<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سفیرستاره‌ها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_91745289</link>
        <description>نویسندگی شغل من نیست، زندگی‌ام است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:13:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4279929/avatar/SN1Cez.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سفیرستاره‌ها</title>
            <link>https://virgool.io/@m_91745289</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دوست‌داشتنی من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_91745289/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-gl0fcnudkmex</link>
                <description>کوه‌ها هنوز تصویر خاطرات من هستند. وقتی با اتوموبیل میان دامن مارپیچشان روان می‌شدیم و من در سرسبزی‌شان شور زندگی را می‌دیدم. کوه‌ها نوستالژی من هستند؛ درست مثل جعبه‌ی موزیکالم، چراغ مطالعه‌ام‌، میز تحریر چوبی‌ام، مجله‌ها و واکمنم ... واکنم... چه‌قدر دوستش داشتم و با هر صدایش خون در رگ‌هایم شدت می‌گرفت، از زمانی که النگوهایم را برای به دست آوردنش فروختم دریافتم که هر دوست‌داشتنی بهایی دارد. وقتی خراب شد و از بین رفت فهمیدم که دوست داشتنی‌های این دنیا دوام ندارند ولی می‌توانند همیشه در قلب آدم بمانند؛ مثل تمام آدم‌هایی که دوست داشتم و دارم؛ و آ‌ن‌هایی که فقط  همان نسخه‌ی قدیمی‌شان را دوست دارم. مثل تصویر سبز کوه‌ها، مثل میز تحریر چوبی و مجله‌ها و جعبه‌ی موزیکالم، مثل واکمنم ...</description>
                <category>سفیرستاره‌ها</category>
                <author>سفیرستاره‌ها</author>
                <pubDate>Tue, 07 Oct 2025 22:12:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>