<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mohsen quchani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_85199890</link>
        <description>محسن نخودبریز قوچانی از مشهد مقدس امام رضا(ع) هستم. برق قدرت از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و علاقه مند به روانشناسی جامعه شناس، شعر و فلسفه هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:35:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2333387/avatar/dVNIQG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mohsen quchani</title>
            <link>https://virgool.io/@m_85199890</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حقیقت و ناحقیقت حوادث دی ماه اخیر.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85199890/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-fyorvd96tppb</link>
                <description>ایا بستن چشم بر روی حقیقت، حقیقت را باطل می کند.شتر مرغ در هنگام خطر و ترس سرش را در خاک پنهان می کند.در حوادث اخیر دی ماه عده ایی قربانی خیال پردازی و هوس بازی دیگران شدند.عده ایی مانند شتر مرغ سر در خاک کردند به عبارتی پیرو حزب باد بودند.عده ایی سر در خاک کردند و با چشمان بسته تاریکی عالم خاک را وارونه و روشنایی جلوه دادند.و عده سوم که باز هم سر در خاک کرده بودند و ناحقیقت دسته دوم را حقیقت پذیرفته بودند در حالیکه که خودشان می دانستند که در عالم خاک تاریکی محض است.یعنی گروه اول ترسان بودند و گروه دوم از عمد، متحمل گرفتن خون بسیاری از هم وطنان ما شدند و گروه سوم در جهل خود تابع گروه دوم شدند.شاید گروه سوم از نظر قانون عدل خداوند قابل بخشش باشند ولی گروه دوم خود و دیگران را با هم فریفتن. کسی خودش، خودش را فریب دهد جود شیطان است.قدرت بدون( اخلاق و دین) سلطه جویی و دیگر آزاری ایجاد می کند. حتی پزشکان تحصیل کرده هنگامی که صاحب منصب و مقامی می شوند خصلت سلطه طلبی پیدا میکنند. البته در صورت نداشتن دین و مکمل آن یعنی اخلاق.در بیمارستان کامیاب مشهد برای مشکل شکستگی رجوع کرده بودم که یکی از پزشکان جوان، با عصبانیت به یک مریض اورتپد با صدای سنگین گفت کی به تو اجازه داد بنشینی. این خاصیت قدرت بدون دین و اخلاق است که دیگر آزاری و سلطه طلبی ایجاد می کند.من در دو روز حوادث دی ماه اخیر در خیابان نبودم. ولی روز قبل از حوادث از داندانپزشکی دانشگاه فردوسی در حال برگشت به خانه بودم. و موتور سوران اصلحه ساچمه ایی بدست را دیدم. فضا فضای اعراب انگیزی بود.من نیروی انتضامی را قضاوت نمکینم تصدیق یا تایید هم نمی کنم. چون آنها جزئی از خود مردم ما هستند. و ممکن است، دین و مکمل آن اخلاق را نداشته باشند. اما جزئی از خود ما هستند. و در ضمن اگر مدرکی وجود داشته باشد که کار غیر اخلاقی و خارج از شان انسانی انجام داده باشند قطعا مراجع قضایی باید دخیل کنند.سال اول دانشگاه بودم که به دلایلی مجبور شدم در کلانتری برای ساعاتی مبحوس بشم.سرباز کلانتری در حالیکه من عصبانی بودم و کمی غضب کرده بودم فقط به خاطر غضب من را به سمت پایین هل داد چند لقد به من زد و داخل یک سلول تاریک حبسم کرد و گفت آخر شب می یام حسابت را می رسم. خوشبختانه شبانه داییم من را از حبس ان سلول سیاه نجاتم داد و حتی در هنگام ازاد شدنم افسر نگهبان در حالیکه که من عصبانی بودم و بغض کرده گفت با خصومت گفت جلوی من دست را بینداز ولی خوشبختانه با کمک دایی ام شبانه آزاد شدم.میخوام بگم در هر مجموعه قدرت یا حتی ثروت بدون دین و اخلاق دیگر آزاری و سلطه طلبی وجود داره.و نیرونی انتضامی جزئی از مردم ما هستند. در حالیکه که حکومت اسلامی آرمان دین و اخلاقی را دارد. ضمن اینکه افراد دگر آزار ده نیز درونش وجود دارد.اما بسیج تا جایکه من با بسیجیان ارتباط داشتم. اموزش اخلاق و دین یکی از ارکان و پایه های حکومت دینی اسلامی و اعتقادی است.روز بعد اغتشاشات که راهی بانک شده بودم بسیجیان را دیدم. ولی فضا فضای صمیمی بود و مودبانه از من خواستن که بانک نمی تونه به شما خدمات بده من بدون هیچ التهابی برگشتم.حالا بریم سر مسئله شتر مرغ ها.سه گروه داشتیم. و بانی ایجاد این سه گروه {رضا پهلوی}اما از همه دلیل ایجاد این سه گروه، احمق و نادانی است که بانی التهاب و وحشت شما هموطنان شده که جز این سه گرو شوید و سر در داخل خاک کنید. از هموطنان عذرخواهی می کنم.این شخص فردی غیر ایرانی و ترسو از مرگ چون رضا پهلوی است. که عدهایی به خاطر احساس غریزی خوشایند آزادی دورش جمع شدند. و فاجعه ایجاد کردند.این فرد قدرت نمی خواهد فقط به خاطر قدرت حاظر است هر کسی را قربانی کند . جز زمان مردن خودشهموطنان اگه پست من درباره احساس عجیب خوشایند آزادی که مادر تمام احساسات لذت آور و کمی عجیب است را بخوانید.هموطنان عزیز این فرد که از نظر من به انسان بودنش شک دارم تاج و تخت نمی خواهد فقط خونبهای رسیدن به قدرتش را از خون و عزیزان شما می خواهد. عده ایی هم که حرف های این احمق را با ور کردند خودشان خودشان را فریب دادند.هموطنان خودتان را فریب ندهید که بزرگترین دشمان انسان جهل و شیطان است</description>
                <category>mohsen quchani</category>
                <author>mohsen quchani</author>
                <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 19:54:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساس غریزی خوش آیند آزادی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85199890/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-miim0t7ke2z4</link>
                <description>احساس عجیب غریزی خوشایند آزادیپرنده ای در قفس را در نظر بگیرید.  پرنده تا احساس امنیت نکند از قفس خارج نمی‌شود.پس نیاز امنیت مقدم بر احساس لذت آور آزادی است.و برای خوردن غذا به داخل قفس می‌رود {احساس بر طرف کردن نیاز فیزیولوژی } یعنی برای دریافت غذا آزادی خود را محدود می‌کند.بنابرین احساس فیزیولوژی مقدم بر احساس لذت آور آزادی است.به همین صورت احساس احترام و محبت به نوعی مقدم بر هسته دایره احساس لذت آور آزادی هست.احساس آزادی از احساسات مهم آدمی هست. این احساس غریزی خوشایند، در سلسله مراتب نیاز‌های آدمی بسیار موثرتر و تاثیر گذارتر می‌باشد. آدمی در تامین نیاز فیزیولوژی خود، احساس اختیار و آزادی را در تامین حداکثر لذت از نیاز فیزیولوژی خود، بیشترین لذت از انتخاب خود می‌باشد.{ خوش مزه ترین ‌ترین غذا را انتخاب می‌کند} برای تامین نیاز امنیت خود گاهی احساس آزادی خود را کتمان می‌کند. یعنی از هسته احساس عجیب لذت آور آزادی دور می ماند. چرا که نیاز به امنیت را ملزوم تر می‌یابد{طبق هرم مازلو}.رفع نیاز احترام و محبت در افرار متفاوت با توجه به ساختار فکری و نقش آورینی احساسات درونی متفاوت است. تامین نیاز احترام در مردان  نسبت به زنان مستولی تر و تامین نیاز محبت در زنان از مردان ارجمند تر است. بنابراین این دو نیاز حالت شناور در افراد جامعه مردان و زنان دارد. هرم مازلوهرم مازلو بسیار منحصر به فردانه سیر نیاز های بشر را ساماندهی نموده. اما نمی تواند دقت حالات درونی بشر را بازگویی نماید. به عبارتی نقص هایی دارد که باید ساماندهی شود.در نمودار زیر هرم مازلو را دقیق تر و بنیادی تر مورد ارزیابی قرار می دهیم.بله نیازهای فیزیولوژی و نیاز به امنیت و نیاز به محبت و نیاز به احترام و در نهایت نیاز خودشکوفایی در ساختار هرم مازلو خوب تامین شده ولی کافی نیست. بر این اساس مدل بیضی مانند شکل زیر را مورد ارزیابی قرار می دهیم.تمام 5 نیاز بالا 5 پنج بیضی حول محور دایره لذت آور ازادی گردآوری هستند. و برای ارتقاء از هر نیاز به تامین نیاز بعدی باید در داخل دایره لذت آور آزادی چرخش در جهت عقربه ساعت باشد تا تکامل نیاز بشر شکل بگیرد. توجه داشته باشید بشر برای ارتقائ از تامین نیازی به نیاز دیگر باید کوتاهترین مسیر دایره مانند در دایره لذت آور آزادی را انتخاب کند. مسیری دایره ایی هم مرکز با دایره آزادی. علت آن هم این است که برای تامین نیاز و ارتقائ به نیاز دیگر اگر چه در داخل دایره لذت آور آزادی هستیم. ولی برای جابجایی در داخل دایره آزادی لذت آور کوتاه ترین مسیر دایره ایی انتخاب شود تا با کمترین رنج انتقال از نیازی به نیاز دیگر مسجل گردد.اما افرادی که وارد قسمتی از احساس لذت آور آزادی می شوند و در آن این احساس لذت آور عجیب خوش هستند و بیشتر عمر خود را به جای تکامل و رسیدن به احساس خود شکوفایی در این قسمت هسته ایی احساس ازادی در رفت و برگشت هستند در واقع زندگی بی معنی و به اصطلاح الکی خوش هستند.نمودارهای نیاز های مازلو حول دایره احساس لذت آور آزادی</description>
                <category>mohsen quchani</category>
                <author>mohsen quchani</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 19:43:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق و لذت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85199890/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D9%84%D8%B0%D8%AA-x348vgwje5pm</link>
                <description>عشق همان نیرو محرکه روانی و انگیزه (F) می‌باشد. هر عمل که با عشق همراه باشد، نیروی محرکه قوی را در انسان احساسات انسان ایجاب می‌نماید. در تداوم روابط زندگی انسان (زن و مرد)، هم عامل لذت (v) وجود دارد هم عامل عشق (نیرومحرکه روانی); ما بر این اساس چهار حالت مجزا داریم .4 حالت مجزا عشق و لذت در زندگی فردی:1.    فرد عاشق باشد؛ ولی تمایلی به لذت با معشوق خود ندارد.2.    فرد عاشق نباشد؛ ولی تمایل برای ایجاب لذت با طرف جنس مخالف ندارد.3.    فرد عاشق نباشد؛ ولی تمایل به رابطه لذت‌بخش با جنس مخالف را دارد.4.    فرد عاشق باشد؛ ولی تمایل به وجوب لذت ارتباط با معشوق خود را دارد.ما گزینه 4 را بهترین نوع روش سبک زندگی، می‌دانیم، عشق خودش لذت تولید می‌کند. {جمع لذت نیرومحرکه عشق + لذت ناشی از آن در رابطه جنسی = جمع کل لذت از رابطه} در انسان فرضی، لذت پایداری را ایجاب می‌کند؛ که پایداری زندگی را قوی و محکم می‌گرداند.در خانواده‌هایی که از هم جدا می‌شوند و روابط زندگی از هم می‌پاشند . مقدار منفی حاصل از تنفر {تنفر نوعی نیرومحرکه منفی است}; که معکوس همان عشق است. از لذت حاصل از احساس میل جنسی زوجین کم می‌شود و در نتیجه این تفکیک (B-A)، با یک لذت منفی روبرو هستیم؛ که انسان فرضی، برای رهایی از رنج افزون شده، جدایی را انتخاب می‌کند و در نتیجه زوجین، به خاطر رهایی از این رنج، جدایی را بر می‌گزینند.گزینه 3 مربوط به افراد هرزه است که میل به بی بندباری دارند و به دلیل نداشتن عشق به معشوق خود تنها لذت حاصل از میل جنسی را در پی دارند. در نتیجه به خاطر این لذت منفور، به هرزگی خود، تا مدتها ادامه می‌دهد و قصد ازدواج ندارد. مگر اینکه عاشق شوند و لذت بیشتری (جمع لذت عشق + لذت حاصل از رابطه جنسی) بیشتر به حالت مجرد در خود یابند…حالا در این مبحث، ما رفتار اجتماعی دو نفر زوج مرد و زن را مورد بررسی قرار می‌دهیم. ما در روابط بالا برای یک انسان چهار حالت را بررسی کردیم. اگر رابطه دو نفر را مورد ارزیابی قرار دهیم. جمعاً 4× 4=16 حالت رفتاری در روابط زن و مرد، داریم.16 حالت عشق و لذت در زندگی اجتماعی:1.    هر دو عاشق باشند؛ و هر دو از رابطه جنسی لذت ببرند.2.    هردو عاشق باشند؛ ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند3.    هردو عاشق باشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.4.    هردو عاشق باشند؛ ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد ولی مرد نبرد.5.    هردو عاشق نباشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.6.    هردو عاشق نباشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن ببرد.7.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد، ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.8.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد ولی هردو از رابطه جنسی لذت نبرند.9.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.10.   مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد و لی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.11.    مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد. ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.12.     مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند.13.      مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.14.     مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.15.     هر دو عاشق نباشند؛ ولی هر دو از رابطه جنسی لذت می‌برند.16.هر دو عاشق نباشند ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرندتفاوت عشق و هوساگر چه انسان هوس باز که با چند نفر ابراز میل جنسی می کند و عاشق نیست. اما علارقم، عدم وجود نیرومرحکه ناشی از عشق به خاطر تنوع در داشتن رابطه زیاد با افراد زیاد نیرومحرکه ناشی از میل جنسی را در خود احراز می‌یابد و امید و انگیزه لازم در زندگی را برای اینگونه زیستن، در خود را دارا می دارد. اگر چه فرد فرضی عاشق نیست. ولی پشبرد این استراتژی{زندگی هوس بازی با چند نفر و عیاشی} در زندگی جلو رونده است ولی ایجاد احساس خوشایند غریزی می کند.که در طول زمان باعث رشد احساسات غریزی (هرزه گی) و در نهایت یک جامعه آلوده داریم. که به جای ایجاد نیرومحرکه مثبت عشق، نیرومحرکه غریزی هوس را، انسان فرضی در خود یافت می‌کند.این انگیزه و نیرومحرکه فرد، در زندگی خطرناک است{رشد شرارت و خشونت غریزی در جامعه،بر اثر رشد غریزه} افزایش می دهد. اگر کشورهای غربی عشق در زندگی را در فرهنگ غنی خود لمس کنند . به دلیل فرهنگ بزرگ و غنی انسان رفتار کردن، (بدور از فرهنگ هوس و بی بندباری) آنگاه یک غرب شکست ناپذیر و قدرتمند می شدند که اساس آن انسان بودن و درست زیستن بود. ولی افسوس که نیستند.</description>
                <category>mohsen quchani</category>
                <author>mohsen quchani</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 18:54:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی فلسفی رنج و لذت:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85199890/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%88-%D9%84%D8%B0%D8%AA-ekvy8klwarhr</link>
                <description>متفکر و استاد بررسی لذت و رنج در کتاب به سوی کامیابیتمام رفتار آدمی بر اساس تفاضل تابع لذت از رنج بدست می آید. مثلاً در هنگام غذا خوردن، فرد بهترین غذای لذت آور برای خودش را انتخاب می کند. اما اگر فرد در نزد مهمان باشد، رنج حاصل از حفظ آبروی خود را از لذت انتخاب بهترین غذا سفره، کم می‌کند و سپس دست به انتخاب بهترین و مناسب ترین غذا می‌زند. در صورتی که اگر تنها باشد، تقریباً انتخاب آزادانه تری دارد، مگر آنکه از نظر بهداشت سلامت بدن، غذایی برای این شخص فرضی، مضر باشد و فرد با منطق و بینش (بیشترین لذت از خوردن)  غذای مناسب را انتخاب کند.رنج حاصل از خدشه دار شدن غرور و لذت حفظ غروراما سوالی که اینجا مطرح می‌باشد;  این است که!؟ چرا انسان در حالت نزاع، رنج حاصل از جدل را برای خود می‌خرد؟ در حالت نزاع انسان، در ابتدا دچار رنج حاصل از ایجاد اهانت در خود می‌‌شود، برای کاهش این رنج، دست به مقابله می‌زند; تا لذت غرور خود را حفظ کند. با  مقابله به مثل و ایجاد رنج در فرد ثانی، غرور خود را حفظ و رنج حاصل از تحقیر از جدل را کاهش دهد. ولی چون در آن لحضه عصبانی است و به صورت احساسی (احساس نا خوشایند غریزی) عمل می‌کند; برای حفظ غرور (لذت  و کاهش رنج در هنگام نزاع) نسبت به شرایط، جاهل عمل می‌کند و فقط خداوند می‌داند، برنده این نزاع کیست. در واقع، قضاوت دیگران و در نتیجه حالات خود فرد، برنده یا بازنده نزاع را مشخص می‌کند.; اما در صورت، ایجاد رنج حاصل از تحقیر غرور ، فرد تصمیم به انتقام می‌گیرد. و این رنج تا مدت‌ها ادامه دارد (تا زمانی که رنج حاصل از تحقیر غرور تقریباً در ذهن محو شود.)  در نهایت یا انتقام می‌گیرد و در صورت موفقیت کار به انتها می‌رسد. ولی در عده ایی لذت حاصل از بخشش، بیشتر از لذت حفظ غرور تحقیر شده است.لذت مصرف مواد مخدر و چگونگی مقابله با چنین لذتی.برای اینکه تشخیص دهیم، یک بیمار مبتلا به مواد مخدر  می‌تواند; بیماری اعتیاد خود را بهبود دهد و از دامن اعتیاد رهایی یابد. باید مقدار لذت حاصل از امیدواری برگشت به زندگی را از لذت حاصل از مصرف مواد را کم کنیم. انسان گزینه ایی را انتخاب می‌کند; که بیشترین لذت را در نظر داشته باشد و نسبت به دیگر لذتها جایگاه بیشتری را کسب کند.به عبارتی هنگامی تصمیم می‌گیریم; که انسان فرضی;  که با کسر لذتها از رنج ها با یکدیگر، مقدار مثبت لذت را لمس کند. مثلاً اگر از پدیده ایی لذت A  را می‌برد و از نگرش به همان پدیده به گونه مقابل آن پدیده، لذت B را می‌برد; به صورتی که این دو رابطه در جهات متفاوت با هم باشند.به طور مثال A  (لذت مصرف مواد مخدر) و B(لذت حاصل از برگشت به خانواده و زندگی اجتماعی) این دو لذت با هم رابطه مقابل هم را  دارند . رابطه B-A=X اگر مقدار X مثبت باشد، فرد توانایی رهایی از اعتیاد را دارد. و در صورت که مقدار آن منفی باشد فرد، رفتار لذت کشیدن مواد مخدر را در پی می‌گیرد و توانایی رهایی از این معضل اجتماعی را ندارد.نتیجه گیری:در این مقاله  ما تنها دو مورد  راA , B  مورد ارزیابی قرار داریم و می تواند گزینه های C ,D ,… تا مقدار زیادی فاکتور در معادلات (رنج و لذت) یافته شود . در صورت کسر این دو رابطه مقابله هم، نتیجه می‌گیرم این انسان فرضی چه روش سبک زندگی را انتخاب میکند.</description>
                <category>mohsen quchani</category>
                <author>mohsen quchani</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 14:52:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انقلاب کی شکل می گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85199890/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-k6infy4yyeb8</link>
                <description>انقلاب، بیشتر یک امر احساسی است تا منطقی. رهبر یک انقلاب باید دارای معرفت انقلابی باشد و با منطق، گروه را هدایت کند و با جهت‌دهی، آن را به سوی هدف انقلاب رهنمون سازد.عواملی چون فضای مجازی، نقش مهمی در تحریک احساسات گروه به منظور پیشبرد اهداف انقلاب ایفا می‌کند. رهبران گروه‌های انقلابی از طریق فضای مجازی، مهره‌های انقلابی خود را سازماندهی می‌کنند.این هیجانات، مهره‌های انقلابی هستند که بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه، دست به ایجاد انقلاب می‌زنند. مهره‌های انقلاب نیازمند درک صحیح از نحوه پیشبرد انقلاب نیستند. این رهبر انقلاب است که باید اهداف انقلاب را با تفکر و درایت سازماندهی کند. از این رو، تیم رهبران گروه انقلاب باید سازمان‌یافته و با عقلانیت، شیوه، نشر و رشد انقلاب را سازماندهی کنند.مهره‌های انقلابی، بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه و تحت نظر رهبران گروه‌های انقلابی، اهداف انقلاب را به پیش می‌برند.بنابراین، در اوایل انقلاب، گروه جوانان و یا نوجوانان، تحت تأثیر استراتژی و روند انقلاب، حرکت اولیه گروه رهبران انقلاب را دنبال می‌کنند.و پس از خیزش انقلاب، دیگر افراد جامعه از قشرهای مختلف و گروه‌های سنی متفاوت، از نوجوان تا مسن، در شکل‌گیری انقلاب سهیم می‌شوند.یک انقلاب شامل یک استراتژی مشخص رهبران گروه انقلاب نیست. بلکه روند ازمون و خطای رهبران گروه انقلاب است. شاید 10 ها بار ازمون و خطای گروه رهبران گروه انقلاب جامعه است.هر ازمون شامل یک نمودار به شکلبرای ایجاد انقلاب تعقر نمودار رو به بالا باید باشد که در این نمودار نیستاین نمودارهای آزمون و خطا در ابتدا شکل صعودی دارند و در انتها به حالت اشباع می‌رسند و روند صعودی خود را حفظ نمی‌کنند. برای شکل‌گیری روند انقلاب، باید نمودار، روند صعودی خود را در پی بگیرد تا انقلاب صورت گیرد.مانند شکل نموداری زیر!نمونه یک انقلاب موفق با افزایش شور و هیجان انقلابیوناین معماری و درایت رهبران گروه انقلاب است که روند صعودی انقلاب و در نهایت شکل‌گیری آن را به دنبال دارد. روند شکل‌گیری انقلاب به صورت صعودی با شیب رو به رشد و در نهایت تهاجمی، شکل‌گیری انقلاب را به انجام می‌رساند.بنابراین، در شکل‌گیری انقلاب، معماری انقلاب در طول زمان هدفمندی خود را از دست می‌دهد و تنها نمودار آزمون و خطا رهبران گروه انقلاب است که با تدریج و روی هم قرار دادن این نمودارها، به شیوه درست شکل‌گیری صحیح انقلاب می‌پردازد.تشدید احساسات انقلابی مهره‌های انقلاب، یعنی حفظ روند صعودی انقلاب. و احساسات افرادی که روند انقلاب را تشدید می‌کنند، یعنی توسعه این احساسات به دیگر گروه‌های افراد (مهره‌های انقلاب).شور انقلابی یعنی توسعه رشد انقلاب به سمت اهداف انقلابی است. و در نتیجه، دهها بار آزمون و خطا در شکل‌گیری انقلاب، با روند صعودی شور انقلاب، نه به بازگشت به حالت شور انقلابی، بلکه به سمت اشباع آن پیش می‌رود.سرکوبی انقلاب توسط مخالفان شکل گیری انقلاب یعنی به حالت اشباح رفتن شور انقلابی و شکست انقلاب می گردد مانند شکل زیر.در این نمودار انقلاب به خوبی مهار شده و کنترلدر نمودار بالا، اگر تا زمان فرضی دو انقلاب شکل بگیرد، کار برای حکومت آن جامعه تمام است. در صورت طولانی شدن انقلاب و ورود به زمان 2.5، انگیزه انقلابیون تحلیل می‌رود و انقلاب با سرکوب حکومت به خاتمه می‌رسد. نمودار بالا صعودی است و تقعر آن به بالا است، اما از زمان 2 به بعد تقعر آن رو به پایین است و نتیجه آن، یاس گروه انقلاب‌گر است. و در صورت سرکوب انقلابیون، این یاس تبدیل به شکست می‌شود.مردم ایران عزیز، از آن روز حراس باشید که احمقی چون رضا پهلوی، که طمع قدرت‌طلبی در این موجود اوباش موج می‌زند، با مشاوره رهبران گروه انقلابی خود، نگرش و احساسات شما را صعودی کرده و انقلابی که نصیب شما جز خسارت و زیان نیست شکل بگیرد.هدفش قدرت گرفتن و اهداف کودکانه است. او بازیگر احساسات است؛ ابتدا نوجوان و جوانان تحت تأثیر هیجانات احساسی خود، و بعد با مظلوم‌نمایی، دیگر اقشار از سنین متفاوت جامعه. را وارد این بازی دهشتناک می کند.طمعه شغال بی‌معنی نیست.اگر به دنبال اصلاح شرایط زندگی خود به صورت ارمانی هستید، باید نظرات اصلاحی خود را با افراد صاحب صلاحیت سیاسی و عقلایی آمیخته کنید، نه با گرگ سیرتی (سلطنت طلب ها و منافقین کینه دوز)که هدفش ارضای میل قدرت‌طلبی خود به هر قیمتی هستند.</description>
                <category>mohsen quchani</category>
                <author>mohsen quchani</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 16:34:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>