<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمید مهدی‌پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_92020798</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:31:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3020668/avatar/XhZxzM.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمید مهدی‌پور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_92020798</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفاوت بین Semantics و Pragmatics و ارتباط آنها با نظریه دروین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92020798/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-semantics-%D9%88-pragmatics-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-bevyatkccmkz</link>
                <description>تفاوت بین Semantics و Pragmatics و ارتباط آنها با نظریه دروینمعناشناسی به معنی اشاره دارد در حالی که عمل‌شناسی(عمل‌گرایی) به معنای عمیق استباط شده اشاره دارد به عنوان مثال اگر بخواهیم یک سوال ساده از شما بپرسیم آیا یک فنجان قهوه می‌خواهید؟ معنای معنایی آن سوال صرفا این است که از شخص مذکور بپرسم آیا نوشیدنی گرم می‌خواهد یا خیر؟ در semantics  مفهوم مدنظر است اما در pragmaticsمنظور مدنظر است.تفاوت اصلی بین معناشناسی و عمل‌شناسی(عمل‌گرایی) این است که معناشناسی معنای کلمات و معنی آنها را در جملات مطالعه می‌کند در حالی که عمل‌شناسی همان کلمات و معانی را اما با تاکید بر زمینه آنها مطالعه می‌کند.هر دو معناشناسی و عمل‌شناسی دو شاخه اصلی مطالعه در زبان‌شناسی هستند.آنها هر دو معنا و اهمیت کلمات را در یک زبان مطالعه می‌کنند اما تفاوت مشخصی بین معناشناسی و عمل‌شناسی وجود دارد.در معناشناسی به دنبال مجموعه‌های بزرگتر و وسیعتری تحت عنوان گفتمان می‌رویم اما معنی را به صورت واژه‌ای و واژه‌ها را به صورت منقطع و خارج از جمله بررسی می‌کنند.نظریه معنابخشی اطلاعات: یکی از پراستنادترین نظریه‌های است که در حوزه اطلاعات و ارتباطات مورد استفاده واقع شده است. معنابخشی به معنی لغوی آن به معنادار بودن یا نبودن چیزی، فرایندی، یا پدیده‌ای اطلاق می‌شود. آنچه در این نظریه معیار سنجش اطلاعات قرار می‌گیرد، میزان معنایی است که توسط عامل انسانی دریافت می‌شود.دروین (1999) معنابخشی را مناسب‌ترین راهبردهای معنابخشی می‌داند که به کاربر کمک می‌کند تا دنیا اطراف خود را بهتر درک کرده و معنی بخشد. معنابخشی مستلزم درک این نکته است که بفهمیم افراد چگونه اطلاعات را از درون پیام بیرون کشیده و تفسیر می‌کنند. معنابخشی فرایندی است که افراد به کمک آن به تجربیات زیسته خود معنی می‌بخشند.نخستین بار گروه پارک در دهه 1970 در مطالعات خود در زمینه تعامل انسان و کامپیوتر این مفهوم را معرفی کرد. سپس برندا دروین در حوزه علم اطلاعات و ارتباطات آن را به کار برد و مدتی بعد نیز ویک در مطالعات سازمانی خود از آن بهره گرفت.نظریه معنابخشی دروین زیربنای نظریه معنابخشی سازمانی ویک است. معنابخشی دروین بیشتر بر فرد تکیه می‌کند و آن را امری درونی برای فرد تلقی می‌کند، درحالی که این موضوع در سال‌های اخیر و گسترش مطالعات، بیشتر بر فرایند معنابخشی، فارغ از فردی یا گروهی بودن آن تاکید شده است. استعاره مثلثی دروین با نظریه میلر منطبق است؛ زیرا فرد در ظرف زمان و فضا دچار شکاف اطلاعاتی شده است. به نوعی میلر در این نظریه معنابخشی، دو گروه از کاربران را (ناظران و کم اثرکنندگان) تشریح می‌کند. نظریه‌های معنابخشی روند حرکتی را از فردگرایی به جمع‌گرایی داشته‌اند و در این میان پژوهشگران دیگری نیز موقعیت‌های مختلف کاربران را که بر معنابخشی تاثیرگذارند، بررسی کرده و در آن حوزه‌ها نیز نظریه‌پردازی نموده‌اند.</description>
                <category>حمید مهدی‌پور</category>
                <author>حمید مهدی‌پور</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jan 2024 21:44:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت بین Emic و Etic چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92020798/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-emic-%D9%88-etic-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zrbw8rciw7bd</link>
                <description>تاریخچهاین اصطلاحات در سال 1954 توسط زبان‌شناس کنت پایک ابداع شد، او استدلال کرد که ابزارهای توسعه‌یافته برای توصیف رفتارهای زبانی را می‌توان با توصیف هر رفتار اجتماعی انسانی تطبیق داد. همانطور که پایک اشاره کرد، دانشمندان علوم اجتماعی مدت‌هاست در مورد عینی یا ذهنی بودن دانش آنها بحث کرده‌اند. نوآوری پایک این بود که از یک بحث معرفت شناختی دور شود و در عوض به راه حل روش شناختی روی آورد. Emic و Etic به ترتیب از اصطلاحات زبانی واج و آوایی مشتق شده اند، که در آن تلفن یک صدای گفتاری یا اشاره متمایز است، صرف نظر از اینکه آیا صدای دقیق برای معانی کلمات مهم است یا خیر، در حالی که واج یک صدای گفتاری در یک مفروض است. زبانی که اگر با واج دیگری جایگزین شود، می‌تواند یک کلمه را به کلمه دیگر تغییر دهد. امکان توصیف واقعاً عینی توسط خود پایک در اثر اصلی خود رد شد. او دوگانگی امیک-اتیکی را در انسان شناسی به عنوان راهی برای دور زدن مسائل فلسفی درباره ماهیت عینیت پیشنهاد کرد.این اصطلاحات نیز توسط انسان شناسان وارد گودناف و ماروین هریس با معانی کمی متفاوت از آنچه که توسط پایک استفاده می شد، حمایت می‌کردند. گودناف در درجه اول به درک معنای فرهنگی خاص باورها و اعمال خاص علاقه‌مند بود. هریس در درجه اول به توضیح رفتار انسان علاقه مند بود.امیک چیست؟ابتدا اجازه دهید به دیدگاه امیک توجه کنیم. دیدگاه Emic را می توان به عنوان دیدگاهی درک کرد که در آن محقق دیدگاه خودی را به دست می آورد. اجازه دهید این را بیشتر بررسی کنیم. زمانی که محقق در مورد موضوع خاصی تحقیق می کند، وارد میدان می شود. پس از ورود به عرصه پژوهش، تلاش می کند تا پدیده اجتماعی را از دیدگاه افراد مورد پژوهش درک کند.اجازه دهید به یک مثال نگاه کنیم. در یک جامعه خاص، مراسم خاصی توسط مردم انجام می شود. اگر محقق با دیدگاهی امیک به این حوزه نزدیک شود، تلاش می کند تا معانی ذهنی ای را که مردم به این اعمال می دهند، درک کند. او از درگیر شدن در یک مطالعه عینی خودداری می کند، اما سعی می کند آیین ها را از چشم شرکت کنندگان در تحقیق معنا کند.یک ویژگی کلیدی در دیدگاه امیک این است که محقق به خود داده ها اهمیت می دهد تا درک نظری چارچوب های مفهومی. با این حال، تلاش برای این کار می تواند بسیار دشوار باشد، زیرا همه محققان ایده ها و سوگیری هایی از قبل دارند. حال، اجازه دهید به دیدگاه اخلاقی برویم.اتیک چیست؟دیدگاه اخلاقی با دیدگاه امیک بسیار متفاوت است و حتی می‌توان آن را دو دیدگاه متضاد در نظر گرفت. در منظر Etic، محقق از دور به حوزه تحقیق به صورت عینی می‌نگرد. این نشان نمی‌دهد که او از نظر فیزیکی فاصله‌ای را حفظ می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که محقق به چارچوب‌ها و مفاهیم نظری اهمیت می‌دهد و اجازه می‌دهد تا او را راهنمایی کنند، نه اینکه توسط معانی ذهنی شرکت‌کنندگان در تحقیق هدایت شوند.اجازه دهید این را از طریق یک مثال درک کنیم. محققی که تلاش می‌کند نظریه‌ها و مفاهیمی را که قبلاً در یک رشته وجود دارد برای درک یک زمینه تحقیقاتی خاص به کار گیرد، از دیدگاه اخلاقی استفاده می‌کند، زیرا او نمی‌تواند معنای ذهنی را درک کند.دیدگاه اخلاقی یک چشم انداز عینی از حوزه تحقیق ارائه می‌دهد. محقق تا جایی در بافت غوطه ور نمی‌شود که تجربه شرکت کننده در تحقیق را زنده کند. دیدگاه اخلاقی، بر خلاف دیدگاه امیک، در ارائه دیدگاه خودی ناکام است، اگرچه به طور گسترده در تحقیقات استفاده می شود. این تفاوت اصلی بین دیدگاه امیک و اتیک است. این تفاوت را می توان به صورت زیر خلاصه کرد.تفاوت بین Emic و Etic چیست؟دیدگاه Emic را می‌توان به عنوان دیدگاهی تعریف کرد که در آن محقق دیدگاه خودی را به دست می‌آورد. از سوی دیگر، در دیدگاه Etic، محقق از دور به حوزه تحقیق به صورت عینی می‌نگرد. تفاوت اصلی بین این دو از درک ذهنی و عینی پدیده اجتماعی ناشی می‌شود.ویژگی های Emic و Etic :نقطه نظر:Emic:  محقق از دیدگاه خودی استفاده می‌کند.Etic:  محقق از دیدگاه خارجی استفاده می‌کند.طبیعت:دیدگاه Emic بر ماهیت ذهنی تأکید می‌کند‌.Etic:  دیدگاه اخلاقی بر ماهیت ذهنی تأکید می‌کند.اتکا:دیدگاه Emic بر معنای ذهنی است که شرکت کننده در درک یک پدیده می‌دهد.Etic:دیدگاه اخلاقی در درک یک پدیده بر نظریه‌ها و مفاهیم تکیه دارد.</description>
                <category>حمید مهدی‌پور</category>
                <author>حمید مهدی‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 00:02:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>