<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه رئیسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_89727181</link>
        <description>رها رئیسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:18:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3563467/avatar/ZAt62L.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه رئیسی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_89727181</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ملکه درد ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89727181/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7-fytqyidzzs5n</link>
                <description>سپاس ازمعاونین محترم مدرسه زینبیه ساربوکسرکار خانم بلوچ ،سرکارخانم درزاده ،سرکارخانم رئیسیدانش آموزان عزیزسرکارخانم ضحا رئیسی ،سرکارخانم خنسا کدخدایی ،سرکار خانم فاطمه جدگالسرکار خانم دکتر معتمدی استاد ارجمند در حوزه ادبیاتسرکارخانم رئیسی مادر عزیزمسرکار خانم چایکار عضوی از شورای کتاب کودکسرکار خانم بلیده مدیر مدرسه زینبیه ساربوکسرکار خانم رئیسی دبیر تاریخ مدرسه زینبیه ساربوکجناب آقای پیرایش از اداره آموزش و پرورش قصرقندجناب آقای علیم رئیسی دایی عزیزمجناب آقای محتشمی از اداره آموزش و پرورش قصرقند جناب آقای کدخدایی دبیر ریاضی مدرسه زینبیه ساربوکو سپاس از سایرین که در این مسیر حمایتم می‌کنندحرف های دلم 💖شما اگه الان ناراحتی چی میتونه آرومت کنهیه چای گرم یا یه نخ سیگارقطعا چایی رو تا نصف نخورده با لیوان پرت میکنی و اشهد سیگار رو با کفشت میخونیحرف زدن با یکی که بدون حرف زدن حرف دلت رو بفهمهاین یعنی آرامش☕️☕️☕️به نظرم قدرت درک احساسات واقعی نیست آدم ها خودشون رو گم کردن و در جست و جوی خودشون هستند🗿🗿🗿به حرف آدم ها پناه نبر اونا به خوشون هم دروغ میگن و از آدم ها تکیه گاه نساز اونا کنده درخت سوخته اند تنها پناهگاهمان از جانب خداست💜💜💜همیشه سعی کنید خودتون رو خودتون بسازید به خصوص خود درونی خودتون رو🙂🙂🙂سعی کن توی دنیای ما با سکوت کامل ترین فریاد رو بزنی این یعنی عدالت برای تو اجرا شدهاز من بشنو سعی کن هیچ وقت به افراد اعتیاد پیدا نکنیمیدونی از نظر من اعتماد کرد یعنی چی یعنی اینکه تو رازت رو به کلاغ ها بگی🐦‍⬛🐦‍⬛🐦‍⬛از نظر من درد ودل کردن با آدمی که درک آدم ها براش سخته مثل این می مونه که با یه جغد وسط روز حرف بزنی🦉🦉🦉میدونستی گربه ها خیلی بی وفان جدی میگم چون تجربه شون از دنیا زیاده🐈‍⬛🐈‍⬛🐈‍⬛توی دنیا نامرد ما نباید پناه برد نباید تکیه کرد نباید اعتماد داشته باشیم نباید به آدم ها اعتیاد پیدا کرد😭😭😭آدم ها اون موقع از واژه پوچ بودن استفاده میکنن که ....از همه چی سیر باشن حتی از خودشونپوچی احساسات یعنی ت غیر خودت کسی برات مهم نیست حیفه🙎‍♂️🙎‍♂️🙎‍♂️کاش مثل سایه ها وقتی دنیامون تاریک و غمگین می‌ بودکسی رو می‌ داشتیم هرچند که همه جوره هیچکی رو نداریمیکی از ویژگی هایی که من دارم اینه که ....من‌ دختر کنجکاویی امیعنی به تله اندیشه های عمیق و گسترده گیر کردمغوطه ور بودن در شلوغی دنیا یعنی اینکه ت به تسکین روح و روان یکی دیگه به پردازی😔😔😔عزیزم میدونستی جای ت بودن خیلی سختهاز من به ت نصیحت زیاد به حرفام گوش نکن ت باب میل خودت باش 😃خیلی سرده نه اینکه الان درحال نوشتنم و سردم باشه دنیا رو میگم آدم های دنیا رو میگمدنیا مون سرد وبی رحمهآدما سرد شدن تا یکمی گرما بخواهی خاکسترت میکننیه نابودی غیر مستقیمشاید نتونی اینم متنم رو درک بکنی برا خودمه بزن بعدی ❤️‍🩹#فاطمه آباد #خستم اونقدری خستم که نمیدونم از چی خستم شاید از خودم شاید از آدم ها ولی هیچ وقت از نوشتن خسته نمیشم ✍️✍️✍️خیلی دیر فهمیدم که نابود شدم ولی قشنگیش اینجا ست که خیلی زود میتونم خودمو بسازماونطوری که دلم بخواد🥰🥰🥰خندیدن نه به معنی خوشحالیه نه به معنای غمگینی بلکه به معنای اون حسی هست که ت الان داری 😂😂😂رفیقم عاشق شیرنی نخود چیه اگه تو هم دوست داری لایک یادت نره 🧸اینم رفیقمه حالا شعر های قشنگم 💖معلم یعنی وجود یه روح آروم توی زندگیتیه کسی که از ته دل دوست دارهاز چشماش سخن میایییعنی یه همدم یه تکیه گاه محکمکه با خیالی راحت به آن تکیه میکنییعنی اگه تو باشی دنیا هم هستمعلم یعنی صدای خنده هاشوقتی که غمگین باشی آرومت میکنهیعنی تازه فهمیدی یکی هستیه چراغ که وقتی توی تاریکی دنیا باشی پیدات میکنهمعلم یعنی یه کسی که آهسته وابسته اش میشویییعنی یه کسی که میتونه خیلی قشنگ درکت کنهیه کسی که دستت رو میگیرهمیگه بلند شو قوی باش من هستممثل یه دست کنارتمیه دوست از دنیای خودتدوستت دارم معلم عزیزم M❤️❤️❤️گل های در آغوش کشیده پدرلالایی مادرصبح فداکاری خورشیدگریه های تنهایی ابردلتنگی آسماننسیم بی نگاهدل کندن برگی از شاخهرودخانه ای که همنشین سنگ هستسنگی که خوشحالی او رنج هستآخه به دلشکستگی عادت کردهبه رنج بی پایان قناعت کردهکاش میشد زیبا تر بگویم از طبیعت بکرولی حیف این دنیا بی وفا یست🪨🪨🪨کاش در این دنیای نامرددر عشق حرفی از دلتنگی نبودجدایی خیلی قشنگهخیلی سخته ولی این نصیحت روزگار به منهمیاد میشینه کنار موننه حرفی از دلتنگی هستنه حرفی از جداییچرا مرا عاشق خودت کردیاین عشق نیست این دلتنگی هستشتو مرا در عذاب بین عشق ودلتنگی رها کردیتوی این دوراهی لعنتیدلم هر ثانیه میخواد بمیرمتا شاهد خیانت به عشق و دلتنگی نباشمتوجه توجه من اینو برا یه خانم نوشتم 😁سلام به سوز و سرمای عطوفت ابرهای زمستانیو این سوز سردی باد زمستانینوازش می‌کند موهای پریشان قشنگت رااین فصل بی گل و شکوفهقاصدکی خود را به تو می‌رساندتا آرزو کنیگلی می روید تا همدمت شودتا تو را به لبخند سرد خود دعوت می‌کندتو زیبا ترین هستیگلی از طبیعت دختری از یک رویا از جنس آرزوکه فقط فصل زمستان میتونه قشنگ درکش کنههر چند که لایق همه فصل هاستبرای Mدوست داشتنی ♥️نفس های بی قرار شاد زیستنهمه دوستان درحال خنده و بازیمن در میان آنها مثل یک سایه 😔یه سایه که همیشه این طرف و آن طرف می‌رودکسی وجود این سایه را حس نمی کندمگر آنکه احتیاجی به او داشته باشندیه سایه که در نوجوانی مرده ورنگ پیری رو ندیدهیه سایه که نویسنده هستو ،ای می نویسه غم غمو کار دیگه ای نداره🖊🖊🖊سکوت سياهی شببی قراری ماهصبوری خورشیدوقت غروب لحظه عاشقی ستدیدار ماه و خورشیدماه غرق در نگاهخورشید با چشمانی خون آلودوقت خدافظی خورشید هستبه امید غروبی دیگردلتنگی ماهخورشید از دور به ماه نگاه می‌کندو امید زنده بودن در درونش آشکارای ماه به امید غروب ها که وقت عاشقی ست🌇🌇🌇از زندگی بحث از صدای شکستن قلبی ستکه احساس نمی کنیبی خیال بودن خوب چیزی نیستاز دل غافل می مونیگاهی وقتا سخت مجبوریبرای زندگی از دو نفر یکی رو انتخاب کنیو خیلی راحت روی ات را بر گردانیو هیچ وقت به پشت سرت نگاه نمیکنیبه پشت سرت نگاه کن قلبت رو جا گذاشتیفقط به بی خیالی ها کلیک نکنباعث میشه سر درگم شوییو کلا بشکنیو این یعنی پایان زندگیت🖤🖤🖤اینو از رو تصاویر بنر مدرسه نوشتم👆🏻 قشنگهنگاهی غریب در خیابانی آشناخیلی آشناجاده ای غریب با رهگذرانی آشناخیلی آشنادلی غریب با یاری آشناخیلی آشنامن مانده ام و این دنیای تضاد آمیزتضاد تضاد خسته شدمخسته شدم از تضاداز غریب از آشنا از همهفقط با آه می‌گویم خسته امخیلی خستهتا وقتی که تو از زندگیم رفتیبرا M❤️‍🩹این منم که وقتی هوا ابری ستدر گوشه خلوت کردموقتی باران می باردبا شوق بدون چتریبر روی برگ های پاییزی قدم بر میدارمتا تو نیستی یادت بخاطرم باشدویادت را با نم نم باران وبوی خاک می سپارم🍁🍁🍁احساس امیداحساس امید به آرزوی یک دختراین دختر خسته چشمای آینده هستکه کی باز میشندانتطار انتظارامیدوار امیدوارای دخترک به آینده دستور بدهیا خاموش باشد یا بیخیال سکوت نکنددختر ک درد سکوت زخمی ات می‌کندبه وجودت زخم می‌زنداین دخترک آرام قلم را بر می‌داردو با گلایه از سکوت می‌نویسد👧معلمی ایستاده باقلبی پر از شوربا کلماتش می‌سازد دنیایی از خیالهر کلمه اش گویی یک سفر به دور بی انتها بی زوالاو میداند در،دل چه آرزویی دارمبا هر کلمه که مینویسم می گوید نترس پرواز کناز دنیای به قول خودت بدپشت من ایستاده با وجود پر از عشقدر هر قدمی که بر میدارماو می‌داند من میتوانم من میشومبا تشویق دلم پر امیدشب ها وقتی که تنهایمیادش در ذهنم مانند ستاره ای چشمک میزنداو به من آموخته کلمه یک قدرت استپس با قلم مینویسم از عشق و امیددر ، دل یاد تو را زنده نگه میدارممعلمی که همیشه پشت من هستاو در دنیای نویسندگی بهترین دوست من هست 🌼تقدیم به سرکارخانم بلوچ 👆🏻در ، دل شب های تاریک تنها نشسته امبا افکار غمگین در دنیای سرد و بی رحمچشمانم پر از اشک دلتنگی در وجودمنویسنده ای تنها در جست وجوی نور و امیدمسکوتی سنگین در اطرافم می پیچدهر کلمه ای که مینویسد گویی یک درد پنهان دارددر خیالم می چرخم در دنیای بی صداتنهایی ام را با کلماتم می‌سازم در ، دل شب هاهر روزی که میگذرد بار غم سنگین تر میشوداما موفقیتم رنگین تر میشودامید به فردا در ، دل من زنده استهر کلمه که مینویسم گویی پرواز یک پرنده استدر ، دل این تنهایی ها یک دنیای جدید می‌میسازممن یک نویسنده ام 🥀در باغ روحم گل های زندگی شکوفه زده اندهر روز نور امید در زندگی ام تازه تر میشوددرخت رویا هایم با ریشه های عمیقدر ، دل جنگل جهان به آسمان سر میکشدو آرزو هایم را به اوج می‌رساندغنچه ای از رویا شکوفه ای از امیدگلی از آرزو و سر انجام ....چیدنی از غربت وتنهاییتقدیم به M ♥️👆🏻زیبای من حالا که دوریدستم بی اختیار به سوی توستدل من از فرط دلتنگیمانند درختی بی شاخ و برگ در باد می رقصدچشمانم از بر دلتنگی تو همیشه ابریستو باران بر گونه هایم جاریخو همان گل شادیکه در باغ دل آفت زده ام هستیتنها یک دلیل برای خندیدنم .خنده هایم در سکوت گم شدهاما تو که باشی فریادممرا از خواب دلتنگی بیدار میکندتقدیم به S♥️👆🏻غم می‌چکد از ♥️ غمگین و خستممن خستم خسته از زندگی خسته از آدم هاخسته از اونی که در آیینه میبینممیخوام برم به دشت و 🏔قصه ی ❤️💔ام رو بگم به اواما اوی من کیست که هنوز نا پیداستاوی من بیا که من محتاجتم❤️م نمیخواد ازت خسته باشهبی تو ناکس میشه ❤️ منمن ❤️م 💔 است 😔م بیادر آسمان بی کرانپرواز دلم پرواز خواستبا بال های خیالبه دنیای گذشته امجایی که رنگ ها زنده بودندو رویا ها دوران کودکی ام را ترسیم کرده بودنددرخت گیلاس وسط حیاط قصه های ناگفته زیادی داردنسیم خنک و ملایممثل پدری زانو می‌زند برای در آغوش کشیدنمو من باز آن دویدن های کودکانه ام زنده شده هستو با قلبی پر از اندیشه و خیالبه بال خاطرات خوش می نگرمچشمانم را می بندمو در سکوتگونه هایم را به باد می‌سپارمکه همانند مادری بوسه می‌زندبه گونه های کوچک دوران کودکی اممن برگشتمبرگشتم به کودک درونی امکه هنوز در تلاش گفتن کلمه باباستو من با بال های امیدو رهایی از بردگی برگشتممن دوباره در خاطرات گذشته امزاده شده امبا خنده های کودکانه ام در جست و جوی تکیه گاه امبرای قدم های نو پامیکی را یافتم زندگی ام رنگ تازه ای یافت M❤️❤️❤️و نکته آخر ....توی دنیای ما آدم هانزدیکی یعنی دلتنگی و دوری یعنی باهم بودننزدیکی یعنی دور کردن دوری یعنی نزدیک کردنهیچ وقت دوست داشن رو ثابت نکنبا قلبت به آدم ها نزدیک شوتوی دنیای ما آدم هاانسان بودن درد دارهنزدیکی به آدم ها درد دارهباید یاد بگیریم به آدم ها خیلی نزدیک نشویماز آدم ها انتظار هر رفتاری رو داشته باشیمتوی دنیای ما آدم هاوقتی به گل هم نزدیک شویم زخمی می‌شویمما آدم ها یه نواقصی داریمبهتره زیاد بهم نزدیک نشویمپایان ....</description>
                <category>فاطمه رئیسی</category>
                <author>فاطمه رئیسی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Jun 2025 15:50:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشعار رها رئیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89727181/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-nx5p1k6fljz6</link>
                <description>دنیای بی پایان تا توانست زجر کشم کردمرا پا به دار نگذاشت شمع زیر پام نگذاشتشکستن غرورم را تماشا کرد و خندید شادی ام رو گرفت و خندیدازم به پای افتادن خواست هلهله کرد و خندیدازم گریه با سکوت خواست و خواست و خندیدتا همدم و غم خواری نداشته باشممعذرت خواست ولی من رو به اتاقی برد کهبا آیینه غم در آن منعکس می شد زجر کشیدم زجر کشیدمگفت ببخشید ولی نذاشت فرق روز و شب را بدانممحبت کرد و گفت آخرین خواسته ات را می پذیرم بگوگفتم در همین اتاق سوت و کور یک ساعت میخواهمهمراه با غم های منعکس شده دوست دارمتیک تاک ساعت هم زجر کشم کند تا بدانم این دنیا بی وفاستراحت بمیرم دل خوش با شم که دنیا بی وفاستو دگر هیچ خالی از خواسته ام آرام شدم آرامم آرامم⏰️⏰️⏰️خیال می کنم دیوانگی ام بخاطر آن هستپشیمانی و غم خواری ام بخاطر آن هستافسوس آشکار هست آخه کسی نمی داندحیران و ویران پا برهنه در خیاباندرماندگی ام مرهم ندارد جزء رسیدن به معشوقهعاشق شدم که دردم درد ها شدهقلبم شکاف برداشته شدهدر آتش گرفتارم دارمدر آتش گرفتارم دارم می سوزم🔥🔥🔥🔥</description>
                <category>فاطمه رئیسی</category>
                <author>فاطمه رئیسی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 21:39:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشعار رها رئیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89727181/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-dbedsi25opwy</link>
                <description>بعد کولاک یک روز آفتابی سروها به استقبال بهار آمده اندعلفزار ها با موهای پریشان به رنگ سیدیبرای بهار با آهنگ نسیم می رقصندزندگی سکوت کرده هست وفقط می نگردبرگ های سبز و تازه به هم دیگر سلام🪴🪴🪴ای روز های بیخیالی من فراموشت کرده بودمولی رد پات در قالیچه کنار حوض ماندهجارو میکشم می شویم تا از یاد برویای روز های بیخیالیخسته شده هم از نمیتونم ونمی دونمخسته شده ام از حرف همسایه هابه امید بهترین شاید سخت باشه فرمول دارهولی بدون راز موفقیت تو هم فرمول داره📚📚📚ای دل ناتوانم کردی نه من ناتوانی نکردممن دیگر پیر و پژمرده شده امزخمی ام از نزدیکان از اطرافیاندر جایگاهی سخت تعبید شده امکه همه سربازانش غم و اندوه هستنداشک آور و خسته کننده کاش در تاریک ترینانفرادی شادی های زود گذر اسیر می شدمتا آخر اسکلت هایم را به سگ های گرسنه می دادندو شبیه یک شخص افسانه‌ایبه طرز فجیعی مرده بود تا این درد ها را در این تعبید سخت به سر نمی گذراندم🖤🖤🖤خورشید وقت و بی وقت غروب می کندطلوع اش معلوم نیست خورشید چند روزی پهنان هستکه به فکر گل نیستباغچه از دوری دوستش می میردو باران از محو بودنش☀️☀️☀️دریا این آبی بی کران خلقت خداوندیستبوی خاک وآخ ساحلش چقدر آرامشبخشو من به اون آبی زیبایش می نگرمبه عظمت خدا می نگرم که چقدر بزرگ هستدریا آرامش هست و من عاشق دریام🐬🐬🐬به آستانه پنجره رسیدم بهار آمده هستخورشید به گل سلام می کندگل فریاد می زند شبنمم پیدا نیستباران از درد دل رنجور گل می گریدو شبنم را به گل هدیه می دهد🌻🌻🌻خدای آسمان ماه و ستاره خداوند عشقکه قطره قطره از نامش صفات می بارداین باران عشق هست و من جا مانده اممعشوقه من فقط خداست نوای دلم مرا فرا خواندخدایا آخ من سر گشته ام از این هم زیبایی🌧🌧🌧هوای ابری ونم نم بارون و نفس های خستممرا به دور ترین خاطره های بردخاطراتی که ...... تموم زندگیم رو نخکش کردهمن و طبیعت بکر ویاده وخاطرهتو نفس می کشم خدا🌾🌾🌾زیباست دریا دریا را دوست دارم چرا که باتوجه هایش سخن می گویمتا خالی از غصه ها گردم غرور دریا همه را کشترسم به سوی خود کشاندن و ......با خود بردن🌊🌊🌊شب پرده می اندازد روی آبی بی انتهاو سوز سرد پاییزی و من آروم آروم روی برگ های پاییزی قدم بر می دارمو تو خیالم به دور ترین خاطره ها می پیوندمدخی پاییز🍁🍁🍁من همان آدمک شیشه ای امکه مرا پرت کردی تا خورد شومفکر نکردی که شیشه یک روز نابودت خواهد کردچنان زخمی ات می کند که هر روز پشیمانی بودنت را بکنیو بگویی که کاش من هم از جنس شیشه بودم❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹در پهنای این شب سرد وتاریک وزش نسیمو سو سو ستارگان به آسمان نظاره گرمو به خدایی می اندیشم به خدایی کهمی گوید از رگ گردن به من نزدیک تر هستنزدیک ترم باش نمی گویم که دستم رابگیرعمریست که دستم را گرفته ای مبادا آن را رها کنیکه من فقط محتاج به سوی تو ام🌃🌃🌃معلم خستگی هایت دل تنگی هایت دلگرمی هایتبهار من معلم زیبا ترین واژه در نوشتنتو باران در کوهی تشنه من تشنه آموز تو هستممعلم عزیزم امیدوارم قلبت در تک تک ثانیه بتپدو وفق مراد دور تو و خانواده ات بچرخد💞💞💞سلام به اطوفت ابر های بهاری سلام به افسانه ای قلبمو زیبای خفته من تو در عشق تنها افسانه و تنهازیبای خفته قلبمی قلب تو معبد جایگاه خواسته هایممحل رسیدن به آرزو هایم من تو را بیشتر ازپرنده های آسمان و بیشتر از گریه های عاشق دوست می دارم💌💌💌ای انسان تنها نه با تو نیستم من درونتم وجداندست روزگار مرا با خود دوست کردفریبم داد و حالا خودش رفت تنهام گذاشتدر گوشه ای از وجدان آه و حا لا شجاعتی می خواهمتا محو کنم وجدان را در گوشه از وجدان ایستاده ایو نمی خواهم بدانم کسی از این حقیقت نگهبانی می کندآخ کاش لبخند بر روی لبانم می نشستعاجزم در برابر تنهایی کمکم کن😔😔😔با چشمان بسته بدون نقل کردن از قلبم پرسیدمکه دردت چیست مرا همآزار می دهدگفت که نه درد من تو را آزار نمی دهدتنهایی تو مرا آزار می دهدتنها نباش تا درد نکشم💔💔💔آری من کسی را ندارم که باشد نوازشم کندو بگوید در دل چه غم داریخریدارشان میشوم محتاج آن لبخندتمولی خریدارش نیستممی خواهم آن را بر روی لبان خودت ببینمبا ور کن هرچه غم داری خریدارشان میشومچه به بهای ارزان چه به بهای گرانفقط محتاج آن لبخندتمآن را هم بهم برسان🥰🥰🥰می خواهم از سرنوشتم بنویسمام قلم یارای نوشتن نداردکاش قلم در ادامه یمسیر سرنوشتم می شکستو سرنوشتم از سر نوشته می شدولی چکنم محکومم به امیدو مجبورم به آرزو🌹🌹🌹دوست آن هست که غم داری عزیزم تقسیم شون کن بامندرد داری الهی هم بریزن تو سرمخوشحالی هایت مال خودتهمینکه شادی منم غرق شادی اتمهم انرژی منفی بشن تو جون وتنمهر چی که مثبته باشن بیش خود مال خودتمن دوست داشتم شادی هایم را بدم امانت به توام حالا دوست دارم تقسیمشون کنم باتوالهی بمیرم واس تو😄😄😄هر کس که دل عاشقان راه برددل من برای چه آخهچرا من شدم شیفته نگاهششدن دلیل عاشق بودنشاین همه کس بودزندگی و زندگانیمن چرا آخه☹️☹️☹️دنیای چشمانم ابریه هروز قطره باران از صورتم سر می خورداز میان این همه کس تورا برگزیدماز جاده قلبم گذشتی و هیچ قوانینی برایش نگذاشتیچراغ قرمز رو رد کردینموندی تایه دل سی باهات با شم ونگاهت کنم🚦🚦🚦این دوری مرا فراق ساختآخ که آمدنت شد افسانه کوچه پس کوچه های قلبمروز ها و شب ها پی به پی دنبالت دویدندتا بهت برسن رسیدن به خودت نه به عشقتچه کردی با من که دل سنگ هم خورد شد وآب🪨🪨🪨چه سخت تو در کنج دل کسی بشینیکه او آخر تو را گدای خود کندآری می دانم که سخت هست برگردیغرورت را بشکنی من غرور شکسته ام بر گردمن بدون تو چون چوب تر در تنورمآنقدر زجر کشیدم که سوختن برایم هیچ و پوچ هستمن وابسته به وجود تو امرهایم نکن وجودم خالی می شود❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥استرحام استرحام گریانم خدایا مسلمم.رحم کن رحم کن گریانم خدایا رهایم مکنزندگی جفاست معرکه زجر در دل من آخ نو جوانمم.زندگی بی وفایست میدان شکنجه در قلب من آخ نوجوانممفتخر کرد مروت مرا خذلان مخمصه مشوشمم.سربلند کرد جوانمردی من را خوای و گرفتاری آشفته و پریشانمورطه مصیعت علمم کرد با ویله کردن در این معرکمم.گودال گناه مهشورم کرد با ناله کردن در این میدانملا جرم مغلوبم آه عزم سوداست و من سرگشتمم. ناچارم شکست خوره ام آه قصد هوس هست و من حیرانم😶😶😶دوری تو مرا می رنجاند ای آسوده خاطر مندوری تو در این روزگار روز های جهان مرا کشتآنچنان که شب ها به امید آمدنت انتظار ها دویدند تا به تو برسندبی خوابم کرد این دوری تو دیگر حس می کنمبی تو همچون کتاب بدون نوشتهرنج زیادی از دوری تو می کشمیک روز این رنج مرا می کشد🙁🙁🙁طالعی و تمام زندگی آغاز زهی آدمیزاد نیکم.سرنوشت وپایان عمر با هم شروع می شوند به این گونه کیانیان خوبدلا آغازش محنت تمامش چه شودم.دلی که شروعش اندوه هست پایانش چگونه می شودآخ که این دب خودروست زه دردا چه کرد این دل خودروستم.آخ که این دل لجباز هست از درد دل لجباز چکار کنمافسوس نی دل دگر انتظارش دلا فارق شد زه زندگیم.حیف این دل دیگر انتظاری ندارد این دل آسوده شد از زندگی🥀🥀🥀ای آسمان پریشان ابرها با چشمانی پر اشکرودخانه خشمگین ماه آینه اش پیدا نیستستاره ها در شب خوابیده اندبدان این همه فداکاری‌ هستبرای گل های زمین برای درخت ها وگیا های زمینتا سبز و تازه تر شوند و در پایان این همه اتفاقوقت فداکاری خورشید هستتا نفس هایش را بر جهان تقسیم کند🏞🏞🏞تاریکی خیس با دلی بزرگ عظمتی بسیارو نفرتی عظیم خود خواهیک قاتل نفس گیردریا🛳🛳🛳این منم که وتی هوا ابری هستدر گوشه ی خلوت کردموقتی باران می باردبا شوق چتری بر می دارمو بر روی برگ های پاییزی قدم بر می دارمتا تو نیستی یادت بخاطر باشدودلتنگی ام را با نم نم بارانوبوی خاک می سپارم☁️☁️☁️آسمان تاریک هست و بدون ماهانگار دردی او را می رنجانددردش را به ابرها می گویدابر ها از رنج آسمان قطره قطره می گریندآسمان می گوید چراغ شبم نیستپرنده های درخشان ورنگی ام نیستشدم شبیه یک زخم خورده خشنابر ها باز اشکانیان بر گونه ها جریان داردابر ها نگریند درد نکشندتا آسمان درد نکشد🌫🌫🌫باز مدرسه مدرسه ای که همه با اشتیاق می آیندو با دلتنگی های عمیق در پایان سال می رسندکوهی از خاطرات شادکه ض ربان قلبمان به اندازه ی روزهای انتظار هستمدرسه ای که با پیدا کردن دوست جدید شروع می شودو پایانش با جدایی جدای دوستانه تا روز اشتیاقجدایی که کمه کوچکی هست با حرف های《ج》 《د》 《ا》 《ی》 که دوست ها به هم دیگر می گویندجانم دوستدارم آرزوی خوش یادت همیشه درقلبم🚃🚃🚃</description>
                <category>فاطمه رئیسی</category>
                <author>فاطمه رئیسی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2024 15:14:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>