<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی موسوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_85172227</link>
        <description>علاقه مندی من کمک به دیگران و شاد کردن دل دیگران و حمایت از مظلوم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:20:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علی موسوی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_85172227</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شما دوست دارید باغ داشته باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-ixkdp7upf7el</link>
                <description>من شما را راهنمایی خواهم کرد که باغ بخریدما یه باغ بزرگ خانوادگی داریم که بعلت کمبود آدم مجبوریم مقداری از باغ را به افراد دیگه واگذار کنیماز لحاظ اینکه خودمون هم اونجا تردد داریم دوست داریم به افراد طبیعت دوست بفروشیمباغ توی شهریارهدرختان همه نوع میوه داره</description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 08:02:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست دارم مدیرعامل شرکت بشم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D8%B4%D9%85-bxlriyc27ybu</link>
                <description>سلام ، اجازه بدین برم سر اصل مطلبمن از کودکی کار کرده ام و همزمان هم تحصیل را ادامه داده اماولین شغلم، چوپانی بودشغل بعدیم خیاطی بودهدوران دبیرستان ریاضی م ضعیف بودمعلم ریاضی منو توی دروس تقویتی ثبت نام کرد و ریاضی م خوب شد و بعد از اون موتورم روشن شد و هم دیپلم ریاضی گرفتم و هم لیسانس ریاضی و هم فوق لیسانسم ریاضی شددر سن بیست سالگی کارمند شدم و در این مدت 20سال سه تا شرکت مختلف کار کرده ام و زمانی شرکت را ترک کرده ام که دیگه بهره وری مناسب را برای شرکت نداشتم و به خواست خودم جابجا شده امهر شرکت کارکنم دقیقا سروقت حاضر میشم و دوست دارم که تایم زیادی را برای شرکت کارکنم (البته کارمفید)اینهم بگم که هرجایی هم کارکرده ام بعنوان نیروی صفر کیلومتر استهدام شده ام و بعد از مدت چند سال یکی از مدیران ارشد اون سازمان شده ام و بعد اونجا رو ترک کرده امالان که بیشتر فکر میکنم و علت تغییر شغلیم رو بررسی میکنم، متوجه میشم که من باید مدیرعامل اون شرکت میشدماگر مدیرعامل میشدم، دیگه اونجا رو ترک نمی کردمالان توانایی اداره یک شرکت 500 تا 1000 نفره را هم دارماگر کسی ایده و یا نظری داره خیلی خوشحال میشم که راهنمایی کنید09126888238 </description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2024 11:51:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا شما هم اختلاس گر هستید . . .!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-nhv0eblhpzmu</link>
                <description>همه تون اختلاس گر هستید. . .ماشینم را فروختم (البته با هزار جور بدبختی) چون که باید مراقب می بودم که گیر دلال های عوضی نیفتم(البته همه شون اینطوری نیستن و دلال خوب هم داریم) یا اینکه خریدار ماشین به تعهداتش عمل کنه و پولمو بده و همه این دق دق ها رو داشتم که بالخره یه نفر پیدا شد و ماشینم را خریدبا خریدار به یکی از دفاتر . . .  رفتیم که هزینه مالیات نقل و انتقال خودرو و خلافی و عوارض شهرداری رو پرداخت کنیمالبته بعد از کلی وقت تلف کردن و سوال های الکی به من گفت که لطفا کارت بانکی تون رو به من بدهید و کارت کشید به مبلغ 2،045،000 ریالمن خیلی تعجب کردم و گفتم آقا هزینه خدمات شما اینقدر میشه؟!!!اون آقا هم با کمال اطمینان و حق به جانبی فرمودند که بله درستهمن خیلی عجله داشتم و وقت اینکه بحث کنم رو نداشتم رفتم و در یک فرصت مناسب به چند دفتر دیگه هم سر زدم و قیمت این خدمات را از اونها هم پرسیدم ولی متاسفانه هر دفتر یه قیمتی می داد و در نهایت متوجه شدم که اون دفتر اولی هزینه خیلی بالاتری از من اخذ کرده و ادامه ماجرا&gt;&gt;&gt;&gt;توی اینترنت کانون مربوط به اون دفاتر را پیدا کردم و یک شکایت از اون دفتر انجام دادم و قرار شد که بهم زنگ بزنبعدش من اومدم فکر کردم و یه حساب سرانگشتی انجام دادم که میزان مراجعین به این دفاتر حدود 300 تا 500 نفر اگه باشه که هست، و از هر نفر بین 50 تا 100 هزار تومان اضافه اخذ کنند در یک ماه و یک سال چه عدد و ارقام بالایی خواهد شد!!!!!!!!!!مثلا 500 نفر هر نفر 100 هزار تومان اضافه بگیرند میشه روزی 50 میلیون تومان و ماهیانه میشه یک میلیارد و پانصد و سالی میشه 18 میلیارد تومن و  . . . .</description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Dec 2023 08:16:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باغ شاه که رفتی ، نباید زیاد بیایی ، کم چرا!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-atr2mezgy6lj</link>
                <description>روزی بود و روزگاری بود . باغ بزرگی وسط شهر تهران بود که به آن باغ شاه می گفتند چون واقعا آن باغ مال شاه بود . تابستان که می شد شاه در آن باغ زندگی می کرد و توی همان باغ هم به شکایت های مردم رسیدگی می کرد . معمولا افرادی که برای شکایت می آمدند افرادی رنج کشیده و فقیر بودند اما حیف که کسی اجازه نداشت میوه ای از شاخه بچینند و دلی از عزا در آورند . اگر کسی از میوه درخت می خورد جریمه می شد و به شکایتش رسیدگی نمی شد . شاه یک ترازو جلو در ورودی باغ گذاشته بود تا مردم را وزن کند . اگر کسی موقع برگشت وزنش سنگین تر می شد معلوم بود که از میوه ها خورده و باید جریمه می داد . در آن روزگار مرد با هوشی ادعا کرد که می تواند وارد باغ شود از میوه های باغ بخورد و کمی میوه هم با خودش بیاورد اما کاری کند که جریمه نپردازد . دوستانش با او شرط بستند که اگر چنین کاری بکند جایزه بزرگی به او بدهند . مرد با هوش لباس گشادی پوشید توی جیب هایش را پر از قلوه سنگ کرد و مثل همه جلو در روی ترازو رفت و وزن موقع ورودش را ثبت کرد و رفت توی باغ . با خیال راحت سنگ ها را از جیبش خارج کرد و جلوه چشم همه مشغول چیدن میوه ها شد و شکم سیری میوه خورد و مقداری هم از میوه ها را چید و در جیبش گذاشت تا بیرون ببرد . هنگام بیرون رفتن ماموران او را وزن کردند نه تنها وزنش اضافه نشده بلکه چیزی هم کم آورده است .یکی از ماموران گفت : توی باغ شاه که رفتی نباید زیاد بیایی ، کم چرا ، چرا وزنت کم شده ؟ مرد گفت : قربان از ترس وزنم کم شده حالا اگر امکان دارد وزنی را که کم کرده ام به من اضافه کنید . دربان باغ رفت مقداری میوه چید و به مرد باهوش داد و دوباره او را وزن کرد و او را به بیرون فرستاد . دوستان مرد که از ماجرا با خبر شدند بر او و فکر و هوش او صد ‎آفرین گفتند و هدیه برایش آوردند .از آن به بعد به کسی که به دوز و کلک خودش را زیان دیده نشان می دهد می گویند : باغ شاه که رفتی ، نباید زیاد بیایی ، کم چرا.عزیزان من قصد فروش باغم را دارم چون واقعا کم آوردمهرکسی تونست کسی را پیدا کنه که نیاز به خرید باغ داره لطفا معرفی کنه09126888238</description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 11:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارث به دخترها نمی رسه!!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D8%A7%D8%B1%D8%AB-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%87-qyjr5crfjcqa</link>
                <description>موضوع ارث و میراث از موضوعات مهم و چالش برانگیز خانواده های ایرانی از قدیم الایام بوده و هستهمیشه یه جوری توی خانواده مرسوم بوده که گویا ارث فقط سهم پسرهاست و دختر خانم ها سهمی ندارند و اگر هم سهم ناچیزی بهشون داده بشه کلی منت سرشونه#ارث به کلیه اموال، عنوان‌ها، بدهی‌ها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته می‌شود که به شخص دیگری منتقل می‌گردد. ارث به مدت طولانی نقش اساسی در جوامع بشری داشته‌است. مجموعه قوانین انتقال ارث در جوامع مختلف متفاوت و در طول زمان تغییرات بسیاری کرده‌است.(ویکی پدیا)قوانین یهودمیزان ارث هر یک از وراث و به صورت خاص ارث زن جنبه توافقی دارد و هر پدری قبل از مرگ می‌تواند با تنظیم وصیت‌نامه سهم ارث هر یک از وراث را با شرایطی تعیین نماید ملاک ارث در ایران امروز به دنبال اصلاحیه سال ۱۳۵۶ می‌باشد؛ که با خواست یهودیان ایران و تأیید ریشون لصیون اجرا می‌گردد که البته قابل تغییر است.[۶] در ایران سهم الارث دختر نصف پسر می‌باشد.[۷]قوانین اسلامدنیای قبل از اسلام، برای زن حقوق ارثی مستقل و مسلّمی قائل نبودند، یا اصلاً به او ارث نمی‌دادند یا اگر می‌دادند به‌صورت سهم قطعی و مفروض نبود؛ بلکه احتمال داشت که به‌عنوان وصیت، مالی را برای زن بگذارند. به دیگر عبارت، محرومیت زن از ارث، سنت رایج و حاکم بر ادیان قبل از اسلام بود.[۲] مطابق با قوانین اسلامی، ارث بین فرزندان پسر و دختر به صورت ۲ سهم برای پسر و یک سهم برای دختر تقسیم می‌شود. چنانچه پدر و مادر وارث باشند سهم آن‌ها نیز به صورت ۲ به ۱ خواهد بود. در صورت مرگ پدر و وجود فرزندان و مادر، ارث مادر ۱ قسمت از ۸ قسمت کل دارایی‌ها خواهد بود.[۸]قوانین دین مسیحیتانجیل شریعت و قانون و فقه مستقل و مشخصی را ارائه نکرده و لذا پاپ های کلیسا مسیحیان را به شریعت یهود ارجاع دادند[۹]قوانین دین زرتشتدر اوستا، اشاره ای به ارث زنان نشده‌است. اما در فقه امروزی زرتشتیان، زن، مستحق یک ششم میراث شوهر، و دختر، مستحق نصف سهم پسر از ارث شناخته شده‌است.[۱۰]طبق آیین زرتشت هرگاه ورثه عبارت باشند از زوجه و دو دختر و یک پسر، زوجه سهم معینه خود را از ماترک برداشته و بقیه را نصف جهت ازدواج دو دختران و نصف دیگر بهره پسر خواهد بود اگر مردی با بیوه ای که دارای فرزند است ازدواج کند و از آن زن صاحب اولاد گردد در صورت فوت مرد، نافرزندان او از ماترکش ارث نمی‌برند ولی زن یک سهم و پسران خودش دو سهم و دختران او یک سهم از ماترک او ارث خواهند برد.[۱۱] البته در آیین زرتشتی و در دوره ساسانیان دختری که شوهر دارد واجد این شرایط نیست از ارث محروم است[۱توی روستای ما هنوز هم این موضوع به درستی اجرا نمیشه و بعد از فوت پدر خانواده یکی از پسران خانواده که زور بیشتری داره و شاید کمی پرروتر هم هست خودش را مالک زمین و اموال پدر میدونه و تا چندین سال( به واسطه حفظ حرمت همدیگه، کسی از روی حیا بیان نمیکنه) و پس از چندین سال هم اگر کسی مطرح کنه ، اون پسر خانواده که تمام ارث چندین سال در اختیارش بوده و کلی منفعت هم نصیبش شده، عصبانی میشه و کلی جنگ و دعوا و مشاجره پیش میادو در نهایت بیشتر ارث را خودش برمیداره و چندرقاز هم به برادر ها میده و به خواهر ها اصلا نمیده و یا خیلی خیلی ناچیز پرداخت میکنهمخصوصا در مورد زمین های کشاورزی که برادرها عنوان میکنند که زمین کشاورزی به درخترها ارث نمیرسه@@@و این قصه زول دراز دارد. . . .</description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Sep 2023 13:59:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرص چرا؟...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85172227/%D8%AD%D8%B1%D8%B5-%DA%86%D8%B1%D8%A7-u1grkxe5ksjq</link>
                <description>غم روزی فردا مخوربا سلام و تقدیم احترام، دیشب قبل از خواب یه موضوعی به دهنم خطور کرد که باعث شد ساعت ها فکر کنم؛ اون فکر این بود که چرا با اینکه خداوند چیزهای زیادی رو در اختیارمون قرار داده بازهم فکر میکنیم که هیچی نداریم و اینها برای این است که ما آرامش پیدا کنیم، ولی نه تنها که آرامش نداریم ، حتی هر لحظه مضطرب و نگرانیم، مثل این موقع شب که من هنوز بیدارم و خوابم نمیره. . .صبح که به سر کار رفتم و گوشی موبایلم را نگاه کردم، یه مطلب دیدم با این عنوان : {غم روزی فردا مخور}  یکدفعه به خودم اومدم که یعنی چی ، کمی سرچ کردم و به این مطلب رسیدم که: وَ قَالَ (علیه السلام): يَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي قَدْ أَتَاكَ، فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأْتِ اللَّهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ. و فرمود (ع): اى فرزند آدم، اندوه روز نيامده را به روزى كه آمده است مياور. زيرا فردا، اگر از عمر تو باشد، خداوند در آن روز، روزيت را خواهد داد.حرص چرا؟امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه براى پيشگيرى از حرص حريصان مى فرمايد : «اى فرزند آدم! غم و اندوهِ روزى كه نيامده را بر آن روز كه در آن هستى تحميل مكن، چراكه اگر آن روز، از عمرت باشد خداوند روزىِ تو را در آن روز مى رساند. (و اگر نباشد، اندوه چرا؟)»شك نيست كه منظور امام عليه السلام از اين كلام، نفى آينده نگرى و تدبير در امور زندگى به خصوص در سطح جامعه اسلامى نيست، زيرا هر كسى بايد به آينده همسر و فرزندانش و زمامداران اسلامى به آينده مسلمانان حساس باشند. بنابراين هرگز منظور امام عليه السلام ترك تلاش و كوشش براى زندگى و تأمين آينده معقول و برنامه ريزى براى وابسته نبودن به ديگران نيست، بلكه هدف جلوگيرى از حرص و آز شديدى است كه بسيارى از مردم را فرا مى گيرد و به بهانه تأمين آينده دائمآ براى ثروت اندوزى تلاش مى كنند و اموالى را گرد مى آورند كه هرگز تا آخر عمر از آن استفاده نكرده، براى ديگران به يادگار مى گذارند.منظور امام عليه السلام از كلام بالا اين است كه اگر چيزى هنوز زمانش فرا نرسيده و به دست تو نيامده غمگين مباش و حسرت و اندوه به خود راه نده. شايد چنين چيزى اصلاً وجود پيدا نكند و نبايد شتابزده، غم واندوه را براى آن به خود راه دهى. چنين غم و اندوهى چه سودى دارد و اى بسا زندگى را بر ما تباه كند و غم و اندوه را بر دل ما مضاعف سازد و ما را از تفكر وتلاش براى واجبات و انجام مسئوليتها بازدارد. كلام حكيمانه بالا پيام ديگرى هم دارد و آن اينكه نبايد برنامه هاى آينده سبب فراموشى برنامه روزانه شود؛ مثلاً ملتى امروز با گرسنگى دست به گريبانند، مسئولان براى چند سال بعد طراحى كنند و از وضع امروز غافل شوند. امام عليه السلام مى فرمايد: غم فردا را بر فكر امروز نيفزا؛ مسئوليت خود را امروز انجام ده، به لطف خدا مشكلات آينده را حل خواهى كرد. همانگونه كه عكس اين كار نيز درست نيست كه انسان وظيفه امروز را براى فردا بگذارد، چراكه فردا وظيفه خاص خود را دارد و به گفته شاعر:كار امروز به فردا نگذارى زنهار         كه چو فردا برسد نوبت كار دگر است</description>
                <category>علی موسوی</category>
                <author>علی موسوی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2023 09:14:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>