<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پرنیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_90332784</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 22:05:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>پرنیان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_90332784</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درس هایی که از همدل بودن در عشق آموختم</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%85-i0perefct9bl</link>
                <description>به عنوان یک امپت (همدل) مدت زیادی در زندگی ام مجرد بوده ام. همدلی بیش از حد همیشه برای من طاقت فرسا به نظر می رسید. من عشق می خواستم اما وقتی در یک رابطه ی صمیمی بودم، بیش از حد احساس ها را تجربه می کردم.سپس اوضاع تغییر کرد. من با شریک چهار ساله خود ملاقات کردم. اگرچه این یکی از بهترین تجربیات رشد و عشق در زندگی من بوده است اما من هنوز در حال دست و پا زدن و تلاش برای ایجاد تعادل در رابطه ام هستم.مانند بسیاری از امپت ها قسمتی از من هم منزوی است و نمیتوانم هر روز با افراد ارتباط برقرار کنم.من به یک فضای عظیم در اطرافم نیاز دارم تا بتوانم نفس بکشم.من به زمان سکوت و تنهایی نیاز دارم اما نه با دیگران.به همین دلیل است که ارتباط روزمره بیش از حد می تواند من را در اضافه بار حسی قرار دهد. همچنین من نمی توانم در جمعیت فریاد، صحبت های مزمن، صداهای بلند یا رایحه های قوی را تحمل کنم. من یک اسفنج احساسی هستم که استرس و احساس های منفی دیگران را در بدن خود جذب می کنم ( از جمله احساس های شریک زندگیم را).اگر مراقبت از خود را تمرین نکنم، این رابطه می تواند طاقت فرسا باشد.اما من همچنین شادی، شفقت و مهربانی دیگران را که احساس هایی شگفت انگیز است، جذب می کنم. من عاشق طبیعت، حمام و صدای اقیانوس و شمع و هرچیز رمانتیک دیگری هستم. تا قبل ملاقات شریک زندگی فعلی ام، من عمدتا به جز یه سری رابطه های کوتاه، مجرد بودم.من سریع این روابط را کنار می گذاشتم زیرا از تعامل زیاد و درک نشدن خسته میشدم.من نتوانستم در مورد نیازهای عاطفی ام که برای همدلی در روابط بسیار ضروری است با شریکم صادق باشم، بنابراین من بسیاری از احساسات را درون خود نگه می داشتم تا زمانی که آنها غیرقابل تحمل شدند. در آن زمان ها تنها چیزی که می خواستم این بود که به غار تنهایی و ایمن خود بروم، جایی که می توانستم دوباره راحتی خود را پیدا کنم.اما رابطه فعلی من متفاوت است. این مرد به حساسیت های من به عنوان یک امپت احترام می گذارد و تا جایی که هر فرد غیرهمدلی میتواند درک کند، مرا درک می کند. من با او صادق هستم و او مرا قبول می کند.ما واقعا عاشق یکدیگر هستیم و همدیگر را همانطور که هستیم قبول می کنیم.با این وجود، مبارزه ای که من به عنوان همدل در یک رابطه صمیمی با آن روبرو هستم این است که میل عمیق من به عشق و ارتباط با میل عمیق من به تنهایی در تضاد است.زمانی که شریکی نداشتم، به شدت مشتاق داشتن شریک بودم و زمانی که در رابطه بودم، دلم میخواست فرار کنم.این یک معمای دردناک از نیازهای متناقض من بود که حل آن دشوار بود.اینها درس هایی است که من تا به حال در مورد همدلی در یک رابطه صمیمی آموخته ام :۱. من باید هر روز وقتی برای تنهایی ام بگذارم تا احساس شادی داشته باشم.۲. من باید هنگامی که از احساسات سرشار و خسته هستم و راجب احساساتم با شریکم صحبت کنم.۳. احساسات و رابطه ی من نباید مرا جوری درگیر خود کند که حوصله ی انجام کارهای روزانه و مهم را نداشته باشم.۴. من باید سرنخ هایی در او پیدا کنم تا مطمئن شوم آیا او به حساسیت و همدلی من احترام میگذارد یا خیر.۵. من باید وقت زیادی را در طبیعت و یا جاهایی که به من حس خوب می دهد به دور از شریکم بگذرانم تا بتوانم احساسات و افکار خود را تحلیل کنم.نویسنده : جودیت اورلافمترجم :پرنیان می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Thu, 21 Oct 2021 20:54:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش زودتر میدونستم که ..</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D9%87-ctzyvvpd3nzt</link>
                <description>برای  حل کردن کاستی هام نیازی نیست به خود فشار بیارم تا در سریع ترین زمان ممکن اونارو رفع کنم. کاستی های من به تدریج و آهسته آهسته هم میتونن رفع شن.اگه برای چیزی تمرین کردم ولی به جواب مطلوب نرسیدم نباید خودمو سرزنش کنم بلکه باید یادم باشه که تمرین کردن باعث پیشرفت ما میشه نه باعث کامل بودن ما.همه ترجیح میدن کامل باشن. اما هیچکس کامل نیست. من هم کامل نیستم و کاستی هایی دارم اما با این کاستی ها هم میشه موفق شد. برای موفقیت نیازی نیست کامل باشیم.احساس های نظیر غم، اضطراب و ناامیدی طبیعی هستن و این هم طبیعیه که به عنوان یه انسان این احساس های هرچند دردناک رو تجربه کنم. این احساس ها هستن که نوع تفکر ما و درنتیجه خود مارو تشکیل میدن.اکثر اشتباه ها از عادت های میان. مشکلی نیست اگه من یه اشتباهی رو بارها تکرار کنم چون مغز انسان برای رفع عادتش نیاز به زمان داره. هرموقع آماده بودم تا عادتمو ترک کنم، اشتباه من هم دیگه تکرار نمیشه.فردا روزی جدیده. من تلاشمو کردم و بهترین خودمو نمایش دادم اما اگه باز مشکل یا پوچی ای اتفاق افتاد، باید فراموششان کنم و فردا دوباره تلاش کنم.این طبیعیه اگه گاهی زندگی برام ناهنجار باشه و همه چی بد پیش بره و هیچ چیزی طبق میل من نباشه.گاهی باید از جریان روزمره زندگی فاصله گرفت و از خودم بپرسم من در حال حاضر به چی احتیاج دارم و چه حسی دارم؟نیازی به عجله ندارم.من میتونم کارامو با سرعت آرام هم انجام بدم.شاید من ندونم که دیگران چه مشکلاتی رو تجربه میکنن اما میدونم هرکس در نبرد و چالش هایش درحال جنگیدنه ومن در این نبرد تنها کسی نیستم که این مشکلاتو داره.هر کسی اشتباه می کنه. اشتباه کردن کاری انسانیه. من هم اشتباه کردم و اشتباه خواهم کرد چون من هم یک انسانم.- خلاصه ای از نوشته های آلیس بویس -می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Wed, 06 Oct 2021 11:17:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برونگرای بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-w1w0rmileejl</link>
                <description>درونگرایی و برونگرایی اغلب با میزان پرحرفی یا کم حرفی شما به اشتباه سنجیده میشود.این اصطلاحات که ابتدا توسط روانشناس کارل یونگ توسعه داده شد،مشخص می کند که از کجا انرژی خود را دریافت می کنیم و چگونه دوست داریم از انرژی مان استفاده کنیم.درونگراها وقتی در تنهایی یا با یک یا دو نفر که آنها را به خوبی می شناسند وقت می گذارند، انرژی می گیرند. آنها دوست دارند برای تأمل و اندیشیدن به ایده ها وقت بگذارند و از طرفی از موقعیت های اجتماعی که شامل افراد زیادی می شود اجتناب کنند. نه به این دلیل که خجالتی هستند یا می ترسند، بلکه به این دلیل که شرکت در فعالیت های آرام تر و متفکرانه لذت بخش تر است.برون گراها با گذراندن وقت با مردم انرژی می گیرند. آنها دوست دارند در بسیاری از رویدادها و فعالیتهای اجتماعی شرکت داشته باشند و وقتی می توانند به دیگران نیرو بخشند و اتفاقات را رقم بزنند، احساس هیجان می کنند. به طور معمول افراد برون گرا دوست دارند صحبت کنند تا مسائل را حل‌ کنند و بتوانند دیگران را درک کنند.شخصیت هرکس ترکیبی از برونگرایی و درون گرایی به درجات مختلف است و بخصوص برای افراد بسیار حساس چالش هایی ایجاد می کند.در حالی که افراد برونگرای بسیار حساس اغلب با خطر منزوی شدن روبرو هستند، اما به راحتی می‌توانند تحت تاثیر فعالیت‌های اجتماعی خود قرار بگیرند. آن‌ها از فعالیت‌های گروهی و ملاقات با افراد جدید لذت می‌برند (درست مانند همه افراد برونگرا)، ولی به زمان تنهایی نیاز دارند تا از تحریکات و خستگی ناشی از بودن در کنار افراد دیگر و اتفاقات رهایی یابند.علیرغم لذت بردن از فعالیت‌های اجتماعی، آدم‌های بسیار حساس برونگرا درست همانند همه آدم‌های بسیار حساس هستند و همه چیز را عمیق‌تر احساس می‌کنند، از جمله اطلاعات حسی و احساسات افراد. در نتیجه ممکن است با این مشکل روبرو شوند که با وجود تمایل به مشارکت در بحث‌ها و اجتماع‌، تحت فشار و خستگی قرار بگیرند.آدم‌های برونگرای بسیار حساس به همراهی افراد دیگر نیاز دارند تا علاوه بر شرکت در اجتماع، ویژگی‌های آن‌ها نیز در جمع پذیرفته شود.چهار راهکار برای اینکه بدون کنار گذاشتن زندگی اجتماعی خود، به وجه بسیار حساس خود هم اهمیت دهیم :۱. تعادل را پیدا کنید.همه به زمانی برای‌ تنهایی و استراحت نیاز دارند و این برای افراد بسیار حساس و حتی افراد برون گرا بسیار مهم است. اطمینان حاصل کنید که بین فعالیتهای اجتماعی خود زمان ساکتی را برای تفکر و آرامش برنامه ریزی کرده اید تا از تحریک شدن اشباع نشوید.سعی کنید تنها در طبیعت قدم بزنید، مدیتیشن کنید و مطمئن باشید که به اندازه کافی می خوابید.۲. یک دوست درونگرای بسیار حساس پیدا کنید.از آنجایی که افراد درونگرا از مکالمات یک به یک لذت میبرند و شنونده های خوبی هستند، برای یک برونگرا می توانند شفقت و درک داشته باشند و به صحبت های فرد برونگرا گوش فرا بدهند.۳. علت را پیدا کنید.از حساسیت بالا و برونگرایی خود در کنار هم استفاده کنید تا اشتیاق خود را برای دلایلی که به آنها اعتقاد دارید و اتفاقاتی را که در جهان رخ می دهد، بیان کنید.ترکیبی از حساسیت که به شما اجازه می دهد همدل و بصیر باشید و برون گرایی که باعث می شود در کنار گروهی از افراد احساس راحتی کنید و احساسات خود را ابراز کنید، می تواند به شما ابزاری برای تغییر جهان بدهد.۴. خودتان باشید.در دام بله گفتن به هر دعوت یا تلاش برای سازگاری با گروه نیفتید. بیشتر جمعیت جهان برون گرا هستند، بنابراین وسوسه انگیز است که قسمت حساس خود را دفن کنید تا احساس کنید بخشی از گروه هستید.یادتان باشد که به عنوان یک فرد بسیار حساس، شما نیازهای خاصی دارید.به خود فرصت دهید تا احساسات واقعی خود و دیدگاه منحصر به فرد خود را در مورد جهان و چیزها بیان کنید، چه از طریق گفتگو با دیگران و چه از طریق خلق یک راه.مترجم : پرنیان نویسنده : دبورا واردمی‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Wed, 15 Sep 2021 19:31:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خودمان را دوست بداریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-ibn7vayignbm</link>
                <description>بسیاری از توصیه های خودیاری مشهور نشان می دهد که ما باید &quot;یاد بگیریم که خودمان را دوست داشته باشیم&quot;. توصیه خوبی است, اما چگونه این کار را انجام بدهیم؟خودِ عزیزم ! متاسفم که تا الان به اندازه ی کافی هواسم بهت نبود !خود دوستی برای رشد شخصی ما، تحقق رویاهایمان و ایجاد روابط سالم و شاد با دیگران ضروری است. به جای اینکه خود را متقاعد کنید که خود را دوست دارید، با این سه مرحله عملی شفقت خود را تقویت کنید : ۱. به همان اندازه به دیگران اهمیت می دهید به خودتان نیز اهمیت دهید.به نظر ساده می آید اما بسیاری از ما این کار را انجام نمی دهیم زیرا فکر می کنیم خودخواه هستیم یا نیازهای خودمان مهم نیستند. این خودخواهی نیست که به خودتان اهمیت دهید. دلسوزی نسبت به خود به این معناست که نسبت به احساسات خود و دیگران احساس نگرانی کنید. با خودتان همانطور رفتار کنید که با فرزندان یا بهترین دوست خود رفتار می کنید (با ملایمت ، نگرانی و مراقبت). ۲. مرز های خود را حفظ کنید.لیستی از چیزهایی که از نظر احساسی به آنها نیاز دارید مثل مواردی که برای شما مهم هستند و وقتی نادیده گرفته می‌شوند یا شما را ناراحت می‌کند، بنویسید. آنها می‌توانند شامل گوش دادن، همدردی هنگام صدمه دیدن، دریافت عشق و لطافت بدون درخواست آن باشد. هر آنچه برای شما مهم است، مهم است و هنگامی که کسی آنچه را که برای شما مهم است نادیده می گیرد یا از مرز شما عبور می کند، آن را نادیده نگیرید زیرا این کار به شما صدمه می زند. احساسات شما وجود دارد تا به شما بگوید چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه است.به مردم اطلاع دهید که مرزهای شما چیست و چه چیزی را تحمل خواهید کرد و چه چیزی را تحمل نخواهید کرد. اگرعذرخواهی کنند، می‌توانید آن‌ها را ببخشید. اگر آنها محدودیت‌ها و نیازهای شما را نادیده می گیرند، باید پیامدهایی ایجاد کنید. به عنوان مثال وقتی به شریک خود می گویید که نیاز دارید او به حرف شما گوش دهد و احساسات شما را تصدیق کند وقتی در مورد چیزی صحبت می کنید، اما او به طور مداوم شما را نادیده می گیرد یا به شما می گوید که از آن بگذرید، در این صورت باید با اقدامات مناسب پاسخ دهید. همچنین ممکن است لازم باشد در رابطه تجدید نظر کنید. روابط قرار است یک خیابان دو طرفه باشد و شما باید نیازهای خود را برای عشق، پذیرش و احترام به اندازه شخص دیگر برآورده کنید. قاطع بودن و اقدام برای رفع نیازهای خود، عزت نفس شما را تقویت می‌کند زیرا این باور را در خود و دیگران تقویت می کند که شما شایسته دوست داشتن و گرامی داشتن هستید. ۳. کاری را که باید بکنید انجام دهید تا خودتان باشید.ابتدا مشخص کنید چه چیزی به شما احساس خوبی می‌دهد. مهم نیست که چیست، اما از احساسی که هنگام انجام کارها دارید آگاه شوید. آیا در محل کار احساس خستگی می‌کنید اما وقتی در باغ هستید به وجد می‌‌آیید؟ آیا از خواندن برای فرزندان خود لذت می‌برید؟ دریابید چه چیزی به شما احساس خوبی می‌دهد و تا جایی که می‌توانید این کار را انجام دهید و هرچه بیشتر این کارها را انجام دهید، شادتر خواهید بود حتی اگر این به این معنی باشد که شما باید از چیزهایی دست بکشید. شاید لازم باشد زمان بیشتری را به تنهایی بگذرانید یا آخرهفته یک ساعت را برای بازدید از یک گالری هنری برای شارژ مجدد برنامه ریزی کنید و حتی شاید لازم باشد برای خرید رنگ و قلم مو مقداری پول پس انداز کنید.کاری را که باید انجام دهید، انجام دهید و اجازه ندهید هیچ کس شما را سرزنش کند و از شما انتقاد کند.همه این موارد می‌تواند به شما در ایجاد حس موفقیت، احساس غرور نسبت به کاری که انجام می‌دهید و شخصی که هستید، و درک اینکه شما فردی شایسته، با استعداد، توانا و دوست داشتنی هستید کمک کند و اولین و مهم ترین فردی که باید این را باور کند، خود شما هستید.مترجم : پرنیان نویسنده : دبورا واردمی‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 01:09:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تله های زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-oii4yro9hnsg</link>
                <description>• آیا مدام به سمت افرادی کشیده می شوید که با شما سرد برخورد می کنند؟ آیا حس می کنید نزدیک ترین افراد زندگیتان به شما به اندازه کافی اهمیت نمی دهند؟• آیا حس می کنید ذاتا فردی هستید که هیچ کس نمی تواند شما را بپذیرد یا دوست بدارد؟• آیا نیاز های دیگران را به نیاز های خودتان ترجیح می دهید؟الگو هایی از این دست را تله زندگی می نامیم.تله زندگی، الگویی است که در ذهن فرد از کودکی نقش بسته و تاثیرات آن در تمام طول زندگی منعکس می شود.آنچه که خانواده های ما با ما در کودکی انجام می دهند، آغازگر این الگوست.شاید رها شدیم، مورد انتقاد واقع شدیم، مورد حمایت و مراقبت بیش از اندازه قرار گرفتیم، مورد تجاوز واقع شدیم، طرد شده یا محروم شدیم؛ به هر حال به هر طریقی آسیب دیدیم.تله های زندگی به بخشی از ما تبدیل می شوند و باعث می شوند دائما به خلق موقعیت هایی ادامه دهیم که در آن ها با ما بدرفتاری شده، نادیده گرفته شدیم و یا سرکوب و کنترل شدیم و عموما محیطی را برای خود می سازیم که پیش از این از آن محیط فراری بودیم.این تله های زندگی هستند که مشخص می کنند ما چطور فکر کنیم، احساس کنیم، عمل کنیم و آن را به دیگران منتقل کنیم. آن ها موجب بروز احساسات قدرتمندی همچون خشم، ناراحتی و اضطراب می شوند. حتی زمانی که ظاهرا همه چیز داریم (موقعیت اجتماعی، یک ازدواج ایده آل، موفقیت شغلی، احترام و توجه افرادی که با ما صمیمی هستند) اما اغلب طعم شیرین زندگی را نمی چشیم و یا نسبت به موفقیت هایمان باور نداریم.نکته : ممکن است فردی همه یا اکثر تله ها را داشته باشد.هشت تله رایج زندگی :ترک شدن اگر این تله را دارید، دائما احساس می کنید که توسط افرادی که دوستشان دارید ترک خواهید شد و به هر طریقی که ممکن است تنها خواهید ماند. حال این ترک شدن چه از طریق مرگ باشد، چه از طریق ترک خانه و یا چه ترجیح دادن دیگری و ترک شما. به واسطه همین باور، ممکن است بیش از اندازه به عزیزان خود بچسبید و خود را به آن ها نزدیک کنید و یا حتی ممکن است آن ها را از خودتان دور کنید.شما از جدایی های معمول و عادی نیز خشمگین و ناراحت می شوید.بدرفتاری اگر این تله را دارید، دائما شک دارید که دیگران به طریقی می خواهند به شما آسیب بزنند و یا از شما سو استفاده کنند، ممکن است به شما دروغ بگویند و یا به شما خیانت کنند.سرانجام یا به کلی از روابط سطحی با دیگران دوری می کنید و اجازه نمی دهید به شما نزدیک شوند و یا به برقراری رابطه با افرادی می پردازید که با شما بدرفتاری می کنند.کمبود عاطفه کمبود عاطفه همان احساسی است که گمان می کنید که هرگز به اندازه کافی عشق و محبت دیگران را دریافت نمی کنید. حس می کنید هیچکس حقیقتا به شما اهمیت نمی دهد. خود را وابسته به افرادی سرد و بی مهر می بینید.طرد شدن اجتماعی مربوط به احساس دوری از تمام دنیا و احساس متفاوت بودن می شود. اگر دچار این تله هستید، در دوران کودکی توسط هم سن و سالان خود رانده شده اید، در جمع گروهیه دوستان خود جایی نداشته اید و در بزرگسالیتان با کناره گیری از دیگران، این تله را در زندگی خود حفظ می کنید. شما از بودن در جامعه و دوست یابی دوری می کنید.کمبود این تله باعث می شود عمیقا احساس کمبود و نقض داشته باشید. اعتقاد دارید که اساسا نسبت به هرکسی که برای شناخت شما به شما نزدیک می شود، دوست داشتنی نیستید.احتمالا در دوران کودکی مورد احترام واقع نشده اید و درعوض برای نقض هایتان سرزنش شدید و خود را لایق محبت ندانسته اید.از عشق و محبت میترسید و باور این مسئله که افراد نزدیک شما برای شما ارزش قائل هستند، برای شما امر دشواری است بنابراین انتظار طرد شدن از سوی آن ها را دارید.شکست شکست همان باوری است که باعث می شود تصور کنید که برای رسیدن به موفقیت در عرصه های مختلف مانند مدرسه، محل کار یا حتی عرصه های ورزشی به اندازه کافی شایستگی ندارید و معتقدید که نسبت به هم رده های خود شکست خورده اید.به عنوان یک کودک به گونه ای بزرگ شدید که در زمینه کسب موفقیت احساس فرومایگی میکردید و شما را نادان، بی استعداد و یا تنبل خطاب کرده اند.مطیع بودن شما نیاز و امیال خودتان را در جهت خشنود و یا براورده کردن نیاز های دیگران قربانی می کنید. به دیگران اجازه می دهید شما را کنترل کنند چرا که تصور می کنید اگر خودتان را در اولیت قرار دهید، دیگران را آزرده خواهید کرد و یا می ترسید مجازات و یا طرد شوید.در بزرگسالی با افراد سلطه جو و کنترل کننده وارد رابطه می شوید و یا جذب افرادی می شوید که بسیار آسیب دیده تر از شما هستند.معیارهای غیر واقع بینانه (کمالگرایی) بی وقفه در تلاش هستید تا انتظارات بالایی که از خودتان دارید را بر آورده سازید. احتمالا زمانی که کودک بوده اید از شما انتظار بهترین بودن را داشته اند و آموخته اید هرچیزی جز بهترین بودن مساوی است با شکست و هیچ کدام از کارهای شما به اندازه کافی خوب نبوده اند.این تله های زندگی هم در افراد بسیار حساس و هم افراد غیر حساس وجود دارد اما در افراد مختلف و به خصوص افراد بسیار حساس شدت این تله ها بیشتر است.- برگرفته از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید از جفری یانگمی‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 15:13:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با مراقبت، شما و حساسیتتان شکوفا می شوید</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-afi3jtkbwfaz</link>
                <description>یکی از مهم ترین ویژگی های حساسیت بالا، جذب بیش از حد اطلاعات است.عصب‌ها (نورون‌ها) در افراد بسیار حساس، تمایل دارند اطلاعات رنگ‌ها، بوها، بافت‌ها، صدا‌ها و حتی انرژی محیط را بگیرند.زندگی با حساسیت بالا، شبیه این است که بدون لباس یا حتی بدون پوست باشید زیرا همه چیز را شدید احساس می‌کنید، از نسیم گرم گرفته تا استرس در همکاران.در این زندگی مدرن که همه چیز با سرعت پیش می‌رود، افراد اچ اس پی (بسیار حساس) خیلی راحت خسته می‌شوند.وقتی مغز شما بیش از حد غرق شود شبیه اسفنج اشباع شده می‌شود و دیگر نمی‌تواند چیزی را جذب کند و شروع به نشت می‌کند.دشوار است برای افرادی که بسیار حساس نیستند توضیح دهید که این احساسات واقعی هستند و حتی دشوارتر از آن توضیح دادن این است که آستانه‌ی اشباع شدن مغز شما، کمتر از افراد غیر حساس است زیرا آدم‌های غیر اچ اس پی فقط به شما می‌گویند که آرام باشید و چیزی را مشکل شخصی برداشت نکنید، اما نمی‌دانند که این کار برایتان چقدر سخت است.ما احساس استرس می‌کنیم زیرا سیستم عصبی حساس ما اشباع شده است. وقتی زندگی ادامه می یابد و اطلاعات و تحریکات بیشتری را بر روی ما ایجاد می‌کند، ما نه تنها احساس می‌کنیم که از منطقه امن خود خارج شدیم، بلکه احساس پریشانی و استرس نیز می‌کنیم و پاسخ ما به این حس اغلب بصورت وحشت و عصبانیت یا فرار از خواب است، دقیقاً مانند کودکی که احساس خستگی می‌کند.در حالی که نمی توانیم از فشارهای زندگی مدرن به طور کامل جلوگیری کنیم، اما می توانیم گام‌هایی را برداریم تا از اشباع شدن سیستم عصبی خود جلوگیری کنیم و احساس تحت فشار بودن را تسکین دهیم.اگرچه بسیار حساس بودن گاهی شبیه یک نوع ناتوانی است که در زندگی‌مان اختلال ایجاد می‌کند، اما حساسیت شما ویژگی ارزشمندی است که به شما این امکان را می‌دهد که از زندگی‌تان لذت ببرید، از زیبایی‌های اطراف خود آگاه باشید، و بتوانید احساسات مثبتی مثل عشق و دوستی را با شدت احساس کنید و با کوچکترین چیزها شاد شوید.برای رسیدن به این احساسات خوب، کافی است از حساسیت‌تان به عنوان یک چیز گران‌بها محافظت کنید، آن را پرورش دهید و با آن با ملایمت رفتار کنید.حساسیت شما مانند یک کودک است. به مراقب، عشق واحترام نیاز دارد. در بعضی از مواقع ممکن است طاقت فرسا باشد اما نباید یادمان برود که حساسیت ما کودک ما و ما نیز تنها والد او هستیم و او جز ما کسی را ندارد.وقتی به کودکمان کمک کنیم، می‌توانیم زندگی داشته باشیم که تمام نیازهای مارا برآورده کند.راه‌هایی برای پرورش کودک (حساسیت) شما :۱. استراحت کنید.اگر در یک محیط شلوغ، پر سر و صدا یا استرس‌زا کار می‌کنید، به سرعت خسته می‌شوید و به واسطه حساسیت شما، محیط کارتان می‌تواند برایتان اشک اور شود.در طول روز برای خود زمانی که به استراحت منظم اختصاص دهید. خواه این استراحت یک پیاده روی سریع باشد یا یک لحظه آرامش در دستشویی برای فرار از شلوغی. قرار دادن دست‌هایتان زیر آب خنک نیز می‌تواند کمک کننده باشد.۲. مرتب بمانید.همانطور که کودکان در یک روال منظم شکوفا می‌شوند، هنگامی که شما برنامه‌ای منظم دارید حساسیت شما نیز با شما بهتر کنار می‌آید و شکوفا می‌شود.وقت کافی برای رفتن به رویدادها بگذارید تا به خاطر عجله داشتن یا حتی به خاطر جستجوی پارکینگ دچار استرس نشوید. اگر یک جلسه مهم در محل کار خود دارید، سعی کنید بعضی از کارهای آسان را که می‌توانید به تنهایی انجام دهید را به بعد جلسه اختصاص دهید تا خسته نشوید.اکنون بسیاری از شرکت ها در مورد زمان انعطاف پذیرتر شده‌اند، بنابراین اگر می‌توانید با کارفرمای خود در مورد کار در خانه به مدت چند روز صحبت کنید.۳. میان وعده بخورید.دقیقاً مانند کودک، حساسیت شما به شیر و کلوچه نیاز دارد. بودن در کنار مردم و محیط های شلوغ انرژی زیادی می‌گیرد و HSPها می‌توانند به سرعت احساس خستگی کنند. با خوردن میان وعده و وعده‌های غذایی منظم، قدرت خود را حفظ کنید.۴. خواب کافی داشته باشید.در حالی که همیشه نمی‌توانیم در طول روز چرت بزنیم، اما باید زمانی برای خوابمان در طول روز در اولویت قرار دهیم. مراقبت از خود حساستان به معنای اطمینان از استراحت کافی است.هر وقت می توانید چرت بزنید و حتما شب به اندازه کافی بخوابید.جذب اطلاعات در کل روز مانند این است که کودک چیزهای جدیدی یاد بگیرد. جالب است اما تحریک کننده و خسته کننده نیزاست، بنابراین برای فعالیت‌های ریلکس کننده مثل کتاب خواندن و یا خوابیدن وقت بگذارید و به یاد داشته باشید که لازم نیست همه دعوت‌ها را بپذیرید.۵. گوش شنوا باشید.دانستن اینکه کودکان به چه چیزهایی نیاز دارند اغلب به گوش دادن به آن‌ها بدون هیچ قضاوتی وابسته است.شما باید به حساسیت خود گوش فرا دهید. به احساس اضطراب، افسردگی و کلافگی‌تان توجه کنید، زیرا معمولاً به این معنی هستند که بیش برانگیخته شده‌اید و به زمانی برای آرامش نیاز دارید.برای بسیاری از HSP‌ها، گذراندن اوقات در طبیعت آرامش بخش ترین است.مراقبت از حساسیت‌تان باعث می‌شود حساسیت شما شکوفا شود و احساس امنیت کند.و شمارا به فردی با اعتماد به نفس، خلاق و متکی به خود تبدیل می کند.نویسنده: دبورا واردمترجم: پرنیان از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Tue, 11 May 2021 16:51:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرز گذاری سالم</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-jnnabdumlybq</link>
                <description>مرزها محدودیت های سالمی هستند که ما بین خود و سایر افراد تعیین می کنیم. آنها تعریف می کنند که ما چه کسی هستیم و چه کسی نیستیم، با چه چیزی راحت هستیم و با چه چیزی‌ راحت نیستیم و از آنجا که ما بسیارحساس ها آنچه در اطرافمان اتفاق می افتد را جذب می کنیم، از جمله احساسات و انرژی افراد دیگر، وجود مرز برای ما ضروری است.روابط مرزهای ما را آزمایش می کند، بنابراین مهم است که بدانیم کجا بین خودمان و دیگران خط بکشیم. نکته اصلی این است که به احساسات خود گوش فرا دهید.به عنوان مثال، شاید شریک زندگی شما می خواهد به یک مهمانی برود اما شما این کار را نمی کنید. سپس شریک زندگی شما از دست شما عصبانی می شود چون شما تفریح او را خراب کرده اید. دانستن اینکه به چه چیزی احتیاج دارید و درک اینکه نیازهای شما به اندازه نیازهای او مهم است، به این معنی است که شما باید حد و مرزی را تعیین کنید، مثلاً به او بگویید که به خاطر او به مهمانی خواهید رفت اما عصبانی شدن او را به هرگز تایید نمی کنید.البته این چالش نه تنها در تعیین مرزها، بلکه در حفظ آنها  نیز وجود دارد. چه اتفاقی می افتد اگر کسی از آن مرزهای ما عبور کند؟ وقتی این اتفاق می افتد، بسیاری از ما احساس می کنیم از ما سواستفاده شده است و آن موقع است که عصبانی میشویم و دعوا می گیریم اما در نهایت احساس آسیب می کنیم. یا شاید ما از ترس از دست دادن عشق آن شخص می خواهیم مرزهای خود را جابه جا کنیم، اما عشق واقعی باعث ترس شما نمی شود. عشق واقعی شما را می پذیرد و به آنچه که هستید و مرزهای شما احترام می گذارد.هنگامی که بدانید مرزهای شما کجاست، مهم است که عواقبی برای کسانی که از آن عبور کنند در نظر بگیرید.زیرا مردم اغلب شما را آزمایش می کنند تا ببینند مرزهای شما ضعیف است یا قوی ؟در این مواقع لازم نیست عصبانی شوید یا بحث کنید، شما فقط باید صریح و واضع خواسته های خود را بیان کنید.برای مثال اگر شریکتان شما را با رفتن به مهمانی ها اذیت می کند و شما را برای همراهی کردنش در مهمانی ها تحت فشار می گذارد، شما باید درباره آن با او صحبت کنید ونیازهای خود را بطور واضح بیان کنید و احساس خود را به او بگویید و به او گوشزد کنید که اگر بار دیگر شما را تحت فشار بگذارد، شما نه تنها در دفعات آینده، بلکه هیچ دفعه ی دیگری با او به مهمانی نخواهید رفت و یا مهمانی را ترک خواهید کرد.وقتی شریک زندگیتان دائم مرزهای شما زیرپا می گذارد، در نتیجه برای شما احترامی قائل نیست و آن رابطه برای شما سالم نیست.تعیین و حفظ مرزهای سالم می تواند برای هرکسی چالش برانگیز باشد، اما برای افراد بسیار حساس اضروری است. بفهمید که کیستید و به چه چیزهایی نیاز دارید، نیازهای خود را با تعیین خطوط مرزی مشخص کنید و سپس برای هرکه از آن ها بگذرد عواقبی تعیین کنید.سعی نکنید دیگران را تغییر دهید. التماس به کسی کردن فقط برای اینکه با شما خوش رفتارتر باشد، فایده ای نخواهد داشت.آنچه مفید خواهد بود تغییر پاسخ شما به آنها است. به آنها واضح بگویید که دیگر رفتار بد آنها را تحمل نخواهید کرد و در صورت ادامه این رفتار، شما آن ها و یا آن محل را ترک خواهید کرد.مرزهای شما برای محافظت از شما وجود دارد. شما به محافظت احتیاج دارید و سزاوار آن هستید.یادتان باشد که یک رابطه سالم و خوب به شما و شریکتان اجازه می دهد تا مرزها و نیازهای یکدیگر را حفظ کرده و به آنها احترام بگذارید و اگر سوتفاهمی اتفاق افتاد، بطور واضح راجب آن و مرزهایتان با یکدیگر صحبت کنید.نویسنده : دبورا واردمترجم : پرنیان از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 17:20:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه ذهن آگاهی به ما کمک میکند؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-dl57rp3rdhkv</link>
                <description>براساس تکنیک های قدیمی بودایی ذن، ذهن‌آگاهی (Mindfulness) ابزاری است که هرکسی می‌تواند از آن استفاده کند. با آگاهی بیشتر از افکار، احساسات و حس‌های فیزیکی خود در لحظه، ذهن‌آگاهی می‌تواند به شما در کاهش استرس‌، آرامش احساسات و حتی تسکین درد و بیماری کمک کند. از تکنیک‌های ذهن‌آگاهی حتی در درمان افسردگی‌، اختلالات اضطرابی‌، سو مصرف مواد و سایر مشکلات مربوط به سلامتی نیز استفاده شده است.نگاهی که یک آدم بسیار حساس به جهان می‌کند و تجربه می‌کند، اساسا نگاهی آگاهانه است.ما به طور خودکار متوجه جهان پیرامون خود می‌شویم، مخصوصا اطلاعات حسی مانند؛ صداها، رنگ ها و رایحه‌ها.ما از احساسات‌، به ویژه احساسات دیگران آگاه هستیم، زیرا به راحتی آنها را جذب می‌کنیم. ما به لحن صدا و حتی به آواز پرندگان در صبح هم توجه می‌کنیم.همه این تجربیات حسی شدید، زندگی غنی‌تر و زیباتر را برای HSP‌ها ایجاد می‌کنند. در حالی که بسیاری از مردم ظرافت‌ها و زیبایی اطراف خود را از دست می‌دهند و به آن توجه نمی‌کنند، HPS ها در زمان حال زندگی می‌کنند.اما وقتی ما بطور مداوم این اطلاعات را بدون توجه به نیازهای خود جذب می‌کنیم، این تجربیات و حس‌ها می‌تواند زندگی را برای ما آدم‌های بسیار حساس پر استرس‌ و تنش‌زا کند.جنبه‌های اصلی ذهن‌آگاهی می‌تواند به ما کمک کند تا ضمن حساسیت بالایی که از آن برخورداریم، زندگی آرام و شادی را برای خود داشته باشیم :۱. آگاهی.آگاهی که یکی از اساسی ترین عنصر‌های ذهن‌آگاهی است به ما این امکان را می‌دهد که با افکار استرس‌زا و ناراحت کننده کنار بیاییم.به عنوان مثال وقتی نگران هستیم، می‌توانیم از نگرانی خود آگاه شویم و تشخیص دهیم که نگرانی فقط یک فکر و فقط یک احساس است و باید بگذاریم این فکر مانند ابری که در آسمان در حرکت است، به ذهنمان وارد شود و از ذهنمان عبور کند.۲. عدم قضاوت.وقتی متوجه افکار، احساسات یا واکنش های خود می شویم، می توانیم از آنها آگاه شده و آنها را بدون قضاوت و بدون زدن برچسب خوب و بد بر آن‌ها، رهایشان کنیم.این به ما این اجازه را می‌دهد که بدون هیچ تلاشی برای تغییر آنها یا انکار احساسات خود، برای مردم دلسوز و مهربان باشیم.ما می‌توانیم مردم را همان‌طور که هستند، بدون ترس بپذیریم.۳. زندگی در لحظه.ذهن‌آگاهی به ما یادآوری می‌کند که تنها لحظه‌ای که واقعی‌ست، لحظه‌ی حال و فعلی است.فکر کردن درمورد گذشته یا آینده اشتباه نیست اما باید این‌ کار را هدفمند انجام دهیم تا لذت زندگی در زمان حال را از دست ندهیم.با کارهایی از قبیل؛ مدیتیشن، یوگا یا پیاده روی می‌توانیم تاثیر افکار منفی را کاهش دهیم و فضایی برای رشد آرامش ایجاد کنیم. ذهن‌آگاهی به شما این فرصت را می‌دهد تا سرعت خود را کم کنید، گفت و گوی ذهنی را متوقف کنید و نفس بکشید.وقت گذاشتن برای خلوت با خود، برای اوقات خلاقیت، برای پیاده‌روی در طبیعت و برای رفاه حال آدم‌های بسیار حساس ضروری است و به طور غریزی‌ می‌دانیم که به آن احتیاج داریم به خصوص در هنگامی که تحت استرس هستیم. با این حال، بسیاری از ما برای انجام چنین کارهایی به خود استراحت و وقت کافی‌ نمی‌دهیم.از خودتان بپرسید که شاید به این دلیل به خود وقت کافی نمی‌دهید چون فکر می‌کنید لیاقت آن را ندارید؟و یا از خودتان بپرسید آیا شما دیگران را اولویت خود قرار داده اید؟روش آگاهانه ای را در نظر داشته باشید و به یاد داشته باشید که فقط امروز و زمان حال وجود دارد و نیازی به قضاوت سخت خودمان درباره آنچه که احساس می‌کنیم نیست.ما باید به اندازه دیگران نسبت به خودمان نیز دلسوز باشیم.مترجم: پرنیان نویسنده: دبورا واردمی‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 17:24:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشانه های کلی افراد بسیار حساس در رابطه با دیگران</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-gtegq66j31ja</link>
                <description>آیا در روابطت بسیار حساس هستی؟یا کسی را میشناسی که در روابطش‌ بسیار حساس است؟بسیار حساس یعنی &quot;واکنش‌های شدیدتر جسمی، روحی و عاطفی‌ به محرک‌های بیرونی (اجتماعی و محیطی) یا درونی (عواطف و تفکراتت)!اگرچه بسیار حساس بودن، ویژگی‌های مثبتی مثل؛ توانایی بیشتر در گوش کردن و تایید دیگران، همدلی، شهود بیشتر، درک بهتر خواسته‌ها و نیازهای دیگران دارد اما اینجا روی ویژگی‌های بسیار حساس بودن در &quot;روابط&quot; که ممکن است بر سلامتی، شادی و تندرستی فرد تاثیر بگذارد، تمرکز می‌کنم.واقعیتش این است که بسیار حساس بودن در روابط بین افراد می‌تواند هم نعمت باشد و هم دردسر.حالا بیایید با هم نشانه‌های بسیار حساس بودن در رابطه را مرور کنیم!بسیاری از افراد ممکن است در روابطشان این نشانه‌ها را داشته باشند، اما یک آدم بسیار حساس «بیشتر اوقات» در زندگی‌اش این نشانه‌ها را «بسیار عمیق» حس می‌کند. گاهی فقط نسبت به یک یا دو محرک بسیار حساس است و واکنش شدید نشان می‌دهد، در حالی که  بسیاری از آدم‌های بسیار حساس تقریبا تحت تاثیر همه موارد این لیست قرار می‌گیرند.۱. مدام نگران این هستی که دیگران چی فکر می‌کنند.۲. همه چیز را به خودت می گیری و آن را یک مشکل شخصی برداشت می‌کنی.۳. از پس زده شدن حتی در چیزهای جزئی می‌ترسی.۴. اغلب در تعامل با دیگران پیش‌فرض‌های منفی نسبت به خودت در نظر می گیری:” آنها مرا دوست نخواهند داشت”.۵. اغلب در تعامل با دیگران احساسات منفی مثل استرس یا اضطراب را تجربه می‌کنی.۶.نادیده گرفتن برخوردهای ناخوشایند و درونی دیگران حتی خیلی کوچک برایت دشوار است.۷. به راحتی احساس آزردگی و ناامیدی می‌کنی.۸. خودت را از نظر جسمی، روانی، مالی و کاری با دیگران مقایسه می کنی و از مقایسه‌های اجتماعی احساس منفی و ناراحت کننده‌ای را تجربه می‌کنی.۹. عواطف منفی را مخفی می کنی، چون فکر می کنی آنها برای به اشتراک گذاشتن با دیگران زیادی قوی،‌ شرم آور، تنش‌زا و آسیب‌پذیر هستند.آدم‌های بسیار حساس معمولا احساسات منفی خود را درون خودشان نگه می دارند.۱۰. معمولا راجع به احساسات منفی دیگران، با آنها بحث می کنی.۱۱. پذیرفتن بازخورد و انتقاد برایت سخت است، حتی انتقادهای مفید و سازنده.۱۲. احساس می‌کنی مردم مرتب تو را قضاوت می‌کنند حتی وقتی مدرک کافی برای اثباتش نداری.۱۳. اغلب به محرک هایی که از دید دیگران کوچک است، واکنش زیادی نشان می‌دهی.۱۴. در اکثر موقعیت‌های گروهی احساس آشفتگی و ناراحتی می‌کنی و احساس میکنی نمی‌توانی خود واقعیت باشی.۱۵. در موقعیت‌های عاشقانه خودآگاهی بالایی داری.دائم نگران شریکت هستی و ازین که توسط او قضاوت شده و پذیرفته نشوی می‌ترسی.اگر این نشانه ها را تجربه می‌کنی شاید مفید باشد که پرسشنامه آدم بسیار حساس را انجام دهی و اگر بسیار حساس هستی؛* تنها نیستی و دوستان خوبی در پناهگاه آدم‌های بسیار حساس پیدا می‌کنی!* بسیار حساس بودن تو یک خصلت طبیعی است که با آن به دنیا آمده‌ای، سیستم عصبی تو فعالتر از دیگران کار می کند و همه چیز را شدیدتر و عمیق‌تر تجربه می‌کنی و تعجبی ندارد که واکنش‌های شدیدتری نشان بدهی* آدم‌های بسیار حساس باید از طریق مهرورزی به خود و مرزگذاری سالم روابط عاطفی خود را مدیریت کنند تا دچار تخلیه انرژی و تحلیل عاطفی نشوند.مترجم: پرنیان از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 12:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم بسیار حساس در جست و جوی عشق :</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-wcrbed2ddbhn</link>
                <description>آیا در روابط خود همیشه منجی هستید؟آیا نیاز های دیگران را به نیازهای خودتان ترجیح می دهید؟آیا در روابطتان بیش تر از حد درگیر مشکلات پارتنرتان می شوید به حدی که تمام انرژی شما را می گیرید؟اگر جوابتان بله است، این مقاله دقیقا مناسب شماست !در این مقاله ی مختصر و مفید یاد می گیریم که چگونه خودمان را دوست بداریم و چگونه روابط سالمی را تشکیل دهیم. اگر آدم بسیار حساسی هستید، عاشق ارتباطات و صمیمیت هستید و خواستار نزدیکی در روابط عمیق و شخصیتان هستید.هرچند پیدا کردن و نگه داشتن یک ارتباط عمیق آسان نیست. در دنیایی که اکثر آدم ها به دنبال روابط سرگرم کننده و بی قید (و نه عمیق) هستند، افراد بسیار حساس همواره به دنبال روابط عاشقانه ای هستند که به نظر میرسد فقط در ذهن آنها وجود دارد.آیا این نوع عشقی که ما آدم‌های بسیار حساس به آن نیاز داریم وجود دارد؟ چگونه باید پیدایش کنیم؟آدم‌های بسیار حساس اغلب رمانتیک، ایده آلیست و حامی هستند که همگی ویژگی های عالی برای رابطه هستند.ما عمیقا به دیگران اهمیت می دهیم و می‌خواهیم به آن ها کمک کنیم که به توانایی های بالقوه خود برسند و در کنارشان باشیم تا به آنها گوش دهیم و از آنها حمایت کنیم.متاسفانه همه مشکلات قابل دیدن نیستند. اکثر مردم در پنهان کردن نقص‌ها و ضعف‌هایشان به خوبی عمل می‌کنند و تا وقتی که با آن‌ها در یک رابطه عاطفی نیستید نمی‌توانید متوجه شوید که این مشکلات تا چه حد عمیق‌ و آسیب زننده هستند. آن زمان هم ما دیگر درگیر مشکلات آن ها شده ایم و تمایل‌مان برای کمک به دیگران باعث می‌شود که به امید اینکه اوضاع آن شخص تغیر کند، در آن رابطه بمانیم. تلاش برای تغییر اوضاع ما را بسیار فرسوده می‌کند و تحلیل می‌برد.آدم های بسیار حساس حامی هستند اما باید توجه داشت که آسیب پذیر هم هستند.ما با این موهبت خود می‌توانیم مردم را بلند کنیم (از مشکلاتشان) اما آنها می‌توانند با تقاضاها و توقعاتشان ما را سریع پایین بکشانند و پیش از آنکه بفهمیم درهم شکسته‌مان کنند.چیزی که افراد بسیار حساس باید تشخیص دهند این است که حتی با وجود حساسیت‌ها، دلسوزی‌ها و همدلی های عمیق نمی‌توانند افراد دیگر را تغییر دهند. ما باید بگذاریم آنها خودشان به خودشان کمک کنند.وظیفه شما این نیست که برای شخصی که درحال غرق شدن در زندگی اش است، محافظ باشید.وظیفه شما این است که محکم باشید و مشغول کارهایی شوید که روح حساس شما را تغذیه می‌کنند. فقط در این صورت است که میتوانید در کنار آدم هایی که راه خود را از مشکلات پیدا کرده اند باشید.چطور روابط سالم ایجاد می‌کنید وقتی که به سمت روابط ناسالم سوق پیدا می کنید؟چگونه به افرادی که میخواهند به شما تکیه کنند و مشکلاتشان را بر سر شما بریزند نه میگویید؟اول از همه به خودتان کمک کنید.آدم های بسیار حساس ذاتا حامی هستند و به دیگران کمک می‌کنند اما شما باید اول به خودتان بها بدهید و نیازهای خودتان را در اولیت قرار دهید این خودخواهی نیست بلکه برای ادامه زندگی برای شما بسیار ضروری است.خستگی، استرس، اضطراب، افسردگی یا ناراحتی شدیدی که گاهی احساس می‌کنید، فریاد کمک خواهی روح بسیار حساستان است و تنها کسی که در این موقعیت می‌تواند به شما کمک کند خودتان هستید.شما باید از موقعیت های استرس زا و پرتنش دوری کنید و به خود فضا و زمانی برای آرامش بدهید و راهی برای پرورش و بروز خلاقیت و احساساتتان پیدا کنید.خود مراقبتی بر اساس گفته های بالا دو نتیجه ی بسیار مهم ایفا می کنند :۱. باعث افزایش عزت نفس شما می‌شود. زیرا اهمیت مراقبت از خود را درک می‌کنید و می‌فهمید که ارزشمند هستید.وقتی شما احساس خوبی به خودتان داشته باشید، افرادی را جذب خواهید کرد که آنها نیز احساس خوبی به خودشان دارند و توانایی منتقل کردن آن احساس خوب را به شما دارند.۲. باعث می‌شود به نیاز های خودتان بیش تر از نیازهای دیگران اهمیت بدهید و همچنین کمک می کند تا درگیر مشکلات دیگران نشوید و آنها هم متوجه شوند که شما ابدا نجات دهنده ی زندگی آن ها نیستید.هرچه بیشتر خودتان را و آنچه را که نیاز دارید درک کنید، نه گفتن به آنچه نیاز ندارید راحت تر خواهد بود و هرچه بیشتر به آنچه اشتباه است نه بگویید، فضای بیشتری برای آنچه درست است ایجاد می کنید که این شامل رابطه های سالم هم می‌شود.دوم اینکه، اگر کارهایی را که دوست دارید انجام دهید، به احتمال زیاد شریک مناسب خود را پیدا خواهید کرد زیرا خوشحال تر خواهید بود. همچنین ممکن است لازم باشد کمی خود را از منطقه راحت خود بیرون بیاورید (از تنهایتان در بیایید) و به یک گروه یا کلاس بپیوندید تا بتوانید با افراد همفکر خود ملاقات کنید. آدم های بسیار حساس را اغلب می توانید در مکانهایی مانند باشگاه های کتابخوانی، کلاس های هنر، دورهمی های نویسندگی، ارکستر های محلی (گروه های موسیقی) یا گروه های طبیعت گردی پیدا کنید.آدم های بسیار حساس اغلب در دنیای تخیلات خود و در مغز خود به سر میبرند و از ارتباط با چیزهایی که در دنیای بیرون حساسیت آنها را شدیدتر می‌کند می‌ترسند. اما شما می‌توانید بدون اینکه آسیب ببینید با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید و بدون اینکه خستگی زیادی بر شما وارد شود، عضوی از جامعه باشید.به جای اینکه تلاش کنید با چیز هایی که برای شما درست نیستند ارتباط برقرار کنید، باید با چیزهایی که با روحیات شما تطبیق دارند در تعامل باشید.به عنوان یک فرد بسیار حساس شما همیشه می‌خواهید که به دیگران کمک کنید اما مطمئن شوید کمکی که به دیگران میکنید در راستای کمک به خودتان نیز باشد.با کمک کردن به دیگران باید احساس بزرگ تر بودن، قوی تر بودن، باهوش تر بودن، سالم تر بودن، احساس قدرت و اعتماد به نفس داشته باشید. اما اگر احساس ضعیف بودن، کوچیک شدن، ترس، درهم شکستی و خستگی می کنید شما به دیگران کمک نمی‌کنید در واقع شما دارید خودتان را قربانی می‌کنید.همدلی خود را برای اشخاصی نگه دارید که قدردان آن باشند و زمانی که شما به مشکلی برخوردید آنها هم با شما همدلی کنند و کنارتان باشند.این که بسیار حساس هستید به این معنی نیست که باید همه ی خود را به دیگران ببخشید.این تغییرات یک شبه به وجود نخواهد آمد. اما توجه به احساساتتان در همه ی شرایط، شما را نسبت به انتخاب های ناخودآگاهتان آگاه می کند و سپس می توانید بر اساس احساسات خود تصمیم بگیرید که چه می خواهید. چه به معنی ماندن در یک مهمانی، کار یا حتی رابطه باشد و چه به معنی ترک کردنشان.به حرف دیگران اهمیت ندهید و به یاد داشته باشید که همیشه در ساحل بمانید (آرامش) جایی که بتوانید حساسیت خود را ایمن نگه دارید و از آن محافظت کنید و به دریا کشیده نشوید (به تلاطم نیوفتید).نویسنده : دبورا واردمترجم : پرنیان از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پرنیان</category>
                <author>پرنیان</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 10:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>