. شخصیت ها به آرامی متولد می شوند و آنقدر قوی و ریشه دار پیرنگ داستانی را جلو می برند که خواننده را جزئی از  کتاب می کنند.داستایوفسکی، با قلم جادوییش، هنرمندانه گره های داستانی را چون چاله های کوچک بر پیرنگ داستان می نشاند. اگر می خواهید تعلیق داستانی  و شخصیت پردازی را به عنوان یک نویسنده تمرین کنید، این رمان بهترین آموزگار شما می تواند باشد.در داستان و رمان، اصول دیالوگ نویسی گاه فراموش می شوند و زیاده گویی و هرزنویسی جای دیالوگ مناسب و به جا را می گیرد، خواندن این رمان، دیالوگ نویسی و از آن مهمتر، با توجه به ماهیت داستان، واگویه نویسی را به خوبی یاد می دهد.علاوه بر ترجمه های مختلف کتاب، در نسخه صوتی، صدای آرمان سلطان زاده، خوب به نقش های رمان نشسته است.از طرفی، رمان های روسی، توصیف ها و شخصیت هایشان، احساس نزدیکی بیشتری به خواننده ایرانی می دهد که خود در برقراری ارتباط با روح داستان موثر است.? #ندا_پیش_یارhttps://t.me/neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 00:24:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زود باش کلم بروکلیت رو قورت بده - تمرکز در نویسندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%88%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-grf85rzeuctt</link>
                <description>زود باش کلم بروکلیت رو قورت بدهنوشتاری در باب نویسندگی - بخش دومتمرکز در بشقاب نویسندگیمامان‌ها همیشه بهترین شیوه‌ها را برای خوراندن انواع و اقسام خوراکی‌های بدمزه (یا همان اخ‌ها) به بچه‌ها به کار می‌برند. کلم بروکلی روی پیتزا، کلم بروکلی لای کلوچه، کلم بروکلی سوخاری، کلم بروکلی پودر شده توی کوکو سبزی، این آخری واقعا زیرکانه بود، نخندید، همه ما در بچگی حداقل یک کلم بروکلی داشته‌ایم که حالا شده نقل میهمانی‌های خانوادگی، وقتی حرف‌های مامانمان ته می‌کشد. حتما می‌گویید خوب که چی، به اندازه کافی با این خاطرات تحقیر می‌شویم؛ تو دیگر لگد نزن، اصلا این چه ربطی به نویسندگی دارد؟اوه، اوه، چه عصبانی!یادتان هست یک بشقاب پر و پیمون داشتیم برای چاق کردن نورون‌ها، بشقابی که تمرکز، تولید، بازخورد و اصلاح را در خود داشت، چه لذیذ! متاسفانه باید حقیقتی را بگویم، بنشینید پشت میز ناهار‌خوری خانه‌تان و به این بشقاب خیره شوید، اینها شما را یاد چیزی نمی‌اندازند، بله، این بشقاب، همان کلم بروکلی دنیای نویسندگیست. همان که باید اول خودمان بخوریم، بعد بدهیم به خورد دیگران، جدی می‌گویم.متاسفانه بروکلی بزرگ این بشقاب، تمرکز است. چیزی که کم کم دارد جای وقت را در جمله «وقت طلاست» می‌گیرد. در این دنیای آشفته، تمرکز، واقعا جواهری گرانبهاییست که در دنیای نویسندگی، حکم قورباغه بزرگ کتاب «قورباغه‌ات را قورت بده» برایان تریسی در مدیریت را دارد. این بروکلی را لای هر چیزی که می‌خواهید بگذارید و سعی کنید قورتش بدهید، باور کنید این حقه مادرانه‌ای به کودکی نق نقو نیست؛ این اولین لقمه از بشقاب بزرگ نویسندگیست؛ همان خوراکی که قرار است نورون‌ها را چاق کند. پس یک لقمه چاق و چله بگیرید ولی مواظب باشید خودتان را خفه نکنید.سوفی لیروی در کتاب «چرا اینقدر سخت است که کارم را انجام دهم؟» به موضوع «پسماند توجه» اشاره دارد. اینکه اگر همزمان روی چند پروژه کار کنیم در زمان تغییر از یک پروژه به پروژه دیگر، مقداری پسماند توجه پروژه قبلی تا مدتی در پروژه جدید همراه ماست به عبارت دیگر، تمرکز ما کمتر می‌شود و در ادامه، عملکرد و بهره وری ما سقوط می‌کند.خوب ربطش به نوشتن چیست؟این یعنی ما روزانه پسماند توجه زیادی با خودمان حمل می‌کنیم و ثانیه‌ای و مویرگی احتمال پرت‌شدن حواسمان هست، پس نیاز داریم به نویسندگی به مثابه یک پروژه نگاه کنیم و مدیر پروژه نوشتن خودمان باشیم. بی شک تاریخچه مدیریت پروژه در دنیای قدیم به ساخت پروژه‌های عظیمی مانند اهرام مصر، تخت جمشید و مانند آن بر می‌گردد اما در دنیای جدید، پدر برنامه‌ریزی و کنترل پروژه را «هنری گانت» می‌شناسند که در سال‌های ابتدایی دهه 1900 میلادی، نمودارهای میله‌ای معروفش را خلق کرد. یکی از همین گانت چارت‌ها را با هر شکل و شمایلی که دوست دارید برای خودتان تهیه کنید، مواظب باشید بهانه برای حواسپرتی زیاد است.حالا که قصدمان تعریف یک پروژه نوشتن داستان است، توجه به ددلاین پایانی، اهمیت بسیاری دارد، گاهی پروژه‌ها از محدوه خارج شده و مشمول جریمه می‌شوند. جریمه ما در دنیای نویسندگی، بسیار سنگین است، جریمه‌ای که می‌تواند نسلی را تبدیل به «نسل سوخته» کند، این جریمه شامل هرز نوشته‌های افرادیست که خوب بلدند از کندی و خواب آلودگی قلم نویسنده آزاده سواستفاده کنند. (یادتان هست قرار بود آزاده باشید) پس تنبلی را کنار بگذارید و زود زود کلم بروکلی بزرگ تمرکز را بپیچید لای نان برنامه‌ریزی و یک گاز بزنید.ادامه دارد…https://t.me/neda_pishyar                     کانال تلگرام </description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jul 2021 23:10:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برو کشکت رو بساب - مهارت یا استعداد نویسندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%A8%D8%B1%D9%88-%DA%A9%D8%B4%DA%A9%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-o3cry0ib1bxd</link>
                <description>برو کشکت رو بسابنوشتاری در باب نویسندگیمهارت یا استعداد، مسئله اینست - بخش اولزمانی نوشتن برای خود آدابی داشت و نویسندگی حرمتی. به قول فردوسی «بسی رنج بردم در این سال سی»، سرلوحه نویسندگان بود، نویسنده در گذشته بیشتر به کیفیت تولید خود، توجه داشت. بله، نوشتن به مثابه تولید یک کالای فاخر و با کیفیت بود نه هر وقت دلم گرفت و با خواندن یک رمان زرد آبکی 500 صفحه‌ای، هوس نویسنده شدن به سرم بزند.متاسفانه یا خوشبختانه، دنیای امروز، دنیای لقمه‌های جورواجور یا فست بوک و فست استوری شده است، غذاهای فکری «سریع آماده شو، بخوریم بابا»، با تزئینات عجیب و غریب، دیگر، خبری از آبگوشت و چلو کباب نیست. کسی حاضر نیست به خودش زحمت پاک کردن سبزی خوردن بدهد، همه چیز آماده شده چون ما وقت نداریم، به شدت گرسنه‌ایم اما وقت نداریم برای نوشتن، دو سه تا کتاب بخوانیم، تمرین کنیم اصلا بفهمیم که استعدادش را داریم یا باید به قول قدیمی‌ها، برویم کشکمان را بسابیم. استعدادهای ما هم فست تلنت شده‌اند، امروز حال و هوای شاعری داریم چون جدیدا چند خط شعر خوانده‌ایم آن هم نصف و نیمه و فردا رویای نوشتن یک رمان چند جلدی، «کلیدر» گونه.به نظرتان لازم نیست دوباره روی همان کاناپه بنشینیم، تلویزیون را خاموش کنیم و عمیق و با تمرکز بیندیشیم به اینکه آیا ما استعداد نوشتن داریم اصلا می‌دانیم استعداد چیست؟ چه فرقی با مهارت دارد؟استعداد، در فرهنگ عمید، توانایی ذهنی و فطری برای انجام دادن یا فراگرفتن کاریست. به عبارت دیگر، وقتی شما در زمینه‌ای استعداد دارید می‌توانید آن مهارت را با صرف زمان و انرژی کمتری یاد بگیرید. پس استعداد و مهارت یکی نیستند اما استعداد می‌تواند منجر شود که شما مهارتی را که در آن با استعداد هستید، زودتر از بقیه یاد بگیرید و بهتر و با کیفیت‌تر پیش ببرید. شعبانعلی در نوشته «تفاوت استعداد و مهارت» در سایت «متمم» می‌گوید که مهارت وجود ندارد و ما آن را ایجاد می‌کنیم اما استعداد چیزیست که در ابتدا وجود دارد و ما صرفا می‌توانیم برای پرورش آن وقت بگذاریم. این یعنی وقتی استعدادی در چیزی نداریم برویم و کشکمان را بسابیم و استعداد واقعی خود را پیدا کنیم یا کنترل تلویزیون را برداریم و بزنیم کانال اخبار، ببینیم دنیا دست کی هست و زیر لب هی فحش بدهیم به روزگار.اگر در نهایت کشف کردید که در نوشتن استعداد دارید، از روی کاناپه بلند شوید و شروع به یادگیری مهارت نویسندگی کنید. برای تقویت هر نوع مهارتی اعم از فیزیکی و فکری، باید بتوانیم مدارهای مغزی خودمان را تقویت کنیم یا به عبارت دیگر چربی‌های دور نورون‌های مغزی را بیشتر کنیم بله، تکرار و تمرین مداوم باعث فعال شدن میلین‌ها (myelin) می‌شود و وقتی در مهارتی عالی و حرفه‌ای می شویم داریم با یک نورون چاق و پر از چربی همزیستی می‌کنیم. بله چاقی بالاخره یکجا به درد خورد.حال بیاییم کمی به ذهنمان نظم بدهیم، قبل از هر چیز لطفا و لطفا بنا به دلایلی که در بخش‌های قبلی گفتیم نویسنده نشوید اما اگر بر حسب اتفاق شاهین اقبال بر شانه شما نشست و استعداد نویسندگی داشتید، شروع کنید به چاق کردن نورون‌های مغزیتان، هر چه چاقتر، نویسنده تر.اما چطور نورون‌هایمان را چاق و چله کنیم؟ مثل جادوگر داستان هانسل و گرتل خانه شکلاتی بسازیم؟کال نیوپورت در کتاب «کار عمیق» موضوع «تمرین سنجیده» را عنوان می‌کند که در نوشتن هم مثل هر مهارت دیگری کاربرد دارد. ما می‌توانیم تمرین سنجیده را در نوشتن چرخه‌ای به شکل زیر ببینیم (چقدر شبیه بشقابی پر از خوراکیست)تمرین سنجیده در نویسندگیبله به قول نیوپورت، یادگیری، نتیجه کار عمیق است و تمرین سنجیده، نوعی کار عمیق است همان بشقاب پر از خوراکی‌های لذیذ که نورن‌ها را چاق می‌کند و ما را ماهرتر.ادامه دارد…ندا پیش یار</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 00:58:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر رمان آمریکا اثر کافکا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7-lnfd2rcb89wp</link>
                <description>? #کتاب_آمریکا? #فرانتس_کافکاآمریکا، یکی دیگر از رمان های ناتمام کافکاست که بر خلاف آثار دیگر او، در ظاهر، فضای امیدبخش و روشنی دارد اما لایه های زیرین رمان، هنوز هم تاریکی ناشی از طردشدگی، تنهایی و شکست را به  نمایش می گذارد.کارل روسمن، جوانی اهل پراگ است که در پی داشتن رابطه جنسی با خدمتکارشان، توسط پدر و مادر خود به آمریکا فرستاده می شود  یک نوع تبعید اجباری، چیزی که او به عنوان فرصتی برای موفقیت تلقی می کند. پسرکی ساده، کوشا و امیدوار که علی رغم شکست های پی در پی، در دنیای ناشناخته پیش رویش، به دنبال کسب موفقیت است.می توان گفت کافکا استاد ایجاد تعلیق و گره افکنی در بستر بدیهی ترین وقایع زندگیست او به زیبایی، مخمصه ها و چالش هایی را که ناشی از تردید، ترس و خامی کارل است در این رمان به تصویر می کشد. تحلیل ها و تفسیرهای ذهنی کارل نیز مانند جوزف .ک در رمان محاکمه، او را وادار به گرفتن تصمیم هایی می کند که پیامدهای چندان خوشایندی برایش ندارند.ذات خوب و صداقت کودکانه کارل در کنار غرور  جوانیش، از او شخصیتی دوست داشتنی و منحصر به فرد ساخته است و شاید بتوان گفت از معدود شخصیت های داستانی کافکاست که همه چیز در موردش عادی و شفاف است حتی علت تصمیم هایش.این رمان نیز توسط ماکس برود، دوست کافکا، در سال ۱۹۲۷ به چاپ رسیده اما بر خلاف محاکمه، در انتهای رمان علامت سوال زیادی را در ذهن خواننده به جا می گذارد.  سکته ای که از فصل &quot;هفتم&quot; به فصل &quot;هشتم&quot; در خط داستانی رمان ایجاد می شود، به این می ماند که فیلمی را در نقطه اوجش نگه داری و بروی آخر آن را تماشا کنی. البته ترجمه روان آقای علی اصغر حداد و پاره نوشته های انتهای کتاب تا حدی ناتمام بودن رمان را پوشش می دهد اما می توان گفت رمان محاکمه از این حیث، علی رغم ناتمام بودن، موفق تر بوده است.شاید بتوان گفت رمان امریکا، چهره متفاوتی از کافکا را به تصویر می کشد، کافکای شاد و سرخوش که گویا به همزمانی نگارش آن و آشنایی کافکا با فلیسه بائر بر می گردد.اما نظر خود کافکا این نبوده و در  &quot;نامه هایی به فلیسه&quot; از آن به عنوان &quot;رمان بداقبال من&quot; یاد می کند.? #ندا_پیش_یار @neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jun 2021 20:48:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی کوتاه بر رمان محاکمه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%D9%87-uwotbxkjmcsl</link>
                <description>? #کتاب_محاکمه? #فرانتس_کافکااین رمان یکی از سه رمان ناتمام کافکا (محاکمه، قصر و آمریکا) است که قرار بوده بعد از مرگش سوزانده شود اما انتشار آن را مدیون ماکس برود، دوست صمیمی کافکا هستیم.داستان از آنجا شروع می شود که جوزف . ک،  یک روز صبح، در خانه اش به جرمی نامعلوم  بازداشت می شود که زندگی آرامش را تحت تاثیر قرار می دهد.محاکمه شدن، انتظاریست که جوزف در طول داستان درگیر آنست تا آنجا که دیگر برای او، مشخص شدن جرم، کم رنگتر از محاکمه شدن  می شود. این جمله کشیش زندان در بخشی از داستان، بسیار تفکر برانگیز است و در واقع می توانیم آن را نقطه اوج و گره گشایی ظریف و بی نظیر کافکا در این اثر بدانیم: &quot;دادگاه از تو چیزی نمی‌خواهد. اگر بیایی، تو را می‌پذیرد و وقتی بروی، مرخصت می‌کند.&quot; برای فهم این اثر، ترجمه بسیار مهم است، به نظر  می رسد  علی اصغر حداد به خوبی توانسته است حق مطلب این شاهکار کافکا را ادا کند. البته خوانش بسیار زیبا و تاثیرگذار ایوب آقاخانی را نیز نباید نادیده گرفت. پیشنهاد می شود برای فهم بهتر آثار کافکا حتما زندگینامه او را مطالعه کنید.? #ندا_پیش_یار@neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jun 2021 22:48:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سانسور یا خودسانسوری،مساله اینست.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA-cz1wihlzqicj</link>
                <description>نوشتاری در باب نویسندگیسانسور یا خودسانسوری _ بخش سوممنظورم نوع وحشتناکی از سانسور است که درون خود ماست، حالا به هر دلیلی می تواند بذر آن، زمانی، پاشیده شده باشد و اکنون که نشسته اید پشت لپ تاپتان و  دارید می نویسید، به ثمر نشسته و خودش را نشان می دهد، بله منظورم خودسانسوریست.میشل فاوست، دانشمند و نظریه پرداز  معاصر آمریکایی،  در کتاب آسیب های سانسور  خود می گوید که سانسور، عملی است با انگیزه های سیاسی که بیشتر در فرآیند گیرندگی و دهندگی پیام صورت می گیرد و در واقع محتوای  پیام را تحریف می کند. فاوست، خودسانسوری را زیرمجموعه ای از سانسور می داند.بله، از نظر جامعه شناسی، خودسانسوری ناشی از ترس است، ترس از دست دادن  تایید دیگران، امنیت، کار و در حالتی خیلی بدبینانه، ترس از دست دادن زندگی خود و دیگران.به نظر می رسد که جامعه ای که در آن میزان سانسور بالاتر است، به تدریج میزان خودسانسوری هم بالاتر می رود چون هر چه باشد خودسانسوری، زیرمجموعه ای از سانسور است.یادتان هست این حرف فاوست را؟ خوب حالا اگر خوب دقت کنیم همه ما به نوعی درگیر خود سانسوری هستیم و از خودسانسوری رنج می بریم. این بیماری، از سانسور  احساساتمان در بچگی شروع می شود و تا سانسور نوشته هایمان ادامه دارد. خوب حالا همه اینها را دانستیم چه باید بکنیم که وقتی در حال تایپ کردن کلمات داستانمان هستیم، یکی توی ذهنمان بنویس، ننویس نکند.واقعیتش را بخواهید خیلی سخت است نسخه تجویز کردن، برای این بیماری. بارها شده است که وقتی دارم چیزی می نویسم، مدام دستم روی دکمه &quot;Delete&quot; است و از خودم می پرسم:&quot;آیا این کلمه یا جمله برای کسی ضرر ندارد؟ نکند خاطر فلانی  یا فلانی را مکدر کند؟ نکند باعث شود کتابم چاپ نشود و اسمم در لیست سیاه نویسندگان ممنوع الچاپ برود؟آنوقت، غوره نشده مویز می شوم آیا همین را می خواهی؟  اغلب، جواب اولمان اینست: &quot;نه که نمی خواهم&quot; پس پاکش می کنیم یا با  کلمه بی خطری جایگزین می کنیم بله، اصلا این کلمه معنی ای را که می خواهیم برسانیم، بهتر منتقل می کند.آه، اینها برای ما نویسنده ها خیلی خیلی آشناست، چه بنویسم که چاپ شود؟چه بنویسم که مهر &quot; بلامانع است&quot; را از آن خود کند؟چه بنویسیم که کتابمان در قفسه کتاب فروشی ها باشد نه توی سطل زباله ....؟از من می پرسید اصلا ننویسید چه کاریست، به جای آن بروید و سانسورچی بشوید. بله، این ذهن یک نویسنده نیست، درست متوجه شدید این ذهن یک سانسورچیست. سانسور واقعیتیست غیر قابل انکار که اصلا دست من نویسنده نیست، کار من نیست،  کار من نوشتن واقعیت هاست، به تصویر کشیدن دنیایی متفاوت است، شرح درد هاست بدون نگاه جانب دارانه، بدون چرخیدن به راست و چپ. پس آن قیچی لعنتی ذهن سانسور چیت را بگذار زمین و فقط بنویس. همه آن چیزی را که باید در روایت داستانیت باشد، بنویس، بی کم و کاست. حتما پس ذهنتان اینست که این نوشتن به درد عمه ات می خورد وقتی تهش غیرقابل چاپ می شود. بله، ممکن است اصلا  چاپ نشود اما حداقلش ذهن نویسنده ات هنوز زنده است، هنوز سالم است و به کرم خورنده ای به اسم خودسانسوری مبتلا نشده است. غیر از اینست که همیشه، ماه پشت ابر نمی ماند. #ندا_پیش_یارhttps://t.me/neda_pishyar</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 17:13:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سانسور یا خودسانسوری، مساله اینست.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA-gajyl0puzph3</link>
                <description>نوشتاری در باب نویسندگیسانسور یا خودسانسوری _ بخش دومسانسور از واژه لاتین &quot;censere&quot; به معنای  ارزیابی یا از &quot;censure&quot; به معنای سرکوب آمده است،  باور کنید نمی خواهم به شما درس لغت شناسی بدهم ولی در زمان رم باستان، سانسور عنوان دو قاضی بود که آمار شهروندان را ثبت و ضبط و بر اخلاقیات عمومی نظارت می کردند.اوه بله، سانسور ریشه کهنی در دنیا دارد حالا اگر برگردیم به دنیای کتاب، سراسقف شهر مانیتس، نخستین کسی بود که در سال ۱۴۸۵میلادی سانسور پیش از انتشار را متداول ساخت، در ادامه، هیات های زیادی وظیفه داشتند کتاب ها را قبل از ارسال برای چاپ، مطالعه کنند و اگر مطالبی مخالف دین، مصالح حکومتی و اخلاق عمومی نداشتند، اجازه چاپ  می یافتند.در سال ۱۵۹۷،  بخشی از نسخه اصلی نمایشنامه &quot;ریچارد دوم&quot; نوشته شکسپیر، به دلیل توصیف صحنه ای که در آن پادشاه از تخت سلطنت خود پایین کشیده شد، به دستور ملکه الیزابت اول سانسور شد. شاید تعجب کنید اما در دوره ای از تاریخ، سانسور شامل کتب مذهبی هم شده، در سال  ۱۶۲۴،  پاپ در آلمان  دستور داد تا ترجمه آلمانی انجیل مارتین لوتر را بسوزانند. البته سانسور مذهبی از جانب کلیسا، تنها مختص به کتب مذهبی نبوده، در سال ۱۷۲۰، کلیسای کاتولیک در اسپانیا، کتاب &quot;رابینسون کروزوئه&quot; نوشته دانیل دفوی را در فهرست کتاب های ممنوعه قرار داد. اگر بخواهیم این روند بررسی را ادامه دهیم واقعا مایوس کننده است. یک واقعیت تلخ تاریخی که هنوز هم ادامه دارد ولی با شکل و شمایلی مدرن تر  مثلا در سال ۲۰۱۹، در امریکا، مردم خواستار جمع آوری مجموعه ‌کتاب های &quot;هری پاتر&quot; نوشته جی.کی.رولینگ و &quot;داستان ندیمه&quot; نوشته مارگارت اتوود از کتابخانه های عمومی شدند. بله، تیغ سانسور در قرن ما هم کاربرد دارد.خوب حتما می پرسید: &quot;حالا که چی؟ ولمان کن به این درد خودمان  بسوزیم. &quot;بله من این درد را انکار نمی کنم اما اگر می خواهید نویسنده بشوید و نویسنده بمانید قرار نیست با این پدیده کهن یک تنه مبارزه کنید نه اصلا منظورم این نیست.ادامه دارد...#ندا_پیش_یار</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 14:39:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سانسور یا خودسانسوری، مساله اینست.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA-a9jnk5m0h3zf</link>
                <description>نوشتاری در باب نویسندگیسانسور یا خودسانسوری _ بخش اولیادتان هست گفتیم برای ورود به دنیای نویسندگی، بنشینید روی کاناپه خانه تان و به این سوالات جواب دهید:آیا اهل تفکر هستیم؟از همه حواسمان به درستی بهره می گیریم؟می خواهیم باد هوا تولید کنید و مدام ور بزنیم؟مطالعه مداوم، منظم و سازماندهی شده داریم یا هر وقت عشقمان کشید، می خوانیم؟می خواهیم آزاده باشیم یا شجاع، قهرمان و معروف؟چقدر افکارمان، نگاهمان و کلاممان را ارادی یا غیرارادی سانسور می کنیم؟و اگر نتوانستید به یکی از این سوالات جواب شفافی بدهید، لطفا نویسنده نشوید.در اینجا می خواهیم سوال آخر را کمی برای خودمان شفاف تر کنیم، ارادی و غیرارادی سانسور کردن افکار، نگاه و کلاممان یعنی چی؟شاید باورتان نشود ولی همین الان هم که دارم این کلمات را می نویسم یک سانسورچی نشسته است توی مغزم و هی بنویس، ننویس می کند، متاسفانه بیشتر اوقات هم حرفش به کرسی می نشیند.یادم می آید زمانی، دوستی به من گفت چه فایده که می خواهی نویسنده شوی اینجا نه مارگارت اتوود می شوی نه اورایانا فالاچی، فوق  فوقش کتاب ۲۰۰ صفحه ای ات را می کنند ۱۰۰ صفحه، تمیز تحویلت می دهند طوری که خودت هم تعجب می کنی که من واقعا حرفم این بوده است؟ بهتر است قبل از اینکه سانسورت کنند، خودت، خودت را سانسور کنی آخر این چه کاریست اینهمه رفت و برگشت برای یک رمان یا مقاله و آخرش هم همان چاپ می شود که آن ها می خواهند.متاسفانه آن دوست درست از سانسور و نقش پررنگش در نوشتن می گفت، اما واقعا پدیده سانسور چقدر می تواند من نویسنده را تحت تاثیر قرار دهد؟فرض کنید ایده ای برای نوشتن دارید که از اتفاق های اجتماعی یا سیاسی نشات می گیرد  حتی می تواند تابوهای کشوری باشد که در آن زندگی می کنید مثل سکس یا همجنسگرایی، پشت لپ تاپتان می نشینید و شروع به نوشتن می کنید.خدای من، نوشتن تک تک کلمات این گونه داستان ها  زجر آور است، قلبتان را به درد می آورد، اشک از چشمانتان جاری می شود. در  زمان نوشتن، شما به عنوان یک نویسنده،  تمام رنج های شخصیت های داستان را تجربه می کنید، تمام شادی ها و لذت هایشان را با تمام وجود حس می کنید، پیش از آنکه خوانندگانتان تجربه کنند. بله، شما قرار است از چیزهایی صحبت کنید که ممکن است به مذاق بعضی ها خوش نیاید.اما در عین حال واقعیتی از زندگی شماست شاید خودتان مستقیم با آن برخورد نکرده باشید اما شما نویسنده هستید قرار نیست همه چیز را تجربه کنید، قرار است ببینید نه آنطور که بقیه می بینند، یادتان هست مثل یک عقاب و... (ر.ک لطفا نویسنده نشوید. بخش دوم.با حواستان ارتباط برقرار کنید.)بله، سانسور دقیقا همینجا اتفاق می افتد شما چیزی را به تصویر می کشید که به دلیل بهم ریختن  معادله های سیاسی و اجتماعی باید سانسور شود. چه کسی این را تشخیص می دهد؟ بستگی دارد کجا زندگی می کنید و چه سطحی از این بهم ریختگی مدنظر باشد. آنوقت کتاب ۲۰۰ صفحه ای شما می تواند ۱۸۵ صفحه شود یا ۱۵۰ صفحه یا ۱۰۰ صفحه. اوه خدای من مگر می شود؟  بله، می شود.نگویید که تا حالا فکر می کردید سانسور فقط در جامعه شما اتفاق می افتد.ادامه دارد...</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Fri, 09 Apr 2021 14:50:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا نویسنده نشوید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-a4fstnm1edmx</link>
                <description>نوشتاری در باب نویسندگی _ بخش آخرهمه حرفم اینست که قبل از ورود به دنیای نویسندگی، یک بار هم که شده خودمان را صادقانه وارسی کنیم و ببینیم:آیا اهل تفکر هستیم؟از همه حواسمان به درستی بهره می گیریم؟می خواهیم باد هوا تولید کنید و مدام ور بزنیم؟مطالعه مداوم، منظم و سازماندهی شده داریم یا هر وقت عشقمان کشید، می خوانیم؟می خواهیم آزاده باشیم یا شجاع، قهرمان و معروف؟چقدر افکارمان، نگاهمان و کلاممان را ارادی یا غیرارادی سانسور می کنیم؟حالا دوباره بنشینید روی همان کاناپه و به این سوالات پاسخ دهید، در آخر خیلی راحت می توانید تصمیم بگیرید که: سریال ببینید؛ با دوستانتان کافه بروید؛ورزش مورد علاقه تان را تخصصی ادامه دهید و یا نویسنده شوید.اما خواهشا اگر در مورد پاسخ هر کدام از این سوال ها، اندکی هم شک دارید، لطفا نویسنده نشوید و تمام مطالب این نوشتار را هم از سرتان بیرون کنید، روی کاناپه بنشینید و قهوه تان را بنوشید تا سرد نشده.☕️</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Thu, 01 Apr 2021 12:46:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا نویسنده نشوید.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_84816366/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-osxp0fv38pvd</link>
                <description>نوشتاری در باب نویسندگی _ بخش ششمآزاده باشید.اول می خواستم نام مورد ششم را بگذارم &quot;شجاع باشید&quot; اما دیدم برای یک نویسنده شجاعت معنایی ندارد. اگر کمی به دور و برمان نگاه کنیم آدم های شجاعی را می بینیم که حتی قهرمان هم نامیده می شوند، اما چقدر این قهرمان ها آزاده هستند آن ها قهرمان هستند اما قهرمان فرقه یا طبقه ای خاص. شجاع هستند اما شجاعتشان به جای اینکه بوی انسانیت بدهد، بوی تفکر خاصی می دهد که بماند چقدر مقبول است و چقدر نیست.البته بین قهرمان های شجاع هم، انسان های آزاده دیده می شود و قصدم خط بطلان کشیدن بر همه نیست. اما نویسنده نمی تواند شجاع باشد یا نرم تر بگویم فقط شجاعت برای نویسنده کافی نیست پشت شجاعت، فاکتورهای آزادگی و انسانیت همیشه جای بحث دارد.  دهخدا کلمه &quot;آزاده&quot; را در مقابل &quot;عبد و بنده&quot; قرار می دهد، در فرهنگ معین معانی چون  وارسته، رها، اصیل و فارغ به کلمه&quot;آزاده&quot; نسبت داده شده است.این به نظرم با رسالت یک نویسنده همخوانی بیشتری دارد، نویسنده باید آزاده باشد نه بنده و عبید طبقه و نگرشی خاص. باید رها و فارغ از وابستگی های سیاسی و اجتماعی باشد. در این صورت است که واقعیت را می بیند حتی اگر زیر خروارها دروغ و سیاه نمایی پنهان باشد.اگر می خواهید قهرمان باشید، بروید فوتبالیست شوید یا کشتی کج را دنبال کنید. اگر می خواهید خیلی زود اسمتان سر زبان ها بیفتد، فورا یک پارتی کت و کلفت قدر پیدا کنید و مثل زالو به او بچسبید، حتما معروف  می شوید  اما دیگر لطفا به دنبال نویسنده شدن نباشید.آه بکشید، ادامه دارد...?</description>
                <category>ندا پیش یار</category>
                <author>ندا پیش یار</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 00:29:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>