<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ‌‌‌‌‌‌‌</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_87585490</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:17:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>‌‌‌‌‌‌‌</title>
            <link>https://virgool.io/@m_87585490</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا من از عشق بدم میاد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF-mwoifbyqwkrb</link>
                <description>اره من از عشق خوشم نمیاد چندانم تجربه خوبی ندارم ولی نه طرف دارشم و نه دوست دارم تجربش کنم(البته شاید بخاطر اینکه من هیچ حسی ندارم و از درون مردم خوشم نمیاد (ولی این فقط نظریه منه))از نظر من بیشتر حس ها دروغ هستن عشق جز یکی از اوناسعشق به تو و روح تو ضربه میزنه اما تو چون غرق عشق شدی هیچی ازش نمیفهمیمیدونی از اون طرف یه روز نباشه تو هم انگار نیستی حالش بدباشه تو حالت بده و...عشق بود و نبودش برای تو بدهبودنش تورو خراب میکنه دیگه خودت نیستی همش توفکرشی و قلبت فقط واسه اون میزنهو نبودش رو فک کنم دیگه همه بدونن چیجوری ضربه میزنهمن به این اعتقاد دارم که همه آدما یه روزی میرنحتی عاشق یکی باش حتی باهاش ازدواجم کنی تهش یکی زودتر میمیره و باز تنها میشیهمه ادما میرن بهتریناشم میرناز جمله ها یا کلماتی مثلدوستت دارمعاشقتمبهم اعتماد کنهیچ وقت تنهات نمیزارممن تا تهش باهاتمو....خوشم نمیاددلیلش برای خودم منطقیههمون جور که گفتم همه ادما میرن و تو تنها میشیوقتی عاشق یکی میشی قسمتی از قلبت رو میدی به اون و اون اگر بره قسمتی از تورو با خودش برده و در نهایت تو میمونیو یک قلب بی ارزش داغون.پس سعی کن همیشه تو تنهایی خودتو بسازینکه با کسی ارتباط نگیر،بگیر ولی هرگز عادت نکنمیدونم سخته،خیلیم سخته اما شدنیهو من تونستم با اینکه خیلی احساسی بودم و هستم دیگه عادت کردم به بودن کسی عادت نکنم سخته ضربه خوردم ازش ولی شدهمه اینا رو منی نوشته که یه روزی عاشق شد و قلبش رو به کسی داد و اون رفت کسی که خیلی زود به همه عادت میکرد و اعتماد میکرد و خیلی چیزای دیگه ولی همشو کنار گذاشت تا به اون چیزی که میخواس حالا نه ولی یچی مثلش شد اگر رو خودت کار کنی بالاخره یه روزی میشی عین اون</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 03:58:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخه چرا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%A2%D8%AE%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-lepo2gpretef</link>
                <description>نمیدونم چرا واقعا مگه من چیکار کردم؟؟!چرا هرچی فک میکنم یادم نمیاد بدیی در حقتون کرده باشم؟چرا با بهترین لحن باهاتون حرف میزنم انقدر بد داد و بیداد میکنید؟واقعا سخته اونم برای یه دختر نوجوندیگه نه کسیو درک میکنم نه کسی درکم میکنه!واقعا نمیدونم چیشد که انقدر بی‌حس شدمنمیدونم قوی شدم یا خیلی ضعیف؟نظر یکی از دوستام اینکه انقدر قوی و سخت شدی که بی‌حس شدی ولی فک میکنی ضعیفیولی نظر خودم این نیس با اینکه خیلی اعتقاد دارم به این جمله که میگه قلب وقتی بشکنه دیگه خورد شده و شکسته ولی بعدش خیلی قوی تر میشهولی اگر قوی شدم چرا دیگه هیچ کاری نمیتونم انجام بدم قدری خسته و بی حوصلم دیگه حتی نمیتونم حرف بزنم یا بنویسمفقط میخوام توی سکوت بمیرم شاید این تنها راه آروم شدنم باشه.</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Fri, 13 Jun 2025 22:43:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگه نمیبخشمت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%85%D8%AA-m911rv8pae45</link>
                <description>من دیگه نمیبخشمت اصلا شایدم یه روز ببخشمت ولی تمون اون کسایی که بعد تو نتونستم دوسشون داشته باشم،بهشون اعتماد کنم،باهاشون حرف بزنم،تو چشاشون نگاه کنم،حسی بهشون داشته باشم،حالم باهاشون خوب باشه،خنده های واقعی و از ته دلم رو ببینن،همه اون کسایی که کاری کردی از همه که هیچی از خودمم متنفرشمدیگه نمیبخشنت....قلبم رو تو ترسوندی که نتونه کسی رو دوس داشته باشه،نتونه به کسی اعتماد کنه، نتونه با کسی حرف بزنه،نتونه به چشای کسی نگاه کنه،نتونه به کسی حسی داشته باشه،دیگه حالش خوب نباشه،هیچکس خنده های واقعی و از ته دلشو نبینه‌و‌از همه از جمله خودش متنفرشهالبته میتونم بگم همشم تقصیر تو نبود تخسیر منم بود که گذاشتم قلبم بهت حس داشته باشه،فقط تو چشای تو نگاه کردم،فقط به تو اعتماد کردم و....ولی اینو بدون تنها کسی که بهش حسی داشتم تو بودی که خودت خرابش کردی و کاری کردی از همه کارام پشیمون شم و اون حسو توی من کشتیتو آخرین کسی بودی که بهش اعتماد کردمتو اخرین کسی بودی که حال خوبمو دیدهتو آخرین کسی بودی که خنده های واقعیمو دیدهتو اخرین کسی بودی که حالم پیشش خوب بودتو اخربن کسی بودی که دوسش داشتم...‌   ‌        ‌               .     ‌        .           .    تو تنها کسی هستی که بغلش میده بوی بهشت و میتونه این منه مرده رو زنده کنه(دلم میخواس این حرفارو به خودش بگم ولی نمیتونم برای خالی کردن خودم اینجا نوشتمشون)</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jun 2025 00:33:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالم از خودم بهم میخوره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-ivovbitl9bie</link>
                <description>                      حالم از خودم بهم میخوره                           نه اخلاق خوبی دارم                            نه شخصیت دارم                             نه خوش قیافم                           نه استایل نابی دارم                             نه درسم خوبه                              نه اراده دارم                     نه برای آینده تلاش میکنم                                                نه به چیزی امید وارم                              نه همدرد خوبیم                                     نه مثل همسن و سالام در حال خوشگذرونیم                      نه مثل بزرگترا در حال تلاش کردنم               نه مثل کوچیکترا در حال سرخوشی                       نه به کسی اهمیت میدم                                             نه کسی بهم اهمیت میده                       نه جرات خودکشی دارم                         نه حال ادامه دادن                    نه مامانم ازم راضیه،نه بابام                                  هیچی.!                                   .  .  .                 پس من به چه دردی میخورم؟!:)</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 16:48:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدای دلم به مغزم(:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%B2%D9%85-fmulekbhzg7q</link>
                <description>اخخ فهمیدی چیشد؟دیدی؟همش تخسیر تو بودا!تو بهم انقدر سخت گرفتی اینجوری شدم!کاش فقط برای چند روز دهنتو ببندی،بیایی کنارم بشینی،نزاری انقدر فک کنم،بزاری یکم اعتماد کنم،حرف بزنم با کسی،بزار سمت هرکی میخوام برم،بزار بتونم اون حس های از دست دادم رو برگردونم،بزار خاطرات وآدمای دورو و کثیف و اونایی که رفتن رو فراموش کنم،بزار حال خوب داشته باشم،انقدر غرق فکروخیال نباشم،بزار انقدر شک نکنم به کسی،چرا انقدر اذیتم میکنی؟هم داری به من آسیب میزنی هم به خودت بدبختچرا بخاطر تو همه جام درد بگیره قلبمو که پودر کردی،روحم و که کشتی کافس نیس؟حتی بخاطر تو قسمت زیادی از جسمم آزار دیده مثل معده،قلب،ریه و چشمو...میدونی چقدر بعضی شبایی که فشار رومه دستم رو فشار میدم زخمی میکنم و با چاقو یا شیشه میوفتم به جونش؟میدونی اینا همششش تخسیر توعه برای اینکه یکمی مغزم و روحم رو آروم کنم به جسمم درد میدم و زخم میکنم تا اون درد توی مغزم یکمم شده آروم شه میدونی بخاطر تو چقدر قرص مصرف میکنم؟میدونی بخاطر تو بیماریم چقدر زیاد شده؟واقعا حس خوبی نیس که روزی انقدر قرص مصرف کنی وقتی میری دکتر بگه تو چرا توی این سنت انقدر مشغله ذهنی داری؟وقتی میرم برای اکو و نوار قلب همه از تعجب بخاطر سنم ماتشون ببره که یه دختر توی این سن برای نوار قلب اومده؟همششش تخسیر توعههههههههانقدررر آزارم ندهبزار آزاد باشم،رهام کنفقططط همینن</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 14:52:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمیتونم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%85-zjqaed1daegj</link>
                <description>نمیتونم حرف بزنمنمیتونم کاری کنمدیگه تحمل خودم و حالمو و اطرافیانم رو ندارماز اینکه سعی میکنم همه رو بخندونم خوشم میاد ،ولی دیگه نمیتونماز اینکه همش لبخند میزنم خوشم میاد،ولی نمیتونماز اینکه با همه حرف میزنم خوشم،ولی نمیتونماز اینکه حال همه رو خوب میکنم خوشم میاد،ولی دیگه نمیتونماز اینکه تظاهر میکنم حالم خوبه،خوبه‌ها ولی دیگه نمیتونمبه معنای واقعی نمیتونم</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Fri, 23 May 2025 14:36:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتنگی:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-imrd2xyu2nxc</link>
                <description>دلتنگم!دلتنگ خیلیا،خیلی چیزاولی..یکیش فرق دارهدلتنگ کسی که همیشه بهش فکر میکنم،دلتنگ کسی که شبو روز بهش فک میکنمدلتنگ کسی که همه اولین هام با اون بود.چیجوری‌بگم..؟هیچکس حرفم را نمیفهمدمن فقط مینویسم تا یکمی ذهنم رها کند،اما نمیکند.با کسی نمیتونم حرف بزنم البته نه میتونم نه کسی هست،نه کسی تحمل من و حرفام رو دارهمن قدری کم آوردم که دیگه هیچی رو نمیتونم بیان کنم فقط تنهای&gt;&gt;&gt;</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Wed, 21 May 2025 12:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خستممم..!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%85%D9%85-hxq6oupnmrhp</link>
                <description>خستممم..خسته شدممبخدا دلتنگمممبخدا نمیکشمبخدا نمیتونمبخدا که کم آوردمبخدا آسیب دیدمبخدا شبا نمیتونم بخوابمبخدا دیگه صبر ندارمبخدا که از همه بدم میادبخدا دیگه نفسم نمیادبخدا دووم ندارمبخدا دیگه تحمل ندارمبخدا که فشار همه چیز رومهذهنم میخواد منو بکشهفشارزندگی‌،درس،امتحان،آدم‌ها،خانواده،اعتماد‌هایی که خراب شد،بخاطر حس ها و آدم ها و خاطراتی که دیگه برنمیگردن...دیگه خنثی شدم،خنثیدیگه کسی دوسم نداره منم کسیو دوس ندارمبه کسی حسی ندارم کسیم بهم حسی ندارهبه کسی اعتماد ندارم کسیم بهم اعتماد ندارهادم مورد علاقه کسی نیستم کسیم ادم مورد علاقم نیساولویت کسی نیستم کسیم اولویتم نیسبدتر از همه هیچ کسم درکم نمیکنه.....فققط میخوام برمم، برم یجایی تنهاااای تنها هیچ کس نباشه ذهنم آروم باشه یجوایی دور از فکر،ترس،استرس،آدم‌ها،خاطرات😮‍💨😮‍💨</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Wed, 21 May 2025 11:37:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متاسفم برای خودم^^</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D9%81%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-vzvrhvfdfuno</link>
                <description>متاسفمنه برای تو که دروغ برایت خود زندگیستبرای خودم متاسفم که برای اولین بار مزه ی عشق را از دستان تو چشیدم….تا همیشه در شک دروغ بودنش بمانم….‏متاسفم برای نسخه‌های قبلی خودم که زیادی موندن، بیش از حد بخشیدن و فکر می‌کردن برای اینکه دوست‌داشتنی باشن باید از خودشون بگذرن...!متاسفم برای خودم که: عین بچه های پنج ساله ذوقی و دلی رفتار کردم ولی دورویی و سیاست بازی تحویل گرفتم ...🖤متاسفم برای دل خودم...متاسفم برات ای دل ساده…</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 16:40:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت کتاب نامه‌ای به پدر از فرانتس کافکا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7-cgfww8sjambn</link>
                <description>فرانتس کافکاکتاب نامه به پدر، اثری نوشته ی فرانتس کافکا است که نخستین بار در سال 1952 منتشر شد. نزاع میان پدر و پسر، یکی از کهن ترین موضوعات مورد استفاده در ادبیات به حساب می آید. کافکا در این نامه ی سرگشاده به پدرش (نامه ای که هیچوقت به دست پدر نرسید)، تلاش می کند تا با یکی از عمیق ترین مشکلات روح زخم خورده ی خود رو به رو شود. این اثر در قالب اعترافی بلند، پراضطراب و پراحساس نوشته شده که در آن، جنبه ی انسانی و هنرمندانه ی مردی در برابر نمادی از قدرت قرار می گیرد. کتاب نامه به پدر، تلاش کافکا برای بازشناسیِ خاستگاه رابطه ای پرتلاطم و آسیب زا میان کودکی بسیار حساس و پدری تندخو است. این اثر ارزشمند را می توان اعلام جرم بی رحمانه ی کافکا نسبت به پدرش و در عین حال، کوشش سرشار از احساس این نویسنده برای ابراز علاقه به پدر در نظر گرفت.دست نوشته کافکا</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 16:08:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن وقت که میخواستم،نشد.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%A2%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%AF-f8tvy9ui77k4</link>
                <description>فزانتس کافکا(نویسنده آلمانی)کافکا در کتاب نامه به پدرچیزی نوشته که به نظر حکایت خیلی از ماست:&quot;نیازی به دلگرمی ندارم،دیگر به چه کارم می آید؟آن وقت که میخواستم، نداشتم.&quot;</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 16:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی:))</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-i56fa0rlbhm2</link>
                <description>داستان تنها ترین وال دنیا رو میدونی؟! 🐳شاید خیلی از‌ ماها به این داستان دچار باشیمتنهایی نه به این معنا که کسی اطرافمون نباشه؛بلکه تنهایی یعنی کسی شما رو نشنوه، نبينه، نفهمه...کسی نباشه که بتونید دنیاتون، حرفهاتون رو باهاش در میون بزارید...و مشکل درست از اونجایی شروع میشه که فرکانس صدا، نگاه و مغزتون توسط دیگران قابل دریافت نباشهاونوقته که تو تنهاترینِ جهانی:))</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 15:47:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب۳۶۵روز بدون تو(دوروز شانسی)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%B3%DB%B6%DB%B5%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-orzlafppwosl</link>
                <description>روز ۱۳میدونم که عشق زندگی تو نیستم    ‌           ‌            ولی تو همیشه عشق زندگی من میمونی..روز ۸۷فک کنم بیشترین چیزی که من رو آزار میده اینه که خیلیا میدونستن قرار این اتفاق بیوفته و تنها چیزی که من ازت خواستم این بود که خلافش رو بعشون ثابت کنی ولی تو همین یه کار رو هم نتونسی برام بکنی</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Mon, 12 May 2025 15:03:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیالوگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-tbkfwfrdzbsd</link>
                <description>رضا کیانیانرضا کیانیان دیالوگ قشنگی داره که میگه:حرف حق میزنی عزیزم ولی، باید یاد‌ بگیری هر حقیقتی رو تو صورت طرف مقابل تُف نکنی؛ روح و روان آدما از هر حقیقتی عزیزتره.فقط همین …</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 17:19:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب ۳۶۵ روز بدون تو (انتخاب دو روز شانسی)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DB%B3%DB%B6%DB%B5-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-fhcr8qm31gvj</link>
                <description>روز ۵۳هیچکس تاحالا اینو بهت نگفته که دل بریدن از کسی که عاشقشی چقدر دردناکهروز ۱۴۴اگر کم کم دلتنگم میشوی                                         به یاد داشته باش                                                   این من نبودم که رفتم                                            تو مرا رها کردی</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 08:00:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیو من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87585490/%D8%A8%DB%8C%D9%88-%D9%85%D9%86-ok5ndmrddmp8</link>
                <description>سلام من یک آدم پر فکروخیال،پر استرس و... هستمقدرت درک زیادی دارم چون توی زندگیم زیاد ضربه دیدم و سختی کشیدم و مهمتر از همه هیچ وقت درک نشدم..همیشه تنهایی به زندگیم ادامه دادمدوستای زیادی دارم ولی بعد یسری اتفاقات توی زندگیم اصمیم گرفتم به کسی اعتماد نکنم و خودم تنها باشم.</description>
                <category>‌‌‌‌‌‌‌</category>
                <author>‌‌‌‌‌‌‌</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 07:39:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>