<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین جلیلوند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_93189405</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:02:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>حسین جلیلوند</title>
            <link>https://virgool.io/@m_93189405</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ارتش در اولین سال جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93189405/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-l4mbtyykzqgb</link>
                <description>ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در یک سال نخست جنگ نقش قابل توجهی در توقف ماشین جنگی صدام داشت. لذا در گزارشی به بررسی اقدامات مهم ارتش پرداخته‌ایم.صدام با تصور اینکه در مدت زمان کوتاهی می‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند، آغازگر یک حمله سراسری علیه ایران شد و مرزهای هوایی و زمینی کشورمان را در آخرین روز شهریورماه سال 1359 مورد تجاوز قرار داد، اما صدام نه تنها در مدت یک هفته و یک ماه نتوانست به اهداف خود دست یابد، بلکه آرام آرام پیشروی ماشین جنگی‌اش در مناطق غربی و جنوبی کشورمان کُند و سپس متوقف شد و در ادامه مجبور به اتخاذ مواضع پدافندی شد. در سال دوم جنگ نیز با قدرت گرفتن نیروهای ایرانی و انجام سلسله عملیات‌هایی، نیروهای متجاوزگر ارتش بعث عراق مجبور به خروج از اراضی اشغالی شدند.ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در یک سال نخست جنگ نقش مهم و قابل توجهی در توقف ماشین جنگی صدام داشت و اگر تلاش‌ها و اقدامات ارتش نبود، شاید ارتش عراق می‌توانست به اهواز برسد و از خوزستان عبور کند. لذا همزمان با سالروز عملیات نصر6 توسط نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در گزارشی به بازخوانی اقدامات مهم ارتش در یک سال نخست جنگ پرداخته‌ایم.اشغال چند شهر؛ اما ناکام در هدفاستعداد رزمی ارتش عراق در آغاز جنگ تحمیلی، حداقل 23 لشکر با نهایت آمادگی رزمی بود، در حالی که استعداد ارتش ایران کمتر از 10 لشکر بود؛ آن هم در شرایط نامطلوب، ارتش عراق در آغاز جنگ از نظر نیروهای زمینی و هوایی در آمادگی عالی به سر می‌برد و از نظر نیروی دریایی در حد متوسط ارزیابی می‌شد، اما ارتش ایران در آغاز جنگ از نظر نیروی زمینی در پایین‌ترین سطح آمادگی رزمی قرار داشت. البته وضعیت نیروی هوایی متوسط و وضعیت نیروی دریایی خوب بود.بنابراین ارتش عراق در آغاز جنگ از نظر کمیت، دست کم چهار برابر ارتش ایران توان رزمی داشت. از نظر کیفیت نیز ارتش عراق مجهز به سامانه فرماندهی و کنترل منسجم، آموزش خوب و انضباط عالی بود، اما ارتش ایران از نظر کیفیت در سطح پایین‌تر از متوسط، اما از نظر ایمان و اراده برای دفاع از کشور در سطح عالی قرار داشت. به همین دلیل ارتش در یک سال نخست جنگ توانست دفاع قابل قبولی از سرزمین‌های کشورمان داشته باشد.ارتش بعثی عراق در روز 31 شهریور حمله سراسری‌اش را به خاک ایران اسلامی آغاز کرد. پس از پایان موج اول حملات هوایی عراق به پایگاه‌های هوایی ایران، نیروهای زمینی عراق هم تهاجم به خاک ایران را آغاز کردند. عراق از ابتدای جنگ تا 26 آبان 59 توانست شهرهای خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصرشیرین و نفت شهر را تصرف کند.همچنین آنان توانستند تا دیوارهاهی جنوبی شهر اهواز جلو بیایند، آبادان را محاصره کنند و سپس خود را به دیوارهای شهر شوش برسانند و جاده اندیمشک - اهواز را زیر آتش بگیرند. البته عراق نتوانست شهرهای مهم خوزستان همچون اهواز، آبادان، دزفول و شوش را اشغال کند. در این مدت بیش از 15 هزار کیلومتر مربع از خاک کشورمان به اشغال متجاوزان درآمد.عراقی‌ها هر چند توانستند چند شهر و بخش‌هایی از کشورمان را طی دو ماه به تصرف خود درآورند، اما به دلیل مقاومت‌های نیروهای نظامی و مردمی در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده ناکام ماندند. از این رو برخی هم‌پیمانان منطقه‌ای صدام بر آن شدند تا با فعال کردن میانجی‌هایی، آتش‌بس را در شرایط اشتغال به ایران تحمیل کنند. بنابراین اولین و بزرگترین ضربه‌ای که ارتش ایران بر دشمن متجاوز وارد کرد، ناکام گذاشتن آنان در دستیابی به اهدافشان بود.نمونه‌های ایثار و مقاومت ارتشیانیگان‌های ارتش که در مناطق مرزی و در خط مقدم جبهه بودند، بلافاصله وارد درگیری با قوای دشمن شدند. لشکر 92 زرهی از موسیان در شمال استان خوزستان تا خرمشهر در جنوب این استان گسترش یافت. گروه رزمی 37 زرهی شیراز هم که در فکه حضور داشت، به مقابله با پیشروی ارتش بعثی در ارتفاعات برقازه و دوسلک پرداخت. لشکرهای 21 حمزه، 16 زرهی قزوین و 77 پیاده خراسان و دیگر یگان‌های زمینی نیز مأموریت یافتند تا به سمت جبهه‌های جنوب حرکت کنند.در این بین نمونه‌های بسیاری از ایثار و فداکاری ارتشیان دیده شد. یکی از نمونه‌های مقاومت نیروهای ارتش در برابر تجاوز عراق، حماسه‌آفرینی تکاوران نیروی دریایی ارتش در دفاع از خرمشهر است. آنان در صبح روز اول مهرماه 1359 از بوشهر با 4 گروهان و 112 خودرو و با استعدادی حدود 600 تکاور به آبادان وارد شدند تا در دفاع از خرمشهر شرکت کنند. ناخدا صدمی فرمانده این واحد پس از شناسایی منطقه متوجه شد که آرپی‌جی 7 در مقابل تانک‌های عراقی کاربرد بیشتری نسبت به سایر سلاح‌های انفرادی دارد. بنابراین 200 قبضه درخواست کرد و در 7 مهرماه توانست از منطقه دوم دریایی تحویل بگیرد. او همچنین تعدادی از جوانان داوطلب و بسیار پرانگیزه خرمشهری را آموزش داد و آن‌ها را در بین تکاوران در دفاع از خرمشهر به کار گرفت.آنان نقش مهم و موثری در دفاع 34 روزه از خرمشهر ایفا کردند و اگر آنان نبودند، شاید خرمشهر در همان هفته اول به اشغال دشمن بعثی درمی‌آمد. گردان تکاوران نداجا با تقدیم حدود 76 شهید علاوه بر دفاع از خرمشهر توانست پایگاه دریایی خرمشهر را حفظ کند. خاطرات فرمانده این گردان در کتابی با عنوان «تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.نمونه دیگر حضور دانشجویان سال‌های دوم و سوم دانشکده افسری ارتش در جبهه‌ها بود. آنان در روز سوم جنگ به اهواز رسیدند. تعدادی از آنها در کوی آریا واقع در منطقه بین آبادان و خرمشهر مستقر شده و از روز سوم مهر در قالب سه گردان به مدافعین خرمشهر پیوستند.در جریان دفاع از آبادان نیز ارتشیان نقش مهمی داشتند. در روز چهارم آبان که خرمشهر به اشغال ارتش عراق درآمد، گردان 153 از تیپ 2 قوچان در قالب یک گروه رزمی که دارای یک گردان پیاده و یک گروهانه تانک و یک آتشبار توپخانه بود به فرماندهی سرهنگ کهتری از طرق ماهشهر وارد آبادان شد. پس از گذشت مدتی از محاصره آبادان، نیروهای مردمی رد کنار همین نیروهای ارتشی به نیروهای عراقی در کوی ذوالفقار حمله کردند و موفق شدند آنان را به آن سوی بهمن شیر عرق برانند.نمونه‌های بسیار دیگری وجود دارد که نشان دهنده ایثار و مقاومت ارتشیان در روزها و هفته‌های نسخت جنگ تحمیلی است. سرانجام نیز بر اثر مقاومت نیروهای ارتش و سپاه و حماسه‌آفرینی مردم داوطلب، ارتش عراق زمین‌گیر شد. البته اگر ایران با آمادگی قبلی وارد جنگ شده بود و با تسلط بیشتری برنامه‌ریزی می‌کرد، با نیروهای خود می‌توانست از همان روزهای اول حمله ارتش عراق را دفع کند و اجازه اشغال را به آنان ندهد. اما ارتش ایران پس از وقوع انقلاب اسلامی دچار یک نوع نابسامانی شده بود و سپاه نیز عمر بسیار کوتاهی داشت. ارتش ایران در حالی با جنگ مواجه شد که دچار گرفتاری‌ها و مشکلات فراوانی بود. ارتش در حال گذار از وابستگی با آمریکا و در آغاز راه اتکا به مردم و فرهنگ اسلامی بود.احیای ارتش و دفاع هوایی از ایرانارتش در همان یک سال نخست جنگ نشان داد که به مردم، ایران و انقلاب اسلامی وفادار است. او به سرعت خود را بازسازی کرد و به وظفه دفاعی از کشور مشغول شد. امام خمینی(ره) در پیامی که در روز دوم جنگ خطاب به نیروهای مسلح صادر فرمودند، از ارتش پشتیبانی و از زحمات ارتشیان قدردانی کردند. ایشان همچنین تضعیف نیروهای مسلح را عقلا و شرعا حرام و کمک به ضد انقلاب عنوان کردند. در چنین شرایطی امام به ارتش هویت دادند و در افزایش روحیه و انگیزه جنگی آن کوشیدند. با توافق امام، بسیاری از افسران و اعضای جدا شده از ارتش نیز فراخوان شدند و به خدمت برگشتند.هر سه نیروی ارتش با ظرفیت‌های موجود توان خود را بازسازی و اقدامات خود را برای ارتش متجاوز بعثی آغاز کردند. در آن شرایط آماده‌ترین بخش قوای مسلح ایران برای واکنش فوری به آغاز حمله عراق، نیروی هوایی بود. این نیرو تا حدود زیادی ساختار و سازمان و نظام عملیاتی خود را حفظ کرده بود و بنابر این می‌توانست سریع‌تر از نیروی زمینی اقدام کند. پس از اولین موج حملات هوایی عراق به پایگجاه‌های هوایی و فرودگاه‌های ایران، نخستین واکنش نیروی هوایی جمهوری اسلامی انجام گرفت. سه ساعت پس از حمله عراقی‌ها، 4 فروند جنگنده اف - 4 از پایگاه ششم هوایی بوشهر برخاستند و به پایگاه‌های عراق در اطراف بصر و بغداد حمله کردند. دومین گروه پروازی با 4 فروند هواپیمای فانتوم در ساعت حدود 17 از پایگاه سوم شکاری همدان به عراق حمله کردند. در طلوع آفتاب روز دوم جنگ نیز نیروی هوایی با 140 پرواز انواع جنگنده و با کلمه رمز «کمان 99» به پایگاه‌های هوایی، پادگان‌های ارتش و تأسیسات نظامی عراق حمله کرد.در 5 روز اول جنگ تحمیلی، خلبانان نیروی هوایی 911 نوبت پرواز جنگی و پشتیبانی انجام دادند. آنها تنها در 45 روز اول جنگ، حدود 10 میلیون پوند انواع بمب و راکت را بر روی اهداف مورد نظر در داخل خاک عراق فرو ریختند. بر اثر حملات وسیع هوایی ایران، رژیم بعثی عراق از روز دوم جنگ، قادر به صدور نفت خود از پایانه‌های نفتی البکر و الامیه در خلیج فارس نشد. حملات هوایی علیه ستون‌های زرهی دشمن که در حال پیشروی در خاک ایران بودند و نیزن زدن پل‌های عقبه این واحدها در تخریب روحیه قوای متجاوز نقش بسزایی داشت.هوانیروز نیز نقش قابل توجهی در جلوگیری از پیشروی ارتش دشمن داشت. همچنین در ماه‌های نخست جنگ نیروی دریایی ارتش توانست طی چند عملیات که شگفتی آن عملیات «مروارید» بود، طومار نیروی دریایی عراق را در هم بپیچد و در ادامه مامور به حفاظت از کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها شود. بنابراین نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی برخلاف تصور صدام که دیگر توانی برای دفاع از مرزهای ایران ندارند، به سدی در برابر پیشروی و تجاوز ارتش عراق تبدیل شدند و توانستند آرزوی دشمن برای تسلط بر اروند، جدایی خوزستان و اشغال ایران را به خوابی آشفته تبدیل کنند.حسین جلیلونداستاد حسنوندمدیریت مالی</description>
                <category>حسین جلیلوند</category>
                <author>حسین جلیلوند</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jan 2023 11:11:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق تروریستی و جاسوسی است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93189405/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ctyuh0igoowe</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد.** جاسوسی سازمان برای صدامسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.** شکنجه و فریب برای جذب اسرااما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.هادی شعبانی یکی از اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»جواد کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند. به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند. به او گفته شده بود &quot;ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه بازمی‌گردانیم.&quot; درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که 14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. بعد از حمله آمریکا به عراق با شرایط نامطلوبی به ایران بازگشت.»منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادند.یکی دیگر از اقداماتی که اعضای سازمان علاوه بر انتشار اخبار کذب از ایران برای تضعیف روحیه اسرا انجام می‌دادند، سانسور نامه‌های اسرای ایرانی بود. آنان به دلیل آشنایی به زبان فارسی، در نامه‌های اسرای اردوگاه‌ها دست می‌بردند و مطالبی نادرست و غیرواقع اضافه می‌کردند.نفرت‌‌آمیزترین کاری که از نگاه اسرا توسط منافقین انجام می‌گرفت، لو دادن محل اختفای وسایل اسرا (همچون رادیو، قلم، کاغذ و...) توسط منافقین بود که در پی آن، ماموران اردوگاه، اسرا را به شدت شکنجه می‌کردند.نیروهای منافقین یک برنامه رادیویی و تلویزیونی هم تهیه و اسرا را مجبور می‌کردند تا به آن برنامه نگاه کنند. اسرا اسم این برنامه را سیمای خیانت گذاشته بودند.منافقین از هر اقدام و روشی استفاده می‌کردند تا هم با کسب اطلاعات از اسرا به بعثی‌ها خوش‌خدمتی کرده باشند و هم بتوانند تعدادی نیرو برای سازمان جذب کنند. در کتاب‌های خاطرات بسیاری از آزادگان از جمله کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور به بسیاری از اقدامات منافقین در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق اشاره شده است.حسین جلیلوندعلی اکبر حسنوندمدیریت مالی</description>
                <category>حسین جلیلوند</category>
                <author>حسین جلیلوند</author>
                <pubDate>Sat, 10 Dec 2022 16:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93189405/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-lohgfync8ysh</link>
                <description>رفتن به مناطق  دفاع مقدس یا همان کربلای ایران در اسفند ماه که همه دغدغه خرید و گشت و گذار را دارند و خودشان را برای عید آماده می‌کنند نصیب هرکسی نمی‌شود. تک‌تک زائران این مناطق پر نور با دعوت شهدا راهی اردوهای راهیان نور می‌شوند.به پادگان دژ رفتم پادگانی چون حماسه، ايثار و از خودگذشتگی. پادگانی به وسعت یک ارتش و برابر با تمام ارزش‎ها و آرمان‌هایی که سربازان آن خون پاک خویش را برای پایداری آن نثار کردند. در گوشه و کنار این پادگان لاله هایی پرپر شدند تا نام این پادگان برای همیشه سبز و جاویدان باقی بماند. دژهایی که تا ابد نماد مقاومت، پایداری و شجاعت نیروهایش باقی خواهند ماند. این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند. پادگان دژ، یادآور اولین گلوله هایی است که به سمت ایران شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که می‎گفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب‌نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده می‎شود.پادگان دژ بر مبناي يك گردان، به نام گردان 151 پياده دژ بنا نهاده شد كه اين گردان متشكل از 4 گروهان رزمي، يك گروهان اركان و حدود 1500 نفر پرسنل در مبناي اوليه بود، در این پادگان امیر سید باقر صادقی فرمانده قرارگاه عملیاتی لشکر 92 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران را دیدم وگپ دوستانه‌ای زدم؛ که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنم.* امیر، در ابتدا برایمان از وقایعی که در این پادگان اتفاق افتاده است بگویید.هدف از تشکیل این پادگان، ایجاد یک گردان ویژه و منحصر به فرد به نام گردان 151 دژ خرمشهر بود. این پادگان، سازمانی متشکل از هزار و 300 نفر و حدود 120 قبضه توپ 106 داشت که این تعداد توپ تجهیزات بسیار سنگینی برای یک گردان بود. هدف از سازماندهی این گردان در نزدیکی مرز، انجام درست مأموریت 48 ساعته در صورت ایجاد عملیات یا بحران در منطقه غرب تا پیوستن سایر یگان‌ها بود. در زمان جنگ با وجودی که یک مقدار از نظر آمادگی، به دلیل شرایط خاص دوران انقلاب پایین‌تر بودند شاهد بودیم هر درگیری که اتفاق می‌افتاد ضربه اول را ارتش می‌گرفت و ماموریت اصلی ارتش هم همین است. آن زمان همین گردان وارد ماموریت شد و وظیفه 48 ساعته خود را 34 روز ادامه داد، لشکرهای تا بن دندان مسلح رژیم بعثی را متوقف کرد و اجازه ورود به خرمشهر را به آنها نداد.آن زمان، نیروهای بسیجی، مردمی، عشایری، ژاندارمری و نیروهای شهربانی کمک می‌کردند؛ اما ماموریت و مقاومت اصلی بر عهده این گردان بود، فرمانده این گردان در یک عملیات از صبح تا ظهر سه بار تغییر کرد. فرماندهان شهید می‌شدند و فرمانده بعدی جایگزین می‌شد. جنگ تن به تن طوری بود که دو بار فرمانده گردان به شهادت رسید وحتی وقتی که به افراد باقیمانده گردان که حدود 25 نفر بودند اصرار می‌کنند که عقب‌نشینی کنید؛ یکی از افسران می‌گوید که ایران اسلامی مرز بزرگی دارد اما من یک قدم جایی برای عقب‌نشینی ندارم و باید دفاع کنم این عزیزان در همین پادگان ماندند، دفاع کردند و به شهادت رسیدند.زمانی که ژنرال‌های رژیم بعثی و حتی دیکتاتور عراق صدام حسین وارد این پادگان شد به افسران این قسمت کُلت هدیه می‌کرد و درجه و پاداش می‌داد؛ جشن می‌گرفتند و خوشحال بودند. همه این موارد نشان می‌دهد که این پادگان برای آنها بسیار مهم بود. یک قسمتی از پادگان که به نام کاخ صدام بود؛ هنوز وجود دارد. صدامی که ادعا می‌کرد در عرض یک هفته تمام ایران را فتح می‌کند با گرفتن این یک پادگان خیلی ابراز خوشحالی می‌کرد. به قدری این پادگان آنها را خسته کرده بود که باور نمی‌کردند توانستند آن را بگیرند. این پادگان به خاطر خون شهدایی که وجب به وجب آن را پر کرده دارای قداست بسیار بالایی است.* از رزمندگان این پادگان چه تعداد زنده ماندند؟اگر رزمنده‌ای هم از این پادگان مانده، همگی جانباز هستند و حتی یک نفر از بچه‌های این پادگان هم عقب‌نشینی نکردند. همه بچه‌ها دفاع جانانه کردند و جانانه به شهادت رسیدند مگر کسانی که آن زمان در بیمارستان یا در دوران مرخصی بودند و تمام بچه‌هایی که در عملیات‌ها شرکت کردند شهید یا جانباز شدند. شهدای به‌نام این پادگان شهید کبریایی و شهید جهان‌شیر هستند.* گردان 151 دژ خرمشهر در دفاع 34 روزه چند شهید داده است؟این گردان یک گردان پیاده مکانیزه است که بیش از 300 نفر شهید داده است، وقتی می‌گوییم این گردان 300 نفر شهید داده است یعنی چندین بار نفرات جایگزین شدند تا 300 نفر به شهادت رسیدند.حسین جلیلوندعلی اکبر حسنونددانشگاه تهران مرکز</description>
                <category>حسین جلیلوند</category>
                <author>حسین جلیلوند</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 11:56:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>