<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های .Selene</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_92000429</link>
        <description>تو چی؟ هیچ موقع به فکرهات، فکر کردی؟!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:13:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4849563/avatar/pB4Ox8.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>.Selene</title>
            <link>https://virgool.io/@m_92000429</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فکر به قله ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92000429/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7-frpc8kd8q17o</link>
                <description>عکس بالا مربوط به قله‌ی دیروزم بود، نقطه‌ی اوج دیروزم که متاسفانه کیفیت گوشیم اجازه نداد خیلی اوج و زیباییش را شکار و حفظ کنم و بعد با شما به اشتراک بگذارم و از شما چه پنهون که تازه همین عکس رو هم کمی ادیت کردم تا جان بگیرد! خلاصه که دیدن ماه زرد و قلنبه و نزدیک به زمین و آسمان و رنگ های با شکوهش به وقت غروب، واقعا به من بی جان، امید داد و باعث شد حس کنم انقدر هام این دنیا برایمان خالی و بی پناه نیست!قله‌ی امروزم، هم اینجاست :چارم بگی که با خواهر کوچیکه وقتی یه هو فهمید روز معلم است برای معلم کلاس زبانش با هر متریالی که این بچه از قبل داشت، وسط کلاس های انلاینش سر هم کردیم! یک جور هایی واقعا هنر و صبوریی که در حین و به انگیزه خلقش دارم، همیشه کارهای عجیب اما قشنگی با روحم می‌کند!و خلاصه که بعد این همه مدت مردگی، این یکی دو روز کمی احساس زندگی درونم جریان پیدا کرد، حالا هرچند که همه چیز آن بیرون با زندگی دشمن باشد!</description>
                <category>.Selene</category>
                <author>.Selene</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2026 23:21:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوب کوری !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92000429/%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-txj46xu8pc0j</link>
                <description>Mother - Darren Aronofskyتصویر بالا، تصویریست از کاور بهترین فیلمی که در این ۲۶ سال زندگی توانستم ببینم.کلا هم از فیلم های این یهودی مردم شناسی خوانده‌ی هاروارد به معنای واقعی حض می‌برم. یکی از دلایلش هم این است که مثلا، مثل فیلم های کوبریک زن در آن موجودی باعث بدبختی و سیب خوردن و تنزل درجه‌ی آدم و فقط بدرد تولید مثل و چیزی خلق شده از دنده‌ی چپ مرد و ثانویه و بی‌اهمیت نیست!در فیلم های ارونوفسکی زن ها مادرند، طبیعتند، خالقند، صاحب شهود و باهوش و هویتند و همین یعنی ارونوفسکی به خوب کوری کمتری دچار و ادمیست که محدوده‌ی دیدش از خودش و نوک بینی‌اش خیلی گسترده تر شده ...بقیه‌ی جانوران را مطمئن نیستم اما ما ادم های هَوَلِ به هر شکل و قیمتی بقا پیدا کنِ در حال فدا کردن زندگی برای تضمین قدرت و زنده ماندن، به شکل زشت و خطرناکی به هرچیز زیاد و همیشه خوبی عادت میکنیم و آنقدر عادت می‌کنیم که مثل هوا یا شیشه ها‌ی تمیز و بی‌لک، ضرورت و ارزش و قدردانی از آن خوب همیشگی را فراموش کنیم!!و مثلا وجودی را که بخاطر شعور و عشق در وجودش، حالش از زیستن و داشتن و بقا به هرشکل و شیوه‌ای به هم می‌خورد را ضعیف خطاب می‌کنیم!! که از قرار هم همان موجود از همه‌ی ما لذت را و زنده بودن را عمیق تر مزه کرده و قدر میداند!!این ها را هم شروع به نوشتن کردم چون همین خود الان و وحشت زده‌ی من که احساس می‌کند به شکل خاص و عجیبی از زندگی هیچوقت کامش را نگرفته هم خیلی مستعد حقیر و کور شدنست ... یادم هست یک جایی در پادکست رواق، فرزین رنجبر داشت از زندگی نکرده و سائق مرگ می‌گفت و معتقد بود که در این شرایط این سائق شروع میکند به حقارت کشیدن وجود همان آدم ناکام!در آیین های هند باستان و چیزی که تا به الان درباره‌ی سامسارا (چرخه‌های رنج و مرگ و زندگی) شنیدم هم چیز تقریبا مشابهی گفته میشود! روحی که با امیال و آرزو می‌میرد به موشکا و رهایی از چرخه های تناسخ و دوباره زاده شدن نمی‌رسد!! و خلاصه به قول خودمان عاقبتم به خیر نمی‌شود!!برای نوشتن این بریده های به ظاهر بی ربط هم هی به خودم سخت می‌گرفتم و می‌گفتم الان که اشفته‌ای ننویس، بگذار سر حوصله و جالب که احساس هم می‌کنم هنوز جای توضیح بیشتر خیلی هست اما نای نوشتن فعلا نه!و چیز از انجایی که جناب کوبریک سینه چاک و تعصب کش زیادی دارد و گمانم که ویرگول هم کامنت هارا باز کرده، امیدوارم چشمانشان برای دیدن اینکه من کلیت این کارگردان را زیر سوال نبردم به اندازه کافی بینا باشد. و اگر کسی هم تا اینجا خواند و چیزی از حرف هایم دستگیرش نشد، شاید دیدن Mother همه چیز را برایش خیلی خوب جا بندازد و زبان من خسته و اشفته‌ی بی حساب کتاب پست منتشر کن را هم فهمید. فقط حواست باشد که فیلم استعاریست و هر کدام از کاراکتر ها استعاره از چیزی‌اند و اگر باز هم خود فیلم درکش برایت سخت بود، حتما حتما تحلیل هایش را بخوان و قول میدهم خودم هم باز از زاویه‌ی نگاه خودم و اینکه اصلا چه ارتباطی به خوب کوری ما ادم ها دارد هم بنویسم و هیچی دیگر، فعلا همین.</description>
                <category>.Selene</category>
                <author>.Selene</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2026 13:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ من با غم، وسط آتش بس!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92000429/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%BA%D9%85-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3-wjmabukdwukb-wjmabukdwukb</link>
                <description>شما هم می‌شنوید؟! شما از جانب زندگی فریادی نمی‌شنوید که از یک عده خطاکار و کار نابلد بخواهد دست از ادامه‌ی گند هایشان بردارند و جای گشتن به دنبال دشمن ها بیرون از خودشان، کمی هم به درونشان رجوع کنند و انسان منشانه مطمئن شوند که مشغول فرار و دروغ از خود، به خود و بقیه نیستند؟! که مطمئن شوند آیا دشمنی در درونشان برای نابودی، وجود ندارد؟؟!!و مطمئن شوند به تمام آن اتهام هایی که به دشمن میزنند، دچار نشده‌اند؟؟!من که می‌شنوم، زیاد هم می‌شنوم!شنیدن بعضی صداها و پذیرش بعضی چیزها در زندگی خیلی سخت است، از قول یالوم چیزی شبیه به خیرگی در چشم خورشید ..اما آیا غیر از جنگیدن، تو توان دیدن فضیلت های حقیقی دشمنت را هم داشتی؟!! از آن ها چیزی آموختی؟؟! اول هم قد و قواره‌اش شدی که بعد بتوانی در گوشش بگویی کجاها را اشتباه می کند و حق با او نیست؟!!خلاصه که من فریاد را می‌شنوم، و زیاد هم می‌شنوم و درونم هم غم و نا امیدیی از هم نوع هایم شروع به گسترش کرده و راستش خودم بهش اجازه دادم و احتمالا هم بیشتر اجازه‌‌اش را بدهم ..چون خسته‌‌ام و این خستگی، برایم حرف دارد .. این خستگی مدام می‌گوید که ما گونه های در وهم اشرف مخلوقات بودن، به شکل زشت و رقت باری روز به روز در حال خالی شدن از هر شکلی از لیاقتیم .. پیغام تلخیست و امیدواریم که حداقل کاملا حق با خشم و خستگیم نباشد! و امیدوارم نوری، امیدی، روزنه‌ای بشریت را بعد از این همه، باز هم به روزهای بهتری برساند!! همین.</description>
                <category>.Selene</category>
                <author>.Selene</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2026 14:40:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>