<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های maryam abbasi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_86473815</link>
        <description>spiritual coach قراره با هم کلی در مورد معنویت یاد بگیریم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 02:22:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4907440/avatar/uN62hO.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>maryam abbasi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_86473815</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تله‌‌های مسیر خودشناسی؛ ۵ اشتباهی که رشد واقعی‌ام را متوقف کرد!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86473815/5-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-z8teca5ksrpe</link>
                <description>سال ها قبل زمانی که وارد مسیر معنا و خودشناسی شدم، بر خلاف تمام تلاشهای شبانه روزی که داشتم زندگی واقعیم به هیچ عنوان رشدی نداشت و مدام با خودم میگفتم خوب من که فلان تمرین رودارم برای مسیر خودشناسیم انجام میدم، من که دارم این همه کتاب برای رشدم مطالعه میکنم. شاید باورتون نشه اما در یک سال شاید 30 کتاب مطالعه کردم اما به آرامش نمیرسیدم که هیچ، ناآرام تر هم میشدم. همیشه میگن جایی که شاگرد حاضره استاد از راه میرسه، اما مساله این بود که من با حضور استاد در این ناآرامی بودم تا این که به 5 تا تله اصلی که باعث توقفم در مسیر خودشناسی شده بود آشنا شدم و بعد از برطرف کردنشون زندگیم مسیر صعود رو در پیش گرفت.
در ادامه این 5 تله رو با شما به اشتراک گذاشتم امیدوارم که از اشتباهات من استفاده کنید تا این مسیر رو بدون بن بست طی کنید. دره گرندکنیون در آریزونای آمریکا تله 1- توقع ماکروفری از جهان هستی: سال های اول دانشگاه بود که با خودشناسی و موفقیت آشنا شدم و به خاطر نوشتن ها و احساساتی که تجربه میکردم در سن 24 سالگی به ثروت قابل توجهی رسیدم. از همون دوران حس کردم زندگی و جهان هستی باید همه چیز رو خیلی سریع به من بده و اگه چیزهایی که میخوام در زمان کوتاه اتفاق نیفته پس بهتره که کلا دنبالش نرم. اما زمانی که در مسیر معنویتی که آشنا شدن با روح و بُعد دیگری، قرار گرفتم و آرزوهای بزرگ داشتم، خیلی سریع مایوس میشدم، چون از خواسته هام هیچ خبری نبود... چرا؟ چون من در تله ای گرفتار شده بودم به نام توقع ماکروفری داشتن از جهان هستی ...ممکنه سوال کنید یعنی چی؟ اگه دقت کنید تکنولوژی به شکلی رشد کرده که ما در عرض 2 دقیقه میتونیم غذامون رو گرم کنیم. میتونیم در عرض 11 ساعت از این طرف کره زمین به یک سمت دیگه پرواز کنیم و 11 ساعت بعد در کشور چین باشیم. میتونیم از هوش مصنوعی استفاده کنیم و خیلی سریع به جواب سوالمون که اگه قرار بود در خود گوگل سرچش کنیم باید 4 ساعت تحقیق میکردیم، برسیم. اما مسیر خودشناسی و موفقیت واقعی به این شکل نیست و باید هر روز مقداری کار رو به صورت منظم بدون این که به نتیجه توجهی داشته باشیم انجام بدیم. تا مثلا بعد از 1 تا 2 سال نتایجی که میخواهیم آروم اروم خلق و وارد زندگیمون بشن.( مطالعه کتاب برتری خفیف) رو به همه عزیزان توصیه میکنم. عکسی که در بالا میبنین عکس دره گرند کنیون هست که از ریخته شدن یک رودخانه در یک چاله خیلی کوچیک شروع شده و الان به یکی از بزرگترین دره های جهان تبدیل شده...  یعنی زمان به اضافه استمرار میشود نتایج بزرگ. اگه یه روز مراقبه میکنید و فردا منتظر نتایج هستید: شما در تله توقع ماکروفری گیر افتادیناگه یه روز به صورت منظم از خواب بیدار میشین و کارتون رو انجام میدین و فردا ناامید میشین: شما در تله توقع ماکروفری گیر افتادین اگه 3 ماه ورزش میکنید و میگن ای بابا از من که یه خوش استایل ورزشکار در نمیاد: شما در تله توقع ماکروفری گیر افتادین اگه یه خورده رفتارتون رو بهتر میکنید و میبینین بعد از 1 ماه هنوز رفتار جهان هستی با شما تغییر نکرده و دوباره برمیگردین سر خونه اول: شما در تله توقع ماکروفری گیر افتادینو دوستان عزیزم این جهان بر اساس قوانین عمل میکنه نه بر اساس آیتم دیگه که یکی بگه من خوشگلم، اون یکی بگه من قدم بلنده، اون یکی بگه من دکتری دارم، یکی دیگه بیاد بگه بابای من فلان کاره است... خیر جهان هستی برای هر نتیجه ای یک زمان داره که باید اون زمان رو با صبر و استمرار اون عمل طی کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم. امام جعفر صادق علیه السلام: مسلمان بی صبر مثل انسان بی سر هست.با خودت بررسی کن که کجاها از جهان هستی توقع این رو داشتی که مثل ماکروفر برات عمل کنه؟ تله 2- توهم همه چیز دانی: خیلی از اوقات به خاطر کتاب هایی که خوندم فکر میکردم فلانی که چیزی حالیش نیست این من هستم که این تعداد کتاب رو خوندم و خلاصه کردم و بلدم و ... و وای به حال زمانی که حس کنی چیزی بلد هستی تمام جهان هستی بسیج میشن که به تو ثابت کنن نه تنها هیچی بلد نیستی که اگه خدا نخواد هیچ توانی هم در تو نیست که بخوای کاری رو انجام بدی، منظورم از این کاری انجام بدی تکون دادن انگشت پات میتونه باشه نه این که آپولو بخوای هوا کنی. دانشمند ناشناس: در زندگی من همین بس که دانستم هیچ نمیدانم.زمانی که شروع میکنی و 10 تا کتاب میخونی حس میکنی یک دانشمند بزرگ جهانی شدی که میتونه تمام اسرار این هستی رو بیان کنه دقیقا برعکس مسیر آب داری شنا میکنی. این هستی بر اساس آگاهی روح بنا شده نه بر اساس آگاهی های ذهنی که ما از خوندن کتاب ها به دست آوردیم. نه این که این مورد اشتباه باشه خیر اما زمانی که ما ذهنمون رو تغذیه میکنیم خیلی باید مراقب باشیم که ایگو فعال نشه. چون مغز ما جز بی نهایت کوچکی از این جهان هست و نهایت 2 متر جلوتر از خودش رو داره میبینه اما روح انسان که در بی نهایت هست و بی نهایت طلب هست هر چه قدر آگاهی جدید کسب کنه باز هم میگه هنوز جا دارم. اما ذهن که ماهی سالی 20 تا کتاب خوند میگه دیگه من پر شدم دیگه همه چیز رو بلدم من همه جهان رو میتونم برات خلاصه کنم. من من من من من من من من من من و اون قدر در مورد خودش با تو صحبت میکنه که حس میکنی همون ذهن هستی و باهاش یکی میشی و در نهایت میبینی که رشد های دلخواهت اتفاق نمی افته. دلیلش در ادامه:جهان هستی چیزی برای ارائه کردن به یک همه چیزدان ندارد.به خاطر همین دلیل هم هست که اساتید معنوی به شاگردانشون میگن قبل از آموزش دیدن ذهنت رو از همه چیز خالی کن و بگو من هیچ چیز بلد نیستم. در این حالت میتونی رشد کنی اما اگه با شرطی شدگی ها و تمام اطلاعاتی که از کتاب ها در ذهن داری، قدم در مسیر خودشناسی و معنویت بگذاری خیلی زود سرخورده میشی. چون جهان هستی هیچ چیز برای ارائه به یک همه چیزدان ندارد. تله 3- خود-شفاف‌سازیِ افراطی:زمانی که حس میکنی هر احساسی که داری حتما دلیل روانشناختی داره. در این زمان دقیقا داری رشد خودت رو به تعویق میندازی. من حس میکردم خوب این حس من به خاطر این مساله است پس این مساله باعث این مورد شده و این مدام باعث نشخوار فکری میشد. در حالی که حس من فقط یک حس بود که قراره خیلی زود هم عبور میکنه و تمام شه اما این شفاف سازی افراطی باعث شده بود نتونم در لحظه حضور داشته باشم و مسائل رو تجربه کنم. باید بدونی نباید به خودت و احساساتت و اون چه که هستی حساسیت زیادی نشون بدی. چون در این حالت وارد خودخوری و خودسرزنشی میشی که خوب چرا پس این زندگی روند صعودی نمیگیره و در این حالت هست که دیگه به هیچ عنوان خبری از رشد نخواهد بود چون موفقیت با خودخوری و خودسرزنشی و نشخوار فکری مطلقا تناسبی نداره. تله 4- کمالگرایی: من از کودکی به خاطر سختگیری خانواده و مدرسه در تله کمالگرایی گرفتار بودم که یا بهترین باشه یه کلا من نمیخوام در حالی که بهترین،  از نظر هر شخصی، هر خانواده ای، هر جامعه ای هر فرهنگ و هر کشور و هر قاره و هر کُره ای در این جهان هستی؛ متفاوت از بقیه است. پس من به دنبال بهترین بودن برای راضی کردن کی بودم؟ دیدم هیشکی مهم تر از خودم نیست که رهاش کردم و دنبال بهترینی هستم که معلوم نیست چیه اصلا...و این موضوع مختص تنها مریم عباسی نیست و همه و همه و همه به نوعی درگیر این تله هستند. در خودشناسی و معنویت این تله به این شکل بروز میکنه که من اینی که هستم کافی نیستم و از خودم خوشم نمیاد و اون آدمی که من میخوام  الان در این جسم زندگی نمیکنه و این تله که در ظاهر خیلی سطحی به نظر میرسه تا عمق زندگی هر شخصی رو میتونه بسوزونه... طوری که شخص بعد از 50 سال ببینه که حتی یک روز هم زندگی نکرده و خوش نگذرونده و چون خوش نگذرونده و خوشحال نبوده نتونسته به موفقیت و جایگاه دلخواهش هم دست پیدا کنه. تنها کافیه که خودت رو نوری از نورهای بی نهایت خداوند ببینی و بدونی که تمام جهان هستی و خدا تو رو به همین شکلی که هستی با همین کارهایی که امروز میتونی انجام بدی و با تمام اشتباهاتت بی نهایت دوست دارند. حتی اگه قراره یه روز آدم خیلی بهتری بشی باید این شخصی که امروز هستی رو عاشقانه دوست داشته باشی و از زندگی کردن در کنارش نهایت لذت رو ببری.تله 5- عدم تشخصی صدای ذهن از قلب تو صداهای تو ذهنت نیستی... این جمله یه جمله کلیشه ای شده اما اگه درکش نکنی به هیچ عنوان نخواهی توانست مسیر رشد رو در پیش بگیری همون طور که من تا زمانی که این رو نفهمیدم نتونستم کوچکترین رشدی کنم. تو صداهای ذهنت نیستی...بیا تا با هم یاد بگیریم... اگه در مورد خودشناسی تحقیقاتی داشتی پس میدونی که انسان روحی هست که جسم هم داره و زمانی که وارد زندگیش میشه مغزش با توجه به محیطی که داره رشد پیدا میکنه یه سری مفاهیم رو با شبکه های عصبی تشکیل شده اش برای خودش تعریف میکنه و اگه بازنگری و بازسازی نشه تا آخر عمر با همون مفاهیم پیش میره. این میشه صدای ذهن و صدای مغز که میخواد فقط از بقای شما دفاع کنه و هیچ ماموریت دیگری نداره مگر این که شما بهش ماموریت بدین. صدای ذهنی چی میگه؟ میگه تو نمیتونی چون مامانت فلان روز گفت تو نمیتونی یه بشقاب رو درست بیاری سر سفره پس تو ناتوان هستی... نگاه کن این موضوع رو تعمیم داده به تمام جوانب زندگیت. یعنی به خاطر این که در 4 سالگی نتونستی بشقاب رو بیاری و از دستت افتاد شکست شما در ذهنت همون انسان ناتوان موندی و اگه نتونی این صدا رو از صدای روحت که میخواد ابدیت و نهایت توانمندی رو تجربه کنه، تشخیص بدی و تفکیک کنی و تصمیم بگیری که صدای کدوم رو گوش بدی در نهایت خواهی باخت. زندگی خودت رو به ذهنت خواهی باخت... چون تو روحی هستی که میتونه هر چیزی رو در نهایت خودش تجربه کنه و هیچ نقصی در اون راه نداره و نقص تنها از ذهن و شرطی شدگی ها بالا میاد........ دوست عزیزم تو صدای ذهنت نیستی تو روحی ازلی و ابدی هستی که میتونه تمام خواسته هاش رو در عالم ماده به منصه ظهور برسونه. در این مقاله با هم 5 تله مسیر خودشناسی رو با هم چک کردیم. از تجربه های دیگران تجربه کسب کن... این باعث میشه که عمرت رو به تجربه کردن تجربه دیگران اختصاص ندی و خیلی زود به خواسته هات برسی. امیدوارم در ارتعاش عشق و ثروت و شادی مرتعش بشین. مریم عباسی 16.04.1405 سه شنبه.  
</description>
                <category>maryam abbasi</category>
                <author>maryam abbasi</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jul 2026 11:02:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما با ساز کدوم آهنگساز بهتر میرقصین؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86473815/%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-sp1lxrdfaccs</link>
                <description>آیا آهنگساز خاصی رو مد نظر داری که بخوای به سازش برقصی؟ یا یک شخص بی طرف هستی که با هر سازی میرقصه؟امروز میخوام داستان شخصی رو براتون تعریف کنم که یه روز تصمیم گرفت آهنگسازشو پیدا کنه و با ساز اون آهنگساز برقصه...حنا دختری در مزرعه...نه این داستان، داستان حنا دختری در مزرعه نیست. داستان من و تو و همه ماست که هر روز از صبح تا شب در حال انتخاب به رقصیدن برای یکی از این آهنگسازها هستیم.تا حالا دقت کردین که یه روزهایی حالتون خیلی خوبه و حس میکنین قراره تمام قله های عالم رو فتح کنید. در قلبتون حس کامیابی دارین و میگینخدایا مچکرم خدایا شکررررررررتخدایا من همه آرزوهامو زندگی میکنم. من به پارتنر مورد علاقم میرسم من به جایگاه اجتماعی مد نظرم میرسم، ماشین دلخواهم تو راهه، سفرهایی که آرزوشون رو داشتم خیلی زود میان. رابطه ام با خانوادم عالی شده. خدایا چه قدر همه چیز خوبه؟ و شما شروع میکنین با آهنگ کی بهتر از تو میرقصین و جلوی آینه یه قری هم میدین که وای خدایا زندگی بهتر از این نمیشه... یا حتی ممکنه با این آهنگ منصور که میگه زندگی بهتر از این نمیشه برقصین... و آخر اون شب هم به عشق به فردایی روشن به رویایی شیرین خوش آمد بگین...پس شما در نهایت شروع به رقصیدن کردین با صدای آهنگِ آهنگسازی به نام خدای شادی... و یه روزهایی هم هست که حس میکنید دنیا تمام شد و همه جا سیاهه و همه مقصرن، حتی دستگیره در!!! و همه دارن به شما و خواسته هاتون میخندن و میگن:هههههههه تو بودی فکر میکردی مثلا قراره 20 کیلو وزن کم کنی؟ محاله تو بودی میخواستی تو امتحاناتت فلان نمره رو بیاری؟ محاله تو میخواستی بری خارج از ایران و یه کارآفرین بزرگ تو دره سیلیکون ولی بشی؟ برووووووووو بابا و ... هزاران مورد از این دست که در نهایت باعث میشن سرتون رو بگذارین روی یه بالش و با صدای بلند گریه کنید!!! نه ببخشید با صدای بلند به ساز اون صداها برقصین که رقص حاصل از اون آهنگ ها گریه کردنه ... که آهنگساز این آهنگ رو هم به شما معرفی میکنم شیطان غمگینبله دوست خوبم من و شما در هر لحظه در حال انتخاب رقصیدن برای یکی از این آهنگساز ها هستیم. لطفا دوباره این جمله رو با دقت بخونید ما در حال انتخاب هستیم. نه این که مجبور به کاری باشیم، در اختیار کامل تصمیم میگیریم که من میخوام در این لحظه با این آهنگ برقصم که دو تا انتخاب هم بیشتر نداریم. یا خدای شادی و یا شیطان غمگین.... و هر کدوم از این ها هم پیامد خودش رو داره که اجتناب ناپذیره یعنی زمانی که شروع کردیم به رقصیدن با آهنگ شیطان غمگین که از این به بعد (ش غ ) صداش میکنیم چون از هزاران اختلاس گر و دزد خطرناک تره، نتیجه اش که نرسیدن به تک تک اهدافمونه رو هم باید بپذیریم.خیلی ها شاید بگن نه من میخوام دنبال این آهنگ برم و بهم بد نگذره... متاسفانه اینجا هستم که به شما بگم هیچ کسی نمیتونه خیس بودن رو از آب بگیره... هیچ کسی نمیتونه جاذبه زمین رو منکر بشه شما هر چه قدر هم آدم خوبی باشید اگه از طبقه 20 یه ساختمون خودتون رو پایین بندازین حتما با زمین برخورد میکنید... یا مثلا خصلت آتش سوزاندنه ما نمیتونیم دستمون رو تا آرنج بگیریم رو آتیش و بگیم ای بابا چرا سوختم پس؟ پس گوش کردن و توجه کردن به ( ش- غ) باعث اتفاق های خیلی بدی میتونه بشه که قطعا همه تجربش رو داشتیم و اگه به انتخاب ایشون ادامه بدیم باز هم تجربه های منفی جدیدی رو به زندگیمون دعوت خواهیم کرد...یادت نره دوست من، خصلت آتیش سوزوندنه و من نمیتونم خیس بودن رو از آب بگیرم...پس انتخاب هر کدوم از این آهنگسازها من رو به یک جا و نتیجه مشخص خواهد رسوند و این من هستم که تصمیم میگیرم با کدوم آهنگ برقصم ...حالا میخوام در مورد این دو تا آهنگساز با هم بیشتر صحبت کنیم...ما به عنوان انسان زمانی که خلق شدیم توسط خداوند متعال که نیروی برتر در تمام ادیان هست، خدا به تمام فرشته ها گفت: ایشون گل سرسبد تمام این هستی هست و لطف کنید به ایشون سجده کنید، بنده قراره ایشون رو به عنوان جانشین خودم انتخاب کنم. تمام هستی هم در خدمت اندیشه و احساس این موجود عزیز خواهد بود که بره روی زمین و ... (ادامه این بحث در این قسمت خیلی نمیگنجه) ... اما منظور خداوند از این همه تشریفات خوب قاعدتا گریه کردن و غمگین بودن و نرسیدن و نتوانستن این موجود نبوده بلکه هدف سعادت و کمال و شادی و عزت و بزرگی برای این موجود کوچک ولی خیلی بزرگ، بوده هست و خواهد بود...در این اثنا شیطان خودش رو بهتر دید و دستور خداوند رو انجام نداد و در نهایت هم رانده شد و ... با این موارد هم کاری نداریم اما ایشون یک قسمی رو به عزت و بزرگی خدا یاد کرد... که در قرآن هم داریم که شیطان به خدا گفت به عزت و جلال تو سوگند که من نمیگذارم که این بنده ها به جاهایی که تو در نظر داری برسی... مگر کسی که انتخاب کنه که به آهنگ تو برقصه... که بهش میگن بنده های مخلص جالبه که شیطان هم اقرار کرده که توان این که همه رو از راه به در کنه نداره. بلکه تنها میتونه افرادی رو که انتخابش میکنند رو به خاک ذلت و بیچارگی بکشونه ... در ادامه قرآن هم در جایی داریم که خداوند فرموده شیطان بر روی افرادی که خداوند رو انتخاب کنند هیچ تسلطی نخواهد داشت.سوال: تا حالا شده که یه آهنگ شاد بگذارید مثلا اهنگ هله دان دان دان دان دان هله یه دانه و بتونین گریه کنید؟ یا مثلا با آهنگ سیه دخت هاجرو خودمو تو گل میپلکونم... و با این آهنگ های های گریه کنید و حس کنید دنیا تمام شده؟یا با اهنگ من ماندم تنهای تنها ...... من ماندم تنها میان سیل غم ها... شما میتونین با این آهنگ برقصین و شاد باشین؟جواب هر دو سوال خیر هست.میدونین چرا؟ چون هر آهنگی با خودش یک فرکانسی داره که باعث ایجاد یک سری هورمون ها در بدن انسان میشه که نتیجه اش میشه رقص یا گریه و حس غم.اما سوال اصلی این هست که کی به اون آهنگ اجازه میده که play بشه؟ کی انتخاب میکنه که به اون آهنگ توجه کنه؟ من و شمانتیجه گیری تا این قسمت مقاله:اگر زندگی من و شما در جایی هست که میخواهیم یا جایی هست که نمیخواهیم همه و همه حاصل انتخاب های خودمون برای رقصیدن با صدای آهنگِ آهنگ سازان بزرگ هستی خدای شادی و یا (ش- غ) بوده. و هیچ شخصی این آهنگ ها رو اجازه نداره play کنه جز خودمون.حالا تمام این مطالب برای این بود که به یک نتیجه علمی که در دانشگاه های بزرگ دنیا داره تدریس میشه و مورد تحقیق خیلی از دانشمندان هست برسیم: فیزیک کوانتوم میگه که این جهان بر اساس انرژی و فرکانس کار میکنه و هر اشیائی هر فکری هر احساسی با خودش ارتعاشی داره حتی آرزوهای ما هم دارای ارتعاش مختص خودشون هستند و محال ممکن هست که دو مورد غیر هم فرکانس در کنار هم قرار بگیرند. یعنی این قانونی برای همه است... برای همهحالا اگه من گریه کنم و با ساز آهنگساز مایوس (ش- غ) برقصم چی میشه؟ ارتعاش و فرکانسم میاد پایین و دیگه نمیتونم خواسته هام رو در مداری که هستم در عالم ماده مشاهده کنم و فکر میکنم که خدا خدای خوبی نیست و خدا من رو آورد که به آرزوهام نرسم. چه قدر دنیا بده... چه قدر جای بدی هستم... چه خانواده ای... چه ماشینی... چه و چه و چه و چه که این ها هم ادامه آهنگ ( ش- غ) هست.آهنگتو عوض کن بلافاصله با هر کاری که میتونی آهنگ( ش غ) رو قطع کن اگه نه باید تا آخرش باهاش بری... بزار همیشه در زندگی که داری آهنگ سیه دخت هاجرو خودمو تو گل میپلکونم play بشه...خوش باش که هر که راز دانَد، دانَد که خوشی، خوشی کشانَد...این بیت در ظاهر شعره اما میتونم بگم هزار جلد کتاب موفقیت در این بیت خلاصه شده. محال ممکنه که با آهنگ (ش- غ) به جایگاه دلخواهت برسی... اما با شادی میتونی تک تک خواسته هاتو با آرامش و صبر خلق کنی و وارد عالم ماده کنی.امیدوارم همیشه در ارتعاش عشق و شادی و ثروت مرتعش بشین.#خداهستپست بعدی ما در مورد 5 تله خطرناک در مسیر خودشناسی هست. کلیلک کنید. مریم عباسی 15/04/1405</description>
                <category>maryam abbasi</category>
                <author>maryam abbasi</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2026 17:31:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>