<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های masoumeh jan</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_92053128</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:55:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1686925/avatar/ZcHqCl.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>masoumeh jan</title>
            <link>https://virgool.io/@m_92053128</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اجتناب ناپذیر‌ترین‌ها: مرگ و شکست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92053128/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-vdxgqu1oakol</link>
                <description>توآیلا ثارپ طراح رقص معروف آمریکایی پس از سال‌ها طراحی رقص برای نمایش‌های کوچک و بزرگ حالا تجربیاتش در مورد خلاقیت و چگونه خلاق بودن را به عنوان فردی که حوزه کاریش او را محکوم به خلاق بودن کرده است، کتابی تحت عنوان عادت خلاق نوشته و در این کتاب خلاقیت را یک ویژگی اکتسابی بیان می‌کند. در این مقاله به بررسی یکی از فصل‌های این کتاب پرداختم تا ببینیم واقعا شکست یکی از عوامل موفقیت است.در فصل یازدهم کتاب تحت عنوان شاگرد اول رفوزه بیان می‌کند که اگر چه پیروزی خواستنی‌تر و سزاوارتر از شکست است اما هر فرد خلاقی ناچار هست اصول تعامل با شکست را بپذیرد زیرا این واقعیت که قدرتی شفا‌‌ بخش در شکست نهفته است، انکار ناپذیر است.بهترین نوع شکستاو در ادامه بیان می‌کند که بهترین نوع شکست، آن‌هایی است که به دور از چشم دیگران اتفاق می‌افتد، و ادامه می‌دهد که اگر چه این نوع از شکست‌ها ممکن است بر عزت نفس شما تاثیر بگذارد و سرعت کار شما رو به تاخیر بیاندازد اما این حقیقت که هرچه بیشتر در خلوت خود شکست بخورید، احتمال شکست تان در ملاء عام کاهش می‌یابد، قابل کتمان نیست.او همچنین فعالیت خلاقیت را مترادف با ویرایش می‌داند و این برداشت از خلاقیت را نه به معنای لاپوشانی و فریبکاری بلکه تمرینی برای بهتر و بهتر شدن می داند.شکست در ملاء عام: سقوط به قهقرااو با نقب قول از جروم رابینز: برترین عملکردتان پس از بزرگترین ناکامی‌تان حاصل می‌شود، به شمردن فواید شکست در ملاء عام می پردازد.  از جمله فوایدی که در این کتاب می‌خوانیم، این است که شکست در ملاء‌‌ عام به معنای سقوط به قهقرا است، و شما پس از آن چاره‌ای ندارید به جز کسب مهارت جدید، تلاش و در نهایت پیروزی.همچنین توایلا فرمول زیر را معرفی می‌کند: کامیابی از مزایای شکست = شناخت دلایل یک شکستدلایل شکست:1. فقدان مهارت ، اولین عامل شکست:زمانی که ایده ای در ذهنتون شکل گرفته اما متاسفانه مهارت لازم برای انجام دادنش  ندارید، شما در حال دست و پنجه نرم کردن با اولین عامل شکست هستید.2. مفاهیم نادرست دومین علت شکست است:.مثل داستان بد، انتخاب نادرست یک موضوع که ناگهان عنان کار را به دست میگرند و شکست رخ می دهد.3. قضاوت نادرست، سومین عامل عدم موفقیت:تنها شما مسئول کارتان هستید پس در مقابل قضاوت بدون درخواست مخاطبان در خصوص اثر نهایی، تعارف را کنار بگذارید و با تمام توان بر حقوقتون پافشاری کند‌.4. عامل چهارم ناکامی، شهامت ناکافی:توایلا ثارپ بدترین دلیل شکست خلاقیت را، عدم داشتن شهامت کافی می داند. زمانی که شما همه مواد و لوازم لازم را آماده کرده‌اید اما شهامت شروع ، حمایت و به پایان رساندن ایده‌تان را ندارید، افکار آزاردهنده به شما حمله و متاسفانه گاهی بر شما غلبه می‌کنند و این سبب شکست می‌شود، پیش از شروع.5. عامل پنجم شکست، تکرار:شما وقتی با پیمودن یک مسیری و ایجاد یک سری عادات به موفقیت می‌رسید و با تکرار این مسیر موفقیت‌های بیشتری نصیبتان می‌شود، ولی درد سر زمانی آغاز می‌شود که تکرار موجب شود دو دستی به موفقیت‌های گذشته بچسبیم و از اقدام برای رسیدن به موفقیت‌های جدید دست برداریم.6. عامل نهایی، انکار:خلق هر اثر جدید، شروع هر پروژه جدید و به طور کلی بر داشتن هر قدم جدید نیازمند شهامت و جسارت هست. اما گاهی ترس‌ها ما را به دام انکار می‌اندازند و ممکن است به طور کلی از برداشتن قدم جدید منصرفتان کنند.  و یا حتی پا فراتر بگذارد و مانع از دیدن درست و روشن اشتباهاتتان و نواقص کارتان شود.قدم درست برای رهایی از دام انکار ، پذیرفتن اشتباه و نواقص کارتان و سپس اصلاح نگرشتان، و به چالش کشیدن وضعیت فعلی شما است.توایلا ثارپ علاوه بر تمام این موارد، دو پیشنهاد مهم دیگر هم به مخابانش می‌دهد:او تغییر را یک اقدام خطرناک و در عین حال یک کار فوق العاده دشوار می‌داند. و اعلام می‌کند تغییر باید یک قدم برد-برد باشد.او همچنین پیشنهاد می‌کند، که برای جلوگیری از ارائه ناقص فرمت نهایی کارتان و پیش بینی نواقص و اصلاح کارتان به صورت بهرمند از نظریات و قضاوت‌های درست اطرافیانتان استفاده کنید و این پیشنهاد به طور کامل با سومین عامل شکست یعنی قضاوت نادرست تفاوت دارد.شما تا به حال با شکست روبه رو شده‌اید، شکست، موفقیت‌های بعدی را برای شما به ارمغان آورد. خوشحال میشم با من از تجربیاتتون صحبت کنید. من همه‌ی کامنت‌ها رو می‌خونم و نظرات شما برای من ارزشمند هستند.</description>
                <category>masoumeh jan</category>
                <author>masoumeh jan</author>
                <pubDate>Thu, 18 Aug 2022 17:21:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منِ حاضر، اویِ غایب</title>
                <link>https://virgool.io/Lawyer/%D9%85%D9%86%D9%90-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%90-%D8%BA%D8%A7%DB%8C%D8%A8-p1g8x8cbamfr</link>
                <description>این روز‌ها صحبت از قانون جلوگیری از سقط جنین در آمریکا و برگشت به عقب، نقل مجالس شده است، هرچند زندگی با این قوانین برای ما زنان ساکن و شهروند ایران تجربه زیسته و در حال زیست هست، اما با این حال دغدغه این‌ روز‌های اکثر زن‌هاست و همین موضوع سبب تحریک حس کنجکاوی بنده و در نتیجه بررسی مقالات با موضوع تاثیر قوانین مخالف با سقط بر روان زنان شده است.در همین راستا مقاله ایی با عنوان  Restricting access to abortion likely to lead to mental health harms, APA asserts   که در ماه می سال 2020 در سایت (APA) The American Psychological Association منتشر شد، توجه‌ام را جلب کرد.عبارت (APA) یا The American Psychological Association، که انجمن روانشناسان آمریکا است، و مدتهاست که صدای قوی و ثابتی برای دسترسی برابر به خدمات بهداشت باروری برای همه را دارا است و از سال 1969 چهار قطعنامه را تصویب کرده است که حق انتخاب زنان را تایید کرده و ادعاهای مربوط به اثرات نامطلوب روانی سقط جنین را رد کرده است. APA همچنین 11 پرونده amicus curiae، را در موارد مربوط به سقط جنین تنظیم کرده است.به گفته این مقاله انجمن روانشناسان آمریکا به شدت نگران رای دادگاه عالی ایالات متحده آمریکا در راستای حذف حق قانونی سقط جنین هستند و با استناد به سال‌ها تحقیق و پژوهش بیان کردند که اگر سقط جنین غیرقانونی یا دشوارتر شود، به سلامت روان زنان آسیب وارد می‌کند.همچنین در این مقاله به نقل از فرانک.سی. وورل (Frank C. Worrell) رئیس APA بیان شده است: که تحقیقات روان‌شناختی طولانی‌مدت و بسیار دقیق به وضوح نشان می‌دهد که افرادی که از سقط جنین محروم می‌شوند، در مقایسه با افرادی که قادر به سقط جنین به صورت قانونی و بهداشتی هستند، بیشتر احتمال دارد که سطوح بالاتری از اضطراب، رضایت از زندگی کمتر و اعتماد به نفس پایین‌تری را تجربه کنند. همچنین وورل در ادامه بیان می‌کند که در واقع سقط جنین اغلب با موقعیت اجتماعی-اقتصادی و قدرت درآمدزایی افراد مرتبط است. و همچنین می‌گوید که قوانینی که دسترسی به سقط جنین ایمن و قانونی را محدود می‌کند، در واقع بر افرادی که در فقر زندگی می‌کنند، رنگین پوستان و اقلیت‌های هویت جنسی و جنسیتی، و همچنین کسانی که در مناطق روستایی یا مناطق محروم از نظر پزشکی زندگی می‌کنند، تأثیر می‌گذارد.در مملکت ما اما اوضاع تنها سر سوزنی سخت تر هست :/.بر اساس خبر گذاری ایمنا، مجلس یازدهم در راستای اجرای سیاست‌های «طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده»، طرحی را به تصویب رسانده که کار سقط جنین را حتی در مواردی که نوزاد دچار مشکلات کروموزومی یا جسمی باشد، بسیار سخت می‌کند.بر اساس این طرح، شورایی در سازمان نظام‌پزشکی قانونی متشکل از دو فقیه، یک قاضی و چند پزشک برای تشخیص و تأیید ضرورت قطعی سقط جنین تشکیل خواهد شد؛ همچنین حرج مادر را نیز قاضی تعیین می‌کند؛ به این معنا که اعلام مادر مبنی بر آنکه نگهداری کودک مبتلا به نارسایی‌های جسمی یا ذهنی برایش ممکن نیست، کفایت نمی‌کند و درنهایت قاضی باید به این تشخیص برسد؛ در واقع ماده ۵۶ طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، سقط درمانی را منسوخ می‌کند. علاوه بر این مجلس یازدهم در آخرین روز اسفند سال ۹۹ نیز اعلام کرد که در قالب طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، طرح غیراجباری شدن غربالگری، قانونمند و نهایی شده و البته موضوع جلوگیری از دسترسی رایگان در مراکز بهداشتی به لوازم پیشگیری از بارداری نیز در مراحل آخر خود قرار دارد.حال با توجه به شرایط اجتماعی مملکت ما اصلا تصور محال و دور از انتظاری نیست که ثروتمندان و افراد مرفه جامعه علاوه بر ابزار پیشگیری از بارداری، به پزشکان حاذقی که با دریافت مبلغی عمل سقط را با دقت و بهداشت بیشتری انجام می‌دهند نیز دسترسی دارند و با وجود همه‌ی خطر‌های این نوع سقط جنین باز هم ریسک پایان دادن خود خواسته به بارداری در آن‌ها نسبت به افراد کم درآمد جامعه بسیار کمتر هست. با همه‌ی این تفاوت‌ها و جدای از بحث هزینه و ریسک انجام غیر قانونی این کار، سوالی که مطرح است این است که تا چه زمانی به اصطلاح سیاستمداران قصد تصمیم‌گیری برای زنان را دارند و تا چه زمانی زنان را طفل صغیر، بدون قدرت تشخیص مصلحت خود، انتخاب و تصمیم گیری خواهند دانست. و تا چه زمانی بار روانی و استرس ناشی از این قوانین باید بر روی دوش زنان سنگینی کند.و همچنین نباید فراموش کرد که براساس اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO)، حدود ۱۰ درصد از مرگ و میرهای سالانه مادران در جهان، به دلیل سقط جنین ناامن است.حالا به نظر شما این مضحک نیست که سلامتی جسمی و روانی منی که وجود دارم و حاضرم نسبت به اویی که هنوز نیست و غایب است، از اهمیت کتری برخور دار باشد.پ.ن: البته از آنجایی که اجبار برای غربالگری‌ها در این مملکت برداشته شده، سلامت آن طفل معصوم غایب هم بی اهمیت است.</description>
                <category>masoumeh jan</category>
                <author>masoumeh jan</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jul 2022 22:57:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوخی ژان تولی در رمان مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92053128/%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-asorbuul6ets</link>
                <description>این رمان درباره خانواده تواچ و کسب‌وکار منحصربه‌فرد آن‌هاست. خانواده تواچ مغازه‌ای با این شعار دارند: «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.»، مغازه ایی برای ارائه مشاوره و خدمات لازم برای یک خودکشی موفق!رمان در زمان و مکان نامشخصی در جریان است و آنچه به وضوح در داستان مشخص است، نا امیدی فراگیری است که از افراد عادی جامعه شروع شده و تا سران مملکتی و دولتی ادامه یافته است.همه چیز در مغازه خودکشی و خانواده تواچ عالی است و تنها یک نقطه تاریک وجود دارد، آلن! فرزند کوچک خانواده که زیادی امیدوار است.آقا و خانم تواچ از دست لبخندها و خوش‌بینی‌های آلن به تنگ آمده‌اند. خانواده تواچ نسل‌های زیادی مغازه خودکشی را اداره کرده‌اند و تا به حال هیچ‌کدام از آن‌ها به زندگی امید نداشته‌اند. حتی خواهر و برادر آلن به پدر و مادر خود اعتراض می‌کنند که: پس ما کِی می‌توانیم خودکشی کنیم؟ در سراسر رمان، نویسنده با همدستی آلن مخاطب را به امیدوار بودن تشویق می‌کند. و به مخاطب اعلام میکند  که زندگی با همه مشکلاتی که دارد، همچنان زیبا است. در واقع همه چیز به خود ما بستگی دارد....اما...جملات پایانی کتاب در من احساس بازیچه بودن ایجاد کرد، ضربه‌ای غیرقابل پیش‌بینی که همه آنچه را که در ذهن ساخته‌ بودم را  ویران کرد.آلن به همه خیانت کرد!..ترجمه کتاب روان و دل نشین بود و چاپ کتاب هم عالی بود، به جز طرح روی جلدش که دوست نداشتم ( انگار دم دستی ترین طرحی رو که پیدا کردند رو گذاشتن روی جلد کتاب)، من چاپ پنجاهم کتاب رو دارم، با قیمت ۳۸ هزار تومن وجه رایج مملکت?.</description>
                <category>masoumeh jan</category>
                <author>masoumeh jan</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 16:56:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ستایش بطالت با تأسی از برتراند راسل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_92053128/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%84-ahxbi1euvh8j</link>
                <description>اگر شما هم در کلاس‌ها و دوره‌های مربوط به خلاقیت شرکت کرده باشید و یا حتی منابع مرتبط با این موضوع مثل کتاب و پادکست و غیره را خوانده و گوش کرده باشید متوجه خواهید شد که دائما به گذراندن وقت به بطالت توجه و توصیه می‌شود و در واقع این مورد را یکی از گزینه‌های افزایش خلاقیت به شمار می‌آورند. اما با توجه به فضای حال حاضر دنیای اجتماعی ما و سوشال مدیا که دائما به شما گوشزد می‌شود: که وقت چنان ارزشمند هست که بابت یک ساعت بیشتر خوابیدن هم شما لایق بردین سرتان با گیوتین هستید، چطور بطالت یک گزینه مثبت بر روی میز خلاقیت هست؟برتراند آرتور ویلیام راسل (۱۸۷۲ –۱۹۷۰)، یک همه‌چیزدان، فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه‌شناس، نویسنده، فعال سیاسی، برنده جایزه ادبی نوبل و فعال صلح‌طلب بریتانیایی بود. راسل، که یکی از فیلسوفان برجسته‌‌ی قرن بیستم هست و «جنبش فلسفی مخالفت با ایدئالیسم» را در اوایل قرن بیستم رهبری می‌کرد. او را یکی از بنیان‌گذاران فلسفه تحلیلی می‌دانند، او فعالیت ضد جنگ داشته و بدلیل همین عقاید صلح‌طلبانه‌اش در طول جنگ جهانی اول، از دانشگاه اخراج شد و به زندان افتاد. او همچنین مخالف آدولف هیتلر، منتقد تمامیت‌خواهی استالین، معترض درگیری آمریکا در جنگ ویتنام و همچنین از حامیان خلع سلاح هسته‌ای بود. به عبارتی آقای برتراند راسل که حتی یک ثانیه از عمرش را به بطالت نگذرانده است،  مقاله‌ایی تحت عنوان در ستایش بطالت نوشته است. برتراند راسل مقاله اش را با این جمله شروع می‌کند که در طول عمرش با سر به راهی از این مثل ( شیطان همیشه برای دست‌ها‌ی عاطل و باطل کار ناجور جور می‌کند) پیروی کرده و به همین سبب بسیار سخت کوش بوده است، اما در ادامه بلافاصه بیان می‌کند که به عقیده او این باور که کار زیاد فضیلت است، خسرانی عظیمی به بار آورده است.آیا برتراند راسل با این جمله خط بطلان بر تمام سخت کوشی‌های خودش کشیده است؟خیر، در واقع بر تراند راسل این مقاله را در سال  1932 و در اوج رکود بزرگ، که بطالت برای میلیون‌ها نفر که کارشان را از دست داده بودند واقعیتی اجتناب‌ناپذیر بود، نوشته است. در واقع برتراند راسل در اين مقاله از بيکاری و تنبلی دفاع نمی‌کند. بلکه به ساعت‌های کاری زياد و افراط در انجام کار اعتراض می‌کند. از نظر او مردم دنيا زياد کار می‌کنند و همین امر خسران عظیمی به بار آورده است. او بیان می‌کند که کارکردن بسیار زیاد برخی از انسان‌ها، بعضی دیگر را به فقر کشانده است و پیشنهاد می‌کند که علاوه بر اصلاح نظام اقتصادی‌ای، تجدید نظر اساسی و تغییر نگرش در نظام اخلاقی هم الزامی است.او اینگونه ادامه می‌دهد که کار کردن زیاد بدون اینکه در نتیجه‌ آن رفاه مناسب برای فرد ایجاد شود، در واقع بر پایه قوانین و اخلاق برده داری است و دنیای مدرن نیازی به برده داری ندارد. در واقع راسل منظورش را با مثال کارخانه میخ سازی به خوبی آشکار می‌کند: او می‌گوید که اگر دنیا جای معقولی باشد، یک کارخانه مستلزم است که با پرداخت همان حقوق قبلی، ساعات کار کارگرانش را نصف کند و در نتیجه زمانی که کارگران به بهره‌بردن از لذت‌های فراغت اختصاص خواهند داد افزایش چشمگیری می‌یابد. اما چنین چیزی به ندرت اتفاق می‌افتد و صاحبان کارخانه ترجیح می‌دهند نصف کارگران را با همان ساعات کار قبلی نگه دارند و بقیه را تعدیل کنند. در واقع این نوع از کار بر پایه اخلاق بردگی است و راسل به آن اعتراض دارد.او دنیای آرمانی خود را اینگونه توصیف می‌کند: در دنیایی که هیچ‌کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت در روز کار کند، هر فرد شیفته‌ی علم می‌تواند این میل خود را ارضا کند، و هر نقاشی می‌تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، حال نقاشی‌هایش هر کیفیتی که می‌خواهد داشته باشد. نویسندگان جوان مجبور نخواهند بود با کارهای بازاری مهیج جلب توجه کنند تا به استقلال اقتصادی‌ای برسند که لازمه‌ی خلق آثار ماندگار است، و وقتی هم که سرانجام موعدش برسد، ذوق و توانایی خلق چنین آثاری را از دست داده باشند.او در ادامه توضیح می‌دهد که فضیلت، کار با کیفیت است و نه کار زیاد و فواید وجود این تفکر از کار در جامعه را اینگونه توصیف می‌کند که کار مطلوب نه تنها فراغت را نشاط آور می‌کند بلکه بازدهی افراد را در هنگام کار افزایش می ‌دهد و همچنین حتی اگر یک درصد از مردم جامعه زمانی رو که صرف کار حرفه‌ای نمی‌کنند، را به پیگیری امور اجتماعی اختصاص می‌دهند، جامعه به چشمگیری رشد می‌کند.اما با همه‌ی این توصیفات و نظرات برای ما انسان‌هایی که دوره های قرنطینه کرونا را تجربه کرده ایم، میدانیم که لذت بردن از فراغت همیشه کار ساده‌ای نیست.که راسل برای حل این مشکل به آموزش اشاره می‌کند، او معتقد بود که هدف اصلی آموزش مجهزکردن جامعه به توانایی، دانش و عاداتی است که امکان لذت‌بردن از فراغت خلاقانه را ایجاد می‌کند. اما باید اعتراف کنیم که از همان سال‌های ابتدایی حضور در محیط آموزشی به افراد این حس القا می‌شود که در وهله‌ اول مدارک آن‌ها ارزش اقتصادی دارد. اما جامعه‌ی آرمانی که راسل توصیف می‌کند، جامعه‌ای که بر روی بطالت سرمایه‌گذاری می‌کند، آرمان شهر است. مدینه فاضله‌ای است که هم ساختارهای اقتصادی‌اش و هم ارکان اخلاقی آن دگرگون شده است.نشر نیلوفر این مقاله را در غالب کتابی 40 صفحه‌ای و با ترجمه آقای محمد‌رضا خانی منتشرکرده است و آخرین چاپ آن (چاپ هفتم) با قیمت 15 هزار تومن وجه رایج مملکت موجود هست.</description>
                <category>masoumeh jan</category>
                <author>masoumeh jan</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jun 2022 16:41:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>