<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های _ملوسک_خسته_</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_87848197</link>
        <description>🌘</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:47:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4662571/avatar/8ZU082.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>_ملوسک_خسته_</title>
            <link>https://virgool.io/@m_87848197</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو فقط یک مطلقه نیستی! تو یک مجرم فرهنگی هستی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_87848197/%D8%AA%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-jhznkwhh3cgi</link>
                <description>چاقوی سنت، استقلال و شادی را به قتل می‌رساند!( برید کنار خونی نشید! )یکی از تفکرات سنتی که سال‌ها است چیره بر ذهن ایرانیان و احتمالا بخش کثیری از خاورمیانه است، ان است که طلاق گرفتن امر ناپاک و زشتی تلقی میگردد!آنقدر این امر را کریه و ناپسند میشمارند که در ذهن‌شان افرادی که دست به این عمل میزنند همسنگر معتادان، دزدان، قاچاقچیان و ... هستند! ( هرچند که اطلاق صفت بد بر چنین اشخاصی هم خالی از منطق و انسانیت هست! اتفاقا این افراد بیشتر از هر عضو دیگری در جامعه نیازمند درک، کمک و همدلی هستند! همانطور که فلسفه‌ی ادبیات داستایفسکی به چنین شخصییت‌هایی میپردازد و اذعان می‌دارد « زجر دهندگان، بیشتر از زجرکشیدگان، لایق و شایسته‌ی عصاره‌ی انسان‌دوستی و عشق هستند! )این باور رایج و بسیار مخرب، از اعتقادات دینی سرچشمه می‌گیرد؛ در چنین اعتقاداتی ازدواج پیوندی بسیار الهی و گسستن آن امری ناشایست تلقی میگردد. من دانش تخصصی در این زمینه‌ها ندارم اما میخواهم با نیمچه منطقی که در ذهن دارم این نگاه را مورد بررسی و کنکاش قرار دهم!اول از همه مثلی قدیمی که از عهد آدم و حوا تا عهد هوش مصنوعی در گوش ما نجوا شده است، چنین است « انسان جایز الخطاست »! حتی در تک تک  همان منابع دینی هم به آن اشاره شده، در اسلام، می‌گویند خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و شعایری از این قبیل!ثانیا ازدواج هم از تصمیمات همین انسان جایز‌الخطا نشأت میگیرد! پس چرا همچنان، گسستن این پیوند منبعث شده از انسان جایز‌الخطا، کاری پستی و شیطانی هست؟ این‌کار مثل این هست که دانش‌آموزی را مجازات کنیم و او را خطاکار بنامیم، چرا ؟چون در سن نوجوانی به فیزیک علاقه‌مند میشود و تصمیم میگیرد در رشته‌ی ریاضی- فیزیک ادامه تحصیل دهد! اما بعدتر، دل به ادبیات می‌بازد و تصمیم میگیرد تغییر رشته دهد! آیا چنین عملی را ناخوشایند می‌شمارید ؟ ابرو بر و لایق تحقیر؟ قطعا نه! اتفاقا گمان میکنم، دو انسانی که می‌توانند پیوند بینشان را بشکنند، عزت نفس و اعتماد بنفس و روانی سالم دارند!اگر شخصی با یکبار خوردن قارچ‌ مسموم شود ولی از مصرف آن امتناع نورزد و بارها و بارها این عمل را تکرار کند، قطعا ما آن را از جان سیر شده یا دیوانه خطاب میکنیم!چون انسان عاقل اگر دریابد X به من آسیب میرساند و زیان‌رسان است، آن را قطع می‌کند و به سراغ منابع دیگر برای رفع نیاز خود میرود!پس چرا چنین نگاهی را به مقوله ازدواج نداریم؟ چرا نمی‌گوییم، اگر فرد دریابد شخص مورد نظرش، نه تنها در ساختن جهانی زیبا و ایده‌ال به او کمک نمی‌کند بلکه حتی ویران‌کننده‌ی روان و سلامتش هست و او را ترک نکند، او دیوانه یا از جان سیر شده است؟ چرا نمی‌گوییم ؟به نگاه من، طلاق گرفتن صوت وجود انسانی است که میخواهد همچنان زنده بماند، همچنان با شادی برقصد، همچنان به عشق و زندگی امیدوار است و طالبشان!من نمی‌دانم، چطوری در منابع دینی شما، خودکشی کردن گناه محسوب میشود، اما خود را با انواع و اقسام تابوهای فرهنگی شکنجه دادن، ملکوتی است و قابل ستایش؟ کورکورانه پذیرفتن تابوهای پوچ و انسان‌ستیزانه‌ی جامعه به معنای مشوق بودن در مسیر انسان‌ستیزی است!ارزش های یک جامعه اگر نتواند با منطق، نظریات علمی و انسانیت تطبیق یابد پس باید هرچه سریع‌تر به ضد‌ارزش تبدیل شود، تا آثار ویرانگرش بیش از بیش جامعه را آلوده نکند!بدیهی‌ترین اصل روانشناسی که یک کودک ۵ ساله هم به آن واقف است، چنین است :  گزاره ۱ : روابط سمی، خلاقیت را زایل، اعتماد بنفس و سلامت روان را ویران و هزینه بر و زمان‌بر است!گزاره ۲ : طلاق گرفتن به‌نوعی یک رابطه‌ی سمی است!نتیجه‌ی حاصل : اگر افراد جامعه، ذهن‌شان آشفته‌ی روابط بین فردی اضمحلال یافته باشه، نیروی خلاقانه و قدرت تفکر آنها کاهش میابد در نتیجه‌ وقتی در سطح خرد توانمندی ذهنی شهروندان یک ملت کاهش یابد در سطح کلان، ویرانی‌های بسیار به بار میآید!چه بسا که اجزا و ارکان جامعه، همانند همان ساعتی هستند که ریز و درشت پیچ و مهره‌های آن، تعیین کننده‌ی کارکرد درست ساعت هست!پی‌نوشت ۱ : به منابع  و گزاره‌ها دینی اشاره کردم، چون خواستم به عزیزان مذهبی بگم، از نگاه دینی هم نگاه شما غیرمنطقی و خلاف چارچوب انسانی‌است!پی‌نوشت ۲ : این برای اون عزیزانی هست که حفظ کردنی دوست ندارند، تحلیل دوست دارند! ( ولی خب جمعشونه! )  در آخر، من به‌جای تمام آدم‌هایی که شمایی که مطلقه بودید رو  و یا شمایی که فرزند طلاق بودید رو قضاوت کردند و انگ‌های بدی  بهتون زدن، از قول تمامی اونها ازتون معذرت می‌خوام! </description>
                <category>_ملوسک_خسته_</category>
                <author>_ملوسک_خسته_</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2026 13:09:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>