<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهرنوش واحدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_93044301</link>
        <description>من یک کُدا هستم (فرزند شنوای خانواده ناشنوا) و قراره اینجا در موردش کلی صحبت کنیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:37:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1813723/avatar/ByJZ8p.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهرنوش واحدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_93044301</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تنها دختر شنوای مامانِ ناشنوا که همیشه نگرانه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93044301/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-n0ianp8ftkya-n0ianp8ftkya</link>
                <description>روز سوم دی 1401 مامانم عمل تعویض مفصل زانو انجام داد و خداروشکر بعد از سه روز مرخص شد و ما برگشتیم خونه. از اونجایی که مامان من ناشنواست و کلا همیشه باید یک نفر همراهش باشه، از روز اول من همراهش بودم و تمام کارها رو دوش من بود.وقتی هم که برگشتیم خونه تمام کارهای خونه و همچنین مراقبت از مامانم به عهده من بود و خب مسلمه که منم خسته می‌شدم و نیاز به استراحت و آرامش داشتم. برای همین یه روز ظهر به برادرم زنگ زدم و ازش خواستم که زودتر بیاد خونه تا من بتونم برم پیش دوستم. بعدازظهر همون روز مامانم یکم حال‌ندار بود و همش بی‌قراری می‌کرد و همون موقع برادرم زنگ زد که من نزدیک خونه‌م و تو برو تا من بیام؛ منم گفتم نه صبر می‌کنم تا تو بیایی.درست تو همون لحظات حال مامانم بدتر شد، جوری که نفسش بالا نمیومد و من سریع به اورژانس زنگ زدم. متاسفانه مامانم دچار حمله قلبی شده بود و اگه من نبودم و برای چند دقیقه مامانم رو تنها می‌ذاشتم معلوم نبود الان چه اتفاقی براش افتاده بود.حقوق برابر حق  افراد ناشنواکاش مسئولین کمی درک کنناین اتفاقی که براتون تعریف کردم ممکنه برای هرکسی بیوفته، ولی نکته‌ش اینجاست که شما فرزندان شنوای والدین شنوا کمتر از ما نگران هستین چون اگر خدایی نکرده برای والدین شما اتفاقی بیوفته و شما پیششون نباشین، خودشون می‌تونن با اورژانس تماس بگیرن و به داد خودشون برسن، اما والدین ناشنوای ما به هیچ‌وجه نمی‌تونن با اورژانش تماس بگیرن و عملاً نمی‌تونن کاری انجام بدن و این یکی از بزرگترین دغدغه‌های ما کداهاست. (اگه در مورد کدا نمی‌دونی، حتما این مطلب رو بخون)شاید براتون این سوال پیش بیاد که خب آره دیگه ناشنوایان نمی‌تونن به اورژانس زنگ بزنن و این کاملاً طبیعیه، اما می‌خوام بهتون بگم اتفاقا راه حلی وجود داره و اونم برقراری تماس تصویری فرد ناشنوا با کارشناس یا مترجم ناشنوایان در اورژانسه. یعنی فرد ناشنوا می‌تونه از طریق تماس تصویری با کارشناس، مسلط به زبان اشاره ناشنوایان، مشکلش رو بیان کنه و مثل افراد شنوا درخواست کمک و راهنمایی کنه. برای این موضوع انجمن خانواده ناشنوایان ایران خیلی تلاش کرده و طرح‌های زیادی رو به مسئولین داده، اما کجاست اون مسئولی که این موضوع براش مهم باشه و لحظه‌ای درک داشته باشه.به امید روزی که افراد ناشنوا هم از حقوق برابر برخوردار شن و ما کداها هم کمتر نگران والدین ناشنوای خود باشیم.اگه درمورد این موضوع تجربه‌ای دارین، یا حتی اگه سؤالی براتون پیش اومده خوشحال می‌شم بشنوم تا بتونیم باهم گپ بزنیم.</description>
                <category>مهرنوش واحدی</category>
                <author>مهرنوش واحدی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 15:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهرنوشم یک کُدا (فرزند شنوای خانواده ناشنوا)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93044301/%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%8F%D8%AF%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7-ehmeratj04tg</link>
                <description>   خیلی روزا به این موضوع فکر می‌کنم که چرا هیچ‌کس تصوری از من و زندگیم نداره؟ چرا بیشتر وقت‌ها درک نمی‌شم؟ چرا وقتی می‌گم درگیر خونه و مامانم هستم، بعضی‌ها با چشمانی درشت منو نگاه می‌کنن؟ بعد با خودم می‌گم: هی دختر جون، چون هیچ‌کس از بطن زندگی تو خبر نداره و هیچ‌وقت مشکلات و دغدغه‌های تو رو نداشته و حق داره که ندونه تو با کدا بودنت چه باری رو دوشته؛ چون از نزدیک واقعیت زندگی تو رو لمس نکرده و هیج‌جا هم آموزش ندیده و اصلا درمورد ناشنوایان و فرزندان شنواشون هیچ فرهنگ‌سازی نشده که بخواد لحظه‌ای خودش رو جای تو بذاره.بنابراین اگه دوست دارین با کُداها و افراد ناشنوا و همچنین فرهنگ‌شون آشنا بشین، حتما همراهم باشین.دوست دارم به اشاره بین‌المللی ناشنوایانداستان کدا از کجا شروع شد و اصلاً کدا یعنی چی؟کُدا (coda) مخفف جمله‌ی (Child of Deaf Adults) است؛ به معنی فرزند بزرگسال (بالای 18 سال) والدین ناشنوا.این اصطلاح توسط Millie Brother ابداع شده که سازمان CODA را هم تأسیس کرده است. کداها با دو فرهنگ جامعه ناشنوا و شنوا و همچنین دو زبان، یعنی زبان اشاره ناشنوایان و زبان شفاهی بزرگ می‌شن و اغلب در مرز بین جهان ناشنوا و شنوا حرکت می‌کنن و رابطی هستن بین والدین ناشنوای خود و دنیای شنوایی که در آن زندگی می‌کنند.ناشنوایانکداها و والدین ناشنوا هرساله (در خارج از ایران) آخرین یکشنبه ماه آوریل رو جشن می‌گیرن؛ این روز روزی‌ست برای بزرگداشت والدین ناشنوا و فرزندانشون جهت به رسمیت شناختن این جامعه و قدردانی از پدر و مادرها و فرزندانشون که در چنین شزایطی زندگی می‌کنن.تمام توضیحات بالا برای آشنا شدن شما با کلمه کدا بود؛ چون ما داخل ایران هیچ اصطلاح و واژه‌ای برای فرزندان شنوای والدین ناشنوا نداریم و من مجبورم از کلمه کدا استفاده کنم تا شما رو با دنیای کداهای داخل ایران و همچنین دغدغه‌ها و مشکلاتشون آشنا کنم.راستی قبل از اینکه بخوام کلا شروع کنم به نوشتن و گفتن مشکلاتم، فیلم کدا رو دیدین؟ اگه ندیدین حتما ببینین تا راحت‌تر بتونین با من و دنیام ارتباط برقرار کنین.نظرتون هم در مورد فیلم بهم بگین که خیلی برام مهمه. </description>
                <category>مهرنوش واحدی</category>
                <author>مهرنوش واحدی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 14:02:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>