<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عالمه میری سیدخیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_88079595</link>
        <description>دچار باید بود</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 16:26:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4065643/avatar/BDVGe6.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عالمه میری سیدخیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_88079595</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پاییز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_88079595/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-kayheznhv4ti</link>
                <description>تموم قشنگی‌های دنیا خلاصه شده تو پاییز... برگ‌های زرد و نارنجی، نم‌نم بارون، کتاب خوندن تو کافۀ همیشگی، قدم زدن و آهنگ گوش دادن... اونجا که خواننده میگه پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند؛ غرق میشی تو خاطرات و میری به جایی دور... تا به خودت میای می‌بینی ساعت‌ها غرق خاطرات و روزهایی شدی که برگشتنی نیستند! همۀ این‌ها خاصیت پاییزه، هواش بوی نوستالژی میده و میری به گذشته! پاییز برگرد با همون رنگ‌ها، با همون بوی بارونِ اولِ صبح، با همون عصرهای کش‌دار نارنجی که آدم رو مجبور می‌کنه سرش رو بالا بگیره و عاشق شه. پاییز قشنگم تکرار شو تا من هربار مبتلا شم به دوست داشتنش... دل‌نوشته آذر 1404</description>
                <category>عالمه میری سیدخیلی</category>
                <author>عالمه میری سیدخیلی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Dec 2025 18:51:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتوبوس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_88079595/%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%88%D8%B3-o3xqwcokxh57</link>
                <description>پاییز باشه، بشینی تو اتوبوس، سرت رو بچسبونی به شیشه... آهنگ هم پلی باشه و بخونه جاده‌های بی‌کسی رو گم می‌کردم آروم آروم... زل بزنی به جاده، نگاه کنی به چراغ‌ها، به رفتن ماشین‌ها، به نبودن آدم‌ها. سهراب راست گفته جاده یعنی غربت. خاطرات رو مرور می‌کنی، بعضی از نبودن‌ها، نشدن‌ها! اتوبوس میره... تو میری... آدم‌ها میرن... خاطرات نمیرن! هیچ‌وقت قصد رفتن از این مغز آشفته رو ندارن. اتوبوس بهترین جای دنیاست... شنبه 11 مهر 1404 21:27 PM</description>
                <category>عالمه میری سیدخیلی</category>
                <author>عالمه میری سیدخیلی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Dec 2025 18:25:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل‌نوشته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_88079595/%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-b7klz2eygirj</link>
                <description>تنها خوبی جنگ این بود آدمای واقعی رو بهمون نشون داد، آدمایی که نگران حالمون شدند، وقتی اینترنت قطع شد با یک پیامک ساده حالمون رو پرسیدن. معرفت دلیه نه به سن ربط داره نه به سال‌های دوستی! همیشه همین بوده آدمایی که نگرانشونی و تمام فکر و دلت پیششونه حواسشون بهت نیست و اونایی که اصلاً فکرش رو نمی‌کنی حالت رو می‌پرسن... شماها شدین همه‌چیز، عزیزدل و آرامش بی‌نظیر توی سخت‌ترین لحظه‌ها! چهارشنبه 4 تیر 1404</description>
                <category>عالمه میری سیدخیلی</category>
                <author>عالمه میری سیدخیلی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 18:54:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاییز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_88079595/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-omcmm21xsfyp</link>
                <description>هیچ‌کس زیر آن باران نمی‌ماند، مگر اینکه با باران، عصرهای پاییزی و برگ‌های زرد خاطره داشته‌باشد. زیر باران قدم  می‌زند و خاطرات را مرور می‌کند، باران تمام می‌شود ولی او همچنان می‌بارد. امان از خاطرات</description>
                <category>عالمه میری سیدخیلی</category>
                <author>عالمه میری سیدخیلی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jun 2025 20:17:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_88079595/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-nsnhs4nkhicv</link>
                <description>بخند عزیز من، خنده‌های نمکین تو، حال مرا خوب می کند...خنده‌های نمکین تو مرا می‌برد به غروب حوض سلطان قم...کاش لطف کنی و همیشه بخندی، بخاطر من، حال من با تو خوب می‌شود...عالِمه میری سیدخیلی</description>
                <category>عالمه میری سیدخیلی</category>
                <author>عالمه میری سیدخیلی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jun 2025 18:00:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>