<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهران نوذری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_85447012</link>
        <description>نویسنده‌ی کتاب سیاوش؛ مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:03:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3942429/avatar/U3BNx3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهران نوذری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_85447012</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیاوش؛ مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85447012/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-n4yig5xkljbo</link>
                <description>کتاب سیاوش: مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگر نوشته‌ی منصور نوذری داستانی واقعی است که از زبان پدر یک بیمار کرون روایت می‌شود. نوذری در این کتاب به شرح تمامی اتفاقات پیش آمده از بروز علائم بیماری تا تشخیص و درمان آن می‌پردازد.در این کتاب با روند بیماری «سیاوش» آشنا می‌شوید؛ از ابتدا تا سرانجام ماجرا. منصور نوذری به عنوان پدری دلسوز و مهربان هفده سال در کنار فرزند خود با این بیماری مبارزه می‌کند و اکنون وقایع آن سال‌ها را شرح می‌دهد.در طول داستان به رغم تمام ناملایمات پیش آمده برای نویسنده و قهرمان داستان، صبر، بردباری و جنگجویی وسیله‌ای برای تحمل و در نهایت پیروزی بر بیماری کرون می‌شود. نویسنده امیدوار است تا با ارائه‌ی تجربیات خود در کتاب سیاوش: مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگر، راهی میان‌بر در تشخیص این بیماری توسط کادر درمانی گوارش شکل گرفته تا سبب امیدواری و درمان انسان های درد کشیده و بردباری همچون سیاوش (قهرمان داستان) باشد.در بخشی از کتاب سیاوش: مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگر می‌خوانیم:مطب دکتر فوق تخصص غدد در کرج بود. منشی برای سه ماه بعد به ما نوبتِ ویزیت داد. برای اولین‌بار که نزد دکتر غدد رفتیم، هفت ساعت در انتظار بودیم. این معطلی در هر بار مراجعه اتفاق می‌افتاد و یک امر عادی شده بود. در اولین روز حضور در مطب، پزشک غدد، یک آزمایش خون پنج مرحله‌ای برای سیاوش نوشت. به همین خاطر، او را برای آزمایش خون به آزمایشگاهی در فردیس بردم. پنج بار خون هر نیم‌ساعت یک بار از او نمونه گرفته شد. پس از اتمام کار آزمایش، سیاوش از شدّت ضعف، توان ایستادن روی پاهایش را نداشت.جوابِ آزمایش نشان می‌داد، که سیاوش دچار کمبود ترشح هورمون رشد است. دکترِ غدد قرص و آمپول برای او تجویز کرد. آمپول‌ها، ساموتروپین نام داشتند؛ هر ماه، هشت عدد. پس از تشکیل پرونده‌ی پزشکی در مرکز اسناد پزشکی، برای تهیه دارو بر اساس سهمیه به هلال‌احمر می‌رفتم.سیاوش آموخته بود که خودش آمپول‌های ساموتروپین را تزریق کند. تقریباً هر آمپول برای پنج روز با دوز مشخص بود. متأسفانه این درمان برای تشخیص بیماری سیاوش و بهبود او چاره‌ساز نبود. این‌که رشدش کم بود، قابل‌فهم بود، ولی پس از یک سال استفاده از داروهای پزشک غدد، وزن او هیچ تغییری نکرده بود. تنها مقداری به قدش اضافه شد، که آن‌هم می‌تواند به‌دلیل شرایط سنّی‌اش بوده باشد. به همین دلیل، ادامه‌ی درمان توسط پزشک غدد را متوقف کردیم.</description>
                <category>مهران نوذری</category>
                <author>مهران نوذری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Oct 2025 16:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن‌سوی مرگ | روایتی متفاوت از آنچه پس از مرگ می‌آید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85447012/%D8%A2%D9%86-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-snlbkf8wgr6v</link>
                <description>آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که اگر مرگ پایان نباشد، بلکه فقط یک دروازه باشد؟در کتاب «آن‌سوی مرگ» تلاشی کرده‌ام که این پرسشِ عمیق را از زاویه‌ای داستانی و انسانی روایت کنم.این اثر، تلفیقی‌ست از تجربه، تخیل و تاملی بر جهان‌های موازی و آنچه شاید فراتر از حیات زمینی وجود دارد.در دل این داستان، با شخصیتی همراه می‌شویم که مرگ برایش نه نقطه پایان، بلکه آغازی‌ست برای سفری عجیب و ناشناخته؛ سفری که هر بار او را به جهانی تازه می‌برد... جهانی که در آن، گذشته‌ی او بازتابی دیگر دارد و آینده‌اش در گرو تصمیماتی‌ست که هرگز تصور نمی‌کرد سرنوشت‌ساز باشند.اگر به داستان‌هایی با طعم واقعیت، فلسفه و رمزآلودی علاقه‌مندید، این کتاب می‌تواند شما را با نگاهی تازه نسبت به زندگی و مرگ همراه کند.برای دریافت نسخه کامل کتاب، از طریق آیدی تلگرام زیر با من در ارتباط باشید:آیدی تلگرام من</description>
                <category>مهران نوذری</category>
                <author>مهران نوذری</author>
                <pubDate>Tue, 08 Apr 2025 10:17:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی فکر می‌کنی تموم شده، تازه شروعه…</title>
                <link>https://virgool.io/@m_85447012/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%D9%87-w9u4ynvxdwn3</link>
                <description>بعضی اتفاق‌ها هست که فقط وقتی خودت تجربه‌شون می‌کنی، واقعاً می‌فهمی چقدر تلخ و سختن.چند سال پیش، زندگی من به دو نیمه تقسیم شد: قبل از بیماری پسرم و بعد از اون.اسمش رو گذاشتم «سیاوش»… چون انگار از آتیش گذشت، اما نسوخت.همه‌چیز از یه درد ساده شروع شدوقتی اولین‌بار از درد شکمش گفت، فکر نمی‌کردم شروع یه مسیر طولانی باشه. دکتر، آزمایش، دارو، دوباره دکتر…و هر بار با یه جواب جدید و بی‌نتیجه.تا بالاخره اسم بیماری اومد: کرون.تا اون موقع حتی اسمشو هم نشنیده بودم.جنگ تن‌به‌تن با نادانی و ناامیدیبزرگ‌ترین مشکل فقط خود بیماری نبود، بلاتکلیفی، ندانستن، درمان‌های اشتباه و ترس از آینده بود.اون روزها هزار بار از خودم پرسیدم:«چرا کسی قبلاً تجربه‌شو ننوشته؟ چرا هیچ‌کس راهو نشون نمی‌ده؟برای همین، وقتی به آرامش نسبی رسیدیم، تصمیم گرفتم تمام این تجربه رو تبدیل به کتاب کنم.کتاب «سیاوش» فقط درباره درد نیست، درباره امید هم هستتوی این کتاب نگفتم چی خوبه یا چی بده، فقط داستان زندگی‌مونه: از شروع درد تا درمان.نوشتم تا کسی که تازه با این بیماری یا علائمش روبرو می‌شه، بتونه میان‌بر بزنه به سمت درمان.نه اینکه مثل ما، راه‌های بی‌نتیجه زیادی رو تجربه کنه.اگر دنبال راهی، نوری، امیدی هستی... این کتاب برای توئهاین فقط یه نوشته نبود، تکه‌ای از زندگی من بود.اگر تو یا یکی از عزیزانت با بیماری‌های گوارشی مثل «کرون» درگیر هستید، یا فقط دنبال نوری توی تاریکی‌های بی‌جواب پزشکی می‌گردین،خوشحال می‌شم تجربیاتم رو کامل‌تر باهاتون به اشتراک بذارم.با هم راحت‌تر و سریع‌تر می‌تونیم مسیر رو پیدا کنیم.کتاب من: سیاوش – مبارزه با بیماری کرون و تولدی دیگرمنتشرشده در کتابراهبرای دریافت لینک کتاب یا مشاوره در مورد بیماری کرون، به من پیام بدید(می‌تونید پیام بدید، سوال بپرسید، یا لینک مستقیم کتاب رو بگیرید)آیدی تلگرام من</description>
                <category>مهران نوذری</category>
                <author>مهران نوذری</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 17:01:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>