<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهراوه طالبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_86095350</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:30:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3299686/avatar/RKudW7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهراوه طالبی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_86095350</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ابزورد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AF-clp9ey9fc9nk</link>
                <description>تئاتر ابزورد چیست؟؟عنوان تئاتر ابزورد را اولین بار منتقد ادبی،مارتین اسلین،درکتابی به همین نام ثبت کرد.نوعی از تئاتر که به بازه وسیعی از اثار نمایشنامه نویسان اواخر دهه پنجاه و در طول دهه شصت از جمله ساموئل بکت،اوژن یونسکو،ارتورادامف و دهه های متعاقب ان از جملهتام استپارد و هارولد پینتر گفته میشود.تئاتر ابزورد از لحاظ مفهومی در لایه های مختلف ،ارتباط تنگاتنگی با هیچ انگاری که پس از جنگ جهانی در آثاربزرگانی چون سارتر و کامو به اوج خود رسید دارد.ارتباط چند بعدی ای که بازی های زبانی،کلیشه های اغراق امیز،تکرار و ترکیبات بی ربط یا حتی عبارات ابتکاری را به دنبال خود دارد و از زبان شخصیت هایی بیان میشود که معمولا در یک تراژدی_کمدی اسیر شرایط جبری و فشار های ناخوشایند ناخوداگاهند.ازه شیوه های روایی کلاسیک عبور می کند و بعدتر ان را به سخره میگیرد. و طبعا همیشه لااقل ته مایه ای از فضا سازی های سورئالرا تداعی میکند.مسخرگی تلخی که لایه های قابل توجه تراژدی را از وادی روایت های واریته تا شوخی ها و بداهه پردازی های کمدیا دل آرته با خود میکشاند.#محمدباقرابادی #خون‌مردگی #مهراوه_طالبی #مهدی_جلینی #نمایش #تئاتر #ابزورد</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2024 15:12:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئاتر مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-io1xfo1pcuq7</link>
                <description>تئاتر مدرن ، معنی گسترده ای است که وقوع آن دست کم زمانی نزدیک به یک قرن را در خود نهفته دارد . مدرن بودن در تئاتر صور مختلفی را در بر می گیرد و هر روشنفکری که در امر تئاتر تجربه ای را به انجام رسانده ، وجهه نظر خاصی را ارائه کرده است که در نوع خود تاثیر گذار بوده است …گاهی در نزد آنان همه چیز در قدرت بازیگران شکل می گرفت ، زمانی سخن و دیالوگ تئاتری سلطه داشت ، نور و دکور یکباره و در مقطعی اهمیت تعیین کننده یافت و یا آموزش به جنسی از تئاتر پیوند خورد …استانیسلاوسکی، گریک، میرهولد، راینهارت، آپیا، پیسکاتور، آرتو، گروتوفکی، برشت و … بانیان چنین تحولاتی بودند .  در این میان آراء فلسفی و اجتماعی آرتو، برشت و گروتوفکی با توجه به اهمیت تاثیر شگرف در تئاتر دهه های ۵۰ و ۶۰ مورد ملاقه است ، تا زمینه بررسی جنبش های هنری و تئاتری فراگیر این دو دهه مانند بیتینک ها، بیتل ها، هیپی ها و در نهایت انواع مکاتبی همچون Living theatre  ، Happening  ، Open theqtre ، Performance به دست آید . نقطه مرکزی آثار پیتر شومان مخاطب هوشمندی است که خود در نهایت بازیگر است ، این نگرش وجه تشابه تمامی آنان است که به نوعی مدافع تئاتر نو بوده اند یا از طریق تجربه خود  در این راه کوشیده اند . گریز از صحنه کلاسیک به معنی فراگیر آن و رسیدن به مکانی که در آن مخاطب تاثیر عمل گرایانه تری در حضور در تئاتر بیابد مراد و مقصود تئاتر های مدرن بوده و هست ؛ آگوست بوال چنین می گوید : ((فکر ندانستن ، آگاه نبودن بر این که کسی در حضور بازیگر است که دارد عملی را بازی می کند همیشه مرا واداشته تا بکوشم دیگری در تئاتر را پیدا کنم که در آنها تماشاگر ، ‌(( تماشا – بازیگر ))ما نه فقط تماشاگری  که از صحنه می گیرد ، بلکه کسی که محتملا شرکت و مداخله می کند . آن وقت بود که به شکل دیگری از تئاتر بنام تئاتر مناظره ای رسیدم که در آن تماشاگر مستقیما مداخله می کند و می داند که مداخله او بر عمل تاثیر تغییر دهنده ای دارد .برشت به عنوان نقطه عطف تئاتر مدرن و در نوع اپیک یک استثناء است.#فائزه_گوهری_پور #مهراوه_طالبی #مهدی_جلینی #خون‌مردگی #نمایش#تئاتر #مدرن</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2024 15:10:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درام رمانتیک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%A9-kkga76ofs5ws</link>
                <description>درام چیست؟ درام در صنعت سینما و دنیای تئاتر معانی متفاوتی دارد. برای مثال کلمه درام در حوزه سینما و تئاتر یعنی بازنمایی یک صحنه واقعی در برابر دیدگان تماشاچیان. معنای دیگر درام در بیان احساسات برای تماشاچیان خلاصه می‌شود؛ یعنی بازیگر تداعی کننده احساساتی مانند نگرانی، ترس، اضطراب و تنش‌های شدید احساسی برای بینندگان اثر است.درام احساسی؛ صحنه تکامل و ابراز احساساتدرام احساسی که یکی دیگر از انواع درام است در قرن هجدهم میلادی رواج یافت. از آن‌جایی که درام احساسی در لغت به احساسات و عواطف انسانی اشاره می‌کند در معنای کامل‌تری به کمال رسیدن احساسات انسانی را در ذات انسان‌ها بر اثر کشمکش‌های مختلف نمایش می‌دهد.بهترین فیلم های عاشقانه جهان؛فیلم فرست کلاس | ۲۰۲۴فیلم یک رابطه خانوادگیفیلم زندگی‌های گذشتهفیلم رای لین فیلم کریسمس پیشین#شیدا_شهیدی_فر #مهراوه_طالبی #مهدی_جلینی #خون‌مردگی #درام #نمایش #سینما</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2024 14:15:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئاتر پست مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-qg2azauhisze</link>
                <description>تئاتر پست مدرن🎭. پست مدرنیسم بر خلاف مدرنیسم که خود را در قالب‌ها و تعاریف محدود می‌کرد از هر نوع مرزبندی و تعریف گریزان است. بنابراین مرز بین زشت و زیبا را از میان برمی‌دارد و به ستیز با نخبه گرایی برمی‌خیزد.تئاتر پست  مدرن متاثر از اندیشه‌ها و نظریات آنتونن آرتو و دو سبک فوتوریسم و دادائیسم  می‌باشد. در این دوره کلام و متن محوری که توسط آنتونن آرتو نکوهش شده بود، جایگاه سابق خود را از دست می‌دهد. در حقیقت زبان از کارکرد اصلی خود که پیام رسانی است، دور می‌شود و بیشتر برای فضاسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این دوره عناصری چون نور، صدا، رنگ، طراحی صحنه، لباس و موسیقی برجسته و دارای اهمیت ویژ ه‌ای می‌شوند. تماشاگران منفعل دوره مدرنیسم در این دوره دارای نقشی فعال و موثر در پیشبرد اجرا هستند. طرح داستانی در دوره پست مدرن کمرنگ می‌شود. کاراکتر و شخصیت‌پردازی نیز نفی می‌گردد. پرفورمنس و تئاتر محیطی از زیر مجموعه‌‌های تئاتر پست مدرن هستند. در پرفورمنس تاکید اصلی بر بدن اجرا گر است و تئاتر محیطی رویکردی آیینی به تئاتر دارد و هر دو پیشتاز در امر ساختار شکنی وکسب تجربه‌های نو و خلاق می‌باشند.دنیای پست مدرن بسیار گسترده و نامحدود است و ترکیبی است از جریان‌های متفاوت هنری، فرهنگی، فلسفی و....  به دلیل همین گستردگی هنوز تعریفی جامع از آن به دست نیامده است.پست مدرنیسم اساساً از تعریف گریزان است و خواهان شالوده شکنی و سلیقه گرایی است. به خاطر همین ویژگی، در تئاتر نیز بسیار متنوع و گهگاه متناقض جلوه کرده است. در حقیقت، هر گروهی که در وادی پست مدرن، دست به اجرا می‌زند؛ اجرایی کاملاً منحصر به فرد و با ویژگی‌های خاص ارائه می‌دهد که ممکن است با اجرای گروه‌های نمایشی پست مدرن دیگر، کاملاً متفاوت باشد و این موضوع، تأکیدی است بر کثرت‌گرایی در دنیای تئاتر امروزی.پست مدرنیسم، هنوز در مرحله آزمون و خطا قرار دارد و هنوز در حال تجربه کردن است. لذا، تعاریف و توضیحاتی که در ادامه در خصوص تئاتر پست مدرن می‌آید، جامع و کامل نخواهد بود و تنها براساس شواهدی است که از گروه‌های اجرایی در این شیوه به دست آمده است و هیچ کدام قطعی و ثابت شده نیستند. ویژگی‌های آن‌ها متنوع و گهگاه متضاد است.در این مقاله، ابتدا ریشه‌های تئاتر پست مدرن و نظریات آرتو، برشت و نیز تاثیر سبک‌های دادائیسم و فوتوریسم بر تئاتر پست مدرن مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس در ادامه به نحوه اقتباس از متون کلاسیک توسط کارگردانان پست مدرن و ویژ گی‌های متون نمایشی پست مدرن، پرداخته می‌شود. تماشاگر از جمله عناصری است که در تئاتر پست مدرن، دوباره توسط نمایشگران و کارگردانان عرصه تئاتر پست مدرن، کشف شده است.ضمن اشاره به ویژگی‌های عناصر دیداری و شنیداری در تئاتر پست مدرن، چون نور، صدا، رنگ، صحنه، لباس و... بحث‌هایی نیز درخصوص تئاتر محیطی و پرفورمنس آرت که از زیر مجموعه‌های تئاتر پست مدرن هستند؛ صورت می‌گیردنسبتاً مساوی برخوردارند.«آنتونن آرتو» را پدر، بنیانگذار و خالق نظریه پست مدرنیسم در تئاتر می‌دانند.«آنتونن آرتو»، در پی اقتدار زدایی از تئاتر متکی بر متن بود. او کلیه قواعد و چارچوب‌های سنت تئاتر غربی، از زمان «آشیل» تا «برشت» را نابود کرد. «آرتو» معتقد است که تئاتر گذشته، آن قدر ثابت و لایتغیر و آن چنان با شکل‌های سنتی پوشیده شده است که دیگر قابل رؤیت نیست.«آرتو به تئاتری که می‌شناخت سه نقص اساسی وارد کرد: 1- کارها بیش از حد وقف شاهکارهای گذشته بود. 2- به دلیل سطحی بودن، قادر نبود مردم را به عمق مسائل بکشاند.#مهدی_جلینی #مهراوه_طالبی #خون‌مردگی #تئاتر #پست_مدرن #نمایش</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2024 14:05:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلارته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87-txqvgwbdin1p</link>
                <description>📌کمدی مهارت یا کمدیا دلارته (به ایتالیایی: Commedia dell&#x27;arte) نوعی از نمایش‌های مبتنی بر تئاتر بداهه‌سازی است که در سده ۱۶ در ایتالیا شکل گرفت. نام کامل این نمایش به ایتالیایی «commedia dell’arte all’improvviso» است به معنی «کمدی مهارت بداهه‌پردازی.» آن کمدی هنرمندان یا کمدی ماسک هم می‌گفتند.📌کمدی دل آرته ترکیبی بود از لطیفه‌گویی، حاضر جوابی، شعبده بازی، حرکات آکروبات، رقص و موسیقی، مونولوگ و دیالوگ های خنده‌دار و تقلید. چون این تئاتر در مقابل تماشاگرانی اجرا می‌شد که زبان ایتالیایی نمی‌دانستند، بازیگران در حرکات و حالات بدنی اغراق می‌کردند تا تماشاگران از زبان بدن آنها منظورشان را در‌یابند📌این شکل از شادی‌نامه بیشتر توسط هنرمندان چیره‌دستی که به  &quot;پانتومیم&quot; و بداهه‌پردازی آشنا بودند و توانایی فراوانی برای انجام حرکات آکروباتیک داشتند، توسط این بازیگران دوره گرد، از شهری به شهری دیگر اجرا می‌شد.کمدی مهارت عمده توجه خود را به خلق تیپ‌های نمایشی مبذول می‌ساخت و معمولاً ۱۰ بازیگر تیپ‌های مختلف را به نمایش می‌گذاشتند. دلیل فراگیرشدن این شکل از نمایش امکان سفر گروه هنرمندان به نقاط مختلف و سبک بودن وسایل لازم صحنه بود، که شامل لباس بازیگران، ماسک‌ها و شمشیرهای چوبی بود. پویایی و ریتم سریع اجراها و امکان بداهه‌سازی بازیگران با توجه به محل و شرایط اجرا گسترش آن را در ایتالیا، فرانسه، انگلیس و روسیه و آلمان فراهم کرد. کمدیادلارته با نمایش &quot;تخت حوضی&quot; ایرانی شباهت بسیاری دارد.📌در واقع هم شخصیت های اغراق آمیز در این نوع کمدی وجود داشت و هم‌ شخصیت های پیچیده. همچنین از ماسک(صورتک) هم در این نمایش استفاده می‌شد.از ویژگی های دیگر آن استفاده از زبان عامیانه(محاوره) و لهجه ها و گویش های مختلف و گاهاً نادرست در طول نمایش بود.📌شکسپیر نمایشنامه &quot;کمدی اشتباهات&quot; را تحت تاثیز کمدیا دلآرته نوشت.📌در کمدی مهارت تیپ‌های مختلفی وجود داشت که عمده‌ترین آن‌ها عبارت بودند ازآرلِکینو: لوده که خدمتکاری زرنگ و چابک و ماهر است. این شخصیت، صورتکی به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز می‌زند؛ با ابروهای متعجب و بالارفته، چشم‌های گربه‌ای، بینی کوتاه، گوشه‌های لب تا روی گونه و خال گوشتی بزرگ. او لباس‌هایی می‌پوشد که پر از تکه‌‌پارچه‌های رنگارنگ وصله‌شده است.۲- زانی‌ها: دو خدمتکار (مرد و زن) مسن، بی‌ادب و بدجنس. صورتک‌های آن‌ها به رنگ قهوه‌ای تیره است؛ با پیشانی بلند و برجسته و چشمانی ریز.۳- پانتالونه: پیرمردی ثروتمند با لهجه ونیزی که اغلب با خدمتکارش زانی وارد ماجراهای عاشقانه می‌شود. صورتک او به رنگ کرم روشن یا قهوه‌ای است با بینی قوزدار و ابروها و چشمانی رو به پایین و افتاده. این شخصیت، لباسی قرمز می‌پوشد با کتی تنگ و اغلب حیله‌گر، خسیس و عاشق تجمل است.۴- ایل‌دوتوره: دکتر در طب یا حقوق با لهجه بولونی. طبل توخالی است و فقط ادعای فضل دارد. لغات لاتین را اشتباه به کار می‌برد. ساده‌لوح است و معمولا گول می‌خورد. رنگ صورتک او بنفش تیره است و بینی بزرگی دارد. لباس سرتاپا سیاه می‌پوشد با یقه و سرآستین‌های سفید و یک دستمال سفید هم از کمربند چرمی‌اش آویخته است.۵- ایل‌کاپیتانو: کاریکاتوری از شجاعت! جسور کاذب. اغلب از رشادت‌هایش در جنگ‌های گذشته می‌گوید و دروغ‌پرداز است. صورتک او به رنگ کرم روشن یا قهوه‌ای است. صورتک او ظاهری تهدیدآمیز دارد با یک بینی بزرگ و سبیل‌های مجعد.۶- پولچینِلا: خدمتکاری مسن اهل ناپل. صورتک او بینی عقابی بزرگی دارد با ابروهای افتاده و چشم‌های گرد. خال‌های زیاد و برجسته‌ای هم روی بینی، گونه و پیشانی دارد.۷- بریگِلا: خدمتکاری مسن، حیله‌گر و مردم‌آزار. رنگ صورتک او متمایل به سیاه است و بینی پهن و مویی زیر لب پایینی دارد.📌شخصیت‌های دیگر عبارتند از: گراتسیانو، ایناموراتو، پانتالون</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2024 09:10:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژدی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-z5pwlaokctjg</link>
                <description>✳️ تراژدی چیست؟تراژدی (terazedi)، نوعی نوشته یا نمایشی است که موضوعی غم‌انگیز دارد و غالباً بدبختی‌ها، شکنجه‌های جسمی و روحی و خیانت را نشان می‌دهد، تراژدی ریشه در آداب مذهبی یونان باستان دارد و به وسیله تسپیسِ ایکاریایی معرفی شد و نام خود را از تروگوس یعنی بز، و اویدیا یعنی سرود گرفته‌است. تراژدی بر عکس کمدی نزاع بین خدا و یا شاهان و شاهزادگان است. تم چیره در این طور نمایشی تقدیر و ناتوانی انسان در برابر ارادهٔ خدایان است؛ پایان تراژدی کلاسیک به مرگ قهرمان یا پایان ناخوشایند دیگری پایان می پذیرد.🔹و به زبان ساده‌تر و عامیانه تراژدی واقعه‌ای است که پایانش پیشامد دشوار و حادثه غمباری اتفاق می‌افتد🔹✳️ پیدایش و تاریخچه تراژدی:تراژدی نخست به وسیلۀ مردم یونان و پس از حماسه‌سرایی و اشعار غنایی به وجود آمد. اصولاً تراژدی از مراسم مذهبی دیونیسوس ناشی گشت؛ زیرا نیایش و پرستش خدا در این مذهب چنان بود که مطالب و شیوه‌های تازه و جالبی در اشعار غنایی وارد می‌شد که از آن جمله: ستایش و تهییج احساسات و تناوب در ناله‌ها و آوازهای سرورانگیز است؛ مانور و زوم تراژدی از اول شروعش روی مسائل عشقی و جنگی بوده است که بیشتر دارای نتایج دردناکی میشود، و در چنین همایش‌هایی صحنه های داستان به صورتی طراحی می شود که انعکاس بدبختی ها و رنج های آن روح خواننده را به شدت منقلب سازد.✳️ اجزای تراژدی:🔸افسانه مضمون / میتوس (هسته داستان یا پلات/ طرح - ترتیب اتفاقات و اعمال)🔸سیرت / اتوس (شخصیت قهرمان یا کاراکتر)🔸گفتار / لکسیس ( کلام یا اثر کلام در تراژدی)🔸اندیشه / دیانویا ( حرف یا نتایج اعمال قهرمان)🔸منظر نمایش / اوپسیس (صحنه و دکور صحنه)🔸آواز / ملوس ( آواز کر یا دسته‌جمعی)اگر برای تراژدی بخواهیم معادلی امروزی در نظر بگیریم، نه واژه‌ی تئاتر یا نمایش، بلکه واژه‌ی اپرا مناسب ترین واژه است. زیرا گردآورنده‌ی هنرهای گوناگونی چون آواز - رقص - نمایش و شعر است.✳️ ویژگی بارز تراژدی:یکی از مختصات تراژدی این است که مانند حماسه‌ها همیشه همراه با پیش‌گویی و پیش‌بینی است،به عنوان مثال در داستان رستم و اسفندیار پیش‌گویی بر عهدۀ جاماسب است و اوست که مرگ اسفندیار را به دست رستم پیش‌گویی می‌کند.بخواند آن زمان شاه جاماسب را 🔹🔹🔹 همان فال گویان لهراسب را#محمد_امین_قریشی #مهراوه_طالبی #خون‌مردگی #مهدی_جلینی#نمایش #تراژدی # اجرا</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 12:01:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملودرام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D9%85%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-gzujkvceqvtd</link>
                <description>واژه Melodrama از یك واژه فرانسوی قرن نوزدهم به نام mélodrame نشات گرفته است. این واژه، خود از دو بخش مشتق شده. واژه یونانی melos μέλος به معنی آواز یا عضو. (مقایسه كنید با واژه ملودی melody كه از واژه یونانی μελωδία melōdia به معنای آواز خواندن نشات گرفته است). بخش دوم drame، نشات گرفته از زبان لاتین پس از دوره كلاسیك است (كه درنهایت آن هم به یك واژه یونانی كلاسیك drama δράμα برمی‌گردد و به معنای طرح نمایشی است.)‌ لفظ ملودرام از سده پنجم پیش از میلاد مسیح كاربرد پیدا كرده ‌است.ملودرام یك ژانر فرعی از ژانر اصلی درام محسوب می‌شود. مشخصه فیلم‌های ملودرام، طرح آن‌ها برای جذب كردن و بالا بردن عواطف مخاطبان است. آن‌ها به طور كلی به گسترش كاراكترهای كلیشه‌ای، تعاملات و تم‌های بسیار احساسی وابسته هستند. فیلم‌های ملودراماتیك تمایل به استفاده از طرح‌هایی دارند كه اغلب با بحران‌های احساسات انسانی، رابطه عاشقانه یا دوستانه شكست خورده، مشكلات خانوادگی ادامه‌دار، تراژدی، بیماری، اختلال روانی یا دشواری‌های فیزیكی و احساسی سروكار دارند. قربانیان، زوج‌ها، شخصیت‌های پرهیزگار، قهرمانان و سردمداران رنج‌كشیده (كه معمولاً قهرمانان زن هستند) در ملودرام‌ها ارائه و معرفی می‌شوند این افراد معمولاً تحت فشارهای اجتماعی، تهدید، سركوب، ترس‌ها، حوادث غیرمحتمل و یا مشكلات با دوستان، جامعه، كار، عشق، یا خانواده هستند. قالب ملودراماتیك به شخصیت اجازه می‌دهد تا با وجود مشكلات خود كار و تلاش كند و با استقامت مداوم، اعمال فداكارانه و شجاعت ثابت‌قدم بر مشكلات فائق آید.</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2024 23:38:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاسیک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-mhysklbgyh3v</link>
                <description>*سبک ها و مکاتب (ژانرها)*🔶کلاسیک کلمه کلاسیک صفتی است که ریشه آن واژه لاتینی کلاسیکوس (classicus) و به معنی درجه اول است. به تدریج این واژه برای سخن گفتن از نویسندگان درجه اول جامعه استفاده شد، یعنی کسانی که نوشته‌های آن‌ها در کلاس‌های درس تدریس می‌شد. وقتی این کلمه را به‌طور دقیق استعمال کنند و از آن اراده اصطلاح ادبی خاصی را نکرده باشند به معنی اثری است که به عنوان نمونه و مظهر کامل مورد قبول همگان باشد و وقتی نویسندگان کلاسیک یا هنر کلاسیک گفته می‌شود، مقصود نویسندگان یا هنری است که تمام ادوار آن‌ها را پسندیده و نمونه شناخته‌اند.به‌طور کلی نیمهٔ دوم قرن شانزدهم، دوره‌ای بود که در آن برای نخستین بار آیین ادبی جامعی برای خلق آثار ادبی به وجود آمد. این آیین و قواعد که دارای اصولی بودند که حتی تا پایان قرن هجدهم نیز ارزش و اعتبار خود را از دست نداد، در آغاز قرن هفدهم مایهٔ ایجاد مکتب کلاسیسیسم گردید.صفت کلاسیک برای اولین بار در دورهٔ رنسانس برای تعیین نویسندگان درجه اول به کار برده شد، ولی در واقع این رمانتیکها بودند که با مشخص کردن حدود و ویژگی‌های جنبش هنری-فرهنگی‌شان، معنای امروزی واژهٔ کلاسیک را به آن بخشیدند.کلاسیسیسم با شروع رنسانس در ایتالیا ظهور کرد. پس از مدتی شهرهای مختلف ایتالیا به خصوص شهر فلورانس به مهدهایی برای گردهم‌آیی هنرمندانی اومانیست چون میکل آنژ، رافائل و برونِلِسکی به منظور تحقیق، جمع‌آوری و تقلید از آثار یونانیان و رومیان باستان گشت. این سبک به تدریج میان هنرمندان و نویسندگان متداول شد به طوری که در نیمهٔ دوم قرن هفدهم به یک جنبش بزرگ تبدیل شد که در فرانسه در دورهٔ سلطنت لویی چهاردهم و با پشتیبانی ریشولیو به اوج خود رسید و در مقابل جنبش باروک قرار گرفت.*ویژگی‌ها*کلاسیسیسم را می‌توان مکتب سنت‌گرایی در ادبیات و هنر به ویژه تقلید از نویسندگان یونان و روم باستان دانست. از دیدگاه کلاسیک‌ها، هنر اصلی شاعر و نویسنده این است که اصول و قواعدی را که پیشینیان در آثار خود آورده‌اند، به‌طور کامل رعایت کند تا اثر او بتواند صفت زیبا به خود بگیرد.کلاسیسیسم در درجهٔ اول به دنبال آفرینش ایده آل و کمال زیبایی و دلنوازی با الهام از هنر باستانیان است. در واقع کلاسیسیک‌ها به دنبال ایجاد ایده آل تعادل، توازن، تقارن، هم‌آهنگی و هارمونی، ظرافت و رعنایی، منطق، روشنی، واقع‌گرایی و نزاکت در آثار خود هستند. باید توجه داشت که کلاسیسیسم بر خلاف سبک هم‌عصر خود، باروک و بعدها رمانتیسیسم که مبتنی بر احساسات و خیالات هستند، بر پایهٔ عقل و منطق استوار است. هم‌چنین کلاسیسیسم به زنده کردن عادات و رسوم باستانیان و تطابق دادن آن‌ها با عقاید مسیحی و قوانین کلیسا می‌پردازد.کلاسیک‌ها، با دیدی وحدت‌گرا به دنبال نظم و سادگی هستند که در واقع به اثر لیاقت ادبی یا هنری می‌بخشند. کلاسیسیسم استقرار، ثبات، ژرفی و عمومیت را برتری می‌دهد و می‌کوشد حقایق عمومی را که منتظره هستند و باعث غافل‌گیری مردم نمی‌شوند بنماید؛ بنابراین به جلوهٔ ایده آل حقیقت و زیبایی می‌پردازد. همچنین به دنبال ایجاد وحدت و یک‌دستی در اثر است.روشنی و گویایی آثار کلاسیک از ویژگی‌های مهم آن‌هاست، به طوری که خطوط، سبک و ویژگی‌های ظاهری اثر باید به گونه‌ای باشند که به تنهایی توجه بیننده را به خود جلب نکنند و او بتواند به عمق اثر دست یابد؛ بنابراین دکور و آراستگی تنها وسیله‌ای برای دل‌انگیز و زیبا ساختن فضا است، و اهمیت عمق به مراتب بیش‌تر می‌باشد.هنرمند کلاسیک معتقد است که همه چیز گفته شده‌است ولی هیچ چیز کاملاً درک نشده‌است، بنابراین، حقایق باید در هر دوره تکرار شوند؛ بنابراین کلاسیک‌ها تقلید از هنرمندان پیشین یونان و روم را عار نمی‌دانند و آثار آنان را در خور تعمق و تفکر می‌دانند و معتقدند که این آثار چیزهای تازه‌ای برای خوانندگان خود دارند.ارسطو، فیلسوف یونانی در کتاب بوطیقا، هنر را تقلید از طبیعت می‌داند و معتقد است که تفاوت هنرها در نوع تقلید است. همچنین گتشد نقاد آلمانی می‌گوید: «طبیعت انسان و قدرت ذهن او همان است که دو هزار سال پیش بوده است، بنابراین راه التذاذ شعری هم باید همان باشد که باستانیان به درستی انتخاب کرده‌ اند.»تئاتر کلاسیک در قرن هفدهم در فرانسه متحول شد و به اوج شکوفایی خود رسید. نمایش‌نامه‌نویسان فرانسوی با رجوع و الهام از قوانین یونانیان و رومیان به تعیین قوانین تئاتر کلاسیک پرداختند.*قوانین تئاتر کلاسیک* 🔸قوانین وحدت کنشی باید رعایت شوند. 🔸قوانین مربوط به نزاکت باید رعایت شوند، به طوری بینندگان دچار شوک نشوند. به‌طور مثال نمایش خشونت یا رابطهٔ فیزیکی در صحنه مجاز نیست، و درصورت لزوم باید در بین پرده‌ها انجام گیرد. البته چند استثنای مشهور چون مرگ دون ژوآنِ مولیر، فدر، و اورست در آندروماکِ راسین نیز وجود دارد.🔸نمایش‌نامه باید سازنده و آموزنده باشد.🔸تأثیرات در این مکتب باید موافق با اصول عقلی باشد. 🔸 قهرمانان و نشانه‌ها باید دارای صفات نیکو باشند.🔸 نمایش‌نامه باید در عین تقلید از پیشینیان تازگی داشته باشد و در بینندگان تأثیر کند.البته اهمیت این قوانین در تراژدی بسیار بیش‌تر بود، به طوری که در صورت عدم رعایت این قوانین، به خصوص دو قانون اول صفت کلاسیک به اثر تعلق نمی‌گرفت. به این ترتیب، شکسپیر که این قوانین را دائماً زیر پا می‌گذاشت کلاسیک محسوب نمی‌شود، در حالی که مولیر اغلب یک نمایش‌نامه‌نویس کلاسیک شمرده می‌شود، هرچند کمدیهای او به شدت تحت تأثیر باروک قرار دارد.از بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان کلاسیک می‌توان ژان راسین و سپس پییر کورنی را نام برد. ویکتور هوگو از اولین نمایش‌نامه‌نویسان فرانسوی بود که این اصول را شکست.موضوعات تراژدی های کلاسیک افسانه ای یا اسطوره ای یا تاریخی و شخصیت‌های آن‌ها قهرمان هستند. این شخصیت‌ها همگی انسان‌های عالی‌مقام، همچون پادشاه و درباریان و نجبای بلندمرتبه هستند.تراژدی‌های کلاسیک دارای سبکی سنگین هستند و به نظم نوشته می‌شوند و وزن آن‌ها ۱۲تایی می‌باشد.با وجود این که اغلب تراژدی‌ها به تلخی به پایان می‌رسند، ولی پایان غمگین از ویژگی‌های اصلی تراژدی نیست و برخی از تراژدی‌ها همچون سید کورنی پایانی خوش دارند. طبق قوانین ارسطو تراژدی‌ها باید در بینندگان هراس و حس ترحم ایجاد کنند.*کمدی*از آن‌جا که در دورهٔ کلاسیک کمدی گونه‌ای فرعی محسوب می‌شد، قوانین مشخصی برای آن تعیین نشد. مولیر برای بخشیدن حالتی نجیب و باوقار به کمدی اغلب قوانین تراژدی را بر روی نمایش‌نامه‌هایش اعمال کرد و به همین علت کلاسیک‌ترین کمدی‌نویس این دوره محسوب می‌شود.برخلاف تراژدی که کشمکش‌های درونی شخصیت‌های عالی‌مقام و نجبا را به تصویر می‌کشد، کمدی به توصیف ماجراهایی که در طبقات اجتماعی متوسط یا پایین (تاجران، بورژوازی، پیشخدمتان،...) رخ می‌دهد می‌پردازد و هدف اصلی آن نمایاندن نقص‌های جامعه است. به این منظور کمدی‌نویسان دورهٔ کلاسیک از سبکی عامیانه استفاده می‌کردند. کمدی براساس خنده و به منظور سرگرمی اجرا می‌شود و معمولاً با پایانی خوش همراه است. با این وجود استثناهایی چون دون ژوآن مولیر دارای پایانی تلخ هستند. *رمان* با وجود این که نوشتن رمان در قرن هفدهم رواج زیادی نداشت و اغلب رمان‌ها توسط نویسنده‌هایی ناشناس منتشر می‌شدند، نوآوری‌های جدیدی در این زمینه دیده می‌شود. رمان‌های کلاسیک، اغلب تحت تأثیر جریان‌های پرسیوزیته نیز در این عصر تحولات زیادی می‌کند. از رمان‌های کلاسیک معروف می‌توان آثار مادام دو لافایت (به فرانسوی: Madame de La Fayette) به‌ویژه دوشیزهٔ کلِو (به فرانسوی: La Princesse de Clèves) را نام برد.🔸پس در جمعبندی برای مختصری از تئاتر کلاسیک :تئاتر کلاسیک به اثری اطلاق می شود که از هر حیث سرمشق باشد و الهامی از داستان های اساطیری ملل،افسانه های یونانی و غیره باشد. در حقیقت تئاتر کلاسیک آثاری است که از یونان قدیم برای دنیای معاصر به ارث رسیده و نمایشنامه هایی چون : ” زن فنیقی ” و ” ایرانیان ” اثر آشیلوس و ” هلن ” اثر اوری پید” الکترا ” و ” زنان تراخیس ” و ” آنتیگون ” اثر سوفوکل را باید جزو نمایشنامه های کلاسیک شمرد.     در قرن هفدهم میلادی در اروپا نویسندگانی بودند که به سبک قدما، پیس می نوشتند ولی طرز اجرای آنها با هم فرق می کرد. مهمترین این نمایشنامه نویسان عبارت بودند از : راسین،کرنی و مولیر که از مکتب یونان تقلید می کردند و نمایشنامه هایی را به وجود آوردند که تماماً در زمره ی آثار کلاسیک تئاتر جهان است.           در نمایشنامه های کلاسیک همیشه صفات برازنده و عالی بشر از قبیل : شجاعت،بخشش،مهربانی،نجابت و نیکوکاری بر رقبای خود که جهل و نادانی و پستی باشد،پیروز می شدند.</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jun 2024 21:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گروتسک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9-yxud4ayastus</link>
                <description>گروتسک در لغت به معنی تناقض‌دار،عجیب وغریب،بی تناسب می‌باشدگروتسک، در اصل به شیوهٔ آرایش دیوار و سقف سردابه (گرُتو)های پیدا شده در ویرانه‌های رم باستان گفته می‌شد. در این تزئینات، شکل‌های خیالی آدمیان، جانوران، گل‌ها و گیاهان در طرحی متقارن، به‌ هم بافته شده‌اند. این اصطلاح در سده‌ی شانزدهم میلادی رواج پیدا کرد و در مورد شکل‌های کژنما و اغراق‌آمیز، ترسناک یا مضحک-به خصوص در مجسمه‌سازی- به‌کار برده شد. محمّد سیاه‌قلم از معدود نگارگران ایران قدیم است که طرح‌هایی در این شیوه دارد.عناصری که در یک اثر گروتسک قابل تشخیص است :الف) ناهماهنگی ب) خنده آوری و خوفناکی ج) افراط و اغراقد) نابهنجاریتوضیح نسبی و مختصر:الف) ناهماهنگی :بارزترین خصیصۀ گروتسک ، عنصر ناهماهنگی است . این ناهماهنگی میتواند از کشمکش ، برخورد ، آمیختگی ناهمگونها یا از تلفیق ناجورها ناشی شده باشدب) خنده آوری و خوفناکی :همۀ کسانی که در خصوص گروتسک نوشته اند ، آن را با مضحکه و هراس درآمیخته اند . عده ای که گروتسک را نوعی کمدی می دانند ، آن را در ردۀ بورلسک ( نوعی تقلید در ادبیات انگلستان که به منظور سرگرمی و تفریح ، عیبی را با استفاده از کلماتی پرمعنا و سنگین بزرگنمایی میکنند ) و انواع دیگر مضحکۀ عامیانه طبقه بندی کرده اند .دیگرانی که بر کیفیت خوفناک گروتسک تکیه دارند ، آن را مرز دنیای رازها و خارق العاده ها دانسته و به دنیای ماوراءالطبیعه سوق میدهند . متن گروتسک نباید به گونه ای باشد که در سرانجام ، اثری مضحک و تفریحی از کار درآید یا مخاطب بپندارد که با مضحکه روبروست و نفس اثر را که وحشت و نفرت مجسم است جدی نگیرد . البته باید دقت نمود تنها در اثر کشمکش عنصرهای متضاد است که تاثیر ویژۀ گروتسک حاصل میشود .ج) افراط و اغراق :گروتسک دارای طبعی افراطی است و عنصر اغراق و زیاده روی از خصایص بارز آن است ، بدین جهت اغلب از روی اشتباه با فانتزی و خیال پردازی همردیف شمرده میشود . دنیای گروتسک با تمام عجایب آفرینی ، همان دنیای آشنای ماست و از خیال پردازی بسیار دور است . دنیای گروتسک حقیقی ، مستقیم و بی پرده است و همین است که آن را قدرتمند میسازد . اگر اثر در دنیایی خیالی و بدون اشاره به دنیای واقعی خلق شود ، دیگر گروتسکی وجود نخواهد داشت .د) نابهنجاری :نابهنجاری ، منشاء مضحکه و وحشت و انزجار است . واکنشهای معمول  که نسبت به گروتسک نشان داده میشود ( احساس نشاط و انزجار ، خنده و ترس ، جاذبه و دافعۀ همزمان ) ، حاصل مواجهه با نابهنجاری شدید است . شاید بخاطر همین ماهیت نابهنجار گروتسک و نحوۀ عرضۀ مستقیم و افراطی این نابهنجاری است که آن را به عنوان مطلبی عذاب دهنده و نفرت انگیز ، توهین به عفاف و طغیانی علیه حقیقت و هنجار محکوم میکنند .&lt;توضیح دقیق تر در ادامه&gt;#مهدی_جلینی#محسن_سنگ_سفیدی#هادی_قلیچی_پور#خون‌مردگی#تئاتر#مهراوه_طالبی</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jun 2024 21:07:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخشی از پیام یون فوسه به مناسبت روز جهانی تئاتر 2024</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86095350/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%81%D9%88%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-2024-zurheumkivbj</link>
                <description>هنر خوب، به شیوه شگفت‌انگیزی می‌تواند کاملاً منحصر به فرد را با جهانی‌بودن ترکیب کند. به ما اجازه می‌دهد بفهمیم چه چیزی متفاوت است، چه چیزی بیگانه است و در عین حال آن را جهانی ببینیم. هنر با انجام این کار، از مرزهای زبان، منطقه جغرافیایی و کشور عبور می‌کند. هنر نه تنها ویژگی‌های فردی هر کسی را گرد هم می‌آورد، بلکه به نوعی، ویژگی‌های فردی هر گروه از مردم، مثلاً هر ملت را نیز به هم پیوند می‌دهد.هنر این کار را نه با هم سطح کردن همه تفاوت‌ها و یکسان کردن همه چیز؛ بلکه برعکس، با نشان دادن آنچه با ما متفاوت است، آنچه عجیب و غریب یا بیگانه است، انجام می‌دهد. هر اثر هنری خوب دقیقاً حاوی آن است: چیزی بیگانه، چیزی که نمی‌توانیم کاملاً درک کنیم و در عین حال به شکلی آن را درک می‌کنیم.</description>
                <category>مهراوه طالبی</category>
                <author>مهراوه طالبی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jun 2024 16:20:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>