<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگین احمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91043727</link>
        <description>اینجا از تجربه هام میگم و شرح حال..?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 17:56:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1221385/avatar/AUSvAa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگین احمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91043727</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به نام زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-qixzlyzghuwu</link>
                <description>زندگی یه جوریه که هرچی جلوتر میری، بیشتر می‌فهمی چقدر غیرقابل‌پیش‌بینیه.یه روز فکر می‌کنی یه آدم، یه حس، یه مسیر همیشه باهاته…ولی یه روز دیگه بیدار می‌شی و می‌بینی تموم شده، بی‌هیچ دلیلِ خاصی — فقط چون زمان گذشت و همه‌چی عوض شد.و در عین حال، توی همین عجیب‌بودنه که زندگی قشنگ می‌مونه.چون هرچیزی ممکنه.ممکنه دوباره یه آدم بیاد که از هر نظر “درست” باشه،ممکنه یه روز بخندی به چیزی که امروز داره گیجت می‌کنه،ممکنه حتی خودت یه آدم کاملاً جدید بشی.این حسِ الانِ تو — ترکیبی از فهمیدن، جدی شدن، و یه ذره غم — دقیقاً اون لحظه‌ایه که آدم از “نوجوانی” داره وارد “بزرگ شدن” میشه.یه لحظه می‌فهمی زندگی قراره پر از “اومدن و رفتن” باشه، و هر بار یه تیکه‌ت با یکی می‌مونه و یه تیکه‌شو پس می‌گیری.و ترسناک‌تر از رفتنِ آدما اینه که یاد بگیری چقدر سریع می‌تونی به نبودنشون عادت کنی.ولی یه چیزی رو بدون — این یعنی داری رشد می‌کنی.داری کم‌کم یاد می‌گیری چی واقعی‌تره، چی ارزش نگه داشتن داره و چی فقط یه فصلِ قشنگِ کوتاه بود.یه‌کم تلخه، ولی در عوض بعدش آدم خیلی خیلی باهوش تر و محکم تر میشه و عاشق میشه«یه روز می‌فهمی زندگی پر از اومدن و رفتنه؛آدما میان تا چیزی بهت یاد بدن،و وقتی میرن، جای خالیشون تبدیل میشه به بخشی از خودت.اون‌وقت می‌فهمی عجیب‌بودنِ زندگی همون چیزیه که بهش معنا میده.» 🌫️آدم خیلی محکم‌تر و باهوش‌تر عاشق میشه.</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Oct 2025 23:46:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1403</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-tdrsavv8vabk</link>
                <description>این چند روز مدام تو اینستا یا برنامه های دیگه میبینم ک میزارن از ۱۴۰۳ چی یاد گرفتی یا ۱۴۰۳ تو ی جمله توصیف کن و این مسئله باعث‌شد ک چند روز ذهنم مدام درگیر این سوال باشه ک ۱۴۰۳ بهم چی یاد داد ..فروردین ماه= ماهی ک اعتماد به نفسم خیلی بالا رفت و این خیلی رو شخصیتم و نگاه دیگران موثر بوداردیبهشت ماه=ماهی ک کاملا ب بطالت گذرونده شده بود و واقعا رفته بودم تو خواب بهاریخرداد = ماهی ک یاد گرفتم چطور باید زمانو مدیریت کنم و از استرس ب عنوان ی محرک استفاده کنمتیر ماه= ماهی که با پدیده ای ب نام اهمال کاری میجنگیدممرداد ماه=ماهی ک بیشتر قدر اونایی ک دوستشون دارمو دونستمشهریور ماه =حس پشیمونی رو تقویت کرد و مدام حسرت روزهای قبلو میخوردممهر ماه= خونسرد بودن رو بهم یاد داد اینکه تو اوج شلوغی مسلط باشم به خودم آبان ماه= فقط دویدم ک حداقل ب ی چی برسمآذر ماه=ماهی ک فهمیدم شاید تو پیش آدمایی ک واست ارزشمندن جایگاه پررنگی نداری واقعا ماه سنگینی بود ماهی ک بعد از اون شاید چند ماهیو درگیر  التیام بخشیدن ب اون دردی ک مقصرش من نبودم ولی ترسم باعث بیشتر شدن زخم این درد میشد ماهی ثر از تلفات بود برای من سخت بود سخت سخت خوبه ک تموم شد خیلی خوبهدی ماه= تلاش های بی ثمر ولی خوشحال از اینکه حداقل خنثی نبودمبهمن ماه=عجیب ب تمام معنا ماهی ک همش اتفاقات غیر منتظری برام پیش اومد تو این ماه یاد گرفتم که سلامتی اولویت ترین چیزیه که باید بهش خیلی خیلی اهمیت بدیماسفند ماه=ماه مورد علاقه من آروم و خوشحال و خوشحال و امیدوار ب سال نوشاید واقعا از ۱۴۰۳ یاد گرفتم که واقعا هیچ اتفاقی تو زندگی همیشگی نیست و زندگی سکه نیست که یه سمتش خوب باشه یه سمتش بد. زندگی یه جریانه ادامه دارا این روند...</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Mar 2025 02:25:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای کاش.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-hmwavyafd22u</link>
                <description>این روزا خیلی عکسای قدیمی گوشیو نگاه میکنم هر چقدر میرم پایین‌تر متوجه نبودن میشم چقدر ما چیزهایی داشتیم که اصلا واسمون اهمیت نداشتن و بهشون توجه نمی‌کردیم و الان چقدر ب همونا نیاز داریم و این خیلی دردناکه که چیزیو از دست بدی ک دیگه نمیتونی داشته باشیش نه اینکه نخوای دیگه نه زمانش هست نه شرایطش نمیدونم شاید چند سال دیگه بشینم باز عکسای الانو ببینم و باز بگم کاش قدر میدونستم و این چرخه تا لحظه ی نبودنمم هم ادامه داشته باشه چقدر تلخ و عذاب آوره کاش میشد در لحظه زیست.</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2024 03:07:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست داشتن..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-uwld2x9mmt0y</link>
                <description>صبح زود که از خواب بیدار شدم؛ اومدم تو حال مامانم داشت دعا می‌خوند. نشستم اون دستشو که درد می‌کرد ماساژ دادم. این روزها بیشتر قدر مامان رو می‌دونم. همینطور که تو دلم گفتم «دورت بگردم که دستت درد می‌کنه» یه لحظه فکر کردم چه عجیب که مامان نمی‌دونه من خیلی وقت‌ها تو دلم قربون صدقه اش میرم. بعد دیدم عمیق ترین دوست داشتن من اون وقت‌ها بوده که اصلا صدای من معلوم نبوده. مهم نبوده بشنوه اصلا صدای دوست داشتنم رو... یادم اومد یکی خیلی وقت پیش‌ها بهم می‌گفت که واقعی ترین دوست داشتن‌ها، سر و صدای خاصی نداره، جار زدن نداره، به دور از دیده شدن و شنیده شدن، همه چیز خیلی ساده و تو دلت اتفاق میفته. تو دوست داری کسی رو فقط برای خودِ خودش. </description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 18:54:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوپرایگو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D9%88-mniudlflsfct</link>
                <description>همه‌ی آدم ها سوپرایگو دارند، اما نام هاي متفاوتی مانند وجدان، وجدان گناه ، اخلاقیات و.. برای آن به کار می برند. مشخص ترین نشانه ی سوپرایگو، ندایی است که در سر افردا وجود دارد و نمی گذارد که اشتباه کنند و کار غیر قانونی یا غیر اخلاقی انجام دهند. حتی در موقعیت هایی که هیچ کس از انجام آن کار آگاه نیست ، موقعیت هایی که به انجام کاری وسوسه شده و کاری انجام می دهند که نباید انجام بدهند و یا کلا کاری انجام نمی دهند سوپرایگو فرد را از درون تنبیه می کند منظور از سوپرایگو دقیقا وجدان نیست یکی از تفاوت های اصلی این دو این است که در سوپرایگو گاهی اوقات فرد احساس گناه شدید یا احساسی مبهم مبتنی بر بد بودن می کند بدون آن که دلیل این احساسات را بداند تفاوت دیگر وقتی است که سوپرایگو گاهی اوقات کاملا مستقیم و به صراحت  در درون فرد حذف می زند و دستوراتی به او می دهد : زود باش کارها رو انجام بده یا دیگه شکلات نخور و گاهی اوقات بسیار تنبیه گر می شود :تو ادن پست و بی رحمی هستی، لیاقت دوستی و محبت هیچ کس را نداری》و.. و همه ی اینها روش های سوپرایگو برای تعلیم یا حملهٔ مستقیم از درون به فرد هستند.  از سوی دیگر از آن جا که این ندای درونی بسیار دردناک است سعی می شود تا به نحوی آن را در دیگران ایجاد کرد: دوستم آدم حساس و سردی است و همیشه در من احساس بدی ایجاد می کند》 سوپرایگو غالبا افراد را هدایت یا از انجام کاری باز می دارد که از آن آگاهی ندارند د شاید فقط از این آگاه باشند که یک اتفاق توضیح ناپذیر در درونشان ذر حال رخ دادن است 《نمی دانم چرا دوست ندارم به این مهمانی بروم》 سوپرایگو در این مواقع نامرئی است و متوجه نمی شویم که در حال تاثیر گذاشتن بر احساسات آرزوها و رفتارهای ما است.برداشتی از کتاب: 📕می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم _ ✍️نوشته ی بک سهی مترجم پریسا رجوند</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2024 17:41:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حذف کردن آدما</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%A7-tzi4obofuodh</link>
                <description>حذف كردن آدم هانه دردناك است نه ترسناك!فقط كافيست چشمانت را ببندى،تك تك لحظات بدى كه با حضورشان رقم زدند را يادت بياورى…فقط كافيست دست بكشى به سمت چپ سينه ات و از درد زخم هايى كه به قلبت زدند صورتت مچاله شودفقط كافيست ياد روزها و شب هايى بيفتىكه اشك مهمان صورتت بود و دليلش فقط همان آدم بود و بس!فقط كافيست ياد مهربانى هايى كه جوابش شد دل شكستن و پشيمانى بيفتى!حذف كردن آدم ها نه دردناك است نه ترسناك،فقط كمى دل و جرأت ميخواهد و يك حافظه قوى</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2024 21:02:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل لنفوسیت باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%84%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-hqhrynv0uq3s</link>
                <description>تا الان شده راجب ارتباط اعضای بدن با اتفاقات زندگی فکر کنی اینکه چقدر زندگیمون شبیه به کارایی بدنمون دیروز بعد از درس خوندن مبحث ایمنی  هر بخشی از اون مبحثُ به اتفاق های زندگی ربط دادم بعد ک همه مطالب ذهنمو کنار هم گذاشتم اینقدر قشنگ بود ک تصمیم گرفتم اینجا بنویسمش به زبان [خودمانی] مینویسم که درکش بهتر باشه..در واقع بدن ما از سه بخش دفاعی تشکیل شده بخش اول پوست و مخاط ک آنزیم داره[آنزیم ها نابود کنندن] بخش دوم پروتئین های مکمل [ میکروب میکشه] و بخش سوم لنفوسیت هاست ی سری میکروب ها هستن ک اگر در بخش اول دفاعی نابود نشن در بخش دوم حتما کشته میشن ولی ی سری میکروب ها هستن ک نه بخش اول میتونه جلوشونو بگیره نه بخش دوم برای همین لنفوسیت وارد عمل میشه ولی خب خیلی کند عمل میکنن بعد از دو هفته واکنش میدن نسبت به اون میکروب و خب باید فرد خوش شانس باشه ک تا اون دو هفته دووم بیاره برای همین میان واکسن میزنن در واقع واکسن ها میکروب های ضعیفی دارن و خب آسیبی نمیرسونه لنفوسیت ها زود یاد میگیرن کخ با اون چطور برخورد کنن و به محض اینکه ویروس زنده وارد بدن میشه حالا دیگه بلدن باهاش چطور برخورد کنند درواقع لنفوسیت خاطره به وجود میارن و بدن سریع تر میتونه اون ویروس نابود کنه حالا به این فکر کنید که اتفاقاتی ک واسه بقیه آدمای زندگیمون میوفته دقیقا مثل همون واکسن (میکروب ضعیف شده است) وقتی میبینیم چ اتفاق بدی واسه اون فرد افتاده ازش درس میگیریم این درس گرفتن مثل لنفوسیت خاطره است ما همیشه اینو تو ذهنمون میزاریم که اون فرد چه واکنشی نسبت به اتفاق بد داد چقدر طول کشید حال روحیش بهبود پیدا کرد چه کارهایی رو برای خوب شدت و جبران اون اتفاق انجام داد و .. حالا که ما کلی یاد گرفتیم بعد از مدتی که اون اتفاق برامون پیش افتاد حالا خیلی خوب بلدیم چطور واکنش بدیم [ لنفوسیت ها خوب جواب میدن ] میدونی نتیجه ی همه ی حرفام اینه که ما قراره نیست همه چیو تجربه کنیم گاهی اوقات باید مثل تماشاچی باشیم یا مثل ی عکاس از سوژه های نگذریم و با دقت نگاه کنیم و مثل ی دانش آموز دبستانی که ذوق یادگیری داره از هر اتفاقی یاد بگیریم..نگين احمدی 🕊</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2024 04:19:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای تو..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88-soks9leywdxm</link>
                <description>سيب اخر برا تو خنده اخر براتو بندري ويژش براتو اخرين تيكه پيتزا واسه تو موهيتو و نعناش واسه تو اين همه اي كاش برا منويزا و خارج برا تو اصن كل اروپا واسه تو فكر معقول و گل بي خارش واسه تو خالي پوچش واسه مناگه هندونه خوردي گله وسطش واسه تو اخر يخ در بهشتش واسه تو اصن هر چي شجريانه برا تو تيك تاك و زنگش براتو قلم و بومو اين همه رنگ واسه تو قشنگه نه؟تو برا تو دريا نهنگش برا تو ولي تو برا منته ديگه سيب زميني بود برا تو اگه نوني بود برشته بود برا تو زرشك پلو با مرغش برا توهمه تهران واسه تو اصن همه ايران واسه تونون زير كباب جوجه كباب اصن هر چي كباب واسه تو اونور خنك بالشت براتو موقع خواب اون پتو گلبافت هاش مال توچاقاله بادوم نوبرونش اومد واسه تو سيب زميني سرخ كرده با سس باربيكيو برا تو دله تنگش برا من جنگ و تفنگش برا منشهر قشنگش برا تو شيشه و سنگش واسه منكابل موزيك تو ماشين برا تو دريا و پرياش برا تو اسب و درشكش واسه تو گاري و گردش واسه تو همه بازي واسه تو شهر بازيش واسه توولي بمون بمون نرو منو بخونموقه خواب همه لالايي ها برا تو خواب هاي بد واسه من صبح كه پاشدي همه خنده هاش واسه تو بادصبا صبح و نسيمش واسه تواسمارتيز و هر چي پاستيل نوشابه اي واسه تو نون تست شده و نوتلا و اب پرتقالش واسه توسيب نيوتن مال من تو برا من تو زمستون گرميه ليوان چايم برا تو من چاهمو و راهش برا تو استوري لاوش برا توسبز ابيش برا تو هرچي زرد و تيرس واسه منراه صافش برا تو پيچ و شيبش برا من هواپيما قطارش برا تو صبر و انتظارش واسه من اصن هر چي كلوچه داغه واسه تو پرنده صداي قشنگش برا تو كوچش برا من♥️</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2024 20:43:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاب🎭</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8-pg2qy3idsqoz</link>
                <description>خدا گر پرده بردارد ز روي کار آدمــــــهاچه شاديها خورد بر هم چه چه بازيها شود رسوايکي خندد ز آبادی ، يکي گريد ز بربادييکي از جان کــند شادي، يکي از دل کـــند غوغاچه کاذب ها شود صادق، چه صادق ها شود کاذبچه عابد ها شود فاسق، چه فاسق ها شود ملاچه زشتي ها شود رنگين چه تلخي ها شود شيرينچه بالا ها رود پائين، چه سفلي ها شود علياعجب صبري خدا دارد که پرده بر نمي داردرزاق فانی✍️</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Mar 2024 17:48:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من از شما تشکر میکنم🌱</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-pamgxsagcvs0</link>
                <description>من از تمام آدم هایی که بوی عطر خوبشان را توی آسانسور جا می گذارند تشکر می کنم.از تمام انسان‌هایی که موقع برخورد با دیگران لبخند میزنند.از تمام کسانی که تو روزهای بارانی، دست همسر خود را موقع قدم زدن می گیرندیا همدیگر را بغل می کنند تشکر می کنم.همهٔ اینها باعث می شود شهر زیباتر شود. اصلاً هم خجالت ندارد ! شهر را با دلبری هایتان زیبا کنید. از تمام کسانی که تو خیابان آشغال نمی‌ریزند تشکر می کنم. آنهایی که به حیوانهای گرسنه غذا می دهند. با درختها و طبیعت،  با باد و باران،  با ستاره ها و ابرها حرف می زنند.کاشتن گل و گیاه را دوست دارند،رودخانه ها و دریاها را آلوده نمی کنند.تمام کسانی که تلاش می‌کنند با رفتارشون در جهت فرهنگ سازی برای دیگران الگو باشند تمام کسانی که ورزش می‌کنندکسانی که با کوچولوها مهربانند،   به پیرمردها و پیرزن ها احترام می گذارند.آنهایی که کتاب میخوانند و خواندن کتابهای مختلف را به همه توصیه می کنند.آنهایی که وجدان کاری دارند آنهایی که برای گسترش علم و دانش کوشا هستند.  کسانی که از خانواده‌ و دوستان و شاگردانشان حمایت می‌کنند؛و تلاش می‌کنند درست رفتار کنند.آنهایی که از جنگ متنفر هستند و به صلح و دوستی پایبندندآنهایی که از بیمارها مراقبت می کنند. آنهایی که مواظب یتیم ها وکودکان کار و بد سرپرستها هستند. آنهایی که تلاش می‌کنند مشکلی را حل کنند.کسایی که وجودشون سرشار از عشقه و حضورشون پر از انرژی مثبتهکسایی که با خوشحالی دیگران شاد میشوندخلاصهٔ کلام اینکه: انسان هستند و انسانیت را سرمشق خودشان قرار داده اند ...و.اگر کسی تا حالا از شما تشکر نکردهمن از همهٔ شما  تشکر می‌کنم که دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کنید. </description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Mar 2024 13:26:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واکنش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-xn4isgzqyr23</link>
                <description>زمانی که ما در شرایطی همچون تحقیر بی احترامی قرار میگیرم واکنش یکسانی نداریم عده ای به سرعت واکنش بد میدن و خیلی بدتر بی احترامی و حرف های غیر محترمانه میگویند و بر این باورن که اگر تو با من خوب باشی من با تو خوبم و اگر بد باشی من بدتر میشوم راستش من هم ۲ سال پیش بر این باور زندگی میکردم که به نظر من کاملا طبیعی است زیرا از بچگی به ما میگفتن اگر کسی در مدرسه تو را اذیت کرد تو نیز او را اذیت کن بعد ها که بزرگتر شدم با ادم های بیشتری معاشرت کردم رفتارهای مختلفی را دیدم کم کم که به خودم امدم و فکر کردم این قانون انعکاس که خودم ساختم خوب است اما نه همیشه وقتی فردی به من توهین کند و من به او در اینجا من هم ارزش شخصیت خودمو کم کردم چون کاری انجام دادم که به نظرم زشت است چند روز پیش وقتی داشتم پادکست جافکری گوش میکردم گوینده به نکته خوبی اشاره کرد{ما شبیه به چیزهایی میشویم که مدام میگوییم هرگز من اینطور نمی شوم زیرا انقدر ان ویرگی را درک کردیم و به ان فکر کردیم که شیبه ان میشویم. یهو به خودمون میایم میبینیم شبیه اونی شدیم که ازش بیزاریم دقیقا همون ادمی که توهین و بی احترامی میکنه . دوست من از تو میخوام این چرخه ادامه ندیم من همیشه در این شرایط که واقعا واسه من خوب بوده اول جایگاه اون فرد میبینم اگر واقعا حضورش در زندگی من پررنگ و صمیمی است اول دلیل جویا میشم و بعد با او مشکل حل میکنم ولی اگر فردی باشه که هیچ شناختی از من نداره و توهین میکنه من اینجا او را نادیده میگیرم و از خدا میخوام مشکلاتش هر چه سریع تر حل بشه بی تفاوتی در اینجا غوغا میکند دوست من ??</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Sep 2023 02:06:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرکز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-kgdjkpnvodfx</link>
                <description>اساسا فارغ از این که اتم های بدن تان کجا باشند شما همیشه جایی هستید که ذهن تان روی آن متمرکز شده است هر لحظه فقط یک بار رخ می دهد اگر توجه تان را آگاهانه متمرکز کنید طعم زندگی را بیشتر خواهید چشید وقتی که مسئله ی دریافت اطلاعات در میان است جدی، سخت گیر و دقیق باشید؛ دست کن به همان میزان که روی غذا یا داروی تان جدی سخت گیر و دقیق هستید.  چکیده ای از کتاب هنر خوب زندگی کردن?  اثری از رولف دوبلی✍️?</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 05:00:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-lekyyn0cnfhu</link>
                <description>زمانی که تصمیم گرفتم لایف استایلمو تغییر بدم طرز فکرمو تغییر بدم و حتی کوچکترین کارامو مثل روتین های روزانه شروع کردم ب نوشتن کلی هدف هدفهایی که هر سال هر ماه هر هفته باز مینوشتمشون ولی هیچوقت خطشون نزدم دقیقا بعد ی سال متوجه شدم که من آدم یهویی نیستم آدمی نیست که شب بخوابم صبح پاشم کلی تغییر کنم از طرز فکر بگیر تا روتین ها سعی کردم به جاش تعداد هدفامو کمتر کنم و هر روز فقط طبق اون هدف ها برنامه ریزی کنم مثلا اگه هدف من این بود که این ماه ۲تا کتاب بخونم در روز ۱۰ الی ۱۵ صفحه رو حداقل بخونم اومدم این هدف هارو بخش بخش کردم به اینکه برای رسیدن ب این هدف چه کارهایی رو باید انجام‌بدم از آسون شروع کردم بعد ها انگیزم بیشتر شد درست مثل باشگاه است شما نمیتونی اولین روز باشگاه دمبل ۱۵ کیلو بزنی با ۵ کیلو شروع میکنی و کم کم انگیزه ات برای نتیجه بهتر بیشتر میشه و بیشتر تلاش میکنی دقیقا تغییرو من اینطور توصیف میکنم.  وقتی قصد داری بری باشگاه تو هیجان داری میری بهترین لباسو میگیری بهترین کفشو میخری ولی وقتی میخای باشگاه رو شروع کنی میبینی همه ی ذوق و انگیزه انرژیت صرف تهیه وسایل بوده.. همه ی ما تقریبا تو زندگیمون پیش اومده وقتی قصد انجام کاریو داریم میخایم در اون زمینه بهترین وسایل داشته باشیم بهترین کتاب داشته باشیم بهترینارو داشته باشیم درصورتی که چقدر قشنگه که از صفر و از کمترین شروع کنیم و در مسیر پیشرفت به عنوان هدیه به خودمون بهترینو هدیه بدیم اگر ی چیزیو دوست فقط بلند شو و انجامش بده فردا این حسو دیگه نداری. دوست خوب من تو بهترین ورژن از خودت باش در هر شرایط و سعی کن چشماتو به تاریکی ها ببندی و به جلو بری که قطعا موفق ترینی.</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Aug 2023 08:00:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش چشم ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%87%D8%A7-pqgi4ashheb0</link>
                <description>آدم‌ها نیاز به چشم‌هایی دارند که آن ها را ببینند. ببینند، یعنی نگاه کند، یعنی بایستند و جدّی بگیرند. آدم‌ها به چشم‌هایی نیاز دارند که عامدانه متوقف بشوند روی آن‌ها، چشم‌هایی که جایی سر صبح، وسط روز، پیش از خواب یا حتی نیمه‌شب و پس از پریدن از یک کابوس آن‌ها را ببینند. آدم‌ها به چشم‌هایی نیاز دارند که آن‌ها را جدّی بگیرند؛ چشم‌هایی که آن‌ها را زیبا، مهم و قابل‌ستایش ببینند. آدم‌ها به چشم‌هایی نیاز دارند که دست آن‌ها را بگیرند وقتی ضعیف می شوند و به خودشان شک می کنند. آدم‌ها نیاز دارند در چشم‌های کس یا کسانی، قوی، زیبا، دوست داشتنی، ارزشمند و جایگزین‌ناپذیر باشند. آن وقت است که زندگیشان به معنای واقعی آغاز می‌شود. بدون این چشم‌ها، هر آدمی گم‌شده‌ای‌ است در برهوتی بی‌انتها. این چشم‌ها هستند که او را پیدا می‌کنند، به او خانه می‌دهند، او را می‌پوشانند و زیبایش می‌کنند.هر آدمی، نمردن را از تپش قلبش دارد و زندگی را از چشم‌هایی که به او می‌نگرند؛ چشم‌هایی که او را می‌بینند، دنبالش می‌گردند و همنشین‌اش می شوند. چه سخت است زندگی اگر این چشم‌ها نباشند و چه سخت است ترسِ از دست دادن این چشم‌ها.يادداشت دكتر محمود مقدسي</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jul 2023 15:31:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از محصولات پوستی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-k9yhfsjrnw9z</link>
                <description>سلام من نگینم خیلی برام ارزشمنده که داری تجربه منو میخونی .. من در استانه ۱۷ سالگیم و خب بیشتر ماها در این سن جوش های بدی میزنیم و متاسفانه این چیز هنوز در جامعه رواج نشده که جوش ی چیز طبیعی بلکه خیلی از ماها از جمله خود من اعتماد ب نفسم پایین اومده بود و همیشه حسرت پوست خوب میخوردم که  فضای مجازی این حسرت روز ب روز بیشتر میکرد و این ذهنیت برای من ساخت که زیبایی فقط در پوست خوبه..  ازمایش هم انجام دادم شروع کردم به تحقیق های زیاد از پیج های اینستاگرامی تا دوست و اشنا شروع کردم به زدن mask stick که فکر کنم تبلیغ شو دیده باشید تا ی مدت استفاده کردم برای من خوب بود به پوستمو تمیز میکرد و التهاب جوشارو کمتر. بخش غم انگیز اونجا بود که این ماسک تموم شد و من اونجا بود که فهمیدم این ماسک هیچ خاصیت درمانی نداشت و باعث شد که جوش های بیشتری بزنم بعد از اون  فوم سبوفارما  گرفتم و واقعا جوش هام کم شد اما چون در روز حداقل ۴ بار استفاده می کردم پوست چرب من تبدیل شده بود ب خشکترین پوست شروع کردم به زدن ماسک ورقه ای بیواکوا پوستمو نرم کرد اما بازم ماسک های ورقه ای کاملا درمانی نیستن و فقط واسه همون ۲ ساعت اول خوبه قبل از میکاپ باعث میشه نرم بشه و ارایش بهتر بشینه روی پوست ‫{برای من که اینطور بود} مرطوب کننده moisturizing از برند  my مرطوب کننده خوبیه البته فقط برای پوست خیلی خشک بعد از اینکه خشکی پوستم برطرف شد دیگه ازش استفاده نکردم چون پوست من چرب و باعث جوش شده بود . از فوم سبوفارما استفاده کردم اما این بار فقط ۲ بار استفاده میکردم شب و روز از تونر ویتامین c سی گل استفاده میکردم پوستم خوب شده بود اما هنوز جا داشت برای بهتر شدن کم کم مهر ماه شد از اونجایی ک من خیلی استرسیم [ در حال تلاشم که این ضعف حل کنم] شروع کردم ب جوش های زیاد زیاد از ضد جوش olivex کرم خوبی بود ب شرط اینکه پوست کاملا تمیز باش{به توصیه پزشک گرفتم} بعد استفاده بشه و گرنه جوش بیشتر میشد و از ضد افتاب میبلین استفاده کردم من راضی نبودم چون بافت چربی داره .. بعد از ی مدتی ک حجم درس ها زیاد شد من حتی دیگه تایم اینو نداشتم ک ب پوستم برسم اینقدر که خودمو غرق درس میکردم .. روز به روز بیشتر ناراحت بودم از اینکه پوست بدی دارم طوری که زنگ های تفریح ماسکمم در نمیووردم و در بیرون از مدرسه همیشه کرم پودر میزدم اخرای اسفند بود که به فیشیال رفتمتجربه من از اولین فیشیال: من فیشیال معمولی انجام دادم قشنگ انگار لایه ای از پوستم برداشته شده بود اما متاسفانه صورتم به شدت ملتهب شده بود و جای جوش باقی مونده بود از بیوتی تراپیست مشاوره گرفتم و به پیشنهاد اون ابرسان لافارر ضد جوش لافارر و ترمیم کننده لافارر و ضد آفتاب بی رنگ درماتیپیک  تهیه کردم و مداوم استفاده میکردم محصولات خوبی بود ضد جوش خیلی قوی نبود ترمیم کننده کاملا جای جوش ترمیم نمیکرد اما میشه گفت ابرسان لافارر واقعا یکی از بهترینااااست و واقعا پوستو شفاف میکنه و اصلا باعث کدری پوست نمیشه بافت نازکی داره و جوش نزدم. اما متاسفانه قیمت محصولات لافارر زیاد بود و من بعد از تموم شدن محصولات دیگه تهیه نکردم و از اونجایی که پوست من با این محصولات حالش خوب بود بعد از دو روز جوش ها زیادتر شد. شروع کردم ب استفاده از محصولات قبلی خودم شکلات خوردن محدود کردم سعی کردم نوشابه کمتر بخورم  رو بالشتی هر ۴ روز عوض میکردم و نمیزاشتم موهای سرم چرب بشه چون باعث جوش در پیشانی می شود جوش هام تقریبا درمان شدن اما جاش جوش ها باقی مونده بود خستم شده بود امتحانات هم شروع شده بودو من حسابی استرس داشتم بعد از امتحانات روتین پوستی خودمو شروع کردم اما متاسفانه فوم سبوفارما پیدا نکردم و فوم vitalayer استفاده کردم فوم خوبیه اصلا باعث خشکی نشد برای من. ابرسان زرد چوبه neutrogena  و از تونر سی گل بعد از فوم استفاده کردم و بعد از اون از ابرسان هر دو روز هم از ماسک ورقه ای استقاده کردم بعد از مدتی ب یک انلاین شاپ معتبر سرم ضد جوش بیواکوا سفارش دادم و روتین من شده بود فوم و فقط سرم میزدم پوستم چون پوست زمانی که چند محصول همزمان استفاده بشه باعث جوش بیشتر بشه پوستک واقعا خوب شده بود اما جوش های زیر پوستیم حالمو بد میکرد دوست داشتم پوستم کاملا صاف باشه نوبت فیشیال گرفتم این بار پیش ی بیوتی تراپیست دیگهاسید تراپی انجام دادم و الان از فوم نیتروزنا استفاده میکنم و از ضد جوش و همچنین ابرسان ان طبق گفته بیوتی تراپی شوینده هایی با براش سیلیکونی براش اونها مرطوب و باعث جمع شدن میکروب و قارچ میشه ..سرم های نظیر بیواکوا بد نیستن اما بیشتر انها فیک و زیاد خاصیت درمانی ندارن دوست من ؛ مثل من محصول عوض نکن چون اسیب خیلی زیادی ب پوست میزنه سعی کن از یک فرد متخصص کمک بگیری روتین منظمی داشته باش ازمایش. انجام بده و کمتر خودتو مقایسه کن که تو در هر شرایط بهترین نسخه از خودتی??‍♀️???</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 02:19:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-qbtlnzem8mzq</link>
                <description>غرقم میان کلمات بسیار نمی‌دانم چ بگویم که حالم خوب شود که به آن دلگرم باشم ک بگویم آری حال من مِن بعد خوب است بروم سرگرم کارهای نا تمام شوم آنقدر گشتم که پیدا نکردم نه جمله ای نه واژه ای و نه آدمی ک بگویم مشکلم را به او در آغوشم بگیرد بگوید عزیزمن خوب می‌شود کمی صبر کن بگویم و تا ابد در آغوشش بمانم ‌. هیچکدام را پیدا نکردم بیشتر که به خودم نگاه کردم بیشتر که‌ به‌ گذشته ام اندیشیدم شروع کرذم به نوشتن و داستان گفتن راجب خودم مثلا داستان لیوان و صاحب آن  لیوان زیبایی است که صاحبش خیلی آن را دوست دارد و هرگاه میشکست آن را چسب زخم میزد و یک بار دیگر به اون مینگرید آنقدر این کار را تکرار کرد که خسته اش شد نشست و دنبال اشتباهش بود هر چه بیشتر پی می‌برد و گذشته را مرور میگرد اشک هایش بیشتر می‌شد و فهمید که لیوان زیبایش را در کنار در ورودی گذاشته بود آنجا که مهمانان (انسان ها) بدون توجه به صاحب لیوان آن را میشکستند صاحب لیوان دلش را حسابی خالی کرد عصبانیت هایش را بر سر بقیه ظروف خالی کرد لیوان شکسته اش را در آغوش گرفت و همانطور که دستانش پر از خون شد تصمیم گرفت که لیوان را تا ابد در کنار خودش نگه دارد تصمیم گرفت مهربان باشد این بار با خودش با لیوان ارزشمندش لیوان شکسته دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود اما صاحب آن به خوبی میدانست که مهربانی تنها چیزی است که می‌تواند یک خشکی را به علفزار تبدیل کند او عشق ورزیدن را یاد گرفت صبور بودن را یاد گرفت و سعی کرد همیشه در این دوحالت باشد او هنوز امیدوار بود ک لیوانش به اولین روز برگردد چقدر من شبیه صاحب لیوان و قلبم مانند لیوان</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Mar 2023 01:29:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صبر و تلاش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91043727/%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-r1qqrd1srs0i</link>
                <description>تصور کن یه نهال بکاری بعد هی هرروز غرق آبش کنی که زودتر میوه بده .. میشه؟نه!یه سری چیزا توی زندگی زمان لازم دارن لازمه نهال ریشه کنه ، رشد کنه، کم کم بزرگتر شه،تا بتونه میوه بده ، و لازمه توی تمام این مدت صبورانه  مراقبش باشی و به وقتش، به اندازه ش بهش آب بدی. پس صبر داشته باش خواسته های بزرگ زندگیمون با استمرار و گذشت زمان مورد نیازشون به دست میان منظورم اینه که تلاشتو بکن، ولی سریع دست نکش از تلاش کردن اگر اولین بار نشد صبر کن و ی بار  دیگه امتحان کن چون اگه قرار نبود بشه هیچوقت فکرش به ذهنتون خطور نمی‌کرد ایمان داشته باش و صبر داشته باش.?نگين احمدی?</description>
                <category>نگین احمدی</category>
                <author>نگین احمدی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Sep 2022 00:39:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>