<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تسنیم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_93337493</link>
        <description>ارنی کس بگوید که تورا ندیده باشد
توکه بامنی همیشه چه تری چه لن ترانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:04:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3911097/avatar/ble9v0.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تسنیم</title>
            <link>https://virgool.io/@m_93337493</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تظاهر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93337493/%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1-irsl9lu8ugcx</link>
                <description>ارام ارام خسته میشوم سرم روی زمین می افتدپرنده ای سفید در اسمان هنگام اوج گرفتن می افتدلکه ها و رد ها را دنبال می کنمچیزی روی زمین افتادجسمی بی ارزش که شاید روزی می خواست چیز دیگری باشدپرنده روی زمین افتاده بعد از مدتی موریانه و حشرات چشمانش را خالی می کننداما روزی در اسمان می خواست اوج بگیردنمی دانم ادم ها هم شاید یکباره روی زمین بیفتندوقتی بچه بودم یا شاید کمی نزدیک تر وقتی نوجوان بودمبا خودم می گفتم هرگز مثل انها نمی شوم و هرگز تفکر انها را قبول نمی کنمکمی قبل نیز همین طور فکر می کردم و حالا هم همین طور  اما چه شد؟ غیر عادی ها عادی شد زشت ها زیبا و احمق ها غمدیدهحالا موریانه به جان باقی مانده ها افتاده تمام اعتقاداتی که دیگر چیز از انها نمانده را قبول دارمو شاید مثل تظاهر کردن باشدکبوتر مرد اما هنوز کبوتر است</description>
                <category>تسنیم</category>
                <author>تسنیم</author>
                <pubDate>Wed, 07 May 2025 21:01:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محدود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93337493/%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-yc5ytgw3w04x</link>
                <description>هر چیزی توانی دارد کمیتی دارد و از همه مهم تر محدودیت هایی را داردانسان ها هم همین طور هرچقدر هم نابغه باشند هرچقدر هم که نفوذ و زیرکی داشته باشند باز منافذ ریزی دیده میشود شاید هم ریز نباشند و البته اصلا دیده هم نمی شوندحتی وقتی که با انها حرف میزنی سال ها زندگی میکنی و از همه چیزشان خبردار میشویهیچ وقت ان  منفذهایی که روی گردنشان وجود دارد را نخواهی دید و نخواهی فهمید که چرا بوجود امده منافذی که همه دارند هرکسی که تا به حال کمی با ذهنش تنها گذاشته شده وقتی کلمات مانند سیلی هجوم می اورند و از دست می رود بین انها منطقی که با هزار جمله ادبی و تاثیر گذار گفته میشودیا حتی برعکس این منفذ های لعنتی راه را بند می اورندشاید فقط در ظاهر اکسیژن را تنفس می کنیمولی در باطن بخاطر محدودیت هایمانزیر اوار کلمات خفه شده باشیم با خود کمی تنها گذاشته میشومدیگران چطور ایا انها هم خفه شدند ؟</description>
                <category>تسنیم</category>
                <author>تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 01 May 2025 20:07:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمی دانم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_93337493/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-tllj5uewbje3</link>
                <description>نوشتن را دوست دارم اما من لغات را نمیشناسم میخواهم بنویسم اما احساس کمبودی مرا در خود پیچیده دست هایم را بسته و به من می گوید : چرا بنویسی ؟ حال که به تازگی با ویرگول اشنا شدم دوباره نوشتن را دوست دارم شاید یک تلقین باشد شاید هم یک تظاهر شاید من برای نوشتن زیادی بی فکر و بدون حرف باشم اما هرچه باشد دوست دارم بنویسمدر زندگی ام در تک تک ماه ها هفته ها  و روزها  از حرف زدن متنفر بودم مانند یک فراری که هربار مجبور است به زندان خویش برگردد اجباری و پر از ناخواستگی  البته شاید هم جایی را پیدا نکردم که سخن بگویم که بتوانم از علایقم حرفی به میان بیاورم با این حال می دانم مورد استقبال قرار نخواهم گرفت و کسی به متن های باارزش یا بی ارزشی که در اینده خواهم نوشت نگاه نخواهد کرد اما مهم نیست من نوشتن را دوست دارم شاید سال جدید درگاهی باشد برای شکستن قفس و عبور از مرز ها:)</description>
                <category>تسنیم</category>
                <author>تسنیم</author>
                <pubDate>Tue, 25 Mar 2025 21:18:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>