<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رامین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91223109</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 01:49:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1852654/avatar/vxSoz9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رامین</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91223109</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چی بگم...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91223109/%DA%86%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%D9%85-yfnyirkrmbgh</link>
                <description>خب دیگه چخبر دوستان😁 اوضاع چطوره؟  میدونید قدیم ها ویرگول خیلی باحال و شلوغ بود. تو جنبش  زن زندگی آزادی اینجا غوغا بود. میدونید بهترین اعتراضات مردمی تاریخ اون دوران بود نه سیرک ۱۸ و ۱۹ دی با سلطنت طلب ها و دوست های اسرائیلی شون🤡. خلاصه قرار نیست بحث سیاسی بکنم اقا خسته شدم دیگه...لطفا اگه نظر سیاسی دارید لطفا برای خودتون نگه دارید حوصله ندارم بخونم...میدونید حالم خرابه.احساس تهی بودن و بی معنایی میکنم. میدونید من عادت به چس ناله کردن ندارم. تو جاهای دیگه شخصیت خودم رو خیلی قوی نشون میدم و اغلب  با  طنز و مسخره کردن از موضوعات رد میشم. به مشکلات خودم میخندم و یه خوش بینی مسخره ای دارم که همه چی درست میشه. ولی اینجا اومدم چس ناله کنم دیگه. از اونجایی که هر کی با مامانش قهر میکنه میاد اینجا چسناله میکنه منم تصمیم گرفتم انجامش بدم چرا که نه😁 میدونید چس ناله کردن اصلا مال جوان هاست. میدونید بدترین حس دنیا چیه؟ اینه که پول کرایه تاکسی نداشته باشی و ۵ کیلومتر پیاده به خونه بری. میدونید اگه با خواست خودم هر روز ۵ کیلومتر راه برم خیلی کیف میده و برای سلامت بدن و روانم خیلی مهمه. ولی در اون حالت من خودم را  ضعیف و حقیر اخساس کردم. هر ماشین مدل بالا یا دختر پسرهایی  شیک و پیک از کنارم رد میشدن انکار به من فحش خار مادر میدادن.  اصلا باورم نمیشد چطور بعضی عا اینقدر بی دغده و راحت زندگی میکنن. میدونید خشمگین بودم دوست داشتم از آدم ها انتقام بگیرم بخاطر خوشحالی و بی دغدغه بودنشون......</description>
                <category>رامین</category>
                <author>رامین</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 16:24:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا حالا عشق گربه ای تجربه کرده اید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91223109/%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF-ragilomr0eeo</link>
                <description>اسمش رو گذاشتم «دوست گربه»میدونید اولین تجربه و شکست عشیقم رو ۱۴ سالگی تجربه کردم که مثل همه ی عشق های بچه گانه به شکست منجر شد. اون موقع افکار رمانتیکی داشتم و اهنگ های شیش وهست و ساسی مانکن گوش میدادم و عمرا فکرش را هم نمی کردم در ۲۵ سالگی دچار ماجرای عشق گربه ای بشوم🥴 بزارید تعریف کنم که عشق گربه ای یعنی چی؟ چون احتمالا قریب به ۹۹ درصد شما فکر میکنن که عاشق گربه ها یا حیوانات هستید. اتفاقا منم قبلا عاشق گربه ها بودم و به اونها غذا میدادم و نازشون میکردم. عشقم رو نثار همه ی گربه های دنیا میکردم خلاصه😁ولی یکروز متوجه شدم شدیدا عاشق و کشته مرده ی یه گربه ی نر خاص شده ام🤭 نژاد خاصی نداره همین کربه ی خیابونیه و دنبال گربه های ماده راه می افته هر از گاهی هم سعی میکنه پرنده شکار کنه😁اشتباهی فکر نکنید که عشق به گربه مثل عشق عادیه. عشق به گربه ها بیشتر حالت پدرانه و حفاظتی داره. احساس میکنم اگه روزی پدر بشم همین حس رو به بچه ام خواهم داشت. مدام نگران سلامتی و غذای این گربه هستم. تو کوچه نمیزارم گربه های نر دیگه بهش زور بگن. یک روز دیدم داره با یه نر خاکستری گنده دعوا میکنه منم رفتم هوا داری بچم رو مردم و گربه ی بد قلدر را فراری دادیم🤝از اینکه فکر کنم کسی بهش آسیبی بزنه خیلی ناراحت و غمیگین میشم. کلا بین گربه های دنیا الان چشمم فقط این گربه رو میبینه🥴 طوری که حاضرم همه ی گربه ها رو قربانی بکنم تا گربه ی ناز خودم زنده بمونه🥺</description>
                <category>رامین</category>
                <author>رامین</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 03:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی برای من که خیلی سخت میگذره شما رو نمی دونم..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91223109/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-a8uv7qdnpxu4</link>
                <description>خیلی خوشحالم پست قبل دیده شد. و کامنت های خوب و دلگرم کننده ای دریافت کرده ام. میدونید من خیلی اهل مشورت هستم و دوست دارم با آدم های با تجربه و متخصص یه حوزه مشورت کنم. قبل از قطعی اینترنت دائم با چت جی پی تی مشورت میکردم. بعد قطعی، اشتراک یه هوش مصنوعی ایرانی رو تهیه کردم و الان تموم شده اشتراکم. 😂 شدیدا مخالف چسناله و بدبینی هستم ولی پسر زندگی داره چقدر سخت میگذره! هر از گاهی فکر میکنم من زیاد نازک و نارنجی و زود رنجم ولی واقعیت اینه که خیلی بد داره میگذره. مردم کلا هیولا شده اند. احترام و حرمت ها برداشته شده. همه گستاخ و پررو طلبکار شده اند. تو دانشگاه اکثر دخترا فمنیست و از خودراضی هستن در حالی که یه شام ساده نمی تونن بپزن. اقا کلا زمانه تغییر کرده پسرا هم  کاسه لیس تر و هول تر شده ان . اکثر دانشجو های دانشگاه دولتی از قشر مرفح جامه هستند همه ایفون بدست و ماشین سوار و فلان و. در مقابل قشر کارگر و حتی متوسط تبدیل به هیولاهای جامعه شده اند. خود من در این یکی دو سال یه کارهای پست و حقیری ازم سر زده که عمرا تصورش رو هم نمیکردم روزی اینکار ها رو بکنم. امروزه اغلب  حس هایی که دارم بیشتر تنفر، حسادت وخشم هستن. از یک پسر افسرده ی  غمگین و تنها به یک آدم حسود عقده ای تبدیل شده ام. منی که مثلا خودم رو قبلا خیلی روشن فکر تر از این می میدونستم که همچین بلایی سرم اومده ببینید بقیه به چه روزی افتاده اند. عرضم به خدمتتون که  برایم سوال اینجاست که آیا تنها من اینطوری فکر میکنم یا بقیه هم با من موافق اند؟ زندگی سخت نشده؟ ارتباط با آدم ها عذاب اور نیست؟؟😂 </description>
                <category>رامین</category>
                <author>رامین</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 02:40:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقاضای راهنمایی و مشورت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91223109/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA-etcb39fvzdsx</link>
                <description> مشکل من شاید مشکل خیلی از جوان هایی در سن ۱۹ تا ۲۵ ساله باشه. میدونید من خودم تازه ۲۴ سالم شده. من دبیرستان تجربی خوندم و دو سال پشت کنکور بودم و نهایتا رفتم سربازی و آمدم و مشغول کار شدم. تو رستوران کار کردم کار ساختمانی انجام دادم حتی ویزیتوری هم کردم ولی متاسفانه در هر شغلی که میرفتم بیشتر از چند ماه ادامه ندادم. بعد به این نتیجه رسیدم که باید ادامه تحصیل بدم. اول میخواستم وارد دانشگاه ازاد بشم ولی به دلیل هزینه ی زیاد شهریه ها تصمیم گرفتم با سوابق تحصیلی وارد رشته ی مهندسی معدن بشم. بهمن ماه ثبت نام کردم و قبول شدم تقریبا ترم داره تموم میشه از ۱۳ فروردین کلاس ها شروع شده. یعنی فقط با ۳ ماه کلاس مجازی بی کیفیت قراره تیر ماه فیزیک یک هالیدی و ریاضی عمومی امتخان بدم . باید اعتراف کنم که هیچی بلد نیستم ولی درس های دیگه هدا رو شکر خوبه زبان انگلیسی و زمین شناسی را حدی میگیرم و میخونم. فقط مشکل اینحاست که فشار اقتصادی زیادی روم هستش و از اون طرف به آینده ی این رشته یا به توانایی خودم برای پاس کردن درس های سخت مهندسی شک دارم. نمی خوام وقتی ۳۰ سالم شد وقتم را خدر بدم و از صفر شروع کنم. ولی از طرفی هم دوست دارم پیشرفت کنم. حقیقتش من روحیه ام برای کارگری مناسب نیست سر کار با همه دعوا میکنم.لطفا نظر هودتون و تحربه های خودتون را برام بگید اگه مهندسی معدن میخونید یا فارغ التخصیل همین رشته هستید که خیلی بهتر میشه</description>
                <category>رامین</category>
                <author>رامین</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2026 23:10:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>