<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعیده سعیدی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_89643681</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:10:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سعیده سعیدی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@m_89643681</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک پایان و یک‌ شروع دوباره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89643681/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-unmuq0mzijxh</link>
                <description>همیشه شروع کردن سخته، این که چی رو و از کجا شروع کنی، برای من همه چیز از دوران کرونا شروع شد، وقتی که بعد از ۱۰ سال کاری که مشغولش بودم رو مجبور شدیم تعطیل کنیم. شاید به نظر میومد که کار مورد علاقه ام بود اما در واقع نبود، من کار کردن رو دوست داشتم و شاید با توجه به شرایطی که در اون زمان داشتم این تنها انتخابم بود . شاید کار مورد علاقم‌نبود،  اما حالم خوب بود چون از نظر مالی استقلال داشتم . شرایط با همون روال ادامه داشت تا روزی که مجبور به تعطیل کردن شدیم، شاید در ابتدا سخت بود اما باعث شد به مرور بفهمم که دقیقا چی می خوام و به این نتیجه برسم  که هیچ وقت برای شروع اون چیزی که می خوای دیر نیست.روزی که با پله به پله آشنا شدم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم، وقتی خوندم که بدون رفتن به دانشگاه و پیش نیاز طراحی سایت رو یاد بگیرین واقعا خوشحال شدم، در واقع یه ستاره تو دلم روشن شد که شاید بتونم به آرزوم برسم. من همیشه دوست داشتم کامپیوتر بخونم و یه چیزی در رابطه با کامپیوتر بتونم طراحی یا درست کنم اما به خاطر مافیای کنکور و روش غلط درس خوندن  و وارد دانشگاه شدن از آرزوم خیلی دور شدم. خوندن پست پله به پله یه حس خوبی رو بهم داد که شاید الان وقتشه پس شروع کن. تو دوره شون شرکت کردم و در طول دوره به جز مطالب درسی با خیلی چیزای دیگه آشنا شدم. این مسیر برای من شروعی برای خیلی چیزا شد ، شروع گوش دادن به پادکست ها، شروع نوشتن مقاله، شروع مطالعه و شبکه سازی در گروه های مختلف و ….الان که این مقاله رو می نویسم سومین‌ترم هست که در دوره های پله به پله شرکت می کنم. این ترم دیجیتال مارکتینگ پیشرفته بود. خیلی چیزا یاد گرفتم ، متوجه شدم که اصلا علاقه ای به مارکتینگ ندارم اما سئو رو دوست داشتم. به نظرم خیلی جالب و چالش بر انگیزه، این که سعی کنی بین اولین ها باشی. و اینکه بالاخره تونستم‌یاد بگیرم سایت طراحی کنم ، این کار بهم‌حس مفید بودن می ده و حالم‌رو‌خوب می کنه . الان که اینجام و این مقاله رو می نویسم حال خوبی دارم چون تونستم راهی پیدا کنم که به آرزوهام نزدیک و نزدیک تر بشم و فهمیدم که همیشه می شه شروع کرد و به مقصد رسید فقط باید بخوای و انجامش بدی. </description>
                <category>سعیده سعیدی نژاد</category>
                <author>سعیده سعیدی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 03 Oct 2022 09:57:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبینی در مقابل بدبینی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89643681/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-o61f33ivn3j6</link>
                <description>«آدم های خوش بین هواپیما را اختراع می کنند و آدم های بد بین چتر نجات را»همه ی ما بدون شک این جمله را زیاد شنیدیم، این جمله می تواند به ما نشان دهد که خوش بینی و بد بینی هر دو باید وجود داشته باشد و ما نمی توانیم بگوییم که یک نفر کامل بدبین است و یا کامل خوش بین است هر کس جایی در این بین ، یا بالای طیف و یا در پایین طیف ، قرار می گیرد. اگر آدمی بدبین باشید ، حالت غالب ذهنی شما به این سمت گرایش دارد که اموری هولناک ممکن است رخ دهند. در مقابل اگر آدمی خوش بین باشید ، به علت این تمایل ذهنی چیزهایی که دید بد به یک موقعیت بدهند را کنار می گذارید. تفاوت بین افراد خوش بین و بدبین:خوش بینی و بد بینی دو سر یک طیف هستند که با کمرنگ شدن یکی ، دیگری پررنگ می شود ، در اینجا چند تفاوت بین افراد خوش بین و بد بین را بیان می کنیم، در آخر متوجه می شوید شما جزو کدام دسته هستید؟  ۱. خوش بینان معتقدند که می توانند آینده ی خود را کنترل کنند، آنها دلیلی نمی بینند که چرا فردا نمی تواند بهتر از امروز باشد، آنها در همین لحظه زندگی می کنند، گذشته برای آنها گذشته و دلیلی برای فکر کردن به آن نمی یابند، آینده هم هنوز نیامده که بخواهند نگران آن باشند. در مقابل افرا‌د بدبین هیچ حس کنترلی بر زندگی خود ندارند. اگر معتقد بودند که بر زندگی خود کنترل دارندکه بدبین نمی شدند ، آنها انتظارات منفی و تاریک خود را بر اساس تجربیات قبلی پیدا می کنند . ۲. خوش بینان به جلو نگاه می کنند. هر چیزی خوب یا بد می تواند از این لحظه به بعد اتفاق بیفتد ، بنابراین فرد خوش بین این بی طرفی را فرصتی می داند تا اتفاق خوبی بیفتد . خوش بینان اتصال خوبی با عملکردهای امروز دارند و این آینده ای بهتر را می تواند تضمین کند.در طرف دیگر بدبینان هستند که به طور کلی آینده نگر نیستند ، آنها به جلو نگاه می کنند اما آینده را تاریک می بینند چون اغلب آن را بر اساس گذشته معنی می کنند. آنها دوست دارند در گذشته بمانند و در آن زمان زندگی کنند. حتی اگر گذشته ی شما خشن است ، ممکن است در صورتی که به خودتان اعتقاد داشته باشید ، چشم اندازی روشن در زندگی تان ایجاد کنید. ۳.خوش بینان در واقع به خود اطمینان دارند. اعتماد به نفس بزرگترین تفاوت بین افراد خوش بین و بد بین است. خوش بینان اعتقاد دارند که می توانند بر هر چیزی غلبه کنند و به راه خود ادامه دهند .اگر اعتماد به نفس ندارید ، ممکن است دلیل بد بینی شما باشد . بهترین راه این است که شما مهارت مورد نیاز برای آن موفقیت را یاد بگیرید . تعریف خود را از موفقیت تغییر دهید تا پیشرفت کنید . ۴. خوش بینان امکانات را مشاهده می کنند و بدبینان مشکلات را می بینند .فرد مثبت اندیش می گوید « بعد چه کاری باید انجام دهم ؟ خب گزینه های جالب بسیاری وجود دارد.» فرد منفی گرا می گوید« بعد از آن چه کاری باید انجام دهم؟ من مشکلات زیادی برای مقابله با آنها دارم .»مشکلات بخشی از زندگی است . بهترین روش به نظر من این است که اموری که نمی توانم برای  آنها کاری انجام دهم را نادیده بگیرم . یک فرد بدبین می تواند با همان مشکلات فرد خوش بین وجود داشته باشد ولی به شیوه ی خودش به آنها فکر کند ، مثلا بگوید« خوب اگر آنها مشکلات من را داشتند ، اکنون این قدر سرحال نبودند !» این درست نیست . افراد با انواع مشکلات می توانند کنار بیایند و در جهت مثبت پیش بروند. باید به مشکلات زندگی بگوییم چی فکر کردی؟!! من تصمیم می گیرم با قدرت بیشتری به جلو حرکت کنم. ۵. خوش بینی زندگی بهتری ایجاد می کند اما کوتاه تر!!!! ، تعجب کردید! طبق مطالعات انجام شده این آمار به دست آمده. فریدر آر لنگ ، نویسنده ارشد دانشگاه دکتر ارلانگن-نورنبرگ در آلمان گفت : « یافته های ما نشان داد که خوش بین بودن بیش از حد ، در پیش بینی بهتر آینده  و همچنین در ناتوانی و مرگ فرد در دهه ی بعد زندگی اش خطرناک است. بدبینی نسبت به آینده ممکن است مردم را به زندگی دقیق تر با رعایت نکات بهداشتی و ایمنی ترغیب کند.»۶. مطالعات نشان داده که افراد خوش بین که احساس خوبی به زندگی دارند ، رفتارهای سالم تری مانند ورزش ، خوردن رژیم غذایی متعادل و خواب کافی  از خود بروز می دهند . توماس فریدمن :« بدبین ها معمولا درست می گویند، اما این خوش بین ها هستند که دنیا را تغییر می دهند. » ممکن است فکر کنید بهترین راه برای بهزیستی و سلامت این است که روحیه خوش‌بینی را در خود تقویت کنید. اما به نظر گروهی از روانشناسان بهتر است به جای ایجاد «خوش‌بینی مصنوعی» در خودتان  به موقعیت خودتان در جهان  دیدی واقع‌بینانه داشته باشید.به نظر می‌رسد که این «دوگانه‌انگاری» یعنی دید فقط خوش‌بینانه یا دید فقط بدبینانه از یک موقعیت،  پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرد.افراد بدبین ، حالت غالب ذهنی شان  به پذیرفتن این تخیل گرایش دارد که اموری هولناک ممکن است رخ دهند.  در مقابل، اگر آدمی خوش‌بین باشید، به علت این تمایل ذهنی داده‌هایی را که دید بد به یک موقعیت را تایید می‌کنند، کنار می‌گذارید و به اصطلاح «خودتان را می‌فریبید».اما راه سومی هم  وجود دارد: اینکه به جای چسبیدن به تخیلاتتان درباره پیامدهای مثبت یا منفی  یک موقعیت معین ، بر  واقعیت آن موقعیت و بر انعطاف‌پذیری‌تان در مواجهه با واقعیت متمرکز شوید.موضوع مهم این است که به توان خود اعتماد داشته باشید و حداکثر تلاشتان را در مواجهه با موقعیت‌ها انجام دهید، چه موقعیتی خوب باشد، چه موقعیتی بد. چنین شیوه‌ ی مواجهه‌ای بسیار بیشتر به سود  شما است تا دل سپردن به این تفکر ساده‌انگارانه که همیشه همه امور به نتیجه خوبی ختم می‌شوند،  چرا که برخی از اوقات اینگونه نمی‌شود.والت دیزنی در سمیناری در سال 1957 به حالت نیمه شوخی می گوید:« اگه به خاطر برادر بزرگم نبود، چند بار به خاطر چک های برگشتی سر از زندان در می آوردم. هیچ وقت نمی دونستم چقدر پول توی حساب بانکیم دارم. حساب کتابم را او انجام می داد. »والت دیزنی رویا پرداز و  یک خوش بین بود. اما آیا فقط خوش بینی اش او را به موفقیت رساند؟ مسلم است که نه! این واقع نگری و بدبینی برادرش نیز بود که در موفقیت والت دیزنی تاثیر به سزایی داشت.برای مثالی دیگر می توان  شرکت اپل را نام برد . استیو جابز به تعبیری رهبر تیم و فردی آینده بین بوده است اما این استیو وزنیاکِ مهندس بود که اپل را پیش می برد. جابز رویایش را داشت و وزنیاک ابزارش را. با مطالعه ی بین افراد خوش بین و بدبین می توان این نکته را دریافت که منطقی است که نسبت به آینده خود خوش بین باشید اما اجازه ندهید که شما را از سمت آشفته ی زندگی غافل  کند، نه خوش بینی مطلق و نه بدبینی مطلق خوب نیست. از تک بعدی بودن خارج شوید و از هر دو طرز فکر در کنار یکدیگر استفاده کنید. در پایان شنیدن اپیزود خوش بینی جافکری هم در این باره خالی از لطف نیست. https://castbox.fm/vd/481801964 </description>
                <category>سعیده سعیدی نژاد</category>
                <author>سعیده سعیدی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 17:54:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوارکاری همراه با تجربه ی حس های عجیب و غریب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89643681/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%AD%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8-cgv92cdmgbcd</link>
                <description>از وقتی یه دختر بچه بودم در همه حال وانمود می کردم که در حال اسب سواری هستم، وقتی سوار دوچرخه بودم یا حتی در حال دویدن . گاهی موقع خواب هم در حال سواری بودم و یکی از خواب های لذت بخشم بود.وقتی بزرگ تر شدم رفتم که به این رؤیام برسم. وقتی سوار اسب می شوم اون حسی که دارم مثل هیجان پرواز کردن توی هواست ، توی اون لحظه همه چیز رو فراموش می کنم و فقط پرواز می کنم . احساس رهایی دارم اون لحظه، با ترس هام مقابله می کنم و تمام وجودم پر از آدرنالین می شود. اون حس رهایی که روی اسب دارم را تا الان هیچ جای دیگه تجربه نکردم . تا سوار اسب نشید اون حس و اون دنیا رو درک نمی کنین . سوارکاری ورزشی هست که در آن با یک موجود زنده سرو کار دارین، موجود زنده ای که از شما بزرگ تر و قوی تر هست.اسب ها هم مثل آدم ها اخلاق خاص خودشون را دارند، یکی بازیگوش، یکی سرکش، یکی فرمانبر و یکی رام . اسب ها مثل ما احساس دارند و احساسات ما رو هم می فهمند، اینکه دوستشان  دارید ، می ترسید و یا اینکه از کنارشون بودن لذت می برید، همه ی اینها رو با لمس شما و از نگاه شما می فهمند. اسب هم مانند انسان روح دارد و همه ی کسایی که با اسب  مرتبطند می گویند که اسب جزو معدود حیواناتی هست که خواب می بیند و در خواب دست و پایش را تکان می دهد. آیا اسب ها دوست دارند که سوار آنها شوید؟من می گویم &quot;احتمالا&quot;، زیرا در حالی که دانشمندان هنوز راهی ابداع نکرده اند که به طور دقیق از تعداد زیادی از اسب ها بپرسند که در مورد سوارکاری چه احساسی دارند، تحقیقاتی انجام شده است که ترجیحات اسب را در ارتباط با سوارکاری  بررسی می کند.اسب‌ها به انسان‌ها اجازه می‌دهند که سوارشان شوند چون به آنها در مرور زمان اعتماد می کنند . در طبیعت، اسب ها زمانی می دوند که انسان ها سعی می کنند به آنها نزدیک شوند. اکثر مردم اسب‌هایی را می‌خرند که برای سواری آموزش دیده‌اند و زیاد به این فکر نمی‌کنند که چرا اسب به آنها اجازه می‌دهد روی پشت خود بنشینند. ولی در واقع اونها حس شما را می فهمند و وقتی احساس اطمینان کنند به شما اجازه ی سواری می دهند.  آیا یک اسب می تواند شما را به یاد بیاورد؟بسیاری از کارشناسان موافقند که اسب ها صاحبان خود و کسانی که به آنها محبت می کنند را به یاد می آورند . مطالعات انجام شده طی سال‌ها نشان می‌دهد که اسب‌ها صاحبان خود را به همان شیوه‌ای که  اسب دیگری را به یاد می‌آورند، در ذهنشان به یاد می آورند . تجربیات گذشته، خاطرات و نشانه های شنیداری اطلاعاتی را در مورد اینکه یک فرد کیست به اسب می دهد.اسب‌ها معمولاً می‌توانند شما را از روی بو و صدا ، یا حتی نحوه برخورد یا کار با آنها ، بشناسند. آنها مانند انسان ها حافظه قوی دارند. اسب ها  نه تنها می توانند عبارات را تشخیص دهند، بلکه می توانند آنها را به خاطر بسپارند و آنها را به یک چهره خاص مرتبط کنند. به عبارت دیگر، اسب‌ها می توانند چهره ی انسان و حالات عاطفی آن‌ها را تشخیص دهند، چیزی که سپس از آن برای تشخیص اینکه آیا شخص یک تهدید است یا نه، استفاده می‌کنند.چگونه بفهمم اسب من خوشحال است؟یکی از واضح ترین نشانه های خوشحالی اسب شل بودن سوراخ بینی او است. اسب‌هایی که ناراضی هستند اغلب سوراخ‌های بینی پرتنشی دارند که بسیار نازک به نظر می‌رسند. اگر سوراخ های بینی او شل است، نشانه خوشحالی و رضایت اسب شماست. یکی دیگر از نشانه های شادی دم آرام است.اسب ها چگونه محبت نشان می دهند و با شما صحبت می کنند ؟اغلب اسب‌ها  به انسان‌ها محبت می‌کنند، همانطور که به اسب‌های دیگر محبت می کنند . اسب‌ها محبت خود را با مالیدن و تکیه دادن سر بر روی شانه های شما  و حتی لیسیدن نشان می‌دهند. یادگیری زبان بدن آنها به شما کمک می کند تا متوجه شوید که آنها چه زمانی ابراز محبت می کنند.وقتی که اسب با پوزه یا سر به شما مالش می دهد، ضربه می زند یا به شما فشار می آورد ،  صرفاً نوعی ارتباط است که اسب برای جلب توجه شما یا درخواست چیزی از شما استفاده می کند. در هر صورت، او در تلاش است تا با استفاده از تنها زبانی که می داند، خواسته یا نیازی را برآورده کند. مطالعات نشان داده است که اسب‌ها واکنش‌های عاطفی مثبت به برخی از انسان‌ها و واکنش‌های عاطفی منفی به دیگران نشان می‌دهند، که نشان می‌دهد اسب ها می توانند پیوند قوی با انسانها پیدا کنند . دامنه احساسی و درک اسب ها بسیار باورنکردنی است. به اشتراک گذاشتن تماس بدنی یکی از اصلی ترین راه هایی است که اسب ها محبت می کنند. از آنجایی که اسب ها دستی برای گرفتن یا بازویی برای در آغوش گرفتن ندارند، با تکیه های ملایم و حتی  با در آغوش گرفتن گردن عشق می کنند.آیا اسب ها گریه می کنند؟اسب ها به عنوان یک واکنش احساسی گریه نمی کنند، اما مسدود شدن مجرای  اشکی آنها باعث اشک ریختنشان می شود  . با این حال، اسب ها احساسات را با اعمال خود بیان می کنند. به عنوان مثال، آنها هنگام عصبانیت گوش های خود را تکان می دهند ،  اسب ها وقتی از آنها دور هستید دلتنگ شما می شوند. بسیاری از مردم معتقدند اسب ها گریه می کنند زیرا اشک می ریزند.چند نکته مهم که به شما کمک می کند با اسب خود پیوند برقرار کنید:تمرینات اساسی را انجام دهید.زمانی را برای تمرین سخت کنار بگذارید.به وضعیت عاطفی خود در اطراف اسب خود فکر کنید.زمان  با کیفیت زیادی  را با اسب خود سپری کنید.یاد بگیرید که ویژگی های فیزیکی اسب خود را تشخیص دهید.به اسب خود کمک کنید تا آرام شود.با اسب خود تماس پوستی بر قرار کنید.برای او اسم انتخاب کنید و با او صحبت کنید. در انتها باید بگویم ، شاید یک سوارکار خوب بتواند اسب را به انجام کاری وادار کند اما بهترین سوارکار کسی است که با تعلیم و تربیت درست اسب باعث شود که این حیوان با میل خود اقدام به انجام کاری نماید که این کار مستلزم برقرار کردن ارتباط با این حیوان نجیب است.#دیجیتال مارکتینگ پله به پله #digital marketin pelle_be_pelle</description>
                <category>سعیده سعیدی نژاد</category>
                <author>سعیده سعیدی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 14:58:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادر خلاق، کودک خلاق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89643681/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-goggc7ruqel9</link>
                <description>مادر خلاق ، واژه ی سنگین و دهن پرکنی هست اما واقعا چگونه می توانیم مادری خلاق باشیم؟ درجامعه و فضایی که مادران هم مانند پدران در بیرون از خانه فعالیت دارند چگونه می توان هم مادر بود و هم خلاق و هم یک عضو فعال در جامعه .اینکه بتوانید مادری خلاق باشید به خیلی از عوامل بستگی دارد:· خود شما فردی خلاق باشید· میزان سرزندگی و نشاط شما· جایگاه نظم و برنامه ریزی در زندگی· میزان چهارچوب های شما· میزان امرو نهی کردن شماشما در زندگی با مسائلی مواجه می‌شوید که بایدبتوانید آنها را حل کنید و آن چه که به شما کمک می‌کند، که بتوانید مسئله را حل کنید و به عمل برسید، تفکر وتوانایی حل مسئله است. بچه‌ها در روز کارهای زیادی انجام می‌دهند که بعضی‌هایشان مورد تأیید هست و بعضی‌هایشان نه. اما نحوه ی برخورد هر مادر با کارهایی که مورد تأییدش نیست، فرق می‌کند. اولین و ساده‌ترین راه حل این است که جلوی انجام عمل بچه گرفته شود، که بیشتر مادران هم همین کار را انجام می‌دهند.نویسنده ی کتاب «ماندن در وضعیت آخر» درباره ی اثرات ناگوار امر و نهی کردن به کودک و تأثیر طولانی‌مدتی که تا آخرعمرگریبان‌گیر انسان می‌شود، بحث مفصلی دارد. او تأکید می‌کند که این امر و نهی کردن می‌تواند شخصیت کودک را در بزرگسالی بسازد و او را تبدیل به فردی ترسو کند که توانایی تصمیم‌گیری ندارد و قدرت تصمیم گیری و خلاقیت او از بین رفته.همان طور که گفتیم بیشتر مادرها ساده ترین راه یعنی امرو نهی کردن به کودک را انتخاب می کنند، اما مادر خلاق امر و نهی نمی کند و آن موقعیت را به موقعیتی خلاق تبدیل می کند .اینکه به کودک امرو نهی کنید و جلوی کار او را بگیرید مهارت خاصی نمی خواهد اما تبدیل آن کار به وضعیتی که کودک در آن هم لذت ببرد و هم مهارت هایش تقویت شود، نیازمند تفکری خلاق هست. برای مثال کودکی که بازی با آب را دوست دارد می توان برایش سطل آبی تهیه کرد و داخل آن وسایل ساده ای ریخت وکودک با یک چوب و نخ و یا با یک سبد کوچک، ماهیگیری را تجربه کند.بچه ها با بازی کردن زندگی و رشد می کنند، اگر جلوی بازی کردن آنها را بگیریم در واقع جلوی رشد آنها را گرفته ایم. مادر خلاق با تغییر قوانین بازی ها و فعالیت ها می تواند به رشد کودک و پرورش خلاقیت او کمک کند.مادر باید برای هر موقعیت جدید راه کار جدیدی داشته باشد و این نیازمند خلاقیت بالا است. از آنجا که اکثر این موقعیت ها جدید و تکرار ناپذیر هستند مادر باید سعی کند به هر موقعیت با دید جدیدی بنگرد و راه حل جدیدی پیدا کند.مادری که هر روز و هر لحظه راه حل و موقعیت جدیدی ایجاد می کند، توانایی پرورش کودکی شاد و خلاق را دارد و این از چندین کلاس آموزشی کامل تر و مفید تر هست.وقتی کودک تمام وسایلش را در اطراف خانه رها کرده و ما منتظر آمدن مهمان هستیم ، مادرخلاق با بازی و مسابقه کودک را تشویق می کند آنها را جمع کند و خودش هم او را همراهی می کند و یک بازی شاد در کنار هم خواهند داشت، در حالی که به هدف خود هم رسیده، اما مادرغیر خلاق با فریاد و عصبانیت او را مجبور به جمع کردن لوازمش می کند و در اکثر مواقع هم فایده ای ندارد و در آخر خودش مجبور می شود به تنهایی این کار را انجام دهد.مادری را که سرِ سفره، غذای فرزندش را برایش در بشقاب می ریزد، تصور کنید، غذا باب میل کودک نیست و بهانه گیری شروع می شود. مادر خلاق قبل از بهانه گیری و با توجه به شناختی که از فرزندش دارد، غذا را به شکل بامزه ای در بشقاب سرو می کند. برای غذا چشم و دهان می گذارد و یا با گفتن داستانهای بامزه کودک را به خوردن ترغیب می کند، اما مادر غیر خلاق شروع می کند به تهدید کردن، &quot; اگر غذا نخوری سفره را جمع می کنم &quot;، &quot; اگر نخوری مریض می شوی &quot;، &quot; به پدرت می گم که اذیتم می کنی &quot; و.... این کودک هیچوقت نمی آموزد برای حل مشکلش راه حلی پیدا کند. همیشه با فکر کردن به عاقبت خراب کارها، انگیزه خود را از دست خواهد داد.مادرها مخصوصا به خاطر حضور بیشتری که در کنار فرزندانشان دارند و یا به واسطه ی پیوند عاطفی عمیقی که با کودک خود دارند، به راحتی می توانند در خانه به یک معلم خصوصی تبدیل شوند و در یک کلاس خصوصی با به کار گیری روشهای خلاق، مهارتهای بسیاری را به آنها بیاموزند.کتاب مادر خلاق  کودک خلاق، براین موضوع تاکید دارد که مادران در آموزش نگاه خلاقانه به کودکانشان نقشی انکارناپذیر دارند. مخاطبان اصلی کتاب حاضر مادران هستند. کتاب شامل فعالیت‌هایی است که ساده و قابل اجرا هستند و وسایل مورد استفاده در آن‌ها اشیای اطراف است. فعالیت‌ها به گونه‌ای هستند که مادر با دقت در محیط اطراف نکات تازه‌ای کشف کند و این دید را به کودک خود منتقل کند. نویسنده تأکید دارد این کتاب در واقع آموزش کاردستی نیست، بلکه منظور از آن تغییر نگرش مادران است.برای والدین خلاق مخصوصا مادر، مهم این است که فرزندشان بتواند در مشکلات ریز و درشتی که با آنها موجه می شود، راه حلهای گوناگونی را امتحان کند. اینکه بچه ای بتواند زیپ لباسش را ببندد خیلی مهمتر از این است که نمره کامل در درس علوم بگیرد. والدین  خلاق برای فرزندشان یک معلم تمام عیار هستند و شیوه های درست زندگی کردن و مهارتهای ارتباطی را به درستی به فرزندشان می آموزند. یادمان باشد از یک مادر خلاق، کودکی با زمینه مساعد برای خلاقیت پرورش خواهد یافت.#دیجیتال مارکتینگ پله به پله#digital marketin pelle_be_pelle</description>
                <category>سعیده سعیدی نژاد</category>
                <author>سعیده سعیدی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jun 2022 17:05:27 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>