<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رمانسرای ایرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91177732</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:20:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>رمانسرای ایرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91177732</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نویسنده فانتزی نویس سادات.82 چگونه طی یک سال معروف شد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA82-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%B4%D8%AF-inohulefp7x7</link>
                <description>عکس فاطمه سادات هاشمی نسب | سادات.82یک سالی است که نویسنده حرفه ای فاطمه السادات هاشمی نسب ملقب به سادات.82 به شکل شگفت آوری در میان مخاطبان رمان های مجازی طرفدار پیدا کرده است، خانم هاشمی نسب تنها در ژانر فانتزی فعالیت کرده و به گفته خودش نمی‌تواند از جهان های تخیلی و ورای تصوری که در ذهنش وجود دارد دور شود. خانم سادات پیش‌تر قبل از معروف شدن خود سرگرم نوشتن رمان هایی با ژانر های پلیسی، جنایی و اجتماعی بود اما گویا توانایی خود را در نوشتن این ژانر ها محدود می‌دید. خانم سادات می‌گوید سال های اول نوشتن رمان به نظرم داستان هایم مشکل بزرگی داشتند، اما کسی متوجه نمیشد مشکل از کجاست. منتقد های زیادی رمان هایم را تحلیل کردند اما متاسفانه هیچکس متوجه نشد ضعف آن‌ها در ژانرشان است. روزی که برای اولین بار دست به نوشتن ژانر فانتزی زدم آن‌قدر در خود احساس خوبی داشتم که گفتم به حتم این ژانر اختصاصی من است، ژانر فانتزی چیزیه که من و ذهنم در آن بی‌نهایت هماهنگ هستیم.خانم سادات اولین رمانش را در سن یازده سالگی شروع کرد اما بخاطر انتقاد های زیاد و ضعف هایی که داشت نتوانست آن را ادامه بدهد و به مدت چهار سال رمان را رها کرد. او می‌گوید پس از چهار سال با یک جمله از معلم انشایش تحت تاثیر قرار گرفته و باز به نوشتن روی آورده است، زیرا همیشه انشاهایی می‌نوشته است که بیش از پنجاه صفحه بوده و همیشه دوستانش برای گوش دادن به آن‌ها مشتاق بود‌ه‌اند. رمان اولش دیگه نیستم نام دارد که خانم سادات معتقد است این رمان ضعف های بسیاری داشته اما حرف مهمی برای گفتن به مخاطبان دارد، در این رمان نویسنده به عشق میان خواهر و برادر در قالب یک زوج عاشقانه پرداخته است که خوانندگان رمان را بی نهایت شوکه و بهت زده کرده بود. هرچند رمان سطح خوبی دارد اما به گفته خانم سادات قبل از انتشار رسمی تردید داشته است که آیا این رمان لیاقت توجه بقیه را دارد یا نه، اما برای آنکه به بقیه نشان بدهد تلاش در یک مسیر چقدر مهم است رمان را با تمام کاستی هایش منتشر کرده و منتظر مانده است تا در سال های آتی ثمره تلاش هایش را همه ببینند. خانم هاشمی نسب می‌گوید نویسنده های تازه کار زیادی را دیده‌ام که در میان راه ناامید شدند، این کار را کردم تا نشان بدهم نباید ناامید شد و باید بی‌توقف ادامه داد.رمان اول او با چهار سال زمان به اتمام رسید و بلافاصله رمان پس از تردید را شروع کرد، رمانی در ژانر اجتماعی که در مورد یک دختر پولدار و بی خیال بود که با پسری فقیر و ساده آشنا می‌شود، در طول داستان دختر که اعتقادی به دین و خدا ندارد، به خاطر عشق به پسر داستان، خدا را باور می‌کند. خانم هاشمی نسب می گوید پدرم همیشه جمله ای سر زبانش بود و آن را بیان می‌کرد (هرچه دلم خواست نهان شد، هر چه خدا خواست همان شد) این جمله آن‌قدر برای من تکرار شده بود که روزی گفتم شاید نوشتن در مورد این جمله جالب باشد پس رمان &quot;پس از تردید&quot; را شروع کردم. پس از تردید فلسفه ای بلند بالا دارد که اکنون به چاپ رسیده و پنج سال از انتشار آن می‌گذرد. کتاب فروش بسیار خوبی داشت هرچند نویسنده می‌گوید سطح پس از تردید هنوز هم در حد مطلوبی که انتظارش را داشته نبوده است.رمان بعدی ایشون تقدیر خونین در ژانر جنایی و عصیانگر قرن است که هر دو رمان را باهم شروع کرد، تقدیر خونین روایت زندگی دختری پلیس است که معشوقه‌اش، برادرش را جلوی خودش سر می‌برد و حوادث بعد آن را روایت می‌کند، داستان آن‌قدر جذاب و عجیب پیش می‌رود که از نیمه رمان به بعد خواننده توان رهایی آن را ندارد. این نویسنده برعکس دیگر نویسنده ها ترسی از نوشتن صحنه های دلخراش و وحم‌انگیز ندارد، برای همان است که نوشته هایش بیشتر شبیه نویسنده های به نام خارجی همچون دارن شان است. از خون حراسی ندارد و این در داستان پلکان مرگش ثابت شده است. عکس فاطمه سادات هاشمی نسبسادات به گونه‌ای می‌نویسد که پایان داستان غیر قابل پیش‌بینی می‌شود، آن‌قدر که خواننده بی نهایت گیج و سردرگم است. رمان هایش مطلقا پایان شاد یا غمگینی ندارند، زیرا معتقد است او رمان را تنها تایپ می‌کند و اینکه چطور شخصیت‌ها داستان را جلو می‌برند دست او نیست، می‌گوید همراه شخصیت‌ها پیش می‌روم تا ببینم داستان به کجا می‌رسد.رمان بعدی او به گفته خود حرفه‌ای تر است و عصیانگر قرن نام دارد، عصیانگر قرن اولین رمان فانتزی اوست که او را بی نهایت به چالش کشید. صحنه های بزرگی داشت که سادات به سختی از پس آن ها بر آمد، تمام توان اش را برای رمان گذاشت و در آخر پس از انتشار رمان، باز خورد های بی نهایت مثبتی دریافت کرد. اگر شما طرفدار رمان های فانتزی و تخیلی باشید به حتم نام عصیانگر قرن را شنیده‌اید، رمانی با داستانی بی نهایت جدید و عجیب که شما را جذب می‌کند. روایت داستان از یک گرگ است، او نمی‌داند کیست، جنسیت ندارد و حتی خانواده خود را نمی‌شناسد. عصیانگر قرن اکنون در دو نسخه چاپی و مجازی در دسترس است و بازدید های چند صد هزاری آن روزانه رو به افزایش می‌باشد. در کانال های تلگرام همیشه سخن از عصیانگرقرن در میان است و به خصوص وقتی نویسنده در اینستاگرام خود اعلام کرد این رمان مجموعه ای سه گانه دارد، طرفداران بیشتری پیدا کرد. خانم هاشمی نسب همیشه برای اسم هایش فلسفه طولانی دارد، به گفته او کارول شخصیت رمان که یک گرگ است، نژاد خاصی دارد که تمام جهان از نژاد او می‌ترسند. ببرینه ها، نویسنده خود اختصاصی این نژاد جدید را برای رمانش خلق کرده است و می‌گوید برای اسم رمان به خصوصیات افرادی که در سال ببر به دنیا آمده بودند توجه کردم. عصیانگر خصوصیت این افراد است که قرنی را دگرگون می‌کنند.رمان پنجم خانم سادات، مجموعه رمان کابوس افعی است که با سرو صدای زیادی رو به رو شد. طرفداران عصیانگر قرن روز به روز بیشتر شده و به سوی صفحه کابوس افعی هجوم آوردند، در ظرف یک هفته اول، رمان به پنجاه هزار بازدید دست پیدا کرد و پس از گذشت دو ماه از تایپ بی وقفه آن، بیش از یک میلیون بازدید کسب کرد. به عنوان پر بازدیدترین رمان سایت نودهشتیا شناخته شد و خواننده هایش از تمام سنین جامعه آن را دنبال می‌کنند. در زمان تایپ آنلاین خواننده ها بی نهایت راضی بودند، یکی از خواننده ها می‌گفت آن‌قدر سرعت پارت گذاری رمان بالا بوده است که روزی نبوده نویسنده چهار پارت کمتر بگذارد. برای همان کابوس افعی تنها در هشت ماه با هزار و ششصد صفحه به اتمام رسید و در قالب پی دی اف فروشی منتشر شد. پس از اتمام جلد اول کابوس افعی و فروش بی نهایت آن بالغ بر چند میلیون نسخه، سادات می‌گوید: بی نهایت از شروع کردن این رمان می‌ترسیدم، کابوس افعی جهانی ورای تصور است، جهانی مستقل که من ساعت ها توی ذهنم درونش قدم می‌زدم. آوردنش روی برگه بی نهایت سخت بود و جدا خوشحالم که بالاخره موفق شدم. روز به رز تعریف های زیادی از رمان منتشر شد و صفحه های مجازی با هشتگ کابوس افعی پر شدند. کانال تلگرام این رمان با بیش از یک میلیون ممبر رکورد شکست و بازدید هایش از مرز صد میلیون گذر کرد. کابوس افعی به واقع رمانی شاهکار در ژانر فانتزی به حساب می‌آید، آن‌قدر که خواننده ها می‌گویند کابوس افعی رمانی است که به طور قطع اگر در خارج از کشور منتشر شود از هری پاتر و آواتار نیز برتر خواهد بود. نویسنده نیز اعلام کرده در سال های آتی قصد چاپ کتاب با انتشارات باژ و قدیانی را دارد و اگر امکانش باشد می‌خواهد کتاب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده و راهی بازار خارج از کشور کند. خانم هاشمی نسب به حتم یکی از نویسندگان بزرگ آینده کشورمان در ژانر فانتزی است، ایشون هم اکنون در انجمن کافه نویسندگان نماینده نویسندگان انجمن است و آموزش اختصاصی نوشتن رمان‌های حرفه ای را تدریس می‌کند. خانم سادات می‌گوید برای تایپ کابوس افعی آن‌قدر با شخصت ها ارتباط گرفته ام که گاهی آن‌ها را واقعی تصور می‌کنم و برایم سخت است باور کنم تنها در خیال من زنده‌اند.ویژگی خاصی که رمان های شاهکار این نویسنده دارند، خلق جهان های جدید و موجودا اختصاصی در جهان رمان است، رمان های ایشون همیشه حرفی برای گفتن دارند و موجودات جدیدی معرفی می‌کنند. کابوس افعی جهان جدیدی به نام حومورا را نشان شما می‌دهد که در آن اژدهایان یک سوم مخلوقات را تشکیل می‌دهند، اژدهایان همچون انسان ها در این دنیا با رنگ هایشان جدا می‌شوند و طبق عناصرشان قدرت های یخ، آب و رعد و... را دارند، گونه های دیگر در کنار اژدهایان شامل نینفو ها، لیتلی ها، درافیل ها و هیدر ها هستند که همه آن‌قدر واضح و دقیق توصیف شده‌اند که به آسانی می‌توانید آن‌ها را ببینید. خواننده‌ها می‌گوید کابوس افعی تنها یک رمان فانتزی نیست، رمانی است که بیش از انتظار واقعی به نظر می‌آید. معیار های یک رمان فانتزی خوب که هر خواننده‌ای انتظارش دارد را شکسته و معیار های جدیدی ساخته است. خارج از خلق موجودات جدید که سبک ویژه نویسنده است، نوع نگارش رمان ها و نوع قلم ایشون، به شکل حیرت‌آوری مورد توجه قرار گرفته است. خانم هاشمی نسب دو زاویه دید سوم شخص و اول شخص را با یکدیگر ترکیب کرده است. به گونه‌ای که راوی در رمان پرسه می‌زند، سرک می‌کشد و راحت اظهار نظر می کند. این نوع نگارش بی سابقه است و باعث شده خواننده ها به آسانی با رمان ارتباط بگیرند. این نویسنده برای تقویت قلم خود داستان های زیادی نوشته است که شیشه شکسته در ژانر تراژدی سر و صدای زیادی کرد، شیشه شکسته روایتی از دختری بود که به اجبار ازدواج کرد و بعد ها متوجه علاقه بین شوهر و خواهرش شد. این داستان هم اکنون توسط انتشارات ماهواره به چاپ رسیده است. داستان بعدی ماژور نام دارد که در ژانر روانشناختی منتشر شد. داستان ماژور بی نهایت عجیب است، شخصیت یک دیوانه است که اصرار دارد مردم دیگر در خواب فرو رفته‌اند و کنترل می‌شوند، او می‌گوید دیوانه ها بیدار شده‌اند و برای همان مردم دیگر آن‌ها را دیوانه می‌بینند، باید داستان را بخوانید تا متوجه عمق موضوع شوید، جدا دیدگاه جالبی دارد. داستان معروف دیگر این نویسنده خوش قلم و بزرگ، داستان پلکان مرگ در ژانر ترسناک است که بی‌نهایت مورد استقبال خوانندگان مجازی قرار گرفت. داستان به قدری ترسناک بود که خواننده‌ها می‌گفتند تا چند هفته بعد تحت تاثیر جو داستان بوده‌اند. داستان در مورد یک خانه ویلایی است که جنی در آن بچه ها را می‌خورد و سوم شخص داستان آن‌قدر زیبا آن را روایت کرده است که گویی شما همان لحظه که جن دست و پاهای پسر بچه را با اشتیاق می‌جود، آنجا ایستاده‌اید. داستان جدید و تازه‌ای که نویسنده نوشته است نیز سهو سحر نام دارد که در ژانر فانتزی و در مورد ایران باستان است، جهانی پر از جادو که به واقعیت ایران باستان باز می‌گردد. جالبی نوشته های ایشون این است که واقعیت و تخیلی را ادغام می‌کند و برای همان نمی‌توان فهمید در داستان هایش چه چیز واقعی و چه چیز خیالی است. به امید انکه روزی کتاب هایشان در خارج از کشور سرو صدا کنند و به عنوان یک نویسنده فانتزی نویس ایرانی در کل جهان شناخته شوند.اینستاگرام نویسنده: Sadat_fantasyشماره تماس نویسنده جهت خرید نسخه مجازی کابوس افعی در تمام برنامه های خارجی و داخلی: 09134559255</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 10:31:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسترن اکبریان نویسنده ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-ac415m6vrcbq</link>
                <description>همه چیز در رابطه با مسیر نویسندگی نسترن اکبریاناین روز ها نسترن اکبریان با نام اختصاری (n.a25) آثار (رمان های) محبوبی منتشر کرده است که با بازخورد و بازدید غیر قابل باور از سوی خوانندگان در تمامی سنین مواجه شده است. نسترن اکبریان متولد بیست و پنجم خرداد سال هزار و سیصد و هشتاد و سه است. آثار و سبک ادبیاتی این نویسنده جوان، برای بسیاری غیرقابل باور و قابل تحسین است.عکس های نسترن اکبریاننسترن اکبریان با نوزده سال سن، موفق به چاپ سه کتاب و انتشار چندین اثر در فضای مجازیست و جالب آن است که تمامی آثار او، از جمله رمان بلند (بارش آفتاب) با سیل انبوه خوانندگان ادر تمامی رنج سنی و اقشار مختلف جامعه، مواجه شده است.بارش آفتاب، کتابی که در سال اخیر موفق به کسب بالاترین امتیاز و بازدید میلیونی در سایت نودهشتیا شد، از انگشت شمار کتاب هاییست که قبل از مرگ باید خواندش. رمان بارش آفتاب یک روایت ساده از زندگی دختریست که درگیر با خانواده سخت مذهب خود، درگیر مشکلات اجتماعی شده و راه درست را گم میکند. بازگشت او سمت خدا، عشق و رهایی از بند حجابِ اجباری، روی آوردن او با میل باطنی به حجاب، از جمله مواردیست که در این کتاب به آن اشاره شده است. نسترن اکبریان این کتاب را به عنوان اولین اثر خود که با تمرکز نوشته است معرفی و در سال 1398 شروع به نگارش آن کرد. این کتاب در سال 1400 به چاپ رسید و هنوز که هنوزه، آوازه اش گوش به گوش می چرخد.عکس های نسترن اکبریاننسترن اکبریان نویسندگی را در سن 13 سالگی آغاز و در تمام دوران تحصیلی انشا ها و نوشته هایش مورد توجه دبیر های ادبیاتی قرار داشت چنانچه در چندین دوره از مسابقات صاحب کسب رتبه شد و آن زمان بود که خواست نوشتن را جدی بگیرد. او نویسندگی رمان را با رمانی به نام (مشکلات تلخ بدون میم) و رمان (باجه موذی گری) آغاز کرد. وی که در سن کم شاید نا آشنا تر به فضای نویسندگی غنی بود؛ اما باز هم موفق به اتمام این دو اثر در دوران دبیرستان شد. این دو اثر هر چند خام نیز آنچنان بازدید و مخاطبی به خود گرفت که در سبک نوشتاری خودشان، یعنی رمان های طنز و پلیسی، جایگاه ویژه ای کسب کردند.نسترن اکبریاناو سال 1398 برای انتشار و نوشتن آثار جدیدش به انجمن نودهشتیا وارد شد. فعالیت مستمر و تلاش این نویسنده فعال به قدری بالا گرفت که در ماه های ابتدایی حضورش در نودهشتیا، او منصوب به مقام مدیر یخش منتقدان این انجمن نویسندگی شد. اگر از خودش پرسید، پله های ابتدایی ترقی و پیشرفتش را از همان دوران میداند که علاوه بر نوشتن، مشغول به نقد آثار دیگر نویسندگان شده بود. او با دقت و جدیت میکوشید تا آثار همکارانش را به درستی نقد و تمامی مشکلات را به آنها گوشزد کند. او در نقد آثار به مرحله ای رسید که دیگر مدیران و کاربران این سایت، بابت نقد شدن رمانشان توسط این نویسنده هفته ها منتظر می ماندند.شخصیت این نویسنده به گونه ایست که دوست داشت در هر کاری، بهترین باشد. بهترینِ نقد؛ بهترینِ نوشتن! همان که او سخت درگیر آموزش نکات و قواعد بود، باعث شد آثر سوم این نویسنده، یعنی رمان بارش آفتاب، با قلمی قوی و یک چیز نظیر نود درصد قوی تر از دیگر آثارش منتشر شود. البته نا گفته نماند که در همان سال ها، ابتدای سال 1398 تا سال 1399 وی نوشتن رمان را نیم سالی به تعویق انداخت و مشغول به نوشتن داستان های کوتاه شد... چندین داستان کوتاه با موضوعات اجتماعی را برای خودش دیکته کرد و چهار_پنج داستان اجتماعی را طی نیم سال به پایان رساند.عکس های نسترن اکبریانکشمکش در رمان های نسترن اکبریان، نکته کلیدی و نفسگیر قلم اوست. او آنچنان با مهارت کشمکش داستان را پیش میبرد که خواننده لحظه ای نتواند کتاب را زمین بگذارد و گذر زمان را با نوشته هایش از خواننده می دزدد. پرداختن عمیق به شخصیت ها و فضای رمان از دیگر مهارت های اوست؛ به آن شکل که پس از اتمام رمان، خواننده ای که خود را در فضای رمان جای داده بود، از اتمام رمان دلگیر و انگار حس شناخت به شخصیت ها پیدا کرده باشد، برای چندمین بار هم کتاب را میخواند.رمان بارش آفتاببارش آفتاب از همان هفته اول انتشارش به صد ها هزار بازدید و مخاطب در تمامی رنج سنی دست یافت و با رضایت 95% درصدی مواجه شد. به طوری که یک نوجوان، هم نظر با یک پیرزن سالخورده در رابطه با این رمان بودند.رمان بارش آفتاب با دو اثر قبلی این نویسنده بسیار متفاوت بود. هم از نظر نثر و هم از نظر موضوع، در کتاب بارش آفتاب خبری از طنز نبود، خبری از اتفاقات ساده و گذشتن های بی جهت نبود. بارش آفتاب به ساده ترین شکل افراط مذهبی را نهی و حجاب را در نظر خواننده عزیز دانست.نسترن اکبریاننسترن اکبریان در کتاب بارش آفتاب از سبک ادبیاتی کهن و نثر معیار استفاده کرده است که پیچش کلمات و جمله های ناب این نویسنده، دیگر وجه تمایزیست که رمان بارش آفتاب و دیگر آثار او را فریبنده کرده است.کتاب معوقهاولین اثر چاپی نسترن اکبریان، کتاب معوقه است. کتاب معوقه شامل همان چهار داستانیست که او در مسیر تقویت قلمش به زیبایی نقش زد و هر چهار داستان را در قالب یک کتاب مجموعه، به چاپ رساند. داستان کوتاه ققنوس مرگ، داستان کوتاه جنایت، داستان محترق و معوقه چهار اثر تشکیل دهنده این کتاب هستند که در ادامه به معرفی موضوع آنها خواهیم پرداخت.بعد از اتمام بارش آفتاب، این نویسنده پر تلاش اما بی کار ننشست، او در همان نودهشتیا که حال منصوب به مدیریت کل سایت شده بود، استارت نوشتن چند رمان را به طور همزمان زد. رمان های استیصال، مخمور شب، تیر و تجسد!رمان استیصالچند ماهی از انتشار پر شور بارش آفتاب نگذشته بود که بمب دیگری به نام استیصال، در میان خوانندگان به صدا در آمد. رمان استیصال دیگر اثر محبوب این نویسنده رقم خورد که در روز های ابتدایی انتشارش، بازدید بالای صد هزارش، همه را متعجب کرد. رمان استیصال که موضوع اصلی اش در رابطه با برخورد با یک بیمار روانی بود، بسیار مورد استقبال واقع شد و فضای عاشقانه آرام و تنش های خانوادگی اش برای بسیاری ملموس و زیبا بود. رمان استیصال در همان ماه های ابتدایی انتشارش، در سال 1401 توسط انتشارات مورد تایید و در دست چاپ قرار گرفت.رمان مخمور شبرمان مخمور شب، به گفته نسترن اکبریان اثر بعدی اوست و درحالِ تکمیل این رمان درحال نگارشش است. این رمان نیز همانند به رمان های بارش آفتاب و استیصال، موضوع خاص و جذابی را در بر گرفته است. این نویسنده توانمند و خوش قلم، در این کتاب به روایت عدم توجه والیدن و اعتیاد در قالب یک داستان عاشقانه ناب پرداخته است. شخصیت های ضد و نقیض داستان، فضای قابل لمس و قلم منحصر به فرد این نویسنده، مخمور شب را به یک رمان خواندنی و جذاب بدل کرده است.عکس نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زادهدوستی و صمیمیت او با دیگر نویسنده نامی در سبک رمان ایرانی، فاطمه عیسی زاده موجب شد این دو نویسنده یک اثر مشترک را به نام تجسد شروع به نگارش کنند. نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده که در دوره مدیریت انجمن نودهشتیا با یکدیگر آشنا و صمیمی شده بودند هر دو، نویسنده های خوش قلم و پر تلاش هستند؛ اما یکی طنز نویس و دیگری اجتماعی پرداز! به حتم ترکیب طنز حرفه ای با موضوعات اجتماعیِ ناب میتواند بی نظیر باشد، درست همانطور که رمان تجسد، در همان روز های ابتدای تایپش در انجمن نودهشتیا، به آنچنان محبوبیتی رسید که صدر بازدید ها و به طور اختصاصی از کانال تلگرامی این انجمن پارت گذاری شد.رمان تجسدترکیب قلم این دو نویسنده، به مزاج خوانندگان خوش نشست و تجسد، اولین اثر مشترک نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده، با ژانر اجتماعی، عاشقانه، طنز نوشته شد. موضوع این رمان پرونده قتلی بود که هیچ پایه و اساسی نداشت. نه قاتل بود و نه حتی مضنون به قتل! همه چیز از گزارش بوی تعفن از یک خانه آغاز و پایانش، به دست دو راوی کتاب، یعنی روان پزشکی به نام پژمان و الوند، بازپرس پرونده خارج از انتظار رقم خورد.طنز شیرین آمیخته به فضا و شخصیت های کتاب، عاملی افزون بر موضوع جذاب و کم نظیرش، معمای داستان را گره و خواندنش را همراه لذت برای خوانندگان رقم زد.رمان نبش قبرشروع این همکاری پایانش با رمان تجسد نبود. استقبال گسترده خوانندگان از تجسد موجب شد این دو نویسنده، طرح نوشتن رمان دیگری را بریزند. رمان نبش قبر، اثر بعدی و مشترک نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده در سال 1401 در دست نگارش قرار گرفت و همچنان نظریه ای در رابطه با تاریخ انتشارش موجود نیست.نسترن اکبریان پس از بارش آفتاب همراه با رمان استیصال، یک پروژه باز دیگر به نام تیر داشت. رمان تیر بر خلاف دیگر رمان های این نویسنده که در انجمن نودهشتیا نوشته شده بودند، در فضای کانال تلگرامی اش به نگارش در آمد و در مدت کمتر از یک ماه، کانال این نویسنده به بیست هزار مخاطب دست یافت. بیست هزار خواننده ای که همگی شیفته و دنبال کننده لحظه به لحظه رمان تیر بودند!اطلاع دقیقی از علت متوقف شدن روند پارت گذاری رمان جذاب و پر هیجان تیر دردسترس نیست، نسترن اکبریان نیز از وقفه نیم ساله ای که برای پارت گذاری این رمان اتفاق افتاده است چیزی نگفته اما وی در صفحه های رسمی خود اعلام کرده است به زودی، فایل کامل این رمان منتشر خواهد شد و از مخاطب های در انتظارِ ادامه داستان، عذر خواهی کرده است.ادامه دارد...صفحه اینستاگرام نویسنده: nastaran.akbariyanشماره تماس کاری او جهت سفارش کتاب ها در تمامی پیام رسان های داخلی و خارجی: 09388382904</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 09:24:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپلیکیشن برترین رمان های ایران | رمان سرای ایرانی | برنامه دانلود رمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-a0y2exrrthg0</link>
                <description>بهترین اپلیکیشن دانلود رمان های ایرانی در ایران راهندازی شدامکان دانلود رمان با فرمت pdfامکان مطالعه انلاین رمانفروشگاه خرید برترین رمان های کمیاببهترین رمان های درحال تایپ را قبل از چاپ با نودهشتیا بخوانیدلینک دانلود مستقیم</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 17:30:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین رمان های جهان | رمان ایرانی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-xz5hfe1opkzl</link>
                <description>رمان بارش آفتاباین رمان در راستای حمایت از دختران ایرانی که در خوانواده های سخت مذهب دچار حجاب اجباری شده اند به تالیف در امده. همچنین در این رمان هرگونه افراط چه در رابطه با حجاب، چه حمایت از قشر طلبه نوشته شده و خواندنش به تمامی دختران ایران توصیه میشود!خشم! چیزی که عجین شده با خاطراتم بود و طعم سیلی و لگد هایی که مزاجم را یاد آور مزه گس درد می‌ساخت، تاریخ دوباره تکرار شده و این‌بار به جای پدر، پارسا در نقس ازرائیل نشسته بود. پارسایی که فکر میکردم شاید با بقیه فرق دارد و دستش مرا از باتلاقی که پدر ساخته بود نجات دهد…پاهایش مجالی برای نفس کشیدن به تن ضعیفم نمی‌داد و آن‌جایی فرو ریختم که دست هایش نیز به میدان آمد، آمد تا مُهر بی آبرویی را به دامانم بزند و نمی‌دانم چرا کلمه “بابا” لحظه‌ای از هق- هق هایم دور نمی‌شد.او می‌خواست قبل مرگ شکنجه ای هم به روی ظلم دیده ام بنشاند و نابودی که پدر در ایفایش موفق نبود، با شدت بیشتری به جانم بزند.صدای فریاد هایش و ضربه های بی انتهایش مرا هر لحظه به ویرانی نزدیک تر می‌کرد. صدای آشنایِ منفورش که به گوشم رسید، به راستی که در هم شکستم و با خود گفتم تمام شد… پایان راه من نیز این گونه بود!–  چیه فکر کردی این‌بار هم می‌تونی فرار کنی؟ چند بار من رو سر تابوندی تو؟ یک ذره بچه چی با خودت تصور کردی که من میشم شاهزاده سوار به اسبت؟!رمان استیصالکتاب‌ها را دانه- دانه در دست گرفت و با پرت کردنشان بر تختم، با صدای بلندی فریاد کشید:– کدومشونه هان؟ توی کدوم یکی از این کوفتی‌ها این داستان‌هایی که سر هم می‌کنی نوشته شده؟جلد کتابی که به نظر یک رمان جنایی می آمد را به ضرب پاره کرد و با پرت کردنش در صورتم، مجدد فریادش را بالا برد:– توی این نوشته من خواهر نداشتت رو کشتم یا این یکی؟ دیوونه کردی حوا! خودت دیوونه‌ای همه رو دیوونه کردی! اون بدبخت‌ها رو ببین؛ ببینشون! ببین چه‌طور دست و پاشون رو لرز انداختی!اشاره‌اش به پدر و مادری بود که با ترس در آستانه اتاق حرکات دیوانه‌وار امیر را نگاه می‌کردند؛ شوخی بود، خواب بود یا رویا نمی‌دانم، اما هر چه که بود نمی‌توانست حقیقت داشته باشد، چگونه می‌توانست همه چیز را سر من خراب کند و کسی حرفی به او نزد؟نمی‌دانستم چه کنم، چه بگویم، اصلا لازم بود حرفی بزنم و یا تنها باید به سناریوی مقابلم بی‌صدا نگاه می‌کردم؟ حقیقت نداشت، آن‌قدر هم نبود دیگر، در آن حد هم نمی‌توانست وقیح باشد که در حضور پدر و مادرم مرا دیوانه بخواند و آن‌ها… آن‌ها آن‌قدر بی‌تفاوت نبودند که سکوت کنند! پاهایم لرز گرفته بود اما امیر قصد نداشت دست از بازی کردن آن سکانس کذایی بردارد! کمر بسته بود که امروز واقعا مرا دیوانه کند…رمان سرباز انتقامتوی اتوبوس در حال انفجار از مسافر نشسته بودم و با گوشه ی پایینی مقنه ی مشکیام تند – تند خودم را باد می زدم. چشمم به در عقب اتوبوس مانده بود و تخمین میزدم این در چقدر دیگر تحمل می کند! هر آن احتمال می دادم در باز و زن های جیغجیغوی چسبیده به آن روی زمین املت شوند.توی سرم فکرهایم را باال و پایین کردم تا یک داستان واقعی پیدا کنم که وقتی به خانهرسیدم، برای مامان تعریف کنم. چیز خاصی برای تعریف کردن نداشتم، خودم را بهبیخیالی زدم. به دروغ در نگاه اول اعتقاد عجیبی داشتم! )یعنی اصال تا مامان را میدیدم دروغ به صورت خود جوش خودش می آمد.(به صندلی پالستیکی سفت اتوبوس تکیه داده و به صورت دختر سانتال – مانتلی کهجلوم نشسته بود، خیره شدم. کار همیشگی ام را از سر گرفتم:آنقدر نگاهش کردم که نگاه او هم متوجه من شد، حاال وقتش بود… نافذ تر به چشمهایش زل زدم و دستم را آرام – آرام به سمت لب هایم بردم و چند بار رویش کشیدم،انگار که می خواستم به او بفهمانم دور لبانش کثیف است.دختر از همه جا بی خبر هم متقاعد از من الگو گرفت و چندین بار روی لب هایشدست کشید، در اثر این حرکت رژ لب قرمزش که اغراق امیز به لب هایش کشیده بودتا گونه اش مالیده شد.رمان طنین افتاده در ثمیننزدیکی های اولگا که مشغول سیر کردن شکم خودش بود به تنه‌ی قطور درختی که پیر بودن از شاخه به شاخه ش مشهود بود، تکیه دادم و عقده گشایی کردم:-همین مرغی که داری نوش جان می کنی، می دونی برای من چقدر تموم می شه؟ ماجان دونه به دونه موهای سیبیلم رو با موچین می کنه! وایی از درد کتک با اون جارو دسته بلند ها و شب خوابیدن توی طویله نگم برات که اشتهات کور می شه. چند هفته پیش که از مرغ های حشمت خان برات آوردم رو یادت میاد…؟به سختی دامن بلند و سنگینم رو با دست بالا نگه داشتم و شلوار ته کشم رو تا زانو بالا دادم. پاهای سفید و کشیده‌م که از ضربات ماجان جای _ جای ساقش کبود و خون مرده بود بیرون افتاد و ادامه دادم…:-ماجان با دسته مگس کش اونقدر زدتم که خسته شد، روی کرسی نشست و وقتی خستگیش در رفت دوباره پاشد باسنم رو مستفیض کرد…سعی کردم دامنم رو بالا تر بدم تا باسن کبود شدم رو هم به اولگا نشون بدم که چین های زیادش یاریم نکرد و موفق به نشون دادن نشدم…با ناخن موهای بلندم رو که به خاطر اصطحکاک روسری بزرگ و سربند با سرم به خارش افتاده بود، خاروندم و گفتم:-بعد اینکه یه دل سیر کتکم زد من هم از لجم گفتم: اصلا دردم نیومد که!می خواست دوباره بزنتما! ولی انقدر برای کتک زدنم انرژی مصرف کرده بود که تا شب خوابید.-چرا عوض مرغ دزدی، شکار نمی کنی؟همون طور که خم شدم تا بند چکمه‌ی بلندم رو ببندم که سوغات شهر بود جواب دادم:</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 11:54:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین رمان های عاشقانه در سال 1400 با قلم قوی و موضوع جذاب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1400-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-awcg7mtwfzya</link>
                <description>بهترین رمان های عاشقانه جدیدبهترین رمان های عاشقانه در سال 1400 با قلم قوی و موضوع جذابرمان هایی که سطح قلم قوی داشته باشند، پس از مدت کوتاهی، حسابی میان کاربران و خوانندگان رمان غوغا به پا می‌کنند.اینکه یک رمان بازخورد های قابل توجهی داشته باشد و بتواند نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کند حتما یکی از بهترین رمان هاست.بهترین رمان های بروز می‌توانند رمان‌هایی باشند،  که اغلب چند بار نامشان را از زبان اطرافیان شنیده‌ایم و این موضوع قابل درک است که با رضایت از آنها نام می‌برند و به ما نیز پیشنهاد میدهدند که آن  ها را بخوانیم و یا دنبال کنیم.با توجه به آثار نویسنده های خوب و با سطح قلم قوی می‌توان گفت رمان های بسیاری در سال 1400 نوشته شده و مورد توجه خوانندگان قرار گرفته است.رمان بارش افتاب اثر نسترن اکبریانرمان طنین افتاده در ثمین اثر فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان جرزن از نازنین محمدحسینیرمان مخمور شب اثر نسترن اکبریانرمان منشوری اثر فاطمه عیسی زاده مهتارمان استیصال اثر نسترن اکبریانرمان نجیب بی ابرو اثر هاله نژاد صاحبیرمان تجسد اثر فاطمه عیسی زاد و نسترن اکبریانرمان شاه مقصود اثر ریحانه کیامریرمان نبش قبر اثر نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زادهرمان کابوس افعی اثر فاطمه سادات هاشمی نسب</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 11:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 10 رمان عاشقانه پرطرفدار | بهترین رمان های ایرانی و جدید اپدیت سال 1401</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-10-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1401-x6qbtizu0nsj</link>
                <description>بهترین رمان های عاشقانه ایرانیبهترین رمان های عاشقانه در سال 1400 با قلم قوی و موضوع جذابرمان هایی که سطح قلم قوی داشته باشند، پس از مدت کوتاهی، حسابی میان کاربران و خوانندگان رمان غوغا به پا می‌کنند.اینکه یک رمان بازخورد های قابل توجهی داشته باشد و بتواند نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کند حتما یکی از بهترین رمان هاست.بهترین رمان های بروز می‌توانند رمان‌هایی باشند،  که اغلب چند بار نامشان را از زبان اطرافیان شنیده‌ایم و این موضوع قابل درک است که با رضایت از آنها نام می‌برند و به ما نیز پیشنهاد میدهدند که آن  ها را بخوانیم و یا دنبال کنیم.با توجه به آثار نویسنده های خوب و با سطح قلم قوی می‌توان گفت رمان های بسیاری در سال 1400 نوشته شده و مورد توجه خوانندگان قرار گرفته است.چک لیست معرفی 10 رمان عاشقانه جدید در دسته ایرانیمی‌خواهیم به شما بهترین رمان های عاشقانه ایرانی جدید را معرفی کنیم که از خواندنشان لذت می‌برید! رمان مخمور شب از نسترن اکبریانرمان نبش قبر اثر مشترک نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان گناهکار اثر فرشته تات شهدوسترمان بارش آفتاب از نسترن اکبریانرمان منشوری از فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان دالان بهشترمان سیگار شکلاتی از هما پور اصفهانیرمان استیصال از نسترن اکبریانرمان تجسد اثر مشترک فاطمه عیسی زاده(مهتا) و نسترن اکبریانرمان طنین افتاده در ثمین از فاطمه عیسی زاده(معتا)</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 11:29:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان عاشقانه معروف | پنج رمان برتر عاشقانه که باید بخوانیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-iz0isnus8xhz</link>
                <description>بهترین رمان های ایرانیدر باب «عشق» همین بس که خواجه‌ی شاعر، حافظ شیرازی، گفته است «از هر زبان که می‌شنوم، نامکرر است». مهم‌ترین دلیل این طراوت و تازگی داستان‌های عاشقانه را می‌توان در همین خصلت عشق دانست. بی‌شک درآمیختگی این احساس با وجوه مختلف آدمی، هر بار اتفاق و حادثه‌ای نو را رقم خواهد زد. خواندن داستان‌های مختلف به ما کمک می‌کند تا زندگی‌های متفاوتی را تجربه کنیم. کتاب را که برمی‌داری، خود، قهرمان داستان خواهی بود. در جای‌جای آن، میان اتفاق‌های با ربط و بی‌ربطی که نویسنده رقم‌زده است، خودت را جای شخصیت اصلی ماجرا می‌گذاری و او را تایید می‌کنی و یا راه‌های دیگری را که پیش پایش بوده و ندیده است، برای خودت برمی‌شماری. داستان‌های عاشقانه هم همین خصوصیت را دارند و البته چون با روح آدمیزاد درآمیخته‌اند، هر بار جلوه‌هایی نو رو می‌کنند. خواندن این ماجراها ما را به دنیای خیال می‌برد و لحظات و دقایقی فارغ از زندگی خود می‌کند. اگر اهل خواندن رمان هستید و احتمالا از عشق و عاشقی‌های نوشته‌شده و آن احوال خاص خوشتان می‌آید، با ما همراه شوید که در این یادداشت قصد داریم به معرفی چند نمونه‌ی پرمخاطب رمان های عاشقانه ایرانی بپردازیم.پیشنهاد می‌کنیم اگر به ژانر رمان‌ عاشقانه علاقه دارید، رمان های زیر را مطالعه کنید در یادداشت زیر 5 رمان عاشقانه را معرفی کردیم: رمان مخمور شبرمان یدک کشرمان منشوریرمان نبش قبررمان ونتوری</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 11:17:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان های پرطرفدار pdf | دانلود رمان | بهترین رمان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1-pdf-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-umvss4v7bzog</link>
                <description>رمان های پر طرفدارلیست بهترین رمان های ایرانی رمان مخمور شب | عاشقانه- اجتماعی | نویسنده نسترن اکبریانرمان استیصال | عاشقانه- اجتماعی | نویسنده نسترن اکبریانرمان نبش قبر | عاشقانه- اجتماعی- طنز | نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریانرمان منشوری | عاشقانه- اجتماعی| نویسنده فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان بارش آفتاب عاشقانه- اجتماعی | نویسنده نسترن اکبریانرمان طنین افتاده در ثمین | عاشقانه- اجتماعی- طنز | نویسنده فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان کابوس افعی | تخیلی - فانتزی | نویسنده: فاطمه سادات هاشمی نسبرمان گناهکار | عاشقانه- اجتماعی | نویسنده: فرشته تات شهدوسترمان تجسد عاشقانه- اجتماعی- پلیسی | نویسندگان: نسترن اکبریان، فاطمه عیسی زادهرمان بامداد خمار | عاشقانه- اجتماعی | نویسنده: فتانه حاج سیدجوادیرمان پرتقال کال عاشقانه- اجتماعی | نویسنده نسترن اکبریانرمان تیر عاشقانه- اجتماعی- پلیسی | نویسنده نسترن اکبریانرمان ونتوری | عاشقانه- اجتماعی| نویسنده فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان سرباز انتقام | عاشقانه- پلیسی- طنز | نویسنده فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان یدک کش عاشقانه- اجتماعی | نویسنده نسترن اکبریانرمان باجه موذی گری عاشقانه- پلیسی- طنز | نویسنده نسترن اکبریانرمان سرکار خانم وروجک| عاشقانه- طنز | نویسنده فاطمه عیسی زاده(مهتا)رمان افسونگر | عاشقانه- اجتماعی | نویسنده هما پور اصفهانیرمان سیگار شکلاتی| عاشقانه- اجتماعی | نویسنده هما پور اصفهانیرمان رئیس همه مجنون تو | نویسنده محیا داوودیاز بیست رمان بالا کدوم رو بیشتر دوست داشتید؟</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 11:06:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>14 رمان برتر نودهشتیا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/14-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7-t5qhgale07a5</link>
                <description> رمان بارش آفتاب - عاشقانهرمان مخمور شبرمان طنین افتاده در ثمینرمان استیصالرمان منشوریرمان تجسدرمان نبش قبررمان گناهکاررمان پرتقال کالرمان راز یک سناریورمان سرباز انتقامرمان افسونگررمان باجه موذی گریرمان ونتوری</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 10:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بهترین رمان عاشقانه جدید | رمان نبش قبر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%82%D8%A8%D8%B1-hejajgmdrzpo</link>
                <description>دانلود بهترین رمان ها*بسم الله الرحمن الرحیم*نام رمان: نبش قبرنام نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریانژانر: اجتماعی، عاشقانهخلاصه:جسدی که قبرش نبش شد... نبشی که به دست جسد انجام شد و جنازه ای تازه جان به دنبال قاتل حافظه اش افتاد!	همه چیز در پرده ابهام دیده میشد... هیچکس اصل ماجرا را نمیدانست جز آن حافظه به خواب رفته ای که زیر خاک، دفن شده بود!	خون، خاک، خاطره... کمی مرگ و جان دوباره سناریوی بازی را چید، صفحه  شطرنج، یکی یکی پر شد از وزیر های حیله گری که به دنبال کیش شاه بودند اما  در این برحه، برق تند نگاهی ماتی به شاه حریف زد.مقدمه:به عنوان یه بخیاری با غیرت مردن بخاطر ناموس افتخارم بود. پایان خوبی که برای خودم با سکوت خریده بودمش... !#رمان_جدید #رمان_عاشقانه #نسترن_اکبریان #فاطمه_عیسی_زاده_مهتا</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 18:42:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بهترین رمان معمایی پلیسی ایرانی | رمان تجسد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B3%D8%AF-xnci40mzc79u</link>
                <description>دانلود رمان عاشقانهنام رمان: تجسدنویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریانژانر: اجتماعی_ جنایی_ عاشقانهساعت پارت گذاری: روزانه چهار پارتخلاصه:بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ، بوی نای تنهایی؛ مزاج بی حس زندگانی را کر کرده بود!در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بی گناهی در آمده که چرکین، به هر سو  چنگ می انداخت. مرگ؛ واژه‌ی نابی که در خانه ای تنگ، میان دستان بی حسی که  بلور اشک از نک انگشتانش غلتیده می شد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی  که وحله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز می‌کرد!پای خواب بازی که به میان می آمد، فریاد سکوت های خفه در حنجره، حواس را  کیش و مات کرده و افسار را به دست خوابگری می‌داد که نگاهش گیر نگاه های  زخم خورده‌ی روزگار بود.ورق که بر می خورد، قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی که مشت در گره‌ی کور  طالعی نحس برده بود، می افتاد! ته این قرعه به بالاتر از سیاهی بدل بود و  سرش منتهی به تک گل ساقه شکسته ای بود که گویاکلامش، خفه در نگاه های پر  حرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمک های ترسیده اش حکم می‌زد.#رمان_عاشقانه #رمان_پلیسی #دانلود_رمان #رمان_جدید #نسترن_اکبریان #فاطمه_عیسی_زاده</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 18:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رمان کابوس افعی بهترین رمان تخیلی ایرانی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91177732/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-rnju921tlk9d</link>
                <description>بهترین رمان تخیلینام مجموعه: کابوس افعیدانلود رمانجلد اول: پیشگویی در رؤیانویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسبژانر : فانتزی، معمایی، عاشقانهخلاصه:در جهان حومورا درون خاندانی اصیل زاده، حاصل ازدواج ملکه و پادشاه، پرنسسی متولد شد. با تولد پرنسس درخت‌ها اقاقیا پژمرده گشته و برگ هایشان همچون بارانی از شهاب سنگ سقوط کردند، حواصیل ها به همراهی پرستو ها کوچ کرده و خشکسالی همه جا را فرا گرفت، چشمه های آب مجدد در زمین فرو رفتند و از دید ها پنهان گشتند تا مبادا شاهد آن پرنسس باشند!مقدمه:آن بود که با خیره شدن در دیدگان‌اش، هرکس را به عالم اموات راهی می‌کرد!آن بود که نژاد بریل را سرافکنده و شرمسار کرد، به شایعات پر و بال تازه‌ای داد تا آزتلان را باری دیگر متحول کند.آن شخصی بود که به عنوان پرنسس یک خاندان اصیل زاده، از وی انتظارات فراوانی داشتند. هرچند افسوس که او تنها قاتلی در جلد یک طفل معصوم بود!سخن نویسنده:سلام و درود بر خوانندگان عزیزم.برای این رمان خیلی وقت گذاشتم و هشت ماه متوالی تایپش بی وقفه ادامه داشت. امیدوارم تونسته باشم براتون دلنشین و جذاب واقع بشه و ازش نهایت لذت رو ببرید. این رمان برام معنای خاصی داره، شاید بشه گفت از یه رمان برام فراتر رفتهو شخصیت ها واقعی شدن!(برای ایجاد استانداردی جدید، تنها چیزی که کمی متفاوت باشد کافی نیست، بلکه نیاز به چیزی واقعا تازه است که به راستی قدرت تخیل مردم را تحت تاثیر قرار دهد.)نکته:· حتما به یاد داشته باشید که دفترچه لغات را در سرزمین حومورا بخوانید تا در صورت رو به رو شدن با حیوانات خطرناک دست و پایتان را گم نکنید!به نام آن‌که تخیل را آفرید.(سوم شخص)قصر طلایی آزتلان در آتشی سیاه فرو رفته بود که لحظه به لحظه بیشتر از قبل به نابودی کشیده می‌شد. خدمه و سربازان همگی با فریاد و ترس از اتاق‌ها و سالن‌های قصر بیرون می‌آمدند و با گریه و نگرانی به همراه چاشنی ترس، دوان-دوان از دروازه شمالی قصر بیرون می‌رفتند تا جان خود را نجات بدهند.گویی در آن لحظه به یاد نداشتند که ملکه و پادشاهی هم وجود دارند و در تالار اصلی در میان آن آتش سیاه گیر کرده‌اند و راه فراری ندارند. آسمان قصر بخاطر آتش به سیاهی کشیده شده بود و پرندگان با استشمام دود بر زمین سقوط می‌کردند.پادشاه چشم‌هایش را به سختی گشود، پلک زد و به اطرافش نگاهی انداخت. حرارت زیاد آتش مانع درست دیدن‌ش می‌شد و این یعنی عمق فاجعه، او بالاخره آمده بود؛ گویا تهدید هایش پوچ و توخالی نبودند و چه اشتباه بزرگی کرد که آن‌ها را جدی نگرفت! شاید باید الان از کار و تصمیم اشتباه‌اش پشیمان شده باشد اما در چشم‌هایش چیز دیگری می‌بینم، انعکاس غم و عشق در چشم‌هایش موج می‌زند!همچون دریایی که در اواخر روز عجیب آرام می‌شود، به همسرش که در کنارش افتاده بود، چشم دوخت. لباس‌های ملکه پاره و سیاه شده بودند، با آن همه پارچه، اگر آتش می‌گرفت به حتم ملکه زنده-زنده کباب می‌شد و این در جلوی چشم‌های معشوق‌اش بسیار دردناک خواهد بود.پادشاه کمی خود را تکان داد تا به ملکه که در یک متری‌اش بود برسد، اما با احساس سنگینی بسیاری که پاهایش را اسیر کرده بود، سرش را به عقب برگرداند تا مانع را ببیند. با دیدن آن شیء، نفس عمیقی کشید و بغض‌اش را قورت داد. لوستر بزرگ طلایی قصر بر روی پاهایش افتاده و او را زمین گیر کرده بود. آن قدر نگران دختر و همسرش بود که به ناگاه درد را احساس نکرده و گویی فراموش‌اش شده بود.پادشاه با بستن چشم‌هایش آرام سرش را روی زمین‌های براق یشمی گذاشت و از گوشه چشم به همسرش خیره شد. ملکه هنوز داشت نفس می‌کشید اما انگار بی هوش شده بود. چرا که چشم‌هایش در این هیاهوی بسته بودند.</description>
                <category>رمانسرای ایرانی</category>
                <author>رمانسرای ایرانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 18:25:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>