<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عاشق نوشتن</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_95611432</link>
        <description>نمی دانم چی شد اما بر این ترس ام غلبه و شروع به نوشتن کردم حتی به غلط،و از این کار خوشحالم و لذت می برم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:58:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/635141/avatar/lkVFrj.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عاشق نوشتن</title>
            <link>https://virgool.io/@m_95611432</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باید بر روی برندینگ(برند شخصی) کار کنید و گرنه از بازی حذف می شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-qahkcxegmjz3</link>
                <description>برندینگ یا برند شخصی (personal branding)پرسونال برندینگ یا برند شخصیدر این دنیای پرجنب جوش و پر از رقابت(رقابت پاک) و کسب درآمد از فروش محصول و ایجاد یک سیستم برای کسب و کارتان هستید،قطعا رقیبانتان بیکار ننشسته اند و برای پیشرفت تلاش می کنند.برند شخصی یا برندینگ یکی از راه های پیشرفت است که می توانید از طریق روش های برند سازی نام خود و یا نام کسب وکارتان را در ذهن مخاطبان بازار هدف هک کرده و مشتریان احتمالی را تبدیل به مشتریان وفادار کسب و کار کنید.برند سازی شخصی برای کسانی که کسب و کار ندارند نیز کاربردی و مفید است.وقتی که برای شما نام برند apple را باز گو می کنند،چه تصویری در ذهن شما شکل می گیرد؟ابتدا جواب این سوال را بدهید و به خواندن این متن ادامه دهید،احتمالا با خودتان خواهید گفت استیو جابز،موبایل های گران قیمت و با کیفیت،مشتریان وفادار و... این برندینگ بوده که این تصویر از موبایل های با کیفیت را در ذهن شما انداخته است با اینکه ممکن است از محصولات اپل هم استفاده نکرده باشید.شرکت اپل کار خود را درست انجام داده توانسته مشتریان بازار هدف خود را به مشتریان وفادار تبدیل کند.استیو جابز با ارائه برند شخصی،خود را چهره برند apple نشان داد و در سخنان و کنفرانس ها یا... با ارائه رسالت زندگی و هدف از فعالیت در بازار به مردم اطمینان داد هدف از ورود به این بازار کسب سود نبوده است.اگر دقت کنید بین مصرف کنندگان محصولات اپل متوجه خواهید شد،90 درصد کسانی که از محصولات اپل استفاده می کنند از تمام قابلیت های آن استفاده نکرده اند.موبایل اپل را نه برای اینکه پردازنده قوی تری دارد،برای حمایت و کمک به استیو جابز تا رسالت ش را ادامه دهد و محصولات با کیفیت بالاتری بسازد.امیدوارم از این توضیحات متوجه شده باشید برند شخصی چیست.انسان ها،مشتری ها،و مخاطب ها به دنبال رهبر های عقیده اند،به دنبال عقیده هایی هستند تا به ما اثبات کنند زندگی و افکاری که داریم درست هستند،و برای همین دلایل مردم به دنبال افکار و صحبت ها و محصولات استیو جابز بودند زیرا با این کار احساس خوبی را دریافت می کردند.ما اگر برند سازی نکنیم برند ما در ذهن افرادی که ما را نمی شناسند ساخته می شود،حتی به غلتبرند شخصی فرایندی است که تصویر شما توسط واژه ها،کمک ها،سخنان،و یا داستان حضور در صنعت شغلی تان ساخته شده و در ذهن مخاطبان بازار هدف شکل می گیرد و به سفیران برندتان تبدیل می شوند.اصل اثبات اجتماعی=صدای یک جمعیت بزرگ تر از صدای یک نفر است.جمعیتی که سفیران برند شما هستند.اگر مخاطبان بازار هدف را به سفیران برند تبدیل کنیم از ما تبلیفات دهان به دهان می کنند.بیل گیتسما مدیران شرکت های خودمان هستیم،ما برای خودمان بازاریابی می کنیم و برندی به نام خود داریم.روزانه یک میلیارد اسم آدم(نام)در گوگل سرچ می شود یعنی اگر نام برند کسب وکارتان را بخواهند جست وجو کنند نام شما را هم جست و جو می کنند.و این در دنیای امروزی اعداد و ارقام بسیار زیادی است.انسان ها قبل از اینکه بخواهند از کمپانی یا شرکتی خرید کنند به دنبال آن ماهیت انسانی که پشت آن است می گردند،و سوالاتی مانند کمپانی را چه کسی اداره می کند؟بنیانگذار این شرکت کی هست؟چه کسی این وبسایت را تاسیس کرده؟در ذهن مشتری شکل می گیرددکتر احمد روستا مدرس بازاریابیدکتر احمد روستا:برند ساخته نمی شود بافته می شود.بر چه اساس و مدلی برندسازی کنیم؟مدل فانوس دریایی(ایجاد حس قوی نسبت به جایگاه)پایه:نقاط قوت و تجربه و تمایز و فلسفه وجودی برندبرج:اتاق کنترل استراتژیک ها و همپوشانی ابزارهاچراغ:ابزار نمایش برند در نقاط تماسپرتو:محتوای برند(متنی،بصری،ادبیات،هویت بصری)گردش:تابش به بخش های مختلف بازار هدففلسفه وجودی برند ما چیستبیانیه مقصودمن دوست دارم که به مردم(بازار هدف)کمک کنم(منافع)از طریق این فعالیت ها(خدمات) مثال:من دوست دارم به مکانیک ها کمک کنم که با سریع ترین روش به بهترین قطعات خودرو دسترسی داشته باشند از طریق فضای مجازیمقصود برندتان باید انقدر مشخص باشد که هر کسی متوجه شود و اگر نیاز به توضیح دادن بود بدانید که مقصودتان اشتباه است و نیاز به اصلاح دارد.واقعیت های انکار ناپذیربرند به سرعت تثبیت نمی یابد: انتها و نقطه پایانی ندارد،به نوعی برند شخصی را می توان یک سبک زندگی استبرند،معروفیت نیست برند:شما با ساختن برند شخصی به عنوان رهبر و متخصص حوزه کاری خودتان شناخته می شوید و این معروفیت نیستاعتبار،همیشه مورد تهاجم قرار می گیرد:قطعا هستند افرادی که به شما حسادت بورزند و شما باید آماده این تهاجم ها بوده و به عنوان فردی با اعتبار به نرمی و با پاسخ های درست از خود دفاع کنیدبرند شخصی مالکیت شخصی ندارد:قطعا شما هم دیده اید افرادی را که جملات قصار دیگر افراد را به نام خود یا در صفحه خود منتشر می کنند،و از این بابت باید خوشحال باشید زیرا با این کار دایره نفوذ و ارتباطی شما بزرگ تر خواهد کرد.چند مورد از نشانه های برند فیک که باید از آن دوری کنیدبرند فیک=ادبیات برند ضعیف-بمباران اطلاعات و محتوا(تولید محتوا باید با برنامه باشد)خودتان را زیاد جدی نگیرید،خودتان باشید-از حرف های دیگران محتوا نسازید-از کار هایی که کردیم باید حرف بزنیم نه از کارهایی که می خواهیم بکنیم-توصیه نهایی· در صنعت خودتان همیشه یک دانش آموز بمانید· قبل از مجازی شدن حقیقی باشید· مقصودتان مقصد مشتریان باشد· ساخت برند شخصی زمان بر استامیدوارم تا به اینجا با برند شخصی آشنایی پیدا کرده باشید و بر روی برند شخصی کار کنید و آموزش های بیشتری در این زمینه ببینید،اگر از مقاله خوشتان آمد دکمه فالو را در پایین صفحه بزنید و نظرتان را برایم کامنت بگذارید.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 21:00:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از زندگی مان لذت بیشتری ببریم+داستان من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-yho4arym0czp</link>
                <description>                                            آیا ما انسان ها به این دنیا آمده ایم که رنج و سختی بکشیم؟                                            نقش علاقه مندی ها،استعداد و رویاها در زندگی چیست؟این ها همان سوالاتی بود که به دنبال آن بودم و در جستجوی لذت زندگی در دنیای اطرافم بودم که به اشتباهم پی بردم متوجه شدم لذت در...لذت زندگی برای هرکس می تواند معنا و مفهوم متفاوتی داشته باشد اما به صورت کلی لذت  در لحضه لحضه زندگی مان است،بر خلاف خیلی از انسان های ناآگاه که چندی پیش خودم هم یکی از آنها بودم که باید آن قدر سختی بکشیم وتلاش بکنیم تا این که به خواسته هایمان برسیم.خداوند دانا و آگاه است و هیچ کار را بی دلیل و حکمت انجام نمی دهد وپس ابتدا باید حکمت و دلیل وجودی از خلقت انسان را جست وجو کنیم تا به این درک از خلقت انسان برسیمبا تحقیقاتی که انجام دادم به این رسیدم  که هدف از خلقت انسان تکامل و عبادت پروردگار این جهان هستی است.قطعا تکامل انسان در این جهان هستی نقش پر رنگ تری دارد،انسان باید سعی براین کند تا نواقص خود را پوشانده و به تکامل برسد،عبادت خداوند نیز برای بزرگ شمردن و شکرگزاری از خداوند است.اما این سوال پیش می آید که چرا خداوند عالم انسان را کامل نیافرید تا این قدر سختی و رنجی نکشد؟و اینجاست که به این اشتباه پی می بریم و متوجه می شویم که انسان برای لذت بردن از مسیر رسیدن به خواسته هایش در جهت تکامل خود و رشد و گسترش این دنیا شود.ما انسان ها حداقل با یک علاقه مندی و استعداد آفریده شده ایم که باید در راستای علاقه مان رویایی بزرگ انتخاب کنیم تا چشم اندازی  داشته باشم تا اهدافی را انتخاب کرده که در راستای رویا بوده،و از استعدادمان برای موتور پیش برنده استفاده کنیم تا روند رسیدن به رویا سریع تر گردد.مارتین سلیگمن (Martin Seligman) استاد دانشگاه پنسیلوانیا و نویسنده‌ی کتاب «خوشبختی واقعی؛ کاربرد روان‌شناسی مثبت و درک ظرفیت‌ها برای موفقیت پایدار» است.او می‌گوید: «لحظات لذت زندگی و شادی گاهی آنی، شدید و یک‌باره و گاهی پایدارتر و بادوام بیشتری خود را نشان می‌دهند. لذت‌ها فعالیت‌های مورد علاقه‌ی ما هستند که ما را به‌شدت مجذوب و درگیر خود می‌کنند.»اگر شما مثل من همچین دیدگاهی را در زندگی داشته باشید قطعا از زندگی تان لذت بیشتری می برید.من قبل از عید 1400 بود که با سایت ویرگول آشنا شدم و بر ترس از این که مورد قضاوت واقع شوم غلبه و اولین مقاله کاملا دلی ام را به نام دیدگاه اشتباه وقت طلاست و راه حل دعوت کردن آرامش به زندگی با حذف این دیدگاه را منتشر کردم و به دنبال آن چند مقاله دیگر را نوشتم و با بازخورد های متعددی رو برو شدم که بازدید کنندگان از خواندن مقاله ها لذت برده اند و هم با دیدن این بازخورد ها پر از شور و شوق می شدم.به نظر من هدف از خلقت انسان در کنار تکامل و عبادت پروردگار،رشد و گسترش این جهان هستی است تا این دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن کند.و در آخر شما هم باید استعداد و علاقه مندی تا را پیدا کنید که در این جا قول می دهم که مقاله ای در این رابطه خواهم نوشت،و رویایی بسازید و از مسیر رسیدن به این رویا حتی اگر تا پایان عمرتان تلاش کنید اما در آخر به آن نرسید از زندگی تان لذت برده که عمرتان را تلف نشده ولی عجل به شما این فرصت نداده است.خوشحال می شوم اگر با فالو کردن ما را در ادامه مقالات همراهی کنید و نظرتان را کامنت کنید.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Wed, 28 Apr 2021 15:03:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای رسیدن به اهداف سیستم سازی کنید و از زندگی لذت بیشتری ببرید.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-wbzhg3sxpgxg</link>
                <description>اساسا همه مردم در زندگی خود هدف هایی دارند،حتی افرادی که درگیر روزمرگی هستند نیز هدف دارند همین که تصمیم گرفته اند زمان خود را سپری کنند دارند هدفی را دنبال می کنند.همه مدیران کسب و کارها در پی رشد کسب و کار و بهترین شدن هستند.همه دانشجویان و دانش آموزان هدف فارغ التحصیلی با معدل بالا را دارند.آیا تیم ورزشی را می شناسید که از موفقیت تیم و بردن جام قهرمانی نگویید،و صرفا برای باخت وارد میدان مسابقه شده باشد؟آیا بازاریابی را سراغ دارید که هدفش افزایش فروش به مشتریان نباشد؟همان طور که میبینید همه ما بدون استثناء هدفی را دنبال می کنیم،اما چرا بعضی افراد به بیشتر از موفقیت ها و اهدافی که در ذهن خود طراحی کرده بودند دست می یابند و بعضی افراد سرخورده و ناراحت از مسیر رسیدن به اهدافشان کناره گیری می کنند؟جدی ترین چالش در زندگی این افراد مفهومی به نام سیستم است،سیستمی برای بردن،بردن و بردن· هدف گذاری یا سیستم سازی؟قطعا نباید بحث هدفگذاری را فراموش کرد و باید هر انسانی در زندگی اش اهداف شفاف و مشخص در قالب اهداف هو شمند طراحی کند.آنچه که پذیرفتنی نیست و هدفگذاری را به نسبت سیستم سازی کم ارزش تر نشان می دهد این است که تمرکزمان را بر اهداف داشته باشیم و هر کجا که دستمان می رسد اهداف را مکتوب و قرار دهیم.ما یکبار اهدافمان را بر اساس ارزش های درونی و نیازهایمان مشخص و مکتوب می کنیم و سپس سیستمی برای دستیابی به اهداف طراحی،و بر روی اجرای همیشه سیستم تمرکز می کنیم.این سیستم ها را هر روز اجرا می کنیم و به رفع اشکال و بازبینی سیستم می پردازیم،تکرار و تکرار و در نهایت به بهبود سیستم پرداخته و سرعت و شرایط رسیدن به هدف بهتر می شود.مثال:از نظر یک مربی رسیدن به جام قهرمانی یک هدف محسوب می شود اما جذب بازیکنان خوب،دستیاران و نحوه و محل تمرین،افکاروآرامش بازیکنان سیستم دستیابی به این هدف محسوب می شود.اهداف به ما جهت رسیدن به موفقیت را نشان می دهند و الزامی و غیرقابل انکار هستند ولی باید بر روی سیستم و اجرای روزانه سیستم متمرکز بود وازانجام کارهای مربوطه لذت برد.مایکل فلپس قهرمان المپیکورزشکاری همچون مایکل فلپس را در نظر بگیرید که در هر رقابت چند مدال طلا را از آن خود می کند،و همچنان شانس اول شدن در رقابت های بعدی است،دلیل این همه تکرار موفقیت مایکل فلپس چیزی جز سیستم تمرین پیوسته و اصولی نیست.· چرا گاهی اوقات رسیدن به هدف سخت می‌گردد؟مشکل آن جاست که ما برای خودمان اهداف بزرگی تعیین می کنیم،و بر روی این اهداف تمرکز می کنیم و این مسئله باعث یک فشار ذهنی در ما شده و شروع می‌کنیم به بررسی توانایی‌های خودمان.حتی اگر به حد کافی هم توانایی داشته باشیم،شروع می‌کنیم به تردید پیدا کردن  نسبت به خودمان. با خود می‌گوییم آیا واقعا رسیدن به این هدف  برای من ممکن است؟و تردید،گمراهی در ما رسوخ کرده و از تلاش و لذت بردن از مسیر و از دستیابی به هدف باز می مانیم،اما نمی دانیم که هدف یک نقطه است که بعد از دستیابی به آن شادی کوتاهی بوجود می‌آورد.ما باید اهداف بزرگی داشته باشیم و بدانیم سیستم تضمین‌کننده تکرار موفقیت‌ است.· سیستم و تفکر سیستمی چیست؟قراردادن اهداف در یک سیستم، پایه و اساس رسیدن به موفقیت است.ایجاد سیستم یا به‌ اصطلاح سیستماتیک کردن کارها، به شما آزادی عمل می‌دهد تا هر روز کارهایتان را انجام دهید بدون اینکه یکسری اشتباهات تکراری داشته باشید.تفکر سیستمی یکی از موضوعاتی است که فارغ از حوزه کاری و تخصص ما، جهت درک صحیح رویداد ها و مدیریت مناسب فعالیت هایمان مورد نیاز می باشد. تفکر سیستمی شناخت ما از محیط و اتفاقات و رویداد های ریز و درشت و پیچیده اطرافمان را کامل تر می کند؛ در نتیجه می توانیم در زندگی تصمیمات بهتری بگیریم و رفتارهای مناسب تری داشته باشیم.قبل از اینکه به بحث اصلی در خصوص تفکر سیستمی و هدفمندی سیستم بپردازیم، لازم است تا مفهوم سیستم را مرور نماییم. بدون شک همه ما تاکنون اصطلاح «سیستم» را شنیده ایم و یا در مکالمات روزمره خود از این اصطلاح استفاده کرده ایم. مثل سیستم کامپیوتر، سیستم حمل و نقل، سیستم اعصاب، سیستمی فکرکردن.در یک تعریف کلی، به هر مجموعه هدفمندی که از اجزای مشخصی تشکیل شده باشد و این اجزا با یک نظم خاص در کنار هم قرار گرفته و با یکدیگر در ارتباط متقابل باشند، سیستم گفته می شود.به عنوان مثال اتومبیل یک سیستم است؛ چراکه اجزای آن با نظم خاصی کنار همدیگر قرار گرفته اند و با همدیگر در ارتباط هستند تا هدف اتومبیل که همان جابجائی افراد یا کالا ها از جائی به جای دیگر است را تحقق بخشند.چه ویژگی مشترکی در این گروه ها و انواع متفاوت وجود دارد که ما همه آن ها را “سیستم” می نامیم؟1. همه این موارد هدف مشخصی دارند یا برای هدف مشخصی ساخته شده اند.2. همگی از اجزای مشخصی تشکیل شده اند؛3. و این اجزا با نظم خاصی کنار یکدیگر قرار گرفته اند.4. و ارتباط متقابل بین اجزا مشهود است.هدفمندی سیستم جزئی از ویژگی های مهم هر سیستم است. حتی وقتی به سیستم های طبیعی نگاه می کنید در صدد برآورده ساختن اهداف معین شده خود، از روش های مختلف  می باشند. به عبارت دیگر، هیچ چیز در دنیا به بطلان آفریده نشده است. در طبیعت همه جا تعاون، هماهنگی، تعادل، یکپارچگی و تعامل وجود دارد. بنابراین همه سیستم ها دارای هدف بوده و در حقیقت سیستم بدون هدف، تنها یک توده از عناصر مختلف می باشد.جمیز کلر ( James Clear) به کسانی که در حال آموزش موسیقی هستند می‌گوید :  “اگر شما به جای تمرکز کردن بر روز اجرای موسیقی، بر تمرین هایی که هر روز انجام می‌دهید تمرکز داشته باشید، هم می‌توانید از زمان حال لذت ببرید و هم پیشرفت خواهید داشت.”طبق گفته‌ی جمیز کلر، تفاوت بین هدف و سیستم در اینجاست که هدف یعنی تمرکز بر روی یک اتفاق خاص در یک روز خاص، اما سیستم یعنی تمرکز و لذت بردن بر روی کاری که هر روز انجام می‌دهید.اصول سیستم سازی چیست؟اصل اول سیستم سازی: با اهداف خوشبختی فعلیتان را از دست می دهید.چون شما در مسیر رسیدن به اهداف لذت فعلی تان را برای لذت رسیدن به اهدافتان می فروشید.و برای این کار شما باید بر روی روندها یا سیستم تمرکز کنید.اصل دوم: اهداف در جهت مخالف روند های بزرگ هستند.اهداف کاری می کنند که در مسیر به تلاش و تکاپو بیفتید اما وقتی که به هدفتان رسیدید دست از تلاش بر می دارید.یا حتی زمانی که به چالش های مسیر برمی خورید یا دست از آن هدف بر می دارید یا هدفتان را کمی تغییر می دهید.اما در سیستم سازی شما از حل کردن چالش ها لذت می برید و حتی شده،مانع های در مسیرتان را دور خواهید زد و دوباره حرکت می کنید.اهداف باعث می شود که استرس داشته باشید و در اینصورت درست فکر نخواهید کرد وتصمیم های درستی نخواهید گرفت و این تصمیم ها شما را از روند بلند مدت زندگی تان را خارج خواهد کرد.اصل سوم:اهداف پیشنهاد می کنند بر روی چیز هایی که کنترل ندارید،کنترل داشته باشید.این اصل بیانگر آنست که باید این نکته که دنیا،دنیای عدم قطعیت است و غیر قابل پیش بینی را باور داشته باشیم،ولی در هدف گذاری ما اسرار بر این داریم که مدام با خود بگوییم کی به این هدفم خواهم رسید یا زمان مشخص کنیم و این هاست که ما را از لذت هایی که می توانیم در مسیر ببریم دور می کند،و اگر در این زمان به خواسته مدنظرمان نرسیم سرخورده خواهیم شد و احساس پوچی و افسردگی می کنیم.برنامه عملی:یک روز از سال را به هدف‌گذاری در هرزمینه از زندگی و کسب و کارتان اختصاص بدهید و بقیه روزهای سال را به طراحی،اجرا و بهبود سیستم بپردازید. با این نگرش موفقیت‌های کوچک روزانه در اجرای سیستم شما را شاد و خشنود می‌کند و علاوه بر افزایش بهره‌وری و احتمال دست‌یابی به موفقیت ، مسیر موفقیت‌تان مسیری شاد و لذت‌بخش خواهد بود.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 08:58:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سحرخیزی باعث موفقیت نمی شود+دلیلی محکم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%AD%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-nsr44wnsbx6z</link>
                <description>آیا سحرخیزی باعث می شود ما آدم موفقی شویم؟آیا اگر هر روز صبح ساعت پنج از خواب بیدار بشیم باعث می شود به موفقیت های بیشتری برسیم؟این ها سوالاتی بود که من فکر می کردم پاسخ آنها مثبت است،و مدت زمان زیادی را امتحان کردم به سحرخیزی و زودتر بیدار شدن از دیگران و اتفاقاتی برایم می افتاد که باعث می شد بازدهی من در طول روز اٌفت کند.در این مقاله می خواهم به شما بگویم برای موفقیت لزومی به سحرخیزی نیست و مزایا و معایب سحرخیزی چیست و چرا بعضی افراد سحرخیزند و زود بیدار می شوند.من زمانی که به دنبال موفقیت بودم و در کتاب های موفقیت در جست و جو بودم مدام این مطلبی که انسان های موفق سحرخیزند و زودتر از بقیه به سرکار می روند جلوی چشمانم بود و من هم با خودم گفتم پس اینکه اینقدر در کتاب ها تاکید می شود و می گویند انسان های موفق سحرخیزند پس یک دلیلی دارد،و من هم باید سحر خیز بودن را شروع کنم.بعد از گذشت زمانی که سخت مشغول کار بودم نه تنها تغییر خاصی در زندگی من ایجاد نمی شد و به این خاطر که شبها دیر می خوابیدم و صبح زود بیدار می شدم در طول روز که سر کار بودم کم انرژی می شدم و بهروری من کاهش پیدا می کرد و مدام خواب آلود بودم و نمی توانستم بر روی کار تمرکز داشته باشم و خلاقانه فکرکنم و تصمیم بگیرم و گاهی اوقات حواسم به شبکه های اجتماعی معطوف می شد.من برای خودم یک برنامه چیده بودم که خب....ساعت یک ربع به پنج از خواب بیدار می شوم و می روم سرکار و شروع به کار می کنم،و ساعت شش که به خانه برگشتم به باشگاه رفته و تمرین می کنم و دوباره فردا هم همین کار خواهم کرد تا به موفقیت برسم.این برنامه من در طول روز بود ولی به این نکته دقت نکرده بودم که آیا در طول روز انرژی من ثابت خواهد ماند و تغییر نمی کند و پر انرژی کار های روزانه ام را انجام خواهم داد.مخصوصا ما که انسان هستیم و از محیط های خشک و خالی و خسته کننده می توانیم تاثیر بگیریم و نیاز به محیطی پویا داریم و زمانی که به سرکار می آییم و کسی نیست و سکوته بدتر حس بدی خواهیم گرفت.و اینجا بود که به فکر افتادم و به دنبال آن تحقیقاتی کردم که متوجه شدم بحث مدیرت زمان دیگر منسوخ شده و در این دوره زمانی بحث میریت انرژی بولد شده است.شما وقتی که می خواهید یک جلسه برگزار کنید و نیم ساعت زمان به آن اختصاص می دهید اگر خسته و خواب آلود باشید و انرژی کافی نداشته باشید ممکن است آن نیم ساعت به یک ساعت و حتی بیشتر تبدیل شود و حتی در آخر تصمیم درست هم نمی گیرید.زیاد کار کردن شما را موفق نمی کند هوشمندانه کار کردن است که شما را موفق می کند.واگر خواب کافی نداشته باشید،انرژی ندارید و انرژی نداشته باشید تصمیمان خوبی نمی گیرید و درنهایت هوشمندانه کار نخواهید کرد و از مسیر موفقیت خارج خواهید شد.خیلی ها هستند که دوست دارند موفق شوند وبه تقلید از افراد موفق جهان آنها هم می خواهند صبح زود بیدار شوند.اما باید از خودتان این سوال را بپرسید چرا؟چرا می خواهید زود بیدار بشید،کارهایی که می خواهید صبح زود انجام دهید زمانی دیگری هم می توانید انجام دهید.شاید آنهایی که زود از خواب بیدار می شوند به این خاطر است که شب زودتر خوابیده اند و صبح زود انرژی بیشتری برای کار دارند و تصمیمات بهتری می توانند بگیرند.خیلی از آدمها را دیده ام که دوساعت بعد از اینکه تمام کارمندانشان آمده اند به سرکار می آیند و زودتر از کارمندان هم می رفتند.وکسب و کار موفقی هم دارند و از بیرون اگر کسی آنها را ببیند فکر می کند که دارند هفته ای هفتاد وهشتاد ساعت کار می کنند در صورتی که این طور نبود.و بعضی از افراد هستند که سیستم بدنی آنها به گونه ای هستش که صبح زود بیدار می شوند.شما خودتان باید ببینید که چه موقع از روز انرژی بیشتری دارید و در آن موقع کار کنید،شاید در شب انرژی داشته باشید،می توانید در آن موقع کار کنید.امیدوارم از این مقاله خوشتان آمده باشد و برایتان مفید بوده اگر دوستدارید تفاوت برنامه ریزی با زمان بندی را بدانید به این مقاله که لینک آن را قرار داده ام سری بزنید.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Fri, 26 Mar 2021 15:53:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت برنامه ریزی و زمان بندی +راه حل دستیابی به اهداف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-ip7hgpwz2gj1</link>
                <description>صبح ساعت 7 از خواب بیدار میشی و آماده میشی برای درس خواندن از هفت تا نه ریاضی بخوان و از نه تا یازده شیمی و از یازده تا یک فیزیک و...شما ابتدا که در حال خواندن متن بالا بودید برایتان آشنا بود چون قبلا این نوع برنامه ریزی را در مدرسه به ما یاد دادند و برای امتحانات و کنکور و... استفاده می کردیم.ولی الان که از مدرسه و دانشگاه فارغ التحصیل شدیم دیگر این نوع برنامه ریزی کاربرد ندارد،پس برای رسیدن به اهداف چه باید بکنیم؟چرا این برنامه ریزی منسوخ شده؟اگر یادتان باشد در دوران مدرسه همیشه هر جا که می نشستیم به ما می گفتند تو که از مدرسه میای بیکاری این کار رو بکن،اون کار رو بکن.خیلی کلمه جالبی بود&quot;بیکار&quot;وهمه بالاخص معلم ها و استاد ها از این کلمه زیاد استفاده می کردند. و بر اساس همین کلمه بیکار بودن برای کنکور و شب امتحان به ما اموزش می دادند که این طوری برنامه ریزی کنیم،تا در امتحان پیش رو موفق شویم.در دنیای خارج از مدرسه که دیگر درس خواندنی نیست.و موفقیت در کار و زندگی به دیگران هم بستگی دارد.اما به نظر شما این روش دیگر جواب می دهد با این مشغله کاری،ترافیک،انرژی انسان،بدقولی هایی که از افراد می بینی و چندین موءلفه دیگرپس از چه نوع برنامه ریزی باید استفاده کنیم؟در ابتدا باید به شما بگویم که ان روشی که در مدرسه برای برنامه ریزی کردن به ما یاد می دادند زمان بندی بوده و نه برنامه ریزیما در زندگی برنامه ریزی می کنیم تا از زمانمان به درستی استفاده کنیم تا به اهداف مد نظرمان دست پیدا کنیم.با برنامه ریزی کردن گام هایی برای رسیدن به آن اهدف مشخص می کنیم و سعی می کنیم در هر روز حداقل یک گام برای رسیدن به این هدف برداریم،و این گونه زمان بندی در کار نیست تا اگر دیر به محل کار رسیدیم از خواب بیدار نشدیم یا مهمان به خانه ما امده و... که ما نتوانستیم در آن زمان مشخص آن کار را انجام دهیم.می دانیم که این چند کاری که مشخص کردیم باید در طول روز انجام شود و پس از مدتی گام هایی که در راستای هدف مورد نظر برداشتیم به آن می رسیم احساس رضایت و خوشحالی می کنیمتوصیهتمام تلاشتان را بکنید تا کار هایی را که در طول روز مشخص کردید انجام دهید و اگر به هر دلیل موفق به انجام نشدید ان را به فردا یا روزی دیگر موکول کنید.برنامه روزتان را سبک کنید یعنی بر روی کار هایی که شما را به هدف مورد نظر می رساند تمرکز کنید و از نوشتن کار های روتین مثل صبحانه خوردن خودداری کنید.حتما و حتما برنامه هایتان را بر روی کاغذ و یا نوت موبایلتان یادداشت کنید چون اگر در ذهن نگه دارید،ذهن شما از فکر پر می شود و کار های روزمره و ... فراموش می کنید.خوشحال می شوم اگر نظرتان را برایم کامنت بگذارید.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Thu, 25 Feb 2021 18:02:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدگاه اشتباه وقت طلاست و راه حل دعوت کردن آرامش به زندگی با حذف این دیدگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_95611432/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-ff8mhkzztruv</link>
                <description>در این مقاله به شما خواهم گفت که چرا این دیدگاه اشتباه است و نباید به زمان زیاد سخت گرفت و شاید وقت طلا نباشد ولی بی ازرش نیست.و باید چه کار کنیم؟ایا وقت با ارزش است؟وقت و عمر بدون شک ارزشمندترین دارایی انسان است، چرا كه هرگز قابل برگشت نيست و عمر تنها ماشينی كه دنده عقب ندارد. فقط مي توان از زمان به نحو احسن استفاده كرد. وقت تنها دارايي مشترک بين انسانهاست كه برخي درست از آن بهره مي برند و حتي ثانيه ها برايشان ارزشمند است و در ثانيه ها موفقيت خود را مشاهده مي كنند. ولی برای برخی و باید از دیدگاهی که در ادامه معرفی می شود برای زندگی با آرامش بیشتر استفاده کرد.پس چرا این دیدگاه اشتباه است؟قبل از اینکه به دلیل اشتباه بودن این دیدگاه بپردازم از زندگی خودم بگویم که برایم آینده بسیار مهم شده بود.و سعی براین داشتم که نگذارم حتی یک ثانیه ام را تلف کنم.و همیشه از کار هایی که تاثیری بر آینده تاثیر نمی گذارد دوری می کردم،مثل هم صحبت شدن با دوستان و آشنایان که ارزش چندانی ندارد دوری می کردم و...و حالا بعد از گذشت چند سال که بالغ تر شده ام به این نتیجه رسیده ام وقت طلا نیست بلکه ما با کار هایی که می خواهیم انجام دهیم به آن ارزش می دهیم.دیدگاه درست کدام است؟دیدگاه درست برای تعیین با ارزش بودن زمان بر می گردد به خواسته های ما انسان هاچه خواسته ایی در زندگی دارید؟این خواسته های ما هستند که زندگی ما را می سازند،اگر خواسته ای داشته باشی رسیدن به آن است که برای تو مهم می شود و تلاشت را می کنی که به آن برسی.و قبل از اینکه ما زمانمان را مدیریت کنیم ابتدا باید خواسته ها و اهدافمان را مشخص کنیم و سپس آن زمان مان را مدیریت می کنیم.چگونه از این دیدگاه بهتر استفاده کنیم؟با برنامه ریزی کردن می توان از زمان استفاده بهتر و مفید تری برد.و البته برنامه ریزی کردن را با زمان بندی اشتباه نگیرید.که در می توانید در این مقاله تفاوت برنامه ریزی با زمان بندی مطالعه کنید.وقتی که ما برای سال ماه هفته و روز خود برنامه ریزی می کنیم روز مان با انرژی شروع می شود و دچار سر در گمی نمی شویم.نتیجه گیریپس به این نتیجه می رسیم که زمان ارزش چندانی ندارد بلکه این خواسته های ماست که ارزش مند بودن زمان را مشخص می کند و نباید باعث دوری ما شود که کمتر از زندگی لذت ببریم.</description>
                <category>عاشق نوشتن</category>
                <author>عاشق نوشتن</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 23:24:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>