<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های غفار طهرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_94871921</link>
        <description>قبلا طراح رابط کاربری ، استراتژیست کسب و کار آنلاین ، متخصص حل مسئله ، طراح محصول آنلاین بودم الان یچیز هجو بیخودم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 05:53:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4850717/avatar/9uNc0T.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>غفار طهرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_94871921</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لطفا این نوشته را بخوانید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-ztqv6o2i0zhm</link>
                <description>با توجه به تغییرات اخیر در الگوهای دسترسی به شبکه، به نظر می‌رسد زیست‌بوم فناوری اطلاعات کشور وارد مرحله جدیدی شده است. در شرایطی که شاهد اعمال دسترسی‌های لایه‌بندی‌شده هستیم، شاید انتظار بازگشت به شرایط گذشته چندان واقع‌بینانه نباشد. در این فضای گذار، حق طبیعی کاربران و جامعه فناوری است که چشم‌انداز روشنی از آینده اینترنت در ایران داشته باشند تا بتوانند برای فعالیت‌های حرفه‌ای و زندگی دیجیتال خود تصمیم‌گیری بهتری کنند</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 06:40:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیاید باهم دوست باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-ls1nf82rkptf</link>
                <description>شاید در طول زندگی فقط یک‌بار با چنین شرایطی روبه‌رو شویم؛ دوره‌ای که اینترنت با قطع و اختلال‌های جدی مواجه می‌شود و بسیاری از فعالیت‌های آنلاین عملاً متوقف می‌شوند. در چنین شرایطی، چیزی که می‌تواند ما را از این وضعیت عبور دهد فقط ابزارهای فنی یا راهکارهای تکنیکی نیست. آنچه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند همدلی، همفکری و رفاقت بین آدم‌هایی است که در یک فضا فعالیت می‌کنند.وقتی از اینترنت صحبت می‌کنیم، در واقع درباره یک زیرساخت صحبت می‌کنیم؛ زیرساختی که امکان ارتباط، همکاری و حل مسئله به صورت جمعی را فراهم می‌کند. شبکه‌های اجتماعی تنها بخشی از این زیرساخت هستند، اما نقش مهمی در شکل‌گیری ارتباطات انسانی در فضای آنلاین داشته‌اند. برای بسیاری از ما، همین فضاها جایی بوده که دوستان، همکاران و همراهان فکری خودمان را پیدا کرده‌ایم.به همین دلیل وقتی این ارتباط دچار اختلال می‌شود، فقط یک ابزار از دست نمی‌رود. بخشی از همان ارتباط انسانی هم آسیب می‌بیند. بسیاری از دوستی‌ها، همکاری‌ها و حتی مسیرهای شغلی در همین فضاها شکل گرفته‌اند و قطع یا محدود شدن آن‌ها تنها یک مسئله فنی نیست؛ بلکه یک اختلال در جریان طبیعی ارتباط بین آدم‌هاست.در فضایی مثل ویرگول هم وضعیت تفاوت زیادی ندارد. اینجا معمولاً وقتی اتفاق بزرگی رخ می‌دهد، افراد دور هم جمع می‌شوند تا درباره آن فکر کنند، تجربه‌هایشان را به اشتراک بگذارند و راه‌هایی برای عبور از شرایط سخت پیدا کنند. به‌ویژه زمانی که اختلال اینترنت مستقیماً روی معیشت بسیاری از فعالان فضای آنلاین تأثیر می‌گذارد، این همفکری جمعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.در چنین فضایی، رفتارها هم شبیه یک جمع دوستانه شکل می‌گیرد. نمی‌شود بدون سلام و احوالپرسی وارد جمع شد و بلافاصله شروع به معرفی خود یا پرزنت کردن برند شخصی کرد. این کار نه تنها کمکی به ایجاد ارتباط نمی‌کند، بلکه معمولاً اثر معکوس دارد و حس فاصله ایجاد می‌کند.واقعیت این است که در چنین روزهایی شاید زمان برندینگ فردی نباشد. بیشتر از هر چیز، زمان همدلی است. زمانی که آدم‌ها نیاز دارند تجربه‌هایشان را با هم در میان بگذارند، از هم یاد بگیرند و احساس کنند تنها نیستند.اگر کسی تصور کند می‌تواند در چنین شرایطی فقط به فکر حل مسئله شخصی خودش باشد و با نگاه بالا به پایین با مخاطب صحبت کند، احتمالاً هنوز روح واقعی تولید محتوا را درک نکرده است. تولید محتوا در اصل درباره ارتباط با آدم‌هاست؛ درباره ساختن فضایی که در آن تجربه‌ها، ایده‌ها و دغدغه‌ها بتوانند بین افراد جریان پیدا کنند.در روزهایی که شرایط سخت‌تر می‌شود، همین ارتباط انسانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند. شاید ابزارها دچار اختلال شوند، شاید سرعت ارتباط کمتر شود، اما چیزی که می‌تواند این فضا را زنده نگه دارد همان حس رفاقت و همدلی بین آدم‌هایی است که در کنار هم در این مسیر حرکت می‌کنند.:::</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2026 16:51:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت و ارزش افزوده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87-qd1kurtnwdef</link>
                <description>این یک مقاله کاملا علمی و تجربه‌محور است نه یک مقاله سیاسی که من نمیتونم از استعاره برای نوشتنش استفاده کنم در حال توسعه سایت شخصی خودم هم هستم که مقالاتی که از فیلتر ممیزی ویرگول رد نمیشه رو تو سایت خودم منتشر کنم .وقتی از اینترنت در کل داریم صحبت میکنیم از کل یک زیرساخت صحبت میکنیم نه از اجزای آن مثل اینستاگرام یا یوتیوب یا لینکدین از کل اینترنت به عنوان یک زیرساخت صحبت میکنیم که شبکه‌های اجتماعی بخشی از کلیت یک زیرساخت هستند الزاما تعریف اینترنت شبکه‌های اجتماعی نیستند . اما شبکه‌های اجتماعی که قبلا توانسته اند میلیارد ها کاربر رو به خودشون جزب کنن یک باتری به باتری یک هل مشتی یک استارت جانانه هستند که نمی‌توان آنها را از ارزش افزوده یک برند حذف کرد. اما نمی‌توان آنها را به تنهایی عامل موفقیت هم دانست .ارزش افزوده به چه معناست؟در مقیاس کلان، اینترنت بستری برای حل مسئله به صورت جمعی است.هر زمان که فرد یا کسب‌وکاری بتواند یک مسئلهٔ مشترک را برای گروهی از کاربران حل کند، در حال ایجاد ارزش است.این ارزش صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه ترکیبی از اعتماد، اعتبار و تجربهٔ حل مسئله است. با تکرار این فرآیند، اعتبار فرد یا برند در میان کاربران افزایش پیدا می‌کند.برخلاف بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی، اینترنت محدود به زمان مشخصی نیست.اینترنت تعطیل نمی‌شود، خسته نمی‌شود و ارتباط میان تولیدکننده و مخاطب می‌تواند به صورت دائمی ادامه داشته باشد.به همین دلیل، ارزش ایجاد شده در اینترنت معمولاً دارای اثر مرکب (Compounding Effect) است؛ یعنی با گذشت زمان و افزایش تعاملات، سرعت رشد آن نیز بیشتر می‌شودواقعیت میدانی اینترنت و تاثیر آن بر ارزش افزودهکشور ما در سال اخیر تعریف جدیدی از غیر قابل پیش بینی بودن تصمیمات لحظه‌ای در قطع اینترنت گرفته و دولت همچنان به درست بودن این راهکار پافشاری می‌کند اما تاثیر این قطع های مکرر بر ارزش افزوده برند هیچ است چون حضور شما در اینترنت دچار انجماد شده freezing effect که این اثر نتنها برای شما بلکه برای مشتریانتان هم به یک اندازه بوده وقتی در اینترنت ارزش افزوده خلق کرده باشی با فریز در یک بازه دچار مشکل نمیشی چون کاربران تو رو به عنوان حلال مسئله شناختند اما به عنوان یک منبع موثق از تو انتظار می‌ره که در شرایط بحرانی صدای اونها هم باشی .</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 19:10:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هرچه سریعتر بهتر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%87%D8%B1%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-ixpkuoraxqrt</link>
                <description>فکر کن سه ماهه از یکی طلب داری حالا خودت لنگ یه لقمه نونی ۵۰۰ نفر ۱۰۰۰ تا میکروفن کردن تو حلقش وامیسته تو روت نگاه میکنه میگه ما اقدامات غایی رو داریم انجام میدیم نتیجه نهایی به زودی به شما اطلاع رسانی میشه یعد یکی از طلبکارا میپرسه خوب کی طلب مارو میدی ؟ میگه امروز بهتر از فرداس . اون یکی مردی میگه یه کارگروهی تشکیل شده که قراره به معضلات رسیدگی کنه . در همین هنگام که دوستان مشغول بازی با کلمات هستن یه عده میگن تو خونتو رو گسل ساختی یا دیگه پشت گوشتو دیدی طلبتم دیدی چون بابای منو کشتن یکی دیگه میاد یچیز دیگه میگه بعد تو اصلا میفهمی چک تو دست اینا نیست اینا دارن گرمش میکنن ، خلاصه مطلب اینه که فعلا خبری از پول تو نیست ولی این وسط چندتا کارگروه قراره به مشکلات چک تو رسیدگی کنن ،جالب تر از اون اینه که تو بعد سه ماه بدو وادو حق نداری به بدهکارت اعتراض کنی یعنی میتونی اعتراض کنی منتشر نمیشه همه اینا در مورد وزیر ارتباطات بود ویرگول پسند نوشتم البته دیروز معاون وزیر ارتباطات اومده گفته اینترنت در حوزه اختیارات وزارت ارتباطات نیست وظیفه وزارت ارتباطات برقراری ارتباط است . ویرگول جان نقل به مضمون میکنم ستار هاشمی ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ اینم لینکش احسان چیتساز ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ اینم لینکش </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 07:10:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من اینجام!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-qofdgkv54460</link>
                <description>ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که همش صحبت از پهلوانی بوده از رستم ، پوریای ولی ، تختی ، رسول خادم و حتی پلنگ جویبار ، ما یاد گرفتیم شیر مادرت نان پدرت حلالت باشه بهتر از ۱ همت پوله . این مملکت همیشه مورد هجوم قرار گرفته ،همیشه بدخواهان بودند و همیشه این مملکت بوده که مونده با پهلووناش که دیگه نیستن اما اسطوره شدن و اسطوره هایی که مردم باهاش زندگی میکنن ، ترک و تازی تاختن به این مملکت اما غبار ثم اسبانشون که خوابیده ملک مونده و پهلووناش.  تو این روزها که معلوم نیست از کجا میخوری تو این روزها که برخی آدمها یادشون رفته که بدون مردم هیچی نیستن حتی اگر خدا تومن پول داشته باشن به عنوان یکی که تو یه ساختاری برای خودش کسی شده امان نامه زیاد میگیرم که راستشو بگم  هر روز پاره کردنشون از روز قبل سخت تر میشه اما شاید هیچ وقت از عمرمون نوبت ما نمیشد که امتحان به مردم پس بدیم ولی شد ولی یروزی پیش اومد که باید انتخاب میکردیم کجا باشیم . من اینجام پیش مادری که سه ماهه بچشو ندیده ، پیش دانشجویی که سه ماهه تحقیق نکرده ، پیش بچه ای که سه ماهه مزرعه بازیشو هرس نکرده ، پیش تریدری که سه ماهه کندل رو فقط تو تولد دیده پیش اینفلونسری که ۶ ماهه فالوراشو ندیده اگه ویرگول اینو چاپ کرد بدونید منم همینجام کنار شما آزمون سختیه اما منم کنارتونم اگر زوری دارم برای حق شما میزنم و به اونایی که برام امان نامه میارن گفتم یا همه یا هیچکس . ببخشید زورمون کمه همین حداقلو از ما قبول کنید </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 04:10:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش عاشق یچیز دیگه میشدم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%AF%D9%85-lchomhu3k97x</link>
                <description>کاش مثلا عاشق یه دختری میشدم بهم نمیدادنش میشستم گریه میکردم زن یکی دیگه میشد زندگیم به فنا میرفت ، کاش براش گل میخریدم له می‌کرد کاش براش نامه می‌نوشتم پاره می‌کرد.  کاش عاشق کود حیوانی بودم می‌نشستم گاوها برام پی پی کنن من جمع کنم با گاو در ارتباط بودم یعد گاوا رو میبردن کشتارگاه من براشون گریه میکردم میگفتم گاو منو نکشید گاو مهربان منو نکشید من به کودش نیاز دارم . کاش چوپون بودم میرفتم تو بیابون فلوت میزدم لم میدادم رو علف ها رشد گوسفندانم رو نگاه میکردم . کاش الگوی من مجنون اصغر آقا گاو دار ممد آقا چوپون بود چرا باید عاشق استیو جابز،  مارک زوکربرگ، بیل گیتس و ... میشدم ؟ اگر تو تجارت کود بودم الان تو باسلام کود می‌فروختم اگه چوپون بودم تو روبیکا فلوت میزدم اگر مجنون بودم تو بله براش نامه عاشقانه می‌نوشتم میگفتم بچها دست به دست کنید به دستش برسه لعنت به اون دستی که تو ایران کیبورد و ماوس دستش گرفت لعنت به اون چشمی که جای دختری که بهم نمیدادن گاو و گوسفندا خیره شد به مانیتور.  بیست سال تو دانشگاه شرکت اون کوفتی تجربه کسب کردم زحمت کشیدم بی خوابی کشیدم الان درآمد چوپون از من بیشتره درآمد تاجر کود و حتی عاشق دلخسته ای که دلخوشیش تار موی یاره . ویرگول بزن غیر قابل انتشار . </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2026 06:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبلغ کالا فقط ۲۸۴ میلیون تومان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%85%D8%A8%D9%84%D8%BA-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%B2%DB%B8%DB%B4-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-stcvspdolilb</link>
                <description>در سال ۱۴۰۴ با ۲۸۴ میلیون تومان میشد یک پژو ۲۰۶ کارکرده خرید لپتاپی که تا دی ماه ۱۴۰۴ ۹۹ میلیون تومان بود را اکنون باید ناقابل ۲۸۴ میلیون تومان بخری البته این یک لپ‌تاپ بسیار معمولی است که هیچ قابلیت خاصی ندارد و فقط برای کار راه انداختن است . برای پی بردن به عمق راهبردی این قیمت باید نگاهی به قیمت ارز انداخت با قیمت ارز امروز چیزی حدود ۱۶۰۰ دلار در اینترنت اگر قیمت طراحی یک سایت را چیزی حدود ۲۵۰ دلار بدانیم و عرف استاندارد پایه خدمات ۲۵۰ دلار است با احتساب ماهی ۲ سایت میتوانی در سه یا چهار ماه یک لپ‌تاپ بخری . خوب اینترنت ما ملی است و خریدار بسیار کم است در کل بازار روزی یک سایت درخواست می‌شود که در بهترین شرایط ۴ میلیون سقف پرداخت مشتری است که البته بیش از ۳۰۰ الی ۴۰۰ طراح سایت برای همان یک مشتری وجود دارد یعنی خوش شانس و سریع باشی ماهی ۲ سایت طراحی میکنی اگر ارز تغییر خاصی نکند و بتوانی روی همین ۲۸۴ میلیون حساب کنی ۵۰ ماه یعنی ۴ سال و ۲ ماه طول می‌کشد همین را بخری ، مطالبه اینترنت درخواست کالایی لوکس برای خوشگذرانی نیست مطالبه است عاجزانه برای بقا </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2026 13:00:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلمی اومده! نوسالژی زیسته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-boehilmtsszw</link>
                <description>سالها پیش در دوران کودکی و نوجوانی من شخصی وجود داشت بنام &quot;فیلمی&quot; اصلا فیلمی بودن یه شغل کاذب ؟ یا مخفی بود کار فیلمی چی بود ؟ فیلم می‌برد برای مردم فیلم‌ vhs یا بتامکس شاید ۸ تا ۱۰ سال از دوران کودکی و نوجوانی من فیلمی پیک شادی بود ، وقتی فیلمی میومد یک هفته یک کارتن جدید برای دیدن داشتی مخصوصا تابستونا که تعطیل بودیم و از ۹ و ۱۰ صبح تا ۴ بعد از ظهر که برنامه کودک شروع بشه هیچ کاری نبود که انجام بدی و پل ارتباطی ما با دنیای بیرون از چهارچوب های اجتماعی خاص &quot;فیلمی&quot; بود . یادمه هفته‌ای ۴ ۵ فیلم vhs بیشتر بهمون نمی‌داد . بعدها وقتی ۱۲ ۱۳ ساله بودم انقلابی در رفتار مسئولان رخ داد و شغل فیلمی رسمی شد و کلوب فیلم ایجاد شد . یعنی دیگه تو مغازه های جمهوری و توپ خونه تهران ویدئو می‌فروختند.  تا قبل از اون ویدئو کالای قاچاق بود . دیگه چرا بیام رفتارها رو موشکافی کنم و انتقاد کنم یه زمانی فیلم دیدن و فیلم کاریه دادن جرم بود ولی همه یک فیلمی داشتند که فیلم می‌آورد همه فیلمی داشتند.  </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 18:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشونت عریان علیه زنان در روبیکا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7-frkciiwvjge6</link>
                <description>من تو ابن ۶۵ روز روبیکا نداشتم ممکنه بگی تا حالا ده تا مقاله راجع بهش نوشتی آره از صفحه اولش مشخص بود توش چه خبره ولی این صحنه‌ها که توش دیدم مشمئز کننده بود . یه ریلز دیدم یارو زنشو چک زد چون سه دونگ خونه براش خریده بود . گفتم خوب این اتفاقیه تو ویدئوی بعدی یارو نتنها زنشو زد بلکه دخترش رو هم زد . الان هر ریلزی رو باز میکنم میبینم یکی داره زنشو کتک میزنه . من منتظرم تا ویرگول این پست رو منتشر نکنه تا یه کارزاری چیزی راه بندازم به قوه قضاییه و دادستان کل کشور شکایت کنم . اگر ویرگول این پست رو چاپ کرد از فعالین حقوق زنان خواهش میکنم باهم همکاری کنیم یا روبیکا منع فعالیت بشه یا ابن تولید کنندگان محتوا مجازات بشن . اونایی که نگران این بودن که بچشون تو اینستاگرام بی تربیت بار میاد نگران نیستن تو روبیکا بچشون وحشی و هتک حرمت کننده زنان بشه ؟ خیلی غلط می‌کنن به این پر رویی زنان رو تو روبیکا کتک میزنن </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 23:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موضوع انشا: روزهای  خود را چگونه گذراندید ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF-wygfpgxwj4oe</link>
                <description>تیپیکال پست هایی که این روزها از فیلتر ممیزی ویرگول عبور میکند این است که : روزهای سخت خود را چگونه گذراندید ؟ حقیقتا من در زندگی دچار یک پارادایم عمیق شدم یک دو قطبی بین این روزها و روزهای قبل از جنگ که از لحاظ روحی و روانی نیاز به بازسازی عمیق دارم چون شکاف بین زندگی واقعی یک انسان و زندگی من بسیار ژرف است .روزهای اول بمب و کارببینید اینترنت داخلی اینترنت ملی اینترانت یا هرچیزی که صدایش کنیم وقتی جنگ اتفاق افتاد قطع که نمیشود که هیچ فشار کار و کاربر برآن بیشتر میشه و ما بیشتر شبیه کارکنان برق کشتی تایتانیک بودیم که این وظیفه به ما سپرده شده بود که اینترنت ملی را فعال نگه داریم و خوب بعید نیست که چندین شهید هم در این زمینه داده باشیم اما از همکاران نزدیک من کسی آسیب جدی ندید بیشتر آسیب ها روحی روانی بود تا جانی . اما خوب بمب هم میزدند نزدیک، دور، بمب میزدند و خوب نمیشود گفت عادت کرده بودیم ولی یک pattern یک به قول ما دست اندرکاران فناوری الگوریتم خاصی داشت که قابل پیش بینی بود . اما ناجوانمردانه تر از حملات دشمن برخورد مدیران بود در شرایط عادی اسفند ماه ، ماه حقوق و عیدی و پاداش است که مدیران به بهانه شرایط جنگی اصل حقوق را هم نداند عیدی و پاداش پیشکش . از این رو خودخواسته دربهای خروج را انتخاب کردم چون هیج مقدار پول ارزش جان آدمی را ندارد .روزهای بعد شمال قشنگمن حتی تو بمب باران هم سر کار بودم این یعنی من سخت از کار دل میکندم اما به حسب شرایط ، عید و شمال یک روزنه ذهنی در من ایجاد کرد که آیا درست است تو همه زندگیت کارت باشد ؟ شمال همیشه خاطرات قشنگی داشته اصلا مگر میشود آدمی شمال رو ببیند و عاشق نشود ؟ ممکن است موقعیتهای جغرافیایی مختلف در کشورهای مختلف یک چنین آب و هوایی یا سبزی و زیبایی داشته باشند اما برای یک ایرانی از کودکی تا بزرگسالی تا مرگ شمال یک چیز دیگری است احتمالا بهشت ایرانیان هم شمال باشد . پدر و مادرم فشار روحی سختی را تحمل میکردند و چون من و خواهر و برادرم هیچ وقت خانه نیستیم به محظ پیشنهاد شمال دادن من استقبال کردند از آنجایی که یک جفت حیوان خانگی دارم که برای انتشار مقاله بگزارید بگویم قناری هم بسیار حیجان زده چه چه میزدند در کل مسیر و با بابام تو کل مسیر درگیر بودند او دائما میگفت ساکت و آنها بیشتر چه چه میزدند .در شمال دو کتاب از گابریل گارسیا مارکز برده بودم و یک کتاب روانشناسی به نام انسان در جستجوی معنا که بار اضافی بود اصلا قرار بود تجربه متفاوتی از زندگی داشته باشم که کتاب یا فیلم جزوش نبود البته شایان ذکر است که فیلمهای دفتر یادداشت ان فرنک ، لیست شیندلر ، پیانیست و فیلمهای آمریکای جهان خوار که در مورد زندگی و مسائب یهودیان در جنگ جهانی است وقتی زیر بمب باران صهیونیست ها هستی دلچسپ نیست شاید بعضی وقتا ها حق را به هیتلر بدهی ، اما من فیلم malena محصول 2000 ایتالیا رو دیدم ( خوب درباره جنگه دیگه )هرچند عدم برقراری ارتباط با برخی سکوهای متخاصم در زمان قطع اینترنت هم ممکن است این باور را بوجود بیاورد که رمانتیک و عاشقانه است .فکر کردی اینترنت ملی عکس با کیفیت ارائه میده ؟اما قناری های من که برای اولین بار در زندگی آزادی پیش بینی نشده ای را تجربه میکردند و در شمال هم قناری بخشی از زندگیست همه جا هست و مردمش هم به شدت با آنها مهربانند اصلا در شمال قناری بلاصاحب نداریم همه آنها را اهالی میشناسند بهشان غذا میدهند اسم دارند مثل تهران نیست که این موجودات بی گناه سریع شناسایی دستگیر و به پناهگاه هدایت شوند حتی صاحب دارانشان هم دائما مورد عنایت قرار میگیرند هم خودشان هم صاحبشان از این رو سگهای من به شدت با جامعه شمال اخت شدند که برای خودم تعجب آور بود و همه روزها و شبهای من شد بازی گردش و خوردوخوراک اینها و چقدر لذت بخش بود اینکه مدتها سفر نرفته بودم و حالا که در مسافرت هستم با اینکه دنیا زیرورو شده با اینکه از دیدار اجتماع محرومم چقدر عجیب خوش میگذرد . این بخش تناقض آشکار زندگی من با زندگی واقعی بود که در عین بی پولی و بلاتکلیفی در روزهای بمب باران میشود لذت برد و خوش بود .آتش بس و تهران ، روابط اجتماعیبعد حدود 20 روز برگشتن به تهران در روزهای اول حس غریبی داشت اینکه هموظنان گرامی لطف میکردند و درب ماشین ها را به محکم ترین شکل ممکن میبستند که گویی دیگر ماشینی نمانده جای تقدیر و تشکر دارد و بعد جالب تر ازآن اینکه دوباره باز میکرد و این بار محکم تر میکوبید که نکند خدای ناکرده درست بسته نشده باشد ، در روزهای اول آتش بس بیشتر صدای دربها شلوغی شهر و آدمها برای من خیلی جلب توجه میکرد چون در روستای شمال معمولا آدم نمیبینی و وقتی ببینی سریع با او سر صحبت را باز میکنی اما در تهران آدم دیدی باید از کنارش رد بشوی انگار نیست .فصل جدید قدیمی زندگی من دورهمی های پی در پی بود ، در این دوره از دور همی ها بر خلاف قبل خبری از استوری کردن لباس مفخر پوشیدن و از رشد کسب و کار صحبت کردن خبری نبود همه به یک اندازه بیکار بی پول و بلاتکلیف بودند اما این دلیل نمیشد که کنار هم نباشند و یکدیگر را تنها بگزارند ، این هم یک پارادایم دیگر در ذهنم ایجاد کرد که شاید بخشی از کار روزانه و شبانه برای از حدقه درآوردن چشم دیگران از حسادت بوده ارنه تحمل انقدر فشار کار بی معناست .حال حاضر و اینترنتشوخی اینکه تا ابد قرار است اینترنت قطع باشد هم قشنگ نیست ، این شوخی همانقدر شوکه کننده و مضحک است که بگویی مینا نامداری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. انسانها خودشان انتخاب میکنند که محبوب یا منفور دیگران باشند برخی از مسئولان دوست دارد به عنوان badman جلب توجه کنند فلان عضو شورای عالی فضای مجازی با حفظ سمت مدیرعامل شرکتی که در تلاش است اینترنت را قطع کند هم دوست دارد فحش بخورد وگرنه چنین کاری عملا شدنی نیستجمع بندیانسان یک موجود اجتماعی است نباید دور خودش حصاری از همکاران بکشد و خودش را در کار غرق کند ، مهم نیست خروجی این کار چند همت است مهم این است که خوش بگذرد که زندگی دو روز است سفر معاشرت و لذت بردن از زندگی نیاز به پول ندارد نیاز به ارده دارد و جمع همه اینها با هم میشود یک انسان سالم که شاید گاهی لازم باشد ترمز ما توسط روزگار تصمیم های تحمیلی و ... کشیده شده به فکر فرو برویم که آیا واقعا این همه فشار زندگی لازم است ؟</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 14:48:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلسله مقالات تاب آوری کسب و کار در اینترنت ملی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-nkuxzupmsdmq</link>
                <description>حس من این بود که این مقاله در ویرگول چاپ نخواهد شد . لذا از gapgpt خواستم باز نویسی کند قرار نبود این مقاله در ویرگول چاپ شود ولی شد من اینو تو پیش نویس قرار داده بودم ولی چاپ شد ویراستاری نشده در سال‌های اخیر بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های دیجیتال به سوی استفاده از «اینترنت ملی» یا «شبکه ملی اطلاعات» هدایت شده است. این تغییر بستر، پرسش‌های تازه‌ای درباره تاب‌آوری کسب‌وکارها ایجاد کرده؛ به‌ویژه برای افرادی که به دنبال فعالیت پایدار، دیده‌شدن و فروش آنلاین هستند.این نوشته بر اساس تحلیل تجربه کاربران، رفتار پلتفرم‌های بومی و اصول علمی طراحی محصول نوشته شده است و هدف آن ارائه یک جمع‌بندی کاملاً غیرسیاسی درباره توان و محدودیت‌های فعلی اکوسیستم اینترنت ملی است.۱. مدل الگوریتمی سکوهای داخلیدر شبکه‌های اجتماعی، توان دیده‌شدن یک محتوا (Reach) به کیفیت الگوریتم پیشنهاد محتوا بستگی دارد.بسیاری از پلتفرم‌های داخلی هنوز به بلوغ الگوریتمی لازم نرسیده‌اند:سیستم توصیه‌گر (Recommendation System) هنوز رفتار کاربران را به‌دقت مدل نمی‌کندچرخه تست A/B و یادگیری ماشین در مراحل اولیه استمحتوای کسب‌وکاری به‌سختی وارد چرخه دیده‌شدن می‌شوددر نتیجه، بسیاری از کسب‌وکارها گزارش می‌دهند که پیدا شدن توسط کاربران جدید در این فضا دشوار است.۲. چالش موتورهای جستجوی جهانیدر بخش قابل‌توجهی از زمان، دسترسی ربات‌های خزنده (مثل Googlebot) به وب‌سایت‌های ایرانی ناپایدار است.این موضوع بر:ایندکس شدن محتوارتبه سئوماندگاری در نتایج جستجواثر مستقیم دارد و باعث می‌شود کسب‌وکارها برای ورودی ارگانیک با محدودیت مواجه شوند.۳. پایداری داده و حساب کاربرییکی از فاکتورهای کلیدی در تجربه کاربری، قابلیت پیش‌بینی رفتار پلتفرم است.کاربر نیاز دارد بداند:محتوایش در آینده قابل دسترس خواهد بودحساب کاربری‌اش پایدار استسازوکارهای شفاف برای بررسی محتوای گزارش‌شده وجود دارددر برخی سکوهای داخلی، فرایندهای مدیریتی هنوز شفاف یا استاندارد نشده است و همین موضوع باعث کاهش احساس امنیت شغلی برای کسب‌وکارها می‌شود.۴. تأثیر این متغیرها بر اعتماد و وفاداری کاربرانبر اساس مطالعات حوزه طراحی محصول و رفتار مصرف‌کننده:اعتماد (Trust) ووفاداری (Loyalty)مهم‌ترین دلایل انتخاب یک پلتفرم توسط کسب‌وکارهاست.وقتی کاربران احساس کنند یک پلتفرم پایدار، پیش‌بینی‌پذیر و منسجم عمل می‌کند، رفتار استفاده روزانه و طولانی‌مدت شکل می‌گیرد.در فضای فعلی، به دلیل موارد گفته‌شده، اقامت طولانی‌مدت کاربران در سکوهای داخلی هنوز به استاندارد پایدار نرسیده و رفتار مصرف‌کننده نشان می‌دهد که استفاده از بسیاری از سرویس‌ها بیشتر «موقتی» یا «ابزاری» است.آیا ورود کسب‌وکار به روبیکا یا بله منطقی است؟پاسخ بستگی به این دارد که برند شما چه وضعیتی دارد:حالت ۱:اگر قبل از تغییرات اینترنتی، برند شما شناخته‌شده و قابل اعتماد بودهبا احتمال بالا کاربران وفادار در هر بستری شما را جستجو می‌کنند.در این حالت:حضور در روبیکا یا بله منطقی استکانال ارتباطی شما با مشتری حفظ می‌شودجامعه کاربران قدیمی دنبال‌تان خواهند آمدحالت ۲:اگر کسب‌وکار تازه‌کار هستید یا مخاطب هنوز شما را نمی‌شناسددر این شرایط، رشد ارگانیک در سکوهای بومی سخت‌تر است، زیرا:الگوریتم کشف محتوا قوی نیستاعتماد اولیه کاربران کم استهزینه جذب مشتری بالا خواهد بوددر چنین وضعیتی، گاهی سرمایه‌گذاری روی اینترنت پرسرعت یا خدمات اتصال پایدار و فعالیت در یک پلتفرم بالغ‌تر (مثل اینستاگرام) بازدهی بیشتری دارد، زیرا:کاربران آن از نظر توان خرید و رفتار مصرف‌کننده پایدارترندسیستم کشف محتوا استانداردتر استچرخه رشد منسجم‌تری وجود داردجمع‌بندی نهاییتاب‌آوری کسب‌وکار در اینترنت ملی ممکن است، اما:نیازمند شفافیت بیشتر در پلتفرم‌های داخلینیازمند تقویت الگوریتم‌های محتوانیازمند ثبات ارتباط با موتورهای جستجوو مهم‌تر از همه، اعتمادپذیری استتا زمانی که این موارد به حد استاندارد برسند، انتخاب پلتفرم باید بر اساس نوع برند، میزان شناخت قبلی مشتریان، و ظرفیت محصول یا خدمات انجام شود.</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2026 17:12:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا همه بیاین وسط مسخره بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D8%B3%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-nysnwqloxqmx</link>
                <description>از اون جایی که یروز برای خودم طراح ارشد محصول بودم حقوقی داشتم برو بیایی داشتم در شرایط قطع اینترنت جامعه ازم توقع داره پاسخ سوالاتشو بدم چه از طرف شرکتها چه از طرف دوستان و فامیل اینکه پاسخ این سوالات رو دارم واضح و مبرهن است اما ترجیه بر این است که این سوالات مطرح نشود و آن پاسخها داده نشود از اونجایی که با قصد جواب به سوالات مقالاتی منتشر کرده و مورد عنایت ویرگول قرار گرفتم لذا الان وقت پاسخ به این سوالات نیست از این رو به روش خودم به سوالات شما پاسخ میدم امیدوارم قانع کننده باشه : سوال : از کجا پول بیارم زندگی کنم ( متخصصان فناوری اطلاعات ، کسب و کارهای شبکه های اجتماعی و ... به فعالین اقتصاد سنتی بر نخوره )پاسخ من : چپ، راست، يكى جلو بيا، گردنِ تو بچرخونسوال :  آیا میشه تو پلتفرم بومی کسب و کار راه انداخت ؟ پاسخ من : دستات بياد پايين و آقدايى رو برقصونسوال : اینترنت وصل میشه یا ملی میمونه ؟ پاسخ من : از در بره بيرون، از پنجره مياد توبگو آژانس برنامه کنسله بياد زودجواب به این مسائل در این مقال نمی گنجد قطعا که من پاسخ های زیادی به این سوالات دارم اما اجازه نشر  ندارم لذا تا وقته : چون ميگن جاى اين رقصا و برخوردا ايران نىپس همه بياین وسط خُرداديانى</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2026 15:52:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانم اجازه ؟ نوستالژی اینترنت پرو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88-sqcwdo3sjhyq</link>
                <description>آقا من این خانم فاطمه مهاجرانی رو که میبینم یاد مدیر دبستانمون می افتمیادتون میاد ؟ خانم اجازه ؟ انگشت اشاره بالاچند بار به عنوان یه بچه ترسیده تنها تو یه محیط غریبه دستتو با ترس آوردی بالا ؟ خانم اجازه ؟&quot; نخیر اجازه نیست بگیر بشین &quot; .وقتی معلم میومد سر کلاس همیشه یکی بود میگفت : &quot; خانم اجازه ! مشقا رو نمیبینید ؟ &quot; اون الان دقیقا کجاست ؟ اونی که مشقاشو نوشته بود 5 صبح بلند میشد کیفشو مرتب میکرد دیکته هایی که دیشب نوشته بودو میزاشت تو کیفش مامانشو بیدار میکرد ، &quot; مامان پاشو بریم مدرسه &quot; . اول همه آفتاب نزده تو حیاط مدرسه نشسته بود بابای مدرسه رو هم هر روز اون از خواب بیدار میکرد .وامیستاد تا من با روپوش چروکیده که دو تا دکمه نداشت جیبش پاره بود و کیفی که خالی از دفتر کتاب بود بیام بگه &quot; من مشقامو نوشتم بیچاره &quot; و منم دائم به تیک تاک ساعت نگاه میکردم یعنی میشه امروز معلممون نیاد؟ میشه امروز مشقا رو نبینه ؟ میشه امروزو خدا بخیر بگذرونه ؟ میشه یه معجزه بشه ؟ خوب بچه جون بکن اون دوتا صفحه مشقو بنویس دیگه .نوستالژی قشنگی بود ؟ بیایم به امروزخانم اجازه اینترنت وصل میشه ؟ ما کار داریم ما کار واجب داریم ( الکی میخواد کلش بازی کنه ) .-      فعلا به صلاح نیستدو روز بعدخانم اجازه میشه اینترنت رو ده دقیقه وصل کنید ما ببینیم هنوز کسب و کارمون زندس ؟_ بچه بشین دشمن تو اینترنت نشسته بری گولت میزنهشصت روز بعدخانم اجازه شیپیش تو جیبمون دوقاپ میندازه جون عزیزت بزار من برم تو اینترنت ._ نهادهای ذی صلاح بررسی کنند اگر اجازه دادند به 150 هزار نفر از شما 80 میلیون که اینترنت لازم دارید میشه برید تو اینترنتواکنش ما :مدرکایی که تو کشو تهی کمد بود پروژه های عهد دقیانوس و چهارتا مقاله میفرستیم برای نهاد ذی صلاح با کلی بسم الله الرحمن الرحیم با صد تا صلوات با عکس رهبر شهید صفحه اولش . دقیقا مثل دبستانمون که وقتی خانم نمیومد  آقای ناظم میگفت : &quot;اگر بجه خوبی باشید میزاریم برید تو حیاط توپ بازی حواس بچهای کلاس های دیگه رو پرت نکنید . مبصر پاشو بیا اسم خوب ها رو بنویس نیم ساعت دیگه میام هرکی اسمش تو خوب ها باشه میره توپ بازی&quot; ، اونم تو ذهنش یار کشی میکرد برای فوتبال , تیم خودش خوبها بودن اونایی که فوتبال بلد نبودنو 10 تا گل میخوردن تیم رقیب ، اصلا به خوب بودن ما کار نداشت .بعد نیم ساعت ناظم میومد 10 تا بچه ساکتو با یه توپ میفرستاد تو حیاط که 10 دقیقه مونده بود به زنگ تفریح ، ولی ما تو کلاس : سرخورده از این که مارو نبردن ، از اینکه احساس کردیم بچه خوبی نیستیم از اینکه فکر میکردیم زیاد تلاش نکردیم بچه خوبی باشیم کاش اون روز ساندیس زیر صندلی ناظم نمیزاشتیم ، کاش ماشینشو خط خطی نمیکردیم ، بیایم از امروز بچه خوبی باشیم در صورتی که اصلا نه تو معادلات مبصر نه تو معادلات ناظم هیچ کدوم از فکرای ما نقش نداشته . این جنگه یروز تموم میشه اینترنتم یجوری وصل میشه ولی دل ما با اونایی که اینترنت پرو گرفتن صاف نمیشه . اگه فکر کردی اینترنت هیچ وقت وصل نمیشه میشه یجوری وصل میشه ، مثل اون روزی که نورچشمی ناظم نبودیم اما  زنگ میخورد و همه فریاد کشان میپریدیم تو حیاط با قوطی سانتاپ فوتبال بازی میکردیم اون ده دقیقه ارزشش رو نداشت که هیچ کس تو یه حیاط پر بچه قوطی سانتاپو بهت پاس نده .  بعد دبستان دیگه هیچ وقت ندیدیمشون  اصلا نمیدونیم کجا هستن چیکار میکنن ؟ ولی تو خاطرات دبستان کاراکتر منفین واسه همون ده دقیقه توپ بازی تو حیاط خلوتی که از بچهای فوتبالیست گل زن خالی بود و پر از نورچشمی های ناظم و مبصر .  </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2026 03:50:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال همه ما خوب است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-h3qfaengrowi</link>
                <description>ای کاش میتونستم هرچی میخوام رو بنویسم،چه خوب شد اومدم ویرگول که ببینم همه اشاره میکنند ،می‌نویسند:نه ری‌را جاننامه‌ام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينهاز نو برايت می‌نويسمحال همه‌ی ما خوب استاما تو باور نکن</description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2026 20:40:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزگار غریبی است نازنین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_94871921/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-xceuzfondmr4</link>
                <description>در روزهای اینترنت پرو ، ممیزی پرو مکس چیز جالبی است فقط میشه شاملو خوند تا آروم شد .و تبسم را بر لب‌ها جرّاحی می‌کنندو ترانه را بر دهانشوق را در پستویِ خانه نهان باید کرد. ممیزی پرو مکس چیز جدیدی نیست اما در فضای اینترنت وقتی تو ویرگول که هرچی دلت میخواست میتونستی بنویسی و میخوندن حالا باید صفحه رو ریفرش کنی تا مسئول ممیزی غذاش رو خورده باشه سیگارش رو کشیده باشه عاروقش رو بگیرن بعد بیاد ببینه با اون چیزی که تو نوشتی حال میکنه یا نه تا بعد اجازه بده دیگران هم بخونن . اینا درده دردی بدتر و وحشتناک تر از قطع 59 روزه اینترنت ، البته این قطع موقتی است مثل 40 روز قطع ویرگول ممیزی هم موقتی است مسئولان ویرگول قول دادند که موقتی باشد ولی . آیا جامعه میتونه از خودش یه صدا در بیاره ؟ جامعه سوت نیست که فقط یک صدای کر کننده هشدار آژیر مانند داشته باشه جامعه آکاردئونه که هر دکمه ای یک صدای خاص داره از اونی که میخواد جامعه فقط یک صدا بده باید ترسید از اونی که اجازه شنیده شدن نوای دلنشین پیانو رو نمیده و فقط صدای سوت میخواد بشنوه باید ترسید . اینم میگذره مثل همه اون چیزایی که گذشت این وسط ماییم که گذشته میشیم تاریخ میشیم و رومون قضاوت میکنن . هیچ وقت رو قلمم حزب و جناه نچسبوندم اون چیزی که دلم میخواست رو نوشتم و مینویسم قلمم ذهنم یه جایی برام پیدا میکنه که آزاد توش بنویسم . به امید ویرگول اسفند ماه به امید اینکه این دو ماه گوشه ای موقت از تاریخ تلخ زندگی ما باشه . </description>
                <category>غفار طهرانی</category>
                <author>غفار طهرانی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2026 22:10:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>