<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خائوس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91544851</link>
        <description>جلادِ جعلی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:18:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4577813/avatar/SX9eCc.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خائوس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91544851</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک نبرد.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-h1bhz9zm7ksh</link>
                <description>درون یه قوطی خالیِ کبریت ، نشستمدو زانو ، چهار زانو، دراز کشیدم به پشت به پهلومنتظر ماندم.برای خودمبرای چشم هایم.برای  جریان ِ عکس‌های تو سرم.و کم کم دوران من سر رسیددر شفیرگی تا ابد ماندم.تا ابد.ابد تا کجاست ؟ نمی‌دانم.من به خودم اعتقاد دارم.نه به خدا.پس ابد من ، تا لحظه‌ی مرگم گره خورده.</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2026 17:10:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>،</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/-ludi4vizawwv</link>
                <description>زیر متکا ؛ یه جای تقریبا دور  و لای پرز های متکا ، خیلی ریز ، افتاده بودم.مثل یه قطره خون از مویرگ‌های دماغ.صدای جارو برقی می‌اومدداشتی جارو می‌کشیدی روده هارو ، سر های بریده شده‌رو آرزو هارو ، من رو .خشمم رو ، تو ِ بی رحم حتی خشم‌ من رو ازم می‌گرفتی .غمم رو ، غم تحمیل شده‌‌ای که من بدون اون یه تیکه گوشت بی مصرفم. ، شیشه هارو ، کاغذهارو.آشغال‌هاتو.چیزهایی که قراره برگرده به حالت اولیهمثل خاموش کردن چراغ.از ذهنم گذشت ؛ موجودی تو رحمم زنده‌ست ، واجب الوجود بودنش رو حس می‌کردمفکر می‌کردم چیزی درونمه،یه چیز زنده.مثل جلبک یا زردک و کپکداشتم کم کم تبدیل به خدا می‌شدم.یا حداقل پروسه‌ی خدا شدن رو طی می‌کردم. شاید در کنار خدا بودن ، داشتم مریم می‌شدم.یک چیزی ، یک تیکه گوشت ِ لزج داخل رحمم انگار جق می‌زد نمی‌دونم ، حسش مثل پریدن حرفات از دستم به زیر میز بود ،مشکوک .تو رفته بودی اجاق رو خاموش کنی.جارو برقی ، .مکش جارو برقی درخشان بود لوله‌ی جارو برقی رو فرو کردم تو خودماز حفره‌ی بین پام ؛می‌خواستم درش بیارم.ببینمش  و بعد بکشمش.چون من نه تنها نمی‌خوام خدا بشممی‌خوام یه فاحشه‌ی شیرین باشم.نه ، می‌خوام یه شمع باشم تو کلیسا ، آب بشم روی سینه های مریم.یا یه مناره باشم تو مسجد ، عایشه کسشو بماله بهم.دکمه‌ی جارو برقی رو زدم.مکش شدیدی بهم حمله ور شد ، حرفات تو سرم تبدیل به خط شدیک لحظه احساس ارگاسم بهم دست دادچشمام از شدت شهوت از حدقه پرید فکر می‌کردم رحمم خارج شد.فکر می‌کنم.حالا باید جای رحم چیزه دیگه‌ای بذارممثلا یه نصف سیب قرمز گاز شده.یا یه تیکه پارچه‌ی خونی یا یه سنگیا یه نمکدونیا یه چای کیسه‌ای یا حتی یه تلوزیون نمی‌دونم.فکر می‌کنم اینطور بود.و حالا تو اومدیمنم بردی پیش بچم حالم ازت بهم می‌خوره.</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Thu, 26 Feb 2026 23:00:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-mq5bjlddbyzj</link>
                <description>. آخرین باری که قهقهه خنده زدی؟من زیادی سخت می‌گیرم، یا واقعا یادم نیست؟آها، دیشب ! ۲. آخرین باری که زجه‌ی گریه زدی؟فکر کنم هفته‌ی پیش۳. آخرین باری که کسی رو بغل کردی؟دیروز ، به زور ! از نزدیکیِ فیزیکی زیاد خوشم نمی‌اد ۴. آخرین باری که به خودکشی فکر کردی؟نمی‌دونم۵. آخرین باری که به ازدواج‌کردن/بچه‌دار‌شدن فکر کردی؟بهش فکر نمی‌کنم ! البته به جز یه مورد که وقتی تو رابطه بودم ، اونم برای اولین بار بود ، و بعد اینکه جدا شدیم ، هرگز۶. آخرین باری که احساس تنهایی کردی؟نمی‌کنم ! من عاشق تنهاییم ! برای خودمم عجیبه ولی اینطوری بزرگ شدم ، و واقعا اگه تنها نباشم ، خفه می‌شمباید در طول روز یه تایم طولانی رو تنها باشم ۷. آخرین باری که احساس کردی دورت شلوغه؟دو سه هفته پیش ، که درخواست آهنگ کرده بودم و کلی آهنگ از ممبرهای چنلم گرفتم و حتی باهاشون کلی حرف زدم ! البته تو هیدن چت! =)) خیلی حس خوبی بود ، خصوصا اینکه راجع به موزیک‌ها حرف می‌زدیم !۸. آخرین باری که داد زدی سرِ کسی؟احتمالا دیشب۹. آخرین باری که به یه نفر فحش دادی؟امروز ، من کلا آدم بد دهنیم ۱۰. آخرین باری که احساس پوچی و بی‌هدفی کردی؟هر روز۱۱. آخرین باری که احساس کردی بدبخت و فلک‌زده‌ای؟چه سوال سختی ، دارم بینِ هر روز و هیچوقت می‌گردم نمی‌دونم ، مگه نیستم؟۱۲. آخرین باری که عاشق‌شدی(کاملاً دنیایی!)؟یه سال پیش فکر کنم۱۳. آخرین باری که به خودت افتخار کردی؟فردا =)))))۱۴. آخرین باری که احساس کردی چقدر بدردنخور و بی‌عرضه‌ای؟چه سوال مزخرفی ، هیچوقت ، من آدم با عرضه و درد بخوری ام ، بروبابا۱۵. آخرین باری که حس مفیدبودن و کارآمدی بهت دست داد؟امروز۱۶. آخرین باری که از خط قرمزت رد شدی؟خط قرمزم... چند روز پیش۱۷. آخرین باری که یه حال به خودت دادی؟امروز۱۸. آخرین باری که شاد و سرزنده شدی؟دیشب تمام شد !چه سوال‌ها بیشتر شبیه هم بود !شادی و سرزندگی و قهقه تو یه راستاست غم و ناراحتی و درد نخوری و بدبختی تو یه راستا!نمی‌دونم ، بهرحال! اینم از این !یکی دو هفته پیش، خندیدن در بین اعضای خانواده</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 14:58:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%A8%DB%8C-wxcczmmmtxwk</link>
                <description>این اواخر فیلم‌های زیادی دیدمو حالم از همشون بهم می‌خوره جداًاینترنت مودمم هی گوگل نمی‌اد ، هی می‌ادباقی چیزها هیچی ، حتی گوگلم هی گیر می‌کنه!عجب گیری افتادیم ، دوست دارم باعث و بانی این اوضاع رو بکشمچرا اینقدر عکس گذاشتن تو ویرگول سخته؟</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 19:28:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرض</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D9%85%D8%B1%D8%B6-u3bptebm7mrb</link>
                <description>فکر کردم می‌تونم برای امروز به اندازه کافی زنده باشم ولی نه ، هنوز نتونستم باورم نمی‌شه دلم حتی برای بی حوصلگی قبلیم تنگ شدهرفرش کردن‌های بی‌خودیم وقتی که همه‌رو از خودم روندم کارای احمقانه و حرف‌های احمقانه‌م ، فضایی که داشتم ، آزادی بیان کامل ، ترسی نبود جدای اینا ، دل و دماغی برای نقاشی کشیدن ندارمنه حتی قهوه که قسمت موردعلاقه‌ی روزم بود نه بیرون رفتن خصوصا با شرایط قبلی زندگیم ، اتفاق‌های آذر ماه یا حتی سال پیش ، مرداد ماه من تونستم از پس مرداد بربیام ، ولی آذر ، داشتم ذره ذره فاصله می‌گرفتم ازش و حالا ، دو چندان شده احساس خفگیِ تندی دارم نه حتی میکاپ کردن حالمو خوب نمی‌کنهبسته‌م خیلی وقته رسیده ، همه‌ی اون چیزهایی که کُلی ذوقشو داشتم نه لباس‌های جدیدی که خریدم و این شرایط تخمی کشور خشمم رو نمی‌دونم چطوری ابراز کنم و طوریه که هی می‌گم : حالا چیکار کنم؟حالا چی می‌شه؟ن</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 15:23:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اوضاع قاراشمیش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%A7%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%B9-%D9%82%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B4-cg5o2ttpegpb</link>
                <description>می‌خوام احوال این چند وقت خودم رو مرور کنماز وقتی که شروع شد ، ۱۸ دیتا الان ۱ بهمندچار یه خلاء روحی عجیبی شدم ، قبلا هم سابقه‌‌شو داشتم ولی همچنان نمی‌دونم چطوری از پسش بربیام ، به طور خیلی تخمی گیجم ، دل به کاری نمی‌ره گوشیم عملا به دردی نمی‌خوره جز اینکه از پهنا بکنمش تو آستینم دوست دارم جیغ بزنم ، خصوصا الان که می‌خواستم با ایمیل تو ویرگول حساب بسازم  و یادم اومد که نمی‌شهدوست داشتم اینقدر جیغ بزنم و فحاشی کنم.نمی‌دونم ، نه درس می‌خونم با وجود زمان و مکان فراهمنه فیلم می‌بینم ، همه‌ی فیلم‌ها الان بنظرم مزخرف آننه انیمه ، نه عکاسی ، نه نوشتن ، نه بلند شدن ، نه خوابیدن یه طور خاصی دچار خلاء شدم نمی‌دونم ، هیچی نمی‌دونماین شرایط داره دیوونم می‌کنه فکر کنم عملا به هیچ یک از موزیک‌هام  دسترسی ندارم سایت‌ها بالا نمی‌اد ، هیچی بالا نمی‌ادبزدل‌های احمق به سرم می‌زنه یه کارایی کنم گور پدرتون نمی‌دونم ، این وضعیت اینترنت برای منی که زمان زیادی رو تو فضای مجازی بودم ، تبدیل شده به یه بحران و مسئول های بزدل نمی‌فهمم واقعا ، هیچی نمی‌فهمم و نمی‌خوامم بفهمم </description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 22:13:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوال</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-mcb3xgrzywhz</link>
                <description>سوال من اینه که تا چه حد آزادی بیان داریم تو ویرگول ؟ :))))می‌خوام متن‌هامو نشر بدم ، مدت زمان زیادیه که می‌نویسم ، و بله با این وضعیت اینترنت‌ها ، چنل تلگرامم از دست رفته و بلاگفا بالا نمی‌اد:)))اما ، اما متن‌هام  تا حد زیادی بی پروا و زننده‌ست ، حالا چه کنم؟ امکان نشر متن‌هام هست؟</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 21:05:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%AF%D8%AF-m0atd71lbzlg</link>
                <description>ربودنِ ربایندهجملاتِ قصار ، بی پکر و باری کشنده.پانکراسِ خمیده‌ی تو ، رویِ مشورتِ دو آیینه.رباینده بیدار ، من خواب.گروهی به تازی و گروهی به نازدست به دست ، گویی گشتالتجمله جمعه‌ی خونین و سماورِ مرداب.پلک‌های دریده و نیاز ِ تبخال.بین رشته‌های آش ، مسواک می‌زدم ، بی لباس.برای دیدن ِ گائیدنِ خودم ، بی سر و پا</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 20:59:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاه‌چاله</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91544851/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87-i1inecuz3vnb</link>
                <description>مثل یک لکه‌ی سیاه ، با یه لرزشِ نامحسوس +تردید دارد؟ راه را گم کرده هست؟ چه خواب سنگینی.چه خوابِ ...+چه بد عنق!برج زهرمار / می‌خوام تو خودم باشم.+چه فایده؟ باید تکلیف خودم رو روشن کنم.تکلیف روشنه ، مثل روز !روحمو برهنه کرد  : سرگردان ، لرزان و خواهان.چه مزخرفاتی.خیالاتی شدم گمونم.گمونم تو چشمام شهوت مثل یه مار زخمی چنبره زده و بی تابه.+قالتاق لکه ها زنده شدنشبیه حیوون‌هاگرگکرگدن و خوک تکرار :می‌کشمت ، می‌کشمت ، می‌کشمت !+شایداین جانور کیه که تو جلد من رفته؟</description>
                <category>خائوس</category>
                <author>خائوس</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 20:39:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>