<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های طاهره ایوبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_87300953</link>
        <description>سال ها پیش مهندسی خوندم الان سر از رسانه دراوردم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:00:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/680638/avatar/FRbPXI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>طاهره ایوبی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_87300953</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پتو ومدیریت سرمایه انسانی درسازمان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87300953/%D9%BE%D8%AA%D9%88-%D9%88%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-mbv6ndumqiqr</link>
                <description>روز گذشته پیامی دریکی ازگروههای مجازی همکاران دیدم با این مضمون که :&quot;همانطور که داشتم به حقوق دریافتی و تناسب آن با وضعیت اقتصادی و بازار واین سوال اساسی که  جایگاهم در سازمان چیست، فکر می کردم ؛احساس کردم هوا سردتر وسردتر می شود وقتی متوجه شدم که به دلیل احتمال سوختن دستگاهها و صد البته اهمیت بیشتر تجهیزات ، دستوررسیده دمای هوا متناسب با وضعیت سلامت ایشان!!! تنظیم شود؛ همراه یک عدد پتو  تاصبح  به  جایگاه خود در سازمان اندیشیدم&quot;.پتوگذشته از اهمیت تخصیص فضای فیزیکی به کاربرانسانی و سیستم های الکترونیکی و شاید مکانیکی متناسب با احوال هریک ،یاد اصطلاح زیبای سرمایه انسانی ومدیریت آن  درسازمان ها افتادم که چندسالی است جایگزین مدیریت منابع انسانی شده است .شاید به این دلیل که منبع تمام شدنی است اما سرمایه را می توان پرورش داد .تفاوت مدیریت سرمایه انسانی ومدیریت منابع انسانیاحتمالا ً شنیده باشید که مدیران سازمان می‌گوید : &quot; کارمندان ما بزرگ‌ترین دارایی ما هستند &quot; .وقتی به افراد به عنوان &quot; دارایی &quot; اشاره می‌کنیم ،واقعا ً چه معنایی دارد ؟ آیا آن‌ها مانند ساختمان‌ها ، موجودی انبار یا تجهیزات دارای ارزش اقتصادی هستند ؟نوسازی در یک ساختمان  ارزش کلی ساختمان را افزایش می‌دهد ، و ارزش موجودی که ماه‌ها روی یک قفسه فروشگاه بماند، کاهش خواهد یافت . اما ارزش یک دارایی ناملموس مانند یک کارمند چطور تحت‌تاثیر قرار می‌ گیرد؟سرمایه انسانی ارزش اقتصادی است که از تجربه ، مهارت‌ها ، دانش و توانایی‌های کارکنان، نشات می‌گیرد .سرمایه انسانی ، برخلاف دارایی‌های ملموس مانند ساختمان‌ها و تجهیزات ، یک دارایی ناملموس است . با این حال ، هم دارایی‌های ملموس و هم ناملموس مانند سرمایه انسانی دارای ارزش اقتصادی هستند .سرمایه انسانی  مانند دیگر اشکال سرمایه قابل اندازه گیری ،توسعه و ارزشیابی است  ومی توان  بازگشت سرمایه را محاسبه  کرد.ممکن است نگاه به انسان به عنوان سرمایه زننده به نظر برسد ،اما تغییردیدگاه و توجه به کارمند به عنوان یک دارایی، می تواند ارزش سازمان را افزایش دهد. سازمان‌هایی که بر فعالیت‌هایی مانند یادگیری و توسعه ، برنامه‌های سلامت وبهزیستی کارکنان و توسعه مهارت‌های تخصصی تمرکز کرده اندهم برای کارمند و هم سازمان ،پاداش به ارمغان آورده اند .نمونه‌هایی از دارایی‌های سرمایه انسانی که ارزش اقتصادی ایجادمی کنند عبارتند از: سلامت جسمی و ذهنی کارکنان ، ارزش ها و باور شخصی ، اخلاق کاری و آموزش . هدف مدیریت سرمایه انسانی بهینه‌سازی رشد اقتصادی و ارزش کسب‌وکار  سرمایه انسانی سازمان به منظور دستیابی به مزیت رقابتی است . مدیریت موثر سرمایه انسانی ، سازمان را قادر می‌سازد تا با موفقیت ابتکارات سرمایه انسانی را دنبال کند .رهبران هوشمند به طور فزاینده‌ای از اهمیت مدیریت سرمایه انسانی به عنوان یک مزیت رقابتی آگاه می‌شوند . داده‌ها نشان می‌دهند که شرکت‌هایی که بر تعامل ، رفاه ، فرهنگ شرکت ، و توسعه کارمندان در سازمان خود تمرکز دارند ، بهتر از رقبای خود عمل می کنند .با اولویت دادن به مدیریت سرمایه انسانی  ، سازمان ها قادر به جذب ، حفظ و استخدام افراد با استعداد و کارا هستند وبا اجازه دادن به آن‌ها در استفاده از مهارت‌ها و دانش خود برای مشارکت در اهداف سازمانی، رضایت شغلی آنها را افزایش می دهند. ارتباط، عامل حیاتی موفقیت در مدیریت سرمایه انسانی است . ارتباطات بهبود یافته تعامل کارکنان را افزایش داده و درک بهتری از فرآیندهای مدیریت سرمایه انسانی فراهم کند . به کارکنان این امکان را می‌دهد که انتظارات سازمان و آنچه را که دریافت خواهند کرد ،بدانند.برای توفیق بیشتر در مدیریت سرمایه انسانی مهم است بدانیم  افراد متفاوت هستند و روشی که هر کارمند اطلاعات و دستورالعمل را پردازش می‌کند متفاوت خواهد بود . به جای استفاده از راه‌حل مشابه برای همه ، محیطی ایجاد کنیم که همه را تشویق کند مهارت‌ها و دانش خود را ارتقا دهند//peoplemanagingpeople</description>
                <category>طاهره ایوبی</category>
                <author>طاهره ایوبی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jun 2021 11:44:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش انسانِ شرور، فرمانده هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87300953/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-hb3cfq09iqms</link>
                <description> همه ما کم وبیش از تاثیر هوش مصنوعی بر زندگی بشر شنیدیم و به فراخور حال ، درزندگی روزمره از منافع آن بهره بردیم . Kai - Fu Lee پاییز سال گذشته در دانشگاه Northwestern سخنرانی کرد و از تاثیر فناوری هوش مصنوعی بر آینده گفت البته هشدار  هم داد . هوش مصنوعی کم ترین هشداراین بود:&quot; ۹0درصد و درکم ترین حالت، ۵۰درصد جهان از نظر درآمد یا آموزش ،با جابجایی شغلی به شدت آسیب خواهند دید.&quot;گرچه در انبارهای شرکت  آمازون این غول آنلاین با هوش مصنوعی پرتوان –- که بیش از ۱۰۰۰۰۰ ربات در آن  وزوز می‌کنند- انتخاب و بسته‌بندی محصول ، هنوز توسط انسان‌ها انجام می‌شود ،اما این شرایط تغییر خواهد کرد .نگران شغل خود شدید ؟!سوال ساده‌ای که باید جواب بدهید  این است : &quot; شغل شما تا چه حد روتین است؟&quot;پاسخ این سوال مشخص می کند که چقدر احتمال دارد هوش مصنوعی جایگزین شغل شما شود ،چرا که در یک کار روتین، هوش مصنوعی می‌تواند بهترین ‌ باشد. هرچه شغل شما سنجش پذیرتر باشد ،طی 10 تا 15 سال آینده ،بیشتر هدف  حمله هوش مصنوعی خواهد بود .پس به هوش باشید.هوش  مصنوعی بهترین در کارروتینبزرگترین هشدارهوش مصنوعی  تهدید وجودی برای بشریت؟!موسسه آینده بشریت  دانشگاه آکسفورد نتایج یک نظرسنجی را درباره هوش مصنوعی منتشر کرده است با این عنوان :          چه زمانی هوش مصنوعی،  عملکرد انسان را تغییر می‌دهد ؟ استنادات از متخصصان هوش مصنوعی ، شامل 352 محقق یادگیری ماشین درباره تکامل هوش مصنوعی در سال‌های پیش رو جمع آوری شد :سال ۲۰۲۶ ، ماشین‌ها قادر به نوشتن مقالات مدرسه خواهند بود ؛نوشتن مقالات با هوش مصنوعیتا ۲۰۳۱ هوش مصنوعی بهتر از انسان‌ها در بخش خرده‌فروشی عمل خواهد کرد؛ربات در خرده فروشی ها تا2049 هوش مصنوعی می‌تواند یک &quot; استفان کینگ &quot; دوم و تا 2053یک &quot;چارلی تئو &quot;دوم باشد؛کمی تکان دهنده تر اینکه تا ۲۱۳۷ ، تمام مشاغل انسانی خودکار خواهند شد .مشاغل خودکاراما خود انسان‌ها چطور ؟چند تن از شخصیت‌های برجسته، هوش مصنوعی  را  یک سناریوی وحشتناک و بی سابقه می دانندکه ماشین‌های سوپرباهوش، با استفاده ازآن  ، به طور دائم وجود انسان را با بردگی یا نابودی، تهدید می کنند.استفان هاوکینگ ، فیزیکدان نظری متاخر ، می‌گوید:&quot; اگر هوش مصنوعی به طراحی بهتر ِهوش مصنوعی نسبت به برنامه نویسی انسان ها بپردازد ، نتیجه می‌تواند &quot; ماشین‌های با هوشی باشند بیش از حد ما فراتر رفته‌است &quot; .ایلان ماسک سال‌ها است هشدار می‌دهد که هوش مصنوعی ،بزرگ‌ترین تهدید وجودی برای  بشریت است . و تلاش‌ برای آوردن آن مانند این است که شیطان فراخوانده شود . او حتی ابراز نگرانی کرده‌است که دوستش لری پیج موسس گوگل  ،علی‌رغم بهترین نیت ، ممکن است به طور تصادفی چیزی &quot; شیطان‌صفت &quot; را به وجود آورد .هوش مصنوهی :فراخوان شیطاندیه گو کلابژان استاد داتشگاه NorthWestern می‌گوید : &quot; من فکر نمی‌کنم روش‌هایی که در حال حاضر در این حوزه استفاده می‌کنیم منجر به ماشین‌هایی شودکه تصمیم بگیرند ما را بکشند . شاید پنج یا ده سال دیگر ، من باید آن جمله را دوباره ارزیابی کنم چون روش‌های مختلفی در اختیار داریم و راه‌های مختلف برای ادامه این موارد داریم .&quot; در حال حاضر ، کامپیوترها می‌توانند کمی بیش از 100,000 کلمه را اداره کنند .تقریبا معادل چند میلیون نورون اما مغز انسان میلیاردها نورون دارد که به روش بسیار پیچیده و انگیزنده به هم متصل شده‌اند . وضعیت فعلی  فناوری ، تنها روابط مستقیمی با الگوهای بسیار ساده دارد . پس به نظر من رسیدن  از چند میلیون نورون به میلیاردها نورون با فن‌آوری‌های سخت افزاری و نرم‌افزاری فعلی اتفاق نمی افتد.در حالی که ماشین‌های کشنده ایده خوبی برای  داستانبافی است، بسیاری بر این باورند که  هوش مصنوعی به روش‌های مختلف، انسان را از میدان به در می کند. تهدید واقعیِ هوش مصنوعی ، بدخواهی و کینه‌توزی نسبت به بشر نیست , بلکه محرک این ماشین‌ها ممکن است انسانی شرور باشند . به عبارت دیگر ، ربات ها تصمیم نمی گیرند که حمله کنند بلکه دلیل حمله ربات ها کسی است که آن‌ها را هدایت می‌کند؛ همان آشنای همیشگی بشر: انسان شرور.انسان شرورماکس تگ مارک، محقق  هوش مصنوعی ، در سخنرانی سال ۲۰۱۸ در TED مطرح کرد :&quot; ویژگی هوش مصنوعی دستیابی به  اهدافی است که توسط ما تنظیم نشده اند اما قطعا ً سناریو را اینگونه  نمی‌بینم که  مثل فیلم های خنده دار هالیوود چیزهایی بیدار شوند و تصمیم بگیرند ، دنیا را دردست بگیرند، این یک داستان علمی‌تخیلی است و نه آنچه رخ می دهد.او می‌گوید : &quot;  هوش مصنوعی به خودی خود شرور نیست ، بلکه &quot; انسان‌های شرور از هوش مصنوعی  به عنوان یک تقویت‌کننده نیروهای بد ،برای مواردی  مانند سرقت بانک ، تقلب در کارت اعتباری ، و بسیاری از جرائم دیگر ، استفاده می‌کنند . به نظر می رسد ، سرعت کند پیشرفت در هوش مصنوعی ممکن است واقعا ً یک موهبت باشد .&quot;درک زمان مناسب و نحوه ارائه فناوری به جامعه، ممکن است همان چیزی باشد که نیاز داریم اما پیش‌بینی اینکه چه زمانی این پیشرفت‌های مفهومی اتفاق خواهند افتاد بسیار دشوار است .درهرحال آماده سازی و توانایی کنترل فن آوری بسیار مهم است وغافلگیر شدن ، احتمالا ً بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ بشر خواهد بود . این غافلگیری می‌تواند دیکتاتوری جهانی وحشیانه با نابرابری بی‌سابقه  ، رنج و شاید حتی انقراض انسان را ممکن سازد . اما اگر با دقت پیش برویم، می‌توانیم به آینده فوق‌العاده‌ای برسیم که در آن همه بهترینند؛ فقرا ثروتمندند؛ ثروتمندان ثروتمندتر؛ همه سالم و آزاد هستند تارویاهای خود را زنده کنند.https://builtin.com/artificial-intelligence/artificial-intelligence-futureMax Tegmark</description>
                <category>طاهره ایوبی</category>
                <author>طاهره ایوبی</author>
                <pubDate>Fri, 21 May 2021 12:50:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در خودکشی موفق شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-jfhsojqo8uri</link>
                <description>مغازه خودکشی: نگران شکست ها نباشید در مرگ می توان موفق بود!ناامیدی حسی است که کم و بیش همراه ما انسان ها‌‌ست و‌ در مقاطعی ،بیشتر احساس می شود و تمام جوانب زندگی را دربر می گیرد؛ در صورت رها شدن و بسته به ظرفیت روانی فرد ممکن است نتایج جبران ناپذیری به بار آورد .در داستان ها و فیلم ها بارها خوانده ایم و دیده ایم که متخصصان چگونه در صحنه خودکشی تلاش می کنند با‌‌فردی که قصد پایان دادن به زندگی خود دارد ؛گفتگو کنند، شاید موثر افتد و از قصد خود برای خودکشی، منحرف شود. برخلاف این روال ،مغازه خودکشی را خانواده ای اداره می کنند، که ابزار لازم برای پایان دادن به زندگی افراد را در اختیارشان می گذارند و برای خودکشی با بهترین روش به آنها مشاوره می دهند .تا اینکه آلن پسر کوچک خانواده با روحیات خاص خود ،به مرور این اوضاع را تغییر می دهد .شاید بتوان گفت همانطور که بعد از نسل ها کمک به موفقیت درمرگ عضوی از درون این خانواده اوضاع را تغییر می دهد؛ افراد ناامید هم باید امید را در درون خود جستجو کنند.توضیحات بیشتر خطر لو رفتن داستان!خانواده &quot;توآچ &quot; به افرادی که در زندگی شکست خورده اند کمک می‌کنند موفقیت را تجربه کنند ،موفقیت در مردن و پایان دادن به زندگی .این خانواده پنج نفره در یاری رساندن به دیگران در مسیر مردن از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند ،هرگونه ابزاری برای راحت شدن متناسب با شخصیت مشتری فراهم است :ابزار&quot; هاراگیری شامل کیمونو و تانتو &quot; برای یک مرد قد بلند و ورزیده که مربی ژیمناستیک دبیرستان است و دیگر نمی تواند همکاران وشاگردانش را تحمل کند ویا انواع سم برای یک خودکشی زنانه زنی که به تازگی یکی از عزیزانش را از دست داده است .خانواده توآچ آنقدر مشتری‌مدار هستند که هنگام فروش سیانور یادآوری کنند چند برگ نعناع هم به آن اضافه شود تا دهان را موقع مردن مرطوب و خنک نگه دارد ؛ همین حس مسئولیت باعث شده علی رغم میل شدید به مردن ،هرگز خودکشی نکنند تا به افراد شکست خورده کمک کنند تا در مرگ موفق باشند.مغازه خودکشیوینسنت پسر جوان و نابغه خانواده است با اندامی نحیف و لاغر که به دلیل رنج ناشی از میگرنِ وحشتناک قسمت فوقانی سرش همیشه باند پبچی شده است و لب پایینش به دلیل اینکه دائما گاز گرفته دچار خون‌مردگی شده است .وینسنت ماکتی از یک پارک خودکشی طراحی کرده ،نمایشگاهی برای کسانی که به اندازه کافی از زندگی خسته شده اند .دراین پارک آهنگ های غمگین پخش می شود ؛چرخ و فلک مردم را مثل منجنیق برفراز شهر پرتاب می کند؛افراد عاشق و معشوق دست دردست هم از یک پرتگاه بلند خود را پایین می اندازند؛کابین قطار هوایی درارتفاع 28متری ناگهان در هوا معلق می ماند و باعث سرگیجه و سقوط مسافران می شود؛سیب زمینی سرخ شده همراه با قارچ سمی در پباده روها به فروش می رسد و...مغازه خانواده توآچماریلین دختر خانواده توآچ است که همیشه به دنبال ایفای نقش در ماموریت خانواده است تااینکه درتولد 18 سالگی با کیکی شبیه تابوت ،یک سرنگ از پدرو مادرش هدیه می گیرد .باتزریق سرنگ بزاق دهانش سم مهلکی می شود وبوسه هایش تبدیل به بوسه مرگ.دیگر ماریلین هم درمغازه جایگاه خاص خودش را دارد و می تواند به مشتری هایی که متقاضی این نوع مرگ هستند خدمت کند،آنهم فقط با یک بوسه ؛به این ترتیب مشکلی که به تازگی با آن مواجه شده بودند هم حل می شد .مشکل این بود که مردم به حدی احساس تنهایی می کردند که حتی به موجودات سمی که از مغازه خانواده توآچ می خریدند هم وابستگی پیدا می کردند،عجیب تر اینکه این موجودات هم حس خریداران را درک کرده و آن ها را نیش نمی زدند تا جایی که بعضی مشتریان می گفتند موجود سمی اشتیاق زنده ماندن و زندگی کردن به آنها بخشیده است .کیک تابوتماریلین در انتهای مغازه و دربخش محصولات جدید با شوروشوق فراوان ،مرگ را به داوطلبان اهدا می کرد.داوطلبانی که دیگر توجه چندانی به سایرمحصولات نداشتندوفقط به استقبال بوسه مرگ می رفتند تااینکه نوبت به مرد جوانی رسید که ازنظرظاهری مردی معقول به نظررسید .کمی گرفته بود و هم رنگ پریده به نظرمی رسید.چهره جذابی داشت که به دلیل رنج ها وآلام روحی ،شکسته تر از سنش نشان می داد.این مرد- ارنست-  مسئول آرامگاهی بود که ماریلین به آنجا می رفت و دسته گل هایی رامی آورد که  خانواده توآچ برای مشتریانی فرستاده بودند  که از قبل از مراسم خاکسپاری خود آنها را دعوت می کردند.ماریلین در پاسخ به او که گفت &quot;لطفا مرامسموم کن&quot;،خودش را کنارکشید و فریاد زد &quot;نه من تورادوست دارم&quot;؛مسئول آرامگاه گفت :&quot;من هم تو را دوست دارم ماریلین تا زمان مرگ &quot;. وضعیت دشواری رخ داده بود ،علی رغم اینکه جمعیت بسیاری در مغازه حضور داشتند ،سکوت مرگباری همه جا رافراگرفته بود.آلن پسرکوچک خانواده، نوری در تاریکی است .آقا و خانم توآچ از دست لبخندها و خوش بینی های آلن به تنگ آمده اند و حتی وقتی پیشنهاد دیدن اخبار را به او می دهند،آلن نکته مثبتی پیدا می کند و از ظاهرجدید گوینده اخبار تعریف می کند! خانواده توآچ نسل های زیادی مغازه خودکشی را اداره کرده اند و تابه حال هیج کدام از آنها به زندگی امید نداشته اند.حتی خواهر و برادر آلن به پدر و مادر خود اعتراض می کنند که پس ما کی می توانیم خودکشی کنیم ؟خانواده توآچ:میشیما-لوکریس و آلن (پشت ویترین)همین آلن پسر کوچک خانواده بود که قبل از مراسم تولد ،مایع درون سرنگ مریلین را با محلول گلوکز عوض‌کرده‌بود جالب تر اینکه وینسنت پسر بزرگ خانواده هم ازموضوع خبرداشت.پدر مثل طوفانی رعد آسا فریا کشید&quot;مریلین ،تودیگر هیچ مشکلی برای آن مسئول آرامگاه نداری،بوسه های تو سمی نیستند .مابدون اینکه مطلع باشیم، مشتریانمان را فریب داده ایم.&quot;آلن مثل یک سرپناه وسط بیابان ناامیدی بود.تمام جزئیات چهره اش ،نشانی از امید و شور زندگی داشت ؛چیزهای که بسیارکمیاب شده بودندو مدت ها بود اثری از آن ها بین مردم نداشت.دوران بیماری میشیما پدر خانواده ،فرصتی فراهم کرده بود تا آلن ایده های خود را در مغازه پیاده کند،حتی شعار مغازه که روی یک بنر حک شده بود :&quot;ما دیگر خودمان را نمی کشیم مگر اینکه خیلی پیر شده باشیم&quot;و..تاجایی که به مامور دولت که برای خودکشی دسته جمعی اعضای دولت محلی سم مس خواست به جای سم گاز خنده تحویل داد .طوری که اعضای کابینه دولت جلو چشم همه شروع کردند به خندیدن و شروع کردند به بیان خاطره ای خنده دار و خطرناک.پخش زنده برنامه خبری واقعا خجالت آور و افتضاح شده بود.میشیما با عصبانیت گفت:&quot;می دانم همه این فجایع به خاطر این است که یک آدم بد ذات ،گاز خنده آور به اعضای دولت داده بود.&quot;درگیر و دار تهدید و دعوای آقای توآچ با خانواده خود ،ناگهان همه چیز زیرپای آلن که پشت یکی از حفره های دیوار پنهان شده بود ،خالی شدو آلن در هوا معلق ماند.همه به سمت آلن که از دیوار آویزان مانده بود،دویدند. وینسنت باند دورسرش را باز کرده بود . سعی می کرد آلن را که حالا به آن پارچه آویزان مانده بود ،بالا بکشد.آلن می دید که چه تلاشی برای مراقبت ازاو می کنند.شادی دسته جمعی اعضای خانواده و امیدواری ناگهانی آنها به آینده و لبخندهای براق و روشن همه و همه به خاطر تلاش های او بود .رسالت و ماموریت آلن کامل شده و به پایان رسیده بود .پس سر پارچه رارها کرد و خودش را پایین انداخت.متن بالا تلخیص کتاب مغازه خودکشی نوشته ژان تولی ترجمه بهجت نجفی انتشارات ارمغان گیلار برای تهیه این  کتاب مي توانید از لینکهای زیر استفاده نماییدنسخه الکترونیکینسخه چاپینسخه زبان اصلیژان تولی، نویسنده کتاب</description>
                <category>طاهره ایوبی</category>
                <author>طاهره ایوبی</author>
                <pubDate>Wed, 12 May 2021 01:26:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منطق در مذاکره؛ نوروساینس پاسخ می دهد</title>
                <link>https://virgool.io/cognitive-persuasion/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%B9-lxqqcysrisvb</link>
                <description>گاهی  حتی با ارایه شواهد و استنادات فراوان و استدلال‌های منطقی بی‌عیب و نقص، نتیجه ای از اقناع نمی گیریم  چرا؟Photo by tiko 33 on freepikجواب ساده است  :چون مغز انسان یک کامپیوتر کاملا ً منطقی نیست! وقتی این موضوع را نادیده می‌گیریم ، حتی بهترین تلاش‌ها برای متقاعد کردن دیگران ناکارآمد می شود.درحالی که مشغول ستایش داده‌ها هستیم ،معیاری که مغز ما با آن، ارزیابی و تصمیم‌گیری می‌کند ، متفاوت از آن چیزی است که بسیاری از ما معتقدیم مغز ما باید از آن استفاده کند.اشکال رویکردی که اطلاعات و منطق را در اولویت قرار می‌دهد این است که هسته اصلی چیزی که باعث می‌شود شما و من انسان باشیم را نادیده می‌گیرد : انگیزه‌های ما ، ترس‌ها ، امیدها و خواسته‌های ما . داده‌ها فقط یک ظرفیت محدود برای تغییر نظر دیگران دارند، بنابراین مغز انسان با قوانین کاملا ً منطقی کار نمی‌کند اماقوانینی  برای خود دارد که اگر آنها رابشناسیم به روش هایی کارآتر از ارائه استدلال دست یافته ایم .این قوانین چه هستند ؟ تالی شاروت(Tali Sharot) استاد علوم اعصاب شناختی دردانشگاه لندن درکتاب جدید خود ذهن تاثیرگذار  هفت  عامل را شناسایی کرده که توانایی ما برای نفوذ را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند .راز اول : Prior Beliefsباورهای اولیهاینکه سعی کنیم عقاید و اعمال مردم را با معرفی داده‌ها تغییر دهیم تا ثابت کنیم حق با ما است و آن‌ها اشتباه می‌کنند یک امر غریزی است اما موضع فعلی فرد را هنگام تلاش برای متقاعد کردن، نادیده نگیرید .استراتژی نظامی می‌گوید حملات مستقیم علیه استحکامات مستحکم احمقانه است .مغز انسان هم همینطور اگه با گفتن اینکه &quot;شما اشتباه می کنید &quot;شروع کنید به دردسرخواهید افتاد. وقتی ، اطلاعات جدید با باور و  اعتقادات ما موافق است، مغز، مشتاقانه آن را می‌پذیرد و چنانچه  با عقاید ما متناقض باشند ،ناگهان ذهن ما تبدیل به وکیل مدافعی می‌شود که به دنبال هرگونه نقص قابل‌تصوراست .بنابراین ضربه زدن ، مخالفت را تضعیف نمی‌کند ،بلکه معمولا دچار اثر بومرنگ می شود  تاجایی که یک ریشخند ممکن است  مخالفت ها راچند برابر می کند .از آنجا که اغلب در معرض اطلاعات و نظرات متناقض قرار داریم ، این گرایش باعث ایجاد قطبش خواهد شد که با گذشت زمان  اطلاعات بیشتری دریافت خواهند کرد .در حقیقت ، ارائه  اطلاعاتی که متناقض باورهای پیشین است ، می‌تواند باعث هم افزایی وتقویت دیدگاه اصلی شودکه به عنوان &quot; اثر بومرنگ &quot; شناخته می‌شود .ممکن است افراد از هوش خود برای کسب نتایج دقیق‌تر استفاده نکنند ، اما برای یافتن خطا در داده‌هایی که از آن‌ها ناراضی هستند استفاده کنند . هرچه ظرفیت شناختی بیشتر باشد ، توانایی منطقی کردن و تفسیر ارادی اطلاعات و ارائه خلاقانه داده‌ها برای تطبیق بانظرات یشتر خواهد بود .به نظر شما پاسخ چند نفر به این سوال &quot;تو آدم خیلی باهوشی هستی ، درسته ؟&quot; اینطور پاسخ می دهند که &quot; نه ، من یک احمق هستم. &quot;چطور بر این مقاومت  طبیعی نوروساینسی غلبه کنیم ؟با تلاش برای اثبات اشتباه دیگران شروع نکنید . با پیدا کردن زمینه مشترک شروع کنید  استدلال‌هایی پیدا کنید که بر زمینه مشترک تکیه دارند . استفاده کامل از منطق می‌تواند خطرناک باشد و معمولا راهی که به  موفقیت نزدیک است  دقیقا مخالف منطق است .راز دوم:Emotionاحساساتهمه می دانیم که احساسات مان  برقصاوتمان موثر است .تحقیقات علوم عصبی نشان می دهد وقتی مغز با احساس همگام است بهتر یکدیگر رادرک می کنیم. حین گفتگو شوخی می کنیم، می‌خندیم ، بعد به نظر می‌رسد که مکالمه به آرامی پیش می‌رود . احساس مثبت مربوط به ماده خاکستری مغز می شود .به همین دلیل است که داستان‌ها می‌توانند در متقاعد کردن مردم قدرتمند باشند حتی زمانی که استدلالات منطقی شکست می‌خورند .شما می‌توانید بهترین مدرک و استدلال در دنیا را داشته باشید، اما اگر از نظر احساسی با فرد مخاطب همخوانی نداشته باشید ، آن‌ها حتی ممکن است واقعا ً حرف‌های شما را نشنوند .احساس عبارت است از حالت فیزیولوژیک شنونده یا گوینده ، که درصورت درک بیشتر ،باعث می‌شود شنونده اطلاعات ورودی را به روش مشابهی که گوینده آن را می‌بیند، پردازش کند . به همین دلیل است که استخراج احساسات می‌تواند به برقراری ارتباط ایده‌ها و داشتن دیدگاه یکسان با دیگران کمک کند ، چه با یک نفر صحبت کنید و یا با هزاران نفر .بنابراین فراموش نکنید که احساسات را به اشتراک بگذارید، شوخی کنید ،داستان بگوببد  تا زمانی که با احساسات می توانید  ارتباط داشته باشید؛ سعی نکنید عاقلانه ارتباط برقرار کنید.یکی از قوی‌ترین روش‌ها برای ارتباط موثر ایده‌ها ، به اشتراک گذاشتن احساسات است . احساسات مسری هستند؛ با بیان احساسات خود ، حالت‌های احساسی دیگران را شکل می‌دهیم ، و به احتمال زیاد افراد نقطه‌نظر ما را درک خواهند کرد .رازسوم:Incentivesپاداشاگر می‌خواهید دیگران کاری انجام دهند , تاکید بر پاداش نتیجه بخش است؛ پاداشی که پیش‌بینی لذت را بیرون می‌کشد وقتی  می‌خواهید به تیم خود انگیزه دهید که سخت‌تر کار کنند یا وقتی ازکودک خود می خواهید اتاقش را مرتب کند , واکنش مغز را به یاد داشته باشید. ایجاد پیش‌بینی مثبت در دیگران (شاید یک سپاسگزاری هفتگی از وب سایت شرکت سازنده یا امکان پیدا کردن یک اسباب‌بازی دوست داشتنی زیریک کپه لباس )در ایجاد انگیزه موثرتر از تهدید با مجازاتی است که موجب پیش بینی درد می شود. اما جنبه دیگر این معادله در ذهن داشته باشید وقتی  می‌خواهید مردم دست از کاری بردارند , هشدارها در مورد نکات منفی قوی‌تر از انگیزه‌ها هستند .تمرکز بر پاداش روش بسیار بهتری برای درخواست از دیگران است.رازچهارم:Agency کنترلهمه ‌دوست دارند احساس کنند همه چیز تحت کنترل است . این فقط یک اولویت شخصی نیست ؛ ما از لحاظ بیولوژیکی به دنبال کنترل اوضاع  هستیم . این باعث می‌شود که ما از ابعادی خوشحال‌تر و سالم‌تر باشیم .حس کنترل، ترس اضطراب و استرس را کاهش می‌دهد . Chris Vossرهبر مذاکره کنندگان FBI درگروگانگیری ببن المللی می‌گوید که در هر مذاکره‌ای مهم است که طرف مقابل احساس  کند کنترل لازم  را بر اوضاع دارد.بنابراین وقتی می‌خواهید متقاعدکنید ، دستور ندهید قدرت انتخاب‌ بدهید و راهنمایی کنید .برای تاثیر بیشتر، اغلب باید بر غریزه خود غلبه کنیم و یک انتخاب را پیشنهاد کنیم. جالب این است که حس کنترل تنها به یک ادراک نیاز دارد . بهتر است مردم را به سمت راه‌حل‌های نهایی هدایت کنیم، در حالی که حس عاملیت خود را حفظ می‌کنند نه با دستور دادن .همه اینها عالی هستند ، اما اگر در وهله اول  به آنها توجه نشود ، بی‌فایده خواهند بود . رازپنجم:Curiosityکنجکاویبه طور کلی , مغز ما به دنبال اطلاعات مثبت است و از اطلاعات منفی اجتناب می‌کند . هنگامی که پزشکان به مردم می‌گویندممکن است بیماری بدی داشته باشند، افرادکمی برای گرفتن نتیجه آزمایش می روند  .مردم اغلب نمی‌خواهند خبربد را بشنوند .بنابراین اگر اطلاعاتی که می دهیم  بد باشد ، مردم نمی‌شنوند . اما اگر همان اطلاعات مثبت  ارایه شود، افراد  اغلب کنجکاو می‌شوند . اما شما چطور آن‌ها را واقعا ً کنجکاو می‌کنید ؟وقتی چیزی را می‌شنویم که خوب به نظر می‌رسد ، اما اطلاعات ناقص است ، مغز مامی‌خواهد &quot; خلا را پر کند &quot; بنابراین کنجکاو می شود.وقتی شکاف اطلاعاتی ایجاد می شود نیاز به پرکردن آن احساس می شود.وقتی دانستیم نمی دانیم می خواهیم بدانیم.بنابراین با تاکید و برجسته‌سازی شکاف اطلاعاتی , افراد  شروع به سوال پرسیدن می‌کنند . این تصور غریزی که اگر چیز مهمی برای انتقال داشته باشیم ، دیگران هم می‌خواهند آن را بدانند غلط است . اگر اطلاعات مربوط به یک پیام غم‌انگیز‌باشد ، بسیاری از افراد به طور فعال از آن دوری خواهند کرد بنابراین پیام خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که اطلاعاتی که ارائه می‌کنید احساسات مثبت را افزایش دهد ، پرشدن شکاف اطلاعاتی  را برجسته کنید و نشان دهید که چگونه دانش  می‌تواند برای بهترشدن استفاده شود، با تاکید بر مزایای مثبتی که می‌تواند از گوش دادن به پیام شما حاصل شود . رازششم:State Of Mindحالت ذهنوقتی احساس خطر می‌کنیم ، نسبت به اطلاعات منفی بسیار حساس‌تر هستیم .افراد درشرایط تهدید تمایل بیشتری به دریافت اطلاعات منفی دارندو به طور خودکار نشانه‌هایی ازخطر را جذب می‌کنند هر چه بیشتر استرس داشته باشند ، تمایل به تغییر دیدگاه‌ در واکنش به اخباربد، غیر منتظره تر است .وقتی احساس بدی داریم ، به طورغریزی ،بیشتر مراقبیم .حتی ممکن است  این حرکت، هوشمندانه نباشد . تحقیقات نشان می‌دهند که وقتی تیم‌های فوتبال در حال شکست هستند ، محافظه کارانه بازی می‌کنند . Examining over one thousand football games from 2002 to 2006
 Brian Burke, the creator of Advanced NFL Stats, a website about football and game theory, 
found that underdog teams, like Tedford’s, were less likely to vary their play. When they begin 
failing, they start minimizing risk.
 …a conservative strategy means underdog teams are less likely to fail grandiosely, but they 
are also less likely to win.از سوی دیگر ، وقتی احساس خوبی داریم ، بیشتر تمایل داریم ریسک کنیم . محققان معتقدند که احساسات مثبت باعث می‌شود مردم بلیط‌های بخت‌آزمایی بیشتری بخرند . وقتی احساس خوبی داشته باشید ، احساس خوش‌شانسی می‌کنید .با بررسی فروش بلیط بخت آزمایی در شهر نیویورک ، راس اتو و همکارانش از دانشگاه نیویورک به الگوی خاصی رسیدند . وقتی اتفاقات خوب پیش‌بینی‌نشده اتفاق افتاد ، افراد بیشتری بلیط می‌خریدند . وقتی یک تیم ورزشی محلی به طور غیرمنتظره‌ای پیروز شد ؟ خرید افزایش یافت . یک روز زمستانی که هوا به طور غیر معمولی آفتابی شد ؟ فروش بالا رفت . این مطالعه رابطه بین متغیرها را نشان می‌دهد ، نمی دانیم آیا عامل محرک دیگری هم موثر است یا خیر . با این حال ،این  یک نظریه است که یک رویداد مثبت غیرمنتظره ، مانند روز روشن و آفتابی درزمستان باعث می‌شود مردم احساس خوبی داشته باشند. زمانی که شاد و آسوده باشید ، ذهن شما به احتمال بیشتری بر روی این مساله تمرکز می‌کند که چقدر پدیده ها مطابق میل شما اتفاق می افتند.ممکن است خود را خوش شانس بدانیدو بیشتر تمایل به ریسک کردن داشته باشید .بنابراین ارائه پیشنهاد خود را با حالت شنونده  هماهنگ کنید .زمانی که احساس خوبی ندارند، پذیرای پیشنهادهایی خواهند بود که بی‌خطر به نظر می‌رسد . وقتی سرحالند و شاد  ، نسبت به ایده‌های ریسکی  که بازدهی زیادی دارند ، پاسخگو خواهند بود .ذهن احساسی  فرد بر نحوه واکنش آن‌ها نسبت به درخواست ما ، تاثیر خواهد گذاشت . باید بین نظراتی که  ارائه می‌کنیم و وضعیت فردی که در مقابل ما است تناسب برقرار باشد. همان فرد یک روز راهنمایی شما را نادیده می‌گیرد اما روز دیگر، با آغوش باز ازآن استقبال می کند ، تنها به این دلیل که شب گذشته، تیم فوتبال مورد علاقه اش برنده شده و یا به این دلیل که خورشید در یک روز زمستانی می‌درخشد .به یاد داشته باشید که در فرآیند اقناع فقط شما  دو نفر نیستید که می‌توانید نتیجه را تحت‌تاثیر قرار دهید .راز هفتم:Other People دیگرانما مخلوقات اجتماعی هستیم .گرچه دوست داریم فکر کنیم ، مستقل عمل می‌کنیم و نظرات دیگران ما را تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهد. جالب  است که ما رهبری دیگران را حتی زمانی که می‌تواند تهدید کننده زندگیمان باشد دنبال می‌کنیم .وقتی نظردیگران در مورد موضوعی مثبت است ،احتمال بیشتری دارد که آن را مثبت ببینیم .شان تیلور که دکترای خود را از دانشگاه نیویورک دریافت کرده و اکنون برای فیس بوک کار می‌کند ، درباره اینکه    رتبه‌بندی‌ها و نظرات موجود چگونه در رتبه‌های بعدی اثردارند،مطالعه کرده‌است . او دریافت که اگر درجه‌بندی را دستکاری کنید تا نتیجه اولین بررسی  مثبت و درخشان باشد ، احتمال  اینکه دیگر نظرات مثبت باشند تا ۳۲ درصد و درجه‌بندی نهایی تا ۲۵ درصد افزایش می‌یابد .وقتی که ما موقعیت خود را به عنوان یک فرد مثبت و محبوب معرفی می‌کنیم ، وزن بیشتری به آن می دهیم.خلاصه  هفت راز:1. Prior Beliefs با این باور که آنها اشتباه می‌کنند شروع نکنید ، درزمین مشترک بازی کنید .2. Emotionآن‌ها را وادار کنید که احساس کنند و همگام شوند.3.Incentives بر پاداش‌ها تمرکز کنید  نه هشدار .4.Agency اختیار بدهید ، نه دستور .5.Curiosity : شکاف اطلاعاتی را پر کنید و بر جنبه مثبت تمرکز کنید.6. State of mindاگر احساس خوبی ندارند،گزینه محافظه کارانه را مطرح می‌کنند . و اگراحساس خوبی داشته باشند، بر گزینه های ریسک دار تمرکز کنید .7. Other People : نشان دادن محبوبیت موقعیت شما کمک می‌کند .این تمام اطلاعاتی است که برای وابسته نبودن به اطلاعات لازم داریم.هزاران سال پیش آمار و تحقیقات، نداشتیم اما مردم یکدیگر را قانع می کردند وقتی مثل یک کامپیوتر فکر می کنیم ،به پاسخ  می رسیماما  وقتی به کمک دست می یابیم که فراموش نکنیم  انسان هستیم . https://www.bakadesuyo.com/2018/10/persuasive/ </description>
                <category>طاهره ایوبی</category>
                <author>طاهره ایوبی</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 18:39:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>