<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ?????? ??????</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_95547935</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:12:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1230707/avatar/3ljoig.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>?????? ??????</title>
            <link>https://virgool.io/@m_95547935</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دختر نداشته عزیز تر از جانم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95547935/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85-blkw5xdqs9xz</link>
                <description>دختر نداشته عزیز تر از جانم یک روز من هم مادر خواهم شد اما نخواهم گذاشت که تو میراث شوم مرا به ارث ببری دخترم برای خودت زندگی کن ، لباس های رنگی بپوش ، موهایت را دو گوشی ببند ، و مستانه در خانه آواز بخوان نگران هیچ چیز نباش و نترس از این که شادیت باعث شود کسی تورا سرزنش کند تصمیم های بزرگ زندگی ات را خودت بگیر ، برای درس و مدرسه هرچه میخواهی بخوان ، در هر رشته ای میخواهی ثبت نام کن ، در دانشگاه هر درسی دوست داری را بخوان ، برای کار هر تصمیمی میخواهی بگیر اما فقط شاد باش شاد باش و اجازه نده دخالت های دیگران سرنوشتت را برایت تلخ کند شاد باش و اجازه نده دیگران برای زندگی آینده ات تصمیم بگیرند اجازه نده خنده هایت از صورت زیبایت محو شود و اشک در چشمانت جاری در زندگی خودت باش همان که میخواهی همان که دوست داری همان که وقتی در پیری به آن فکر میکنی به جای حسرت و آه بخندی و با خود بگویی که هرچه که بود ، هرچه که سخت ، هرچه که پر استرس ، هرچه که خسته کننده اما ...خودم بودم ... همانی که میخواستم</description>
                <category>?????? ??????</category>
                <author>?????? ??????</author>
                <pubDate>Wed, 03 Nov 2021 14:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامش نبود ... الان هست ...</title>
                <link>https://virgool.io/Wormhole/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA-xte2cackkorj</link>
                <description>معلق بودم تو رابطه باهات بین زمین و هوا ...بودن یا نبودن ...شدن یا نشدن ...نفهمیدی ... هیچ وقت نفهمیدی دارم عذاب میکشم نفهمیدی هروقت که دارم بهت پیام میدم استرس اینو دارم که یه وقت کسی نبینه ، کسی نگه چرا سرت یه سره تو گوشیه ، کسی چپ چپ نگام نکنه نبودی ...تو هیچ کدوم از شرایط سخت زندگیم نبودی معلق بودم تو رابطه باهات هیچ وقت قبول نمیکردی که چه قدر دارم اذیت میشم میگفتی قبول کردیا ولی مطمئن بودم یه لحظه دلت واسم نمی سوخت رابطه ای شروع شده بود که تهش معلوم نبود میشه یا نه دیگه بریدم ... دیگه هیچی واسم مهم نبود ... دلم آرامش میخواست چیزی که با بودن کنار تو از دستش داده بودم از نظر تو همه تقصیرا گردن منه من جنبه عشق نداشتم . من تو رو شکستم . من ...اما ...ولش کن .بزار گردن من باشه . گفتن فایده ای نداره وقتی قبول نمیکنی . تو جای هردوتامون تو این رابطه انتخاب کردی نیستی ... سخت میگذره ... اما آرامش هست .</description>
                <category>?????? ??????</category>
                <author>?????? ??????</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 12:12:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>