<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ??ℜ?:((✨</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_90112086</link>
        <description>فیک و داستان بزارم ؟؟!!!!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 16:04:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2667173/avatar/Cu7LbS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>??ℜ?:((✨</title>
            <link>https://virgool.io/@m_90112086</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیوگرافی آیدلیم ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%85-a5q7p7b7mrov</link>
                <description>در جهت سرگرمی.......اسم واقعی : کیم یونجی ?✨اسم استیج : یوری ??️اصالت و محل تولد : کره ی جنوبی ?? / سئول .سن : ۲۳ ?اسم گروه : پینک گرل ?☁️اسم فندوم : یونا جی ؟!تعدا اعضای گروه : ۵نقش : وکال ، رپر اصلی »وضعیت : مکنه لاین »لایت استیک : یه الماس آبی \?✨زندگی من : خب من از ۱۲ سالگی به کیپاپ و خواننندگی علاقه مند شدم . از ۱۵ سالگی خیلی سعی کردم وارد کیپاپ بشم و چون از دو سالگی رفته بودم آمریکا و چون پول زیادی نداشتم با قرض کردن پول اومدم کره ، توی کمپانی بیگ هیت اودیشن دادم و قبول شدم . حدود ۴ سال توی دوران کارآموزی بودم و ۱۹ سالگی قبول شدم . اون موقع گروهمون رو تشکیل دادیم و شش نفر بودیم . یکی از اعضا به علت اینکه پول نداشت از گروه اومد بیرون . و وقتی بیست سالم شد اولین آلبوممون رو که « pink girl » بود دادیم بیرون و شروع به کار کردیم و الانم یه ۳ سالی هست که شروع به کار کردیم »از ۱۲ سالگی فن بی تی اس بودم ✨?  ))نمیخوام ناراحتتون کنم ولی بی تی اس اون موقع دیگه دیسبند شده ،یه پست راجع بهش میزارم .....اینم چهره ی آیدلیم :))))))</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 16:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان چند پارتی ؟! پارت 5</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-5-wtxtibvmlhdv</link>
                <description>داستان چند پارتی ؟! پارت 5صدای پا اومد . دیدم دختر خانومس . وقتی میا و لباس قشنگش رو دید  سریع دویدسمت اتاق . مامانش هم رفت دنبالش . منم به میا گفتم بیا بریم ._همین ؟+آره.فقط میخواستم میا رو ببینن و حرص بخورن .میا هم خوشحال شد . توی راه بودیم که رسیدیم به یه مغازه . میا یهو وایساد . برگشتم گفتم چی شده ؟+_ دیدم داره به یه لباس پف دار و یه تاج نگاه میکنه . دست کردم توی کیف پولم و پول اون باس کرون و تاج رو نداشتم . بهش گفتم بیا بریم . قول میدم بعدا برات بخرم . درحالی که اصلا نمیدونستم قراره پیشم بمونه یا نه .فقط آرومش کردم . تقریبا ساعت ۱۲ ظهر بود که دم یه پیراشکی فروشی ایستادیم . براش دونات شکری خریدم و آبمیوه .+خودت دوست داری پیش من باشی یا بری پیش بقیه ی دوستات تو پرورشگاه ؟؟؟!!_...هیچ جوابی نداد .+خب بعد از اینکه خوراکیتو خوردی ازت میپرسم ._تو هم بخور .+نه عزیزم . من این رو برای تو خریدم .داشتم با خودم فکر میکردم ،، بزرگ کردن یه دختر بچه کار خیلی سختیه . منم اولین بارم بود با یه بچه توی خونه سر و کله میزدم . امروزم بزور مرخصی گرفتم تا بمونم پیشش . هیچ کمکی هم ندارم .واقعا تو اون شرایط نمیدونستم باید چیکار کنم ...تا پارت بعد بای ...</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2023 16:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان چند پارتی ؟! پارت 4</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-4-zfk6qxitxlow</link>
                <description>داستان چند پارتی ؟! پارت 4از اتاق اومدم بیرون ، دو سه ساعتی بیدار بودم و داشتم به همه چی فکر میکردم . دو سه ساعتی که گذشت رفتم تو اتاقش ، عروسکش رو ازش گرفتم و شستم . چون میدونستم هرجا که میره عروسکش رو با خودش میبره .صبح ::نون تُست و مربا رو آماده کردم . رفتم و بیدارش کردم و گفتم بعد اینکه صبحونش رو خورد ، لباسایی که براش خریدم و بپوشه . چون دختر بچه بود یه پیرهن صورتی براش خریدم و یه گیر پاپیونی .خودمم آماده شدم و رفتیم بیرون . گفت : هروسکم رو شستی ؟!+آره___چرا ؟+چون خیلی کثیف بود ___ مرسی :))ازش آدرسو گرفتم . با اینکه فقط یه دختر بچه بود خیلی باهوش و زرنگ بود . رسیدم به خونشون .+_))تق تق !!_کیه ؟+_)) لطفا درو باز کنید .وقتی صدای پاش اومد ، میغ سریع خودش رو پشت من قایم کرد ._خوش اومدین .+اولش میا رو ندید . اما وقتی رفتیم داخل ، با یه قیافه ی عصبی و وحشتناک نگاش کرد .میا رو نشوندم روی پاهام ‌‌._این بچه ی خودتونه .؟؟+چطور ؟_هیچی فقط شبیه یه نفر بود که میشناختم ( فهمیده بود میاس )+بله درسته . این همون دختر کوچولویی هست که اذیتش میکردین ._??صدای پا اومد.....پارت بعد به زودی </description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2023 13:38:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاشی های دیجیتالیم :))</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85-d1xnwi26va3r</link>
                <description>نقاشی های دیجیتالیم :))نقاشی های دیجیتالیم :))خب گایز :))تموم بید !!اگه دوص داشتین بگین بازم بزارم .راستی :از هیچ جایی کپی نشده و همشون رو هم خودم کشیدم .و اینکه نظرتون رو هم راجع به نقاشی هام بگید .</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jul 2023 16:47:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان چند پارتی ؟! پارت 3</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-3-ypznvxcnlonw</link>
                <description>داستان چند پارتی ؟! پارت 3رفتم تو اتاقش و ازش پرسیدم : چرا گریه میکنی ؟+دلم برای مامان و بابام تنگ شده ._چرا مردن ؟+اون موقع خیلی کوچولو بودم ، ولی یادمه بابام مریض بود و مامانم کار میکرد . مامانم تصادف کرد و چند روز بعدش بابام به خاطر مریضی مرد .+ تاحالا پیش کسی زندگی کردی ؟؟_آره+پیش کی ؟_خانم و آقای فرانس ؛+کی ان ؟_اونا مغازه ی نون فروشی داشتند ‌‌. بهم گفتند اگه میخوام اونجا زندگی کنم ، باید کار کنم . اما فقط کار کردن نبود و منو بی جهت اذیت میکردن .+اونا بچه هم داشتند ؟_آره .دو تا دختر داشتند که منو مجبور میکردن اتاقشون رو تمیز کنم ، لباساشونو بنویسم و مشقاشونو بنویسم .+مگه تو سواد داری ؟_نه . فقط در حد خوندن تابلو های مغازه ها . بعدشم وقتی بلد نبودم ، خانم فرانس منو میزد .+?( حالت ناراحتی و تاسف ) از کی تا حالا پیششون بودی ؟_ دقیق یادم نیست اما چند روز بعد از اینکه بابام مرد تا همین دو سه روز پیش .+عزیزم . چرا یه بچه ی بی پناه رو دعوا میکنند .فردا میریم پیششون ._خب اون موقع خانم فرانس منو دعوا میکنه .+مگه الکیه ؟_...+راستی چند سالته ؟ بزار حدس بزنم ، هفت یا هشت سال ؟_اره .+ولی من اسمت رو هم نمیدونم ._میا :))+چه اسم قشنگی . عزیزم ✨_چرا منو آوردین اینجا ؟؟جوابشو ندادم . شاید به خاطر این بود که اسم عروسک خرگوش اون هم لوییس بود ، یا شاید حس خوبی بهم دست داد ؟ نمیدونم شاید ........ پارت ۴ رو هر چه زود تر میزارم .فقط بی زحمت یه لایک هم بکن . ❤️</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jul 2023 12:37:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان چند پارتی ؟! پارت 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-2-ldfqfwd2jzl3</link>
                <description>داستان چند پارتی ؟! پارت 2  پارت دو :))اون دختر کوچولو رو بردم خونه ، کمی هم توی راه براش خوراکی خریدم و بهش دادم ‌‌. بردمش حموم ، خیلی کثیف و بهم ریخته بود . حمومش کردم و موهاشو شونه کردم . انگار از این رو به اون رو شده بود . بردمش پروشگاه ‌‌. مدیر اونجا گفت که جا ندارند برای یه بچه ی ۷_۸ ساله . توی شهرمون فقط همون یه دونه پرورشگاه بود  ‌‌. نمیتونستم جای دیگه ای ببرم . شناسنامه ای هم ازش نداشتم .نمیدونستم اجازه ی نگه داشتنش رو دارم یا نه . فقط حس خوبی بهش داشتم .خب اون یه دختر بچه بود . روحیه ی ضعیفی داشت . به هر حال گفتم تا فردا صبر میکنم . بعدشم بردمش خونه .شب :توی اتاق خودم خوابوندمش ، خودمم توی پذیرایی خوابیدم . یادم اومد که شمع رو خاموش نکردم . رفتم توی اتاق دیدم خرگوشش رو بغلش کرد و داره گریه میکنه . خرگوشش رو نشسته بودم و کثیف بود . بهش گفتم که باید تا فردا صبر کنه تا تمیزش کنم . دیدم چون داره گریه میکنه ، چیزی بهش نگفتم .رفتم پیشش و .......تا پارت بعدی بای !!!!!!!!!</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 23:00:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان چند پارتی ؟! پارت 1</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-1-bwddsz1pb57w</link>
                <description>داستان چند پارتی ؟! پارت 1( اسم داستان آخر سر )سلام ، من Jamie ( جِیمی ) هستم .۳۹ سالمه و در شرکت بیسکوییت ساری کار میکنم . ازدواج نکردم و تنها زندگی میکنم .یه روز تعطیل ،، با اینکه برقا رفته بود و هوا سرد بود ، حس خوبی داشتم :)انگار یه چیزی از قبل پیش بینی شده بود و من حسش میکردم . اما نمیدونم اون چی بود . رفتم توی آشپز خونه ، معمولا روز های تعطیل صبحانه نمیخورم . به همین دلیل هم فقط شیری که از شب قبل مونده بود رو گرم کردم و خوردم . بعد از خوردن یک لیوان شیر داغ و دلچسب ، روی صندلی چوبی نشستم ، راستش خیلی کوچولوعه و به خاطر همین هم گذاشتم ، صندلی هفت کوتوله ،معمولا روز های عادی دوست نداشتم برم سرکار اما الان حوصلم سر میرفت . حوصلم سر رفته بود . جالبه بدونید خونه ی من توی یه دهکده ی نه چندان دور به شهر توی فنلاند هست . به خاطر همین هم آماده شدم و حرکت کردم و یه نیم ساعت بعد رسیدم . تصمیم گرفتم یه سر به مغازه ی خانم  ‌‌رابرت میوه فروش بزنم ، میخواستم برای خرگوشم کمی سبزی و هویج بخرم ، اسمش لوییس هست . بعد از خریدن سبزیجات گوشه ی  یه خیابون بم بست ، یه دختر کوچولو رو دیدم .ازش پرسیدم مادر و پدرت کجان ؟_ندارم .+با کی زندگی میکنی ؟_با لوییس ،+لوییس کیه ؟+عروسک خرگوشم .راستش وقتی اینو گفت ، یه حسی بهم گفت باید ببرمش خونه و یه سر و وضعش برسم .و همین کارو کردم.........نام داستان : فقط یک عروسک !!!!خب امید وارم خوشتون اومده باشه ، تا پارت بعدی بای ....( اگه میخوای پارت بعد رو هر چه زود تر بخونی ، لایک کن و به نویسنده انرژی بده ? )</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 16:35:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خواب راحتی داشته باشیم ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-phdsnioyxpzo</link>
                <description>چگونه خواب راحتی داشته باشیم ؟!خب گایز :))گفتم یه پست مفید براتون بزارم .راستی من از هیچ چنلی کپی نکردم ، فقط تحقیق کردم و خواستم یه پست راجع به این موضوع تهیه کنم :؟؟؟راستی این همه زحمت کشیده شده ، لطفا یه لایک بکن ، ناظر محترم ?</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jul 2023 14:10:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ، انگیزشی ؟!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C-gm35qk7abgwz</link>
                <description>داستان ،انگیزشی ؟!!یه شب ، ...... ( اسمه خودتون پر کنید ) فکر نوشتن میکند ، آن نویسنده است .... تابحال داستان های زیادی نوشته است اما چون در کلبه ای در انتهای جنگل زندگی میکند ، کسی نمیتواند کتاب های او را بخواند ،حیف...اما او بیخیال نمیشود .از کارهایش دست نمیکشد...او تابحال به شهر نرفته است و شاید نتواند برود ، پس چه انگیزه ای برای نویسنده شدن دارد ؟؟؟به نظرتان آیا او میتواند به هدف و آرزوهایش برسد ، درست است ، حتی اگر نتواند به هدفش برسد دست نمیکشد .تو هم همینکار را بُکن .نا امید نشو ..........حتی اگر مطمئنی نمیتوانی به هدفت برسی ، برای آن تلاش کن .مانند او .تابحال نامید شده ای و از هدفت دست کشیده ای . به کارت ادامه بده چون تو موفق میشوی....حالتون مانند طبیعت ?✨شبتون مانند ستاره های درخشان ✨✨✨✨(چه وایبی بود?)</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jul 2023 20:57:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی شیفتتممم !!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D8%AA%D9%85%D9%85%D9%85-iro1iyetalie</link>
                <description>تجربه ی شیفتتممم !!!!!خب اول راجع به پروفم :))همینجوری بود منظوره خاصی نداشتم راستش ،، فقط عکسای کیوت کم آوردم ?یه کاربر عزیز ازم پرسیده بود ، تا حالا شیفت شدی اگه شدی برامون توضیح بدع ...خب باتوجه به اینکه خیلی حمایت میکنید و کامنتامون بالای ۲۰۰۰ تاس ? ،،، تصمیم گرفتم به کامنت این دوست عزیزمون جواب بدم .خب من چند روز پیش شیفت کردم ، یعنی مرتحل شیفت و از طریق سانی متود انجام دادم ، و به نتیجه رسیدم ، البته اعلائم شیفت هم حس کردم . مثل معلق بودن ، سرگیجه ، سردرد .بعدش وقتی چشمام رو باز کردم ، دور تا دورم سفید بود و من بدبختم ناخوداگاه چشمامو باز و بسته کردم و توی دنیای واقعی بیدار شدم ? .البته خواستم صدای طبیعت ، مثل صدای پرنده ها و .... رو بشنوم که شنیدم !!!فقط توی طبیعتم بیدار نشدم و اینکه با باز و بسته کردن چشم ، به مدت ۲ ، ۳ ثانیه بیدار شدم . البته پلک نبودااااا.خب اگه سوالی دارین بپرسین و نظرتونو بگید ،،،،دوستون دارم بایییییییی ?تهکوک لاورام ???</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 21:04:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>BTS یا BLACK PINK ??</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/bts-%DB%8C%D8%A7-black-pink-xfkcq9kkxm7l</link>
                <description>BTS یا BLACK PINKهای گایز :))بعد مدتها یه پست جدید گذاشتم اونم راجب کیپاپ !!خب خودم آرمیم ،،بلینکم قبلا بودم ولی اینکه بگم الان راجب اینکه کدوم بهتره حرف میزنیم .خب هرکی یه نظری داره دیگه .مث اینکه بخوای قرمه سبزی و با کباب مقایسه کنید ،، (البته ببخشیداا?)من راجب بایسم حرف نمیزنم تا مشکلی پیش نیاد .. حالا شاید بگم .خب اینکه هر کدموشون خوبنااا . ولی خدایی ( به نظر من ) بی تی اس برای من یه چیز دیگس ،،،بزا بگم ؛ منی که دو دقیقه ای بایسم یکیه ، جین ، کوکی و تهیونگم ?حالا این نظر من بودو راستی ،،، بایسم تو بلک پینکم رزیه .ولی شما نظر خودتونو توی کامنتا بزارید تا قضاوت کنیم ،،،کوکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی جونننمم ????</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 00:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان واقعی آلیس !!! یعنی همش دروغ بود ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%D9%84%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D9%88%D8%AF-kbjeosftzq49</link>
                <description>داستان واقعی آلیس !!! یعنی همش دروغ بود ؟وقتی فهمیدم خاطرات بچگیم نابود شد ،،،خب راستش گفتن که داستان آلیس واقعی نبوده و آلیس یه بیماری خاص یا سندروم داشته . اما اینطوری نبوده ؟؟؟؟؟!!!!!!آلیس شیفت شده بود !!! ?بله درسته...شیفت ??خب با خودتون میگید پس چرا حرفی از شیفت نزدن یا چرا آلیس متود ها رو انجام نداد ؟؟؟؟!!!خب بله دیگه ، نخواستن اسمی از شیفت ببرن و لو نره ،،،آلیس خیلی به دنیایی که میخواست بره فکر میکرد و فقط همین رو نشون دادن :)))⛓️خب ، واقعیتم بهتون گفتم ؛هر چند بنده خدا هیچ لذتی از شیفت بودنش نبرد ،، و در آخر ملکه خواست اون رو بکشه ، به خاطر همینه که باید بگین در شیفت نمیرید ، ( توی اسکریپت )البته اینا همش یه تئوری بود و شاید اینا واقعی نباشه...اما اگه اینجوری باشه ، ما دو بار گول خوردیم ??خب دیگه خودتونو ناراحت نکنین اشکال ندارع..راستی بگم که کلی پست جدید در راهه ، منتظر پست های جدیدمون باشید ???باییییییییی</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jul 2023 21:28:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بعد از بیدار شدن از شیفت آسیب میبینیم ؟ توضیحات کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-exzntd4z3fwr</link>
                <description>آیا بعد از بیدار شدن از شیفت آسیب میبینیم ؟ توضیحات کاملخب گایز :))این پستمون راجب اینه که ، شیفتینگ برای ما خطری ایجاد میکنه ؟ما توی این پست به سوال شما جواب میدیم،،،خب همونطور که گفتیم ؛شیفت دنیای موازی ذهن ماست و دقت کنید دارم میگم ، ذهن........ پس هیچ آسیب جسمی نمیبینیم ،،،حالا میگید چی کار کنیم که توی شیفت هم ، آسیب جسمی نبینیم یا نمیریم ، خب بستگی به خودتون داره که چی توی اسکریپتتون مینویسین ، اسکریپت مال خودتونه و خودتون مینویسینش ، میتونین بنویسین که توی شیفت اصلا نمیرید یا هیچ آسیبی بهتون نرسه  ،،،،،،،،،،، خب حالا میگید ، آسیب روحی چطور ؟ اینم بستگی به خودتون داره . از این نظر که شما مییخواید چجوری شیفت میکنین . مثلا اگه خودتونو به شیفت وابسته کنید وقتی بیدار میشید ممکنه از نظر روحی آسیب ببینید ، اما نگران نباشید ؛ چون امکان شیفت کردن دوباره هست . البته یادتون باشه که شیفت کردم زیادی ممکنه خطرناک باشه و بی خطر بودنش رو بهتون قول نمیدم...شایدم کسی نتونه خیلی شیفت کنه ... چون امکان یبارش هم برای بیشتر از آدم ها غیر قابل شدنیه...یا مثلا اگه توی شیفت بهتون خیلی خوش بگذره ، یا مثلا دیگه نتونید شخص مورد نظرتون رو ببینید ، ممکنه وقتی از شیفت بیدار میشید ، حالتون خوب نباشه ،،راستی باید بگم که خودتون رو به این نظرات دِلگرم نکنید ، چون اینا فقط نظرن . البته منظورم آسیب جسمی نبود چون هیچ اتفاقی براتون نمی اُفته ولی راجب آسیب روحی قول نمیدم . چون برای هر کی به دلیل اسکریپت و دنیای شیفت مختلف یه جوریه و امکان آسیب روحی برای همه هست،،،موفق باشید،،،،،،</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jul 2023 15:38:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شیفت نمیشیم __ توضیح کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-be37urxewh1u</link>
                <description>خب گایز :))میخوام بگم چرا شیفت نمیشین....)))⛓️مطمئنن سوال خوبیه و جواب قانع کننده ای هم براش داریم . خب باید بعضی از چیز ها رو رعایت کنید .مثلا :سعی کنید قبل از انجام شیفت مدیتیشن کنید و با گوشی زیاد ور نرید . اگه اتفاق ناخوشایندی براتون افتاده ، ترجیح میدم شیفت نکنین . چون جواب نمیده. سعی کنید مغزتون رو از همه چی خالی کنید ، از جملات مثبت اشتفاده کنید ولی زیاد فکر و خیالتون رو به شیفت اختصاص ندید . سعی کنید موقع انجام شیفت از عود ( یه نوع چوب خوشبو ) استفاده کنید . ترجیحا مکان آروم و بی سر و صدا بهتره و موقع شمردن ، ناخوداگاه بشمارید و اگه قاطی کردین ، از هر کلمه ای که به زبونتون اومد شروع کنید به شمردن . چون اگه بهش فکر کنید نیم کره ی چپ مغزتون فعال میشه و ما نباید بیدارش کنیم . چون ما برای شیفت کردن ، از نیم کره ی راست مغزمون استفاده میکنیم .چرا شیفت نمیشیم __ توضیح کاملسعی کنید حواستون به زمان باشه . اگه خواب کافی نداشته باشید نمیتونید شیفت کنید ، چون اون موقع نیم کره ی راست مغز خسته اس ، البته اون موقع میگید که دیگه خوابون نمیبره ،،،،، ( چون توی بعضی از متود ها ، گفته بود که باید بخوابید )خب برای اینم راه حل هست ،،،،،،، سعی میکنم برای این هم یه پست جدا درست کنم ،،،بهش سر بزنید...</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 20:01:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع متود ها برای شیفتینگ + نمونه پارت 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-1-rloloftutiub</link>
                <description>انواع متود ها برای شیفتینگ + نمونه پارت 2خب گاییزز!!اومدم با پارت 2 نمونه ی متود!!بزن بریم......الیور متود :دراز بکشید و جملات مثبت بگید . خودتون رو توی یه آسانسور تصور کنید که همینجوری دارید از طبقات میرید بالا،جالب اینجاست که هر طبقه یه دنیاس ، وقتی به نظرتون موقعش بود ، فکر کنین آسانسور روی Dr یعنی دنیای شماست ، می ایسته و در باز میشه و یک کاناپه میبینید و شما Dr خودتون رو که روی مبل نشسته میبینید و وارد بدنش شید و تبدیل شید به اون ، و همونطوری که توی اون هستید بخوابید و وقتی بیدار شدید ، در دی آرتون هستید .پیلو متود :خب اسکریپتتون رو زیر بالشتتون بزارید و هرجوری که راحتید دراز بکشید . میتونید از چیزهایی که شمارو آروم میکنه استفاده کنید . جملات مثبت بگید و باور کامل داشته باشید (۱۰۰درصد) بعد دی آرتون رو تصور کنید و بعدش خوابتون میبره و وقتی بیدار شید در دی آرتون هستید .متود پیس :هرجوری که میخواین دراز بکشید ، و خودتون رو توی یه باغ تصور کنید و حس خوبی به خودتون دست بدین . بعدش یه نفر میاد که خیلی در دی آرتون دوستش دارید . بغلش میکنید و به شما « میگه که دیر شده و بقیه تو خونه منتظرن » بعدش با هم چشماتونو میبندید و میدوید و وقتی چشماتونو باز میکنید رفتین خونه ی مورد نظرتون در دی آر ، جملات مثبت بکین و آروم آروم پیش برینمتود تی وی :توی هر حالتی که میخواین دراز بکشید و خودتون رو روی یه مبل تصور کنید که دارید تلویزیون نگاه میکنید و کنترل تلویزیون رو بر میدارید و شبکه رو عوض میکنید و توی اون شبکه دی آرتون رو نشون میده . خودتون رو توی تلویزیون میبینید و بلند میشید و میرید به سمت تلویزیون ، دستتون رو به سمت تلویزیون دراز میکنید و چشماتونو میبندید و جای خودتونو با دی آرتون عوض میکنید . بعدش واقعا میخوابید . بعدش وقتی بیدار شدین جایی هستین که توی اسکریپتتون نوشتید .نکته : برای شیفت کردن باید به خودتون ایمان ( ۱۰۰ درصد ) داشته باشین . ❤️من از کانالی کپی نکردم فقط در اشتراک گذاشتم تا شما بتونید اینجا راحت تر بخونید .اگه سوالی هست میتونید بپرسید...</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 19:37:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع متود ها برای شیفتینگ + نمونه پارت 1</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-1-w7oac19ukr4e</link>
                <description>انواع متود ها برای شیفتینگ + نمونه پارت 1 خب گایز !!بهتون گفتم که این پست و میزارم و الانم بریم برای آشنایی با متود ها :))استرکیس متود :فرض کنید پایین یک پله هستید و با هر قدمی که روی هر یک پله میزارید اعلائم شیفت شدن رو حس میکنید و واقعا هم حس کنید :)) مثل حس مهلق بودن ، سر درد ، سر گیجه ... ( در پست بعدی هم اعلائم شیفت شدن رو توضیح میدم ) بعدش که به آخرین پله رسیدید و آخرین اعلائم ، تبریک میگم ، شما شیفت شدینآلیس این واندرلند :خودتونو توی ذهنتون تصور کنید که در گایی دراز کشیدید و یکهو یه نفر شروع به دویدن میکنه . شما هم میدوید دنبالش تا برسید به یک سوراخ خرگوش ، سمبل شما ( شخص مورد نظر ) وارد سوارخ میشه و شما هم دنبالش میرید . یکهو به چند تا در برخورد میکنید و با سمبلتون وارد یکی از در ها میشید و شیفت میشین...(توجه : سعی کنید آروم آروم پیش برید)سانی متود :توی هر حالتی که راحتید دراز بکشید و از سابنیمال استفاده کنید . صحنه های توی شیفت رو توی ذهنتون تصور کنید . بعدش از جملات مثبت استفاده کنید ( توی پست های قبلی توضیح دادم ) انقدر بگید تا شیفت بشین . روش راحتیه ولی احتمال شیفت شدنش کمتره )خب پارت بعد رو هم براتون میزارم...</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 17:35:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه برای اسکریپت نوشتن!! توضیح کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-og15fk0esiu6</link>
                <description>نمونه برای اسکریپت نوشتن!! توضیح کاملخب اگه پست های قبلی رو دیده باشین میدونید اسکریپت یعنی چی؟!خب اسکریپت یه شناسنامه با جزئیات از خودتون یا حالا هر چیز دیگس که شما به دنیایی که میخوان بهش شیفتینگ کنید میدید .گفتم سعی کنید چیزای خیلی غیرضروری رو ننویسید تا امکان شیفت کردن و شیفتینگ بالا بره .خب بریم سراغ نمونه ها....۱_اسم۲_نام خانوادگی.۳_سنتون۴_نام و فامیلی مادر.۵-نام پدر.۶_اصالت۷_جایی که زندگی میکنید.۸_رنگ پوست..۹_رنگ چشم.۱۰_رنگ موها.۱۱_میتونید جزئیات بیشتری از خودتون بنویسین (غیر ضروری)۱۲_دوست صمیمی....۱۳_وضع مالیتون.۱۴_وقتی شیفت شدین با حرکت یا با چه صدایی چشماتونو باز کنید..۱۵_به کجا شیفت بشین .۱۶_سعی کنید یکمم راجع به کارهایی که میخواید بکنید هم بنویسید . البته زیاد مهم نیست .۱۷_وقتی خواستین برگردید،با چه کلمه ای بیدار بشید.و کلی چیز دیگه ، اما من فقط مهم هاشون رو گفتم و شما میتونید هنوز هم به اسکرپتتون اضافه بکنید و میتونید موقع انجام مراحل از سابینمال ( یک نوع آهنگ آرامشبخش ) استفاده کنید و اسکرپتتون رو اگه توی کاغذ نوشتید رو زیر بالشتتون بزارید . و اگه توی برگه بنویسین خیلی بهتره و گم نمیشه و بهتره قبل از شیفت شدن یه بار از روی اسکریپتتون بخونید . لازم نیست حفظ کنید و فقط برای اینه که موقع شیفت شدن ، مشخصات و به صحنه ای که دارید میرید فکر کنید .راستی پست بعدیم همه ی متود ها رو توضیح میدم اگه دوست داشتی یه سر بزن تا کار رو برات آسون کنم...</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 17:08:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شیفت کنیم؟! روش شیفت کردن + توضیح کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-bpbnmtccbwkw</link>
                <description>چگونه شیفت کنیم؟! روش شیفت کردن + توضیح کاملروش شیفت کردن یا رفتن به دنیای موازی رو میخوام بهتون توضیح بدم :خب چند تا متود داره یا بهتره بگم روش ، خب چون منم اسم متود ها رو نمیدونم فقط همینجوری یکیشون رو توضیح میدم . و در یک پست جدا بقیه رو .میتونید خیلی راحت و ریلکس دراز بکشید . البته بگم باید ذهنتون با توجه به پست قبل که توضیح دادم آماده باشه . البته یادتونم نره اسکریپت رو نوشته باشید . خب به صحنه ای که میخواید توش برین فکر کنین ( باید این رو هم توی اسکریپت بنویسید که کجا میخواد برید یا با چه کلمه ای هم میخواید برگردید )بعدش از ۱ شروع میکنین به شمردن و بین اعداد از کلمه های ( من میتونم ، من خیلی راحت میتونم شیفت کنم و....... ) استفاده میکنید .تکراری بودنشم اشکالی نداره .سعی کنین به مکان های مشخص توی اسکریپتتون فکر کنید و تصورشون کنید . البته باید بگم هیلی خودتون رو به شیفت و دنیای موازی وابسته نکنید چون کائنات اجازه رفتن به اونجا رو به شما نمیدن . اگه هم ذهنتون آماده نیست جواب نمیده .راستی بگم که انقد میشمارید و از کلمات مثبت استفاده میکنید تا شیقت کنین .میتونین توی اسکریپت بنویسین که وقتی شیفت شدین با یه حرکت یا یه صدا چشماتونو باز کنید و بستن چشم ها یه چیز ضروریه .سعی کنید درست بشه اگه هم درست نشد ، با چند تا متود دیگه توی یه پست جدا سراغتون میام .اگه سوالی هست بپرسید.......</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 22:35:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیفتینگ چیه ؟ و چطوری شیفت کنیم + توضیح کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_90112086/%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-iln16buajxfm</link>
                <description>شیفتینگ چیه ؟ و چطوری شیفت کنیم + توضیح کاملخب ، شیفتینگ چیه ؟شیفتینگ به مکان یا جایی میگن که در ذهن خودمونه و ما میتونیم خودمون بسازیمش و بهش دست پیدا کنیم . اما چجوری ؟برای اینکه شیفت کنیم باید چند تا قانون رو بدونید :: به کسایی که شیفت میکنن میگن ( شیفتر و چیز خیلی مهمی نیست ):علم اینو ثابت کرده اما نمیتونیم انکارش نکنیم . ولی تا حدی واقعیه که همه راجبش میدونن و ما این رو انکار نمیکنیم .: به دنیای واقعی میگن Cr و به دنیای موازی میگن Dr !!!:مهمترین چیزی که باید بدونید اینه که شما نیاز به اسکریپ دارید . اسکریپ چیزیه که شما راجع به خودتون مینویسین و لازم هم نیست واقعی باشه . در واقع شما دارین اطلاعات خودتون رو در دنیایی که Dr هست میدین و هر چیزی میتونین توش بنویسین . سعی کنین با جزئیات بنویسن تا دقیق تر باشه اما نوشتن چیز های خیلی غیر ضروری ، امکان شیفت نشدن رو زیاد میکنه .راستی یادتون نره که حرف ها و کارهایی که انرژی مثبت رو از شما میگیره ، باعث شیفت نشدن میشه . مثلا همین کلمه ی شیفت نشدن خودش انرژی منفی میرسونه .یا مثلا من نا اُمید شدم )سعی کنین که از این حرف ها نزنین و با مدیتیشن یا آهنگ های سابنیمال خودتون رو آروم کنین .سعی کنین تمرکز داشته باشین و ذهنتون رو از همه چی خالی کنین .حالا توضیح اسکریپ نوشتن :مثلا چیز های مهم و غیر مهم :_اسم_فامیل_سن_بوی بدنتون ( غیر ضروری )_نام و نام فامیل :_رنگ پوست :رنگ مو :رنگ چشم :حالت موها (غیر ضروری )و کلی چیز های دیگه راجب خودتون :سعی کنید راجع به زندگی شخصی مثل دوستها ، خانواده ، قیافتون ، و بقیه چیز ها هم بنویسید اما چیز های غیر ضروری نه ......خب در پست بعدیم راجع به اینکه چگونه شیفت کنیم توضیح میدم....اگه سوالی داشتین در پست بعدی بپرسین .</description>
                <category>??ℜ?:((✨</category>
                <author>??ℜ?:((✨</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 21:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>