<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ساغر خنده می</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_89790678</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:25:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ساغر خنده می</title>
            <link>https://virgool.io/@m_89790678</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89790678/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-fsng0y3e1nlv</link>
                <description>        جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون  در شرایطی قرار گرفته ایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ  منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخش دیگر آن در دست 62 کشوری  است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند.مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراقتیمر من محقق و نویسنده امریکایی:    شرکت  آلمانی کارل کولمب سر انجام 2 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام  احمد،محمد،عیسی، عانی، « مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد. اولین آنها  در سال 3181 و آخرینشان در سال 3182 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید  پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید میشدند و در  خمپارهها، ». راکتها و گلوله های توپ جاسازی میشدند. بی تردید این بزرگترین  کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود .رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:&lt;&lt;هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است&gt;&gt;کنت تیمرمن در خصوص نقش پررنگ غرب در پرورش هیولایی به اسم صدام مینویسد:عراق، بازار بزرگ فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، استرالیا و ایالات متحده بود. صدام هیولایی بود که ما ساختیم و ما این هیولا را ساختیم و بعد کوشیدیم سر او را به سنگ بکوبیم ... تعجب آور اینکه صدام هرگز هدفهای جاهطلبانهاش را در لفافه بیان نکرد، اما سیاستگذاران و سوداگران هرگز نخواستند این پیام او را بشنوندتیمرمن اطلاعاتی کلی در خصوص نوع کمکها به عراق میدهد و بیان میکند که:یک آمار سرانگشتی نشان میدهد که 003 شرکت غربی در ساختن این ماشین مرگ و پرسود شرکت داشتهاند که یک سوم آنها شرکتهای آلمانی بودند به طور کلی، به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ ایران و عراق، برخورد جانبدارانه این کشورها به خصوص آمریکا به نفع عراق بود. با این استدلال است که مارین ویلمسه آمریکا را قویترین شریک جرم این جنگ معرفی کرده و معتقد است بسیاری از قدرتهای غربی با سلاح و اعتبارات مالی خود سهم عمدهای در طولانی شدن، تشدید، افزایش تلفات و دوام درگیری دو طرف داشتند. برای نمونه فرانسه و آلمان به طور مستمر، سلاحهای پیشرفته به عراق میدادند و بریتانیا برخی از قطعات یدکی تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکرد.با آشکار شدن نقش آلمان در  تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت:  امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید  موشکهای دوربرد اسکادB  نبوده است .فنآوری  پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را  میداد که برد موشکهای اسکادB  را به 211 کیلومتر افزایش دهد. با وجود  ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم  بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاحها توسط رژیم بعث مورد استفاده  قرار میگرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث  حمایت میکردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی  که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث  پرداخت آلمان بود که حتی رسانهها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف  کردند.مجله &quot;اشپیگل&quot;چاپ  آلمان ذیل یکی از گزارشهای خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاحهای  شیمیایی توسط آلمان نوشت:یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام میشود  که با وساطت رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا میکند.  پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی،  ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاحهای شیمیائی به عراق داده میشود.به  گزارش &quot;اشپیگل&quot;علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو  ارتش سازمانضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس  میکند و از طریق این شرکت از&quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه  بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری میکند. اینکارخانه قادر است سالیانه  یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل  وتابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به  یکباره صورت نگرفته بلکه درقطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق  صادر میشد.مجله&quot;اشپیگل&quot;در  گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله  آزمایشگاههای تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot;مواد خام  اولیه تهیه میشود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot;گازهای خردل و گاز عصبی تابون  بهطور انبوه تولید میشود. بنابر این گزارش در هر سه شهر ،شرکتهای مختلف  آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا  تولید انبوه سهیم بودهاند.بنابر  گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات  شیمیایی ساخته شده توسط شرکتهای آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید  مواد شیمیایی بسیار مرگبار تابون و لاست هم شدهاند. کارشناسان آلمانی  همچنین متوجه شدهاند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به  تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو  اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور &quot;فرانکفورتر آلگماینه&quot; که در دوران  جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود میگوید:  مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران  به صدام دادهاند.علاوه بر  این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات &quot;سعد 32&quot;و قطعات کارخانه  شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث  قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه  صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی  در اعترافات خود در این باره میگوید: یک پروژه نظامی موسوم به &quot;سعد - 32&quot;  در عراق توسط شرکتهای آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام  شده است.بنابر گزارش  &quot;اشپیگل&quot;: شرکتهای تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه &quot;ام.بی.بی&quot;بیش از آنچه  تصور میرفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشتهاند. به طور مثال یک سلاح  ساخته شده توسط &quot;ام.بی.بی&quot;که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک  اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است .&quot;ام.بی.بی&quot;همچنین از طریق  شرکت فرانسوی &quot;اویرومیسایل&quot;حدود 31 هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و  هات و نیز 3131 موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.با  آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی  ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری  آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکاد B نبوده است. فنآوری  پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد  که برد موشکهای اسکاد Bرا به 211کیلومتر افزایش دهد.در  آوریل 3188 (اردیبهشت 3129) یک نشریه ایتالیایی به نام «اسپرسو» درباره  موازنه نابرابر نظامی ایران و عراق، آماری را منتشر ساخت. این آمار چنین  بود: ارتش ایران: 223 هزار نفر - عراق: 811 هزار نفر، تانک ایران: 3131  دستگاه - عراق: 9111دستگاه، توپخانه ایران: 211 قبضه - عراق: 3211 قبضه،  هواپیمای ایران: 611 فروند - عراق: 311 فروند. این آمار در حالی منتشر شد  که هنوز به پایان جنگ ایران و عراق 1 ماه باقی مانده بود. دنیای غرب بر این  باور بود که تنها عامل باز دارنده قوای با ایمان و بسیجی ایران، تسلیحات  روز و مدرن شرق وغرب است. درحقیقت، نخستین درگیری مشترک بلوک شرق و غرب با  یک کشور پس از سقوط هیتلر در آلمان، میجی در ژاپن و موسولینی در ایتالیا،  در نقطه مرزی ایران و عراق ظهور یافت.مجله  سیاست دفاعی در شماره چهارم خود، در گزارشی از کمک های بلوک شرق و غرب به  عراق، چنین آورده است: «نیرو های مسلح ارتش عراق در نتیجه فروش عظیم  تسلیحاتی توسط اتحاد شوروی و قدرت های غربی ،در مدتی کمتر از دو سال سیستم  های تسلیحاتی خود را به بیشتر از 01 درصد افزایش دادند.در  آستانه بازپس گیری «فاو» در آوریل، 3188 یعنی اردیبهشت، 3129 ارتش عراق  حدود 3 هزار دستگاه تانک ،0311 نفربر زرهی ،3311 عراده توپ ،061 فروند هلی  کوپتر و 961 هواپیمای جنگنده و بمب افکن آماده برای عملیات در اختیار داشت.  این خیل عظیم سیستم های تسلیحاتی، با حداقل 111 فروند موشک زمین به زمین  اسکاد بی ، ساخت شوروی تجدید ساختار شده توسط آلمان ها و تولید مقادیر  زیادی مهمات شیمیایی به اتکای فن آوری صادراتی آمریکایی اروپایی تکمیل می  شد. حکومت بغداد با کسب این مقادیر عظیم از جنگ افزار های مدرن متعارف و  غیر متعارف، توانست استعداد نیرو های زمینی ارتش خود را از 69 لشکر در سال  3182 یعنی، 3123 به 31 لشکر در سال 3188 یعنی، 3128 یعنی به دو برابر  افزایش دهد. این امر نمایانگر رشد واقعی در ساختار نیرو و توانایی های  عملیاتی صدام حسین بود و در جهت تغییر موازنه استراتژیک کلی منطقه خلیج  فارس گام مهمی به شمار می رفت. به راستی این همه همیاری و همراهی با یک  کشور برای چه هدفی دنبال می شد؟ در حالی که بیش از 81 کشور به صورت رسمی و  غیر رسمی عراق را یاری می دادند، جمهوری اسلامی ایران حتی از داشتن حق خرید  سیم خاردار که یک وسیله غیرنظامی به شمار می رود، محروم بود. این در حالی  بود که کشور های مهم دنیا چون آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی و آلمان،  رسماً خود را وقف خدمت به عراق کرده بودند.گردآوری شده توسط ساغر خنده می به فرمایش استاد علی اکبر  حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>ساغر خنده می</category>
                <author>ساغر خنده می</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 16:24:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرتیپ امیر مسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89790678/%D8%B3%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-u7c7uvc3brt4</link>
                <description>       مسعود بختیاری (متولد ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در  جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت.       جنگ ها و عملیات های او &quot;عملیات بیت المقدس و عملیات طریق القدس&quot; کتاب های نوشته شده توسط سرتیپ دوم امیر مسعود بختیاری &quot;عملیات بیت‌المقدس و عملیات طریق‌القدس / آزادسازی شهر مرزی بستان /هشت سال دفاع مقدس / آنچه گذشت/ درس‌هایی از جنگ ایران و عراق و فرماندهی در چشم‌انداز ۱۴۰۰، هستند. امیر مسعود بختیاری مصاحبه امیر مسعود بختیاری با صدا و سیما:_آیا این ضعف ارتش بود که باعث ناکامی ها و عدم پیروزی در سال اول جنگ شد؟ما  طی ۲ تا ۶ ماه اول جنگ در مقابل ارتش مجهز عراق ایستادگی کردیم و ارتش  عراق را قبل از رسیدن به اهداف خود در بیابان های خوزستان و کوه های ایلام و  کردستان متوقف کردیم.آیا این پیروزی نیست؟!دشمن اهداف بلندی داشت ولی موفق نشد چون در مقابلش مقاومت شد...او می‌خواست خوزستان را از کشور جدا کند اما ارتش ممانعت کرد.       یکی از تعریف هایی که امروزه در  ادبیات نظامی از موفقیت می شود این است که مانع شویم از اینکه دشمن به  اهداف استراتژیک خود برسد که ارتش ایران مانع آن شد.جنگ های نظامی که در  ظاهر ناموفق هستند در باطن خود دارای دستاوردهایی اند که باعث توقف ارتش  عراق شدند و همین توقف ها باعث نرسیدن عراق به اهدافش بود.      مساله روایتگری یا عملیات نگاری  در ارتش یکی از وظایف عادی و تایید شده یگان های نظامی حتی در زمان صلح  است. اینها وقایع روزانه شان را در دفاتر خاصی به نام &quot;تاریخچه یگانی&quot; ثبت  می کنند و این جزو روش‌های متداول یگانی است؛ مشخصا در مساله جنگ ایران و  عراق می توانم بگویم که حداکثر ۶ ماه بعد از آغاز جنگ، روایتگری جنگ در  ارتش به صورت مکتوب و رسمی در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش که استادانش به  جنگ آمده بودند، آغاز و قرار شد از اسناد و مدارک جنگ که عمدتا طرح ها،  قراردادها، اسناد و نقشه های عملیاتی است یک نسخه به دافوس (دانشکده  فرماندهی و ستاد) داده شود تا آنان این اسناد را به روش خود نگهداری کنند.       می توان گفت از آغاز نیم سال  دوم جنگ، این تاریخ نگاری یا روایتگری توسط مرحوم سرهنگ یعقوب حسینی که یکی  از افسران بسیار خوب نیروی زمینی و معاون عملیاتی فرمانده نیرو بود، شروع  شد. ایشان در ۶ ماه اول جنگ معاون عملیاتی فرماندهی وقت نیروی زمینی یعنی  مرحوم قاسم علی ظهیرنژاد بودند.       متوقف کردن ارتش عراق، برتری نیروی هوایی و دریایی نسبت به عراق و .... اشاره کرد و اینکه نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و فاقد مهارت  برای این کار هستند، سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است.در  واقع در آغاز جنگ، دو یا سه ماه است که سپاه سازمان فرماندهی خود را کامل  کرده و تا قبل آن سپاه بصورت شورایی  بوده است در ماه شهریور یا مرداد ۱۳۶۰  است که آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتقاد می شود و مدارک  منسجم است.در آن زمان تعدادی از آن پنچ شش نفر اولی که شورای فرمانده  داشتند مخالف این بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود.همچنین ایشان معتقد بودند که تنها با انگیزه خالی نمی‌شود کاری کرد و نیروی مشابه خود را می‌خواهند. نیروی  هوایی میخواد که جواب نیروی هوایی را دهد و توپخانه می‌خواهد جواب توپخانه  را دهد و  همینطور زرهی می‌خواهد که جواب توپخانه را دهد و لذا آن ها را  ارتش داشته و مهارت آن را هم دارا بوده است.همچنین ایشان در ادامه فرمودند صدام حسین در روز ششم جنگ تقاضای آتش بس می‌کند. چرا؟ چون شوکی به او وارد کردیم و او متوجه شده بود که در این جنگ پیروز نیست.و همچنین معتقد بودن که عدم موفقیت در سال اول جنگ نداشتیم زیرا :1.کاملا موفق بوده چون ارتش عراق را متوقف کردند.2.برتری  نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریای ایران در ۶۷  روز اول جنگ ،نیروی دریایی عراق را در صحنه ی جنگ از خلیج فارس خارج کرده و  اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کرده وصدور نفت عراق را قطع کرده ،در  کنار این فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب  رود خانه ی کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود آیا این ها  پیروزی نیست؟!_این  با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟جواب ایشان:چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما  اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور  انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و  تعبیرهایتان یک پایش لنگ است ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی  نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من از کرخه  کور تا بصره خط چین شده که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می  روم._آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به  فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول  جنگ موفق بودیم...در جواب این حرف نیز فرمودند من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم در آن  شرایطی که ایشان به درستی تصویب کردند ما سال اول جنگ را بسته به شرایط  موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از  ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند  سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد...در  طول ۸ سال جنگ با عراق،۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر از جوانان ارتش جمهوری  اسلامی ایران به صورت سرباز وظیفه یا افسر وظیفه خدمت کردند بدون اینکه  اجباری در کار باشد و ۳۵۰۰۰ شهید از میان این سربازان وظیفه داریم.این  جوانان همگی با شور و اشتیاق آمدند.گرچه می گوییم جوانان فعلی ما این گونه  نیستند ولی هم اکنون بسیاری از آنان در بیابان ها و مرزها در حال خدمت  هستند.ایشان در آخر مصاحبه خود میگویند:&#x27;&#x27; البته که جانفشانی انسان هرگز چیزی نیست که منکر آن شد.&#x27;&#x27;گردآوری شده توسط ساغر خنده می به فرمایش استاد علی اکبر  حسنوند دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>ساغر خنده می</category>
                <author>ساغر خنده می</author>
                <pubDate>Sat, 10 Dec 2022 22:19:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازمان مجاهدین خلق ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89790678/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-vt1cchz4qwgi</link>
                <description>          سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی و رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی بود. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد.از ۱۵ شهریور دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.مسعود رجوی و مریم رجوی       این سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛ اما بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، عبدالرضا نیک‌بین از فهرست رسمیِ بنیان‌گذاران، حذف شد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان –که از سال ۱۳۴۵ به سازمان پیوسته بود– جایگزین او شد.          سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در سال ۱۳۵۱ سازمان امنیت و اطلاعات کشور، موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شد و به به جُرم &quot;اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع  ایرانی و آمریکایی)&quot;، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند. در سال ۱۳۵۴ ، برخی به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام، اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی، از جمله، مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و با به‌دست گرفتن بخشی از سازمان، بیانیهٔ اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کردند. پس از آن، اعضای سازمان به دو دسته: مارکسیست به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام و نیز مسلمان به رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی، تقسیم شدند.      سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب  اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه  اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کرد.سازمان  مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار  ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق  هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.      در  این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک  سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق  فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد. در  ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ  جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش  قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا  کرد، اما مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی باعث شد با شکست رو به رو شوند.       اما  اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث  عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر  از همه روحی بود. منافقین در  برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای  رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند.  فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان  تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند،  اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه  بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به  امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان  پیوستند.      هادی شعبانی یکی از  اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار  آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های  عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند  مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق  شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند  که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»      جواد  کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ  جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه  صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند.  به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز  به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند. به  او گفته شده بود :(( ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان  فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه  بازمی‌گردانیم.)) درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که  14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک  بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق ایران با برداشتن نقاب انقلابیگری و نمایاندن چهره واقعی خود، طی اعلامیه‌ای وارد جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران شد. اعلام مبارزه مسلحانه      در فاصله ۲۰ اردیبهشت تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، فضای جامعه بسیار سنگین بود و  درگیری‌های خیابانی گسترده‌ای برقرار بود. تا اینکه سازمان در روز ۲۸ خرداد  ۱۳۵۸ با تکیه بر آنچه «هواداران بی‌شمار که آمادگی ورود به فاز نظامی را  دارند» می‌دانست، تغییر رویکرد از مبارزه به‌اصطلاح مسالمت‌آمیز را اعلام  کرد. درنهایت عصر روز شنبه ۳۰ خرداد، هواداران بنی‌صدر و سمپات‌های سازمان  مجاهدین خلق که از سوی دیگر مخالفان متضاد نظام مانند گروه پیکار، جبهه  ملی، حزب رنجبران و... حمایت می‌شدند، حول مبارزه با آنچه ارتجاع  می‌خواندند به عرصه مبارزه مسلحانه قدم گذاشتند. از این پس، سراسر دهه ۶۰  به عرصه‌ای برای ترور‌ها و خون‌ریزی‌های منافقین تبدیل شد.سازمان مجاهدین خلق با انتشار اعلامیه‌ای، مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد:بسم‌الله الواحد القهارمردم قهرمان ایرانمردم مبارز تهرانمزدوران  ارتجاع سه‌شنبه‌شب ۲۶ خرداد جاری، با حمایت دسته‌های متعدد اوباش مسلح و  چماق‌دار، به خانه پدری برادر مجاهد مهدی ابریشمچی یورش برده و پس از  ضرب‌وشتم ساکنان آن، بخشی از اموال و کتب موجود در خانه را به غارت بردند.      همچنین در همین ایام شاهد دستگیری‌های  غیرقانونی اعضای دفتر ریاست‌جمهوری هستیم که بعضا حتی خبر و اسامی افراد  دستگیرشده نیز اعلام نمی‌شود. کما اینکه نقشه‌های وسیعی برای دستگیری همه  شخصیت‌های ترقی‌خواه و ضدانحصارطلب کشور در دست آمادگی است. سازمان مجاهدین  خلق ایران، ضمن اعتراض به این قبیل اقدامات ضدانقلابی و خلاف شرع و قانون،  بدین وسیله از خلق قهرمان ایران کسب اجازه می‌کند تا از این پس -به یاری  خدا- در قبال حفظ جان اعضای خود به‌ویژه اعضای مرکزی سازمان که در حقیقت  بخشی از مرکزیت تمامی خلق و انقلاب محسوب می‌شوند، قاطع‌ترین مقاومت  انقلابی را از هر طریق معمول دارد.      بدیهی است برابر اعلامیه حاضر، از این  پس مسئولیت هرآنچه که حین مقاومت انقلابی واقع شود، تنها و تنها بر ذمه  مرتجعان انحصارطلب و اوباش چماق‌دار آن‌هاست که قصد آن کرده‌اند نقشه  به‌پایان‌نرسیده شاه خائن و ساواک منفور او را در قلع‌وقمع مجاهدین به  پایان رسانند. از این حیث بر آنیم که نام‌بردگان هر که باشند و در هر لباسی  دقیقا شایسته سخت‌ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود. ضمنا سازمان  مجاهدین خلق ایران این حق را برای خود محفوظ می‌دارد که در هر موردی هم که  کیفر فی‌المجلس جنایتکاران در حین انجام جرم ضدانقلابی میسر نباشد، به‌زودی  و به‌طور مضاعف، آمران و عاملان مربوطه را به جزای خود برسانند؛ و  ماالنصرالامن عندالله.      طبق دستورالعمل سازمان مجاهدین خلق  (منافقین) اعضا و هواداران سازمان مجهز به چاقو، تیغ موکت‌بری، پنجه بوکس،  کوکتل مولوتوف، اسپری حاوی اسید و اسلحه گرم (برای سرتیم‌ها و کادر‌های  اصلی) در بعدازظهر ۳۰ خرداد ۶۰، هم‌زمان با بررسی عدم کفایت سیاسی  رئیس‌جمهور بنی‌صدر در مجلس، به خیابان‌های مرکزی تهران ریختند تا علیه  نظام انقلابی ایران قیام کنند. طبق خط مرکزیت سازمان، قرار بود این تظاهرات  مسلحانه، موتور محرکه یک قیام مردمی گسترده شود که درنهایت نظام را سرنگون  می‌کرد.      تجمع تظاهرات منافقین در خیابان  طالقانی، خیابان انقلاب، میدان فردوسی، خیابان شهید قرنی، خیابان ولیعصر و  پل کالج بود. طبق آمارها، دست‌کم ۲۵ نفر از مردم غیرمسلح به‌دست منافقین  شهید و حدود ۲۰۰۰ نفر هم زخمی شدند. ده‌ها دستگاه اتوبوس و مینی‌بوس و  خودرو‌های دولتی و شخصی به‌دست منافقین به آتش کشیده شد و خسارات سنگینی به  اموال عمومی وارد شد.      به گزارش روزنامه کیهان (۳۱ خرداد ۶۰):  «خیابان‌های محل درگیری در تهران وضعیت غریبی پیدا کرده بود. چهره‌های  ملتهب، مغازه‌های تعطیل‌شده، اتوبوس‌های به‌آتش کشیده‌شده و دود لاستیک‌های  سوخته، چهره این مناطق را دگرگون کرده بود. هواداران سازمان (و اغلب همان  میلیشیای معروف) همراه با جمعی از هواداران دیگر گروه‌ها، در کوچه و  خیابان، افرادی را که از جهت هیئت ظاهری به حزب‌اللهی‌ها شبیه بودند، کتک  زده و از آن‌ها می‌خواستند که به‌نفع بنی‌صدر و سازمان شعار دهند، چوب و  سنگ بر سر و روی افراد مقاوم می‌ریختند و با کارد و چاقو و تیغ موکت‌بری  صورت و بدن آن‌ها را زخمی می‌کردند.» بااین‌حال، سازمان آن‌گونه که باید در  تظاهرات خود موفق نبود و بیشتر شهر را تخریب کرد و مردم عادی را کشت و  مجروح کرد.امام‌خمینی (ره) نظر به دسیسه منافقین، وقت‌شناسی کرد و روز یکم تیر اعلامیه صریحی خطاب به شورشیان صادر کرد:«به این جوان‌های گول‌خورده‌ای که از چند  نفر گرگ گول خورده‌اند، نصیحت می‌کنم... توجه داشته باشید این امری که ۲  روز پیش [۳۰ خرداد]اتفاق افتاد، این را مطالعه کنید، ببینید چه بود؟... شما  که بازی خوردید و سران جنایتکار منافقین شما را بازی دادند و خودشان در  پناهگاه‌ها نشستند و شما را به خیابان آوردند و آن غائله اسفناک را به‌دست  شما به بار آوردند... اعلام قیام مسلحانه در مقابل کیست؟ اعلام قیام  مسلحانه در مقابل ملتی است که قریب ۲۰ سال و اخیرا دوسه سال، خون خودش را  داده و دست آمریکا و بلوک او را و شوروی و بلوک او را از این کشور کوتاه  کرده است... کرارا من [به بنی‌صدر]گفتم که بیا و از این گروهک‌های فاسد، از  این منافقین، تبری کن، حیثیت خودت را از دست نده، برو در ملأ عام و این‌ها  را از خود بران. این‌ها تو را به تباهی می‌کشند... من خیر این گروه‌ها را  می‌خواهم، اگر این گروهک‌ها دست بردارند و در مقابل اسلام و کشور اسلامی  قیام نکنند و آن‌هایی که قیام کردند توجه کنند و برگردند به دامن اسلام...  جوان‌ها و دختر‌ها و پسر‌های عزیز ما گول این‌ها را نخورند. از دامن این‌ها  فرار کنند و به آغوش اسلام برگردند... آن آقا [بنی‌صدر]که من کرارا به او  گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن به اینکه شما‌ها  [منافقین]از اسلام نیستید و شما‌ها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت و دید  آنچه دید و من امیدوارم که توبه کند... برای همه کس هر کار بکند، باز جای  توبه هست، در توبه باز است، رحمت خدا واسع است.»       ۳۱خرداد ۱۳۶۰، ابوالحسن بنی‌صدر از  ریاست‌جمهوری عزل شد و تا ۷ مرداد همان سال مخفیانه زیست. پس از آن با  همراهی رجوی توانست مخفیانه از ایران بگریزد. رجوی نیز ادامه جنایات خود را  در ایران به موسی خیابانی سپرد و خود را آماده فعالیت‌های مخرب‌تری کرد.  سازمان مجاهدین خلق فقط یک هفته پس از این اعلامیه، ۲ ترور انجام دادند؛ ۶  تیرماه، مسجد ابوذر، آیت‌اللّه خامنه‌ای، امام جمعه تهران، و ۷ تیرماه،  آیت‌اللّه بهشتی و اعضای حزب جمهوری اسلامی ایران. سازمان تا ۱۹ بهمن ۱۳۶۰  که موسی خیابانی و تشکیلات عملیاتی منافقین ضربه خورد، ترور‌های گسترده  مقامات و همچنین مردم عادی کوچه و بازار را انجام دادند تا نشان دهند  خودخواهی سیاسی و عقده‌های قدرت در آنان تمام‌نشدنی است.فعالیت های مجاهدین خلق پس از انقلاب اسلامی:اتحاد  با بنی صدر و شروع مبارزه مسلحانه ، بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی ،  بنب گذاری در دفتر نخست وزیری ایران ، درگیری با نیروهای سپاه پاسداران ،  همکاری با عراق و جاسوسی برای صدام شکنجه ی جسمی و روحی اسرا ، افشای  برنامه اتمی جمهوری اسلامی و....عملیات نظامی مستقیم علیه ایران: عملیات آفتاب ، عملیات چلچراغ و فروغ جاویداناز دیگر فعالیت های این سازمان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:۱)افشای فعالیت های مخفی هسته ای و اعمال تحریم های مختلف علیه جمهوری اسلامی۲)افشای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی همراه با انتشار لیستی از کشته شدگان توسط جمهوری اسلامی۳)انتشار  فهرستی از افراد که به گفته این سازمان از عوامل وابسته به جمهوری اسلامی  در عراق حضور دارند به همراه شماره حساب بانکی و میزان حقوق ماهیانه  نیروهای سپاه پاسداران۴)حمایت و همراهی در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران۵)عملیات ۱۲ بهمن که طی آن ۱۲ عملیات علیه ایران انجام گرفت۶)حمله همزمان به به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی۷)قتل کارمندان نظامی و غیرنظامی آمریکایی مشغول در پروژه های دفاعی ایرانمجاهدین خلق در عراق:در سپتامبر ۱۹۸۰ این گروه با انتقال به عراق شروع به مبارزه علیه ایران با همکاری ارتش بعث عراق نمودند و در بغداد مستقر شدندپس  از بازگشت مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق، در سال ۱۳۶۶ مجاهدین، ارتش  آزادی‌بخش ملی را به منظور سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، تأسیس کرده و در  سراسر مرز ایران و عراق، با همراهی با ارتش عراق در جنگ عراق علیه ایران،  دست به تهاجم علیه نیروهای نظامی ایران زدند و تا مرداد ۱۳۶۷ بیش از صد  رشته عملیات نظامی علیه سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی انجام دادند.این  سازمان هم چنین متهم به همکاری با صدام در سرکوب و قتل‌عام کردها و شیعیان  عراق در انتفاضه شعبانیه است. هرچند که سازمان این اتهام را رد می‌کند.انقلاب ایدئولوژیک:پس  از شکست در عرصه جنگ با ایران مسعود رجوی دستور انقلاب ایدئولوژیک را صادر  کرد. در انقلاب ایدئولوژیک جدایی اجباری اعضای متأهل، فرستادن فرزندان این  افراد به اروپا و برگزاری جلسات اعتراف به گناهان در حضور جمع به اعضای  سازمان تحمیل شددر این فرایند به اعضای سازمان گفته می‌شده که  آن‌ها در صورت تبعیت از رجوی مسئولیتی در برابر خدا نخواهند داشت زیرا رجوی  مسئولیت پیروانش را بر عهده خواهد گرفت.گردآوری شده توسط ساغر خنده می به فرمایش استاد علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز </description>
                <category>ساغر خنده می</category>
                <author>ساغر خنده می</author>
                <pubDate>Sat, 03 Dec 2022 17:37:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ، ۳۰۰ لاله در ۴۴روز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_89790678/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-%DB%B3%DB%B0%DB%B0-%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DB%B4%DB%B4%D8%B1%D9%88%D8%B2-tm6d4iivoean</link>
                <description>      ۱مهر تا ۴ آبان ۱۳۵۹، سالروز آغاز جنگ بین ارتش بعث عراق و رزمندگان ایرانی بود که در حومه و داخل خرمشهر رخ داد. در پی این حمله (عراق به ایران) ،12 لشکر عراقی به سمت خرمشهر روانه شدند که با مقاومت گردان دژ نیروی زمینی ارتش، گردان تفنگداران دریایی بوشهر ، پاسداران خرمشهر و بومیان خرمشهر رو به رو شدند. گردان دژ همان گردانیست که حدود ۴۴ روز در مقابل ارتش عراق و همراهانش ایستاد و حدود ۳۰۰ شهید داد. سرهنگ قمری فرمانده گردان دژ در زمان جنگ و از افسران ارتش در دوران پادشاهی پهلوی بودند. با کمال تاسف در حدود دو سال پیش از بین ما رفتند. از ایشان در باره ی خاطراتشان، به نام باغ سوخته کتابی نوشته اند.          فرماندهی مقاومت خرمشهر را سرهنگ علی قمری فرمانده داوطلب گردان دژ خرمشهر و ناخدا هوشنگ صمدی، فرمانده گردان تکاوران دریایی ارتش،  محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر و حبیب‌الله سیاری که یکی از تکاوران ارتش بود به عهده داشتند. گرچه صدام قصد فتح یک روزه خرمشهر, سه روزه خوزستان و دو هفته‌ای ایران  را داشت، اما با مقاومت مردمی و ارتش در خوزستان، به اشغال خرمشهر و حصر آبادان اکتفا کرد. قهرمانان پادگان دژ که نقش کلیدی را در دفاع از خرمشهر ایفا کردند، بدون توجه به درجه و مقام در 34 روز مقاومت خونین، فداکاری و از جان گذشتگی نشان دادند. تعداد زیادی از آنان شهید شدند و تعداد اندکی نیز زخمی شدند.این پادگان هویت 34 روز مقاومت کم نظیر است که از زیباترین و پرافتخارترین، بخش تاریخ خرمشهر در دفاع مقدس به شمار می آید.                                  تصویر زنده یاد سرهنگ علی قمری تنها بازمانده از بین ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ                                                                                                               گردان ۱۵۱دژ که بخشی از لشکر ۹۲زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشت.       مرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد  فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای  فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که  نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودند.       ارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با  دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰  مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق،  گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و  از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.       شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در  هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن  فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا  مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و  ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه  بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده  بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده  ماند.رویای صدام در مرزهای خرمشهر رنگ باختگردآوری شده توسط ساغر خنده می به فرمایش استاد علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز </description>
                <category>ساغر خنده می</category>
                <author>ساغر خنده می</author>
                <pubDate>Sat, 05 Nov 2022 19:57:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>