<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آتنا حاجی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91566665</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:49:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1752315/avatar/wp7bNC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آتنا حاجی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91566665</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرگ دائمی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91566665/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85%DB%8C-cxo77g2j5dlx</link>
                <description>شکارچی مرده استشکار زندهشمع هنوز می سوزدکسی وارد نمی شودجهان می گریدماه هم….اما من به مرگ دائمی مشغولم  و بسیاری ,  سلول هایم هی زندگی را انتخاب میکنند  وارونگی در مفاهیم  در فرم  دلدادگی در جهنم بی مکان رنج زیستن را به پلکهایم  به گلبولهای سفیدم جنگی نابخشودنی  اضافه میکندسواری دیگر باید در جهانی موازی  با من  ملاقات کند تا بتواند شکار را  در شکار گاهی  تپنده از خون  به عشق متصل کند    سواری  با گلبولهای قرمز…۱۴۰۱/دیماه /۲۳ </description>
                <category>آتنا حاجی</category>
                <author>آتنا حاجی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Jan 2023 17:32:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به فردا موکول نکن?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91566665/%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7-%D9%85%D9%88%DA%A9%D9%88%D9%84-%D9%86%DA%A9%D9%86-nfvg2bxbfaty</link>
                <description>وقتی تو جویای  «آزادی از » باشی   دیر یا زود به دام دیگری سقوط میکنی ،  زیرا این آزادی یک واکنش است و ادراک نیست ! این  همان چیزیست ک انقلاب های گذشته دچار آن بوده انددر ۱۹۱۷ توده های فقیر  و تحت ستم علیه سزار قیام کردند ، آنان میخواستند از سزار آزاد شوند  و فقط برای این آزاد شدند  که بار دیگر اسیر شوند ، زیرا آنان با مفهوم خالص «  آزادی »  بیگانه بودند  لحظه ای که از سزار قدیمی آزاد شوی ، سزار جدید  به تو حمله ور خواهد شد  و سزار جدید  قدرت بیشتری دارد  و بردگی خطرناک تری  خواهد آفرید زیرا سزار جدید میداند تو می توانی انقلاب کنی ! او‌بیشتر محتاط است  و ساختار بهتر و‌قوی تری برای بردگی میسازد …استالین این مفهموم را عمیقا  ثابت  کرد  ک از تمام سزار ها سزار تر است !از بیدار شدن فرار نکن ! با فرار کردن مجبوری همیشه فرار کنی  و این فرار پایانی نخواهد داشت  بیدار شو و این بیداری آزادیست  اگر مایلی به اشراق برسی  وقتت را هدر نده ، به فردا موکول نکن.اکنون‌و اینجا تمام انرژیت را بگذار   به درون نگاه کن ،حرکت کن  مرکز  تو  مرکز جهان هستی ست.https://www.instagram.com/reel/Cmj29l2oFVs/?igshid=YmMyMTA2M2Y=</description>
                <category>آتنا حاجی</category>
                <author>آتنا حاجی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Dec 2022 15:02:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن یعنی سرزمین?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91566665/%D8%B2%D9%86-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-e89js9oovl9w</link>
                <description>گاهی اونقدر احساس خفگی میکنی  ک  نمی دونی این  درد از کدوم سمته  میای دست بزنی ب گردنت میبینی  یه عالمه دست روی گردنته و فشار میده  *از * مردی ک تا اخرین روزهای زندگی هم زخمیت میکنه با کلمه ها با رفتارهاش و رد پای خودخواهی و غرور کاذب  بی مرزش  مردی ک هیچ وقت نخواست بفهمه با  زنی با مقیاس عمیقی از سهم زندگی و هیجان برای ساختن چطور باید برخورد کنه !  و افسوس…. *تا * جامعه ای ک تو رو از خودت میدزده  هویتی ک با فریاد هم شناخته نمیشه  دنیای یه زن همون قدر میتونه  قوی و خردمندانه باشه که میتونه نرم و لطیف و دخترونه باشه  من ۳۸ سالمه  من زنم  زن یعنی سرزمین   میتونم سرزمینم  رو به راحتی اداره کنم  میتونم مدیر و لیدر توانایی باشم میتونم سالها و سالها زندگی رو ببافم به هم وصله های ناجور رو جور کنم بدوزم به هم  اما وقتی این زن سر پاست ک  دخترونه های درونش رو دیده باشی  دستی برای نوازش نه از سطح که از عمق  میتونه  تموم ناخالصی های زندگی رو ذوب کنه  میتونی سالها پادشاهی  کنی اما روی سرزمینی ک خودت مراقب هر گوشش باشی  به گلهاش همون قدر برسی ک رشد کنن که به خاکش   آبادی سرزمینت ،خودت رو اعتبار میبخشه  زن یعنی سرزمین  زن میتونه کاری کنه ک حس قدرت و لذت رو توامان تجربه کنی قدرت  تو به ضعیف نگه داشتن سرزمینت نیست !پادشاه به قدرت سرزمینش مینازه!پشتش گرمه ملتشه به شرطی ک ملتشم پشتش گرم  فضایی امن و بستری مناسب برای توسعه و رشد باشه  سرزمین   بستر آب  و آبادیه، زمین بایره ، جنگل و دریا س، کوه و دره اس  ، خشکی و گرمیه ، نرمی و طراوته ، شبنم و گله ، خاک وباده و…… بستگی داره  با سرزمینت چه رفتاری کنی   برای نگه داریش بهت همونی رو میده  ک میخوای اما خاصیت سرزمین بودن برای زن  همینه طول میکشه  زمین بایر اماده ب محصولش  بهت پشت کنه و بهت بار نده    اتفاقا  چون  خاصیت  به الذات زن (سرزمین )دادنه  بهت بار میده و تو فکر میکنی کافی هستی  تو به ظاهر بهش اب میدی  اما برای نتیجه این کافی نیست    ازش بهره وری میکنی و بار میده هر سال کمی کمتر  تو ازش عملا میدوشی و اون اروم اروم خشک میشه تو یکباره رنگ باختنش رو نمی بینی جوری به برهوت تبدیل میشه ک باورت نمیشه یه روزی چقدر حاصلخیز بود  برهوت دستمزد بی توجهی خودته  یادت رفت پادشاهیت به چی می ارزید پادشاه کویر بی آب و برگ چقدر می ارزه !؟؟ایران یعنی زن زن یعنی وطن وتنی ک زیر دست و پای خودخواهی و بی رخمی لگد کوب شد  چیزی جز خواری  و بی عزتی برای پادشاهش به جا نمی زاره … حالا تو هی بتاز و بناز به جعل ارزشی کاذب و غیر واقعی  دیری نمیشه ک میبینی  هیچ کس با بی ارزش  کردن خاکش ارزش پیدا نکرده ! اما دیگه دیره ….افسوس …. آتنا حاجی ۳۰ شهریور ۱۴۰۱☯️</description>
                <category>آتنا حاجی</category>
                <author>آتنا حاجی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Sep 2022 15:40:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره متولد شدم ‌☯️?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91566665/%D8%A2%D8%AA%D9%86%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C-qprzigqxhtvi</link>
                <description>۳۸ بار  تمام  دور خورشید دست ب دست زمین چرخیدم    توی این مسافرتی ک نمی دونی  کی ؟! و کجاش ، باید توقف کنی  ؛ همسفرت تویی و زمین   « خودت و زمین » ! بهش فکر میکنم ؛؛؛هم خیلی تنهایی  و این لذت ناب خودش رو داره  از باب اینکه میدونیم  انسان در هر شرایطی تنهاست و چیزی نیست جز دریافت های خود خودش از جهان و ردی ک از خودش به جا میزاره  باز بهش فکر میکنم «خودت و زمین »!  همهمه ی این جهان  پر از تن ها  و شلوغی بازار آدمها قطعا میتونه اثرات بزرگی در جهان منحصر ب فرد ما بزاره خانواده دوستان  آدمها….. هر کدومشون توی دایره ی زندگیمون  ی جایی رو انتخاب میکنن  با بعضی  ها سالهای سال  دست ب دستشون ب دور خورشید میگردی  با بعضی ها تا اخر عمرت … با بعضی ها دوروز ….. با بعصی ها ۶ ماه …با بعضی ها  هم  ۶ سال ….. بعضی ها رو تو ترک میکنی  بعضی ها تو رو ترک میکننبعضی ها متوقف میشن نمی تونن همراهیت کنن و فقط اثرشون  کنار و گوشه های قلبت میمونه ‌ در طول زندگیمون  آدمهایی اومدن تو زندگیمون و رد  بودنشون  بخشی از وجود ما رو رقم زد  ما چیزی نیستیم جز  جهانی ک پر از رد و اثره  گاه اثری ک یک  لبخند  در مسیر پله برقی  روی ما میزاره ، از بودن کسانی ک سالها دایره ی زندگیت رو اشغال کردن  بیشتره !  این خاصیت  پردازشگر های درون ماست  ک میتونن کیفیت رو  اندازه گیری کنن  و به ما گزارش  درستی از تعاملمون با جهان  رو بدن  اما ضمانتی  نیست ک ما با جهان بیرون بر علیه خودمون همدست نشده باشیم  ما گوشمون ب درد هایی ک پیش بینیشون نکردیم. بدهکار نیست  نمی خوایم قبول کنیم همراهی ها اثری جز رنج برای ما ندارن ما میتونیم جنس رنج هامون رو تغییر بدیم و  جنسی سازگار تر با بدن روحمون رو انتخاب کنیم  و‌نمی دونیم ک قرار نیست  رنج سفر  رو با  تعامل فرسایشی بیشتر کنیم .  سفر به دور خورشید   در مدار نور حرکت کردن پدیده ی خیلی جالب و هیجان بخشیه ! اینکه نمی دونی کی کجا متوقف میشی ، نسبیت ماجرا رو تاکید میکنه. اینکه  بودن خودت جدی نیست،  اما اثری ک ازت میمونه خیلی مهمه ! گاهی میایم   ک انگاری  فقط و فقط  پیچ شل یه قطعه رو  سفت کنیم ک  جلوی ی تصادف رو بگیریم . گاهی تنها یه تشخیص  اشتباه باعث ،معیوب شدن ی سیستم بزرگ میشه !به هر شکلی ک هستیم  باید ناپایداری رو بپذیریم و اصرار بر نگه داشتن نکنیم  مسیر مون یک مداره بیضیه  !طبیعیه ک قرار نیست وقتی از سطحی جدا میشیم  دو باره ب همون سطح برگردیم  طبیعیه قوانین متغیرن  چون جهانمون یک متغییر چند وجهیه،  چیزی ثابت نمیمونه .قدرت متغیر ها رو  دست کم گرفتیم متغییر ها حتی قوانین رو هم  تغییر میدن و هر کس مقاومت کنه رنج بیشتری میکشه . مقاومت در مقابل حرکت ، صلح درونت رو ب جنگ تبدیل میکنه   «اجتماع ضدین محال است»  نمی تونی شمشیر بر دست  لب یارت رو  ببوسی «اجتماع نقیضین محال است »نمیتونی همزمان هم یخ  باشی هم آب جوش!    تا پیش از این روزها قبول کرده بودم جهان فقط یک رو داره  و فقط جهان صلحه و هر رنجی  هر جنگی هر کشمکشی در مسیر صلحه   امروز ک مینویسم   جهانم  پر از پیام نخوانده است ،پر از رنج های  زیست نشده !رنج های زیست نشده   ضمانت جریان  داشتن ماست  ما در این زیستن های پر هیاهو  خودمون رو  تجربه میکنیم  خود هایی ک  دوست دارن در تعامل  با جهان   متغیر مستقل باشن  نه وابسته  ! خودم رو در آغوش میگیرم در بی زمانی شگرفی  معاشقه ی جذابی بین دو خود شکل میگیره . به خودم عشق میدم. عشقی ک همیشه بیرونم در حال تپیدن بود رو دعوت میکنم  ب درونم !  دست از جنگیدن علیه خودم برمیدارم  میخوام تو جبهه ی خودم  باشم  میخوام با خودم وارد رابطه شم و این خیلی حس شیرینیه  جایی که ….  برای تموم اشتباهاتم  تلاش هام تنبلی هام  نخندیدن ها م  نرنجیدن هام  نرقصیدن هام نخوابیدن هام  برای همه ی  تاریکی های درونم   همراهی های یک طرفه ام  کاسه ی داغ تر از آش شدنم  دوست داشتن های غلیظم  زیاد بود هام  خاطره های عمیقم   نادیده گرفتنم  بی توجهی های مکررم به خودم  برای همه ی  پرواز هام  برای همه ی شکست هام  برای همه ی نفس هام  برای همه ی نرسیدن هام  برای رنج هایی ک  قبولشون نمیکردم  چون میترسم  زندگی شون کنم  برای همه ی قلب هایی ک نتونستم   لمس کنم برای قلبهایی ک روی سر انگشتام تپیدن  و سر خوردن و رفتن  برای صعود هام ،سقوط هام ، سکوت هام ،شنیدن هام  ، خستگی هام ، کاستی هام. ،  شادیهام ،لوس شدنام ، مهارت هام ، توانایی هام ، همه و همه ی  مفاهیمی که آتنا حاجی رو  به من بخشید  تا تو  قاب قشنگ خودم  بشینم و  جهان رو ‌زیست کنم  خیلی خوشحالم و از خدای بزرگ ممنونم ک انتخاب شدم  و خودم رو  انتخاب کردم ! شاید شروع این ارتباط کمی ناشیانه باشه  اما دوسرش برده برام  جایی ک اعتماد داشتن نگرانی نداره  جایی ک هیچ دور انداختنی در میون نیست  جایی ک امنه و من داشتمش  و ازش دور بودم !1363/06/02 _____1401/06/02</description>
                <category>آتنا حاجی</category>
                <author>آتنا حاجی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Aug 2022 17:34:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>