<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ذبیح الله ارشان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_86474552</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:39:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1692653/avatar/hjWlYW.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ذبیح الله ارشان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_86474552</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رباعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_86474552/%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C-d5bfpycohips</link>
                <description> آزار دهی تا که دلِ ما شکندبازخمِ زبان درد دهی تا شکندمهرِتو چنان رفته فرو در دَلِ منکفرست اگر زخم شود یا شکند۶۲بر جوی نشسته صنمی موی بلندبا آب  بخیسانده دو گیسوی بلنددر حلقه به حلقه‌ی موهای ترشپیچد دَلِ من را بُتِ خوش‌روی بلند ۶۳گریان بشوی وقتِ شدی دل دق اودل پاره کنی تا که شود لایق اوکفرست که این عشق مُثَلَّث بشودتوعاشق او باشی و او عاشق او۶۴عاشق که شدی دیر ترا طعنه زنددستانِ نخِ دار ترا حقله زندتو گوشه‌ی در قبر خودت خاک شویاو بر رُخِ بیگانه‌ صفت بوسه زند۶۵بر چشم سیاه‌اش دل و ایمان بدهیبا طرز نگاه‌اش سرو سامان بدهیاو در بغل یار خودش عیش کندتو در بغل خاک سیه جان بدهی۶۶ای وای که امروز اگر سقط شودکامل نشده عمر پسر سقط شودفرزند به جای شکمِ مادَرِخودحیف‌است که از قلب پدر سقط شود۶۷چون خون به رگم،عشق به جانم برودآتش بزند روح و روانم بَرَودآتش بزند خانه‌ی ویرانه مراتاقافله‌ی عمر گرانم برود۶۸وقتی ز سرشته‌‌ی آب و گِلَ منیک آدَمِ دیوانه شده حاصل منباور بکن‌ازپیش مَلَک مانده به جایک تکه‌ی از تو میانِ دل من ۶۹از سمت خودت سمت دلم غم بفرستبسیار اگر هیچ نشد کم بفرستدستم نرسد گوشه‌ی دامانِ وصالاز دور به من بوسه‌ی پیهم بفرست۷۰از رغبَتِ رخسارِ شما رقص کنم در کوچه و بازارِ شما رقص کنمبه جرم محبت که مرا دار زندبر چوبه ‌ی آن دارِ شما رقص کنم۷۱امشب توبیا تا به سحر قصه بخواناز‌ عشق بگو، زیرو زبر قصه بخواناز عشق سخن های لطافت تو به مناز روز گار روز پدر قصه بخوان۷۲با شوق تَنِ یار بغل باز کنمهی گریه کنم زار، بغل باز کنمگویند اگر مرگ، وفادارتو است!بر مرگ وفادار بغل باز کنم۷۳درنیمه‌ی شب عکس تو در بر بَکَشمدر بر بکشم ،درد تو کمتر بکشمشاید برسد وعده‌ی آن روز مراکز بینِ گریبانَکِ تو سر بشکم  ۷۴ترسم که غریبه به دل‌ات خانه کنددر عمق دل و آب گَل‌ات خانه کندترسم که فریب ات بدهد آخَرِ خط از جای منم کنج دل‌ات خانه کند ۷۵در سینه دل‌از هجر تو دلگیر شوددل‌گیر شود تا که دلم سیر شودحالا که نفس در دل جان است بیابرخاک مرازم که دگر دِیر ...شود</description>
                <category>ذبیح الله ارشان</category>
                <author>ذبیح الله ارشان</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 18:58:35 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>